♦️آقای دکتر تاجالدین عزیز لطفا مستندات خود را ارائه کنید! خلط تحقیق تفسیری و تحقیق بهرهبرنده از روش کیفی
✍حسن محدثیی گیلوایی
۲۷ بهمن ۱۴۰۳
در اغلب جلسات دفاع از پروپوزالهای دانشجویان دکترا و در دفاع از رسالههای کارشناسیی ارشد و دکترا مدرسان همکار در تهران مرکز، من و دانشجویان ام را سر اینکه نباید در تحقیقات بهره برنده از روشهای کیفی چارچوب نظری داشت، آزار داده اند و هر بار من از آنان خواسته ام مستندات و دلایل معتبر ارائه کنند و دستکم یک منبع معتبر ارائه نمایند. آزار این بوده که آنان مدعایی را بدون دلیل به دانشجویان ام تحمیل کرده اند یا خواسته اند تحمیل کنند و من طلب دلیل و مستندات کرده ام و هرگز هیچ مستنداتی ارائه نکرده اند.
اکنون دریافته ام که ریشهی این کلیشهی نادرست که بین تحقیقات تفسیری و تحقیقات بهره برنده از روشهای کیفی خلط میکند، آثار دکتر احمد محمدپور است.
از جمله کسانی که این مدعا را بارها مطرح کرده و هیچگاه عبارات معتبری از هیچ منبع قابل اتکایی ارائه نکرده دوست عزیز من آقای دکتر محمدباقر تاجالدین است.
https://t.iss.one/NewHasanMohaddesi/12121
من اصرار دارم ایشان و دیگر همکاران ام در طیی یادداشت یا مقالهای به فرازهای متون معتبر در روش تحقیق اشاره کنند که در آنها درج شده باشد که در تحقیقات بهره برنده از روشهای کیفی نباید چارچوب نظری یا نظریه داشت.
متاسفانه یادداشت اخیر دکتر تاجالدین باز هم مصداق فرار به جلو است و ایشان باز هم هیچ متنی از قول هیچ منبع معتبری در روش تحقیق ذکر نکرده اند. از نظر من تا اطلاع ثانوی آثار آقای دکتر احمد محمدپور در حوزهی روش تحقیق نامعتبر هستند، مگر آنکه ایشان نشان بدهند بین تحقیق تفسیری و تحقیق بهره برنده از روشهای کیفی خلط نکرده اند و مدعاهایشان قابل دفاع است.
#نظریهپردازی
#صحتآزمایی
#روش_تحقیق
#تحقیقات_کیفی
#احمد_محمدپور
#محمدباقر_تاجالدین
@NewHasanMohaddesi
✍حسن محدثیی گیلوایی
۲۷ بهمن ۱۴۰۳
در اغلب جلسات دفاع از پروپوزالهای دانشجویان دکترا و در دفاع از رسالههای کارشناسیی ارشد و دکترا مدرسان همکار در تهران مرکز، من و دانشجویان ام را سر اینکه نباید در تحقیقات بهره برنده از روشهای کیفی چارچوب نظری داشت، آزار داده اند و هر بار من از آنان خواسته ام مستندات و دلایل معتبر ارائه کنند و دستکم یک منبع معتبر ارائه نمایند. آزار این بوده که آنان مدعایی را بدون دلیل به دانشجویان ام تحمیل کرده اند یا خواسته اند تحمیل کنند و من طلب دلیل و مستندات کرده ام و هرگز هیچ مستنداتی ارائه نکرده اند.
اکنون دریافته ام که ریشهی این کلیشهی نادرست که بین تحقیقات تفسیری و تحقیقات بهره برنده از روشهای کیفی خلط میکند، آثار دکتر احمد محمدپور است.
از جمله کسانی که این مدعا را بارها مطرح کرده و هیچگاه عبارات معتبری از هیچ منبع قابل اتکایی ارائه نکرده دوست عزیز من آقای دکتر محمدباقر تاجالدین است.
https://t.iss.one/NewHasanMohaddesi/12121
من اصرار دارم ایشان و دیگر همکاران ام در طیی یادداشت یا مقالهای به فرازهای متون معتبر در روش تحقیق اشاره کنند که در آنها درج شده باشد که در تحقیقات بهره برنده از روشهای کیفی نباید چارچوب نظری یا نظریه داشت.
متاسفانه یادداشت اخیر دکتر تاجالدین باز هم مصداق فرار به جلو است و ایشان باز هم هیچ متنی از قول هیچ منبع معتبری در روش تحقیق ذکر نکرده اند. از نظر من تا اطلاع ثانوی آثار آقای دکتر احمد محمدپور در حوزهی روش تحقیق نامعتبر هستند، مگر آنکه ایشان نشان بدهند بین تحقیق تفسیری و تحقیق بهره برنده از روشهای کیفی خلط نکرده اند و مدعاهایشان قابل دفاع است.
#نظریهپردازی
#صحتآزمایی
#روش_تحقیق
#تحقیقات_کیفی
#احمد_محمدپور
#محمدباقر_تاجالدین
@NewHasanMohaddesi
ابتدا لازم می دانم از طرح بحث استاد عزیزم جناب آقای دکتر محدثی عزیز در باره روش های تحقیق و اینکه در کانال ارزشمندشان، فضای نقد و گفتگو را ترویج می کنند تشکر کنم. البته اگر جسارت دانشجوی خود را که همیشه از ایشان آموخته است بر وی ببخشند عرض می کنم که نحوه ی ورود ایشان به نقد دکتر محمدپور را دوست نداشتم! از این جهت که انگار مولف کتاب مورد بحث، باید پای میز محاکمه حاضر شوند و پاسخ بگویند! مجددا از خدمت آقای دکتر محدثی که نقد کردن با شجاعت و صراحت را از کلاس های خود ایشان آموخته ایم پوزش می طلبم🙏
و اما چند نکته به نظرم رسید که خواستم در این جا - گرچه در محضر اساتید بزرگوار و صاحبنظر زیره به کرمان بردن است! - مطرح نمایم.
اگر نظریه و روش را جدای ناپذیر بدانیم به نظر می رسد روش کیفی چون اساسا در پارادایم کشف پدیده و تفسیرگرایی قرار می گیرد با داشتن چارچوب نظری از پیش تعیین شده و شسته رفته و کاملا مشخص در تضاد باشد. گرچه این به معنی نداشتن جهت گیری معرفتی و چشم انداز نظری کلان محقق نیست. اگر محقق قبل از رفتن به میدان تحقیق، چارچوب نظری کاملا تعیین شده داشته باشد مجبور است(اقتضای منطقی) با سوالات یا فرضیه هایی که از آن چارچوب نظری استخراج شده اند به سمت شناخت و کشف پدیده برود و لاجرم این امر، سوگیری در تحقیق ایجاد خواهد کرد به این معنی که محقق ناخواسته و چه بسا ناخودآگاه، در پی یافتن پاسخ هایی برای تایید آن چارچوب نظری از پیش تعیین شده خود خواهد بود که خوب هدف اصلی تحقیق کیفی را که کشف و تفسیر است نقض می کند. بدیهی است این اشکال روشی، اعتبار و قابلیت اعتماد پژوهش را مخدوش می کند.
به گمانم منظور دکتر محمدپور از نداشتن چارچوب نظری در روش کیفی که در کتاب های "ضد روش" شان به آن پرداخته اند همین نکته باشد.
در مجموع از آنچه در انواع کتاب های روش تحقیق اعم از تألیف یا ترجمه خوانده ام به این نتیجه رسیده ام که در روش های کیفی، داشتن چارچوب نظری کاملا مشخص و از پیش تعیین شده و غیرمنعطف (چنان که در روش های کمی متداول است) لازم نیست و حتی جاهایی نادرست است. در این نوع تحقیقات بهتر است با داشتن یک چشم انداز نظری و جهت گیری کلان معرفتی که لازمه ی هر پژوهشی(اعم از کمی و کیفی) است، وارد میدان اکتشاف و شناخت و تفسیر شد و اگر هم چارچوب نظری ای در تحقیق کیفی، طراحی می شود به گونه ای منعطف باشد که در طول تحقیق، امکان بازآفرینی مستمر آن وجود داشته باشد چرا که هدف اصلی در پارادایم تفسیری و بالتبع تحقیق کیفی، رسیدن به نظریه ای جدید است و نه آزمودن نظریه های پیشین.
زیاده جسارت شد عذرخواهم!
✍زکیه نژاداصغری
دانشجوی دکتری جامعه شناسی
۲۷ بهمن ۱۴۰۳
🔸حسن محدثی: درود بر شما! سپاس از توجهتان! شما هرگز مثل ما درگیر آزارهای مدرسان جامعهشناسی بر سر چنین موضوعی نبوده اید تا دریابید که در چنین موضوعی این مدرسان چه بر سر دانشجویان ما آورده اند. در ضمن من فروتنانه نوشته ام که اگر من اشتباهی دارم بفرمایند. بنابراین ایراد شما را وارد نمیدانم.
https://t.iss.one/NewHasanMohaddesi/12111
در ضمن نظرتان کاملا اشتباه است. اینکه نوشتید "روش کیفی در پارادایم تفسیرگرایی قرار میگیرد"، خطای فاحشی است. در هیچ منبع معتبری چنین تمایزی ذکر نشده است و کتابهای آقای دکتر احمد محمدپور چنین خطایی را در میان مدرسان و استادان جامعهشناسی در ایران رواج داده است. بنگرید به متنی که از کرسول منتشر کرده ام!
ادامهی گفتوگو👇👇👇
#نظریهپردازی
#صحتآزمایی
#روش_تحقیق
#تحقیقات_کیفی
#احمد_محمدپور
#محمدباقر_تاجالدین
@NewHasanMohaddesi
و اما چند نکته به نظرم رسید که خواستم در این جا - گرچه در محضر اساتید بزرگوار و صاحبنظر زیره به کرمان بردن است! - مطرح نمایم.
اگر نظریه و روش را جدای ناپذیر بدانیم به نظر می رسد روش کیفی چون اساسا در پارادایم کشف پدیده و تفسیرگرایی قرار می گیرد با داشتن چارچوب نظری از پیش تعیین شده و شسته رفته و کاملا مشخص در تضاد باشد. گرچه این به معنی نداشتن جهت گیری معرفتی و چشم انداز نظری کلان محقق نیست. اگر محقق قبل از رفتن به میدان تحقیق، چارچوب نظری کاملا تعیین شده داشته باشد مجبور است(اقتضای منطقی) با سوالات یا فرضیه هایی که از آن چارچوب نظری استخراج شده اند به سمت شناخت و کشف پدیده برود و لاجرم این امر، سوگیری در تحقیق ایجاد خواهد کرد به این معنی که محقق ناخواسته و چه بسا ناخودآگاه، در پی یافتن پاسخ هایی برای تایید آن چارچوب نظری از پیش تعیین شده خود خواهد بود که خوب هدف اصلی تحقیق کیفی را که کشف و تفسیر است نقض می کند. بدیهی است این اشکال روشی، اعتبار و قابلیت اعتماد پژوهش را مخدوش می کند.
به گمانم منظور دکتر محمدپور از نداشتن چارچوب نظری در روش کیفی که در کتاب های "ضد روش" شان به آن پرداخته اند همین نکته باشد.
در مجموع از آنچه در انواع کتاب های روش تحقیق اعم از تألیف یا ترجمه خوانده ام به این نتیجه رسیده ام که در روش های کیفی، داشتن چارچوب نظری کاملا مشخص و از پیش تعیین شده و غیرمنعطف (چنان که در روش های کمی متداول است) لازم نیست و حتی جاهایی نادرست است. در این نوع تحقیقات بهتر است با داشتن یک چشم انداز نظری و جهت گیری کلان معرفتی که لازمه ی هر پژوهشی(اعم از کمی و کیفی) است، وارد میدان اکتشاف و شناخت و تفسیر شد و اگر هم چارچوب نظری ای در تحقیق کیفی، طراحی می شود به گونه ای منعطف باشد که در طول تحقیق، امکان بازآفرینی مستمر آن وجود داشته باشد چرا که هدف اصلی در پارادایم تفسیری و بالتبع تحقیق کیفی، رسیدن به نظریه ای جدید است و نه آزمودن نظریه های پیشین.
زیاده جسارت شد عذرخواهم!
✍زکیه نژاداصغری
دانشجوی دکتری جامعه شناسی
۲۷ بهمن ۱۴۰۳
🔸حسن محدثی: درود بر شما! سپاس از توجهتان! شما هرگز مثل ما درگیر آزارهای مدرسان جامعهشناسی بر سر چنین موضوعی نبوده اید تا دریابید که در چنین موضوعی این مدرسان چه بر سر دانشجویان ما آورده اند. در ضمن من فروتنانه نوشته ام که اگر من اشتباهی دارم بفرمایند. بنابراین ایراد شما را وارد نمیدانم.
https://t.iss.one/NewHasanMohaddesi/12111
در ضمن نظرتان کاملا اشتباه است. اینکه نوشتید "روش کیفی در پارادایم تفسیرگرایی قرار میگیرد"، خطای فاحشی است. در هیچ منبع معتبری چنین تمایزی ذکر نشده است و کتابهای آقای دکتر احمد محمدپور چنین خطایی را در میان مدرسان و استادان جامعهشناسی در ایران رواج داده است. بنگرید به متنی که از کرسول منتشر کرده ام!
ادامهی گفتوگو👇👇👇
#نظریهپردازی
#صحتآزمایی
#روش_تحقیق
#تحقیقات_کیفی
#احمد_محمدپور
#محمدباقر_تاجالدین
@NewHasanMohaddesi
🔻خانم نژاداصغری
استاد عزیز، ما هم به عنوان دانشجو از قِبل
گونه گونی و چه بسا اغتشاش در کتاب های رو شهای تحقیق، بسیار اذیت شده ایم اما ظاهرا این مشکل فقط در مورد کتاب های روش تحقیق در ایران نیست بلکه در میان نویسندگان خارجی هم تنوع دیدگاه بسیاری در این زمینه وجود دارد.
و اما درباره خطای فاحش بنده در باب قرارگیری روش کیفی در پارادایم تفسیر گرایی، همان طور که عرض کردم، من از مجموع آنچه در کتاب های مختلف روش تحقیق که تعدادشان کم هم نبوده، چنین برداشتی داشته ام و البته در این گروه هم دیدم چند نفر از دوستان، مشابه آن را گفته اند. در کانال اصلی تان هم دیدم دکتر نجاتی حسینی و دکتر تاج الدین، به این موارد اشاره کرده اند. البته در بحث علمی، تعصب و پافشاری بر درستی مطلق یک دیدگاه خاص معنا ندارد(فرقی هم نمی کند آن دیدگاه متعلق به دکتر محمدپور باشد یا صاحبنظر خارجی روش چون کرسول که اتفاقا کتاب ایشان هم بسیار کتاب خواندنی و مفیدی است) ; می توان با بحث و استدلال و گفت و گو، دیدگاه درست تر را انتخاب کرد.
بااحترام و ارادت🙏🌺
🔸محدثی: لازم است عرض بکنم که همکاران ما از جمله آقای دکتر محمدپور، دکتر تاجالدین، دکتر نجاتی و بسیاری دیگر که در بارهی روش تحقیق کتاب نوشته اند یا روش تحقیق تدریس کرده اند، بین تحقیق تفسیری و تحقیق با روش کیفی تمایز قائل نشده اند و این موضوع سبب وقوع خطاهای عدیده شده است و البته ظاهرا همچنان بر این خطا اصرار میورزند. ریشهی خطای وارد شده در نوشتهی شما هم همین است. شما هم تحت تاثیر این نوشتهها و آموزشها این دو را یکی گرفته اید.
#نظریهپردازی
#صحتآزمایی
#روش_تحقیق
#تحقیقات_کیفی
#احمد_محمدپور
#محمدباقر_تاجالدین
@NewHasanMohaddesi
استاد عزیز، ما هم به عنوان دانشجو از قِبل
گونه گونی و چه بسا اغتشاش در کتاب های رو شهای تحقیق، بسیار اذیت شده ایم اما ظاهرا این مشکل فقط در مورد کتاب های روش تحقیق در ایران نیست بلکه در میان نویسندگان خارجی هم تنوع دیدگاه بسیاری در این زمینه وجود دارد.
و اما درباره خطای فاحش بنده در باب قرارگیری روش کیفی در پارادایم تفسیر گرایی، همان طور که عرض کردم، من از مجموع آنچه در کتاب های مختلف روش تحقیق که تعدادشان کم هم نبوده، چنین برداشتی داشته ام و البته در این گروه هم دیدم چند نفر از دوستان، مشابه آن را گفته اند. در کانال اصلی تان هم دیدم دکتر نجاتی حسینی و دکتر تاج الدین، به این موارد اشاره کرده اند. البته در بحث علمی، تعصب و پافشاری بر درستی مطلق یک دیدگاه خاص معنا ندارد(فرقی هم نمی کند آن دیدگاه متعلق به دکتر محمدپور باشد یا صاحبنظر خارجی روش چون کرسول که اتفاقا کتاب ایشان هم بسیار کتاب خواندنی و مفیدی است) ; می توان با بحث و استدلال و گفت و گو، دیدگاه درست تر را انتخاب کرد.
بااحترام و ارادت🙏🌺
🔸محدثی: لازم است عرض بکنم که همکاران ما از جمله آقای دکتر محمدپور، دکتر تاجالدین، دکتر نجاتی و بسیاری دیگر که در بارهی روش تحقیق کتاب نوشته اند یا روش تحقیق تدریس کرده اند، بین تحقیق تفسیری و تحقیق با روش کیفی تمایز قائل نشده اند و این موضوع سبب وقوع خطاهای عدیده شده است و البته ظاهرا همچنان بر این خطا اصرار میورزند. ریشهی خطای وارد شده در نوشتهی شما هم همین است. شما هم تحت تاثیر این نوشتهها و آموزشها این دو را یکی گرفته اید.
#نظریهپردازی
#صحتآزمایی
#روش_تحقیق
#تحقیقات_کیفی
#احمد_محمدپور
#محمدباقر_تاجالدین
@NewHasanMohaddesi
♦️آیا کتاب جان دبلیو. کرسول مدعاهای زیر از آقای دکتر احمد محمدپور را تایید میکند؟
✍حسن محدثیی گیلوایی
۲۷ بهمن ۱۴۰۳
🔻جملاتی از کتابهای روش تحقیق دکتر احمد محمدپور:
"استفاده از نظریه در روش کیفی با بنیانهای فلسفی تحقیق کیفی (رویکردهای تفسیری-برساختی) کاملا در تضاد است."
"استفاده از چارچوب نظری در تحقیقات کیفی از عجایب معرفتشناختی در ایران است در حالی که نظریهآزمایی مربوط به تحقیقات کمی است".
#نظریهپردازی
#صحتآزمایی
#روش_تحقیق
#تحقیقات_کیفی
#احمد_محمدپور
#محمدباقر_تاجالدین
@NewHasanMohaddesi
✍حسن محدثیی گیلوایی
۲۷ بهمن ۱۴۰۳
🔻جملاتی از کتابهای روش تحقیق دکتر احمد محمدپور:
"استفاده از نظریه در روش کیفی با بنیانهای فلسفی تحقیق کیفی (رویکردهای تفسیری-برساختی) کاملا در تضاد است."
"استفاده از چارچوب نظری در تحقیقات کیفی از عجایب معرفتشناختی در ایران است در حالی که نظریهآزمایی مربوط به تحقیقات کمی است".
#نظریهپردازی
#صحتآزمایی
#روش_تحقیق
#تحقیقات_کیفی
#احمد_محمدپور
#محمدباقر_تاجالدین
@NewHasanMohaddesi
4_5875332741997794905.pdf
23.9 MB
♦️Qualitative inquiry and Research Design: Choosing among Five Approach
By: John W. Creswell
Sage Publication, 2007
#نظریهپردازی
#صحتآزمایی
#روش_تحقیق
#تحقیقات_کیفی
#احمد_محمدپور
#محمدباقر_تاجالدین
#Creswell
@NewHasanMohaddesi
By: John W. Creswell
Sage Publication, 2007
#نظریهپردازی
#صحتآزمایی
#روش_تحقیق
#تحقیقات_کیفی
#احمد_محمدپور
#محمدباقر_تاجالدین
#Creswell
@NewHasanMohaddesi
🔸🔸🔸مطالب وارده🔸🔸🔸
♦️پرسش در بارهی استفاده از نظریه در روش کیفی و پاسخ دیپ سیک
✍علیرضا
۲۷ بهمن ۱۴۰۴
[این متن صرفا به خاطر احترام به زحمات این مخاطب محترم منتشر میشود و الا متونی را که به کمک هوش مصنوعی تولید میشوند تا اطلاع ثانوی معتبر نمیدانم.]
در روش تحقیق کیفی، استفاده از نظریه یا چهارچوب نظری نه تنها مجاز است، بلکه در بسیاری از رویکردهای کیفی، بخشی جداییناپذیر از فرایند پژوهش محسوب میشود. با این حال، شرایط و نحوه بهکارگیری نظریه باید با اهداف و ماهیت روشهای کیفی سازگار باشد. در ادامه به این پرسشها با استناد به منابع معتبر روش تحقیق در علوم انسانی پاسخ داده میشود:
---
### ۱. شرایط مجاز استفاده از نظریه در پژوهش کیفی
طبق منابعی مانند آثار کرسول (Creswell), دنزین و لینکلن (Denzin & Lincoln)، و چارماز (Charmaz)، استفاده از نظریه در پژوهش کیفی در موارد زیر پذیرفته است:
#### الف) بهعنوان چهارچوب راهنما (Guiding Framework):
- پژوهشگران کیفی ممکن است از یک نظریه یا چارچوب نظری بهعنوان عدسی تحلیلی برای طرح سوالات تحقیق، طراحی مصاحبهها، یا تفسیر دادهها استفاده کنند.
- مثال: در پژوهشهای فمینیستی یا پسااستعماری، نظریههای مرتبط بهعنوان پایهای برای تحلیل قدرت، نابرابری، یا تجارب حاشیهای بهکار میروند.
#### ب) نظریهسازی مبتنی بر داده (Grounded Theory):
- در رویکردهای نظریه زمینهای، پژوهشگران ابتدا بدون پیشفرض نظری وارد میدان میشوند، اما در فرایند تحلیل، بهتدریج مفاهیم و چارچوبهای نظری را از دل دادهها استخراج میکنند.
- این روش با ذات کیفی (القایی و اکتشافی) کاملاً سازگار است.
#### ج) تلفیق نظریه و داده (Iterative Process):
- در پژوهش کیفی، رابطه بین نظریه و دادهها تعاملی و چرخشی است. نظریه ممکن است در مراحل مختلف تحقیق (گردآوری داده، تحلیل، یا تفسیر) بازبینی و اصلاح شود تا با یافتههای میدانی هماهنگ شود.
#### د) مطالعات موردی یا تفسیری (Case Studies/Interpretive):
- در پژوهشهای تفسیری (مثل پدیدارشناسی یا روایتشناسی)، نظریه به درک عمیقتر تجارب زیسته کمک میکند.
- مثال: استفاده از نظریه "ساختیابی اجتماعی" (Social Constructivism) برای تحلیل چگونگی شکلگیری معنا در تعاملات انسانی.
---
### ۲. سازگاری با ذات روشهای کیفی
ماهیت روشهای کیفی مبتنی بر انعطافپذیری، اکتشاف، و توجه به زمینه (context) است. استفاده از نظریه در این روشها زمانی با ذات کیفی سازگار است که:
- نظریه بهصورت انعطافپذیر و نه تجویزی بهکار رود.
- نظریه تحمیل نشود، بلکه بهعنوان ابزاری برای غنیسازی تحلیل و درک پدیدهها استفاده شود.
- پژوهشگر از پیشداوری نظری اجتناب کند و اجازه دهد دادهها "حرف بزنند" (مطابق با اصل "وفاداری به دادهها" در روش کیفی).
---
### ۳. هشدارها و محدودیتها
- اگر نظریه پیش از جمعآوری دادهها بهصورت سفتوسخت تحمیل شود، ممکن است به تحریف یافتهها بینجامد (مثلاً نادیده گرفتن دادههای مغایر با نظریه).
- در برخی رویکردهای کیفی (مثل اتنومتدولوژی یا گراندد تئوری کلاسیک)، استفاده از پیشینه نظری پیشفرض بهطور کلی نفی میشود.
---
### ۴. جمعبندی
استفاده از نظریه در پژوهش کیفی نه تنها ناسازگار نیست، بلکه در بسیاری از موارد ضروری است، مشروط بر اینکه:
- پژوهشگر به جای تقلیل دادهها به مصداقهای نظریه، به تعامل پویا بین نظریه و میدان تحقیق پایبند باشد.
- نظریه بهعنوان ابزاری انتقادی یا چارچوبی تفسیری، و نه یک قالب از پیش تعیین شده، استفاده شود.
منابعی مانند Silverman (2016) و Bryman (2012) نیز تأکید میکنند که ترکیب نظریه و روش کیفی، بهویژه در پژوهشهای انتقادی یا مشارکتی، به درک پیچیدگیهای علوم انسانی کمک شایانی میکند.
#نظریهپردازی
#صحتآزمایی
#روش_تحقیق
#تحقیقات_کیفی
#احمد_محمدپور
#محمدباقر_تاجالدین
@NewHasanMohaddes
♦️پرسش در بارهی استفاده از نظریه در روش کیفی و پاسخ دیپ سیک
✍علیرضا
۲۷ بهمن ۱۴۰۴
[این متن صرفا به خاطر احترام به زحمات این مخاطب محترم منتشر میشود و الا متونی را که به کمک هوش مصنوعی تولید میشوند تا اطلاع ثانوی معتبر نمیدانم.]
در روش تحقیق کیفی، استفاده از نظریه یا چهارچوب نظری نه تنها مجاز است، بلکه در بسیاری از رویکردهای کیفی، بخشی جداییناپذیر از فرایند پژوهش محسوب میشود. با این حال، شرایط و نحوه بهکارگیری نظریه باید با اهداف و ماهیت روشهای کیفی سازگار باشد. در ادامه به این پرسشها با استناد به منابع معتبر روش تحقیق در علوم انسانی پاسخ داده میشود:
---
### ۱. شرایط مجاز استفاده از نظریه در پژوهش کیفی
طبق منابعی مانند آثار کرسول (Creswell), دنزین و لینکلن (Denzin & Lincoln)، و چارماز (Charmaz)، استفاده از نظریه در پژوهش کیفی در موارد زیر پذیرفته است:
#### الف) بهعنوان چهارچوب راهنما (Guiding Framework):
- پژوهشگران کیفی ممکن است از یک نظریه یا چارچوب نظری بهعنوان عدسی تحلیلی برای طرح سوالات تحقیق، طراحی مصاحبهها، یا تفسیر دادهها استفاده کنند.
- مثال: در پژوهشهای فمینیستی یا پسااستعماری، نظریههای مرتبط بهعنوان پایهای برای تحلیل قدرت، نابرابری، یا تجارب حاشیهای بهکار میروند.
#### ب) نظریهسازی مبتنی بر داده (Grounded Theory):
- در رویکردهای نظریه زمینهای، پژوهشگران ابتدا بدون پیشفرض نظری وارد میدان میشوند، اما در فرایند تحلیل، بهتدریج مفاهیم و چارچوبهای نظری را از دل دادهها استخراج میکنند.
- این روش با ذات کیفی (القایی و اکتشافی) کاملاً سازگار است.
#### ج) تلفیق نظریه و داده (Iterative Process):
- در پژوهش کیفی، رابطه بین نظریه و دادهها تعاملی و چرخشی است. نظریه ممکن است در مراحل مختلف تحقیق (گردآوری داده، تحلیل، یا تفسیر) بازبینی و اصلاح شود تا با یافتههای میدانی هماهنگ شود.
#### د) مطالعات موردی یا تفسیری (Case Studies/Interpretive):
- در پژوهشهای تفسیری (مثل پدیدارشناسی یا روایتشناسی)، نظریه به درک عمیقتر تجارب زیسته کمک میکند.
- مثال: استفاده از نظریه "ساختیابی اجتماعی" (Social Constructivism) برای تحلیل چگونگی شکلگیری معنا در تعاملات انسانی.
---
### ۲. سازگاری با ذات روشهای کیفی
ماهیت روشهای کیفی مبتنی بر انعطافپذیری، اکتشاف، و توجه به زمینه (context) است. استفاده از نظریه در این روشها زمانی با ذات کیفی سازگار است که:
- نظریه بهصورت انعطافپذیر و نه تجویزی بهکار رود.
- نظریه تحمیل نشود، بلکه بهعنوان ابزاری برای غنیسازی تحلیل و درک پدیدهها استفاده شود.
- پژوهشگر از پیشداوری نظری اجتناب کند و اجازه دهد دادهها "حرف بزنند" (مطابق با اصل "وفاداری به دادهها" در روش کیفی).
---
### ۳. هشدارها و محدودیتها
- اگر نظریه پیش از جمعآوری دادهها بهصورت سفتوسخت تحمیل شود، ممکن است به تحریف یافتهها بینجامد (مثلاً نادیده گرفتن دادههای مغایر با نظریه).
- در برخی رویکردهای کیفی (مثل اتنومتدولوژی یا گراندد تئوری کلاسیک)، استفاده از پیشینه نظری پیشفرض بهطور کلی نفی میشود.
---
### ۴. جمعبندی
استفاده از نظریه در پژوهش کیفی نه تنها ناسازگار نیست، بلکه در بسیاری از موارد ضروری است، مشروط بر اینکه:
- پژوهشگر به جای تقلیل دادهها به مصداقهای نظریه، به تعامل پویا بین نظریه و میدان تحقیق پایبند باشد.
- نظریه بهعنوان ابزاری انتقادی یا چارچوبی تفسیری، و نه یک قالب از پیش تعیین شده، استفاده شود.
منابعی مانند Silverman (2016) و Bryman (2012) نیز تأکید میکنند که ترکیب نظریه و روش کیفی، بهویژه در پژوهشهای انتقادی یا مشارکتی، به درک پیچیدگیهای علوم انسانی کمک شایانی میکند.
#نظریهپردازی
#صحتآزمایی
#روش_تحقیق
#تحقیقات_کیفی
#احمد_محمدپور
#محمدباقر_تاجالدین
@NewHasanMohaddes
♦️چرا دریافت یک سخن ساده اینقدر دشوار است؟ پاسخی به دکتر نجاتیی حسینی
✍حسن محدثیی گیلوایی
۲۸ بهمن ۱۴۰۳
وضعیت دانشپژوهی در ایران بسیار مایوسکننده است و نیاز به تلاشی بیامان دارد. برای من باعث تأسف است که همکار من سخن سرراست مرا درنمییابد و آن را بهنحو وارونه منعکس میکند!
من بهصراحت نوشته ام اینکه برخی استفاده از نظریه را در تحقیقات بهره برنده از روش کیفی نادرست اعلام کرده اند (نظیر دکتر احمد محمدپور و دکتر تاجالدین)، سخن خطایی است (نفی رای الزام به عدم استفاده از نظریه).
اما آقای دکتر نجاتیی حسینی سخن مرا قلب کرده اند به اینکه استفاده از نظریه در تحقیقات بهره برنده از روشهای کیفی الزامی است! مایهی شگفتی است! ایشان در دو یادداشت مختلف نوشته اند:
"همکار علوم اجتماعی ام محدثی گیلوایی که مدرس روش پژوهش نیز هست بر لزوم داشتن چهارچوب نظری در پژوهش کیفی تاکید و اصرار دارد و دیگران قائل به غیر دیدگاه خود را بر راه صواب نمیداند!"
https://t.iss.one/smnejatihosseini/10660
"اینجا مدرسان ایرانی روش پژوهش که معتقد به لزوم چهارچوب نظری برای پژوهش کیفی اند (از جمله محدثی گیلوایی) ...".
https://t.iss.one/smnejatihosseini/10661
بهعبارت دیگر، دکتر نجاتی نفی رای الزام به عدم استفاده از نظریه را تبدیل کرده اند به تایید رای به الزام استفاده از نظریه!
وقتی سخن سر راست آدمی اینگونه مقلوب و معوج دریافت میشود و بازتاب داده میشود، من در نحوهی خواندن همکاران عزیز شک میکنم. آیا افکار خودشان را در متون میخوانند؟!
این را قرار بدهید کنار تکهبریهای دکتر تاجالدین عزیز از کتاب جان دبلیو کرسول برای تایید نظرات خودشان و برخورد گزینشی با محتوای یک کتاب انگلیسی!
حالا در اولین فرصت به کتابنویسی بر اساس تکهبریهای شتابزده از متون انگلیسی خواهم پرداخت و توضیح خواهم داد که همکاران ما چه بر سر علوم اجتماعی و علوم انسانی در ایران آورده اند و البته بسیار هم مفتخر اند به تولید کتابهایی از این دست!
#نظریهپردازی
#صحتآزمایی
#روش_تحقیق
#تحقیقات_کیفی
#احمد_محمدپور
#نجاتی_حسینی
#محمدباقر_تاجالدین
@NewHasanMohaddes
✍حسن محدثیی گیلوایی
۲۸ بهمن ۱۴۰۳
وضعیت دانشپژوهی در ایران بسیار مایوسکننده است و نیاز به تلاشی بیامان دارد. برای من باعث تأسف است که همکار من سخن سرراست مرا درنمییابد و آن را بهنحو وارونه منعکس میکند!
من بهصراحت نوشته ام اینکه برخی استفاده از نظریه را در تحقیقات بهره برنده از روش کیفی نادرست اعلام کرده اند (نظیر دکتر احمد محمدپور و دکتر تاجالدین)، سخن خطایی است (نفی رای الزام به عدم استفاده از نظریه).
اما آقای دکتر نجاتیی حسینی سخن مرا قلب کرده اند به اینکه استفاده از نظریه در تحقیقات بهره برنده از روشهای کیفی الزامی است! مایهی شگفتی است! ایشان در دو یادداشت مختلف نوشته اند:
"همکار علوم اجتماعی ام محدثی گیلوایی که مدرس روش پژوهش نیز هست بر لزوم داشتن چهارچوب نظری در پژوهش کیفی تاکید و اصرار دارد و دیگران قائل به غیر دیدگاه خود را بر راه صواب نمیداند!"
https://t.iss.one/smnejatihosseini/10660
"اینجا مدرسان ایرانی روش پژوهش که معتقد به لزوم چهارچوب نظری برای پژوهش کیفی اند (از جمله محدثی گیلوایی) ...".
https://t.iss.one/smnejatihosseini/10661
بهعبارت دیگر، دکتر نجاتی نفی رای الزام به عدم استفاده از نظریه را تبدیل کرده اند به تایید رای به الزام استفاده از نظریه!
وقتی سخن سر راست آدمی اینگونه مقلوب و معوج دریافت میشود و بازتاب داده میشود، من در نحوهی خواندن همکاران عزیز شک میکنم. آیا افکار خودشان را در متون میخوانند؟!
این را قرار بدهید کنار تکهبریهای دکتر تاجالدین عزیز از کتاب جان دبلیو کرسول برای تایید نظرات خودشان و برخورد گزینشی با محتوای یک کتاب انگلیسی!
حالا در اولین فرصت به کتابنویسی بر اساس تکهبریهای شتابزده از متون انگلیسی خواهم پرداخت و توضیح خواهم داد که همکاران ما چه بر سر علوم اجتماعی و علوم انسانی در ایران آورده اند و البته بسیار هم مفتخر اند به تولید کتابهایی از این دست!
#نظریهپردازی
#صحتآزمایی
#روش_تحقیق
#تحقیقات_کیفی
#احمد_محمدپور
#نجاتی_حسینی
#محمدباقر_تاجالدین
@NewHasanMohaddes
♦️با سلام خدمت دوستان گروه و دوست عزیزم محدثی گیلوایی
✍دکتر سیدمحمود نجاتیی حسینی
۲۸ بهمن ۱۴۰۴
خوشحالم که محدثی عزیز دوست گرامی ام در فضای عمومی تر از جمله این گروه حضور مشارکت داشته اند تا به توسعه و تقویت فرهنگ گفتگوی انتقادی در علوم اجتماعی کمک کنیم
اما بعد
در چند نوشته دیگر که محدثی دیده است و این جا رفرنس نداده است ( در این گروه هم باز نشر شده است ) برخی توضیحات تکمیلی را آورده ام برای نشان دادن اینکه چرا و چگونه می توان بنا به ملاحظاتی خاص از نظریه در پژوهش کیفی سود جست البته نه در حد پژوهش غیر کیفی .
خلاصه بحثم اینست که در پژوهش کیفی فرضی استنتاجی کاربست نظریه های مطرح عایر موجه مقتدر ابطال نشده ( و نه چهارچوبهای نظری ) به صورت جهت گیری نظریه مند در پژوهش کیفی و یا ساخت مفاهیم حساس راهنما برای پژوهش کیفی متصور است.
اما در پژوهش کمی استقرایی باید از مشاهده تجربی به نظریه رسید اما می توان مشاهده را به گفته فیلسوفان علم مسبوق به نظریه هم کرد .
و این مقوله هیچ ربطی به این ادعاهای مدرسان روش تحقیق در ایران و مولفان کتاب های فیک و کپی پیست روش تحقیق در ایران ندارد ! که ما بخواهیم با طرح نام شان تبلیغ منفی یا مثبت برای شان انجام دهیم!(کاری که متاسفانه محدثی عزیز گاه و بی گاه انجام میدهد و از افراد قهرمان سازی علمی پژوهشی می کند و سپس نقدشان هم میکند ! از جمله در قضیه کتاب های با موضوع روش تحقیق تدوین و تنظیم شده توسط احمد محمدپور همکار گرامی علوم اجتماعی مان )
خلاصه کلام نمی توان قاطعانه پذیرش یا عدم پذیرش نظریه و توابع ان ( چهار چوب های نظری و مفهومی و مدلهای تحلیل ) را در پژوهش کیفی اثبات کرد .
این کلیت چیزی است که طی چند نوشتار ( که محدثی نیز بخشی از آنها را باز نشر کرده است ) آورده ام
اما
اگر در باز نشر بحث محدثی گرامی در این مورد خطای قلمی و به قول ایشان بد فهمی! و شاید هم نافهمی! صورت گرفته قطعا سهوی و خطای ذهنی بوده است که اگر چنین باشد بابد از محدثی گرامی بخاطر این خطا عذر خواهی کنم هر چند معتقدم چنین نبوده است
ممکنست رای او را تفسیر دیگری کرده باشم که مشمول تحریف و بدفهمی و نافهمی و کژ فهمی نیست
و سخنی هم مشفقانه با خودم!
که بارها گفته شده اما تکرارش حلاوت دارد و اگر محدثی نیز پسند کرد با او !:
***دیدگاههای رقیب معرفتی و عقیدتی ما اگر حقیقتا حقیقت جویی باشد و دانش شناسی و علم سازی باشد
و ایدئولوژیک برای تخریب علم و حقیقت و فلسفه و الهیات علوم انسانی اجتماعی نباشد
باید گرامی و ارزنده و مفید تلقی شده و با آن تعامل گفتگویی انتقادی هنجاری راهبردی روشن گرانه داشت
مقبول نیست از لحاظ اخلاق علمی ارای درست دیگران را تخریب و تخطئه کنیم اما همان را را به زبان خودمان تایید کنیم !***
گر خطا گفتیم اصلاحش تو کن
مصلحستی ای خداوند سخن
.با احترام
۲۸ بهمن ۱۴۰۳
#نظریهپردازی
#صحتآزمایی
#روش_تحقیق
#تحقیقات_کیفی
#احمد_محمدپور
#نجاتی_حسینی
#محمدباقر_تاجالدین
@NewHasanMohaddes
✍دکتر سیدمحمود نجاتیی حسینی
۲۸ بهمن ۱۴۰۴
خوشحالم که محدثی عزیز دوست گرامی ام در فضای عمومی تر از جمله این گروه حضور مشارکت داشته اند تا به توسعه و تقویت فرهنگ گفتگوی انتقادی در علوم اجتماعی کمک کنیم
اما بعد
در چند نوشته دیگر که محدثی دیده است و این جا رفرنس نداده است ( در این گروه هم باز نشر شده است ) برخی توضیحات تکمیلی را آورده ام برای نشان دادن اینکه چرا و چگونه می توان بنا به ملاحظاتی خاص از نظریه در پژوهش کیفی سود جست البته نه در حد پژوهش غیر کیفی .
خلاصه بحثم اینست که در پژوهش کیفی فرضی استنتاجی کاربست نظریه های مطرح عایر موجه مقتدر ابطال نشده ( و نه چهارچوبهای نظری ) به صورت جهت گیری نظریه مند در پژوهش کیفی و یا ساخت مفاهیم حساس راهنما برای پژوهش کیفی متصور است.
اما در پژوهش کمی استقرایی باید از مشاهده تجربی به نظریه رسید اما می توان مشاهده را به گفته فیلسوفان علم مسبوق به نظریه هم کرد .
و این مقوله هیچ ربطی به این ادعاهای مدرسان روش تحقیق در ایران و مولفان کتاب های فیک و کپی پیست روش تحقیق در ایران ندارد ! که ما بخواهیم با طرح نام شان تبلیغ منفی یا مثبت برای شان انجام دهیم!(کاری که متاسفانه محدثی عزیز گاه و بی گاه انجام میدهد و از افراد قهرمان سازی علمی پژوهشی می کند و سپس نقدشان هم میکند ! از جمله در قضیه کتاب های با موضوع روش تحقیق تدوین و تنظیم شده توسط احمد محمدپور همکار گرامی علوم اجتماعی مان )
خلاصه کلام نمی توان قاطعانه پذیرش یا عدم پذیرش نظریه و توابع ان ( چهار چوب های نظری و مفهومی و مدلهای تحلیل ) را در پژوهش کیفی اثبات کرد .
این کلیت چیزی است که طی چند نوشتار ( که محدثی نیز بخشی از آنها را باز نشر کرده است ) آورده ام
اما
اگر در باز نشر بحث محدثی گرامی در این مورد خطای قلمی و به قول ایشان بد فهمی! و شاید هم نافهمی! صورت گرفته قطعا سهوی و خطای ذهنی بوده است که اگر چنین باشد بابد از محدثی گرامی بخاطر این خطا عذر خواهی کنم هر چند معتقدم چنین نبوده است
ممکنست رای او را تفسیر دیگری کرده باشم که مشمول تحریف و بدفهمی و نافهمی و کژ فهمی نیست
و سخنی هم مشفقانه با خودم!
که بارها گفته شده اما تکرارش حلاوت دارد و اگر محدثی نیز پسند کرد با او !:
***دیدگاههای رقیب معرفتی و عقیدتی ما اگر حقیقتا حقیقت جویی باشد و دانش شناسی و علم سازی باشد
و ایدئولوژیک برای تخریب علم و حقیقت و فلسفه و الهیات علوم انسانی اجتماعی نباشد
باید گرامی و ارزنده و مفید تلقی شده و با آن تعامل گفتگویی انتقادی هنجاری راهبردی روشن گرانه داشت
مقبول نیست از لحاظ اخلاق علمی ارای درست دیگران را تخریب و تخطئه کنیم اما همان را را به زبان خودمان تایید کنیم !***
گر خطا گفتیم اصلاحش تو کن
مصلحستی ای خداوند سخن
.با احترام
۲۸ بهمن ۱۴۰۳
#نظریهپردازی
#صحتآزمایی
#روش_تحقیق
#تحقیقات_کیفی
#احمد_محمدپور
#نجاتی_حسینی
#محمدباقر_تاجالدین
@NewHasanMohaddes
♦️دکتر نجاتیی حسینی و نپذیرفتن مسؤولیت نوشتههای خویش
✍حسن محدثیی گیلوایی
۲۸ بهمن ۱۴۰۳
با عرض معذرت آقای دکتر نجاتی، من رفتارتون رو صادقانه نمیدانم. در همین چند روز ادعاهای ضد و نقیض کرده اید راجع به همین بحث و مسوولیتتان را در خطای برداشت و نقل اشتباه صراحتا نپذیرفته اید. به این نحو گفتوگو را بیفایده میدانم.
این رفتار شما البته مسبوق است به توهینها و رفتارهای نامطلوب قبلی. اما گویا اغماض و گذشت دوستانهی من بی فایده بوده است.
وانگهی، چه کسی از دکتر محمدپور قهرمان ساخته؟ او کتابهای متعددی در روش تحقیق نوشته و عدهای از مدرسان و دانشجویان آثار او را خوانده اند و از آنها متاثر شده اند. چرا نباید به آثار او بپردازیم؟ چرا نباید تکلیف خود را در فضای عمومی با آثاری که در علوم اجتماعیی ایران منتشر شده روشن کنیم؟ در ضمن چهگونه بدون بررسیی این آثار و بحث دربارهی انها به پرسشهای دانشجویان راجع با این آثار و افکار پاسخ بدهیم؟ شما قبلا نیز مرا مواخذه کرده اید که چرا با امثال دکتر عبدالکریمی یا دیگران مناظره کرده ام!
چرا نباید به آثار و افکار معاصران ایرانیمان بپردازیم؟ چه کسی از اهل نظر ایرانی مقبول شما است؟ لطفا بفرمایید تا به سراغ او بروم!
از این رو، با توجه به رفتار غیر مسوولانهی شما و نپذیرفتن مسؤولیت رفتارها و نوشتههایتان، گفتوگو با شما را تا اطلاع ثانوی بیفایده و نامطلوب و غیر عقلانی میدانم.
#نظریهپردازی
#صحتآزمایی
#روش_تحقیق
#تحقیقات_کیفی
#احمد_محمدپور
#نجاتی_حسینی
#محمدباقر_تاجالدین
@NewHasanMohaddes
✍حسن محدثیی گیلوایی
۲۸ بهمن ۱۴۰۳
با عرض معذرت آقای دکتر نجاتی، من رفتارتون رو صادقانه نمیدانم. در همین چند روز ادعاهای ضد و نقیض کرده اید راجع به همین بحث و مسوولیتتان را در خطای برداشت و نقل اشتباه صراحتا نپذیرفته اید. به این نحو گفتوگو را بیفایده میدانم.
این رفتار شما البته مسبوق است به توهینها و رفتارهای نامطلوب قبلی. اما گویا اغماض و گذشت دوستانهی من بی فایده بوده است.
وانگهی، چه کسی از دکتر محمدپور قهرمان ساخته؟ او کتابهای متعددی در روش تحقیق نوشته و عدهای از مدرسان و دانشجویان آثار او را خوانده اند و از آنها متاثر شده اند. چرا نباید به آثار او بپردازیم؟ چرا نباید تکلیف خود را در فضای عمومی با آثاری که در علوم اجتماعیی ایران منتشر شده روشن کنیم؟ در ضمن چهگونه بدون بررسیی این آثار و بحث دربارهی انها به پرسشهای دانشجویان راجع با این آثار و افکار پاسخ بدهیم؟ شما قبلا نیز مرا مواخذه کرده اید که چرا با امثال دکتر عبدالکریمی یا دیگران مناظره کرده ام!
چرا نباید به آثار و افکار معاصران ایرانیمان بپردازیم؟ چه کسی از اهل نظر ایرانی مقبول شما است؟ لطفا بفرمایید تا به سراغ او بروم!
از این رو، با توجه به رفتار غیر مسوولانهی شما و نپذیرفتن مسؤولیت رفتارها و نوشتههایتان، گفتوگو با شما را تا اطلاع ثانوی بیفایده و نامطلوب و غیر عقلانی میدانم.
#نظریهپردازی
#صحتآزمایی
#روش_تحقیق
#تحقیقات_کیفی
#احمد_محمدپور
#نجاتی_حسینی
#محمدباقر_تاجالدین
@NewHasanMohaddes
♦️آشوبناکیی آموزش روش تحقیق در علوم اجتماعیی ایران /۱
✍️حسن محدّثیی گیلوایی
۲۹ بهمن ۱۴۰۳
مقدّمه
سر و کار من با روش تحقیق تا پیش از دو ماه گذشته در همین حد بود که برای انجام کارهای پژوهشی ام و نیز برای راهنماییی دانشجویان ام و انجام کارهای پژوهشیی مشترکمان به منابع اصلی مراجع میکردم و از این طریق روشها را در حد نیاز میآموختم و بهکار میبستم. در جامعهشناسی تأکید دارم که نخست باید کارهای تجربی انجام بدهیم تا بتوانیم در بارهی جامعهمان و ویژهگیها و تغییرات اش سخنان معتبری بگوییم و بنویسیم.
اما بعد از اصرار برخی دانشجویان برای برگزاریی دورهی آموزشیی روش تحقیق ماجرای من و روش تحقیق قدری تغییر کرد و ناگزیر شدم محتوایی را برای تدریس آماده کنم. دانشجویان ام بارها و بارها از وضع آشوبناک آموزش روش تحقیق و کتابهای آموزشیی موجود در بارهی روش تحقیق در علوم اجتماعی شکایت کردند و از من خواستند مثل مورد نظریهها کمکشان بکنم. برای اینکه سخنان من نوعی بازارگرمی برای خود تلقی نشود، از این دانشجویان عزیز میخواهم یادداشتهای خود را در این باره منتشر کنند تا من آنها را نیز بهمنزلهی شاهدی بر مدعایم منتشر کنم.
از دو ماه گذشته که کار نظاممندی را برای آموزش کلیات روش تحقیق آغاز کرده ام و برای شروع تمرکز ام را بر روششناسی و مبانی فکری و فلسفیی روش تحقیق نهاده ام، بیش از پیش با آشوبناکیی آموزش روش تحقیق در علوم اجتماعیی ایران آشنا شده ام. پیش از این در ۲۴ سال گذشته که مشغول آموزش دانشجویان در دانشگاه بوده ام، کم و بیش با این آشوبناکی آشنا گشته ام و بهویژه در بررسیی پروپوزالها و رسالهها یا نگارش آنها بارها با همکاران ام بر سر روش تحقیق مباحثه و مناقشه داشته ام و گاه کار بالا گرفته و ناچار شده ام داوریها و نظرات برخی از آنان را به نقد بکشم و برای همکاران بفرستم و خطاهای برجستهی برخی از آنها را آشکارا بیان کنم تا بهخطا مانع کار پژوهشیی من و دانشجویان ام نشوند. در این مناقشات و مباحثات با همکاران دریافته بودم که آنان گرفتار و نیز مروج چه کلیشههایی در روش تحقیق هستند و چهگونه مطالب بسیار آشفتهای را به دانشجویان آموزش میدهند. اما ماجرا در دو ماه اخیر برای من بسیار جدّیتر شد.
در این برنامهی آموزشیای که تازه شروع کرده ام و دو جلسه از آن گذشته است، به دانشجویان ام قول دادم که در هر جلسه دقایقی در حد ده تا پانزده دقیقه یکی از کتابهای موجود در حوزهی روش تحقیق را در کلاس معرفی و بررسی و نقد خواهم کرد. در جلسهی اول به کتاب رویکردهای کیفی و کمی ویلیام لاورنس نیومن پرداختم و آن را بهعنوان کتابی ارزشمند و قابل استفاده به دانشجویان ام معرفی کردم. اگرچه نقدهایی نیز بدان داشتم. در جلسهی دوم به سه جلد کتاب استاد سابق ام در دورههای دانشجویی، آقای دکتر باقر ساروخانی پرداختم و ضمن قدردانی از زحمات این استاد محترم و پیشکسوت، به دانشجویان ام گفتم که وقت خود را برای یادگیریی روش تحقیق با این سه جلد تلف نکنید؛ زیرا با خواندن این سه جلد نه تنها روش تحقیق یاد نمیگیرید بلکه نظم ذهنیتان نیز از دست میرود.
در این دو جلسه علاوه بر بحثهای پایهایی دیگر، از وجود برخی کلیشههای نادرست در آموزش روش تحقیق در علوم اجتماعیی ایران برای دانشجویان ام سخن گفتم؛ از جمله دو کلیشهی زیر:
الف. در تحقیقات بهره برنده از روشهای تحقیق کیفی نباید از نظریه یا چارچوب نظری بهره گرفت؛
ب. در علوم اجتماعی بسته به پارادایمها دو نوع کار بیشتر نباید انجام بدهیم: در معرفتشناسیی پوزیتیویستی و پساپوزیتیویستی نیاز به تبیین داریم و در معرفتشناسیی ضد پوزیتیویستی نیاز به تفهم.
برای جلسهی سوم که هنوز برگزار نشده، رفتم سراغ کتابهای دکتر احمد محمّدپور. تا این زمان، من بهنحو منظّم و دقیق کارهای او را نخوانده بودم و فقط بخشهایی از کتاب «ضد روش» (عنوانی نادرست و خطا برای کتابی در بارهی روش تحقیق) او را مطالعه کرده بودم. اما بارها دیده بودم که دانشجویان در نگارش فصل سوّم رسالههایشان به آثار وی ارجاع داده اند و تلاش کرده اند این فصل را با نوشتههای او «پر کنند» و به جایی برسانند که مورد پسند استادان مربوطه قرار گیرد. اما این بار شروع به خواندن کتابهای محمّدپور کردم و متأسّفانه داغ ام تازه شدم و دریافتم که ایشان از مروّجان برخی از این کلیشههای نادرست روش تحقیق در ایران هستند و ریشهی بخش قابل توجّهی از مناقشات من و همکاران ام در آثار ایشان قرار دارد.
ادامه دارد.👇👇👇
#نظریهپردازی
#صحتآزمایی
#روش_تحقیق
#تحقیقات_کیفی
#احمد_محمدپور
#محمدباقر_تاجالدین
@NewHasanMohaddesi
✍️حسن محدّثیی گیلوایی
۲۹ بهمن ۱۴۰۳
مقدّمه
سر و کار من با روش تحقیق تا پیش از دو ماه گذشته در همین حد بود که برای انجام کارهای پژوهشی ام و نیز برای راهنماییی دانشجویان ام و انجام کارهای پژوهشیی مشترکمان به منابع اصلی مراجع میکردم و از این طریق روشها را در حد نیاز میآموختم و بهکار میبستم. در جامعهشناسی تأکید دارم که نخست باید کارهای تجربی انجام بدهیم تا بتوانیم در بارهی جامعهمان و ویژهگیها و تغییرات اش سخنان معتبری بگوییم و بنویسیم.
اما بعد از اصرار برخی دانشجویان برای برگزاریی دورهی آموزشیی روش تحقیق ماجرای من و روش تحقیق قدری تغییر کرد و ناگزیر شدم محتوایی را برای تدریس آماده کنم. دانشجویان ام بارها و بارها از وضع آشوبناک آموزش روش تحقیق و کتابهای آموزشیی موجود در بارهی روش تحقیق در علوم اجتماعی شکایت کردند و از من خواستند مثل مورد نظریهها کمکشان بکنم. برای اینکه سخنان من نوعی بازارگرمی برای خود تلقی نشود، از این دانشجویان عزیز میخواهم یادداشتهای خود را در این باره منتشر کنند تا من آنها را نیز بهمنزلهی شاهدی بر مدعایم منتشر کنم.
از دو ماه گذشته که کار نظاممندی را برای آموزش کلیات روش تحقیق آغاز کرده ام و برای شروع تمرکز ام را بر روششناسی و مبانی فکری و فلسفیی روش تحقیق نهاده ام، بیش از پیش با آشوبناکیی آموزش روش تحقیق در علوم اجتماعیی ایران آشنا شده ام. پیش از این در ۲۴ سال گذشته که مشغول آموزش دانشجویان در دانشگاه بوده ام، کم و بیش با این آشوبناکی آشنا گشته ام و بهویژه در بررسیی پروپوزالها و رسالهها یا نگارش آنها بارها با همکاران ام بر سر روش تحقیق مباحثه و مناقشه داشته ام و گاه کار بالا گرفته و ناچار شده ام داوریها و نظرات برخی از آنان را به نقد بکشم و برای همکاران بفرستم و خطاهای برجستهی برخی از آنها را آشکارا بیان کنم تا بهخطا مانع کار پژوهشیی من و دانشجویان ام نشوند. در این مناقشات و مباحثات با همکاران دریافته بودم که آنان گرفتار و نیز مروج چه کلیشههایی در روش تحقیق هستند و چهگونه مطالب بسیار آشفتهای را به دانشجویان آموزش میدهند. اما ماجرا در دو ماه اخیر برای من بسیار جدّیتر شد.
در این برنامهی آموزشیای که تازه شروع کرده ام و دو جلسه از آن گذشته است، به دانشجویان ام قول دادم که در هر جلسه دقایقی در حد ده تا پانزده دقیقه یکی از کتابهای موجود در حوزهی روش تحقیق را در کلاس معرفی و بررسی و نقد خواهم کرد. در جلسهی اول به کتاب رویکردهای کیفی و کمی ویلیام لاورنس نیومن پرداختم و آن را بهعنوان کتابی ارزشمند و قابل استفاده به دانشجویان ام معرفی کردم. اگرچه نقدهایی نیز بدان داشتم. در جلسهی دوم به سه جلد کتاب استاد سابق ام در دورههای دانشجویی، آقای دکتر باقر ساروخانی پرداختم و ضمن قدردانی از زحمات این استاد محترم و پیشکسوت، به دانشجویان ام گفتم که وقت خود را برای یادگیریی روش تحقیق با این سه جلد تلف نکنید؛ زیرا با خواندن این سه جلد نه تنها روش تحقیق یاد نمیگیرید بلکه نظم ذهنیتان نیز از دست میرود.
در این دو جلسه علاوه بر بحثهای پایهایی دیگر، از وجود برخی کلیشههای نادرست در آموزش روش تحقیق در علوم اجتماعیی ایران برای دانشجویان ام سخن گفتم؛ از جمله دو کلیشهی زیر:
الف. در تحقیقات بهره برنده از روشهای تحقیق کیفی نباید از نظریه یا چارچوب نظری بهره گرفت؛
ب. در علوم اجتماعی بسته به پارادایمها دو نوع کار بیشتر نباید انجام بدهیم: در معرفتشناسیی پوزیتیویستی و پساپوزیتیویستی نیاز به تبیین داریم و در معرفتشناسیی ضد پوزیتیویستی نیاز به تفهم.
برای جلسهی سوم که هنوز برگزار نشده، رفتم سراغ کتابهای دکتر احمد محمّدپور. تا این زمان، من بهنحو منظّم و دقیق کارهای او را نخوانده بودم و فقط بخشهایی از کتاب «ضد روش» (عنوانی نادرست و خطا برای کتابی در بارهی روش تحقیق) او را مطالعه کرده بودم. اما بارها دیده بودم که دانشجویان در نگارش فصل سوّم رسالههایشان به آثار وی ارجاع داده اند و تلاش کرده اند این فصل را با نوشتههای او «پر کنند» و به جایی برسانند که مورد پسند استادان مربوطه قرار گیرد. اما این بار شروع به خواندن کتابهای محمّدپور کردم و متأسّفانه داغ ام تازه شدم و دریافتم که ایشان از مروّجان برخی از این کلیشههای نادرست روش تحقیق در ایران هستند و ریشهی بخش قابل توجّهی از مناقشات من و همکاران ام در آثار ایشان قرار دارد.
ادامه دارد.👇👇👇
#نظریهپردازی
#صحتآزمایی
#روش_تحقیق
#تحقیقات_کیفی
#احمد_محمدپور
#محمدباقر_تاجالدین
@NewHasanMohaddesi
👆کار من با کتابهای دکتر باقر ساروخانی آسان بود. او در این حوزه هرگز تأثیر جدی نداشته است و کتابهای روش تحقیق او چندان جدی گرفته نشده است و ندیدم هیچیک از همکاران ام بر اهمیت آنها تأکید بورزند یا کتابهای او را به دانشجویان یا دیگران معرّفی کنند (اگر چه ندیدم کسی هم این سه جلد ایشان را نقد کرده باشد! بسی مایهی تأسّف!). اما داستان کتابهای محمدپور فرق داشت و ماجرا جدّیتر بود. این است که لازم دیدم بحث از کتابهای او را در فضای عمومی مطرح کنم و حتّا از خود او بخواهم که وارد بحث شود و پاسخگو باشد؛ تا اگر من اشتباه میکنم خطایم آشکار شود و به دانشجویان ام محتوای نادرستی منتقل نکنم. این بود که متن زیر را در رسانهی شخصی ام منتشر کردم و البته با هجوم طرفداران و دوستان وی مواجه شدم و انواع اتّهامات و برچسبها بار دیگر به سویم روانه شد؛ مثل هر نقد دیگری که منتشر کرده ام.
https://t.iss.one/NewHasanMohaddesi/12111
مطالعهی کتابهای محمدپور ابعاد و ژرفای تأسّف مرا بیشتر کرد و دریافتم که آموزش روش تحقیق در ایران چه میزان آشوبناک است. لاجرم در بارهی محتوای برخی کتابهای او بهتدریج خواهم نوشت و افکار ام را در بارهی آنها و نیز در بارهی کلیشههای نادرست جاافتاده در آموزش روش تحقیق در علوم اجتماعیی ایران با شما در میان خواهم نهاد تا اگر من در این باره خطا میکنم، همکاران ام بهداد ام برسند و مرا از این خطاها برحذر دارند و من نیز چنین خطاهای احتمالی را به دانشجویان ام منتقل نکنم و اگر مدرّسان روش تحقیق علوم اجتماعی و نویسندهگان کتابهای آموزشی در روش تحقیق دچار خطا هستند، خطایشان بر همه آشکار شود و آنها در صدد تصحیح افکار و آثار خود بر آیند و به خطاها و اشتباهات خود معترف گردند و در صدد جبران آنها بر آیند. این مقدّمه را در همینجا به پایان میبرم و در ادامه به بررسیی برخی از افکار و آثار همکار گرامی آقای دکتر احمد محمدپور خواهم پرداخت.
#نظریهپردازی
#صحتآزمایی
#روش_تحقیق
#تحقیقات_کیفی
#احمد_محمدپور
#محمدباقر_تاجالدین
@NewHasanMohaddesi
https://t.iss.one/NewHasanMohaddesi/12111
مطالعهی کتابهای محمدپور ابعاد و ژرفای تأسّف مرا بیشتر کرد و دریافتم که آموزش روش تحقیق در ایران چه میزان آشوبناک است. لاجرم در بارهی محتوای برخی کتابهای او بهتدریج خواهم نوشت و افکار ام را در بارهی آنها و نیز در بارهی کلیشههای نادرست جاافتاده در آموزش روش تحقیق در علوم اجتماعیی ایران با شما در میان خواهم نهاد تا اگر من در این باره خطا میکنم، همکاران ام بهداد ام برسند و مرا از این خطاها برحذر دارند و من نیز چنین خطاهای احتمالی را به دانشجویان ام منتقل نکنم و اگر مدرّسان روش تحقیق علوم اجتماعی و نویسندهگان کتابهای آموزشی در روش تحقیق دچار خطا هستند، خطایشان بر همه آشکار شود و آنها در صدد تصحیح افکار و آثار خود بر آیند و به خطاها و اشتباهات خود معترف گردند و در صدد جبران آنها بر آیند. این مقدّمه را در همینجا به پایان میبرم و در ادامه به بررسیی برخی از افکار و آثار همکار گرامی آقای دکتر احمد محمدپور خواهم پرداخت.
#نظریهپردازی
#صحتآزمایی
#روش_تحقیق
#تحقیقات_کیفی
#احمد_محمدپور
#محمدباقر_تاجالدین
@NewHasanMohaddesi
♦️آشوبناکیی آموزش روش تحقیق در علوم اجتماعیی ایران /۲
✍️حسن محدّثیی گیلوایی
۲۹ بهمن ۱۴۰۳
بگذارید از عنوان اولین کتابی که از احمد محمدپور خوانده ام شروع کنم: روش تحقیق کیفی ضد روش. راست اش اولین باری که عنوان این کتاب را دیدم شگفتزده شدم و از خود پرسیدم اگر این کتاب در بارهی روش تحقیق است، چرا ضد روش نامیده شده؟ چهطور کسی میتواند در بارهی روش تحقیق کتاب بنویسد و شناختی از آنها بهدست دهد و چهگونهگیی کاربرد انها را مورد بحث قرار دهد، ولی اسم کتاب را بگذارد ضد روش؟ لاجرم به خود کتاب و توضیحات نویسنده مراجعه کردم و با سخنان و دلایلی غیرموجه و غیرقابل قبول مواجه شدم که مطرح کردن آنها از نویسندهی کتاب روش تحقیق بس عجیب و غریب است:
"یکی از پرسشهایی که در طول این سالها به ذهن خوانندگان کتاب خطور کرده و پیوسته در مورد آن از بنده جویا شدهاند، عنوان خاص و شاید نامتعارف ضد روش بوده است. منظور از ضد روش چیست و چرا باید روش کیفی را ضد روش تلقی کرد؟ مفهوم روش بهطور متعارف و تاریخی عمدتا با رویکردهای عینگرا و اثباتی تداعی شده است. بر همین اساس، هر زمان از روش بحثی به میان آمده، فرض بر آن بوده که منظور از آن روشهای اثباتی، کمی، آماری و مبتنی بر منطق علوم طبیعی است. لذا عنوان این کتاب با این هدف ضد روش گذاشته شد تا روشن شود که مفهوم روش را نباید الزاما چارچوب علوم طبیعی، علوم اجتماعی عینگرا یا منطق صوری و آماری درک کرد. گرچه عنوان ضد روش ممکن است تداعیکننده عنوان کتاب ضد روش فایرابند نیز باشد، اما فایرابند هرگز کتابی با این عنوان ننوشته است. کتاب وی علیه روش نام دارد نه ضد روش؛ کتاب علیه روش فایرابند از طرفی نقدی فلسفی و نظری بر اثباتگرایی منطقی قرن بیستم است و از طرف دیگر تلاش برای احیای علم انسانمحور و به قول خود ایشان گالیله است. هدف فایرابند حمله به رویکردهای عینگرا یا کل علم نبود، بلکه درصدد احیای علم عینیگرایی بود که اخلاق و ارزشهای بشری را در کانون توجه قرار دهد. دیدگاه روششناختی فایرابند گرچه (حتی به قول خودش) به هرج و مرجگرایی روششناختی موسوم است، اما وی تصور نمیکرد که توسعه علم فاقد الگو است، بلکه بر این باور بود که علم اثباتی نمیتواند تنها الگو و مسیر معرفتیابی باشد. با عین وجود، نقد فلسفی و نظری فایرابند از علم اثباتی به مولف الهام بخشید تا عنوان کتاب را نظر به تمرکز بر روششناسی کیفی (غیر کمی) ضد روش بگذارد. جدای این نکته، مفهوم ضد روش در علوم اجتماعی غیراثباتی یا ضداثباتی (رویکردهای نسبیگرا، انتقادی، فمینیسم و نظایر آن) نیز برای اشاره به روششناسی کیفی بهکار میرود تا مخالفت خود را با روشهای کمی بیان دارند. در کنار این مورد، مطالعه کتاب حاضر نیز نشان خواهد داد که انتخاب عنوان ضد روش چندان با محتوای آن بیتناسب نیست" (محمدپور، ۱۳۹۷: ۲-۱؛ ضد روش، ویراست دوم، نشر لوگوس).
چنانکه میبینیم نویسنده توجیهاتی بیپایه برای انتخاب عنوانی بازارپسند (که البته بازارپسند بودن اش نشانهی هوشمندیی نويسنده است و از نظر من اشکالی ندارد) اما ضد محتوای کتاب ارائه کرده است؛ غیر از اشارات بیربط به اثر فایرابند که ظاهرا الهامبخش چنین انتخابی بوده و من اکنون به اثر او نمیپردازم، موارد زیر قابل توجه اند:
۱. روشهای کیفی از قرن نوزدهم شناخته شده هستند و هرگز بحث از روش تحقیق صرفا تداعیگر روشهای تحقیق کمی نیستند و ما نیز از دورهی کارشناسی (ظاهرا قریب دو دهه پیش از چاپ اول کتاب ضد روش /۱۳۸۹ توسط انتشارات جامعهشناسان. روش تحقیق ریمون کیوی و کامپنهود در سال ۱۳۷۰ منتشر شده بود) با روشهای کیفی کم و بیش آشنا شده ایم.
۲. اساسا برخلاف آنچه نویسنده آورده، روشهای تحقیق کیفی در علوم اجتماعی الزاما ضد معرفتشناسیی پوزیتیویستی و پساپوزیتیویستی نیستند و محققان پوزیتیویست و پساپوزیتیویست نیز از روشهای تحقیق کیفی برای تحقیقات خود بهره برده اند و جان دبلیو. کرسول در کتاب خود اشاره میکند که بهعنوان بهره برنده از روشهای کیفی، در میان این دسته از محققان جای داده شده است (Creswell, 2007: 20; second edition)
"My approach to qualitative research has been identified as belonging to postpositivism...".
بنابراین، در همینجا ما با سرچشمهی یک خطای اساسی در آثار نویسندهی چند کتاب در بارهی روش تحقیق مواجه هستیم: او گمان میکند روشهای تحقیق کیفی، ضد تحقیقات پوزیتیویستی-پساپوزیتیویستی هستند! در حالیکه روشهای تحقیق کمی و کیفی الزاما ضد هم نیستند و گاه بهمنزلهی مکمل هم برای قرب به حقیقت (یعنی یافتن پاسخی معتبر برای پرسشها) بهکار میروند.
ادامه دارد.👇👇👇
#نظریهپردازی
#صحتآزمایی
#روش_تحقیق
#تحقیقات_کیفی
#احمد_محمدپور
#محمدباقر_تاجالدین
@NewHasanMohaddesi
✍️حسن محدّثیی گیلوایی
۲۹ بهمن ۱۴۰۳
بگذارید از عنوان اولین کتابی که از احمد محمدپور خوانده ام شروع کنم: روش تحقیق کیفی ضد روش. راست اش اولین باری که عنوان این کتاب را دیدم شگفتزده شدم و از خود پرسیدم اگر این کتاب در بارهی روش تحقیق است، چرا ضد روش نامیده شده؟ چهطور کسی میتواند در بارهی روش تحقیق کتاب بنویسد و شناختی از آنها بهدست دهد و چهگونهگیی کاربرد انها را مورد بحث قرار دهد، ولی اسم کتاب را بگذارد ضد روش؟ لاجرم به خود کتاب و توضیحات نویسنده مراجعه کردم و با سخنان و دلایلی غیرموجه و غیرقابل قبول مواجه شدم که مطرح کردن آنها از نویسندهی کتاب روش تحقیق بس عجیب و غریب است:
"یکی از پرسشهایی که در طول این سالها به ذهن خوانندگان کتاب خطور کرده و پیوسته در مورد آن از بنده جویا شدهاند، عنوان خاص و شاید نامتعارف ضد روش بوده است. منظور از ضد روش چیست و چرا باید روش کیفی را ضد روش تلقی کرد؟ مفهوم روش بهطور متعارف و تاریخی عمدتا با رویکردهای عینگرا و اثباتی تداعی شده است. بر همین اساس، هر زمان از روش بحثی به میان آمده، فرض بر آن بوده که منظور از آن روشهای اثباتی، کمی، آماری و مبتنی بر منطق علوم طبیعی است. لذا عنوان این کتاب با این هدف ضد روش گذاشته شد تا روشن شود که مفهوم روش را نباید الزاما چارچوب علوم طبیعی، علوم اجتماعی عینگرا یا منطق صوری و آماری درک کرد. گرچه عنوان ضد روش ممکن است تداعیکننده عنوان کتاب ضد روش فایرابند نیز باشد، اما فایرابند هرگز کتابی با این عنوان ننوشته است. کتاب وی علیه روش نام دارد نه ضد روش؛ کتاب علیه روش فایرابند از طرفی نقدی فلسفی و نظری بر اثباتگرایی منطقی قرن بیستم است و از طرف دیگر تلاش برای احیای علم انسانمحور و به قول خود ایشان گالیله است. هدف فایرابند حمله به رویکردهای عینگرا یا کل علم نبود، بلکه درصدد احیای علم عینیگرایی بود که اخلاق و ارزشهای بشری را در کانون توجه قرار دهد. دیدگاه روششناختی فایرابند گرچه (حتی به قول خودش) به هرج و مرجگرایی روششناختی موسوم است، اما وی تصور نمیکرد که توسعه علم فاقد الگو است، بلکه بر این باور بود که علم اثباتی نمیتواند تنها الگو و مسیر معرفتیابی باشد. با عین وجود، نقد فلسفی و نظری فایرابند از علم اثباتی به مولف الهام بخشید تا عنوان کتاب را نظر به تمرکز بر روششناسی کیفی (غیر کمی) ضد روش بگذارد. جدای این نکته، مفهوم ضد روش در علوم اجتماعی غیراثباتی یا ضداثباتی (رویکردهای نسبیگرا، انتقادی، فمینیسم و نظایر آن) نیز برای اشاره به روششناسی کیفی بهکار میرود تا مخالفت خود را با روشهای کمی بیان دارند. در کنار این مورد، مطالعه کتاب حاضر نیز نشان خواهد داد که انتخاب عنوان ضد روش چندان با محتوای آن بیتناسب نیست" (محمدپور، ۱۳۹۷: ۲-۱؛ ضد روش، ویراست دوم، نشر لوگوس).
چنانکه میبینیم نویسنده توجیهاتی بیپایه برای انتخاب عنوانی بازارپسند (که البته بازارپسند بودن اش نشانهی هوشمندیی نويسنده است و از نظر من اشکالی ندارد) اما ضد محتوای کتاب ارائه کرده است؛ غیر از اشارات بیربط به اثر فایرابند که ظاهرا الهامبخش چنین انتخابی بوده و من اکنون به اثر او نمیپردازم، موارد زیر قابل توجه اند:
۱. روشهای کیفی از قرن نوزدهم شناخته شده هستند و هرگز بحث از روش تحقیق صرفا تداعیگر روشهای تحقیق کمی نیستند و ما نیز از دورهی کارشناسی (ظاهرا قریب دو دهه پیش از چاپ اول کتاب ضد روش /۱۳۸۹ توسط انتشارات جامعهشناسان. روش تحقیق ریمون کیوی و کامپنهود در سال ۱۳۷۰ منتشر شده بود) با روشهای کیفی کم و بیش آشنا شده ایم.
۲. اساسا برخلاف آنچه نویسنده آورده، روشهای تحقیق کیفی در علوم اجتماعی الزاما ضد معرفتشناسیی پوزیتیویستی و پساپوزیتیویستی نیستند و محققان پوزیتیویست و پساپوزیتیویست نیز از روشهای تحقیق کیفی برای تحقیقات خود بهره برده اند و جان دبلیو. کرسول در کتاب خود اشاره میکند که بهعنوان بهره برنده از روشهای کیفی، در میان این دسته از محققان جای داده شده است (Creswell, 2007: 20; second edition)
"My approach to qualitative research has been identified as belonging to postpositivism...".
بنابراین، در همینجا ما با سرچشمهی یک خطای اساسی در آثار نویسندهی چند کتاب در بارهی روش تحقیق مواجه هستیم: او گمان میکند روشهای تحقیق کیفی، ضد تحقیقات پوزیتیویستی-پساپوزیتیویستی هستند! در حالیکه روشهای تحقیق کمی و کیفی الزاما ضد هم نیستند و گاه بهمنزلهی مکمل هم برای قرب به حقیقت (یعنی یافتن پاسخی معتبر برای پرسشها) بهکار میروند.
ادامه دارد.👇👇👇
#نظریهپردازی
#صحتآزمایی
#روش_تحقیق
#تحقیقات_کیفی
#احمد_محمدپور
#محمدباقر_تاجالدین
@NewHasanMohaddesi
👆۳. محمدپور ادعا کرده است: "مفهوم ضد روش در علوم اجتماعی غیراثباتی یا ضداثباتی (رویکردهای نسبیگرا، انتقادی، فمینیسم و نظایر آن) نیز برای اشاره به روششناسی کیفی بهکار میرود تا مخالفت خود را با روشهای کمی بیان دارند".
من از او تقاضا میکنم برای تایید ادعای خود شواهد بیاورد و بهطور مشخص ذکر کند چه کسانی در "علوم اجتماعی غیراثباتی یا ضد اثباتی" برای "اشاره به روششناسی کیفی"، مفهوم ضد روش را بهکار برده اند و معلوم سازد که این افراد چه جایگاهی در علوم اجتماعیی دنیا دارند. با ذکر نام و آثار این افراد ما قانع خواهیم شد که افراد دیگری نیز از عنوان ضد روش برای اشاره به روششناسیی کیفی بهره برده اند.
باری، آنچه تا اینجا نوشته ام، فقط در بارهی عنوان یکی از کتابهای ایشان بوده است. هنوز تا بحث از محتوای آثار ایشان راه درازی باید بروم.
#نظریهپردازی
#صحتآزمایی
#روش_تحقیق
#تحقیقات_کیفی
#احمد_محمدپور
#محمدباقر_تاجالدین
@NewHasanMohaddesi
من از او تقاضا میکنم برای تایید ادعای خود شواهد بیاورد و بهطور مشخص ذکر کند چه کسانی در "علوم اجتماعی غیراثباتی یا ضد اثباتی" برای "اشاره به روششناسی کیفی"، مفهوم ضد روش را بهکار برده اند و معلوم سازد که این افراد چه جایگاهی در علوم اجتماعیی دنیا دارند. با ذکر نام و آثار این افراد ما قانع خواهیم شد که افراد دیگری نیز از عنوان ضد روش برای اشاره به روششناسیی کیفی بهره برده اند.
باری، آنچه تا اینجا نوشته ام، فقط در بارهی عنوان یکی از کتابهای ایشان بوده است. هنوز تا بحث از محتوای آثار ایشان راه درازی باید بروم.
#نظریهپردازی
#صحتآزمایی
#روش_تحقیق
#تحقیقات_کیفی
#احمد_محمدپور
#محمدباقر_تاجالدین
@NewHasanMohaddesi