✍️ استاد شهریار زرشناس
📌ایدئولوژی نئولیبرالیسم: حمله به آرمان گرایی انقلابی به اسم ایدئولوژی
🔸 اینجا مسئله موج #نئولیبرالیسم پیش می آید. من قائل نیستم که لیبرال ها این کار را کرده باشند بلکه نئولیبرال ها کرده اند. یعنی لیبرال های کلاسیک که در قرن هجده و نوزده ایدئولوگ اند و منکر ایدئولوژی نمی شوند. حتی سوسیال دموکرات های نیمه اول قرن بیستم اینگونه نیستند.
🔸 نئولیبرال ها مسئله #اصلاح نقطه به نقطه یا اصلاح ریز را مطرح می کنند. شما اگر مناظره بین #پوپر و مارکوزه و بحثی که در مورد مهندسی اجتماعی اصلاحات گام به گام و ذره و ذره دارند را ببینید. پوپر می گوید نیازی نیست که ما کلیت ماجرا را به هم بریزیم. ما می توانیم در هر موردی اصلاحی جزئی بکنیم و این یعنی اینکه سیستم را حفظ می کنند. مفروض او این است.
🔸 اینها تعریفی از ایدئولوژی ارائه می دهند که آن را مجموعه ای از اندیشه های متصلب، متعصبانه، بسته، عاطفی و جزم اندیش نشان می دهند. رجوع کنید به تعریفی که داریوش #شایگان در کتاب «انقلاب دینی چیست» از ایدئولوژی ارائه می دهد.
🔸 مضمون آن تعریف این می شود که هر نوع حرکتی که بخواهد شما را به #تغییر دعوت کند و بخواهد آرمانی را برای یک دگرگونی بنیادین به شما بدهد و هر نوع حرکتی که بخواهد با بدنه اجتماعی برای بسیج آن نزدیک بشود و بخواهد این تغییر را ایجاد کند، معادل ایدئولوژی می گیرد.
🔸 نکته بعدی این است که اگر ما به تعریف اصلی ایدئولوژی که گفتیم مجموعه ای از دستورالعمل های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است که از عقل مدرن درآمده، نئولیبرالیسم هم کاملا ایدئولوژی است. نئولیبرالیسم وقتی برنامه #خصوصی_سازی و تعدیل و دولت کوچک را مطرح می کند، همه این برنامه ها ایدئولوژیک است با این تفاوت که آنها آرمان گرایی به عنوان زیر و رو کردن را مطرح نمی کنند وجز به جز در افق وضع موجود حرکت می کنند.
🔸 لذا نئولیبرالیسم یک صورت ایدئولوژیک است، منتهی مسئله آنها این است که تعریف ایدئولوژی را به سمت آن دسته از ایدئولوژی هایی می برند که بیشتر می خواهند حرکت های #انقلابی و آرمان گرایانه بکنند و آنها را تحت عنوان بی خردی مورد حمله قرار می دهند.
🔸 از سال های دهه ۱۹۶۰ که این مباحث در غرب مطرح می شود دهه ۴۰ ماست. شما دقت کنید دهه ۴۰ و دهه ۵۰ ما این حرف ها در کشور ما نیست و از اواسط دهه ۱۹۸۰ درست جریان نوظهور نئولیبرالی در داخل کشور ما که محور آن عبدالکریم #سروش است، این حرف ها را مطرح می کند.
🔸 اولین بار که سروش در سال های ۶۹ و ۷۰ مجال پیدا می کند و آن #نقاب_نفاق را بر می دارد در سخنرانی هایی مانند فربه تر از ایدئولوژی و بحث های او در مورد شریعتی و... این حرف ها را مطرح می کند و این موج می آید و یکسره از زرادخانه نئولیبرال ها استفاده می کنند. زرادخانه ای که از سال های ۱۹۶۰ تا ۱۹۸۰ تولید شده است. آن زرادخانه #ناتوی_فرهنگی است.
🔸 هوشنگ #گلشیری به عنوان نماینده نوعی ادبیات فرمالیستی یا تکنیک گرا یا به قول بنده تکنیک زده در سال های دهه ۴۰ یک جریان منزوی است که حتی بدنه #روشنفکری ایران آن را جدی نمی گیرد چون آن زمان گرایش رئالیستی حاکم است. همین آدم در دهه ۱۳۶۰ به بعد به الگوی اصلی ادبی ما تبدیل می شود. نه فقط بر کلیت جریان ادبیات روشنفکری ایران غلبه می کند حتی از بچه های مذهبی هم تغذیه می کند و کلی از آدم های #حزب_اللهی و بچه های نویسنده حوزه هنری را هم به سمت خود می برد.
🔸 باید توجه کرد که ادبیاتی که #ایدئولوژی_زدایی می کند چه چیزی را توجیه می کند؟ وضع موجود را #توجیه می کند. پس خودش کاملا #ایدئولوژیک است.
🆔 @fekrat_net
🆔 @fekrat_net
🆑فکرت؛ گامی به سوی خودآگاهی
🌹
📌ایدئولوژی نئولیبرالیسم: حمله به آرمان گرایی انقلابی به اسم ایدئولوژی
🔸 اینجا مسئله موج #نئولیبرالیسم پیش می آید. من قائل نیستم که لیبرال ها این کار را کرده باشند بلکه نئولیبرال ها کرده اند. یعنی لیبرال های کلاسیک که در قرن هجده و نوزده ایدئولوگ اند و منکر ایدئولوژی نمی شوند. حتی سوسیال دموکرات های نیمه اول قرن بیستم اینگونه نیستند.
🔸 نئولیبرال ها مسئله #اصلاح نقطه به نقطه یا اصلاح ریز را مطرح می کنند. شما اگر مناظره بین #پوپر و مارکوزه و بحثی که در مورد مهندسی اجتماعی اصلاحات گام به گام و ذره و ذره دارند را ببینید. پوپر می گوید نیازی نیست که ما کلیت ماجرا را به هم بریزیم. ما می توانیم در هر موردی اصلاحی جزئی بکنیم و این یعنی اینکه سیستم را حفظ می کنند. مفروض او این است.
🔸 اینها تعریفی از ایدئولوژی ارائه می دهند که آن را مجموعه ای از اندیشه های متصلب، متعصبانه، بسته، عاطفی و جزم اندیش نشان می دهند. رجوع کنید به تعریفی که داریوش #شایگان در کتاب «انقلاب دینی چیست» از ایدئولوژی ارائه می دهد.
🔸 مضمون آن تعریف این می شود که هر نوع حرکتی که بخواهد شما را به #تغییر دعوت کند و بخواهد آرمانی را برای یک دگرگونی بنیادین به شما بدهد و هر نوع حرکتی که بخواهد با بدنه اجتماعی برای بسیج آن نزدیک بشود و بخواهد این تغییر را ایجاد کند، معادل ایدئولوژی می گیرد.
🔸 نکته بعدی این است که اگر ما به تعریف اصلی ایدئولوژی که گفتیم مجموعه ای از دستورالعمل های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است که از عقل مدرن درآمده، نئولیبرالیسم هم کاملا ایدئولوژی است. نئولیبرالیسم وقتی برنامه #خصوصی_سازی و تعدیل و دولت کوچک را مطرح می کند، همه این برنامه ها ایدئولوژیک است با این تفاوت که آنها آرمان گرایی به عنوان زیر و رو کردن را مطرح نمی کنند وجز به جز در افق وضع موجود حرکت می کنند.
🔸 لذا نئولیبرالیسم یک صورت ایدئولوژیک است، منتهی مسئله آنها این است که تعریف ایدئولوژی را به سمت آن دسته از ایدئولوژی هایی می برند که بیشتر می خواهند حرکت های #انقلابی و آرمان گرایانه بکنند و آنها را تحت عنوان بی خردی مورد حمله قرار می دهند.
🔸 از سال های دهه ۱۹۶۰ که این مباحث در غرب مطرح می شود دهه ۴۰ ماست. شما دقت کنید دهه ۴۰ و دهه ۵۰ ما این حرف ها در کشور ما نیست و از اواسط دهه ۱۹۸۰ درست جریان نوظهور نئولیبرالی در داخل کشور ما که محور آن عبدالکریم #سروش است، این حرف ها را مطرح می کند.
🔸 اولین بار که سروش در سال های ۶۹ و ۷۰ مجال پیدا می کند و آن #نقاب_نفاق را بر می دارد در سخنرانی هایی مانند فربه تر از ایدئولوژی و بحث های او در مورد شریعتی و... این حرف ها را مطرح می کند و این موج می آید و یکسره از زرادخانه نئولیبرال ها استفاده می کنند. زرادخانه ای که از سال های ۱۹۶۰ تا ۱۹۸۰ تولید شده است. آن زرادخانه #ناتوی_فرهنگی است.
🔸 هوشنگ #گلشیری به عنوان نماینده نوعی ادبیات فرمالیستی یا تکنیک گرا یا به قول بنده تکنیک زده در سال های دهه ۴۰ یک جریان منزوی است که حتی بدنه #روشنفکری ایران آن را جدی نمی گیرد چون آن زمان گرایش رئالیستی حاکم است. همین آدم در دهه ۱۳۶۰ به بعد به الگوی اصلی ادبی ما تبدیل می شود. نه فقط بر کلیت جریان ادبیات روشنفکری ایران غلبه می کند حتی از بچه های مذهبی هم تغذیه می کند و کلی از آدم های #حزب_اللهی و بچه های نویسنده حوزه هنری را هم به سمت خود می برد.
🔸 باید توجه کرد که ادبیاتی که #ایدئولوژی_زدایی می کند چه چیزی را توجیه می کند؟ وضع موجود را #توجیه می کند. پس خودش کاملا #ایدئولوژیک است.
🆔 @fekrat_net
🆔 @fekrat_net
🆑فکرت؛ گامی به سوی خودآگاهی
🌹
Telegram
📎
📝 #یادداشت
🔹سودای سکون درجهان ناآرام
📍نگاهی تحلیلی-انتقادی به آثار #عبدالکریم_سروش : کتاب «نهاد ناآرام جهان»
✅ بخش اول
🔸« #نهاد_ناآرام_جهان»، کتاب مشهوری است که هرچند عنوانی بهظاهر انقلابی دارد و از قضا در سالهای منتهیبه انقلاب نگاشته شده، اما از نهادی آرام برخاسته؛ نهاد آرام سروش که بهرغم تظاهرش به انقلابیبودن، در مدرنیته آرام گرفته است، مدرنیتهای که تجدد و نوبهنوشدن را در خیال میپروراند.
🔸در این نوشتار قصد این است که از طریق «بازی» باعنوان اغواکننده کتاب، روزنهای بهسوی تحلیل ساختاری متن کتاب بگشاییم. در این نوشتار، از طریق تحلیل متن، به تحلیل #اندیشهها خواهیم رسید و تقریر #سروش از حرکت جوهری #صدرالدین_شیرازی را مورد بررسی و نقد قرار خواهیم داد. البته این توضیح سلبی نیز ضروری مینماید که وقتی درباب روش تالیف متن، صحبت از «تحلیل زبانی» یا «تحلیل ساختاری» میشود، بههیچوجه بهمعنای محدودکردن روش بحث به تحلیل زبانی به سبک آکسفوردی یا کمبریجی یا ساختارگرایی ابداعی لویاستراوس و یاکوبسن و دیگران نیست؛ بلکه درعین توجه به ساختار منطقی و زبانی متن، با نگاهی تاریخمحور به زمینه و زمانه تقریر و تحریر این کتاب و نیز رای خاص ملاصدرا در این باب تا حد امکان، توجه شده است.
🔸نهاد ناآرام جهان، مشتمل بر دو مقدمه، یک پیشگفتار، فصلی درباره ماهیت و موضوع و بسترهای حرکت، فصلی در باب براهین سهگانه سروش و فصلی درمورد لوازم و نتایج مابعدالطبیعی مقتبس از نظریه #حرکت_جوهری (مانند رابطه نفس و بدن، معاد، ربط حادث به قدیم و ثابت به متغیر و...) است، به انضمام یک نتیجهگیری. تمرکز اصلی متن حاضر بیشتر روی براهین سهگانه و رویکرد کلی تالیف این کتاب است.
🖋 نویسنده: امیر فرشباف،کارشناسارشد فلسفه
📍منبع: فرهیختگان
#کانال_فکرت:
💠 @fekrat_net
🔹سودای سکون درجهان ناآرام
📍نگاهی تحلیلی-انتقادی به آثار #عبدالکریم_سروش : کتاب «نهاد ناآرام جهان»
✅ بخش اول
🔸« #نهاد_ناآرام_جهان»، کتاب مشهوری است که هرچند عنوانی بهظاهر انقلابی دارد و از قضا در سالهای منتهیبه انقلاب نگاشته شده، اما از نهادی آرام برخاسته؛ نهاد آرام سروش که بهرغم تظاهرش به انقلابیبودن، در مدرنیته آرام گرفته است، مدرنیتهای که تجدد و نوبهنوشدن را در خیال میپروراند.
🔸در این نوشتار قصد این است که از طریق «بازی» باعنوان اغواکننده کتاب، روزنهای بهسوی تحلیل ساختاری متن کتاب بگشاییم. در این نوشتار، از طریق تحلیل متن، به تحلیل #اندیشهها خواهیم رسید و تقریر #سروش از حرکت جوهری #صدرالدین_شیرازی را مورد بررسی و نقد قرار خواهیم داد. البته این توضیح سلبی نیز ضروری مینماید که وقتی درباب روش تالیف متن، صحبت از «تحلیل زبانی» یا «تحلیل ساختاری» میشود، بههیچوجه بهمعنای محدودکردن روش بحث به تحلیل زبانی به سبک آکسفوردی یا کمبریجی یا ساختارگرایی ابداعی لویاستراوس و یاکوبسن و دیگران نیست؛ بلکه درعین توجه به ساختار منطقی و زبانی متن، با نگاهی تاریخمحور به زمینه و زمانه تقریر و تحریر این کتاب و نیز رای خاص ملاصدرا در این باب تا حد امکان، توجه شده است.
🔸نهاد ناآرام جهان، مشتمل بر دو مقدمه، یک پیشگفتار، فصلی درباره ماهیت و موضوع و بسترهای حرکت، فصلی در باب براهین سهگانه سروش و فصلی درمورد لوازم و نتایج مابعدالطبیعی مقتبس از نظریه #حرکت_جوهری (مانند رابطه نفس و بدن، معاد، ربط حادث به قدیم و ثابت به متغیر و...) است، به انضمام یک نتیجهگیری. تمرکز اصلی متن حاضر بیشتر روی براهین سهگانه و رویکرد کلی تالیف این کتاب است.
🖋 نویسنده: امیر فرشباف،کارشناسارشد فلسفه
📍منبع: فرهیختگان
#کانال_فکرت:
💠 @fekrat_net
📝 #یادداشت
🔷خلاصه تقریر #سروش در کتاب «نهاد ناآرام جهان»
📍نگاهی تحلیلی-انتقادی به آثار #عبدالکریم_سروش : کتاب «نهاد ناآرام جهان»
🔸دکتر عبدالکریم #سروش در فصل دوم کتاب«نهاد ناآرام جهان» که حدود25 صفحه است، صرفا به تکرار اقوال #ملاصدرا میپردازد؛ او با زبانی امروزیتر، براهین #حرکت_جوهری را بازنویسی میکند که ماحصل آنها بهنحو اجمالی نقل میشود.
#کانال_فکرت:
💠 @fekrat_net
🔷خلاصه تقریر #سروش در کتاب «نهاد ناآرام جهان»
📍نگاهی تحلیلی-انتقادی به آثار #عبدالکریم_سروش : کتاب «نهاد ناآرام جهان»
🔸دکتر عبدالکریم #سروش در فصل دوم کتاب«نهاد ناآرام جهان» که حدود25 صفحه است، صرفا به تکرار اقوال #ملاصدرا میپردازد؛ او با زبانی امروزیتر، براهین #حرکت_جوهری را بازنویسی میکند که ماحصل آنها بهنحو اجمالی نقل میشود.
#کانال_فکرت:
💠 @fekrat_net
📝 #یادداشت
🔷خلاصه تقریر #سروش در کتاب «نهاد ناآرام جهان»
📍نگاهی تحلیلی-انتقادی به آثار #عبدالکریم_سروش : کتاب «نهاد ناآرام جهان»
✅بخش دوم
🔸سروش در فصل دوم این کتاب که حدود25 صفحه است، صرفا به تکرار اقوال #ملاصدرا نمیپردازد؛ او با زبانی امروزیتر، براهین #حرکت_جوهری را بازنویسی میکند که ماحصل آنها بهنحو اجمالی نقل میشود.
🔸برهان اول با چند پرسش آغاز میشود؛ اینکه آیا «حرکت صرفا صفتی است که به اجسام میدهیم؟» یا «شیئی است که در کنار شیء دیگر مینهیم؟» سروش در این برهان، پس از نفی دو فرضیه مذکور و اثبات اینکه «صفت حرکت، برخاسته از نهاد خود شیء است» و تطبیق آن بر آخرین نظریات علمی جدید، نتیجه میگیرد که «نهاد و جوهر شیء که علت حرکت شیء است، ناگزیر باید متحرک و ناآرام باشد و آن هم حرکتی ذاتی و از پیش خود، نه حرکتی وامکرده و عاریتی» و مینویسد «حرکت جوهری عمیقا به این معناست که جوهر و نهاد شیء ذاتا همراه و متحد با حرکت است و دگرگونی، بعدی است از ابعاد جداییناپذیر اشیاء مادی.»
🔸برهان دوم، همان برهان کلاسیک ملاصدراست که مبتنیبر تحلیل رابطه اعراض با جوهر و اثبات تابعیت اعراض از جوهر در تمام شئون است. برهان سوم مبتنیبر موضوعاتی همچون حدوث حوادث، بعد رابع بودن زمان، تقدم و تأخر و زمانمندی ذاتی اشیاء در بحث حرکت است.
🔸سروش مینویسد: «مفهوم دقیق تقدم و تأخر در هستیهای مادی این است که زماندار بودن حوادث و ترتیب وقوع آنها از خود آنها سرچشمه میگیرد نه از عاملی خارجی... . حوادثند که ترتیب دارند و آنگاه زمان از ترتیب ذاتی آنها اتخاذ میشود نه اینکه حوادث برحسب زمان ترتیب مییابند.»
🖋 نویسنده: امیر فرشباف،کارشناسارشد فلسفه
📍منبع: فرهیختگان
📌 #کانال_فکرت:
💠 @fekrat_net
🔷خلاصه تقریر #سروش در کتاب «نهاد ناآرام جهان»
📍نگاهی تحلیلی-انتقادی به آثار #عبدالکریم_سروش : کتاب «نهاد ناآرام جهان»
✅بخش دوم
🔸سروش در فصل دوم این کتاب که حدود25 صفحه است، صرفا به تکرار اقوال #ملاصدرا نمیپردازد؛ او با زبانی امروزیتر، براهین #حرکت_جوهری را بازنویسی میکند که ماحصل آنها بهنحو اجمالی نقل میشود.
🔸برهان اول با چند پرسش آغاز میشود؛ اینکه آیا «حرکت صرفا صفتی است که به اجسام میدهیم؟» یا «شیئی است که در کنار شیء دیگر مینهیم؟» سروش در این برهان، پس از نفی دو فرضیه مذکور و اثبات اینکه «صفت حرکت، برخاسته از نهاد خود شیء است» و تطبیق آن بر آخرین نظریات علمی جدید، نتیجه میگیرد که «نهاد و جوهر شیء که علت حرکت شیء است، ناگزیر باید متحرک و ناآرام باشد و آن هم حرکتی ذاتی و از پیش خود، نه حرکتی وامکرده و عاریتی» و مینویسد «حرکت جوهری عمیقا به این معناست که جوهر و نهاد شیء ذاتا همراه و متحد با حرکت است و دگرگونی، بعدی است از ابعاد جداییناپذیر اشیاء مادی.»
🔸برهان دوم، همان برهان کلاسیک ملاصدراست که مبتنیبر تحلیل رابطه اعراض با جوهر و اثبات تابعیت اعراض از جوهر در تمام شئون است. برهان سوم مبتنیبر موضوعاتی همچون حدوث حوادث، بعد رابع بودن زمان، تقدم و تأخر و زمانمندی ذاتی اشیاء در بحث حرکت است.
🔸سروش مینویسد: «مفهوم دقیق تقدم و تأخر در هستیهای مادی این است که زماندار بودن حوادث و ترتیب وقوع آنها از خود آنها سرچشمه میگیرد نه از عاملی خارجی... . حوادثند که ترتیب دارند و آنگاه زمان از ترتیب ذاتی آنها اتخاذ میشود نه اینکه حوادث برحسب زمان ترتیب مییابند.»
🖋 نویسنده: امیر فرشباف،کارشناسارشد فلسفه
📍منبع: فرهیختگان
📌 #کانال_فکرت:
💠 @fekrat_net
📝 #یادداشت
♦️نگاهی تحلیلی-انتقادی به آثار #عبدالکریم_سروش : کتاب «#نهاد_ناآرام_جهان»
یادداشت
✅بخش سوم
🔷«#جهان» یا «#هستی»؟
🔸این کتاب حتما نقاط قوتی در سیاق نگارش و محتوا دارد، اما اولا با توجه به محدودیت فضا و ثانیا با نظر به اینکه بهاندازه کافی و حتی بیش از حد کافی از این کتاب تقدیر و تمجید شده است، ترجیح بر آن است که متن بر نقاط قابل خدشه متمرکز شود.
🔸فارغ از بیدقتیهای زبانی و فلسفی مانند «صفت انگاشتن حرکت» و «واقعگرا» پنداشتن #ملاصدرا و استعمال تعابیری مانند «#حرکت_جوهر_در_جوهر» و تطبیق مسائل برهانی متافیزیکی بر مسائل استقرایی علمی و برخورد ایدئولوژیک با فلسفه و... باید به نقد اصلی اشاره کرد که معطوف به مواجهه «گزینشی و تقلیلی» مولف با موضوع #حرکت_جوهری و عدمالتفات به زمینهها و مبانی حکمت متعالیه مانند اصالت، وحدت، اتصال و اشتداد وجود و ملاحظه آنها در «نسبت»هایشان «با»هم در بحث حرکت است که منجر به این تقلیل، تحریف و تفسیر بهرأی شده است که «جهان» و «هستی» را مساوی معنا میکند؛ درحالیکه واضح است جهان یا «عالم ناسوت»، صرفا مرتبهای از عالم وجود و از قضا نازلترین مرتبه آن نیز است.
🔸در سراسر کتاب نیز آنچه هست؛ اثبات همان نهاد ناآرام «جهان» است و نه سیلان و جریان «هستی» در تمام مراتب آن.#سروش به وجود و وحدت و اشتداد آن توجه دارد و در مواردی از این مفاهیم استفاده هم میکند و خیزهایی هم بهسوی معنای جامع حرکت جوهری برمیدارد؛ اما مشکل کار او این است که نمیتواند اینها را در یک وحدت تالیفی و در یک نظام معنایی و مابعدالطبیعی منسجم ملاحظه کند، بلکه با رویکردی گزینشی و محدود -اگر نخواهیم بگوییم تنگنظرانه- با مبحث حرکت جوهری و مابعدالطبیعه #ملاصدرا -بهطور کلی- مواجه و نتایجی را -احتمالا ناخودآگاه و ناخواسته- به بار میآورد که از حکمت متعالیه #صدرالدین_شیرازی بسیار دور است.
🖋 نویسنده: امیر فرشباف،کارشناسارشد فلسفه
🔹منبع: فرهیختگان
📌#کانال_فکرت:
💠 @fekrat_net
♦️نگاهی تحلیلی-انتقادی به آثار #عبدالکریم_سروش : کتاب «#نهاد_ناآرام_جهان»
یادداشت
✅بخش سوم
🔷«#جهان» یا «#هستی»؟
🔸این کتاب حتما نقاط قوتی در سیاق نگارش و محتوا دارد، اما اولا با توجه به محدودیت فضا و ثانیا با نظر به اینکه بهاندازه کافی و حتی بیش از حد کافی از این کتاب تقدیر و تمجید شده است، ترجیح بر آن است که متن بر نقاط قابل خدشه متمرکز شود.
🔸فارغ از بیدقتیهای زبانی و فلسفی مانند «صفت انگاشتن حرکت» و «واقعگرا» پنداشتن #ملاصدرا و استعمال تعابیری مانند «#حرکت_جوهر_در_جوهر» و تطبیق مسائل برهانی متافیزیکی بر مسائل استقرایی علمی و برخورد ایدئولوژیک با فلسفه و... باید به نقد اصلی اشاره کرد که معطوف به مواجهه «گزینشی و تقلیلی» مولف با موضوع #حرکت_جوهری و عدمالتفات به زمینهها و مبانی حکمت متعالیه مانند اصالت، وحدت، اتصال و اشتداد وجود و ملاحظه آنها در «نسبت»هایشان «با»هم در بحث حرکت است که منجر به این تقلیل، تحریف و تفسیر بهرأی شده است که «جهان» و «هستی» را مساوی معنا میکند؛ درحالیکه واضح است جهان یا «عالم ناسوت»، صرفا مرتبهای از عالم وجود و از قضا نازلترین مرتبه آن نیز است.
🔸در سراسر کتاب نیز آنچه هست؛ اثبات همان نهاد ناآرام «جهان» است و نه سیلان و جریان «هستی» در تمام مراتب آن.#سروش به وجود و وحدت و اشتداد آن توجه دارد و در مواردی از این مفاهیم استفاده هم میکند و خیزهایی هم بهسوی معنای جامع حرکت جوهری برمیدارد؛ اما مشکل کار او این است که نمیتواند اینها را در یک وحدت تالیفی و در یک نظام معنایی و مابعدالطبیعی منسجم ملاحظه کند، بلکه با رویکردی گزینشی و محدود -اگر نخواهیم بگوییم تنگنظرانه- با مبحث حرکت جوهری و مابعدالطبیعه #ملاصدرا -بهطور کلی- مواجه و نتایجی را -احتمالا ناخودآگاه و ناخواسته- به بار میآورد که از حکمت متعالیه #صدرالدین_شیرازی بسیار دور است.
🖋 نویسنده: امیر فرشباف،کارشناسارشد فلسفه
🔹منبع: فرهیختگان
📌#کانال_فکرت:
💠 @fekrat_net
📝 #یادداشت
🔷خیزهای ناتمام #سروش
🔸نگاهی تحلیلی-انتقادی به آثار #عبدالکریم_سروش :
کتاب «#نهاد_ناآرام_جهان»
در چندین موضع از متن کتاب، میتوان به مواقفی اشاره کرد که سروش مخاطب را درباره تفسیرش از #حرکت_جوهری_ملاصدرا و نسبت به اصلاح این باور امیدوار میکند اما هربار در کمال ناباوری ملاحظه میشود گام اصلی و نهایی را برنمیدارد.
📌 #کانال_فکرت:
💠 @fekrat_net
🔷خیزهای ناتمام #سروش
🔸نگاهی تحلیلی-انتقادی به آثار #عبدالکریم_سروش :
کتاب «#نهاد_ناآرام_جهان»
در چندین موضع از متن کتاب، میتوان به مواقفی اشاره کرد که سروش مخاطب را درباره تفسیرش از #حرکت_جوهری_ملاصدرا و نسبت به اصلاح این باور امیدوار میکند اما هربار در کمال ناباوری ملاحظه میشود گام اصلی و نهایی را برنمیدارد.
📌 #کانال_فکرت:
💠 @fekrat_net
📝 #یادداشت
♦️نگاهی تحلیلی-انتقادی به آثار #عبدالکریم_سروش : کتاب «#نهاد_ناآرام_جهان»
✅بخش چهارم
🔷خیزهای ناتمام سروش
🔸در چندین موضع از متن کتاب، میتوان به مواقفی اشاره کرد که #سروش مخاطب را درباره تفسیرش از #حرکت_جوهری_ملاصدرا و نسبت به اصلاح این باور امیدوار میکند اما هربار در کمال ناباوری ملاحظه میشود گام اصلی و نهایی را برنمیدارد.
🔸در اینجا به چند مرحله از خیزهای ناتمامی که او برمیدارد اشاره میشود: در جایی (صص 37 تا 40) به بحث اصالت و #وحدت اتصالی وجود، مساوقت شیئیت و تشخص با وجود و اینکه «قبول نظریه حرکت جوهریه مسبوق به قبول نظریه اصالت وجود است» اشاره میکند، و در موضعی دیگر (ص 74) باز خیز دیگری درخصوص جایگاه حرکت جوهری و برداشتن مرزهای طبیعت و ماوراءطبیعت توسط ملاصدرا برمیدارد اما باز در همانجا متوقف میشود.
🔸سروش در بخش دیگری از کتاب (ص 60) استشهاد صدرا به آیه کلَّ یَومٍ هو فی شأنٍ (29 الرحمن) را که اتفاقا تاییدی بر وجود حرکت در تمام مراتب هستی است و نه صرفا عالم طبیعت، بهطور عجیبی به «دخالت خدا در امور و همهکاره بودن او» و نیز «مشتی بر دهان آنان که خدا را پس از شش روز خلقت به خواب استراحت بردند» فرو میکاهد. و نهایتا در موقفی دیگر (صص 77 و 78) هم قول #ملاصدرا در اسفار درباره حرکت اشتدادی جوهر نفس در مراتب مختلفش را نقل و ترجمه میکند: «چقدر سخیف و سبکمایه است که کسانی تصور کردهاند که نفس، جوهرا و ذاتا از ابتدای تعلق به بدن تا انتهای عمر چیز یکسان و ثابتی است. در حالی که دانستی که نفس در ابتدا هیچ نیست و در اوج خود به مرحله عقل فعال میرسد... .»
🖋 نویسنده: امیر فرشباف،کارشناسارشد فلسفه
🔹منبع: فرهیختگان
📌 #کانال_فکرت:
💠 @fekrat_net
♦️نگاهی تحلیلی-انتقادی به آثار #عبدالکریم_سروش : کتاب «#نهاد_ناآرام_جهان»
✅بخش چهارم
🔷خیزهای ناتمام سروش
🔸در چندین موضع از متن کتاب، میتوان به مواقفی اشاره کرد که #سروش مخاطب را درباره تفسیرش از #حرکت_جوهری_ملاصدرا و نسبت به اصلاح این باور امیدوار میکند اما هربار در کمال ناباوری ملاحظه میشود گام اصلی و نهایی را برنمیدارد.
🔸در اینجا به چند مرحله از خیزهای ناتمامی که او برمیدارد اشاره میشود: در جایی (صص 37 تا 40) به بحث اصالت و #وحدت اتصالی وجود، مساوقت شیئیت و تشخص با وجود و اینکه «قبول نظریه حرکت جوهریه مسبوق به قبول نظریه اصالت وجود است» اشاره میکند، و در موضعی دیگر (ص 74) باز خیز دیگری درخصوص جایگاه حرکت جوهری و برداشتن مرزهای طبیعت و ماوراءطبیعت توسط ملاصدرا برمیدارد اما باز در همانجا متوقف میشود.
🔸سروش در بخش دیگری از کتاب (ص 60) استشهاد صدرا به آیه کلَّ یَومٍ هو فی شأنٍ (29 الرحمن) را که اتفاقا تاییدی بر وجود حرکت در تمام مراتب هستی است و نه صرفا عالم طبیعت، بهطور عجیبی به «دخالت خدا در امور و همهکاره بودن او» و نیز «مشتی بر دهان آنان که خدا را پس از شش روز خلقت به خواب استراحت بردند» فرو میکاهد. و نهایتا در موقفی دیگر (صص 77 و 78) هم قول #ملاصدرا در اسفار درباره حرکت اشتدادی جوهر نفس در مراتب مختلفش را نقل و ترجمه میکند: «چقدر سخیف و سبکمایه است که کسانی تصور کردهاند که نفس، جوهرا و ذاتا از ابتدای تعلق به بدن تا انتهای عمر چیز یکسان و ثابتی است. در حالی که دانستی که نفس در ابتدا هیچ نیست و در اوج خود به مرحله عقل فعال میرسد... .»
🖋 نویسنده: امیر فرشباف،کارشناسارشد فلسفه
🔹منبع: فرهیختگان
📌 #کانال_فکرت:
💠 @fekrat_net
📝 #یادداشت
🔷خیزهای ناتمام #سروش
🔸نگاهی تحلیلی-انتقادی به آثار #عبدالکریم_سروش :
کتاب «#نهاد_ناآرام_جهان»
بهنظر میرسد یکی از سرچشمههای اشتباهات سروش در فهم و تقریر نظریه #حرکت_جوهری، نگاه گزینشی و تقلیلی بهجای نگاه تالیفی، تاریخی و تحلیلی به مسائل است که البته خود این مساله، خطای کوچکی نیست و دامنه آن را تقریبا در همه آثار و اقوال سروش میتوان دنبال کرد.
📌 #کانال_فکرت:
💠 @fekrat_net
🔷خیزهای ناتمام #سروش
🔸نگاهی تحلیلی-انتقادی به آثار #عبدالکریم_سروش :
کتاب «#نهاد_ناآرام_جهان»
بهنظر میرسد یکی از سرچشمههای اشتباهات سروش در فهم و تقریر نظریه #حرکت_جوهری، نگاه گزینشی و تقلیلی بهجای نگاه تالیفی، تاریخی و تحلیلی به مسائل است که البته خود این مساله، خطای کوچکی نیست و دامنه آن را تقریبا در همه آثار و اقوال سروش میتوان دنبال کرد.
📌 #کانال_فکرت:
💠 @fekrat_net
📝 #یادداشت
🔷خیزهای ناتمام #سروش
♦️نگاهی تحلیلی-انتقادی به آثار #عبدالکریم_سروش :
کتاب «#نهاد_ناآرام_جهان»
بخش پایانی
🔹چند ملاحظه
بهنظر میرسد یکی از سرچشمههای اشتباهات سروش در فهم و تقریر نظریه #حرکت_جوهری، نگاه گزینشی و تقلیلی بهجای نگاه تالیفی، تاریخی و تحلیلی به مسائل است که البته خود این مساله، خطای کوچکی نیست و دامنه آن را تقریبا در همه آثار و اقوال سروش میتوان دنبال کرد.
🔸نکته دیگر به بیدقتیهای مفهومی و زبانی بازمیگردد که منشأ سوءفهم شده است، او حرکت را اولا بهعنوان «وصفی در مقولات» آنهم فقط ذیل مرحله «قوه و فعل» اسفار ملاحظه میکند؛ انگار فقط #ملاصدرا یک کتاب دارد و در آن کتاب هم فقط یک فصل را به مبحث حرکت اختصاص داده است! و ثانیا «ثبات» و «تجرد» را ملازم میداند و حرکت را ملازم و مقارن مادیت! در حالی که آنچه ملازم حرکت و شرط ماتقدم آن است، «امکان» است، نه مادیت و جسمانیت.
🔸در بخش «خلاصه و ختام» مینویسد: «حرکت جوهری، موجود مادی را یاری میکند تا به آستانه جهان مفارقات برسد و هویتی روحانی بیابد و حامل و همنشین موجودی مجرد گردد. و چنین است که با نردبان حرکت جوهری ماده میتواند به عالم معنا صعود کند، از #جهان_ شهود پا به جهان غیب بگذارد و از طبیعت تنگ، سر به فراخنای وراء طبیعت بکشد. موجودات غیرمادی، از آنجاکه قوه ندارند، حرکت ندارند، و چون حرکت ندارند بالطبع زمانزده نیز نیستند و به این سبب است که مفارقات از زمان و تغیر یکجا بری و برکنارند.» (ص82)
🔸تقلیل و فروکاست سروش صرفا یک تفسیر بهرأی و مصادره بهمطلوب قابل اغماض نیست؛ بلکه تحریفی عمیق است که از سویدیگر، لوازم و نتایج سوء بهمراتب بزرگتر و عمیقتری نیز بر آن مترتب میشود. لوازم پذیرش نگاه سروش، نادیده انگاشتن یا تحریف این مسائل است: اصالت وجود، وحدت وجود، اشتداد و انبساط وجود، تحلیل معنای وجود، اعتباریت ماهیت، قیام صدوری نفس، معاد جسمانی، اتحاد عاقل و معقول، تجدد امثال، حضور قیومی عقل در عالم، فناء تعینی و سیر تکاملی موجودات و... که هرکدام میتوانند موضوع یک یا چندین فصل از مباحث فلسفی باشند.
🔸سروش همچنین در این کتاب همانطور که اشاره شد، درستی مسائل برهانی را با افتخار، پس از عرضه بر مباحث علمی قرن هفدهمی اعلام میکند و این نیز از رویکردهای قابل نقد و خدشه او است که مقدمات و توالی فاسدی دارد. مثلا او تحول در علوم از عصر #یونان و #قرون_وسطی تا نوزایی و تجدد فرهنگی #غرب را نهتنها گزارش نمیکند؛ بلکه بنا بر شواهد موجود، انگار اساسا نمیبیند و این طرز تلقی، مخاطب را نسبت به تاریخ و سنت فلسفی خویش و نسبت به وضع موجود و اینکه «چه باید کرد؟» گمراه میکند .
👤 نویسنده: امیر فرشباف،کارشناسارشد فلسفه
📍منبع : فرهیختگان
📌 #کانال_فکرت:
💠 @fekrat_net
🔷خیزهای ناتمام #سروش
♦️نگاهی تحلیلی-انتقادی به آثار #عبدالکریم_سروش :
کتاب «#نهاد_ناآرام_جهان»
بخش پایانی
🔹چند ملاحظه
بهنظر میرسد یکی از سرچشمههای اشتباهات سروش در فهم و تقریر نظریه #حرکت_جوهری، نگاه گزینشی و تقلیلی بهجای نگاه تالیفی، تاریخی و تحلیلی به مسائل است که البته خود این مساله، خطای کوچکی نیست و دامنه آن را تقریبا در همه آثار و اقوال سروش میتوان دنبال کرد.
🔸نکته دیگر به بیدقتیهای مفهومی و زبانی بازمیگردد که منشأ سوءفهم شده است، او حرکت را اولا بهعنوان «وصفی در مقولات» آنهم فقط ذیل مرحله «قوه و فعل» اسفار ملاحظه میکند؛ انگار فقط #ملاصدرا یک کتاب دارد و در آن کتاب هم فقط یک فصل را به مبحث حرکت اختصاص داده است! و ثانیا «ثبات» و «تجرد» را ملازم میداند و حرکت را ملازم و مقارن مادیت! در حالی که آنچه ملازم حرکت و شرط ماتقدم آن است، «امکان» است، نه مادیت و جسمانیت.
🔸در بخش «خلاصه و ختام» مینویسد: «حرکت جوهری، موجود مادی را یاری میکند تا به آستانه جهان مفارقات برسد و هویتی روحانی بیابد و حامل و همنشین موجودی مجرد گردد. و چنین است که با نردبان حرکت جوهری ماده میتواند به عالم معنا صعود کند، از #جهان_ شهود پا به جهان غیب بگذارد و از طبیعت تنگ، سر به فراخنای وراء طبیعت بکشد. موجودات غیرمادی، از آنجاکه قوه ندارند، حرکت ندارند، و چون حرکت ندارند بالطبع زمانزده نیز نیستند و به این سبب است که مفارقات از زمان و تغیر یکجا بری و برکنارند.» (ص82)
🔸تقلیل و فروکاست سروش صرفا یک تفسیر بهرأی و مصادره بهمطلوب قابل اغماض نیست؛ بلکه تحریفی عمیق است که از سویدیگر، لوازم و نتایج سوء بهمراتب بزرگتر و عمیقتری نیز بر آن مترتب میشود. لوازم پذیرش نگاه سروش، نادیده انگاشتن یا تحریف این مسائل است: اصالت وجود، وحدت وجود، اشتداد و انبساط وجود، تحلیل معنای وجود، اعتباریت ماهیت، قیام صدوری نفس، معاد جسمانی، اتحاد عاقل و معقول، تجدد امثال، حضور قیومی عقل در عالم، فناء تعینی و سیر تکاملی موجودات و... که هرکدام میتوانند موضوع یک یا چندین فصل از مباحث فلسفی باشند.
🔸سروش همچنین در این کتاب همانطور که اشاره شد، درستی مسائل برهانی را با افتخار، پس از عرضه بر مباحث علمی قرن هفدهمی اعلام میکند و این نیز از رویکردهای قابل نقد و خدشه او است که مقدمات و توالی فاسدی دارد. مثلا او تحول در علوم از عصر #یونان و #قرون_وسطی تا نوزایی و تجدد فرهنگی #غرب را نهتنها گزارش نمیکند؛ بلکه بنا بر شواهد موجود، انگار اساسا نمیبیند و این طرز تلقی، مخاطب را نسبت به تاریخ و سنت فلسفی خویش و نسبت به وضع موجود و اینکه «چه باید کرد؟» گمراه میکند .
👤 نویسنده: امیر فرشباف،کارشناسارشد فلسفه
📍منبع : فرهیختگان
📌 #کانال_فکرت:
💠 @fekrat_net
فکرت
♦️نقدِ "آفات و خرافاتِ" دکتر #عبدالکریم_سروش 🔰آیت الله #ابوالقاسم_علیدوست 🔊 #فایل_صوتی سخنان حضرت آیت الله علیدوست مسئول محترم انجمن فقه و حقوق اسلامی در پاسخ به دکتر سروش درباره خرافه در جامعه دینی و ... 📌کانال فکرت: 🆔 @fekrat_net
♦️نقدِ "آفات و خرافاتِ" دکتر #عبدالکریم_سروش
🔰آیت الله #ابوالقاسم_علیدوست
🔸جناب آقای #سروش! ما صدها و هزاران روحانیت در همین دورانهای متأخر داشتیم که اینها نه فقط روحانیت شیعه بودند، بلکه روحانیت انسان بودند؛ یعنی من الاسلام اما للانسان میگفتند؛ علامه طباطبایی، شهید مطهری، امام موسی صدر، علامه امینی، شرف الدین، و صدها پژوهشگر و محقق ایرانی که امروز در حوزه قم، اصفهان، مشهد حضور دارند که در فقه، اصول، تفسیر، کلام، فلسفه، عرفان، فلسفه فقه، فلسفه دین، ادبیات، منطق قلم میزنند و قلم زدند؛ شما چقدر اینها را میشناسید؟
🔸️وقتی شما از روحانیت صحبت میکنید، در واقع از #حوزه_علمیه صحبت میکنید کدام روحانیت را میگویید؟
🔸️تعریف شما از روحانیت کیست و چیست؟ جناب آقای سروش گفتههای شما چه تصور ناصحیحی به مخاطب شما میدهد، جوان شما که خبر ندارد.
🔸️آیا معلومات روحانیت مانند همه کشیشی ژان کالونیا مارتین لوتر است؟ قضاوت شما به نظر ما منصفانه نیست.
🔸️باید تراث گذشته را احترام کرد، البته به جا هم نقد کرد و مطمئن هم باشید که شدیدترین نقد هم اگر با ادب نقد باشد میتوان بیان کرد نه این که انسان پنجه تعرض به نویسنده بیفکند.
🔸️پ.ن: اخیرا دکتر عبدالکریم سروش در مصاحبه ای، ادعا های در علیه علمای شیعه و میراث روایی و حدیثی #شیعه مطرح کردند که در این کلیپ به آنها اشاره شده و سپس #نقد و تحلیل شده است.
📌کانال فکرت:
🆔 @fekrat_net
🔰آیت الله #ابوالقاسم_علیدوست
🔸جناب آقای #سروش! ما صدها و هزاران روحانیت در همین دورانهای متأخر داشتیم که اینها نه فقط روحانیت شیعه بودند، بلکه روحانیت انسان بودند؛ یعنی من الاسلام اما للانسان میگفتند؛ علامه طباطبایی، شهید مطهری، امام موسی صدر، علامه امینی، شرف الدین، و صدها پژوهشگر و محقق ایرانی که امروز در حوزه قم، اصفهان، مشهد حضور دارند که در فقه، اصول، تفسیر، کلام، فلسفه، عرفان، فلسفه فقه، فلسفه دین، ادبیات، منطق قلم میزنند و قلم زدند؛ شما چقدر اینها را میشناسید؟
🔸️وقتی شما از روحانیت صحبت میکنید، در واقع از #حوزه_علمیه صحبت میکنید کدام روحانیت را میگویید؟
🔸️تعریف شما از روحانیت کیست و چیست؟ جناب آقای سروش گفتههای شما چه تصور ناصحیحی به مخاطب شما میدهد، جوان شما که خبر ندارد.
🔸️آیا معلومات روحانیت مانند همه کشیشی ژان کالونیا مارتین لوتر است؟ قضاوت شما به نظر ما منصفانه نیست.
🔸️باید تراث گذشته را احترام کرد، البته به جا هم نقد کرد و مطمئن هم باشید که شدیدترین نقد هم اگر با ادب نقد باشد میتوان بیان کرد نه این که انسان پنجه تعرض به نویسنده بیفکند.
🔸️پ.ن: اخیرا دکتر عبدالکریم سروش در مصاحبه ای، ادعا های در علیه علمای شیعه و میراث روایی و حدیثی #شیعه مطرح کردند که در این کلیپ به آنها اشاره شده و سپس #نقد و تحلیل شده است.
📌کانال فکرت:
🆔 @fekrat_net