📗#برشی_از_یک_کتاب✂️
نگویید دنیا رو به پیشرفت است؛ ما را به عقب بر نگردانید. ما در هر چیزی پیشرفت کرده باشیم در سبک زندگی پس رفت داشته ایم. پیش رفت در سبک زندگی نشانه دارد. اصلی ترین نشانه پیش رفت در سبک زندگی احساس آرامش است.
خودتان به این پرسشها پاسخ دهید: شما در گذشته بیشتر احساس آرامش می کردید یا امروز؟ آیا طلاق عاطفی و رسمی در گذشته و امروز با هم قابل مقایسه هستند؟
#ایران_جوان_بمان
#محسن_عباسی_ولدی
#انتشارات_جامعة_الزهرا_(ع)
📚بهترینهای کتاب رو برای شما معرفی میکنیم📚
https://telegram.me/ketabtalaeieh
نگویید دنیا رو به پیشرفت است؛ ما را به عقب بر نگردانید. ما در هر چیزی پیشرفت کرده باشیم در سبک زندگی پس رفت داشته ایم. پیش رفت در سبک زندگی نشانه دارد. اصلی ترین نشانه پیش رفت در سبک زندگی احساس آرامش است.
خودتان به این پرسشها پاسخ دهید: شما در گذشته بیشتر احساس آرامش می کردید یا امروز؟ آیا طلاق عاطفی و رسمی در گذشته و امروز با هم قابل مقایسه هستند؟
#ایران_جوان_بمان
#محسن_عباسی_ولدی
#انتشارات_جامعة_الزهرا_(ع)
📚بهترینهای کتاب رو برای شما معرفی میکنیم📚
https://telegram.me/ketabtalaeieh
✂️#برشی_از_یک_کتاب
دماوند را از تهران که میبینی، مخروطی است در کمال وقار و زیبایی، پای کوه پلور که میرسی، همین حس و حال را داری.
کمی بالاتر میروی، میرسی به گوسفندسرا، باز هم همان مخروط زیبا را میبینی با تاجی از برف.
نصف روز جان میکنی تا برسی به بارگاه سوم و پناهگاه، باز هم همان مخروط مغرور را میبینی!
بی آنکه ذرهای کوچک و بزرگ شده باشد. انگار نه انگار که اینقدر بالا آمدهای. همین کافی است تا بالکل مشکل روحی روانی پیدا کنی از دیدن این مخروط ثابت که به قاعدهای بلند است که بعد هشت ساعت کوهپیمایی میبینی باز هم همان شکلی است که بود!
#جانستان_کابلستان
#رضا_امیرخانی
#انتشارات_سوره_مهر
📚برای شما بهترین کتاب هارا در نظر داریم📚
📖 با کتاب طلائیه همراه باشید📖
https://telegram.me/ketabtalaeieh
دماوند را از تهران که میبینی، مخروطی است در کمال وقار و زیبایی، پای کوه پلور که میرسی، همین حس و حال را داری.
کمی بالاتر میروی، میرسی به گوسفندسرا، باز هم همان مخروط زیبا را میبینی با تاجی از برف.
نصف روز جان میکنی تا برسی به بارگاه سوم و پناهگاه، باز هم همان مخروط مغرور را میبینی!
بی آنکه ذرهای کوچک و بزرگ شده باشد. انگار نه انگار که اینقدر بالا آمدهای. همین کافی است تا بالکل مشکل روحی روانی پیدا کنی از دیدن این مخروط ثابت که به قاعدهای بلند است که بعد هشت ساعت کوهپیمایی میبینی باز هم همان شکلی است که بود!
#جانستان_کابلستان
#رضا_امیرخانی
#انتشارات_سوره_مهر
📚برای شما بهترین کتاب هارا در نظر داریم📚
📖 با کتاب طلائیه همراه باشید📖
https://telegram.me/ketabtalaeieh
#برشی_از_یک_کتاب ✂️
🌷 تو هم از همین راه رفته ای برادر خوب من؟...
چقدر دلم برایت تنگ شده است.
فاطمه و علی ۲۵ سال تفاوت سن داشتند اما از همه به هم نزدیک تر بودند. بعضی می گفتند: چون هر دو فرزند بانو نجه هستند به هم نزدیک ترند؛ اما همه اش این نبود.
بهترین و با فضیلت ترین فرزند امام کاظم(ع) بعد از علی؛ فاطمه بود. این را همه خوب می دانستند و خوب می دانستند نگاهشان چه ساده حرف هم را قبل از گفتن هر واژه ای می شناسد.
حقا که علی بن موسی فرزند همان "حسین" است. این برادر هم خوب می دانست که خواهرش "فاطمه" تاب دوری اش را ندارد و در آتش دیدار برادر؛ اگر بشود تا مرو پرواز می کند.
حالا نزدیکان می دانستند که تنها یاد حسین و زینب بود که راه را برای فاطمه معصومه(س) کوتاه تر کرده بود.
****
🌷به قربان تو ای برادرم؛ چه خوب شد که خواستی به سویت بیایم. خوب دانستی که من تاب دوری برادری مانند تو را ندارم. خوب دانستی که یک سال فراق؛ یک عمر وصال را تلخ می کند. می دانستم دوری ما بیشتر از یک سال طول نمی کشد؛ همانطور که زینب یک سال بیشتر بی حسین تاب نیاورد.
صلی اللّه علیک یا فاطمه المعصومه(س)
#بی_تو_یکسال_است
#نجمه_کتابچی ✒️
https://telegram.me/ketabtalaeieh
🌷 تو هم از همین راه رفته ای برادر خوب من؟...
چقدر دلم برایت تنگ شده است.
فاطمه و علی ۲۵ سال تفاوت سن داشتند اما از همه به هم نزدیک تر بودند. بعضی می گفتند: چون هر دو فرزند بانو نجه هستند به هم نزدیک ترند؛ اما همه اش این نبود.
بهترین و با فضیلت ترین فرزند امام کاظم(ع) بعد از علی؛ فاطمه بود. این را همه خوب می دانستند و خوب می دانستند نگاهشان چه ساده حرف هم را قبل از گفتن هر واژه ای می شناسد.
حقا که علی بن موسی فرزند همان "حسین" است. این برادر هم خوب می دانست که خواهرش "فاطمه" تاب دوری اش را ندارد و در آتش دیدار برادر؛ اگر بشود تا مرو پرواز می کند.
حالا نزدیکان می دانستند که تنها یاد حسین و زینب بود که راه را برای فاطمه معصومه(س) کوتاه تر کرده بود.
****
🌷به قربان تو ای برادرم؛ چه خوب شد که خواستی به سویت بیایم. خوب دانستی که من تاب دوری برادری مانند تو را ندارم. خوب دانستی که یک سال فراق؛ یک عمر وصال را تلخ می کند. می دانستم دوری ما بیشتر از یک سال طول نمی کشد؛ همانطور که زینب یک سال بیشتر بی حسین تاب نیاورد.
صلی اللّه علیک یا فاطمه المعصومه(س)
#بی_تو_یکسال_است
#نجمه_کتابچی ✒️
https://telegram.me/ketabtalaeieh
✂️ #برشی_از_یک_کتاب
رفتم پیش بابا، بعد از شنیدن خبر شهادت علی آقا، گفتم: "بابا، یادته شب عروسی چی گفتی؟"
بابا اشک میریخت و سرش را تکان میداد.
_گفتی اگه دخترم یه شب با یه مرد زندگی کنه، بهتر از اینه که یه عمر با یه نامرد زندگی کنه.
#گلستان_یازدهم
روایت #زهرا_پناهی_روا از همسر شهیدش #علی_چیت_سازیان
#انتشارات_سوره_مهر
#تقریظ
@ketabtalaeieh
رفتم پیش بابا، بعد از شنیدن خبر شهادت علی آقا، گفتم: "بابا، یادته شب عروسی چی گفتی؟"
بابا اشک میریخت و سرش را تکان میداد.
_گفتی اگه دخترم یه شب با یه مرد زندگی کنه، بهتر از اینه که یه عمر با یه نامرد زندگی کنه.
#گلستان_یازدهم
روایت #زهرا_پناهی_روا از همسر شهیدش #علی_چیت_سازیان
#انتشارات_سوره_مهر
#تقریظ
@ketabtalaeieh
✂️ #برشی_از_یک_کتاب
لهجه مرد به روستاییها نمیخورد. اصلاً شمالی نبود. مرد که ادامه نداد، ستاره هم لم داد. خستگی کمرش داشت در میرفت. دو ساعت ایستاده بود. دو ساعت در جا راه رفته بود. نزدیک یک ساعت هم از لوکیشن تا سر جاده پیاده آمده بود و این همه کافی بود تا از پا بیندازدش. چه خوب میشد اگر میتوانست بخوابد. فقط به اندازهای که مغزش از آن همه التهابی که به خود دیده بود به در آید! اما متوجه شد به میدانگاهی روستا رسیدهاند. چراغها همه خاموش بودند. گفت: برق رفته انگار.
#دوازدهم
#علی_موذنی
انتشارات #عصر_داستان
صفحه ۱۳۱.
🌹شبکه توزیع کتاب طلائیه اراک🌹
@ketabtalaeieh
لهجه مرد به روستاییها نمیخورد. اصلاً شمالی نبود. مرد که ادامه نداد، ستاره هم لم داد. خستگی کمرش داشت در میرفت. دو ساعت ایستاده بود. دو ساعت در جا راه رفته بود. نزدیک یک ساعت هم از لوکیشن تا سر جاده پیاده آمده بود و این همه کافی بود تا از پا بیندازدش. چه خوب میشد اگر میتوانست بخوابد. فقط به اندازهای که مغزش از آن همه التهابی که به خود دیده بود به در آید! اما متوجه شد به میدانگاهی روستا رسیدهاند. چراغها همه خاموش بودند. گفت: برق رفته انگار.
#دوازدهم
#علی_موذنی
انتشارات #عصر_داستان
صفحه ۱۳۱.
🌹شبکه توزیع کتاب طلائیه اراک🌹
@ketabtalaeieh
#برشی_از_یک_کتاب
در همه جای دنیا دانشگاه ساخته میشود تا مشکلات علمی آن کشور را حل نماید، اما در جهان سوم مسئله جور دیگری است. اینجا دانشگاه ساخته نشده است؛ دانشگاه، ترجمه شده است.
#نشت_نشا
#رضا_امیرخانی
🌸 همیشه وقت کتاب است
@ketabtalaeieh
در همه جای دنیا دانشگاه ساخته میشود تا مشکلات علمی آن کشور را حل نماید، اما در جهان سوم مسئله جور دیگری است. اینجا دانشگاه ساخته نشده است؛ دانشگاه، ترجمه شده است.
#نشت_نشا
#رضا_امیرخانی
🌸 همیشه وقت کتاب است
@ketabtalaeieh
#برشی_از_یک_کتاب ✂️
از آنجا تا رسیدن به رود سن برایم خسته کننده نبود
محله های قدیمی پاریس آنقدر من را به خاطره های رسوبگرفته ته سلول های خاکستری ام نزدیک میکرد که بی آنکه فهمیده باشم چند ساعت گذشته ،می رسیدم به پل آلکساندر سوم و مینشستم روی نیمکتی که جای دنجی نزدیک ایستگاه قایق اتوبوس ها جا خوش کرده بود
گاهی به این فکر میکردم که اگر میشود با نامگذاری پل به اسم تزار روسیه ،فرانسه و روسیه با هم متحد کرد چرا من نتوانم روی چیزهای اطرافم اسم بگذارم که به خواسته هایم برسم
#تاب_طناب_دار
#مهدی_پناهیان
#عهد_مانا
#مرکز_پخش_کتاب_طلائیه_خیابان_محسنی_جنب_پل_خیبر_سمت_راست
@booktalaeieh
از آنجا تا رسیدن به رود سن برایم خسته کننده نبود
محله های قدیمی پاریس آنقدر من را به خاطره های رسوبگرفته ته سلول های خاکستری ام نزدیک میکرد که بی آنکه فهمیده باشم چند ساعت گذشته ،می رسیدم به پل آلکساندر سوم و مینشستم روی نیمکتی که جای دنجی نزدیک ایستگاه قایق اتوبوس ها جا خوش کرده بود
گاهی به این فکر میکردم که اگر میشود با نامگذاری پل به اسم تزار روسیه ،فرانسه و روسیه با هم متحد کرد چرا من نتوانم روی چیزهای اطرافم اسم بگذارم که به خواسته هایم برسم
#تاب_طناب_دار
#مهدی_پناهیان
#عهد_مانا
#مرکز_پخش_کتاب_طلائیه_خیابان_محسنی_جنب_پل_خیبر_سمت_راست
@booktalaeieh