فرنگ نوشت
#فرنگ_نوشت #توالت های ایستاده در #دانشگاه برای قدهای مختلف، #آمریکا @farang_nevesht
#فرنگ_نوشت
در #آمریکا، در عصر لوله کشی مردم بعد از قضای حاجت خودشان را با آب نمی شورند! و به دستمال کاغذی اکتفا می کنند. اصلا شلنگ یا شیر آب در #توالت ها وجود ندارد. توالت های ایستاده نیز مشتری های خاص فراوانی دارند.
@farang_nevesht
در #آمریکا، در عصر لوله کشی مردم بعد از قضای حاجت خودشان را با آب نمی شورند! و به دستمال کاغذی اکتفا می کنند. اصلا شلنگ یا شیر آب در #توالت ها وجود ندارد. توالت های ایستاده نیز مشتری های خاص فراوانی دارند.
@farang_nevesht
@farang_nevesht
#فرنگ_نوشت
تجربه کارآموزی در شرکت Google
#بخش #دوم
یکی از طبقات سالن بازی دارد، چند میز پینگپنگ، چند فوتبالدستی (یا به قولشان فوسبال)، چند بازی رایانهای از میکروهای قدیمی بگیر تا اکسباکسهای جدید، و چند تردمیل. هر کارمند ماهی یک بار میتواند وقت ماساژور بگیرد چون چند ماساژور در یکی از طبقات هستند که رایگان خدمات ماساژ میدهند. قیمت عضویت در زیپکار (خودروی کرایهای ساعتی) رایگان است —بماند که در شعبه #کالیفرنیا که مشکل #پارکینگ دارند، خود گوگل به کارمندان #دوچرخه رایگان و هزینه کرایه #ماشین را میدهد. خلاصه یکی از مرامهای اینها همین است که ما شکمت را پر میکنیم خواهشاً عین مرد کار کن.
فضا را طوری ساختهاند که یک نفر میتواند یک سال در شرکت بماند بدون هیچ نیاز اضافه. حمام که دارد، حتی نمازخانه دارد، رستوران هم دارد، وسایل بازی و ورزش و الی ماشاءالله. مورد داشتند در کالیفرنیا که یک بنده خدایی یک سال از شرکت بیرون نزده و در پارکینگ میخوابیده... و این طوری پول اجاره خانه نمیداده (گرچه به خاطر تبعات روحی و روانی، شرکت این کار را ممنوع اعلام کرده).
گروه پردازش زبان نیویورک حدود پانزده پژوهشگر دارد که همهشان از بهترینهای رشتهشان هستند. گروههای دیگر هم در همان سالن بزرگ هستند، از گروه یادگیری ماشینی گرفته تا الگوریتم. هفته اول میگذرد به ادامه معارفه. چرا این همه معارفه؟ چون سبک کاری پژوهشی اینها این طوری است که پژوهش باید فاصله کمی با محصول داشته باشد. هر پژوهشی باید در قالب محصول پیادهسازی شود و این یعنی این که برای نوشتن یک برنامه ساده باید کل معیارهای برنامهنویسی گوگل را رعایت کنی. همین بایدِ کوچک از کارآموزهای بیچاره از یک ماه تا حتی دو ماه وقت و انرژی میگیرد. برای نوشتن دو خط برنامه ساده باید هزار چیز بیربط را بدانی تا بتوانی آن برنامه را بنویسی. برنامه را که تازه تمام میکنی، تازه باید سرپرستت و یک نفر دیگر نقدش کنند. ممکن است یک برنامه ساده چند دور نقد و بررسی شود و تازه بعدش شاید امکان ورود به دادگان برنامههای گوگل داشته باشد. این معیارهایشان هم خیلی سختگیرانه است. مثلاً اندازه هر خط بیشتر از فلان قدر حرف نباشد، فاصله اضافی بین کلمات نباشد، نام متغیرها قابل فهم باشد، فلان جور متغیر با حرف کوچک شروع شود و فلان جور دیگر با حرف بزرگ. همه بخشهای برنامه باید توضیحات اضافه داشته باشد برای دیگران. حتی این که باید از نظر جملهنویسی کوتاه ولی قابل فهم باشد. انتهای هر توضیح باید با نقطه به پایان برسد (انگار که فرهنگستان ادب است). اگر تابعی این طوری صدا شود، باید آرگومانش ثابت باشد وگرنه به صورت اشارهگر و از این جور جزئیات که فقط کسی که برنامهنویسی کرده میفهمد چه عرقریزی دارد این قدر تابع مقررات بودن. تازه برنامهات باید طوری باشد که هیچ گونه خللی به دیگر بخشهای دادگان گوگل نرساند. این قدر این مسأله دقت در برنامهنویسی برایشان مهم هست که روی در #توالت همه توصیههای برنامهنویسی نوشته شده. خلاصه این قدری بود که برای من و طبق گفته خیلی دیگر از همدورهایها، تجربه کارآموزی در گوگل یکی از دشوارترین دورههای پژوهشی است. چون فرصت کم است و پیچیدگی زیاد. مثلاً تازه ماه آخر یاد گرفتهام که چطوری میشود برنامهنویسی گوگلی کرد که باید میز کارم را تحویل بدهم و برگردم دانشگاه.
حالا گوگل چرا این قدر علاقه دارد کارآموز بیاورد که دو ماه اولش در سردرگمی باشد و یک ماه هم که فرصت کمی است برای انجام کار مفید؟ خودشان میگویند دید آیندهنگرانه اقتضا میکند به فکر نسل بعدی پژوهشگران و مهندسان باشیم. خب چه چیزی راحتتر از کارآموز گرفتن که هم طرف خودش را درمییابد و هم گوگل وی را میآزماید؟ شاهد آن که آخرهای کارآموزی نامهای میگیری با این عنوان که اگر نزدیک فارغالتحصیلی هستی، میتوانی بدون تأخیر وارد مصاحبههای استخدام شوی (که البته مصاحبههای استخدامشان هم عین نکیر و منکر است که باید از قبل کلی خودت را آماده کنی برای سؤالهای پیچیده برنامهنویسی). آخرها هم خبر شدیم که این دید آیندهنگرانه موجودیتی به اسم «الفبا» یا alphabet راه انداخته که گوگل میشود حرف جی این الفبای فناوری. این جوری همین فیالمجلس کلی از پرداختهای مالیاتیشان کاهش پیدا کرده است!
#بخش #سوم این یادداشت به کانال ارسال خواهد شد.
—------—
روایت خاطرات و تجربه های جالب و مفید ساکنان خارج از کشور در کانال تلگرام فرنگ نوشت
https://telegram.me/joinchat/Abx14DvCMEWJX5rtprp0Hg
@farang_nevesht
#فرنگ_نوشت
تجربه کارآموزی در شرکت Google
#بخش #دوم
یکی از طبقات سالن بازی دارد، چند میز پینگپنگ، چند فوتبالدستی (یا به قولشان فوسبال)، چند بازی رایانهای از میکروهای قدیمی بگیر تا اکسباکسهای جدید، و چند تردمیل. هر کارمند ماهی یک بار میتواند وقت ماساژور بگیرد چون چند ماساژور در یکی از طبقات هستند که رایگان خدمات ماساژ میدهند. قیمت عضویت در زیپکار (خودروی کرایهای ساعتی) رایگان است —بماند که در شعبه #کالیفرنیا که مشکل #پارکینگ دارند، خود گوگل به کارمندان #دوچرخه رایگان و هزینه کرایه #ماشین را میدهد. خلاصه یکی از مرامهای اینها همین است که ما شکمت را پر میکنیم خواهشاً عین مرد کار کن.
فضا را طوری ساختهاند که یک نفر میتواند یک سال در شرکت بماند بدون هیچ نیاز اضافه. حمام که دارد، حتی نمازخانه دارد، رستوران هم دارد، وسایل بازی و ورزش و الی ماشاءالله. مورد داشتند در کالیفرنیا که یک بنده خدایی یک سال از شرکت بیرون نزده و در پارکینگ میخوابیده... و این طوری پول اجاره خانه نمیداده (گرچه به خاطر تبعات روحی و روانی، شرکت این کار را ممنوع اعلام کرده).
گروه پردازش زبان نیویورک حدود پانزده پژوهشگر دارد که همهشان از بهترینهای رشتهشان هستند. گروههای دیگر هم در همان سالن بزرگ هستند، از گروه یادگیری ماشینی گرفته تا الگوریتم. هفته اول میگذرد به ادامه معارفه. چرا این همه معارفه؟ چون سبک کاری پژوهشی اینها این طوری است که پژوهش باید فاصله کمی با محصول داشته باشد. هر پژوهشی باید در قالب محصول پیادهسازی شود و این یعنی این که برای نوشتن یک برنامه ساده باید کل معیارهای برنامهنویسی گوگل را رعایت کنی. همین بایدِ کوچک از کارآموزهای بیچاره از یک ماه تا حتی دو ماه وقت و انرژی میگیرد. برای نوشتن دو خط برنامه ساده باید هزار چیز بیربط را بدانی تا بتوانی آن برنامه را بنویسی. برنامه را که تازه تمام میکنی، تازه باید سرپرستت و یک نفر دیگر نقدش کنند. ممکن است یک برنامه ساده چند دور نقد و بررسی شود و تازه بعدش شاید امکان ورود به دادگان برنامههای گوگل داشته باشد. این معیارهایشان هم خیلی سختگیرانه است. مثلاً اندازه هر خط بیشتر از فلان قدر حرف نباشد، فاصله اضافی بین کلمات نباشد، نام متغیرها قابل فهم باشد، فلان جور متغیر با حرف کوچک شروع شود و فلان جور دیگر با حرف بزرگ. همه بخشهای برنامه باید توضیحات اضافه داشته باشد برای دیگران. حتی این که باید از نظر جملهنویسی کوتاه ولی قابل فهم باشد. انتهای هر توضیح باید با نقطه به پایان برسد (انگار که فرهنگستان ادب است). اگر تابعی این طوری صدا شود، باید آرگومانش ثابت باشد وگرنه به صورت اشارهگر و از این جور جزئیات که فقط کسی که برنامهنویسی کرده میفهمد چه عرقریزی دارد این قدر تابع مقررات بودن. تازه برنامهات باید طوری باشد که هیچ گونه خللی به دیگر بخشهای دادگان گوگل نرساند. این قدر این مسأله دقت در برنامهنویسی برایشان مهم هست که روی در #توالت همه توصیههای برنامهنویسی نوشته شده. خلاصه این قدری بود که برای من و طبق گفته خیلی دیگر از همدورهایها، تجربه کارآموزی در گوگل یکی از دشوارترین دورههای پژوهشی است. چون فرصت کم است و پیچیدگی زیاد. مثلاً تازه ماه آخر یاد گرفتهام که چطوری میشود برنامهنویسی گوگلی کرد که باید میز کارم را تحویل بدهم و برگردم دانشگاه.
حالا گوگل چرا این قدر علاقه دارد کارآموز بیاورد که دو ماه اولش در سردرگمی باشد و یک ماه هم که فرصت کمی است برای انجام کار مفید؟ خودشان میگویند دید آیندهنگرانه اقتضا میکند به فکر نسل بعدی پژوهشگران و مهندسان باشیم. خب چه چیزی راحتتر از کارآموز گرفتن که هم طرف خودش را درمییابد و هم گوگل وی را میآزماید؟ شاهد آن که آخرهای کارآموزی نامهای میگیری با این عنوان که اگر نزدیک فارغالتحصیلی هستی، میتوانی بدون تأخیر وارد مصاحبههای استخدام شوی (که البته مصاحبههای استخدامشان هم عین نکیر و منکر است که باید از قبل کلی خودت را آماده کنی برای سؤالهای پیچیده برنامهنویسی). آخرها هم خبر شدیم که این دید آیندهنگرانه موجودیتی به اسم «الفبا» یا alphabet راه انداخته که گوگل میشود حرف جی این الفبای فناوری. این جوری همین فیالمجلس کلی از پرداختهای مالیاتیشان کاهش پیدا کرده است!
#بخش #سوم این یادداشت به کانال ارسال خواهد شد.
—------—
روایت خاطرات و تجربه های جالب و مفید ساکنان خارج از کشور در کانال تلگرام فرنگ نوشت
https://telegram.me/joinchat/Abx14DvCMEWJX5rtprp0Hg
@farang_nevesht
🔹یه شاگردی دارم به اسم توشینوری. توشی، شصت و خوردهای سالشه و رسپشن یه مهمانخانه بین المللیه. برعکس اکثر ژاپنیها بسیار پرشور و خوش صحبت و پر انرژیه. هر روزی که توشی میاد، همه خوشحالن چون کلی داستان و ماجرا از مهمانخانه داره که با آب و تاب برامون تعریف کنه.
🔹چندوقت قبل توشی برای یه سفر کوتاه رفت #هند و مسلما همه منتظر بودن با یه دنیا حرف و تعریف کردنی بیاد. وقتی اومد، چیزهای زیادی از خوبیها و بدیها تعریف کرد از جمله کثیفی و وضعیت فاجعه بهداشت هند. حالا به قول خودش بالاشهر و جای تمیز رفته بود. گفت شب رسیدم هتل کنار اقیانوس، صبح به مسئول رستوران گفتم وای دیشب چه لذتی بردم از صدای امواج!
🔹اون آقا خندید و گفت اون صدای امواج نبود، صدای میلیونها بطری پلاستیکی بود که آب با خودش میاره و میبره! اما چیزی که براش بیشتر از همه عجیب بود، این بود که چرا مردم به فکر جای زندگی خودشون نبودن و همه جا آشغال میریختن. اینکه از پنجره ماشین زباله میریختن و دور سطل های آشغالها پر بود و داخلشون خالی!
🔹بهش گفتم هند رو نمیدونم اما توی کشورما و کلا منطقه #خاورمیانه، یه فرهنگ «خدمتکاری» وجود داره. #مدرسه، کوچه، #اداره، همه رو خدمتکار و مستخدم و آبدارچی تمیز میکنن. از مدرسه و اداره ها و خیابون تا حتی کارهای خونه! اگر تو مدرسه به بچهها بگن باید مدرسه رو هرروز تمیز کنید، حتما والدین اعتراض میکنن!
🔹با تعجب منو نگاه کردن و گفتن اینجا حتی بچههای خاندان امپراطوری هم باید در شستن #توالت مدرسه با بقیه مشارکت کنن!خب اینا بزرگ بشن چطور یاد میگیرن کارهاشونو انجام بدن؟احساس مسئولیت که تئوری نیست، باید عملی یاد بدن!
🔹اینجا، نه مدارس مستخدم دارن، نه ادارات آبدارچی، نه خیابونها رفتگر. بچهها کلاسها و حیاط و توالت رومیشورن، همسایهها محل خودشونو پارکهای اطراف رو تمیز میکنن و کارمندها به نوبت تمیزکاری میکنن و کارکنان و مدیر، خودشون برای خودشون چای و قهوه درست میکنن! همه کارهاشونو خودشون انجام میدن و این کشور درنهایت تمیزیه.
#ژاپن 🇯🇵
🔻تجربیات جالب و مفید ساکنان خارج از کشور
@Farang_nevesht
🔹چندوقت قبل توشی برای یه سفر کوتاه رفت #هند و مسلما همه منتظر بودن با یه دنیا حرف و تعریف کردنی بیاد. وقتی اومد، چیزهای زیادی از خوبیها و بدیها تعریف کرد از جمله کثیفی و وضعیت فاجعه بهداشت هند. حالا به قول خودش بالاشهر و جای تمیز رفته بود. گفت شب رسیدم هتل کنار اقیانوس، صبح به مسئول رستوران گفتم وای دیشب چه لذتی بردم از صدای امواج!
🔹اون آقا خندید و گفت اون صدای امواج نبود، صدای میلیونها بطری پلاستیکی بود که آب با خودش میاره و میبره! اما چیزی که براش بیشتر از همه عجیب بود، این بود که چرا مردم به فکر جای زندگی خودشون نبودن و همه جا آشغال میریختن. اینکه از پنجره ماشین زباله میریختن و دور سطل های آشغالها پر بود و داخلشون خالی!
🔹بهش گفتم هند رو نمیدونم اما توی کشورما و کلا منطقه #خاورمیانه، یه فرهنگ «خدمتکاری» وجود داره. #مدرسه، کوچه، #اداره، همه رو خدمتکار و مستخدم و آبدارچی تمیز میکنن. از مدرسه و اداره ها و خیابون تا حتی کارهای خونه! اگر تو مدرسه به بچهها بگن باید مدرسه رو هرروز تمیز کنید، حتما والدین اعتراض میکنن!
🔹با تعجب منو نگاه کردن و گفتن اینجا حتی بچههای خاندان امپراطوری هم باید در شستن #توالت مدرسه با بقیه مشارکت کنن!خب اینا بزرگ بشن چطور یاد میگیرن کارهاشونو انجام بدن؟احساس مسئولیت که تئوری نیست، باید عملی یاد بدن!
🔹اینجا، نه مدارس مستخدم دارن، نه ادارات آبدارچی، نه خیابونها رفتگر. بچهها کلاسها و حیاط و توالت رومیشورن، همسایهها محل خودشونو پارکهای اطراف رو تمیز میکنن و کارمندها به نوبت تمیزکاری میکنن و کارکنان و مدیر، خودشون برای خودشون چای و قهوه درست میکنن! همه کارهاشونو خودشون انجام میدن و این کشور درنهایت تمیزیه.
#ژاپن 🇯🇵
🔻تجربیات جالب و مفید ساکنان خارج از کشور
@Farang_nevesht
Instagram
تجربیات ساکنان خارج از کشور
. تا آخر #بخوانید یه شاگردی دارم به اسم توشینوری. توشی، شصت و خوردهای سالشه و رسپشن یه مهمانخانه بین المللیه. برعکس اکثر ژاپنیها بسیار پرشور و خوش صحبت و پر انرژیه. هر روزی که توشی میاد، همه خوشحالن چون کلی داستان و ماجرا از مهمانخانه داره که با آب و تاب…