✂️#برشی_از_یک_کتاب
دماوند را از تهران که میبینی، مخروطی است در کمال وقار و زیبایی، پای کوه پلور که میرسی، همین حس و حال را داری.
کمی بالاتر میروی، میرسی به گوسفندسرا، باز هم همان مخروط زیبا را میبینی با تاجی از برف.
نصف روز جان میکنی تا برسی به بارگاه سوم و پناهگاه، باز هم همان مخروط مغرور را میبینی!
بی آنکه ذرهای کوچک و بزرگ شده باشد. انگار نه انگار که اینقدر بالا آمدهای. همین کافی است تا بالکل مشکل روحی روانی پیدا کنی از دیدن این مخروط ثابت که به قاعدهای بلند است که بعد هشت ساعت کوهپیمایی میبینی باز هم همان شکلی است که بود!
#جانستان_کابلستان
#رضا_امیرخانی
#انتشارات_سوره_مهر
📚برای شما بهترین کتاب هارا در نظر داریم📚
📖 با کتاب طلائیه همراه باشید📖
https://telegram.me/ketabtalaeieh
دماوند را از تهران که میبینی، مخروطی است در کمال وقار و زیبایی، پای کوه پلور که میرسی، همین حس و حال را داری.
کمی بالاتر میروی، میرسی به گوسفندسرا، باز هم همان مخروط زیبا را میبینی با تاجی از برف.
نصف روز جان میکنی تا برسی به بارگاه سوم و پناهگاه، باز هم همان مخروط مغرور را میبینی!
بی آنکه ذرهای کوچک و بزرگ شده باشد. انگار نه انگار که اینقدر بالا آمدهای. همین کافی است تا بالکل مشکل روحی روانی پیدا کنی از دیدن این مخروط ثابت که به قاعدهای بلند است که بعد هشت ساعت کوهپیمایی میبینی باز هم همان شکلی است که بود!
#جانستان_کابلستان
#رضا_امیرخانی
#انتشارات_سوره_مهر
📚برای شما بهترین کتاب هارا در نظر داریم📚
📖 با کتاب طلائیه همراه باشید📖
https://telegram.me/ketabtalaeieh
Forwarded from سکانس برتر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📚معرفی کتاب #همه_سیزده_سالگی_ام به قلم #گلستان_جعفری.
#شابک
#معرفی_کتاب
#انتشارات_سوره_مهر
📩📲10000503
🆔https://telegram.me/joinchat/BG-n_j5ms65T-QSzI1s6Kg
#شابک
#معرفی_کتاب
#انتشارات_سوره_مهر
📩📲10000503
🆔https://telegram.me/joinchat/BG-n_j5ms65T-QSzI1s6Kg
✂️ #برشی_از_یک_کتاب
رفتم پیش بابا، بعد از شنیدن خبر شهادت علی آقا، گفتم: "بابا، یادته شب عروسی چی گفتی؟"
بابا اشک میریخت و سرش را تکان میداد.
_گفتی اگه دخترم یه شب با یه مرد زندگی کنه، بهتر از اینه که یه عمر با یه نامرد زندگی کنه.
#گلستان_یازدهم
روایت #زهرا_پناهی_روا از همسر شهیدش #علی_چیت_سازیان
#انتشارات_سوره_مهر
#تقریظ
@ketabtalaeieh
رفتم پیش بابا، بعد از شنیدن خبر شهادت علی آقا، گفتم: "بابا، یادته شب عروسی چی گفتی؟"
بابا اشک میریخت و سرش را تکان میداد.
_گفتی اگه دخترم یه شب با یه مرد زندگی کنه، بهتر از اینه که یه عمر با یه نامرد زندگی کنه.
#گلستان_یازدهم
روایت #زهرا_پناهی_روا از همسر شهیدش #علی_چیت_سازیان
#انتشارات_سوره_مهر
#تقریظ
@ketabtalaeieh