Forwarded from پروای نقد/سیدحسین شهرستانی
🔸هنرمند ملی، هنر ملی
۱- استاد #محمدرضا_شجریان، بر چکاد آواز ایرانی جای داشت.
هنرآفرینی او در عصر ابتذال هنر و سیطره رسانه، مغتنم بود و هست.
۲- #شجریان بهعنوان پدیدهی درخشان موسیقی ایرانی، دقیقا مولود شرایط پساانقلابی جامعه ایران است.
به جهات متعدد، این انقلاب بود که به این پدیده فرصت پدیداری و درخشیدنی چنین بیهمتا داد.
او در جوار اساتیدی چون محمدرضا لطفیِ بزرگ، توانست در لحظات خطیری که مردمیترین انقلاب تاریخ آفریده بود، به میدان آمده و خود را جاودانه سازد.
۳- گرچه فراز و فرودهای سیاستزدگی های دو دهه اخیر، این پدیده را تحتتاثیر قرار داد، لیکن جانمایههای خویشکاری این پدیده برای هنر ایرانی، فراتر از هواداریها و مخالفتهای زودگذر و هیجانی، باقی خواهد ماند.
۴- به لحاظ دستآوردهای هنری، شجریان و شیوه و طرز هنرمندی او باید بهجد مورد تدقیق و تحقیق و حتی نقادی واقع شود. اساتید و محققان و دانشجویان هنر و علوم انسانی بهدور از ستایش و نفرین باید چنین پدیدههایی را موضوع فکر و تحقیق قرار دهند تا فراتر از مواجهه نوستالژیک و رمانتیک، بتوانیم دستآوردهای او را در متن هنر و فرهنگی ملی خویش، ثبت و ذخیره سازیم.
۵- من چون بسیاری از همنسلیهایم از دیرباز با آثار او انس و آشنایی داشتم، اما حقیقتا ربنای استاد، آنِ دیگری داشت و از جای دیگری بود. ترکیبی از سنت تلاوت مصری و آواز ایرانی در آفرینشی تازه و بدیع بود که پسند خاص و قبول عام را هر دو در پی داشت.
۶- از مواجهه نوستالژیک فانتزی طبقه شبهمدرن ایرانی مبتذلتر، تداوم مصرف قبیلهگرایانهی استاد پس از مرگ اوست. اگر واقعا مدعی هستیم که او هنرمندی "ملی" بود، پس او را بیش از این خرج رقابتهای یومیه و جناحی خویش نسازیم.
۷- از بحرانهای توسعهنیافتگی ما همین است که هنوز مقام و معنای "هنر ملی" را بهدرستی درنیافتهایم. مسئولیت این بحران، هم بهگردن نهاد سیاست است و هم بر دوش نهاد هنر.
نتیجه این بحران تنزل شان هنر ملی و هنرمند ملی از جایگاه رفیع خویش و مصرف بیمبالات او در جریانهای زودگذر و نزاعهای فروملّی است. در موارد بسیار منجمله درخصوص مرحوم شجریان، حتی خود هنرمند هم گاه در فروکاست شان "هنرمند ملی" شرکت دارد، چرا که ایدهی اساسی "هنر ملی" همچنان دچار بحران است. بحرانی که نتیجه اعوجاج در نسبت میان هنر و سیاست در ایران است.
- روان استاد شاد باد
#سید_حسین_شهرستانی
@parvayenaghd
https://www.instagram.com/p/CGGJ55OpXa0/?igshid=1shlmx9vkjriw
۱- استاد #محمدرضا_شجریان، بر چکاد آواز ایرانی جای داشت.
هنرآفرینی او در عصر ابتذال هنر و سیطره رسانه، مغتنم بود و هست.
۲- #شجریان بهعنوان پدیدهی درخشان موسیقی ایرانی، دقیقا مولود شرایط پساانقلابی جامعه ایران است.
به جهات متعدد، این انقلاب بود که به این پدیده فرصت پدیداری و درخشیدنی چنین بیهمتا داد.
او در جوار اساتیدی چون محمدرضا لطفیِ بزرگ، توانست در لحظات خطیری که مردمیترین انقلاب تاریخ آفریده بود، به میدان آمده و خود را جاودانه سازد.
۳- گرچه فراز و فرودهای سیاستزدگی های دو دهه اخیر، این پدیده را تحتتاثیر قرار داد، لیکن جانمایههای خویشکاری این پدیده برای هنر ایرانی، فراتر از هواداریها و مخالفتهای زودگذر و هیجانی، باقی خواهد ماند.
۴- به لحاظ دستآوردهای هنری، شجریان و شیوه و طرز هنرمندی او باید بهجد مورد تدقیق و تحقیق و حتی نقادی واقع شود. اساتید و محققان و دانشجویان هنر و علوم انسانی بهدور از ستایش و نفرین باید چنین پدیدههایی را موضوع فکر و تحقیق قرار دهند تا فراتر از مواجهه نوستالژیک و رمانتیک، بتوانیم دستآوردهای او را در متن هنر و فرهنگی ملی خویش، ثبت و ذخیره سازیم.
۵- من چون بسیاری از همنسلیهایم از دیرباز با آثار او انس و آشنایی داشتم، اما حقیقتا ربنای استاد، آنِ دیگری داشت و از جای دیگری بود. ترکیبی از سنت تلاوت مصری و آواز ایرانی در آفرینشی تازه و بدیع بود که پسند خاص و قبول عام را هر دو در پی داشت.
۶- از مواجهه نوستالژیک فانتزی طبقه شبهمدرن ایرانی مبتذلتر، تداوم مصرف قبیلهگرایانهی استاد پس از مرگ اوست. اگر واقعا مدعی هستیم که او هنرمندی "ملی" بود، پس او را بیش از این خرج رقابتهای یومیه و جناحی خویش نسازیم.
۷- از بحرانهای توسعهنیافتگی ما همین است که هنوز مقام و معنای "هنر ملی" را بهدرستی درنیافتهایم. مسئولیت این بحران، هم بهگردن نهاد سیاست است و هم بر دوش نهاد هنر.
نتیجه این بحران تنزل شان هنر ملی و هنرمند ملی از جایگاه رفیع خویش و مصرف بیمبالات او در جریانهای زودگذر و نزاعهای فروملّی است. در موارد بسیار منجمله درخصوص مرحوم شجریان، حتی خود هنرمند هم گاه در فروکاست شان "هنرمند ملی" شرکت دارد، چرا که ایدهی اساسی "هنر ملی" همچنان دچار بحران است. بحرانی که نتیجه اعوجاج در نسبت میان هنر و سیاست در ایران است.
- روان استاد شاد باد
#سید_حسین_شهرستانی
@parvayenaghd
https://www.instagram.com/p/CGGJ55OpXa0/?igshid=1shlmx9vkjriw
Instagram
سیدحسین شهرستانی
هنرمند ملی، هنر ملی . ۱- استاد #محمدرضا_شجریان، بر چکاد آواز ایرانی جای داشت. هنرآفرینی او در عصر ابتذال هنر و سیطره رسانه، مغتنم بود و هست. ۲- #شجریان بهعنوان پدیدهی درخشان موسیقی ایرانی، دقیقا مولود شرایط پساانقلابی جامعه ایران است. به جهات متعدد، این…
⚠️
میدانم تلاشم برای ایجاد همزبانی و تفهیم منظورم بیفایده است. در توانم نیست که کتابها را در یک توییت بگنجانم. در توانم نیست تفاوت هنر از تبلیغات را در دو جمله توضیح دهم. در توانم نیست سیاستزدگی را شرح دهم. در توانم نیست بگویم چرا برخی به مولانا و ابنعربی که به تعبیری سنّی هستند توهین میکنند ولی امام خمینی و علامه طباطبایی و بزرگان از عرفا و علما آنها را گرامی میدارند و چارچوب کتابها و نظریههای خود را بر آراء آنها میگذارند. در توانم نیست بگویم چرا فیلسوفان بدکردار و گاه شهوترانی مثل نیچه و هایدگر مورد توجه متفکرین بزرگ عصر ما حتی شهدای حکیمی چون آوینی بودند. در توانم نیست توضیح دهم چرا آلبر کامو و داستایفسکی و چخوف و سایر نویسندگان بزرگ که نه مسلمان بودند و نه بعضی از آنها حتی به خدا اعتقاد داشتند، هنرمندان حکیم و تاریخ ساز و محترم به حساب میآیند. در توانم نیست شرح دهم که گاهی ممکن است هنرمندی با هنرش شالوده و ستونهای خانهی تو را محکم کند ولی گاهی با سنگی شیشهی خانه را بشکند. در توانم نیست بگویم که در عصر ابتذال هنر که گوشهای انسان و فرهنگ آزرده و کَر شده، هنرمندی که پاسبان موسیقی و آواز اصیل سنت ماست چقدر عزیز و مهم است هرچند که گاهی به ما فحش داده باشد و شیشهی سیاست ما را شکانده باشد.
در توانم نیست...
ولی در همین جملات کوتاه چیزهایی گفتم... شاید در خانه کسی باشد.
#شجریان
https://www.instagram.com/p/CGII70gJ6CB/?igshid=7e2awwsttcm7
میدانم تلاشم برای ایجاد همزبانی و تفهیم منظورم بیفایده است. در توانم نیست که کتابها را در یک توییت بگنجانم. در توانم نیست تفاوت هنر از تبلیغات را در دو جمله توضیح دهم. در توانم نیست سیاستزدگی را شرح دهم. در توانم نیست بگویم چرا برخی به مولانا و ابنعربی که به تعبیری سنّی هستند توهین میکنند ولی امام خمینی و علامه طباطبایی و بزرگان از عرفا و علما آنها را گرامی میدارند و چارچوب کتابها و نظریههای خود را بر آراء آنها میگذارند. در توانم نیست بگویم چرا فیلسوفان بدکردار و گاه شهوترانی مثل نیچه و هایدگر مورد توجه متفکرین بزرگ عصر ما حتی شهدای حکیمی چون آوینی بودند. در توانم نیست توضیح دهم چرا آلبر کامو و داستایفسکی و چخوف و سایر نویسندگان بزرگ که نه مسلمان بودند و نه بعضی از آنها حتی به خدا اعتقاد داشتند، هنرمندان حکیم و تاریخ ساز و محترم به حساب میآیند. در توانم نیست شرح دهم که گاهی ممکن است هنرمندی با هنرش شالوده و ستونهای خانهی تو را محکم کند ولی گاهی با سنگی شیشهی خانه را بشکند. در توانم نیست بگویم که در عصر ابتذال هنر که گوشهای انسان و فرهنگ آزرده و کَر شده، هنرمندی که پاسبان موسیقی و آواز اصیل سنت ماست چقدر عزیز و مهم است هرچند که گاهی به ما فحش داده باشد و شیشهی سیاست ما را شکانده باشد.
در توانم نیست...
ولی در همین جملات کوتاه چیزهایی گفتم... شاید در خانه کسی باشد.
#شجریان
https://www.instagram.com/p/CGII70gJ6CB/?igshid=7e2awwsttcm7