فرنگ نوشت
9.52K subscribers
1.99K photos
948 videos
2 files
612 links
فرنگ نوشت در اینستاگرام:
instagram.com/farang_nevesht

در بله
ble.ir/Farang_nevesht

در ایتا
eitaa.com/farang_nevesht

در آی‌گپ
iGap.net/Farang_nevesht
Download Telegram
@farang_nevesht
#فرنگ_نوشت
شکستگی 2400 دلاری و آمریکای دروغ زا!
حدود سه ماه پیش دستم از ناحیه مچ آسیب دید! نمی دانستیم شکسته یا فقط ضرب دیده...
تا دو روز به دلایلی که عرض خواهم کرد #دکتر نرفتیم! صبر کردیم ببینیم خودش خوب می شود یا نه؟
بعد از مدتی ورم کرد... با کوچکترین تکان آه از نهادم بلند می شد...
در #آمریکا اگر #مریض شوند، باید قضیه جدی باشد و حتما لازم باشد تا دکتر بروند... دلیش واضح است: هزینه های #درمان خیلی بالاست... ویزیت پزشک عمومی 125 دلار! اگر اورژانس باشد که خیلی بیشتر می شود.
یک بنده خدایی که دل درد داشته از ترس هزینه های بالا به خیال خوشِ خودش خوب می شود دکتر نرفته... بعدا فهمیدند دل دردش از آپاندیس بوده... بخاطر دکتر نرفتن ترکیده و جانش را از دست داده است...
#بیمه که اتفاقا اجباری است و حداقل ماهیانه 60 دلار هزینه دارد از ابتدا به ما اعلام کرده بود که اصلا در هزینه های زیر 500 دلار ورود نخواهد کرد! بالای 500 دلار هم طبق درصدی که خودشان تعیین می کنند... آن هم با اما و اگرهای...
روز سوم به اصرار دوستان و بخاطر بیشتر شدن ورم و درد تصمیم گرفتیم برویم عکس بگیریم. چند جایی تماس گرفتیم... گفتند بدون نامه دکتر عکس نمی گیریم! یک جای مثلا ارزان(نسبت به بقیه) پیدا کردیم که برای ویزیت دکتر و عکس 200 دلار می گرفت! مجبور بودیم برویم! فقط به دوستان گفتم دعا کنید شکسته باشد و الا من میدانم و شما بخاطر هزینه 200 دلاری 😊
رفتیم خدمت دکتر 125 دلاری... چند سوال پرسید که چه اتفاقی افتاده و چرا و چه شده و... ؟ و دستور گرفتن عکس گران قیمت را صادر کرد... عکس را که گرفتند معلوم شد دست شکسته است. دکتر فرمودند باید بروید پیش ارتوپد! ارتوپد ببیند، دستور بدهد گچ بگیرند!
رفتیم خدمت ارتوپد! اول پرسیدیم هزینه چقدر؟ گفتند معلوم نیست! چاره ای نبود... ارتوپد دست و عکس را دید! دستور فرمودند گچ گرفته شود برای شش هفته... زحمت کشیدند در اتاق بغل گچ گرفتند. طرف گیر داده بودکه دوست دارید گچ چه رنگی باشد! ما هم گفتیم سفید تا دوستان بتوانند یادگاری بنویسند. تا گفتم سفید، نمی دانم چرا ذوق ش کور شد و با ناامیدی و تعجب گفت سفید!
تمام که شد، رفتیم پذیرش هزینه را پرسیدیم... فرمودند ویزیت ارتوپد و گچ روی هم 2097 دلار! که وقتی صورت حساب آمد فهمیدیم بیشتر هم شده است*.
ولی یک چیز خیلی خوب داشتند. آن روز هیچ پولی نگرفتند! نه پزشک عمومی، نه عکس، نه ارتوپد، نه گچ گرفتن.
گفتند قبض را می فرستند برا بیمه. بیمه طبق قوانینش سهم خود را تعیین می کند، و هزینه ای که ما باید بپردازیم بعد از آن مشخص می شود که صورتحسابش را می فرستند درب منزل.
و البته بعد از آمدن صورتحساب می توان چانه زنی کرد! بسیار افرادی که برای کم کردنش کلی دروغ سر هم می کنند. تقریبا عادی است. دروغ بگو تا قبض کم شود! حتی بعضی کلا بیخیال می شوند و به روی خودشان نمی آورند! انگار نه انگار که به مراکز درمانی بدهی دارند! البته در آمریکا سخت است چنین کاری!
اگر مراکز درمانی ببینند پس مدتی خبری از طرف نشد اطلاعات بدهکار و اسناد طلبشان را می فروشند به شرکت های شرخر...! شرکت های مجاز و رسمی که خیلی جدی کارشان شرخری است... مثلا یک سوم(یا بیشتر) بدهی بدهکار را در ازای اطلاعات و اسناد به #بیمارستان می دهند و می افتند دنبال وصول طلب خریداری شده با روش های خودشان!!!
آن روز یک اتفاق دیگری هم جالب توجه بود: محل پذیرش کلینیک یک اتاق L مانند بود. نیمه دومش را نمی توانستیم ببینیم. در صورتی که وقتی مدارک را به کارمند جلوی پذیرش تحویل دادیم کارهایش در آن قسمت پشت که پیدا نبود انجام می شد. بخاطر همین جلوی پذیرش یک آینه محدب گذاشته بودند که از طریقش، آن قسمت ناپیدا قابل مشاهده بود. می دیدیم که #کارمندان دارند کار #ارباب_رجوع را بدون وقفه انجام می دهند. در حدود آن 20 دقیقه ای که منتظر بودیم نوبت ما شود لحظه ای نبود که کارمندان به چیزی به جز رسیدگی کار مراجعین مشغول باشند!
پی نوشت *: صورتحساب چند روز پیش آمد. 2222 دلار هزینه ارتوپد و گچ! حدود 200 دلار هم هزینه پزشک عمومی و عکس. بیمه یک سنت (همان یک قِران خودمان) را هم به عهده نگرفته است.
—------—
روایت های دست اول از تجربیات زیسته ساکنان فرنگ در کانال تلگرام فرنگ نوشت
https://telegram.me/farang_nevesht

@farang_nevesht
@farang_nevesht
#فرنگ_نوشت
کنترل بیمه ای
شرکت #بیمه پروگرِسیو (Progressive) در #آمریکا وسیله‌ای به نام اسنپ‌شات (Snapshot) ساخته که به کمک آن به رانندگان محتاط، تخفیف ویژه‌ای می‌دهد.
نحوه‌ کار به این صورت است که مشتری این قطعه‌ کوچک را خریداری کرده و روی خودروی خود نصب می‌کند. سپس اسنپ‌شات، اطلاعاتی نظیر تعداد ترمزهای تند و تیز و ناگهانی، میزان مسافت طی شده در هر ماه و مقدار رانندگی در ساعات پر خطر را اندازه‌گیری و به اطلاع شرکت بیمه می‌رساند.
اگر مشتری امتیاز لازم را کسب کند، می‌تواند از تخفیفی تا سقف ۳۰ درصد در هزینه‌ بیمه برخوردار شود. امتیاز بیشتر را به کسانی می‌دهند که ساعات رانندگی شان در هر ماه از میانگین ایالتی کمتر باشد؛ کمتر در ساعات پر خطر شبانه‌روز از #اتومبیل استفاده کند و ترمزهای پر خطرِ کمتری بگیرد.
یکی از معیارهای مهم برای تصمیم‌گیری صلاحیت راننده برای برخورداری از تخفیف بیمه‌ای، تعداد ترمزهای ناگهانی در هر ماه است، یعنی ترمزی که به کاهش سرعت اتومبیل در زمانی کوتاه منتهی شده و حرکت شدیدی به خودرو وارد کند. در صورت وقوع چنین اتفاقی، اسنپ‌شات بوق می‌زند و به راننده هشدار می‌دهد که یک امتیاز منفی در کارنامه‌ بیمه‌ای شما ثبت شد.
کارنامه‌ راننده، شامل امتیازات مثبت و منفی و تخفیفات یا جریمه‌های کسب شده، در اکانتِ آنلاینِ پروگرسیوِ وی قابل مشاهده است.
پر واضح است که در جامعه‌ای مثل آمریکا که در آن بسیای از مردم مصرانه به دنبال کاهش هزینه‌های زندگی هستند[و هزینه بیمه #ماشین شخصی رقم کمی هم نیست]، رواج چنین وسیله‌ای می‌تواند به کاهش مخاطرات رانندگی منتهی شود.
یک نکته‌ دیگر این است که هزینه‌ بیمه#خودرو ایالت به ایالت فرق می‌کند. فاکتور مهمی که باعث افتراق ایالات می‌شود، میزان تصادفات و حوادث رانندگی است. دو ایالت را در نظر بگیرید که هزینه‌های زندگی و مخارج تعمیرات و لوازم اتومبیل در آن‌ها تقریباً یکسان است، در این صورت، هر ایالتی که میزان حوادث رانندگی‌اش بالاتر باشد، به احتمال بالا هزینه‌ بیمه اتومبیل در آن بالاتر خواهد بود.
از سوی دیگر، استفاده از این وسیله می‌تواند در تصادفات به ضرر شما تمام شود. مثلاً سرعت غیر مجاز اتومبیل‌تان را ثبت کرده تا شرکت بیمه بتواند با مستمسک قرار دادن آن، خسارت کمتری به شما پرداخت کند.
[این باعث می شود که رانندگانی که از این وسیله استفاده می کنند خیلی محتاطانه رانندگی کنند و احتمال تصادف شان پایین می آید؛ در نتیجه شرکت بیمه هزینه های خیلی کمتری برای پرداخت خسارت ماشین های تصادفی خواهد داشت و درآمد و سودش تا حد زیادی بالا می رود.]
www.yon.ir/G7SB
—------—
روایت های دست اول از تجربیات زیسته ساکنان فرنگ در کانال تلگرام فرنگ نوشت
https://telegram.me/farang_nevesht

@farang_nevesht
@farang_nevesht
#فرنگ_نوشت
تخفیف بیمه خودرو؛ ویژه متاهل ها
- یکی از هزینه های زندگی #بیمه #خودرو شخصی است که در #آمریکا نسبت به سایر هزینه های متدوال زندگی نسبت بالایی در مقایسه با #ایران دارد. جزییات و تفاوت های جالبی هم بیمه خوردو با ایران دارد که ان شاءالله در آینده بیشتر توضیح داده خواهد شد.
با این توضیح مختصر درباره هزینه بیمه در آمریکا، جالب است بدانید شرکت های بیمه هنگام ثبت نام و خرید بیمه برای ماشین تان یک سوالی می پرسند: «متاهل هستید یا مجرد؟»
اگر متاهل باشید تخفیف ویژه ای که رقم قابل توجهی از هزینه بیمه است شامل حال شما می شود. اتفاقی که باعث می شود بسیار ذوق زده شوید و شاید تا مدت ها به فکر فرو بروید که عجب... چه شرکت های بیمه خوبی... در آمریکا حتی شرکت های بیمه هم به فکر هستند و برای فرهنگ سازی #ازدواج حاضر شده اند این همه از هزینه بیمه را تخفیف دهند! و هزاران فکر و نتیجه گیری جالب در مقایسه هایی که ممکن است در ذهن خود بگذرانید...
واقعا سیاست گذاران و برنامه ریزان شرکت های بیمه چه هدف و سیاستی را با این تخفیف به متاهلین دنبال می کنند؟ آیا به فکر تشکیل #خانواده و تشویق آن هستند...؟
- سال ها پیش یک شرکت بیمه پس از تحقیقاتی که روی هزینه ها و درآمدهایش انجام داده، به یک اصل منطقی پی برده است. تحت این عنوان که میزان تصادفات رانندگی مجردها از متاهل ها خیلی بیشتر است و متاهل ها در مجموع نسبت به مجرد ها محتاطانه تر رانندگی می کنند و میزان تصادفات شان در مقایسه با مجردها خیلی پایین تر است. درنتیجه هزینه ای که این شرکت بیمه در برابر تعهدی که به متاهل ها دارد کمتر از خسارت هایی که برای مجردها متقبل شده است.
با آگاهی از این اصل از آن زمان اعلام می کند تخفیف ویژه ای به متاهل ها ارایه خواهد داد... تا مشتریان بیشتری را جلب خود کند. چون می داند در نهایت سودی که از بیمه کردن آنها به دست می آورد بسیار بالاتر از این تخفیفی است که به آن ها می دهد.
به مرور باقی شرکت ها بیمه هم وقتی می بینند با این اوضاع درصد بالایی از مشتریان شان برای دریافت تخفیف و هزینه کمتر سراغ آن شرکت خاص می روند و مشتریان سابق خود را از دست خواهند داد، پس از بررسی متوجه ماجرا می شوند و آنها نیز این تخفیف را کمتر یا بیشتر را برای بیمه کردن متاهلین در نظر می گیرند.
ناگفته نماند شرکت های بیمه که از بزرگترین بنگاه های مالی هستند برای جلوگیری از چنین ضرباتی با هدف سود بیشتر با هم #کارتل هایی را تشکیل داده اند تا جلوی شبیه این اتفاقات را بگیرند.
—------—
روایت های دست اول از تجربیات زیسته ساکنان فرنگ در کانال تلگرام فرنگ نوشت
https://telegram.me/farang_nevesht

@farang_nevesht
#فرنگ_نوشت
@farang_nevesht
در #ماساچوست اولین باری که خطای رانندگی کنید، جریمه نمی شوید؛
یک برگ شبیه جریمه به عنوان اخطار (Warning) دریافت می‌کنید. از دفعه بعد اما، حسابتان با #پلیس و سپس شرکت #بیمه است! جریمه هایی مثل سرعت بالا یا سبقت غیرمجاز، ماهانه‌ پرداختی به بیمه را شدیدا افزایش می‌دهند.
#زندگی_در_آمریکا
—------—
#فرنگ_نوشت
@farang_nevesht

https://telegram.me/joinchat/Abx14DvCMEWJX5rtprp0Hg
#فرنگ_نوشت
@farang_nevesht
تجربه خرید خودرو در نیویورک
#بخش #دوم
خب تازه باید بگردم که چطوری خودرو بخرم. دو راه پیش رو دارم. یکی این که بگردم توی سایت‌های تبلیغ خودروی دست دوم و با مردم مستقیم سر و کله بزنم. راه دوم این که بروم سراغ نمایندگی‌های فروش خودرو و با دلال‌ها سر و کله بزنم. مشکل اولی این است که اعتماد به مردم به صورت مستقیم کمی سخت است مخصوصاً در #نیویورک و تا پیدا کردن یک گزینه خوب زمان بسیاری می‌برد. مشکل دوم این که در بهترین حالت هزار تا دو هزار دلار گران‌تر برایم آب می‌خورد و این دلال‌ها هم یک روده راست در شکمشان نیست. چون حوصله‌‌ دردسر خرید خودروهای مورددار -مثل دزدی و تصادفی- ندارم بی‌خیال اولی می‌شوم. این وسط یکی از دوستان آمریکایی هم خودروی تویوتای پریوسی دارد که باهاش سر و کله می‌زنم تا از او بخرم، ولی راست و حسینی به من می‌گوید که خودرواش به خاطر استفاده نکردن طی دو سال دچار مشکل باطری شده و باید تعمیرش کند و چون باطری خودرواش ترکیبی (هایبریدی) است هزینه دارد و الان حوصله تعمیر ندارد.
خلاصه کلام این که یکی از روزهای تابستان می‌روم سراغ نمایندگی‌های خودرو به همراه یکی از دوستان کاربلد. اتفاقات و حواشی آن‌قدر زیاد بوده که مجال گفتن نیست ولی همین بس که خودرویی را می‌خرم و در کمتر از ۲۴ ساعت با دعوا و مرافعه به دلال صادق!ِ باوجدان!ِ راست‌گو! بازپس می‌دهم. این قدر این اتفاق برایم سنگین تمام می‌شود که بی‌خیال خودرو خریدن می‌شوم. وقتی با آدم‌هایی سر و کار داری که به صورت لحظه‌ای دروغ می‌گویند و برای این که یک وقتی سرت کلاه نگذارند مجبوری که یواشکی صدایشان را ضبط کنی، حال آدم از این جور معامله کردن به هم می‌خورد.
همه این‌ها به کنار، تازه دستم می‌آید که این همه داستان نیست. وقتی که خودرو را خریداری کنی باید سریع بیمه‌اش کنی. شرکت‌های مختلفی برای بیمه وجود دارد که هم از طریق اینترنت و هم از طریق تلفن می‌شود خودرو را #بیمه کرد. قاعدتاً هم قیمت‌های شرکت‌های مختلف تا حتی ۳ برابر با هم تفاوت دارند و قیمت یکسان معنی ندارد. بیمه شخص ثالث و بیمه تصادف اجباری است ولی بیمه‌ بدنه اختیاری و البته گران است. با توجه به نوع خودرو قیمت بیمه متفاوت است. ظاهراً بر اساس آماری که هر شرکت بیمه دارد، نرخ مصوبی برای هر خودرو دارند که مثلاً خودروهای کوچک چون احتمال خطرشان بالاتر است بیمه تصادفشان بالاتر و خودروهای تجملی چون بیشتر برای جوانان است احتمال تصادفشان بالاتر و لذا نرخ بیمه بالاتر. اگر متأهل باشی بیمه‌ات ارزان‌تر است چون نرخ کله‌خری‌ات پایین‌تر است! اگر خودروی ترکیبی (هایبریدی) داشته باشی بیمه کمی ارزان‌تر می‌شود. خود بیمه‌ها ادعا می‌کنند برای حمایت محیط زیست، ولی آمار نشان داده دلیل اصلی‌اش این است که معمولاً خریداران خودروهای ترکیبی از سطح فرهنگ و سواد بالاتری برخوردارند (چون معمولاً این خودروها گران‌ترند و خریدشان به غیر از صرفه محیط زیستی صرفه اقتصادی ویژه‌ای ندارد) و احتمال تصادف برای این افراد فرهیخته پایین‌تر.
برای بیمه خودرو دو واقعیت وجود دارد که من از آن مطلع نبودم. یکی این که شش ماه اول بیمه خودرو تقریباً دوبرابر گران‌تر از بقیه‌ مدت است. دوم این که عرف بیمه خودرو در شهر نیویورک بین ۲ تا ۳ برابر بیشتر بقیه‌ شهرهای آمریکاست و چون من با هر که مشورت کردم خارج از نیویورک زندگی می‌کرده، اصلاً این را به حساب نیاورده‌ام.
#بخش #سوم این یادداشت به کانال ارسال خواهد شد.
—------—
روایت خاطرات و تجربه های جالب و مفید ساکنان خارج از کشور در کانال تلگرام فرنگ نوشت
https://telegram.me/joinchat/Abx14DvCMEWJX5rtprp0Hg


@farang_nevesht
#فرنگ_نوشت
(ادامه مطلب سفری متفاوت به شیکاگو)
#بخش #اول
امروز تنها فرصت ماست برای دیدن شهر #شیکاگو. رفتنی من پشت فرمانم. اول صبح است و بزرگراه شلوغ. بزرگ‌راه‌های پرشباهت به بزرگ‌راه‌های #تهران که نقبی می‌زنند در دل شهر و بعدش شاخه‌شاخه می‌شوند در گوشه و کنارش.
نزدیکی‌های شهر شیکاگو، رهیاب می‌گوید در اینجا مسیر چهارخطه می‌شود دو قسمت و من باید در شعبه اول از سمت راست و خط دوم بروم. هر چه دقت می‌کنم مسیر سه خط بیشتر ندارد. یک خط دیگرش را لولو خورده است انگار. مغزم فرمان نمی‌دهد. رفیقم داد می‌زند صادق!
من وسط شعبه جداکننده جاده می‌ایستم. دوزاری‌ام افتاده که گیج زده‌ام. هنوز برای تصمیم درست دیر نشده که من در وسط جداکننده هاشوری جاده‌ام و جایم امن است. می‌ایستم. به آینه‌ بغل نگاه می‌کنم. پر است از خودروهایی که با شتاب می‌آیند و راه نمی‌دهند. راهنما می‌زنم. کمی متمایل به جاده می‌شوم. صدای بوق بلند. وارد جاده می‌شوم.
خودم نفهمیده‌ام ولی مثل این که از هول هلیم دو تا خودروی دیگر افتاده‌اند توی دیگ. همسفران می‌گویند مثل اینکه تصادف شده. خودروهای دیگر برایشان راه را باز می‌کنند تا بروند در شانه هاشوری جاده.
من هم که چیزیم نشده می‌روم که یحتمل مقصر من بوده‌ام. دو خودروی شاسی‌بلند آینه به آینه شده‌اند و چندی بعدش بی‌آینه. از سرنشینان،‌ پسربچه‌ای ده‌ساله انگاری که ترسیده باشد، گریه می‌کند. می‌روم طرف‌شان. راننده یکی از تصادفی‌ها، خانمی #سفید‌_پوست است و آن یکی هم مردی سفیدپوست. می‌گویم «متأسفم». می‌پرسد:‌ «#بیمه داری؟»
می‌گویم دارم. رفیقم مرا می‌کشد کنار. حالی‌ام می‌کند که اینجا #آمریکا ست و اقرار به چیزی نباید کرد. باید منتظر ماند تا #پلیس سر برسد.
می‌گوید معلوم نیست که واقعاً تو مقصر باشی که می‌گویی متأسفم. حالا تا پلیس بیاید، سرما ما را می‌کشاند داخل خودرو.
خانم راننده عکسی هم از پلاک خودروی ما می‌گیرد. احتمالاً از چینش شماره‌ها خوشش آمده یا رنگ زرد پلاک ایالت #نیوجرسی برایش جذاب است! پسربچه هم مثل ابر بهار گریه می‌کند. البته خودرو آمریکایی شاسی‌بلندشان با آن هم پستی و بلندی بدنه‌اش نشان می‌دهد که اولین تجربه تصادفی‌اش نیست ولی مثل این که این پسربچه اولین تجربه‌اش است.
حالا این وسط برنامه نود تشکیل داده‌ایم برای این که چه شده تا شاید پیدا کنیم پرتقال‌فروش را. یادم می‌آید که کارت بیمه‌ام را نیاورده‌ام. سریع می‌روم اینترنت و شماره بیمه‌ام را می‌ستانم. وای بیمه. همین جوری‌اش کلی پیاده‌ام برای پرداخت بیمه.
فکرم می‌رود به دو ماه قبل. وقتی که در برگشت از شهر #دانشگاه_براون حال و حوصله نداشتم و تخت گاز می‌رفتم و انگار نه انگار که این درخت‌های رنگارنگ پاییزی دل دارند و باید بهشان توجهی کرد. روز قبلش برای یکی از دوستان ایرانی رفته بودم به کارسوقی در مورد علوم اسلامی و یادگیری از راه دور (یا همان الکترونیک). پر بود از مستشرق. کسانی که اکثراً‌ آمریکایی و اروپایی بودند ولی عربی را خوب می‌دانستند هیچ، بل عربی قدیم را هم بلد بودند. حتی یکی‌شان که پایان‌نامه دکترایش در مورد عرفان صوفیانه در اشعار سنایی بوده، فارسی نوشتاری بلد بوده ولی توان مکالمه نداشته.
موقع ارائه مطلبم، از من در مورد در دسترس بودن اطلاعات پایگاه جامع نور #قم می‌پرسیدند. یا للعجب!
یکی دیگرشان که پژوهشگر #دانشگاه_هامبورگ بوده، می‌گفت که هفته بعد قرار است برود قم. پرسا بود که با چه کسی صحبت کند زودتر می‌شود به آن گنجینه گرانبهای احادیث و روایات و کتاب‌های تاریخی دوران شکوفایی اسلام در قم دسترسی پیدا کرد. خب اینها چه ربطی به تصادف و بیمه و پرتقال‌فروش دارد؟
ربطش این که شب قبلش بی‌خواب شده بودم و حوصله خودم را هم نداشتم. باید خودروی کرایه را زود برمی‌گرداندم. همه جا هم با اندکی بالاتر از سرعت مجاز می‌رفتم که در آمریکا البته عرف است. تا اینکه وارد منطقه‌ای شدم در ایالت #کنتیکت که انگار همه قرص حلزون خورده باشند. من هم رفتم توی خط سبقت. یک دفعه دیدم پشت سرم صدای آژیر پلیس آمد و چراغ‌های بدریختش روشن شد.
گمان کردم عجله دارد برای گرفتن مجرم. کشیدم کنار ولی دیدم با خود من کار دارد. بله؛ مجرم خود من بودم. من و یک خودروی دیگر را می‌کشاند کنار جاده. خواستم بروم پشت خودروی سیاه پلیس بایستم، خیلی وحشیانه جلویم را سد کرد و با دست اشاره کرد که باید من جلو بایستادم و او پشت سر من. خودروی جلویی هم جلوی من ایستاد. می‌دانستم که این جور مواقع نباید از خودرو خارج شوم...
#بخش #دوم این یادداشت به کانال ارسال خواهد شد.
—------—
روایت خاطرات و تجربه های جالب و مفید ساکنان خارج از کشور در کانال تلگرام فرنگ نوشت
https://telegram.me/joinchat/Abx14DvCMEWJX5rtprp0Hg


@Farang_nevesht
#فرنگ_نوشت
چند وقته کاهش قیمت نفت تاثیری منفی روی استان محل زندگی ما، #آلبرتا گذاشته؛ آلبرتا استان نفت و گاز #کانادا ست.
یه نمونه اش اینکه شما صبح بیدار میشی و طبق معمول سر کار میری. به کارهات میرسی و دلت امن و فکرت راحته که در شرکتی که 5 ساله کار میکنی به نوعی سهام داری، به همین دلیل از دل و جان تلاش میکنی که کارت رو به بهترین شکل انجام بدی. چرا که حس سهام دار بودن به تو القا میکنه که کار مال تو هم هست و فقط کارمند نیستی...
مشغولی و سرت گرمِ کار که میگن جلسه داریم و جلسه داشتن در کانادا اتفاق عجیبی نیست. کاری که مشغولش هستی رو سریع جمع بندی میکنی و به جلسه میری، وارد اتاق که میشی مدیرت رو میبینی با یکی از افرادی که در نیروی انسانی کار میکنه. هر چند شوکه ای ولی متوجه میشی که ماجرا از چه قراره...
بهت میگن متاسف هستند که مجبورند با توجه به شرایط اقتصادی که شما هم در جریانش هستید از شما بابت خدمت چند ساله تان تشکر کنند و از همین لحظه همکاریشان رو با شما خاتمه بدن و شما که شوکه هستید چیزی نمیگید.
میگن طبق برگه هایی که روز اول امضا کردی باید همه سهام رو به شرکت برگردانی و از آنجایی که یک ماه که تا پرداخت سود سهام مانده هیچ سودی به شما تعلق نمیگیره، ولی همچنان باید 11 ماه سود بانکی که ما به شما معرفی کردیم که برای سهامتان وام بگیرید رو تمام و کمال بپردازید.
یاد 5 سال قبل میافتید که برگه ها رو امضا کردید، پس هیچ حرفی ندارید که بزنید.
میگن چند هفته حقوق به شما پرداخت میشه و میتوانید برای #بیمه بیکاری کانادا (که حدودا یک چهارم درآمد شماست و حداکثر تا 11 ماه به شما تعلق میگیره) اقدام کنید.
قبل از اینکه گیج و منگ از روی صندلی بلند بشید از شما میپرسند چه چیزهایی از شرکت دست شماست؟ میگید موبایلی که پنج ساله در اختیار منه. دستشان رو دراز میکنند و میگن لطفا تحویلش بدید. میپرسید ممکنه فقط چند لحظه زمان بدید که عکسهای خصوصی رو حذف کنم؟ میگن نه. چنین حقی ندارید و امکانش نیست!
چاره ای ندارید، موبایل رو توی دستشان میگذارید و بلند میشید.
کارمند بخش نیروی انسانی میگه شما رو تا دفتر کارتان (کار سابق، که تا چند دقیقه پیش داشتید) به منظور برداشتن وسائل شخصی و بعد تا در خروجی همراهی میکنند.
توی راهرو همکار از همه جا بی خبرتان با لبخند به شما سلام میکنه که آقای همراهتان به او میگه حق ندارید با هم صحبت کنید!
به دفترتان میرید. از اونجایی که بعد از ساعت نهار بوده و ایمیل شخصی شما باز، میگید مایلید که در حضور او از ایمیل شخصی بیرون بیایید. که باز هم اجازه نمیدن و میگن نمیتوانید به هیچ چیزی مربوط به شرکت دست بزنید. وسائل شخصی و کتی که صبح پوشیده بودید رو برمیدارید، به سمت در خروجی میرید، کلید الکترونیکی در شرکت رو تحویل میدید. آرزوی عصر خوبی! برایتان میکنند و در رو پشت سرتان میببندند.
و شما به همین راحتی در کانادا کارتان رو از دست میدهید و بعد به هزار مسئله جورواجور فکر میکنید.
به حرف دوستتان که 68 درصد بیکاریها مربوط به مهاجران (متولدین خارج از کانادا بوده و هست) به سفرتان فکر میکنید و بلیطی که برای تعطیلات خریده بودید. به همکارانتان که نمیدانید اونها هم کارشان رو از دست دادند یا نه و بعد از پنج سال حتی حق خداحافظی با اونها به شما داده نشده.
مهم تصمیم گیرنده ها هستند و اگر صلاح شرکت در حذف شما باشه به راحتی مثل مهره ای سوخته به توهین آمیزترین شکل از بازی حذف میشین.
به سمت ماشینتان میرید و با خودتان فکر میکنید همین چند ساعت پیش با خوشحالی روزهای مانده تا سفر رو شمردم و با همه توانم کارم رو شروع کردم.
و حالا، در عرض چند ساعت نه کاری هست و نه...
goo.gl/LYnBm6
----------
روایت خاطرات و تجربه های جالب و مفید ساکنان خارج از کشور در کانال #فرنگ_نوشت
🎯 لینک عضویت:
https://telegram.me/joinchat/Abx14DvCMEWJX5rtprp0Hg


@Farang_nevesht
🔸هزینه بیمه سلامت (خدمات درمانی) افراد سیگاری و غیرسیگاری در آمریکا تفاوت دارد.

🔹شرکت‌های #بیمه با این استدلال که احتمال ابتلای افراد سیگاری به بسیاری از بیماری‌ها بالاست در نتیجه هزینه‌های بیشتری برای شرکت‌های بیمه خواهند داشت، برای بیمه کردن این افراد مبلغ بیشتری در نظر گرفته‌اند.

🔹با توجه به گرانی سرسام‌آور هزینه‌های درمانی در این کشور، این قانون باعث کاهش مصرف #سیگار در #آمریکا شده است. ناگفته نماند حدود 40 میلیون نفر از جمعیت این کشور توان پرداخت هزینه‌های بیمه سلامت را ندارند و تحت پوشش هیچ بیمه‌ای نیستند.

@Farang_nevesht
____
🔸روایت خاطرات و تجربه های جالب و مفید ساکنان خارج از کشور در کانال #فرنگ_نوشت
https://t.iss.one/joinchat/AAAAADvCMEXIOV_h2NmojA
🔸زایمان در هلند و بیمه اجباری

🔹 تمام کسانی که در هلند زندگی و یا کار میکنند طبق قانون باید #بیمه خدمات درمانی استاندارد پایه را داشته باشند.

🔹حال، اگر درآمد فرد کمتر از ۲۷۰۱۲ یورو در سال (۱۸۲۲ خالص دریافتی در ماه) باشد، دولت یارانه‌ای را برای پرداخت حق بیمه به فرد می‌پردازد در غیر این صورت حق بیمه تماما توسط فرد پرداخت خواهد شد که برای هر فرد بالای هجده سال حدود ۱۱۳ یورو در ماه می‌باشد که برای یک خانواده دو نفره حدود ۲۷۲۷ یورو در سال می‌شود.

🔹در مقابل این هزینه، شرکت بیمه هزینه پزشک عمومی، بستری و درمان در #بیمارستان را پرداخت می نماید.

🔹این بیمه پایه، هزینه #زایمان طبیعی و در منزل را پوشش میدهد. برای زایمان در بیمارستان یا باید سطح بیمه را ارتقا داده و حق بیمه بیشتری پرداخت کنید یا پزشک، زایمان در منزل را به صلاح بیمار نداند، و یا هزینه آن را که حدود ۲۶۰۰ یورو است، پرداخت نمایید. از این رو ۸۵ درصد زایمان‌ها در هلند به صورت طبیعی و ۳۰ درصد از زایمان‌ها در منزل انجام می‌شود.

🔹فرد باردار در طول دوران بارداری باید به مرکز مامایی مراجعه نماید و تحت نظر یک یا چند ماما باشد. این مرکز تمام آزمایش‌ها و نظارت‌های دوران بارداری و زایمان را به وسیله ماما پوشش میدهد و هیچ پزشک متخصصی در آن دخیل نیست مگر آنکه شرایط بیمار طبیعی نباشد. هزینه این فرایند حدود ۱۵۰۰ یورو است که توسط بیمه پرداخت می‌شود.

🔹از بدو تولد به مدت یک هفته، یک پرستار از طرف یک شرکت پرستاری به مراقبت از نوزاد و کمک به مادر می‌پردازد. هزینه این مراقبت حدود ۱۷۰۰ یورو است که توسط بیمه پرداخت می‌شود.

🔹در مجموع هزینه یک زایمان طبیعی نرمال در بیمارستان حدود ۵۸۰۰ یورو است که توسط بیمه پرداخت میشود.
#هلند 🇳🇱 @shahrake_gharb

@Farang_nevesht
__________

🔸روایت خاطرات و تجربه های جالب و مفید ساکنان خارج از کشور در کانال #فرنگ_نوشت

t.iss.one/joinchat/AAAAADvCMEXIOV_h2NmojA
Forwarded from فرنگ نوشت
@farang_nevesht
#فرنگ_نوشت
تخفیف بیمه خودرو؛ ویژه متاهل ها
- یکی از هزینه های زندگی #بیمه #خودرو شخصی است که در #آمریکا نسبت به سایر هزینه های متدوال زندگی نسبت بالایی در مقایسه با #ایران دارد. جزییات و تفاوت های جالبی هم بیمه خوردو با ایران دارد که ان شاءالله در آینده بیشتر توضیح داده خواهد شد.
با این توضیح مختصر درباره هزینه بیمه در آمریکا، جالب است بدانید شرکت های بیمه هنگام ثبت نام و خرید بیمه برای ماشین تان یک سوالی می پرسند: «متاهل هستید یا مجرد؟»
اگر متاهل باشید تخفیف ویژه ای که رقم قابل توجهی از هزینه بیمه است شامل حال شما می شود. اتفاقی که باعث می شود بسیار ذوق زده شوید و شاید تا مدت ها به فکر فرو بروید که عجب... چه شرکت های بیمه خوبی... در آمریکا حتی شرکت های بیمه هم به فکر هستند و برای فرهنگ سازی #ازدواج حاضر شده اند این همه از هزینه بیمه را تخفیف دهند! و هزاران فکر و نتیجه گیری جالب در مقایسه هایی که ممکن است در ذهن خود بگذرانید...
واقعا سیاست گذاران و برنامه ریزان شرکت های بیمه چه هدف و سیاستی را با این تخفیف به متاهلین دنبال می کنند؟ آیا به فکر تشکیل #خانواده و تشویق آن هستند...؟
- سال ها پیش یک شرکت بیمه پس از تحقیقاتی که روی هزینه ها و درآمدهایش انجام داده، به یک اصل منطقی پی برده است. تحت این عنوان که میزان تصادفات رانندگی مجردها از متاهل ها خیلی بیشتر است و متاهل ها در مجموع نسبت به مجرد ها محتاطانه تر رانندگی می کنند و میزان تصادفات شان در مقایسه با مجردها خیلی پایین تر است. درنتیجه هزینه ای که این شرکت بیمه در برابر تعهدی که به متاهل ها دارد کمتر از خسارت هایی که برای مجردها متقبل شده است.
با آگاهی از این اصل از آن زمان اعلام می کند تخفیف ویژه ای به متاهل ها ارایه خواهد داد... تا مشتریان بیشتری را جلب خود کند. چون می داند در نهایت سودی که از بیمه کردن آنها به دست می آورد بسیار بالاتر از این تخفیفی است که به آن ها می دهد.
به مرور باقی شرکت ها بیمه هم وقتی می بینند با این اوضاع درصد بالایی از مشتریان شان برای دریافت تخفیف و هزینه کمتر سراغ آن شرکت خاص می روند و مشتریان سابق خود را از دست خواهند داد، پس از بررسی متوجه ماجرا می شوند و آنها نیز این تخفیف را کمتر یا بیشتر را برای بیمه کردن متاهلین در نظر می گیرند.
ناگفته نماند شرکت های بیمه که از بزرگترین بنگاه های مالی هستند برای جلوگیری از چنین ضرباتی با هدف سود بیشتر با هم #کارتل هایی را تشکیل داده اند تا جلوی شبیه این اتفاقات را بگیرند.
—------—
روایت های دست اول از تجربیات زیسته ساکنان فرنگ در کانال تلگرام فرنگ نوشت
https://telegram.me/farang_nevesht

@farang_nevesht
🔹برای سرماخوردگی رفته بودم دکتر، گلودرد خیلی بدی داشتم و حالم خیلی خراب بود. برای همین به دکتر گفتم میشه خواهشا آنتی بیوتیک بدید؟! من وقتهایی که سرما می‌خورم خیلی دیر حالم خوب میشه...

🔸دکتر اول معاینه کرد و بعد گفت اگر میخوای "انتی بایاتک" بگیری باید ازت یک تست بگیرم که هزینه اش با #بیمه بیست دلار میشه... اشکال نداره؟

🔹من هم گفتم نه. بعد یک تیکه چوب که سرش پنبه داشت کرد تو حلقم، یک کم به انتهای زبانم مالید، داشت حالم بهم میخورد...که دکتر گفت (I am sorryyyyy)

🔸بعد از گرفتن نمونه روی چوب گفت ده دقیقه بیرون باشم تا بتوانم جواب آزمایش را مشخص کنم

🔸بعد از ده دقیقه صدام زد و گفت که بیماریم نیاز به "انتی بایاتک" ندارد. فقط کافی است یک قاشق نمک، یک قاشق چای خوری سرکه سفید، که در فروشگاه یک یا دو دلار بیشتر نیست، و یک لیوان آب گرم را هر چند ساعت یکبار به‌مدت یک هفته قرقره کنم تا خوب بشم.

🔸بعد یک برگه سفید بهم داد و گفت اگر این علائم دیگه به سراغت اومد این دستورات را رعایت کن و اگر بهتر نشدی هفته دیگه باز بیا پیشم.

🔹من هم دستورات را رعایت کردم و بعد از یک هفته بهتر شدم و دیگه نیاز پیدا نکردم برم پیش دکتر
#آمریکا 🇺🇸 @americansystem


🔻تجربیات جالب و مفید ساکنان خارج از کشور

@Farang_nevesht