زیر سقف آسمان
10.1K subscribers
3.04K photos
674 videos
431 files
3.35K links
زیر سقف آسمان مقام یک جست‌وجوگر است.
آرشیو تأملات و پژوهش های دکتر حسن محدثی
جامعه شناس و استاد دانشگاه

تماس:
@Ziresagfeasman2017
Download Telegram
Forwarded from یاسر عرب
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چندی پیش مستندی در مورد بلوچستان تولید شد که روایت مقابل دوربین آن توسط بنده انجام پذیرفته بود. موضوع این فیلم مستند شرایط اقتصادی و توسعه در بلوچستان است.

بنده به دلایل مختلف در مورد پخش این اثر سکوت کرده بودم. اما امروز که خبر فوت سه دانش آموز در بلوچستان را دیدم تصمیم گرفتم این نسخه فیلم را در اختیار دوستان قرار بدهم و تاکید کنم حتما آنرا ببینند تا با عمق درد و ریشه های توسعه نیافتگی در گستره ای به نام بلوچستان آشنا شوند.

من حاصل زحمات خود را در رساندن صدای درد بلوچستان به خانواده ی این سه کودک که برای برداشتن آب خوردن (حق اولیه ی هر انسان) غرق شده اند! تقدیم می کنم. و امیدوارم این همدلی ذره ای مرهم باشد بر دردهای دل آن سه خانواده ی داغدیده. که بلوچستان هر روز اش داغ روی داغ است!
#زاهدان
#حاشیه_نشینی
#فقر
#چابهار
#کمپ_للو
#قاچاق_سوخت
#کافه_بلوچی
#سفال_کلپورگان
#شهرکهای_صنعتی
#کودکان
و ...

@yaser_arab57
4_5951726908679915291.pdf
333.9 KB
♦️تراژدی روایت‌نشده‌ی پدران شکست‌خورده: فقر والدگری

حسن محدثی گیلوایی

روزنامه‌ی ابتکار: ۱۱ خرداد ۱۳۹۹

#عشق
#خانواده
#والدگری
#فقر_والدگری
#قتل_ناموسی
#قتل_خانواده‌گی
#کانون_گرم_انقیاد_و_تزویر

@NewHasanMohaddesi
♦️[فقر والدگری و والدگری کارآمد]

شیوا شایان

با سلام خدمت دکتر محدثی گرامی و اعضای محترم کانال
براتون دو داستان واقعی تعریف می‌کنم با دو عملکرد مختلف از دو پدر، دو واکنش مختلف در برابر دو کنش برابر:

ما در شهرستانی در غرب کشور زندگی می‌کنیم چندین سال پیش که فضای حاکم بر اونجا به اندازهٔ الان باز نبود و بسته‌تر از زمان کنونی بود دو تا همسایه داشتیم که صاحب دختر و پسری بودند، از قضا یه روز دختر و پسر نه اینکه بخوان با هم فرار کنند به قصد گردش با هم از خونه بیرون زدن که توسط پلیس اخلاقی بازداشت شدند، خانواده‌هارو به کلانتری کشوندن و طولی نکشید همهٔ اهل محل خبردار شدن، و این به اون معنی بود که آبروی دختر و خانوادهٔ دختر برباد رفته!

در آن زمان در مواقع بروز چنین اتفاقاتی خوشبینانه‌ترین حالت ممکن این بود که دختر رو به عقد پسر دربیارن تا دهان مردم بسته بشه.

خلاصه دختر رو تحویل خانواده دادن و به خونه برگردونده شد و خوشبختانه خانواده کاری به دختر نداشتن، فردای اون روز چند نفر از اعضای خانواده پسر به قصد خواستگاری دختر به خونهٔ اونا رفت و با مخالفت شدید پدر دختر مواجه شد که چرا باید دخترم رو فقط بخاطر اشتباهی که کرده به این پسر بدم؟ دختر رو نگه داشت و بعداً به کسی دیگه شوهر داد، و از قضا صاحب زندگی موفقی هم شد.

دختری دیگه باز بخاطر خاطرخواهی با پسری دیگه رفت و بعد از فهمیدن خانواده، پدر دختر تصمیم گرفت برای حفظ آبرو دخترش رو به عقد اون پسر در بیاره، در صورتی که می‌دونست خانواده پسر اصلاً راضی به این کار نیستند منتها بخاطر کاری که پسرشون انجام داده بود مجبور به پذیرش شدن، البته این رو هم بگم که مرتکب هیچ کاری نشده بودن فقط چند ساعتی رو با هم گذرونده بودن، منتها چون همه اهالی فهمیده بودن پدر دختر آبروی خودش رو بر باد رفته می‌دید.

اون زمان پدرم پیش پدر دختر رفت و بهش گفت این بلارو سر دخترت نیار، گناه داره، بخاطر یک اشتباه به این پسر شوهرش نده، بعداً نمیتونی توقع داشته باشی که این خانواده با دخترت رفتار انسانی داشته باشه، بذار پیش خودت بمونه، مطمئن باش این داستان بعداً کمرنگ میشه و درنهایت به فراموشی سپرده میشه.

ولی پدر دختر گوش نداد و دختر رو بخاطر حفظ آبرو به عقد پسر درآورد. خانوادهٔ پسر نتونستن این مسئله رو هضم کنند و هربار سر هر مسئله‌ای با دختر جنگ و دعوا راه می‌انداختن، دختر هم که حامی خوبی نداشت بعد از چند وقت دست به خودسوزی زد و مرد.

تاریخ انتشار: ۱۲ خرداد ۱۳۹۹

#عشق
#عشق_نوجوانانه
#والدگری_کارآمد
#فقر_والدگری

@NewHasanMohaddesi
🔸[مصداقی از والدگری کارآمد]


♦️لیلا مثل رومینا قربانی نشد (داستانی واقعی و تامل‌برانگیز)


چند روز گذشته شاهد اتفاقی غم‌انگیز برای دختری نوجوان بودیم، "رومینا ۱۳ ساله با عشقی پاک قربانی تعصبات شد." این اتفاق ذهن مرا به سال‌های دور برد؛ لیلا دختری مشابه با رومینا.

حدود ۳۰ سال پیش لیلا دختری ۱۴ ساله روزی در هنگام بازگشت از مدرسه ناگهان گم شد سه روز تمام شهر را گشتند اما اثری از او نیافتند. خانواده‌ی لیلا بسیار مذهبی و پدرش دبیر و فردی شناخته شده بود. در روز چهارم لیلا توسط نیروی انتطامی با مردی بسیار بزرگتر از خودش در ترمینال در حالیکه راهی یکی از شهرهای جنوبی بود پیدا شد ظاهرا مرد با اغفال لیلا و ابراز عشقی دروغین قصد انتقال او به جنوب و فرستادن به کشورهای خلیج را داشت که شناسایی و دستگیر و لیلا را تحویل پدرش دادند.

اما پدر لیلا چه کرد؟

با بازگشت لیلا حرف‌ها شروع شد. هر کسی حکمی صادر می‌کرد. اقوام او را باعث سرافگندگی فامیل می‌دانستند و از تحریک پدر برای اجرای شدیدترین تنبیه کوتاهی نکردند. اما پدرش چند روزی سکوت کرد. بعد در یک شب مهمانی‌ای برپا و اقوام نزدیک را به شکرانه‌ی بازگشت لیلا دعوت کرد و هدیه‌ای برای لیلا خرید و در جمع از دخترش عذرخواهی کرد و خود را به‌خاطر بی‌توجهی به او و عدم ابراز محبت مقصر دانست و از لیلا خواست او را ببخشد. اقوام از این کار پدر شوکه و عصبانی شدند. او را متهم به بی‌غیرتی و سرافگندگی فامیل دانستند و حتی بسیاری از نزدیکان ارتباط‌شان را با این خانوده قطع کردند.

حتی مدرسه از پذیرفتن لیلا خودداری کرد و هیچ مدرسه‌ای او را قبول نکرد و اداره‌ی آموزش و پرورش از پدرش خواست امسال را از ادامه تحصیل انصراف دهد تا جو حاکم بر جامعه ارام شود و پدرش قبول کرد. اما در خانه آموزش او را ادامه داد و لیلا پایان سال متفرقه امتحان و با نمرات عالی قبول شد اما برای سال جدید با کلی تعهد از پدر و دختر بالاخره با ادامه‌ی تحصیل او موافقت شد. در تمام این یک‌سال پدر با سکوت و صبوری رفتارها و عکس العمل های ناشایست را نادیده گرفت و مدبرانه و عاشقانه از دختر خطاکارش حمایت کرد.

لیلا به‌تدریج به جامعه بازگشت بزرگ شد و به دانشگاه راه پیدا کرد و ازدواج کرد. اکنون دو دختر موفق دارد. عید امسال شنیدم داماد‌دار شده است. او اکنون به لطف و حمایت پدرش در کنار همسر و فرزندان‌اش زندگی آرام و موفقی دارد.

و اما تمام کسانی که پدر را متهم به بی غیرتی کردند، بعدها متوجه شدند که این پدر چه فشاری را در آن روزهای سخت تحمل کرد. او بعد از این اتفاق دچار مشکل قلبی شد و چندین بار تحت عمل جراحی قلب باز قرار گرفت و در سن ۶۰ سالگی بر اثر ایست قلبی فوت کرد. او خود را قربانی کرد تا با تعصبات خشک و عکس‌العمل‌های نابخردانه‌ مقابله کند. او به ما آموخت همه‌ی ما اشتباه می‌کنیم و اشتباه را با اشتباهی بزرگ‌تر نمی‌شود درست کرد.

https://t.iss.one/geroni_news/50383


تاریخ انتشار: ۱۴ خرداد ۱۳۹۹
#خانواده
#فقر_والدگری
#والدگری_کارآمد

@NewHasanMohaddesi
♦️تراژدی روایت‌نشده‌ی پدران شکست خورده: فقر والدگری

حسن محدثی‌گیلوایی، در این باره به «ابتکار» گفت: پدیده‌های اجتماعی چندبعدی‌اند. داستان رومینا و شخصیت‌های دخیل در آن نیز همین‌گونه است. در این داستان رابطه‌ قاتل و مقتول، رابطه‌ والد و فرزند است. هنوز از خصوصیات والد چیز زیادی نمی‌دانیم. هنوز مصاحبه‌ای از وی منتشر نشده. او ضدقهرمان داستان است. رومینا شخصیت قربانی است و کودک‌ربا یا معشوق وی بر حسب تفسیرهای مختلف، از ضدقهرمان تا قربانی در نوسان است. اما موضوع این داستان چیست؟ عشق، کودک‌همسری، آدم‌ربایی یا قتل ناموسی؟ پاسخ مربوط است به نوع تشخیص ما و نوع روایتگری ما.

نگاه نظری: تمایز تشخیص، ارزشیابی و ترجیحات عملکردی
این استاد جامعه‌شناسی یادآور شد: لازم است بین تشخیص پدیده و ارزشیابی آن فرق بگذاریم. اگر این داستان را کودک همسری یا آدم‌ربایی تشخیص دهیم، قاتل ممکن است از ضدقهرمان به قهرمان ارتقا یابد. اما اگر این پدیده را در وهله‌ نخست قتل ناموسی تشخیص دهیم، قاتل ضدقهرمان خواهد بود. اگر محور مهم پدیده را مثلا عشق تشخیص دهیم، معنایش این نیست که در مقام ارزشیابی نیز عشق دختر نوجوان ۱۴ ساله به پسر جوان ۲۸ ساله مورد تایید ماست. توصیف و تشخیص پدیده، یک مقام است و داوری درباره‌ کنش‌ها و رفتارهای کنشگران داستان، مقام دیگری است. نوع تشخیص به اولویت عملکردی ما سمت و سو می‌دهد.

ادامه گفت‌وگو در لینک زیر 👇👇👇


https://www.instagram.com/p/CA-MkP7JysA/?igshid=1m7mzbljhm5gq


#عشق
#خانواده
#فقر_والدگری
#والدگری_کارآمد
#قتل_ناموسی
#قتل_خانواده‌گی

@NewHasanMohaddesi
♦️فقر، گرسنگی، آسیب‌های روانی و مسوولیت جامعه‌ی علمی کشور

دکتر مسعود جوزی
پزشک و روزنامه‌نگار

۲۲ دی ۱۴۰۰

▫️اردیبهشت سال گذشته یادداشتی با عنوان «فقر همگانی و مسوولیت جامعه پزشکی» نوشته بودم:
https://t.iss.one/pezeshkangil/2260

خلاصه‌اش این‌که با استناد به خبرهایی که از رسیدن #خط_فقر به مرز ۹ میلیون تومان (برای یک خانواده ۴ نفره) و رسیدن ۷۰ درصد از افراد جامعه به زیر این خط حکایت داشت، به سه پیامد آشکار #فقر همگانی بر سلامت جامعه تاکید کرده بودم:

- سوءتغذیه و عوارض و بیماری‌های مرتبط با آن به‌ویژه در کودکان و نوجوانان، و مادران باردار یا شیرده

- اثرات منفی شدید بر سلامت روان جامعه به‌ویژه در نوجوانان (که به‌نظر می‌رسد در برابر اختلافات طبقاتی آسیب‌پذیرترند) و اختلالات و بیماری‌های همراه، و عوارض اجتماعی این معضلات

- کاهش دسترسی عمومی به خدمات تشخیصی و درمانی؛ و در نتیجه افزایش مرگ‌ومیر در اثر بسیاری بیماری‌های حاد و به‌ویژه مزمن.

و در پایان درخواست کرده بودم وزارت بهداشت با تشکیل کارگروه ویژه‌ای متشکل از پزشکان و متخصصان رشته‌های مرتبط (بهداشت، اپیدمیولوژی، تغذیه، روان‌شناسی، اقتصاد سلامت، پزشکی اجتماعی و...) این پیامدها را بررسی و نتیجه را به مقامات عالی کشور گزارش کند؛ با تاکید بر این‌که گزارش مستند واقعیت‌های موجود به حاکمان، از وظایف حرفه‌ای و تاریخی جامعه پزشکی است، و تشکیل این کارگروه و اعلام آمادگی برای شرکت در آن، باید از مطالبات نظام پزشکی و انجمن‌های علمی پزشکی کشور باشد.

آن یادداشت متاسفانه بازخوردی نداشت. و باز متاسفانه در این ۲۰ ماه فقر همگانی بسیار بیشتر از پیش شده است. وزارت بهداشت دولت جدید هم که اگر از قبلی بدتر نباشد، دست‌کم در این زمینه مسوولیت‌پذیرتر و دغدغه‌مندتر نیست. نظام پزشکی و انجمن‌های علمی پزشکی هم که بگذریم...

اما واقعیات اجتماعی با نادیده گرفتن و بی‌توجهی ما از بین نمی‌روند. در هفته‌های اخیر به‌همت اندک خبرنگاران مسوول و متعهدِ بازمانده در فضای رسانه‌ای کشور، در زمینه مسکن واقعیات تلخی مثل «سرپناه مشترک برای چند خانوار»، «پشت‌بام خوابی» و حتی «اتوبوس خوابی» برملا شده است؛ ولی این تنها یکی از پیامدهای ناهنجار فقر شدید همگانی است.

یکی دیگر از این پیامدها که هرازگاهی به سطح افکار عمومی می‌آید و سپس تا مدتی بعد مسکوت می‌ماند، «خودکشی» (چه در وجه فکر به آن و چه اقدام عملی موفق یا ناموفق) به‌ویژه بین جوانان و نوجوانان ایرانی است. انگیزه نوشتن یادداشت حاضر نیز برخورد تصادفی نویسنده با موضوعی بود که این واقعیت تلخ را چون سیلی محکمی در گوشش کوبید: این‌که فکر خودکشی و خطر اقدام عملی به آن تا چه اندازه بین نوجوانان و جوانان شهر رشت همگانی و جدی است، و این‌که مهم‌ترین دلیل این شرایط بحرانی «احساس بی‌آیندگی» در جامعه‌ای دچار فقر و تبعیض است.

و باز متاسفانه این برخورد تصادفی مشتی نمونه خروار است. موضوع را با دوست جامعه‌شناسم دکتر حسن محدثی گیلوایی در میان گذاشتم؛ ایشان در پاسخ به مطالعه‌ای که در رشت انجام داده بودند اشاره کرد که نشان می‌داد بسیاری از افراد در این طیف سنی یا اقدام به خودکشی کرده یا به آن فکر کرده بودند، و مهم‌ترین علت آن را «زوال امید اجتماعی» می‌دانست.

می‌دانم و همه می‌دانیم که آن‌چه این روزها از سر می‌گذرانیم نتیجه «حکمرانی بد» است. مجموعه‌ای به‌هم‌پیوسته از تعامل نامناسب با دنیا گرفته تا نگاه به مناصب و مدیریت‌ها به شیوه تقسیم غنایم و براساس «قبیله‌گرایی» و «ارادت‌سالاری» (آخرین مورد: انتصاب رییس بزرگ‌ترین هلدینگ صنعتی کشور) و تا فساد سازمان‌یافته و... بله، می‌دانم. همه این‌ها مجموعه‌ای از کاستی‌های حکمرانی ماست، و همه این مشکلات راه‌حل سیاسی دارد؛ اما وظیفه ما، تحصیلکردگان این کشور، چیست؟

به بیان روشن، جامعه علمی کشور، حتی با یقین به این‌که در آن‌سو گوشی شنوا و اراده‌ای معطوف به اصلاح وجود ندارد، نباید «گرسنگی» مردم را بارها و بارها فریاد بزند؟ آیا همین غفلت و سکوت ما باعث نمی‌شود مدیری بی‌مسوولیت، افزایش قیمت مواد غذایی را به‌نفع سلامت مردم بداند و نابخردی دیگر، با توسل به حدیثی مجعول، مردمی را که سه وعده غذا می‌خورند در ردیف چهارپایان بشمرد و در پی آن قاه‌قاه بخندد؟

اگر عده‌ای این روزها در کمال بی‌شرمی و با استناد به روایت‌هایی خودساخته و غیرواقعی از تاریخ صدر اسلام، فقر و اختلاف طبقاتی را طبیعی و مشروع جلوه می‌دهند و توجیه و حتی تئوریزه می‌کنند، بخشی در اثر سکوت و عافیت‌طلبی ماست. امیدوارم ما تحصیلکردگان و جامعه‌ علمی کشور (به‌ویژه اگر پرمخاطب‌تریم و سخنان‌مان خریدار بیشتری دارد) حتی برای کاستن از بار شرمندگی در برابر وجدان‌‌مان هم که شده، مسوولیت اجتماعی خود را کمی بیشتر جدی بگیریم.

#جوزی

Tel: t.iss.one/pezeshkangil
Insta: instagram.com/pezeshkangil

@NewHasanMohaddesi
📝مساله اجتماعی ما فقط فلسفه خوان ها نیستند؛مساله ما :فقر بینش فلسفی علوم اجتماعی خوانده ها نیز هست...

@smnejatihosseini

🔹نشستی با عنوان :نیهیلیسم و دیگر مسایل وارداتی👇
https://t.iss.one/NewHasanMohaddesi/10897
بهانه ای شد برای یک نقد کوتاه از
نجاتی حسینی خطاب به دوست منتقد نقدپذیر ،حسن محدثی گیلوایی ، مبنی بر نادرستی قیاس مع الفارق او بین شریعتی و عبدالکریمی 👇
https://t.iss.one/NewHasanMohaddesi/10898

🔹خلاصه منتشره نشست نیز👇
https://t.iss.one/NewHasanMohaddesi/10923
https://t.iss.one/NewHasanMohaddesi/10924

نشان داد که ظاهرا نقطه ارشمیدسی جدال یک فلسفه خوان (عبدالکریمی)با یک مدرس- محقق-مولف علوم اجتماعی(محدثی گیلوایی ) بر سر اینست که تحلیل های فلسفه و علوم اجتماعی به خوانش های متفاوت از جامعه منجر می شوند.

🔹هر چند اصل این بحث درست است که دست کم بر وفق ارای فیلسوفان علوم انسانی اجتماعی برجسته کلاسیک و معاصر ( دورکیم و وبر و زیمل و هابرماس ) خوانش های فلسفی از جامعه منجر به فلسفه اجتماعی می شود چون تصویری ایدئال از جامعه و انسان اجتماعی و زندگی اجتماعی خلق می کند و نه تصویری رئال و واقعی انگونه که خوانش علوم اجتماعی از جامعه خلق می کند و این تفاوت جدی میان تحلیل علوم اجتماعی از جامعه( جامعه شناسی ) و تحلیل فلسفی از جامعه ( فلسفه اجتماعی ) است ....


🔹اما آنچه در جدال مزبور از آن غفلت شده اینست که فلسفه اجتماعی و علم اجتماعی دو روی یک سکه اند :سکه فهم جامعه. و لذا فلسفه خوان و فلسفه دانی که میخواهد جامعه را تحلیل کند باید علم اجتماعی هم بداند و علوم اجتماعی خوان و علوم اجتماعی دان هم باید به وقت تحلیل فلسفی جامعه با فلسفه های کلاسیک و مدرن و معاصر و پست مدرن و تلفیقی و فلسفه های مضاف آشنایی داشته باشد

🔹 ازین منظر اصل مساله اینست دست کم در مورد جامعه ایران ؛ که ما فیلسوف نداریم ؛ آنچه داریم مترجم متون فلسفی و مولف کتابهای فلسفه و مدرس فلسفه و دانش آموخته دکترای فلسفه است !در بهترین حالت ممکنست چند شارح برجسته فلسفه غرب و اسلامی از جنس فلسفه خوان های فلسفه دان داشته باشیم ...

🔹در آن روی سکه نیز ؛ متاسفانه علوم اجتماعی خوانده های ما ( از استادان پیش کسوت تا اصحاب علوم اجتماعی میان سال و جوان و از حرفه ای ها تا آماتورها و دانش آموختگان امروزین علوم اجتماعی ) عمدتا با فلسفه مانوس نیستند و لذا علوم اجتماعی ما دچار فقر بینش فلسفی است...

🔹در مورد فقر بینش اجتماعی در میان علوم اجتماعی خوانده های سابق و لاحق نیز بارها این نقد جدی صورت گرفته که کم سوادی و بی سوادی دامن اکثریت اصحاب علوم اجتماعی ایرانی را گرفته است !و متاسفانه بروز این سندروم نیزافزایش یافته است!

🔹از سوی دیگر اجتماع علوم اجتماعی خوانده های ما در ایران کنونی نه چندان درگیرفلسفه اجتماعی اند ونه چندان درگیر علم اجتماعی!این که درگیر چه چیزی هستند خود محل تامل است! شاید درگیر زندگی شخصی اند و یا دلمشغول بازاری شدن و سلبریتی دانشگاهی شدن و ورود به دولت و حکومت اند برای سیاست پیشگی و غیره. بهر حال هر چه هست اکثرعلوم اجتماعی خوانده های ما نه در اجتماع علمی علوم اجتماعی ایرانی درگیری فکری فلسفی اجتماعی دارند و نه دغدغه حوزه عمومی و جامعه مدنی دارند و نه مساله کاوش حقیقت انسان و جهان اجتماعی از منظر فلسفه و فلسفه اجتماعی و علم اجتماعی....

🔹میمانند اقلیتی از اصحاب علوم اجتماعی خوان و علوم اجتماعی دان که حقیقتا درگیر در اجتماع علمی علوم اجتماعی اند و با فلسفه های تحلیلی و قاره ای و مضاف و حتی فلسفه اسلامی یا فلسفه مسلمانان و تفکر اجتماعی مسلمین هستند....

🔹این که چه باید کرد ،هر چند در درجه اول نیازمند هم‌اندیشیهای انتقادی مشترک اصحاب علوم اجتماعی و اصحاب فلسفه و اجماع این دو اجتماع علمی است ، با اینحال
می توان متفرد نیز چاره اندیشی کرد .

🔻لذا بنظر ما جدی گرفتن پل فلسفه و علم اجتماعی یعنی فلسفه علوم اجتماعی و نیز جدی گرفتن فهم خوانشهای فلسفی کلاسیک‌ها در علم اجتماعی که همان فلسفه اجتماعی مندرج در علم اجتماعی واقع گرا است و نیز تقویت نقد فلسفی اجتماعی اجتماع علوم اجتماعی ایرانی ( هم خود انتقادی و هم دگر انتقادی ) و دغدغه ترویج و توسعه فرهنگ نقد در علوم اجتماعی ایرانی و پذیرش نقد و گشودگی بروی نقد در انجمن های علوم اجتماعی می تواند کارساز باشد.
Tehran
6 05 1403
@smnejatihosseini
#فلسفه_خوانده_های_ایرانی
#علوم_اجتماعی_خوانده_های_ایرانی
#فقر_فلسفی_علوم_اجتماعی_خوانده_ها
#فقر_بینش_اجتماعی_فلسفه_خوانده_ها
#فلسفه_اجتماعی
#فلسفه_علوم_اجتماعی
#علم_اجتماعی_فلسفی
#نقد_علوم_اجتماعی_خوانده_های_ایرانی
#نقد_فلسفه_خوانده_های_ایرانی
#ترویج_فرهنگ_نقد
#عبدالکریمی
#محدثی_گیلوایی
#نجاتی_حسینی

🔰پوشه شنیداری مباحث محدثی و عبدالکریمی
https://t.iss.one/NewHasanMohaddesi/10912?single
فقر را کاشتید حالا خشونت و ناامنی درو کنید

سعید معدنی

قتل دانشجوی ۱۹ ساله و نخبه دانشگاه تهران همه ما را در شوک فروبرده و غمگین هستیم.

https://t.iss.one/Saeed_Maadani/5091

دانشجویی که از شهرستان به قدیمی‌ترین دانشگاه ایران آمده بود تا در آینده بتواند برای مردمان‌اش متخصصی کارگشا و مفید باشد. اما خشونت دو جوان فقرزده، ناکام اجتماعی و زورگیر به او امان زیستن نداد و جان‌اش گرفته‌شد. اینها هر سه قربانی مدیریت غلط جامعه پر از مشکل هستند. این روزها به وفور شاهد بسیاری از زورگیری‌ها و خشونت و دزدی در جامعه هستیم. به باور من هم مرگ دلخراش این جوان مظلوم و هم رفتار قاتلان، محصول فقر، بیکاری، گرانی و تورم است.

چهل سال زیستن در زیر سایه تورم دورقمی، تحریم، بیکاری، نداری و فقر باعث شده تا خیل عظیمی از جوانان‌و میان‌سالان در حسرت زندگی‌های نزیسته باشند. بسیاری از جوانان در حسرت داشتن یک وسیله مثل لپ‌تاپ شخصی هستد اما قدرت خرید ندارند؛ برخی سعی می‌کنند حسرت و احساس حقارت نداشتن را پنهان کنند تا به دوره میانسالی و پیری برسند و انبوهی از حسرت های روی همدیگر انباشته را با آرزومندی‌های بسیاری دیگر با خود به گور ببرند. برخی دیگر مثل آن دو جوان دزد که خود محصول جامعه بشدت ظالم و نابرابر هستند برای کسب درآمد و یا داشتن وسیله‌‌ای مثل لپ تاپ به دیگری حمله کنند و حتی به قیمت ستاندن جان صاحب‌اش، شیئ مذکور را بدست می‌آورند.

وقتی که با جامعه ۹۰ میلیون نفری مثل یک گروه و یا سازمان چریکی برخورد کنید و آن را در ورطه‌ی ایدئولوژی متوهمانه غرق‌اش کنید و دائما در تحریم و فقر و بیکاری نگه‌اش دارید، زندگی مردم همین می‌شود که ما داریم و جوان ۱۹ ساله را با هزاران آرزو به کام مرگ می‌فرستید و ساکنان مستاصل این سرزمین باید نگران فرزندان‌شان باشند که آیا شب سالم به خانه برمی‌گردند یا نه؟ اخیرا اقتصاددانی گفته است:

«براساس گزارش‌های رسمی، جمعیت فقیر ایران از سال ۱۳۸۵ تا ۱۴۰۰ نزدیک به ۵ برابر افزایش یافته و هم‌اکنون بیش از ۳۰ درصد از کل جمعیت کشور زیر خط فقر قرار دارند. در دو تا سه سال اخیر نیز بیش از ۳ میلیون نفر به جمعیت فقیر اضافه شده‌اند»

در چنین جامعه ای نه امید خواهد ماند و نه سازندگی شکل خواهد گرفت و مردم نگران سلامت مال و جان‌شان هستند. خدا نبخشدتان! که با ندانم کاریهایتان در یک دوره چهل ساله‌ امید به بهبود را از جامعه و جوانان‌اش گرفتید و سال به سال نامیدی و یاس جایگزین ان شد.‌

۲۷ بهمن ۱۴۰۳

#سعید_معدنی
#تحریم
#تورم
#فقر
#خشونت
#قتل
#دانشجو

@Saeed_Maadani

@NewHasanMohaddesi