Forwarded from پروای نقد/سیدحسین شهرستانی
🔶به حق صحبت دیرین
به همه برادران و خواهران افغانستانی در ایران خاصه استاد محمدکاظم کاظمی
به دل مگیر و ببخش و رهاکن این غم سنگین
ز ما مرنج برادر! به حق صحبت دیرین
به حق پیر هرات و به حق شاه خراسان
به جان کابل و زابل به حق سوره یاسین
به زال و سام نریمان، به مام رستم دستان
به رنگ لعل بدخشان، به بوی نافه مشکین
به قندهار و به شیراز و اصفهان و سمنگان
به شوق حافظ و بیدل، به شور خسرو و شیرین
به هیرمند و به هامون به زندهرود و به جیحون
مرا به جز تو کسی نیست همزبان و همآیین
به خون پر شتک ما، به درد مشترک ما
که گرد این گِله بنشان و پیش ما یله بنشین
اگرچه بولهوسی خود نواخت ساز جفا را
تو بانگ بیهده مشنو! تو ارغنون وفا بین
به آن مزارِ شریف و مدافعان حریمش
به نام دختر زهرا، به حق صحبت دیرین...
#سید_حسین_شهرستانی
۲۱ اردیبهشت ۹۸
🔹پینوشت: مثنوی "بازگشت" #محمدکاظم_کاظمی را بخوانید. این مثنوی نشان تغییر مواجهه ما با برادرانمان پس از جنگ تحمیلی است. توضیح آنکه به برکت انقلاب و بینش جهانیاش، ما با برادران مجاهد و مسلمان افغان هیچ بیگانگی نداشتیم. آنها درکنار ما جنگیدند و با غم و شادی ما شریک بودند. (به عنوان نمونه مثنوی "در سوگ آینه" کاظمی را بخوانید که برای رحلت امام سروده شده است) اما ناگاه پس از جنگ و با تغییر رویکردها و گفتارها، وضع دیگر شد و آشنا، بیگانه گشت. ناگهان به برادرانمان به چشم دیگری نگریستیم و آنها که خود را در عالم ما شریک میدانستند، از این غیریتسازی رنجیدند. مثنوی بازگشت، درست در این لحظه تاریخی سروده شده است. من هر بار خواندمش گریه کردم. شما هم بخوانید و بگریید.
یار مفروش به دنیا که بسی سود نکرد
آنکه یوسف به زر ناسره بفروخته بود
@parvayenaghd
به همه برادران و خواهران افغانستانی در ایران خاصه استاد محمدکاظم کاظمی
به دل مگیر و ببخش و رهاکن این غم سنگین
ز ما مرنج برادر! به حق صحبت دیرین
به حق پیر هرات و به حق شاه خراسان
به جان کابل و زابل به حق سوره یاسین
به زال و سام نریمان، به مام رستم دستان
به رنگ لعل بدخشان، به بوی نافه مشکین
به قندهار و به شیراز و اصفهان و سمنگان
به شوق حافظ و بیدل، به شور خسرو و شیرین
به هیرمند و به هامون به زندهرود و به جیحون
مرا به جز تو کسی نیست همزبان و همآیین
به خون پر شتک ما، به درد مشترک ما
که گرد این گِله بنشان و پیش ما یله بنشین
اگرچه بولهوسی خود نواخت ساز جفا را
تو بانگ بیهده مشنو! تو ارغنون وفا بین
به آن مزارِ شریف و مدافعان حریمش
به نام دختر زهرا، به حق صحبت دیرین...
#سید_حسین_شهرستانی
۲۱ اردیبهشت ۹۸
🔹پینوشت: مثنوی "بازگشت" #محمدکاظم_کاظمی را بخوانید. این مثنوی نشان تغییر مواجهه ما با برادرانمان پس از جنگ تحمیلی است. توضیح آنکه به برکت انقلاب و بینش جهانیاش، ما با برادران مجاهد و مسلمان افغان هیچ بیگانگی نداشتیم. آنها درکنار ما جنگیدند و با غم و شادی ما شریک بودند. (به عنوان نمونه مثنوی "در سوگ آینه" کاظمی را بخوانید که برای رحلت امام سروده شده است) اما ناگاه پس از جنگ و با تغییر رویکردها و گفتارها، وضع دیگر شد و آشنا، بیگانه گشت. ناگهان به برادرانمان به چشم دیگری نگریستیم و آنها که خود را در عالم ما شریک میدانستند، از این غیریتسازی رنجیدند. مثنوی بازگشت، درست در این لحظه تاریخی سروده شده است. من هر بار خواندمش گریه کردم. شما هم بخوانید و بگریید.
یار مفروش به دنیا که بسی سود نکرد
آنکه یوسف به زر ناسره بفروخته بود
@parvayenaghd
Forwarded from پروای نقد/سیدحسین شهرستانی
🔻رحمت و نفرت
نیچه در تبارشناسی اخلاق، ایدهای اساسی درنقد اخلاقِ رحم و شفقت مسیحی طرح میکند که خلاصه آن اینست:
در پس چهره اخلاق رحم و شفقت مسیحی، کینتوزی و نفرت یهودی نهان است.
من به تفصیل این ایده کاری ندارم و علاقهمندان را به دو اثر "فراسوی نیک و بد" و "تبارشناسی اخلاق" #نیچه و "کینتوزی" از ماکس شلر ارجاع میدهم.
مساله من میزان خشونت، کینورزی و تهاجم و پرخاشی است که در لحن آقای #آقامیری موج میزند، چیزی که درست درجهت خلاف فحوای کلام و محتوای گزارههایی است که او بر زبان میراند.
سخن، تنها چینش دستوری کلمات نیست. آنچه سخن را جان و جهت میبخشد، "لحن" و "طرز" کلام است.
در مورد سخنرانی اخیر آقامیری، تضاد میان محتوا و لحن گفتار، بس آشکار است. به خشونتبار ترین لحن، خشونت محکوم میشود و به تهاجمیترین طرز، سخن از رحم و مهربانی میرود.
دروغ همیشه کذب منطقی نیست، دروغ همچنین ناسازی لحن و محتوا و دوگانگی حال و قال است.
اما مساله من در اینجا نه مسالهای اخلاقی و قضاوتی روانشناختی است. من درمقام افشای "باطن" ضمیر کسی نیستم بلکه میخواهم نیروی ستیزهجو، ضدگفتگو و خشونتباری را که در متن (و نه در باطن) گفتار دین رحمانی شبهروشنفکرانه وجود دارد منعکس سازم. نیرویی که پیش از طرح هر تزی، در کار تشدید تقابلهای دوقطبی است.
بعد از دیدن این سخنرانی به یاد ایده نیچه افتادم و از ژرفای نفرتی که درپس کلماتی "درباره رحم و محبت" موج میزند شگفتزده شدم.
گرچه گفتار امثال آقامیری نازلتر از آنست که مصداق حقیقی تحلیل نیچه باشد، لیکن این تحلیل برای نشان دادن بحران ذاتی ایدههای شبهمسیحی مدعی "اسلام رحمانی" در ایران معاصر بشدت راهگشاست.
چنانچه در خصوص بزرگترین نماینده روشنفکری دینی یعنی عبدالکریم سروش نیز این وضع را شاهدیم، کسی که فحوای سخن و موضوع گفتارش رواداری و تساهل و آزادفکری است حالآنکه لحن و طرز و سیره سخن و گفتارش، یکسره جدلی پرخاشگر و مملو از توهین و هتک و برچسبزنی است.
نیچه خود به امتداد این انحطاط فریبکارانه اخلاق مسیحی در عصر مدرن اشارات بسیار نموده است.
ازهمین سنخ است پدیده آشنای "استبداد روشنفکرانه" و خشونت آزادیخواهانه.
بسیاری آقامیری را بخاطر مضمون سخنانش رد یا تایید میکنند، اما آنچه درین پدیده برای من معنیدار است اینست که ظهور و رونق چنین چهرههایی بهرغم برخی ظواهر کُمیک، نهتنها کمکی به بهبود روحیه رواداری و تفاهم و همسخنی در جامعه نمیکند، بلکه هر نوع گفتگوی عقلانی و همدلانه را از پیش مخدوش میسازد.
اما در اینجا چند پرسش اساسی باید پیش کشیده شود:
این کینتوزی و ستیزهجویی که در پس گفتار رحم و رواداری نهان گردیده، در چه ساختار و بستر اجتماعی و فرهنگی ریشه دارد؟
موضوع یا ابژه این نفرت دقیقا چیست؟
و چرا این گفتار چنین مورد سمع و قبول بخشی از بدنه اجتماعی واقع میشود؟
یکی از زوایایی که ذهن مرا مشغول داشته، مساله بستر رشد و تکثیر چنین چهرههای نوخواستهای است: شبکههای اجتماعی سلبریتیپروری که هیاهو را جایگزین گفتگو کردهاند، آزادی را در ولگردی و مصرف خلاصه میکنند و فرهنگ را به رسانه فرومیکاهند و از این مسیر آنرا دستآموز اقتصاد سرمایهسالار میسازند.
و دراینجا سوال اخیر پیش میآید: خطابه پرخاشگرانه آقامیری درباره رحم و شفقت و ترند شدن آن، چقدر خلق سرمایه کردهاست؟
#سید_حسین_شهرستانی
@parvayenaghd
https://www.instagram.com/p/CEpUNQ3se5o/?igshid=ptk4unpexqwp
نیچه در تبارشناسی اخلاق، ایدهای اساسی درنقد اخلاقِ رحم و شفقت مسیحی طرح میکند که خلاصه آن اینست:
در پس چهره اخلاق رحم و شفقت مسیحی، کینتوزی و نفرت یهودی نهان است.
من به تفصیل این ایده کاری ندارم و علاقهمندان را به دو اثر "فراسوی نیک و بد" و "تبارشناسی اخلاق" #نیچه و "کینتوزی" از ماکس شلر ارجاع میدهم.
مساله من میزان خشونت، کینورزی و تهاجم و پرخاشی است که در لحن آقای #آقامیری موج میزند، چیزی که درست درجهت خلاف فحوای کلام و محتوای گزارههایی است که او بر زبان میراند.
سخن، تنها چینش دستوری کلمات نیست. آنچه سخن را جان و جهت میبخشد، "لحن" و "طرز" کلام است.
در مورد سخنرانی اخیر آقامیری، تضاد میان محتوا و لحن گفتار، بس آشکار است. به خشونتبار ترین لحن، خشونت محکوم میشود و به تهاجمیترین طرز، سخن از رحم و مهربانی میرود.
دروغ همیشه کذب منطقی نیست، دروغ همچنین ناسازی لحن و محتوا و دوگانگی حال و قال است.
اما مساله من در اینجا نه مسالهای اخلاقی و قضاوتی روانشناختی است. من درمقام افشای "باطن" ضمیر کسی نیستم بلکه میخواهم نیروی ستیزهجو، ضدگفتگو و خشونتباری را که در متن (و نه در باطن) گفتار دین رحمانی شبهروشنفکرانه وجود دارد منعکس سازم. نیرویی که پیش از طرح هر تزی، در کار تشدید تقابلهای دوقطبی است.
بعد از دیدن این سخنرانی به یاد ایده نیچه افتادم و از ژرفای نفرتی که درپس کلماتی "درباره رحم و محبت" موج میزند شگفتزده شدم.
گرچه گفتار امثال آقامیری نازلتر از آنست که مصداق حقیقی تحلیل نیچه باشد، لیکن این تحلیل برای نشان دادن بحران ذاتی ایدههای شبهمسیحی مدعی "اسلام رحمانی" در ایران معاصر بشدت راهگشاست.
چنانچه در خصوص بزرگترین نماینده روشنفکری دینی یعنی عبدالکریم سروش نیز این وضع را شاهدیم، کسی که فحوای سخن و موضوع گفتارش رواداری و تساهل و آزادفکری است حالآنکه لحن و طرز و سیره سخن و گفتارش، یکسره جدلی پرخاشگر و مملو از توهین و هتک و برچسبزنی است.
نیچه خود به امتداد این انحطاط فریبکارانه اخلاق مسیحی در عصر مدرن اشارات بسیار نموده است.
ازهمین سنخ است پدیده آشنای "استبداد روشنفکرانه" و خشونت آزادیخواهانه.
بسیاری آقامیری را بخاطر مضمون سخنانش رد یا تایید میکنند، اما آنچه درین پدیده برای من معنیدار است اینست که ظهور و رونق چنین چهرههایی بهرغم برخی ظواهر کُمیک، نهتنها کمکی به بهبود روحیه رواداری و تفاهم و همسخنی در جامعه نمیکند، بلکه هر نوع گفتگوی عقلانی و همدلانه را از پیش مخدوش میسازد.
اما در اینجا چند پرسش اساسی باید پیش کشیده شود:
این کینتوزی و ستیزهجویی که در پس گفتار رحم و رواداری نهان گردیده، در چه ساختار و بستر اجتماعی و فرهنگی ریشه دارد؟
موضوع یا ابژه این نفرت دقیقا چیست؟
و چرا این گفتار چنین مورد سمع و قبول بخشی از بدنه اجتماعی واقع میشود؟
یکی از زوایایی که ذهن مرا مشغول داشته، مساله بستر رشد و تکثیر چنین چهرههای نوخواستهای است: شبکههای اجتماعی سلبریتیپروری که هیاهو را جایگزین گفتگو کردهاند، آزادی را در ولگردی و مصرف خلاصه میکنند و فرهنگ را به رسانه فرومیکاهند و از این مسیر آنرا دستآموز اقتصاد سرمایهسالار میسازند.
و دراینجا سوال اخیر پیش میآید: خطابه پرخاشگرانه آقامیری درباره رحم و شفقت و ترند شدن آن، چقدر خلق سرمایه کردهاست؟
#سید_حسین_شهرستانی
@parvayenaghd
https://www.instagram.com/p/CEpUNQ3se5o/?igshid=ptk4unpexqwp
Instagram
سیدحسین شهرستانی
رحمت و نفرت #سید_حسین_شهرستانی نیچه در تبارشناسی اخلاق، ایدهای اساسی درنقد اخلاقِ رحم و شفقت مسیحی طرح میکند که خلاصه آن اینست: درپس چهره اخلاق رحم و شفقت مسیحی، کینتوزی و نفرت یهودی نهان است. من به تفصیل این ایده کاری ندارم و علاقهمندان را به دو اثر…
Forwarded from پروای نقد/سیدحسین شهرستانی
🔸هنرمند ملی، هنر ملی
۱- استاد #محمدرضا_شجریان، بر چکاد آواز ایرانی جای داشت.
هنرآفرینی او در عصر ابتذال هنر و سیطره رسانه، مغتنم بود و هست.
۲- #شجریان بهعنوان پدیدهی درخشان موسیقی ایرانی، دقیقا مولود شرایط پساانقلابی جامعه ایران است.
به جهات متعدد، این انقلاب بود که به این پدیده فرصت پدیداری و درخشیدنی چنین بیهمتا داد.
او در جوار اساتیدی چون محمدرضا لطفیِ بزرگ، توانست در لحظات خطیری که مردمیترین انقلاب تاریخ آفریده بود، به میدان آمده و خود را جاودانه سازد.
۳- گرچه فراز و فرودهای سیاستزدگی های دو دهه اخیر، این پدیده را تحتتاثیر قرار داد، لیکن جانمایههای خویشکاری این پدیده برای هنر ایرانی، فراتر از هواداریها و مخالفتهای زودگذر و هیجانی، باقی خواهد ماند.
۴- به لحاظ دستآوردهای هنری، شجریان و شیوه و طرز هنرمندی او باید بهجد مورد تدقیق و تحقیق و حتی نقادی واقع شود. اساتید و محققان و دانشجویان هنر و علوم انسانی بهدور از ستایش و نفرین باید چنین پدیدههایی را موضوع فکر و تحقیق قرار دهند تا فراتر از مواجهه نوستالژیک و رمانتیک، بتوانیم دستآوردهای او را در متن هنر و فرهنگی ملی خویش، ثبت و ذخیره سازیم.
۵- من چون بسیاری از همنسلیهایم از دیرباز با آثار او انس و آشنایی داشتم، اما حقیقتا ربنای استاد، آنِ دیگری داشت و از جای دیگری بود. ترکیبی از سنت تلاوت مصری و آواز ایرانی در آفرینشی تازه و بدیع بود که پسند خاص و قبول عام را هر دو در پی داشت.
۶- از مواجهه نوستالژیک فانتزی طبقه شبهمدرن ایرانی مبتذلتر، تداوم مصرف قبیلهگرایانهی استاد پس از مرگ اوست. اگر واقعا مدعی هستیم که او هنرمندی "ملی" بود، پس او را بیش از این خرج رقابتهای یومیه و جناحی خویش نسازیم.
۷- از بحرانهای توسعهنیافتگی ما همین است که هنوز مقام و معنای "هنر ملی" را بهدرستی درنیافتهایم. مسئولیت این بحران، هم بهگردن نهاد سیاست است و هم بر دوش نهاد هنر.
نتیجه این بحران تنزل شان هنر ملی و هنرمند ملی از جایگاه رفیع خویش و مصرف بیمبالات او در جریانهای زودگذر و نزاعهای فروملّی است. در موارد بسیار منجمله درخصوص مرحوم شجریان، حتی خود هنرمند هم گاه در فروکاست شان "هنرمند ملی" شرکت دارد، چرا که ایدهی اساسی "هنر ملی" همچنان دچار بحران است. بحرانی که نتیجه اعوجاج در نسبت میان هنر و سیاست در ایران است.
- روان استاد شاد باد
#سید_حسین_شهرستانی
@parvayenaghd
https://www.instagram.com/p/CGGJ55OpXa0/?igshid=1shlmx9vkjriw
۱- استاد #محمدرضا_شجریان، بر چکاد آواز ایرانی جای داشت.
هنرآفرینی او در عصر ابتذال هنر و سیطره رسانه، مغتنم بود و هست.
۲- #شجریان بهعنوان پدیدهی درخشان موسیقی ایرانی، دقیقا مولود شرایط پساانقلابی جامعه ایران است.
به جهات متعدد، این انقلاب بود که به این پدیده فرصت پدیداری و درخشیدنی چنین بیهمتا داد.
او در جوار اساتیدی چون محمدرضا لطفیِ بزرگ، توانست در لحظات خطیری که مردمیترین انقلاب تاریخ آفریده بود، به میدان آمده و خود را جاودانه سازد.
۳- گرچه فراز و فرودهای سیاستزدگی های دو دهه اخیر، این پدیده را تحتتاثیر قرار داد، لیکن جانمایههای خویشکاری این پدیده برای هنر ایرانی، فراتر از هواداریها و مخالفتهای زودگذر و هیجانی، باقی خواهد ماند.
۴- به لحاظ دستآوردهای هنری، شجریان و شیوه و طرز هنرمندی او باید بهجد مورد تدقیق و تحقیق و حتی نقادی واقع شود. اساتید و محققان و دانشجویان هنر و علوم انسانی بهدور از ستایش و نفرین باید چنین پدیدههایی را موضوع فکر و تحقیق قرار دهند تا فراتر از مواجهه نوستالژیک و رمانتیک، بتوانیم دستآوردهای او را در متن هنر و فرهنگی ملی خویش، ثبت و ذخیره سازیم.
۵- من چون بسیاری از همنسلیهایم از دیرباز با آثار او انس و آشنایی داشتم، اما حقیقتا ربنای استاد، آنِ دیگری داشت و از جای دیگری بود. ترکیبی از سنت تلاوت مصری و آواز ایرانی در آفرینشی تازه و بدیع بود که پسند خاص و قبول عام را هر دو در پی داشت.
۶- از مواجهه نوستالژیک فانتزی طبقه شبهمدرن ایرانی مبتذلتر، تداوم مصرف قبیلهگرایانهی استاد پس از مرگ اوست. اگر واقعا مدعی هستیم که او هنرمندی "ملی" بود، پس او را بیش از این خرج رقابتهای یومیه و جناحی خویش نسازیم.
۷- از بحرانهای توسعهنیافتگی ما همین است که هنوز مقام و معنای "هنر ملی" را بهدرستی درنیافتهایم. مسئولیت این بحران، هم بهگردن نهاد سیاست است و هم بر دوش نهاد هنر.
نتیجه این بحران تنزل شان هنر ملی و هنرمند ملی از جایگاه رفیع خویش و مصرف بیمبالات او در جریانهای زودگذر و نزاعهای فروملّی است. در موارد بسیار منجمله درخصوص مرحوم شجریان، حتی خود هنرمند هم گاه در فروکاست شان "هنرمند ملی" شرکت دارد، چرا که ایدهی اساسی "هنر ملی" همچنان دچار بحران است. بحرانی که نتیجه اعوجاج در نسبت میان هنر و سیاست در ایران است.
- روان استاد شاد باد
#سید_حسین_شهرستانی
@parvayenaghd
https://www.instagram.com/p/CGGJ55OpXa0/?igshid=1shlmx9vkjriw
Instagram
سیدحسین شهرستانی
هنرمند ملی، هنر ملی . ۱- استاد #محمدرضا_شجریان، بر چکاد آواز ایرانی جای داشت. هنرآفرینی او در عصر ابتذال هنر و سیطره رسانه، مغتنم بود و هست. ۲- #شجریان بهعنوان پدیدهی درخشان موسیقی ایرانی، دقیقا مولود شرایط پساانقلابی جامعه ایران است. به جهات متعدد، این…
Forwarded from پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#لذت_نقد_هنری
💠مدرسه هنر و علوم انسانی درنگ برگزار می کند:
🔳 "دوره آموزشی مجازی مهارتهای فهم و گفتگو درباره آثار هنری" - فصل اول
↩ ۲۵ بهمن الی 1 اسفندماه
هر روز از ساعت ۱۶ الی ۲۰
ثبت نام در wWw.rcica.ir
سایت پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی
💠 با تدریس اساتید هنر و علوم انسانی:
#عبدالکریم_خیامی
(لایه های نقد هنری)
#وحیداله_موسوی
(سبک شناسی هنرهای تجسمی)
#سید_عماد_حسینی
(نگاهی به تاریخ های سینما)
#وحید_یامین_پور
(هستس شناسی عرفانی هنر)
#مجید_سلیمانی_ساسانی
(روایت شناسی)
#میثم_مهدیار
(اصول جامعه شناسی هنر)
#سید_حسین_شهرستانی
(چارچوب های زیبایی شناسی هنری)
#حسین_سرفراز
(نشانه شناسی)
هزینه ثبت نام: ۸۰ هزار تومان
◀️ #پژوهشکده_فرهنگ_و_هنر_اسلامی
🔸️باشگاه هنر و اندیشه
🔹️با همکاری #دانشگاه_سوره
#مدرسه_درنگ
💠مدرسه هنر و علوم انسانی درنگ برگزار می کند:
🔳 "دوره آموزشی مجازی مهارتهای فهم و گفتگو درباره آثار هنری" - فصل اول
↩ ۲۵ بهمن الی 1 اسفندماه
هر روز از ساعت ۱۶ الی ۲۰
ثبت نام در wWw.rcica.ir
سایت پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی
💠 با تدریس اساتید هنر و علوم انسانی:
#عبدالکریم_خیامی
(لایه های نقد هنری)
#وحیداله_موسوی
(سبک شناسی هنرهای تجسمی)
#سید_عماد_حسینی
(نگاهی به تاریخ های سینما)
#وحید_یامین_پور
(هستس شناسی عرفانی هنر)
#مجید_سلیمانی_ساسانی
(روایت شناسی)
#میثم_مهدیار
(اصول جامعه شناسی هنر)
#سید_حسین_شهرستانی
(چارچوب های زیبایی شناسی هنری)
#حسین_سرفراز
(نشانه شناسی)
هزینه ثبت نام: ۸۰ هزار تومان
◀️ #پژوهشکده_فرهنگ_و_هنر_اسلامی
🔸️باشگاه هنر و اندیشه
🔹️با همکاری #دانشگاه_سوره
#مدرسه_درنگ