✳️ سرنوشت یکی از مدعیان دروغین به روایت مطبوعات دوره پهلوی!
#سیدغضنفر_وزیری از معروفترین مدعیان امامت در تاریخ معاصر به مدت نیم قرن در نواحی مختلف ایران و به ویژه در روستاهای اطراف #محلات و نیز در #روستای_ون در نزدیکی #کاشان ادعای #امام_زمان بودن داشت، مریدان بسیار به گرد خویش جمع کرد و توسط همین مریدان، مرتکب قتل شمار زیادی از افراد گردید.
در پست بعد به شرح سرنوشت یکی از #مدعیان_دروغین به روایت مطبوعات دوره پهلوی می پردازیم؛
@seyedrohollahaminabadi
@oldnewspaper
#سیدغضنفر_وزیری از معروفترین مدعیان امامت در تاریخ معاصر به مدت نیم قرن در نواحی مختلف ایران و به ویژه در روستاهای اطراف #محلات و نیز در #روستای_ون در نزدیکی #کاشان ادعای #امام_زمان بودن داشت، مریدان بسیار به گرد خویش جمع کرد و توسط همین مریدان، مرتکب قتل شمار زیادی از افراد گردید.
در پست بعد به شرح سرنوشت یکی از #مدعیان_دروغین به روایت مطبوعات دوره پهلوی می پردازیم؛
@seyedrohollahaminabadi
@oldnewspaper
سرنوشت یکی از مدعیان دروغین به روایت مطبوعات دوره پهلوی!
#سیدغضنفر_وزیری از معروفترین مدعیان امامت در تاریخ معاصر به مدت نیم قرن در نواحی مختلف ایران و به ویژه در روستاهای اطراف #محلات و نیز در #روستای_ون در نزدیکی #کاشان ادعای #امام_زمان بودن داشت، مریدان بسیار به گرد خویش جمع کرد و توسط همین مریدان، مرتکب قتل شمار زیادی از افراد گردید.
نمونهای از مشهورترین قتل های انجام شده توسط وی، کشتار دست جمعی عدهای از مخالفین در حمام #روستای_عیسی_آباد محلات بود که طی آن شماری از مریدانی که سیدغضنفر به گرد خود جمع کرده بود، در سحرگاه یکی از روزهای تابستان ۱۳۱۰ ، بنا به دستور نامبرده به حمام مخالفین هجوم بردند و دوازده نفر را در آنجا کشته و سر بریدند و اجساد آنها را مثله ساختند.
غضنفر در سال ۱۳۱۰ و در ۳۹ سالگی وارد عیسی آباد محلات شد و به دروغ ادعای امام زمانی کرد، و برای موفقیت خود در این راه، فنونی نیز فراگرفته بود، در عیسی آباد محلات مردمی زندگی میکردند که طبع آنها برای پذیرفتن ادعاهای سیدغضنفر، بیشتر از سایر دهاتیها آمادگی داشت.وی بعد از چند ماه اقامت در عیسی آباد محلات، موفق شد عدّهٔ کثیری مرید برای خود جمعآوری کند. سردستهٔ مریدان او در عیسی آباد محلات، مردی به نام #مهدیقلی_ربیعی بود.
دوران محکومیت ده ساله غضنفر از سال ۱۳۱۰ تا ۱۳۲۰ به طول انجامید و اوایل سال ۱۳۲۰ بود که غضنفر از زندان بیرون آمد. در این زمان او بسیار پیر و شکسته به نظر میرسید و همه تصور میکردند که در زندان متنبه گردیده و آن افکار از مغزش خارج شدهاست. وی پس از رهایی از زندان به جای این که به عیسی آباد بازگردد، عازم کاشان شد و در قریه ون واقع در هفت فرسخی این شهر سکنی گزید. وی برای سالها بهطور ناشناس در این روستا اقامت و در خلال این مدت منتظر و مترصد فرصتی بود تا مجددا ادعاهای خویش را تکرار کرده و بساط سابق خویش را بگستراند.
این فرصت با طی دوران محکومیت و آزادی شاخص ترین مرید او، یعنی مهدیقلی ربیعی و پسرش حیدرقلی و چند نفر دیگر از مریدان سابق، که هریک به دورههای ده تا پانزده ساله زندان محکوم شده بودند، فراهم گردید. در واقع مریدها پس از آزادی از زندان، در به در به دنبال او بودند و چون مراد را در روستای ون یافتند، دوباره به دور او گرد آمدند و مجدداً بساط مرید و مرادبازی را به راه انداختند.
غضنفر که از دوران قبلی امامت دروغین خویش تجربه بسیار اندوخته و بعلاوه در طی ده سال محکومیت زندان خود، حسابی آبدیده شده بود، این بار با احتیاط عمل مینمود و سعی بسیار داشت که با وجود پرونده و سوابق خویش در نزد مراجع قضائی و انتظامی، کسی از هویت او و سوابقی که دارا بود، مطلع نشود. به همین دلیل موفق شد که چند سال دیگر به همراه مریدان خود در روستای ون به زندگی و امامت خویش ادامه دهد و در خلال این مدت از طریق تبلیغات خود و مریدانش، جمعی از روستائیان کاشانی را نیز به گرد خویش جمع نماید به طوری که کمکم وی در محدوده کاشان و بخصوص در روستای ون، شهرت پیدا کرد و توجه بسیاری به سمت او جلب گردید.
ماجرای قتل حاج آقا خلیل رحمانی خیلی زود در سرتاسر آبادی پخش شد و لحظاتی بعد به اطلاع پاسگاه ژاندارمری رسید و سرگرد مافی، فرمانده پاسگاه به اتفاق شماری از مأمورین پاسگاه ژاندارمری ون، بلافاصله در محل قتل حاج آقا خلیل حاضر شد و پس از انجام تحقیقات مقدماتی در صحنهٔ قتل، چهار نفر مریدان جانی غضنفر و سپس خود او را در منزلش دستگیر کردند.
بدین ترتیب در روز 14 فروردین ماه سال 1333 ، غضنفر به اتفاق چهار نفر از مریدانش به اسامی مهدیقلی ربیعی، حیدرقلی ربیعی، سلطانعلی خراسانی و عبدالحسین انصاریان، به اتهام قتل حاج آقا خلیل به کاشان منتقل شدند و در زندان شهربانی این شهر حبس گردیدند.
ساعت ده صبح سهشنبه 5 بهمن 1333 نخستین جلسه محاکمه سید غضنفر وزیری مدعی امامت و چهار نفر از مریدان او به اسامی مهدیقلی ربیعی، حیدر ربیعی، سلطانعلی خراسانی و عبدالحسین انصاریان به اتهام قتل شیخ خلیل رحمانی ساکن قریه «ون» کاشان در شعبه چهارم دادگاه جنایی مرکز به ریاست آقای شریف تشکیل شد. این دادگاه ده جلسه و تا هفدهم بهمن به طول انجامید و در اثنای آن سید غضنفر سکته کرد و درگذشت. اما در نهایت مریدانش هرکدام به اتهام قتل شیخ خلیل به چندین سال زندان با اعمال شاقه محکوم شدند.
#منابع
#تهران_مصور ، 22 بهمن 1333
مجله #خواندنی_ها ، سال 14 ، شماره 94 ، صص 12 و 13 و 30
#شرح_عکس
غضنفر وزیری به همراه دو تن از مریدان پس از دستگیری دوم ، تاریخ عکس : 19 آگوست 1954 / 28 مرداد 1333
عکس از آرشیو #تصاویر_تاریخی #سیدروح_الله_امین_آبادی
@seyedrohollahaminabadi
@oldnewspaper
#سیدغضنفر_وزیری از معروفترین مدعیان امامت در تاریخ معاصر به مدت نیم قرن در نواحی مختلف ایران و به ویژه در روستاهای اطراف #محلات و نیز در #روستای_ون در نزدیکی #کاشان ادعای #امام_زمان بودن داشت، مریدان بسیار به گرد خویش جمع کرد و توسط همین مریدان، مرتکب قتل شمار زیادی از افراد گردید.
نمونهای از مشهورترین قتل های انجام شده توسط وی، کشتار دست جمعی عدهای از مخالفین در حمام #روستای_عیسی_آباد محلات بود که طی آن شماری از مریدانی که سیدغضنفر به گرد خود جمع کرده بود، در سحرگاه یکی از روزهای تابستان ۱۳۱۰ ، بنا به دستور نامبرده به حمام مخالفین هجوم بردند و دوازده نفر را در آنجا کشته و سر بریدند و اجساد آنها را مثله ساختند.
غضنفر در سال ۱۳۱۰ و در ۳۹ سالگی وارد عیسی آباد محلات شد و به دروغ ادعای امام زمانی کرد، و برای موفقیت خود در این راه، فنونی نیز فراگرفته بود، در عیسی آباد محلات مردمی زندگی میکردند که طبع آنها برای پذیرفتن ادعاهای سیدغضنفر، بیشتر از سایر دهاتیها آمادگی داشت.وی بعد از چند ماه اقامت در عیسی آباد محلات، موفق شد عدّهٔ کثیری مرید برای خود جمعآوری کند. سردستهٔ مریدان او در عیسی آباد محلات، مردی به نام #مهدیقلی_ربیعی بود.
دوران محکومیت ده ساله غضنفر از سال ۱۳۱۰ تا ۱۳۲۰ به طول انجامید و اوایل سال ۱۳۲۰ بود که غضنفر از زندان بیرون آمد. در این زمان او بسیار پیر و شکسته به نظر میرسید و همه تصور میکردند که در زندان متنبه گردیده و آن افکار از مغزش خارج شدهاست. وی پس از رهایی از زندان به جای این که به عیسی آباد بازگردد، عازم کاشان شد و در قریه ون واقع در هفت فرسخی این شهر سکنی گزید. وی برای سالها بهطور ناشناس در این روستا اقامت و در خلال این مدت منتظر و مترصد فرصتی بود تا مجددا ادعاهای خویش را تکرار کرده و بساط سابق خویش را بگستراند.
این فرصت با طی دوران محکومیت و آزادی شاخص ترین مرید او، یعنی مهدیقلی ربیعی و پسرش حیدرقلی و چند نفر دیگر از مریدان سابق، که هریک به دورههای ده تا پانزده ساله زندان محکوم شده بودند، فراهم گردید. در واقع مریدها پس از آزادی از زندان، در به در به دنبال او بودند و چون مراد را در روستای ون یافتند، دوباره به دور او گرد آمدند و مجدداً بساط مرید و مرادبازی را به راه انداختند.
غضنفر که از دوران قبلی امامت دروغین خویش تجربه بسیار اندوخته و بعلاوه در طی ده سال محکومیت زندان خود، حسابی آبدیده شده بود، این بار با احتیاط عمل مینمود و سعی بسیار داشت که با وجود پرونده و سوابق خویش در نزد مراجع قضائی و انتظامی، کسی از هویت او و سوابقی که دارا بود، مطلع نشود. به همین دلیل موفق شد که چند سال دیگر به همراه مریدان خود در روستای ون به زندگی و امامت خویش ادامه دهد و در خلال این مدت از طریق تبلیغات خود و مریدانش، جمعی از روستائیان کاشانی را نیز به گرد خویش جمع نماید به طوری که کمکم وی در محدوده کاشان و بخصوص در روستای ون، شهرت پیدا کرد و توجه بسیاری به سمت او جلب گردید.
ماجرای قتل حاج آقا خلیل رحمانی خیلی زود در سرتاسر آبادی پخش شد و لحظاتی بعد به اطلاع پاسگاه ژاندارمری رسید و سرگرد مافی، فرمانده پاسگاه به اتفاق شماری از مأمورین پاسگاه ژاندارمری ون، بلافاصله در محل قتل حاج آقا خلیل حاضر شد و پس از انجام تحقیقات مقدماتی در صحنهٔ قتل، چهار نفر مریدان جانی غضنفر و سپس خود او را در منزلش دستگیر کردند.
بدین ترتیب در روز 14 فروردین ماه سال 1333 ، غضنفر به اتفاق چهار نفر از مریدانش به اسامی مهدیقلی ربیعی، حیدرقلی ربیعی، سلطانعلی خراسانی و عبدالحسین انصاریان، به اتهام قتل حاج آقا خلیل به کاشان منتقل شدند و در زندان شهربانی این شهر حبس گردیدند.
ساعت ده صبح سهشنبه 5 بهمن 1333 نخستین جلسه محاکمه سید غضنفر وزیری مدعی امامت و چهار نفر از مریدان او به اسامی مهدیقلی ربیعی، حیدر ربیعی، سلطانعلی خراسانی و عبدالحسین انصاریان به اتهام قتل شیخ خلیل رحمانی ساکن قریه «ون» کاشان در شعبه چهارم دادگاه جنایی مرکز به ریاست آقای شریف تشکیل شد. این دادگاه ده جلسه و تا هفدهم بهمن به طول انجامید و در اثنای آن سید غضنفر سکته کرد و درگذشت. اما در نهایت مریدانش هرکدام به اتهام قتل شیخ خلیل به چندین سال زندان با اعمال شاقه محکوم شدند.
#منابع
#تهران_مصور ، 22 بهمن 1333
مجله #خواندنی_ها ، سال 14 ، شماره 94 ، صص 12 و 13 و 30
#شرح_عکس
غضنفر وزیری به همراه دو تن از مریدان پس از دستگیری دوم ، تاریخ عکس : 19 آگوست 1954 / 28 مرداد 1333
عکس از آرشیو #تصاویر_تاریخی #سیدروح_الله_امین_آبادی
@seyedrohollahaminabadi
@oldnewspaper
✳️ سرنوشت یکی از مدعیان دروغین به روایت مطبوعات دوره پهلوی!
#سیدغضنفر_وزیری از معروفترین مدعیان امامت در تاریخ معاصر به مدت نیم قرن در نواحی مختلف ایران و به ویژه در روستاهای اطراف #محلات و نیز در #روستای_ون در نزدیکی #کاشان ادعای #امام_زمان بودن داشت، مریدان بسیار به گرد خویش جمع کرد و توسط همین مریدان، مرتکب قتل شمار زیادی از افراد گردید.
در پست بعد به شرح سرنوشت یکی از #مدعیان_دروغین به روایت مطبوعات دوره پهلوی می پردازیم؛
@seyedrohollahaminabadi
@oldnewspaper
#سیدغضنفر_وزیری از معروفترین مدعیان امامت در تاریخ معاصر به مدت نیم قرن در نواحی مختلف ایران و به ویژه در روستاهای اطراف #محلات و نیز در #روستای_ون در نزدیکی #کاشان ادعای #امام_زمان بودن داشت، مریدان بسیار به گرد خویش جمع کرد و توسط همین مریدان، مرتکب قتل شمار زیادی از افراد گردید.
در پست بعد به شرح سرنوشت یکی از #مدعیان_دروغین به روایت مطبوعات دوره پهلوی می پردازیم؛
@seyedrohollahaminabadi
@oldnewspaper
مطبوعات قدیمی
Photo
✳️ سرنوشت یکی از مدعیان دروغین به روایت مطبوعات دوره پهلوی!
#سیدغضنفر_وزیری از معروفترین مدعیان امامت در تاریخ معاصر به مدت نیم قرن در نواحی مختلف ایران و به ویژه در روستاهای اطراف #محلات و نیز در #روستای_ون در نزدیکی #کاشان ادعای #امام_زمان بودن داشت، مریدان بسیار به گرد خویش جمع کرد و توسط همین مریدان، مرتکب قتل شمار زیادی از افراد گردید.
نمونهای از مشهورترین قتل های انجام شده توسط وی، کشتار دست جمعی عدهای از مخالفین در حمام #روستای_عیسی_آباد محلات بود که طی آن شماری از مریدانی که سیدغضنفر به گرد خود جمع کرده بود، در سحرگاه یکی از روزهای تابستان ۱۳۱۰ ، بنا به دستور نامبرده به حمام مخالفین هجوم بردند و دوازده نفر را در آنجا کشته و سر بریدند و اجساد آنها را مثله ساختند.
غضنفر در سال ۱۳۱۰ و در ۳۹ سالگی وارد عیسی آباد محلات شد و به دروغ ادعای امام زمانی کرد، و برای موفقیت خود در این راه، فنونی نیز فراگرفته بود، در عیسی آباد محلات مردمی زندگی میکردند که طبع آنها برای پذیرفتن ادعاهای سیدغضنفر، بیشتر از سایر دهاتیها آمادگی داشت.وی بعد از چند ماه اقامت در عیسی آباد محلات، موفق شد عدّهٔ کثیری مرید برای خود جمعآوری کند. سردستهٔ مریدان او در عیسی آباد محلات، مردی به نام #مهدیقلی_ربیعی بود.
دوران محکومیت ده ساله غضنفر از سال ۱۳۱۰ تا ۱۳۲۰ به طول انجامید و اوایل سال ۱۳۲۰ بود که غضنفر از زندان بیرون آمد. در این زمان او بسیار پیر و شکسته به نظر میرسید و همه تصور میکردند که در زندان متنبه گردیده و آن افکار از مغزش خارج شدهاست. وی پس از رهایی از زندان به جای این که به عیسی آباد بازگردد، عازم کاشان شد و در قریه ون واقع در هفت فرسخی این شهر سکنی گزید. وی برای سالها بهطور ناشناس در این روستا اقامت و در خلال این مدت منتظر و مترصد فرصتی بود تا مجددا ادعاهای خویش را تکرار کرده و بساط سابق خویش را بگستراند.
این فرصت با طی دوران محکومیت و آزادی شاخص ترین مرید او، یعنی مهدیقلی ربیعی و پسرش حیدرقلی و چند نفر دیگر از مریدان سابق، که هریک به دورههای ده تا پانزده ساله زندان محکوم شده بودند، فراهم گردید. در واقع مریدها پس از آزادی از زندان، در به در به دنبال او بودند و چون مراد را در روستای ون یافتند، دوباره به دور او گرد آمدند و مجدداً بساط مرید و مرادبازی را به راه انداختند.
غضنفر که از دوران قبلی امامت دروغین خویش تجربه بسیار اندوخته و بعلاوه در طی ده سال محکومیت زندان خود، حسابی آبدیده شده بود، این بار با احتیاط عمل مینمود و سعی بسیار داشت که با وجود پرونده و سوابق خویش در نزد مراجع قضائی و انتظامی، کسی از هویت او و سوابقی که دارا بود، مطلع نشود. به همین دلیل موفق شد که چند سال دیگر به همراه مریدان خود در روستای ون به زندگی و امامت خویش ادامه دهد و در خلال این مدت از طریق تبلیغات خود و مریدانش، جمعی از روستائیان کاشانی را نیز به گرد خویش جمع نماید به طوری که کمکم وی در محدوده کاشان و بخصوص در روستای ون، شهرت پیدا کرد و توجه بسیاری به سمت او جلب گردید.
ماجرای قتل حاج آقا خلیل رحمانی خیلی زود در سرتاسر آبادی پخش شد و لحظاتی بعد به اطلاع پاسگاه ژاندارمری رسید و سرگرد مافی، فرمانده پاسگاه به اتفاق شماری از مأمورین پاسگاه ژاندارمری ون، بلافاصله در محل قتل حاج آقا خلیل حاضر شد و پس از انجام تحقیقات مقدماتی در صحنهٔ قتل، چهار نفر مریدان جانی غضنفر و سپس خود او را در منزلش دستگیر کردند.
بدین ترتیب در روز 14 فروردین ماه سال 1333 ، غضنفر به اتفاق چهار نفر از مریدانش به اسامی مهدیقلی ربیعی، حیدرقلی ربیعی، سلطانعلی خراسانی و عبدالحسین انصاریان، به اتهام قتل حاج آقا خلیل به کاشان منتقل شدند و در زندان شهربانی این شهر حبس گردیدند.
ساعت ده صبح سهشنبه 5 بهمن 1333 نخستین جلسه محاکمه سید غضنفر وزیری مدعی امامت و چهار نفر از مریدان او به اسامی مهدیقلی ربیعی، حیدر ربیعی، سلطانعلی خراسانی و عبدالحسین انصاریان به اتهام قتل شیخ خلیل رحمانی ساکن قریه «ون» کاشان در شعبه چهارم دادگاه جنایی مرکز به ریاست آقای شریف تشکیل شد. این دادگاه ده جلسه و تا هفدهم بهمن به طول انجامید و در اثنای آن سید غضنفر سکته کرد و درگذشت. اما در نهایت مریدانش هرکدام به اتهام قتل شیخ خلیل به چندین سال زندان با اعمال شاقه محکوم شدند.
#منابع
#تهران_مصور ، 22 بهمن 1333
مجله #خواندنی_ها ، سال 14 ، شماره 94 ، صص 12 و 13 و 30
#شرح_عکس
غضنفر وزیری به همراه دو تن از مریدان پس از دستگیری دوم ، تاریخ عکس : 19 آگوست 1954 / 28 مرداد 1333
عکس از آرشیو #تصاویر_تاریخی #سیدروح_الله_امین_آبادی
@seyedrohollahaminabadi
@oldnewspaper
#سیدغضنفر_وزیری از معروفترین مدعیان امامت در تاریخ معاصر به مدت نیم قرن در نواحی مختلف ایران و به ویژه در روستاهای اطراف #محلات و نیز در #روستای_ون در نزدیکی #کاشان ادعای #امام_زمان بودن داشت، مریدان بسیار به گرد خویش جمع کرد و توسط همین مریدان، مرتکب قتل شمار زیادی از افراد گردید.
نمونهای از مشهورترین قتل های انجام شده توسط وی، کشتار دست جمعی عدهای از مخالفین در حمام #روستای_عیسی_آباد محلات بود که طی آن شماری از مریدانی که سیدغضنفر به گرد خود جمع کرده بود، در سحرگاه یکی از روزهای تابستان ۱۳۱۰ ، بنا به دستور نامبرده به حمام مخالفین هجوم بردند و دوازده نفر را در آنجا کشته و سر بریدند و اجساد آنها را مثله ساختند.
غضنفر در سال ۱۳۱۰ و در ۳۹ سالگی وارد عیسی آباد محلات شد و به دروغ ادعای امام زمانی کرد، و برای موفقیت خود در این راه، فنونی نیز فراگرفته بود، در عیسی آباد محلات مردمی زندگی میکردند که طبع آنها برای پذیرفتن ادعاهای سیدغضنفر، بیشتر از سایر دهاتیها آمادگی داشت.وی بعد از چند ماه اقامت در عیسی آباد محلات، موفق شد عدّهٔ کثیری مرید برای خود جمعآوری کند. سردستهٔ مریدان او در عیسی آباد محلات، مردی به نام #مهدیقلی_ربیعی بود.
دوران محکومیت ده ساله غضنفر از سال ۱۳۱۰ تا ۱۳۲۰ به طول انجامید و اوایل سال ۱۳۲۰ بود که غضنفر از زندان بیرون آمد. در این زمان او بسیار پیر و شکسته به نظر میرسید و همه تصور میکردند که در زندان متنبه گردیده و آن افکار از مغزش خارج شدهاست. وی پس از رهایی از زندان به جای این که به عیسی آباد بازگردد، عازم کاشان شد و در قریه ون واقع در هفت فرسخی این شهر سکنی گزید. وی برای سالها بهطور ناشناس در این روستا اقامت و در خلال این مدت منتظر و مترصد فرصتی بود تا مجددا ادعاهای خویش را تکرار کرده و بساط سابق خویش را بگستراند.
این فرصت با طی دوران محکومیت و آزادی شاخص ترین مرید او، یعنی مهدیقلی ربیعی و پسرش حیدرقلی و چند نفر دیگر از مریدان سابق، که هریک به دورههای ده تا پانزده ساله زندان محکوم شده بودند، فراهم گردید. در واقع مریدها پس از آزادی از زندان، در به در به دنبال او بودند و چون مراد را در روستای ون یافتند، دوباره به دور او گرد آمدند و مجدداً بساط مرید و مرادبازی را به راه انداختند.
غضنفر که از دوران قبلی امامت دروغین خویش تجربه بسیار اندوخته و بعلاوه در طی ده سال محکومیت زندان خود، حسابی آبدیده شده بود، این بار با احتیاط عمل مینمود و سعی بسیار داشت که با وجود پرونده و سوابق خویش در نزد مراجع قضائی و انتظامی، کسی از هویت او و سوابقی که دارا بود، مطلع نشود. به همین دلیل موفق شد که چند سال دیگر به همراه مریدان خود در روستای ون به زندگی و امامت خویش ادامه دهد و در خلال این مدت از طریق تبلیغات خود و مریدانش، جمعی از روستائیان کاشانی را نیز به گرد خویش جمع نماید به طوری که کمکم وی در محدوده کاشان و بخصوص در روستای ون، شهرت پیدا کرد و توجه بسیاری به سمت او جلب گردید.
ماجرای قتل حاج آقا خلیل رحمانی خیلی زود در سرتاسر آبادی پخش شد و لحظاتی بعد به اطلاع پاسگاه ژاندارمری رسید و سرگرد مافی، فرمانده پاسگاه به اتفاق شماری از مأمورین پاسگاه ژاندارمری ون، بلافاصله در محل قتل حاج آقا خلیل حاضر شد و پس از انجام تحقیقات مقدماتی در صحنهٔ قتل، چهار نفر مریدان جانی غضنفر و سپس خود او را در منزلش دستگیر کردند.
بدین ترتیب در روز 14 فروردین ماه سال 1333 ، غضنفر به اتفاق چهار نفر از مریدانش به اسامی مهدیقلی ربیعی، حیدرقلی ربیعی، سلطانعلی خراسانی و عبدالحسین انصاریان، به اتهام قتل حاج آقا خلیل به کاشان منتقل شدند و در زندان شهربانی این شهر حبس گردیدند.
ساعت ده صبح سهشنبه 5 بهمن 1333 نخستین جلسه محاکمه سید غضنفر وزیری مدعی امامت و چهار نفر از مریدان او به اسامی مهدیقلی ربیعی، حیدر ربیعی، سلطانعلی خراسانی و عبدالحسین انصاریان به اتهام قتل شیخ خلیل رحمانی ساکن قریه «ون» کاشان در شعبه چهارم دادگاه جنایی مرکز به ریاست آقای شریف تشکیل شد. این دادگاه ده جلسه و تا هفدهم بهمن به طول انجامید و در اثنای آن سید غضنفر سکته کرد و درگذشت. اما در نهایت مریدانش هرکدام به اتهام قتل شیخ خلیل به چندین سال زندان با اعمال شاقه محکوم شدند.
#منابع
#تهران_مصور ، 22 بهمن 1333
مجله #خواندنی_ها ، سال 14 ، شماره 94 ، صص 12 و 13 و 30
#شرح_عکس
غضنفر وزیری به همراه دو تن از مریدان پس از دستگیری دوم ، تاریخ عکس : 19 آگوست 1954 / 28 مرداد 1333
عکس از آرشیو #تصاویر_تاریخی #سیدروح_الله_امین_آبادی
@seyedrohollahaminabadi
@oldnewspaper