دعوت به تامل؛ چرا «ما» از آزادیستیزی خمینی پشتیبانی کردیم؟
تردیدی نیست که خمینی در مقطع ۵۷ سخنانی آزادیستیزانه علیه آزادی عقیده و دیگریستیزانه علیه اقلیتهای مذهبی بیان میکرد. تردیدی نیست که او بهاییان را «نجس» نامیده بود. تردیدی نیست که او به دفعات علیه یهودیان سخن گفته بود. تردیدی نیست که او باوری به آزادی مذاهب غیرشیعه در ایران نداشت. تردیدی نیست که او کشور متکثر ایران را «اسلامی» میخواست.
و در عین حال تردیدی نیست که خمینی در مقطع بهمن ۱۳۵۷ طرفداران زیادی داشت. طرفدارانی از همین مردم. حتی بسیاری از روشنفکران و تحصیلکردهها. حتی بسیاری از کسانی که دنیای آزاد را دیده بودند. بسیاری از کسانی که سبک زندگی متفاوت با خمینی داشتند.
پس چرا ما از خمینی حمایت کردیم؟
این «ما» در اینجا اشاره به همین بخش بزرگی از ما مردم دارد. ریشه این پشتیبانی و حمایت از خمینی - علیرغم اینکه حرفهای آزادیستیزانه و دیگریستیزانهاش را شنیده بودیم - در کجا بود؟
درباره این مسئله حرف بزنیم تا نسبت به ترفند و فریب آزادیستیزان و دیگریستیزان بیشتر آگاه باشیم.
شما درباره این چه فکر میکنید؟
#گفتگو_توانا #خدا_ناباوران #خداباوران #حقوق_بشر #مدارای_مذهبی
تردیدی نیست که خمینی در مقطع ۵۷ سخنانی آزادیستیزانه علیه آزادی عقیده و دیگریستیزانه علیه اقلیتهای مذهبی بیان میکرد. تردیدی نیست که او بهاییان را «نجس» نامیده بود. تردیدی نیست که او به دفعات علیه یهودیان سخن گفته بود. تردیدی نیست که او باوری به آزادی مذاهب غیرشیعه در ایران نداشت. تردیدی نیست که او کشور متکثر ایران را «اسلامی» میخواست.
و در عین حال تردیدی نیست که خمینی در مقطع بهمن ۱۳۵۷ طرفداران زیادی داشت. طرفدارانی از همین مردم. حتی بسیاری از روشنفکران و تحصیلکردهها. حتی بسیاری از کسانی که دنیای آزاد را دیده بودند. بسیاری از کسانی که سبک زندگی متفاوت با خمینی داشتند.
پس چرا ما از خمینی حمایت کردیم؟
این «ما» در اینجا اشاره به همین بخش بزرگی از ما مردم دارد. ریشه این پشتیبانی و حمایت از خمینی - علیرغم اینکه حرفهای آزادیستیزانه و دیگریستیزانهاش را شنیده بودیم - در کجا بود؟
درباره این مسئله حرف بزنیم تا نسبت به ترفند و فریب آزادیستیزان و دیگریستیزان بیشتر آگاه باشیم.
شما درباره این چه فکر میکنید؟
#گفتگو_توانا #خدا_ناباوران #خداباوران #حقوق_بشر #مدارای_مذهبی
فیلم "چیزهای بیچاره" یا سادهتر، «بیچارگان»، به کارگردانی یورگوس لانتیموس، با داستانی که در آن کمدی سیاه و عناصر فانتزی گنجانده شده، زن جوانی را نشان میدهد که توسط یک دانشمند غیرمتعارف به زندگی بازگردانده میشود. این فیلم، که بر اساس رمانی نوشته آلاسدایر گری ساخته شده، با مضامینی نظیر هویت، آزادی و محدودیتهای اجتماعی در هم آمیخته است و زمینهای برای تفسیرهای متفاوت، از جمله در رابطه با مسائل الهیاتی و خداناباوری، فراهم میکند.
شخصیتی که به نام "خدا" (یا گاد)، نمایانگر دکتر گادوین باکستر است که بلا باکستر را زنده میکند، فضایی را برای بحث در مورد مضامین آفرینش، کنترل و رهایی باز میکند. این تصویرسازی میتواند به عنوان نقدی به ساختارهای پدرسالارانه و اقتدار خداییای که بر زندگی و دانش اعمال میشود، تلقی شود. کنترل باکستر بر زندگی و فرایند یادگیری بلا، بازتابی از محدودیتهای گستردهتر اجتماعی است و به نوعی اشاره به امکان زیر سوال بردن هنجارها و اقتدارهای موجود، از جمله جزمیات دینی و علمی دارد.
فیلم در دورهی ویکتوریایی قرار دارد و با بررسی مضامین از طریق منظر بازگشت به زندگی (مفهوم مسیحی «رستاخیز»)، شکلگیری هویت و جستجو برای آزادی شخصی، با سوالات گستردهتری در مورد وجود انسانی و رابطه ما با اشکال خالق یا خدایی مرتبط میشود. هرچند "چیزهای بیچاره" به طور مستقیم با خداناباوری یا بحثهای الهیاتی درگیر نیست، اما دعوتی برای تأمل در استقلال، روشنگری و نقد نقشهای سنتی است که توسط جامعه و احتمالاً ساختارهای دینی یا متافیزیکی بر ما تحمیل میشود.
لانتیموس برای چالشبرانگیز کردن مخاطبان با روایتهای پیچیده و شخصیتهای اخلاقی مبهم شناخته شده است که مخاطبان را با داستانهای پیچیده و شخصیتهای اخلاقی مبهم به چالش بکشد و مرزهای روایت سنتی را جابجا کند. نمونهی از این روایتهای نامتعارف فیلم قبلی او «خرچنگ» است که…
برای مطالعهی یادداشت کامل به صفحهی گفتوشنود مراجعه کنید:
https://dialog.tavaana.org/movie-3-poor-things/
تیم پژوهشی گفتوشنود تماشای این فیلم موفق را به علاقهمندان به مباحث الهیاتی و فلسفی پیشنهاد میکند.
#خدا #خداباوری #خداناباوری #طبیعت #خلقت #آفرینش #انسان #لانتیموس #گفتگو #رواداری
شخصیتی که به نام "خدا" (یا گاد)، نمایانگر دکتر گادوین باکستر است که بلا باکستر را زنده میکند، فضایی را برای بحث در مورد مضامین آفرینش، کنترل و رهایی باز میکند. این تصویرسازی میتواند به عنوان نقدی به ساختارهای پدرسالارانه و اقتدار خداییای که بر زندگی و دانش اعمال میشود، تلقی شود. کنترل باکستر بر زندگی و فرایند یادگیری بلا، بازتابی از محدودیتهای گستردهتر اجتماعی است و به نوعی اشاره به امکان زیر سوال بردن هنجارها و اقتدارهای موجود، از جمله جزمیات دینی و علمی دارد.
فیلم در دورهی ویکتوریایی قرار دارد و با بررسی مضامین از طریق منظر بازگشت به زندگی (مفهوم مسیحی «رستاخیز»)، شکلگیری هویت و جستجو برای آزادی شخصی، با سوالات گستردهتری در مورد وجود انسانی و رابطه ما با اشکال خالق یا خدایی مرتبط میشود. هرچند "چیزهای بیچاره" به طور مستقیم با خداناباوری یا بحثهای الهیاتی درگیر نیست، اما دعوتی برای تأمل در استقلال، روشنگری و نقد نقشهای سنتی است که توسط جامعه و احتمالاً ساختارهای دینی یا متافیزیکی بر ما تحمیل میشود.
لانتیموس برای چالشبرانگیز کردن مخاطبان با روایتهای پیچیده و شخصیتهای اخلاقی مبهم شناخته شده است که مخاطبان را با داستانهای پیچیده و شخصیتهای اخلاقی مبهم به چالش بکشد و مرزهای روایت سنتی را جابجا کند. نمونهی از این روایتهای نامتعارف فیلم قبلی او «خرچنگ» است که…
برای مطالعهی یادداشت کامل به صفحهی گفتوشنود مراجعه کنید:
https://dialog.tavaana.org/movie-3-poor-things/
تیم پژوهشی گفتوشنود تماشای این فیلم موفق را به علاقهمندان به مباحث الهیاتی و فلسفی پیشنهاد میکند.
#خدا #خداباوری #خداناباوری #طبیعت #خلقت #آفرینش #انسان #لانتیموس #گفتگو #رواداری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خدایان روی زمین
دیگرینامه
اپیزود ۲۵
فریدریش نیچه، فیلسوف آلمانی، در بخشی از کتاب مشهور خود به نام «تبارشناسی اخلاق» از منظری روانشناختی به اهمیت آیین پرستش نیاکان میپردازد. او مفهوم «بد-وجدانی» (یا bad consciousness) را در هر نوع احساس دینی بسیار مهم و محوری میشمارد و معتقد است که همواره امروزیها نسبت به پیشینیان خود نوعی بد- وجدانی دارند؛ نوعی دین که باید ادا شود.
این احساس دین یا وامداری نسبت به نسلهای قبلی، وقتی صورت آیینی به خود میگیرد، به اعتقاد نیچه کهنترین شکل دینورزی را موجب میشود؛ یعنی آیین پرستش نیاکان که از دید یک ناظر بیرونی، چیزی جز یک شکل از کیش پرستش شخصیت نیست. البته شخصیتهایی که در مقام پدر یا مادر به نسلهای قبلی تعلق داشتند. نیچه مینویسد:
«رابطه حقوقی خصوصی میان بدهکار و بستانکار که پیش از این از آن بسیار گفتیم، از دیدگاه شیوه دید و درنگ تاریخی همچون رابطهای تفسیر شد که برای ما مردمان مدرن چهبسا درنیافتنیترین چیزهاست: یعنی رابطه اکنونیان با پیشینیان خود. در میان قومهای نخستین، هر نسل زنده همواره در برابر نسلهای پیشین، و بهویژه در برابر نسل آغازین بنیادگذار قوم، حقوقی بر گردن خود میدید.
در میان ایشان این باور فرمانروا بود که تنها از راه فداکاری و کوششهای نیاکان است که قومیتی هست و میباید با فداکاری و کوشش دین خود را بدانها پرداخت؛ بدینسان آدمی بر گردن خود دینی را میبیند که پیوسته بزرگتر میشود. زیرا که این پیشینیان با زندگانی پایدار خود همچون ارواح نیرومند، همچنان از نیروی خود به قوم خود بهرهها و مایههای تازه میرسانند. چهبسا [به چشم ما] بیهوده اما...»
برای مطالعه متن کامل این اپیزود رجوع کنید به:
dialog.tavaana.org/others-25/
و برای شنیدن نسخهی کامل این اپیزود در یوتیوب به:
https://youtu.be/MJlPyt7vV2Y?si=c1EtjFTsYaUIxJrz
و برای شنیدن نسخهی کامل در کستباکس به:
castbox.fm/vb/692209025
و برای شنیدن نسخهی کامل در ساند کلود به:
https://on.soundcloud.com/cQqUFmsfXMA5Y8iA8
رجوع کنید.
#دیگری_نامه #کوش_پیل_دندان #فرعون #پرستش_نیاکان #نیاپرستی #نیچه #فریدریش_نیچه #تبارشناسی_اخلاق #بدوجدانی #خدا #خدایان
@Dialogue1402
دیگرینامه
اپیزود ۲۵
فریدریش نیچه، فیلسوف آلمانی، در بخشی از کتاب مشهور خود به نام «تبارشناسی اخلاق» از منظری روانشناختی به اهمیت آیین پرستش نیاکان میپردازد. او مفهوم «بد-وجدانی» (یا bad consciousness) را در هر نوع احساس دینی بسیار مهم و محوری میشمارد و معتقد است که همواره امروزیها نسبت به پیشینیان خود نوعی بد- وجدانی دارند؛ نوعی دین که باید ادا شود.
این احساس دین یا وامداری نسبت به نسلهای قبلی، وقتی صورت آیینی به خود میگیرد، به اعتقاد نیچه کهنترین شکل دینورزی را موجب میشود؛ یعنی آیین پرستش نیاکان که از دید یک ناظر بیرونی، چیزی جز یک شکل از کیش پرستش شخصیت نیست. البته شخصیتهایی که در مقام پدر یا مادر به نسلهای قبلی تعلق داشتند. نیچه مینویسد:
«رابطه حقوقی خصوصی میان بدهکار و بستانکار که پیش از این از آن بسیار گفتیم، از دیدگاه شیوه دید و درنگ تاریخی همچون رابطهای تفسیر شد که برای ما مردمان مدرن چهبسا درنیافتنیترین چیزهاست: یعنی رابطه اکنونیان با پیشینیان خود. در میان قومهای نخستین، هر نسل زنده همواره در برابر نسلهای پیشین، و بهویژه در برابر نسل آغازین بنیادگذار قوم، حقوقی بر گردن خود میدید.
در میان ایشان این باور فرمانروا بود که تنها از راه فداکاری و کوششهای نیاکان است که قومیتی هست و میباید با فداکاری و کوشش دین خود را بدانها پرداخت؛ بدینسان آدمی بر گردن خود دینی را میبیند که پیوسته بزرگتر میشود. زیرا که این پیشینیان با زندگانی پایدار خود همچون ارواح نیرومند، همچنان از نیروی خود به قوم خود بهرهها و مایههای تازه میرسانند. چهبسا [به چشم ما] بیهوده اما...»
برای مطالعه متن کامل این اپیزود رجوع کنید به:
dialog.tavaana.org/others-25/
و برای شنیدن نسخهی کامل این اپیزود در یوتیوب به:
https://youtu.be/MJlPyt7vV2Y?si=c1EtjFTsYaUIxJrz
و برای شنیدن نسخهی کامل در کستباکس به:
castbox.fm/vb/692209025
و برای شنیدن نسخهی کامل در ساند کلود به:
https://on.soundcloud.com/cQqUFmsfXMA5Y8iA8
رجوع کنید.
#دیگری_نامه #کوش_پیل_دندان #فرعون #پرستش_نیاکان #نیاپرستی #نیچه #فریدریش_نیچه #تبارشناسی_اخلاق #بدوجدانی #خدا #خدایان
@Dialogue1402
اکس ماکینا
معرفی فیلم
میگوید اگر ماشینی هشیار مثل انسان تولید کرده باشی، آنگاه این بخشی از تاریخ خدایان خواهد بود؛ نه تاریخ انسان!
این را مرد جوان بیست و چند سالهای میگوید به نام کالب (Caleb) که کارمند ناتان (Nathan) است و در ویلای فوقالعاده زیبا و مجهز او برای شرکت در آزمایشی دعوت شده است.
آزمایش این است که به عنوان یک انسان تشخیص دهد که ربات هوشمندی که ناتان طراحی کرده، تا چه حد واقعا مانند انسان رفتار میکند. ناتان به کارمند شرکت خود که حالا میهمانش شده است، میگوید که حق انتشار خبر چنین کار بزرگی، برای خودش محفوظ است چرا که این خبر، تاریخ انسانها را به دوران جدیدی وارد خواهد کرد. همینجاست که کالب هوشمندانه یادآوری میکند که این در حقیقت چنان آغاز بزرگی خواهد بود که بهتر است تعبیر به تاریخ خدایان شود. انسانی که موفق شده چیزی مانند خود بسازد، دیگر نه انسان، بلکه مطابق با تاریخ و ادبیات کهن این انسان، دیگر یک خداست!
فیلم Ex Machine به لحاظ انواع داستانی، داخل در همان ژانر مشهور فرانکشتاین قرار میگیرد؛ چون صحبت بر سر این است که کسی موفق شده موجودی خارقالعاده مانند انسان بسازد. اما از آن نسخهی خام اولیه، نوشته مری شلی در قرن نوزدهم، تا داستان فیلم Ex Machina راه درازی طی شده است. در داستان فرانشتاین اثر مری شلی، انسان جدید از اجساد مردگان ساخته میشود اما رباتی که ناتان ساخته است، متکی بر جدیدترین دستاوردهای علم مواد (متالورژی) و تا آنجا که به پردازشگر این ربات مربوط میشود، متکی بر آخرین دستاوردهای هوش مصنوعی در علوم رایانهایست.
خود ناتان در آزمایشگاه تولیدی خود، کالب را اصلاح میکند وقتی که او از اصطلاحات کلاسیک نرمافزار و سختافزار بهره میگیرد؛ ناتان میگوید که یک خیسافزار (WetWare) ساخته است! او چیزی شبیه به مغز انسان را دست گرفته که آبی رنگ است و نقش مغز را برای رباتهای هوشمند بازی میکنند.
در تمامی داستانهایی از این نوع، موضوع پرورش یا خلق یک انسانواره، بلافاصله دلالتهای الهیاتی هم پیدا میکند. درست همانطور که هر پدری در یک خانوادهی کلاسیک، در معنای دقیق و تحتالفظی کلمه، «پروردگار» فرزندان خود است، یعنی آنها را از جهات مادی و معنوی پرورش میدهد، خالق یک ربات مانند ناتان هم «پروردگار» ماشین خود است و این ماشین اگر واقعا مانند انسان رفتار کند، طبیعتا بایست رفتاری مانند فرزندان با والدین از یک سو، و رفتاری مانند انسان با خداوند از سوی دیگر داشته باشد. بنابراین دیالوگها میان ناتان و کالب، حداقل دو لایه معنا دارد که در جریان فیلم ذهن تماشاگر را درگیر خواهد کرد: الف: الهیاتی ب: انسانشناختی
برای مطالعهی ادامه این یادداشت به صفحهی گفتوشنود رجوع کنید:
dialog.tavaana.org/movie-8-ex-mac…
#خدا #خداباوری #خداناباوری #الهیات #انسان #هوش_مصنوعی #ربات #پیدایش
@Dialogue1402
معرفی فیلم
میگوید اگر ماشینی هشیار مثل انسان تولید کرده باشی، آنگاه این بخشی از تاریخ خدایان خواهد بود؛ نه تاریخ انسان!
این را مرد جوان بیست و چند سالهای میگوید به نام کالب (Caleb) که کارمند ناتان (Nathan) است و در ویلای فوقالعاده زیبا و مجهز او برای شرکت در آزمایشی دعوت شده است.
آزمایش این است که به عنوان یک انسان تشخیص دهد که ربات هوشمندی که ناتان طراحی کرده، تا چه حد واقعا مانند انسان رفتار میکند. ناتان به کارمند شرکت خود که حالا میهمانش شده است، میگوید که حق انتشار خبر چنین کار بزرگی، برای خودش محفوظ است چرا که این خبر، تاریخ انسانها را به دوران جدیدی وارد خواهد کرد. همینجاست که کالب هوشمندانه یادآوری میکند که این در حقیقت چنان آغاز بزرگی خواهد بود که بهتر است تعبیر به تاریخ خدایان شود. انسانی که موفق شده چیزی مانند خود بسازد، دیگر نه انسان، بلکه مطابق با تاریخ و ادبیات کهن این انسان، دیگر یک خداست!
فیلم Ex Machine به لحاظ انواع داستانی، داخل در همان ژانر مشهور فرانکشتاین قرار میگیرد؛ چون صحبت بر سر این است که کسی موفق شده موجودی خارقالعاده مانند انسان بسازد. اما از آن نسخهی خام اولیه، نوشته مری شلی در قرن نوزدهم، تا داستان فیلم Ex Machina راه درازی طی شده است. در داستان فرانشتاین اثر مری شلی، انسان جدید از اجساد مردگان ساخته میشود اما رباتی که ناتان ساخته است، متکی بر جدیدترین دستاوردهای علم مواد (متالورژی) و تا آنجا که به پردازشگر این ربات مربوط میشود، متکی بر آخرین دستاوردهای هوش مصنوعی در علوم رایانهایست.
خود ناتان در آزمایشگاه تولیدی خود، کالب را اصلاح میکند وقتی که او از اصطلاحات کلاسیک نرمافزار و سختافزار بهره میگیرد؛ ناتان میگوید که یک خیسافزار (WetWare) ساخته است! او چیزی شبیه به مغز انسان را دست گرفته که آبی رنگ است و نقش مغز را برای رباتهای هوشمند بازی میکنند.
در تمامی داستانهایی از این نوع، موضوع پرورش یا خلق یک انسانواره، بلافاصله دلالتهای الهیاتی هم پیدا میکند. درست همانطور که هر پدری در یک خانوادهی کلاسیک، در معنای دقیق و تحتالفظی کلمه، «پروردگار» فرزندان خود است، یعنی آنها را از جهات مادی و معنوی پرورش میدهد، خالق یک ربات مانند ناتان هم «پروردگار» ماشین خود است و این ماشین اگر واقعا مانند انسان رفتار کند، طبیعتا بایست رفتاری مانند فرزندان با والدین از یک سو، و رفتاری مانند انسان با خداوند از سوی دیگر داشته باشد. بنابراین دیالوگها میان ناتان و کالب، حداقل دو لایه معنا دارد که در جریان فیلم ذهن تماشاگر را درگیر خواهد کرد: الف: الهیاتی ب: انسانشناختی
برای مطالعهی ادامه این یادداشت به صفحهی گفتوشنود رجوع کنید:
dialog.tavaana.org/movie-8-ex-mac…
#خدا #خداباوری #خداناباوری #الهیات #انسان #هوش_مصنوعی #ربات #پیدایش
@Dialogue1402
Dialog Project
معرفی فیلم ۸- اکس ماکینا یا فراماشین - Dialog Project
میگوید اگر ماشینی هشیار مثل انسان تولید کرده باشی، آنگاه این بخشی از تاریخ خدایان خواهد بود؛ نه تاریخ انسان! این را مرد جوان بیست و چند سالهای میگوید به نام کالب (Caleb) که کارمند ناتان (Nathan) است و در ویلای فوقالعاده زیبا و مجهز او برای شرکت در آزمایشی…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
محمود کریمی خطاب به خامنهای: «تو عین خدا هستی»!
جناب «مهدی نصیری» از منتقدان جمهوری اسلامی و استبداد ولایت فقیه در یک ویدئویی که از یکی از مداحان حکومتی در کانال خود قرار داد به خوبی نشان میدهد خودخداپنداری خامنهای از کجا آب میخورد.
محمود کریمی که از مداحان حکومتی است در این ویدئو به صراحت خطاب به خامنهای میگوید: «تو عین خدا هستی»!
یک مستبد را دوستداران استبداد به توهم خدایی میرسانند.
#گفتگو_توانا #خدا_پنداری #خامنه_ای #مداحی_حکومتی
@Dialogue1402
جناب «مهدی نصیری» از منتقدان جمهوری اسلامی و استبداد ولایت فقیه در یک ویدئویی که از یکی از مداحان حکومتی در کانال خود قرار داد به خوبی نشان میدهد خودخداپنداری خامنهای از کجا آب میخورد.
محمود کریمی که از مداحان حکومتی است در این ویدئو به صراحت خطاب به خامنهای میگوید: «تو عین خدا هستی»!
یک مستبد را دوستداران استبداد به توهم خدایی میرسانند.
#گفتگو_توانا #خدا_پنداری #خامنه_ای #مداحی_حکومتی
@Dialogue1402
خدانامهمدانی، اپاتئیسم یا بیخدایی عملگرا، به معنای بیاهمیت بودن و همچنین، بیتفاوت بودن، نسبت به وجود یا عدم وجودِ خداست.
این بیشتر یک نگرش است تا یک باور، ادعا یا سیستم اعتقادی.
این اصطلاح توسط رابرت نش، استاد الهیات در دانشگاه مرسر، در سال 2001 ابداع و بکار برده شد.
اپاتئیست، کسی است که به پذیرش یا ردّ وجود یا عدم وجود خدا، علاقهای ندارد.
از نظر اپاتئیسم، مسئله وجود خدا در زندگی روزمرّه انسان، بیاهمیت و نامربوط است؛ چرا که چندین سال بحث و گفتگو بر سر این مسئله، هرگز، نه وجود خدا را اثبات کردهاست و نه عدم وجودش را.
#خداناباور #اپاتئیسم #آتئیست #باور #دین #خدا #بیخدایی
@Dialogue1402
خدانامهمدانی، اپاتئیسم یا بیخدایی عملگرا، به معنای بیاهمیت بودن و همچنین، بیتفاوت بودن، نسبت به وجود یا عدم وجودِ خداست.
این بیشتر یک نگرش است تا یک باور، ادعا یا سیستم اعتقادی.
این اصطلاح توسط رابرت نش، استاد الهیات در دانشگاه مرسر، در سال 2001 ابداع و بکار برده شد.
اپاتئیست، کسی است که به پذیرش یا ردّ وجود یا عدم وجود خدا، علاقهای ندارد.
از نظر اپاتئیسم، مسئله وجود خدا در زندگی روزمرّه انسان، بیاهمیت و نامربوط است؛ چرا که چندین سال بحث و گفتگو بر سر این مسئله، هرگز، نه وجود خدا را اثبات کردهاست و نه عدم وجودش را.
#خداناباور #اپاتئیسم #آتئیست #باور #دین #خدا #بیخدایی
@Dialogue1402
پیام همراهان:
«آفرین دیالوگ (گفتوشنود). بسیار نکته خوبی رو اشاره کردی. من به تمام دوستانی که ندانمگرا هستند، همیشه همین حرفایی رو میزدم و میزنم که اینجا پست کردی. اینکه نمیدونی چیزی وجود داره یا نه، به معنای اینه بهش «ناباور» هستی. حتی اگه نتونی عدم وجودش رو اثبات کنی یا حتی بپذیری. اصولا نبودن چیزی رو نمیشه اثبات کرد ولی دوستان ندانمگرا، عموما جسارت اینو ندارن که بگویند چون وجود فلان مورد (مثلا خدا) برای من اثبات نشده، پس تا زمان اثباتش، بهش «ناباور» هستم.»
این پیغام در ارتباط با نقلی از ترجمه فارسی کتاب ریچارد داوکینز، «پشت سر نهادن خدا»، برای ما ارسال شده است. در این نقل، داوکینز استدلال «قوریچینی چرخنده به دور خورشید» را مطرح میکند تا بگوید عدم امکان اثبات یا رد امری، به معنای احتمال پنجاهدرصدی وجود یا عدم وجودش نیست. برتراند راسل که اولین بار این استدلال را طرح کرد میگوید که اگر من ادعا کنم که یک قوری چینی به دور خورشید میگردد، شما نمیتوانید ادعای من را رد کنید. اگر خود من هم نتوانم عقلا ثابت کنم، مفهومش این نیست که وجود یک قوری چرخنده در مدار خورشید، پنجاه درصد محتمل است!
شما چه فکر میکنید؟
آیا استدلال آن دسته از ندانمگرایان که با استناد به کمی دانش بشری، احتمال وجود خداوند را جدی میانگارند، معتبر است؟
صفحه گفتوشنود از انعکاس نظرات شما استقبال میکند. هدف، تدارک زمینهای برای گفت و شنود چند جانبه است.
#گفتگو #روادرای #ندانم_گرایی #لاادری #باورمندی #ناباوری #ناباورمندی #دین #متافیزیک #خدا
@Dialogue1402
«آفرین دیالوگ (گفتوشنود). بسیار نکته خوبی رو اشاره کردی. من به تمام دوستانی که ندانمگرا هستند، همیشه همین حرفایی رو میزدم و میزنم که اینجا پست کردی. اینکه نمیدونی چیزی وجود داره یا نه، به معنای اینه بهش «ناباور» هستی. حتی اگه نتونی عدم وجودش رو اثبات کنی یا حتی بپذیری. اصولا نبودن چیزی رو نمیشه اثبات کرد ولی دوستان ندانمگرا، عموما جسارت اینو ندارن که بگویند چون وجود فلان مورد (مثلا خدا) برای من اثبات نشده، پس تا زمان اثباتش، بهش «ناباور» هستم.»
این پیغام در ارتباط با نقلی از ترجمه فارسی کتاب ریچارد داوکینز، «پشت سر نهادن خدا»، برای ما ارسال شده است. در این نقل، داوکینز استدلال «قوریچینی چرخنده به دور خورشید» را مطرح میکند تا بگوید عدم امکان اثبات یا رد امری، به معنای احتمال پنجاهدرصدی وجود یا عدم وجودش نیست. برتراند راسل که اولین بار این استدلال را طرح کرد میگوید که اگر من ادعا کنم که یک قوری چینی به دور خورشید میگردد، شما نمیتوانید ادعای من را رد کنید. اگر خود من هم نتوانم عقلا ثابت کنم، مفهومش این نیست که وجود یک قوری چرخنده در مدار خورشید، پنجاه درصد محتمل است!
شما چه فکر میکنید؟
آیا استدلال آن دسته از ندانمگرایان که با استناد به کمی دانش بشری، احتمال وجود خداوند را جدی میانگارند، معتبر است؟
صفحه گفتوشنود از انعکاس نظرات شما استقبال میکند. هدف، تدارک زمینهای برای گفت و شنود چند جانبه است.
#گفتگو #روادرای #ندانم_گرایی #لاادری #باورمندی #ناباوری #ناباورمندی #دین #متافیزیک #خدا
@Dialogue1402
پیام همراهان:
«به نظرم خدا هست؛ همان خدایی که هزاران سال با ادیان مختلف، انسانها رو به جون هم انداخته و بینهایت کشتار کرده؛ همان خدایی که اینقدر عقدهای و حقیره که به خاطر نافرمانی از او تا ابد باید در جهنم سوخت. به نظر شما جای تأمل نداره؟»
این پیغام زیر پستی درباره مواضع ریچارد داوکینز دریافت شده است. نویسنده پیام، ظاهرا وجود خداوند را تایید میکند اما در واقع، به خداباوران کنایه میزند. شاید بتوان محتوای این پیام را به این صورت بازنویسی کرد: اگر وجود خداوند قطعی نیست یا زیر سوال است، اما خسارتهایی که ایده خداوند به انسان زده است، کاملا واقعی و غیرقابل انکار است.
شما چه فکر میکنید؟
آیا میتوان ادعا کرد که سازمانهای دینی هیچ کارکرد مثبت نداشتهاند و صرفا انسانها را «به جان هم انداخته» است؟
گفتوشنود از دامن زدن به گفتگوهایی از این دست استقبال میکند.
#گفتگو #رواداری #مدارا #خدا #خداوند #ایده_خدا #خداباوری #خداناباوری #آتئیسم
@Dialogue1402
«به نظرم خدا هست؛ همان خدایی که هزاران سال با ادیان مختلف، انسانها رو به جون هم انداخته و بینهایت کشتار کرده؛ همان خدایی که اینقدر عقدهای و حقیره که به خاطر نافرمانی از او تا ابد باید در جهنم سوخت. به نظر شما جای تأمل نداره؟»
این پیغام زیر پستی درباره مواضع ریچارد داوکینز دریافت شده است. نویسنده پیام، ظاهرا وجود خداوند را تایید میکند اما در واقع، به خداباوران کنایه میزند. شاید بتوان محتوای این پیام را به این صورت بازنویسی کرد: اگر وجود خداوند قطعی نیست یا زیر سوال است، اما خسارتهایی که ایده خداوند به انسان زده است، کاملا واقعی و غیرقابل انکار است.
شما چه فکر میکنید؟
آیا میتوان ادعا کرد که سازمانهای دینی هیچ کارکرد مثبت نداشتهاند و صرفا انسانها را «به جان هم انداخته» است؟
گفتوشنود از دامن زدن به گفتگوهایی از این دست استقبال میکند.
#گفتگو #رواداری #مدارا #خدا #خداوند #ایده_خدا #خداباوری #خداناباوری #آتئیسم
@Dialogue1402
امانوئل لویناس (۱۹۰۶-۱۹۹۵)، یک فیلسوف فرانسوی با ریشههای لیتوانیایی یهودی بود که بیشتر به خاطر کارهایش در زمینهی اخلاق و فلسفه وجودی شناخته شده است. او یکی از مهمترین متفکران پس از جنگ جهانی دوم در فلسفه غرب بود و تأثیرات عمیقی از فیلسوفانی مانند ادموند هوسرل و مارتین هایدگر دریافت کرد.
لویناس در آثار خود به شدت بر اهمیت دیگری (the Other) و رابطه اخلاقی که ما با دیگران داریم تمرکز کرد. او معتقد بود که رویارویی با دیگری، به ویژه چهره دیگری، اصلیترین وظیفه اخلاقی ما است. لویناس بر این باور بود که چهره دیگری، ما را به یک پاسخگویی بیپایان وادار میکند، و این پاسخگویی است که اساس اخلاقیات را شکل میدهد.
در فلسفه لویناس، خداوند به عنوان یک حضور غایب مطرح میشود، یعنی حضوری که به صورت مستقیم قابل درک نیست، اما از طریق روابط اخلاقی ما با دیگران احساس میشود. لویناس معتقد است که وقتی ما با دیگران روبرو میشویم، به نوعی با خداوند نیز روبرو میشویم. به این معنا، خداوند در رویکرد اخلاقی ما به دیگران نقش دارد.
#خدا #خداوند #لویناس #امانوئل_لویناس #دیگری #اخلاق #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
لویناس در آثار خود به شدت بر اهمیت دیگری (the Other) و رابطه اخلاقی که ما با دیگران داریم تمرکز کرد. او معتقد بود که رویارویی با دیگری، به ویژه چهره دیگری، اصلیترین وظیفه اخلاقی ما است. لویناس بر این باور بود که چهره دیگری، ما را به یک پاسخگویی بیپایان وادار میکند، و این پاسخگویی است که اساس اخلاقیات را شکل میدهد.
در فلسفه لویناس، خداوند به عنوان یک حضور غایب مطرح میشود، یعنی حضوری که به صورت مستقیم قابل درک نیست، اما از طریق روابط اخلاقی ما با دیگران احساس میشود. لویناس معتقد است که وقتی ما با دیگران روبرو میشویم، به نوعی با خداوند نیز روبرو میشویم. به این معنا، خداوند در رویکرد اخلاقی ما به دیگران نقش دارد.
#خدا #خداوند #لویناس #امانوئل_لویناس #دیگری #اخلاق #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
اکس ماکینا
معرفی فیلم
میگوید اگر ماشینی هشیار مثل انسان تولید کرده باشی، آنگاه این بخشی از تاریخ خدایان خواهد بود؛ نه تاریخ انسان!
این را مرد جوان بیست و چند سالهای میگوید به نام کالب (Caleb) که کارمند ناتان (Nathan) است و در ویلای فوقالعاده زیبا و مجهز او برای شرکت در آزمایشی دعوت شده است.
آزمایش این است که به عنوان یک انسان تشخیص دهد که ربات هوشمندی که ناتان طراحی کرده، تا چه حد واقعا مانند انسان رفتار میکند. ناتان به کارمند شرکت خود که حالا میهمانش شده است، میگوید که حق انتشار خبر چنین کار بزرگی، برای خودش محفوظ است چرا که این خبر، تاریخ انسانها را به دوران جدیدی وارد خواهد کرد. همینجاست که کالب هوشمندانه یادآوری میکند که این در حقیقت چنان آغاز بزرگی خواهد بود که بهتر است تعبیر به تاریخ خدایان شود. انسانی که موفق شده چیزی مانند خود بسازد، دیگر نه انسان، بلکه مطابق با تاریخ و ادبیات کهن این انسان، دیگر یک خداست!
فیلم Ex Machine به لحاظ انواع داستانی، داخل در همان ژانر مشهور فرانکشتاین قرار میگیرد؛ چون صحبت بر سر این است که کسی موفق شده موجودی خارقالعاده مانند انسان بسازد. اما از آن نسخهی خام اولیه، نوشته مری شلی در قرن نوزدهم، تا داستان فیلم Ex Machina راه درازی طی شده است. در داستان فرانشتاین اثر مری شلی، انسان جدید از اجساد مردگان ساخته میشود اما رباتی که ناتان ساخته است، متکی بر جدیدترین دستاوردهای علم مواد (متالورژی) و تا آنجا که به پردازشگر این ربات مربوط میشود، متکی بر آخرین دستاوردهای هوش مصنوعی در علوم رایانهایست.
خود ناتان در آزمایشگاه تولیدی خود، کالب را اصلاح میکند وقتی که او از اصطلاحات کلاسیک نرمافزار و سختافزار بهره میگیرد؛ ناتان میگوید که یک خیسافزار (WetWare) ساخته است! او چیزی شبیه به مغز انسان را دست گرفته که آبی رنگ است و نقش مغز را برای رباتهای هوشمند بازی میکنند.
در تمامی داستانهایی از این نوع، موضوع پرورش یا خلق یک انسانواره، بلافاصله دلالتهای الهیاتی هم پیدا میکند. درست همانطور که هر پدری در یک خانوادهی کلاسیک، در معنای دقیق و تحتالفظی کلمه، «پروردگار» فرزندان خود است، یعنی آنها را از جهات مادی و معنوی پرورش میدهد، خالق یک ربات مانند ناتان هم «پروردگار» ماشین خود است و این ماشین اگر واقعا مانند انسان رفتار کند، طبیعتا بایست رفتاری مانند فرزندان با والدین از یک سو، و رفتاری مانند انسان با خداوند از سوی دیگر داشته باشد. بنابراین دیالوگها میان ناتان و کالب، حداقل دو لایه معنا دارد که در جریان فیلم ذهن تماشاگر را درگیر خواهد کرد: الف: الهیاتی ب: انسانشناختی
برای مطالعهی ادامه این یادداشت به صفحهی گفتوشنود رجوع کنید:
https://dialog.tavaana.org/movie-8-ex-machine/
#خدا #خداباوری #خداناباوری #الهیات #انسان #هوش_مصنوعی #ربات #پیدایش
@Dialogue1402
معرفی فیلم
میگوید اگر ماشینی هشیار مثل انسان تولید کرده باشی، آنگاه این بخشی از تاریخ خدایان خواهد بود؛ نه تاریخ انسان!
این را مرد جوان بیست و چند سالهای میگوید به نام کالب (Caleb) که کارمند ناتان (Nathan) است و در ویلای فوقالعاده زیبا و مجهز او برای شرکت در آزمایشی دعوت شده است.
آزمایش این است که به عنوان یک انسان تشخیص دهد که ربات هوشمندی که ناتان طراحی کرده، تا چه حد واقعا مانند انسان رفتار میکند. ناتان به کارمند شرکت خود که حالا میهمانش شده است، میگوید که حق انتشار خبر چنین کار بزرگی، برای خودش محفوظ است چرا که این خبر، تاریخ انسانها را به دوران جدیدی وارد خواهد کرد. همینجاست که کالب هوشمندانه یادآوری میکند که این در حقیقت چنان آغاز بزرگی خواهد بود که بهتر است تعبیر به تاریخ خدایان شود. انسانی که موفق شده چیزی مانند خود بسازد، دیگر نه انسان، بلکه مطابق با تاریخ و ادبیات کهن این انسان، دیگر یک خداست!
فیلم Ex Machine به لحاظ انواع داستانی، داخل در همان ژانر مشهور فرانکشتاین قرار میگیرد؛ چون صحبت بر سر این است که کسی موفق شده موجودی خارقالعاده مانند انسان بسازد. اما از آن نسخهی خام اولیه، نوشته مری شلی در قرن نوزدهم، تا داستان فیلم Ex Machina راه درازی طی شده است. در داستان فرانشتاین اثر مری شلی، انسان جدید از اجساد مردگان ساخته میشود اما رباتی که ناتان ساخته است، متکی بر جدیدترین دستاوردهای علم مواد (متالورژی) و تا آنجا که به پردازشگر این ربات مربوط میشود، متکی بر آخرین دستاوردهای هوش مصنوعی در علوم رایانهایست.
خود ناتان در آزمایشگاه تولیدی خود، کالب را اصلاح میکند وقتی که او از اصطلاحات کلاسیک نرمافزار و سختافزار بهره میگیرد؛ ناتان میگوید که یک خیسافزار (WetWare) ساخته است! او چیزی شبیه به مغز انسان را دست گرفته که آبی رنگ است و نقش مغز را برای رباتهای هوشمند بازی میکنند.
در تمامی داستانهایی از این نوع، موضوع پرورش یا خلق یک انسانواره، بلافاصله دلالتهای الهیاتی هم پیدا میکند. درست همانطور که هر پدری در یک خانوادهی کلاسیک، در معنای دقیق و تحتالفظی کلمه، «پروردگار» فرزندان خود است، یعنی آنها را از جهات مادی و معنوی پرورش میدهد، خالق یک ربات مانند ناتان هم «پروردگار» ماشین خود است و این ماشین اگر واقعا مانند انسان رفتار کند، طبیعتا بایست رفتاری مانند فرزندان با والدین از یک سو، و رفتاری مانند انسان با خداوند از سوی دیگر داشته باشد. بنابراین دیالوگها میان ناتان و کالب، حداقل دو لایه معنا دارد که در جریان فیلم ذهن تماشاگر را درگیر خواهد کرد: الف: الهیاتی ب: انسانشناختی
برای مطالعهی ادامه این یادداشت به صفحهی گفتوشنود رجوع کنید:
https://dialog.tavaana.org/movie-8-ex-machine/
#خدا #خداباوری #خداناباوری #الهیات #انسان #هوش_مصنوعی #ربات #پیدایش
@Dialogue1402
آناتول فرانس (1844-1924) نویسنده، منتقد ادبی و اندیشمند برجسته فرانسوی، یکی از تأثیرگذارترین چهرههای ادبیات در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم بود.
در سال 1921، آناتول فرانس به پاس تأثیر عمیق ادبیاتش، جایزه نوبل ادبیات را دریافت کرد.
فرانس در آثار خود بارها به نقد دین و روحانیت پرداخته است.
او دین سازمانیافته را بهعنوان ابزاری برای کنترل اجتماعی و تحمیق انسانها نقد میکند و در بسیاری از نوشتههایش تلاش میکند نقش دین در محدود کردن آزادی فکری و اجتماعی انسان را به چالش بکشد.
یکی از برجستهترین آثار او در این زمینه «عصیان فرشتگان» (La Révolte des Anges) است.
این رمان داستان فرشتهای است که تصمیم میگیرد علیه خدا شورش کند.
فرانس در این کتاب، روایتهای سنتی از خیر و شر را به چالش میکشد و با استفاده از طنز و تمثیل، به قدرت مطلق، ظلم و سرکوب اندیشه در دین میتازد.
عصیان فرشتگان نمادی از جستجوی خرد، آزادی و عدالت در برابر اقتدارگرایی است و به عنوان یکی از شاهکارهای او، جایگاه ویژهای در نقد دین و بررسی فلسفی باورهای بشری دارد.
#آناتول_فرانس #خدا #شیطان #نقد_دین #خیر #شر #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
آناتول فرانس (1844-1924) نویسنده، منتقد ادبی و اندیشمند برجسته فرانسوی، یکی از تأثیرگذارترین چهرههای ادبیات در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم بود.
در سال 1921، آناتول فرانس به پاس تأثیر عمیق ادبیاتش، جایزه نوبل ادبیات را دریافت کرد.
فرانس در آثار خود بارها به نقد دین و روحانیت پرداخته است.
او دین سازمانیافته را بهعنوان ابزاری برای کنترل اجتماعی و تحمیق انسانها نقد میکند و در بسیاری از نوشتههایش تلاش میکند نقش دین در محدود کردن آزادی فکری و اجتماعی انسان را به چالش بکشد.
یکی از برجستهترین آثار او در این زمینه «عصیان فرشتگان» (La Révolte des Anges) است.
این رمان داستان فرشتهای است که تصمیم میگیرد علیه خدا شورش کند.
فرانس در این کتاب، روایتهای سنتی از خیر و شر را به چالش میکشد و با استفاده از طنز و تمثیل، به قدرت مطلق، ظلم و سرکوب اندیشه در دین میتازد.
عصیان فرشتگان نمادی از جستجوی خرد، آزادی و عدالت در برابر اقتدارگرایی است و به عنوان یکی از شاهکارهای او، جایگاه ویژهای در نقد دین و بررسی فلسفی باورهای بشری دارد.
#آناتول_فرانس #خدا #شیطان #نقد_دین #خیر #شر #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
باستانشناسان میگویند یک کاخ باستانی اسرائیلی را در اردن کشف کردهاند که احتمالاً همان جایی است که بنا بر روایت کتاب مقدس «یعقوب با خدا کشتی گرفته است».
به گزارش یورونیوز، طبق تحقیقاتی که توسط مؤسسه باستانشناسی دانشگاه تلآویو انجام شده است مکان «تل الذهب» غربی، که ۱۰ بلوک سنگی حکاکیشده در آن پیدا شده، ممکن است با شهر کتاب مقدس «محنايم» مرتبط باشد.
اسرائیل فینکلشتاین، محقق این پروژه در دانشگاه تلآویو، نوشت: «ما بلوکهای سنگی حکاکیشده استثناییای را تحلیل کردیم که صحنههایی از شیرها و ضیافتها را نشان میدهند. این بلوکها احتمالاً بخشی از یک سازه بزرگ بودند که در دوران حکومت پادشاهی اسرائیل در منطقه در حدود ۲۸۰۰ سال پیش ساخته شده است.»
در روایت کتاب مقدس، «محنايم» برای اولین بار در کتاب پیدایش به عنوان مکانی که یعقوب در بازگشت خود به جنوب کنعان فرشتگان را دید ذکر شده است.
«محنايم» به معنای «دو اردوگاه» است و در سفر پیدایش گفته میشود که یعقوب پس از کشتی گرفتن با فرشتهای که بعداً تصور شد خدا بوده، این نام را به این مکان داده است.
#خدا #یعقوب #کتاب_مقدس #سفر_پیدایش #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
باستانشناسان میگویند یک کاخ باستانی اسرائیلی را در اردن کشف کردهاند که احتمالاً همان جایی است که بنا بر روایت کتاب مقدس «یعقوب با خدا کشتی گرفته است».
به گزارش یورونیوز، طبق تحقیقاتی که توسط مؤسسه باستانشناسی دانشگاه تلآویو انجام شده است مکان «تل الذهب» غربی، که ۱۰ بلوک سنگی حکاکیشده در آن پیدا شده، ممکن است با شهر کتاب مقدس «محنايم» مرتبط باشد.
اسرائیل فینکلشتاین، محقق این پروژه در دانشگاه تلآویو، نوشت: «ما بلوکهای سنگی حکاکیشده استثناییای را تحلیل کردیم که صحنههایی از شیرها و ضیافتها را نشان میدهند. این بلوکها احتمالاً بخشی از یک سازه بزرگ بودند که در دوران حکومت پادشاهی اسرائیل در منطقه در حدود ۲۸۰۰ سال پیش ساخته شده است.»
در روایت کتاب مقدس، «محنايم» برای اولین بار در کتاب پیدایش به عنوان مکانی که یعقوب در بازگشت خود به جنوب کنعان فرشتگان را دید ذکر شده است.
«محنايم» به معنای «دو اردوگاه» است و در سفر پیدایش گفته میشود که یعقوب پس از کشتی گرفتن با فرشتهای که بعداً تصور شد خدا بوده، این نام را به این مکان داده است.
#خدا #یعقوب #کتاب_مقدس #سفر_پیدایش #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
فریدریش نیچه (1844–1900) فیلسوف، شاعر و منتقد فرهنگی، نابودگر بنیانها و نیهیلیست فعال آلمانی بود که تأثیر عمیقی بر فلسفه مدرن و تفکر غربی گذاشت.
او بیشتر به خاطر نقد دین، اخلاق سنتی و مفهوم «مرگ خدا» شناخته میشود.
نیچه باور داشت که ارزشهای مسیحیت، انسان را به ضعف و انفعال میکشاند و باید جای خود را به اخلاقی مبتنی بر اراده و آفرینش ارزشهای نو بدهد.
او مفهوم «ابرانسان» را مطرح کرد، انسانی که از محدودیتهای اخلاقی و اجتماعی فراتر رفته و زندگی را با نیرویی خلاقانه و بدون اتکا به باورهای سنتی معنا میبخشد.
نیچه خود را ناباورمند میدانست و دین را نوعی بردگی فکری معرفی میکرد.
او با آثار مهمی چون چنین گفت زرتشت، فراتر از نیک و بد و تبارشناسی اخلاق، تأثیر عمیقی بر اگزیستانسیالیسم، پستمدرنیسم و نقد دین گذاشت.
هرچند زندگیاش با فروپاشی روانی پایان یافت، اما اندیشههایش همچنان الهامبخش متفکران بسیاری است.
#فردریش_نیچه #خدا_مرده_است #نیهیلیسم #ابرانسان #ناباورمند #خداناباور #آتئیست #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
فریدریش نیچه (1844–1900) فیلسوف، شاعر و منتقد فرهنگی، نابودگر بنیانها و نیهیلیست فعال آلمانی بود که تأثیر عمیقی بر فلسفه مدرن و تفکر غربی گذاشت.
او بیشتر به خاطر نقد دین، اخلاق سنتی و مفهوم «مرگ خدا» شناخته میشود.
نیچه باور داشت که ارزشهای مسیحیت، انسان را به ضعف و انفعال میکشاند و باید جای خود را به اخلاقی مبتنی بر اراده و آفرینش ارزشهای نو بدهد.
او مفهوم «ابرانسان» را مطرح کرد، انسانی که از محدودیتهای اخلاقی و اجتماعی فراتر رفته و زندگی را با نیرویی خلاقانه و بدون اتکا به باورهای سنتی معنا میبخشد.
نیچه خود را ناباورمند میدانست و دین را نوعی بردگی فکری معرفی میکرد.
او با آثار مهمی چون چنین گفت زرتشت، فراتر از نیک و بد و تبارشناسی اخلاق، تأثیر عمیقی بر اگزیستانسیالیسم، پستمدرنیسم و نقد دین گذاشت.
هرچند زندگیاش با فروپاشی روانی پایان یافت، اما اندیشههایش همچنان الهامبخش متفکران بسیاری است.
#فردریش_نیچه #خدا_مرده_است #نیهیلیسم #ابرانسان #ناباورمند #خداناباور #آتئیست #گفتگو_توانا
@Dialogue1402