🔴 کشورهای ثروتمند چگونه ثروتمند شدند؟!
تا پیش از دوران سلسله تیودور، #بریتانیا اقتصاد نسبتاً عقب ماندهای داشت و برای تأمین مالی وارداتش، به صادرات #پشم_خام اتکا میکرد؛ بریتانیا پشم خامش را صادر میکرد و سود مناسبی بدست میآورد اما خارجیها که میدانستند چطور پشم را به #پوشاک تبدیل کنند سود بیشتری به کف میآوردند...
این وضعیت بریتانیا در اواخر قرن پانزدهم بود که #هنری_هفتم میخواست تغییرش دهد...
هنری هفتم، هیئت هایی سلطنتی را گسیل کرد تا محلهایی را که مناسب #تولید محصولات پشمی است شناسایی کنند، #مالیات بر صادرات پشم خام را افزایش داد و حتی با هدف فرآوری بیشترِ پشم خام در بریتانیا موقتاً #صادرات آن را ممنوع کرد؛ در سال ۱۴۸۹، برای ارتقای فرآوری بیشتر در داخل کشور، صادرات پارچه تکمیل نشده، به جز پارچه هایی زمخت و ارزان تر از یک حد مشخص را نیز ممنوع کرد...
هنری هشتم ممنوعیت صادرات پشم خام را موقعی سریعاً لغو کرد که مشخص شد بریتانیا ظرفیت فرآوری تمام محصول پشم خود را ندارد؛ تقریباً ۱۰۰ سال پس از آغاز "سیاستِ صنعتیِ جایگزینی واردات" در سال ۱۴۸۹ از سوی هنری هفتم، بریتانیا از چنان ظرفیت فرآوری برخوردار شده بود که صادرات پشم خام را بطور کامل ممنوع کرد و این ممنوعیت، تولید کنندگان رقیب در کشورهای خارجی را که حالا دیگر از مواد خام مورد نیازشان محروم شده بودند، به ورطه نابودی کشاند...
به این ترتیب تولید محصولات پشمینه مهم ترین صنعت صادراتی بریتانیا شد و درآمد ناشی از آن در تامین مالی وارداتِ گستردهی مواد خام و مواد غذایی ای که #انقلاب_صنعتی را تغذیه میکرد بیشترین سهم را در کل درآمد صادراتی بریتانیا داشت...
این نه #بازار_آزاد بلکه حمایتها و یارانههای دولتی بود که صنعت تولید محصولات پشمی بریتانیا را ایجاد کرد؛ هنری هفتم با سرپیچی از علائمِ بازار مبنی بر اینکه کشورش در تولید پشم خام کارآمد است و باید وضع موجود را حفظ کند، سیاستهایی را برای دگرگونیِ عامدانه این حقایقِ نامطلوب بکار گرفت و با این روند سرانجام بریتانیا را به کشوری پیشگام در عرصه #صنعت تبدیل کرد...
📚 نیکوکاران نابکار
✍ پرفسور هاجون چنگ
@mahdi_ghasemzadeh
تا پیش از دوران سلسله تیودور، #بریتانیا اقتصاد نسبتاً عقب ماندهای داشت و برای تأمین مالی وارداتش، به صادرات #پشم_خام اتکا میکرد؛ بریتانیا پشم خامش را صادر میکرد و سود مناسبی بدست میآورد اما خارجیها که میدانستند چطور پشم را به #پوشاک تبدیل کنند سود بیشتری به کف میآوردند...
این وضعیت بریتانیا در اواخر قرن پانزدهم بود که #هنری_هفتم میخواست تغییرش دهد...
هنری هفتم، هیئت هایی سلطنتی را گسیل کرد تا محلهایی را که مناسب #تولید محصولات پشمی است شناسایی کنند، #مالیات بر صادرات پشم خام را افزایش داد و حتی با هدف فرآوری بیشترِ پشم خام در بریتانیا موقتاً #صادرات آن را ممنوع کرد؛ در سال ۱۴۸۹، برای ارتقای فرآوری بیشتر در داخل کشور، صادرات پارچه تکمیل نشده، به جز پارچه هایی زمخت و ارزان تر از یک حد مشخص را نیز ممنوع کرد...
هنری هشتم ممنوعیت صادرات پشم خام را موقعی سریعاً لغو کرد که مشخص شد بریتانیا ظرفیت فرآوری تمام محصول پشم خود را ندارد؛ تقریباً ۱۰۰ سال پس از آغاز "سیاستِ صنعتیِ جایگزینی واردات" در سال ۱۴۸۹ از سوی هنری هفتم، بریتانیا از چنان ظرفیت فرآوری برخوردار شده بود که صادرات پشم خام را بطور کامل ممنوع کرد و این ممنوعیت، تولید کنندگان رقیب در کشورهای خارجی را که حالا دیگر از مواد خام مورد نیازشان محروم شده بودند، به ورطه نابودی کشاند...
به این ترتیب تولید محصولات پشمینه مهم ترین صنعت صادراتی بریتانیا شد و درآمد ناشی از آن در تامین مالی وارداتِ گستردهی مواد خام و مواد غذایی ای که #انقلاب_صنعتی را تغذیه میکرد بیشترین سهم را در کل درآمد صادراتی بریتانیا داشت...
این نه #بازار_آزاد بلکه حمایتها و یارانههای دولتی بود که صنعت تولید محصولات پشمی بریتانیا را ایجاد کرد؛ هنری هفتم با سرپیچی از علائمِ بازار مبنی بر اینکه کشورش در تولید پشم خام کارآمد است و باید وضع موجود را حفظ کند، سیاستهایی را برای دگرگونیِ عامدانه این حقایقِ نامطلوب بکار گرفت و با این روند سرانجام بریتانیا را به کشوری پیشگام در عرصه #صنعت تبدیل کرد...
📚 نیکوکاران نابکار
✍ پرفسور هاجون چنگ
@mahdi_ghasemzadeh
مهدی قاسم زاده
🔴پیشرفت در پرتو حمایت هوشمند؛ مطالعه موردی کره جنوبی(۳).... با سرنگونی "سینگمان ری"، یک دولت موقت در کره شکل گرفت که "ژنرال پارک چانگ هی"، با کودتایی بدون جنگ و خونریزی در ۱۶ می ۱۹۶۱ به عمر آن پایان داد؛ زمانیکه #ژنرال_پارک قدرت را بدست گرفت، کره درگیر…
🔴پیشرفت در پرتو حمایت هوشمند؛ مطالعه موردی کره جنوبی(۴)...
"پارک چانگ هی" که هدف از کودتای خود را #انقلاب_صنعتی در کره جنوبی اعلام کرده بود در تاریخ ۲۲ جولای ۱۹۶۱ یعنی کمتر از دو ماه پس از بدست گرفتن قدرت، یک هیات برنامهریزی اقتصادی ایجاد کرد که میتوان آن را متولی تدوین برنامههای پیشرفت، هدایت نیروهای بازار در مسیر برنامهها، حمایت مقتضی از صنایع وفق برنامه و نظارت دقیق بر عملکرد نیروهای بازار طبق برنامه دانست...
از نظر ساختاری، #هیات_برنامهریزی اقتصادی در نظام اداره کره جنوبی شأنی بالاتر از هیئت وزیران داشت؛ رییس هیات، معاون نخستوزیر بود و همه وزیران در ذیل هیات و تابع آن بودند...
یکی از ویژگیهای این هیئت این بود که اکثر اعضای آن تحصیلکرده غرب نبودند، بلکه در کره، ژاپن و منچوری تحصیلکرده و بر واقعیتهای میدانی کشورشان اشراف داشتهاند...
در رابطه با اِشراف نیز، هیات برنامهریزی اقتصادی یک سیستم نظارت شدید بر عملکرد مجریان طبق برنامهای ایجاد کرد؛ تمامی صنایع مورد حمایت، موظف به ارائه گزارشهای ماهیانه از عملکرد خود در نسبت با برنامه دولت بودند...
اگر مدیر کارخانهای گزارش منظم ارائه نمیکرد یا گزارش غلط ارائه میکرد، در معرض مجازات از طریق پرداخت جریمه یا بازداشت بود...
از دیگر ابزارهای حمایت، هدایت و نظارت که هیات برنامهریزی اقتصادی به دست گرفت میتوان به "قدرت تخصیص بودجه عمومی" و "قدرت مدیریت سرمایههای خصوصی" اشاره کرد؛ این هیئت علاوه بر اینکه متولی تخصیص بودجه عمومی بود و بودجه را برای تحقق برنامههایی که خود تدوین کرده بود تخصیص میداد، طی فرایندی که از همان روزهای نخستین حکومت "پارک" آغاز شده بود، مدیریت #سرمایههای_خصوصی را نیز به دست گرفت...
ژنرال پارک در تاریخ ۲۸ می ۱۹۶۱ یعنی ۱۲ روز پساز پیروزی کودتا، طی مقررات ویژهای که برای مقابله با "تحصیل نامشروع ثروت" ابلاغ کرد، ۵۱ سرمایهدار بزرگ کرهای را بازداشت کرد اما حضور این افراد در زندان طولانی نبود؛ "پارک" شخصا با ۱۰ تن از سرمایهداران دستگیر شده جلسه گذاشت و خطاب به آنها گفت که طبق این مقررات داراییهایشان باید مصادره شود اما یک راه برای عدم مصادره وجود دارد و آن این است سرمایههایتان را طبق برنامههای دولت به جریان بیندازید....
البته غیر از بانکها که قطعا مصادره خواهند شد و بانکها هم باید ملی شوند؛ دولت از این طریق کنترل اعتبار و #تسهیلات_بانکی را کاملاً به دست گرفت تا تسهیلات طبق برنامه توسعه اعطا شده و از هدر رفت آنها جلوگیری شود....
سرمایهداران شرایط "پارک" را پذیرفته، تعهدنامهای برای به جریان انداختن سرمایه خود در راه #آبادانی_کشور امضا کرده و ۳۰ ژوئن، از زندان آزاد شدند؛ سه روز پساز آزادی از زندان، "پارک" ۱۳ نفر از این سرمایهداران را به سمت اعضای "کمیته پیشرفت برای بازسازی اقتصادی" منصوب کرد...
این کمیته ۱۳ نفره مسئولیت اجرای یک برنامه #پیشرفت_صنعتی از طریق ارائه طرحی برای شش صنعت منتخب برنامه پنجساله اول توسعه را داشت: سیمان، فیبر مصنوعی، الکتریسیته، کود، آهن و پالایش نفت؛ براساس تصمیم این کمیته، بهجز حوزه پالایش که باید توسط دولت پیگیری میشد، سایر صنایع بین ۱۳ عضو تقسیم شد. برای مثال، شرکت ال جی موظف شد یک کارخانه سیم و کابل تاسیس کند...
در واقع مجری برنامه پنجساله شرکتها شدند و در مدیریت برنامهها نیز مشارکت داده شدهاند؛ هیات برنامهریزی اقتصادی، #شرکتهای_خصوصی را نه به اسارت خود درآورد و نه به حال خودشان رها کرد...
مدیریت این شرکتها که عمدتاً مجموعههای خانوادگی و بهاصطلاح کرهای Chaebol بودند، با صاحبان آنها بود و آنها تصمیمهای خودشان را میگرفتند، منتهی این تصمیمها محدود به چارچوبهایی بود که سیاستهای دولت تعیین میکرد...(ادامه دارد)
📚 دولت و بازار؛ سیدیاسر جبرائیلی
@mahdi_ghasemzadeh
"پارک چانگ هی" که هدف از کودتای خود را #انقلاب_صنعتی در کره جنوبی اعلام کرده بود در تاریخ ۲۲ جولای ۱۹۶۱ یعنی کمتر از دو ماه پس از بدست گرفتن قدرت، یک هیات برنامهریزی اقتصادی ایجاد کرد که میتوان آن را متولی تدوین برنامههای پیشرفت، هدایت نیروهای بازار در مسیر برنامهها، حمایت مقتضی از صنایع وفق برنامه و نظارت دقیق بر عملکرد نیروهای بازار طبق برنامه دانست...
از نظر ساختاری، #هیات_برنامهریزی اقتصادی در نظام اداره کره جنوبی شأنی بالاتر از هیئت وزیران داشت؛ رییس هیات، معاون نخستوزیر بود و همه وزیران در ذیل هیات و تابع آن بودند...
یکی از ویژگیهای این هیئت این بود که اکثر اعضای آن تحصیلکرده غرب نبودند، بلکه در کره، ژاپن و منچوری تحصیلکرده و بر واقعیتهای میدانی کشورشان اشراف داشتهاند...
در رابطه با اِشراف نیز، هیات برنامهریزی اقتصادی یک سیستم نظارت شدید بر عملکرد مجریان طبق برنامهای ایجاد کرد؛ تمامی صنایع مورد حمایت، موظف به ارائه گزارشهای ماهیانه از عملکرد خود در نسبت با برنامه دولت بودند...
اگر مدیر کارخانهای گزارش منظم ارائه نمیکرد یا گزارش غلط ارائه میکرد، در معرض مجازات از طریق پرداخت جریمه یا بازداشت بود...
از دیگر ابزارهای حمایت، هدایت و نظارت که هیات برنامهریزی اقتصادی به دست گرفت میتوان به "قدرت تخصیص بودجه عمومی" و "قدرت مدیریت سرمایههای خصوصی" اشاره کرد؛ این هیئت علاوه بر اینکه متولی تخصیص بودجه عمومی بود و بودجه را برای تحقق برنامههایی که خود تدوین کرده بود تخصیص میداد، طی فرایندی که از همان روزهای نخستین حکومت "پارک" آغاز شده بود، مدیریت #سرمایههای_خصوصی را نیز به دست گرفت...
ژنرال پارک در تاریخ ۲۸ می ۱۹۶۱ یعنی ۱۲ روز پساز پیروزی کودتا، طی مقررات ویژهای که برای مقابله با "تحصیل نامشروع ثروت" ابلاغ کرد، ۵۱ سرمایهدار بزرگ کرهای را بازداشت کرد اما حضور این افراد در زندان طولانی نبود؛ "پارک" شخصا با ۱۰ تن از سرمایهداران دستگیر شده جلسه گذاشت و خطاب به آنها گفت که طبق این مقررات داراییهایشان باید مصادره شود اما یک راه برای عدم مصادره وجود دارد و آن این است سرمایههایتان را طبق برنامههای دولت به جریان بیندازید....
البته غیر از بانکها که قطعا مصادره خواهند شد و بانکها هم باید ملی شوند؛ دولت از این طریق کنترل اعتبار و #تسهیلات_بانکی را کاملاً به دست گرفت تا تسهیلات طبق برنامه توسعه اعطا شده و از هدر رفت آنها جلوگیری شود....
سرمایهداران شرایط "پارک" را پذیرفته، تعهدنامهای برای به جریان انداختن سرمایه خود در راه #آبادانی_کشور امضا کرده و ۳۰ ژوئن، از زندان آزاد شدند؛ سه روز پساز آزادی از زندان، "پارک" ۱۳ نفر از این سرمایهداران را به سمت اعضای "کمیته پیشرفت برای بازسازی اقتصادی" منصوب کرد...
این کمیته ۱۳ نفره مسئولیت اجرای یک برنامه #پیشرفت_صنعتی از طریق ارائه طرحی برای شش صنعت منتخب برنامه پنجساله اول توسعه را داشت: سیمان، فیبر مصنوعی، الکتریسیته، کود، آهن و پالایش نفت؛ براساس تصمیم این کمیته، بهجز حوزه پالایش که باید توسط دولت پیگیری میشد، سایر صنایع بین ۱۳ عضو تقسیم شد. برای مثال، شرکت ال جی موظف شد یک کارخانه سیم و کابل تاسیس کند...
در واقع مجری برنامه پنجساله شرکتها شدند و در مدیریت برنامهها نیز مشارکت داده شدهاند؛ هیات برنامهریزی اقتصادی، #شرکتهای_خصوصی را نه به اسارت خود درآورد و نه به حال خودشان رها کرد...
مدیریت این شرکتها که عمدتاً مجموعههای خانوادگی و بهاصطلاح کرهای Chaebol بودند، با صاحبان آنها بود و آنها تصمیمهای خودشان را میگرفتند، منتهی این تصمیمها محدود به چارچوبهایی بود که سیاستهای دولت تعیین میکرد...(ادامه دارد)
📚 دولت و بازار؛ سیدیاسر جبرائیلی
@mahdi_ghasemzadeh