🔹مخارج بالای دولتها به دلایل مختلف به هدر میرود. یکی از این دلایل، رشد بیش از حد دولتها در حوزههای حقوق بازنشستگی، مزایای رفاهی و دستمزدهای جاری است که باعث میشود منابع کمتری برای خدمات عمومی و پروژههای بلندمدت باقی بماند.
🔹افزایش این مخارج بدون رشد متناسب مالیات، باعث ناکارآمدی و کاهش کیفیت خدمات عمومی شده است. دولتها که زمانی توانایی اجرای پروژههای بزرگ را داشتند، اکنون به نهادهای بیخاصیت تبدیل شدهاند.
🔹سرمایهگذاریهای عمومی، بهویژه در زمینه تحقیق و توسعه، بهشدت کاهش یافته است و سیاستمداران بیشتر به دنبال راهحلهای کوتاهمدت هستند. این مشکلات باعث بیاعتمادی عمومی به دولتها و سیاستمداران شده است.
🔹در حالی که برخی کشورها مانند اسکاندیناوی توانستهاند با افزایش کارآمدی مالیاتها دولتهای بزرگ خود را حفظ کنند، اما بسیاری از دولتها به دلیل عدم تمرکز بر اصلاحات بلندمدت و پروژههای کلان، به سیستمهای ناکارآمد تبدیل شدهاند.
❓اگر دولت ها اینقدر بزرگ هستند، چرا اینقدر ناکارآمد هستند؟
🔹پاسخ این است که آنها به چیزی تبدیل شده اند که می توان آن را «لویاتان های فشل» (Lumbering Leviathans) نامید.
🔹در دهههای اخیر، دولتها گسترش عظیمی در هزینههای مربوط به دستمزدهای جاری، مزایای رفاهی و حقوق بازنشستگان را تجربه کردهاند. از آنجا که افزایش متناسبی در مالیاتها وجود نداشته، خروجی این وضعیت تمرکز دولت بر توزیع مجدد درآمد و تضعیف سایر وظایف دولت بوده است. این وضعیت به نوبه خود به کیفیت خدمات عمومی و بوروکراسیها آسیب میزند.
🔹این پدیده ممکن است به توضیح اینکه چرا مردم در سرتاسر جهان ثروتمند چنین نسبت به گذشته اعتماد کمتری به سیاستمداران دارند، کمک کند. همچنین ممکن است توضیح دهد که چرا رشد اقتصادی در سراسر جهان ثروتمند بر اساس آمارهای تاریخی، کاهش یافته است.
🔹لویاتان ها ممکن است برای همیشه فشل نمانند. کسریهای بزرگ به منظور تامین مالی پرداختهای انتقالی، در نهایت بسیار گران تمام میشوند.
🔹همانطور که برای کشورهایی مانند یونان و ایتالیا در دهه 2010 این اتفاق رخ داد. اگرچه گروههای ذینفع این شرایط ریشهدار هستند، مشوقهای دولتی اعمال میشوند و زندگی کوتاهمدت آسانتر است، با این حال نباید فراموش کرد، این سیستم هم عمر خود را دارد.
#دنیای_اقتصاد #لویاتان #دولت_های_پرخرج #مخارج_دولت_ها #دولت_های_بی_فایده
@den_ir
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
آیا «مشروعیت دولت ها» نزد مردم، فقط مشروط به برقراری «صلح» است؟
🔹«حقارتبار، بیرحمانه و کوتاه»؛ این توصیفی است که توماس هابز از وضعیت بیدولتی ارائه میدهد. در واقع، در شرایطی که دولتی در کار نیست، جنگ، درگیری و خشونت یک قاعده است.
🔹به باور توماس هابز در این شرایط ما نیازمند سربرآوردن غولی هستیم که بر تمام قدرتهای دیگر غلبه میکند و از این طریق، صلح را برقرار میسازد.
🔹این غول بیمانند، همان دولت است. در این درک، یک نکته کلیدی دیده میشود: اینکه شهروندان در برابر دولت ها «اراده خود را تسلیم» میکنند؛ اما بنا به یک شرط مهم: «برقراری صلح».
🔹این یعنی، زمانی که دولت در انجام مسوولیت خود ناتوان شود، مشروعیت خود را از دست میدهد و شهروندان حق دارند از دایره اعمال اراده لویاتان خروج کنند.
🔹لکن مطابق جریان اصلی علم اقتصاد، بهاستثنای کالاهای خصوصی که کالاهای تخصیصپذیر و رقابتپذیر هستند، دولت در بازار باقی کالاها باید مداخله کند.
🔹به این ترتیب، دولتها، از تامین آبوهوای پاک گرفته تا تامین زیرساختهایی همچون برق، آب و گاز و در نهایت، تامین امنیت شهروندان، باید بهعنوان یک بازیگر کلیدی نقش بازی کنند.
🔹حال مطابق این توضیح، وقتی شهروندان یک کشور در بازار تورم بیثباتساز را مشاهده میکنند، در آسمان شهر آلودگی را میبینند، در کف خیابان محلهشان با دزد سروکله میزنند و در نهایت، در خانههایشان قطعی برق و گاز را تجربه میکنند، حق دارند از خود بپرسند که دولت ما کجاست؟
🔗 متن کامل
#دنیای_اقتصاد #دولت #لویاتان #مشروعیت_دولت #صلح #کالاهای_عمومی
✅ کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد👇
@den_ir
🔹«حقارتبار، بیرحمانه و کوتاه»؛ این توصیفی است که توماس هابز از وضعیت بیدولتی ارائه میدهد. در واقع، در شرایطی که دولتی در کار نیست، جنگ، درگیری و خشونت یک قاعده است.
🔹به باور توماس هابز در این شرایط ما نیازمند سربرآوردن غولی هستیم که بر تمام قدرتهای دیگر غلبه میکند و از این طریق، صلح را برقرار میسازد.
🔹این غول بیمانند، همان دولت است. در این درک، یک نکته کلیدی دیده میشود: اینکه شهروندان در برابر دولت ها «اراده خود را تسلیم» میکنند؛ اما بنا به یک شرط مهم: «برقراری صلح».
🔹این یعنی، زمانی که دولت در انجام مسوولیت خود ناتوان شود، مشروعیت خود را از دست میدهد و شهروندان حق دارند از دایره اعمال اراده لویاتان خروج کنند.
🔹لکن مطابق جریان اصلی علم اقتصاد، بهاستثنای کالاهای خصوصی که کالاهای تخصیصپذیر و رقابتپذیر هستند، دولت در بازار باقی کالاها باید مداخله کند.
🔹به این ترتیب، دولتها، از تامین آبوهوای پاک گرفته تا تامین زیرساختهایی همچون برق، آب و گاز و در نهایت، تامین امنیت شهروندان، باید بهعنوان یک بازیگر کلیدی نقش بازی کنند.
🔹حال مطابق این توضیح، وقتی شهروندان یک کشور در بازار تورم بیثباتساز را مشاهده میکنند، در آسمان شهر آلودگی را میبینند، در کف خیابان محلهشان با دزد سروکله میزنند و در نهایت، در خانههایشان قطعی برق و گاز را تجربه میکنند، حق دارند از خود بپرسند که دولت ما کجاست؟
#دنیای_اقتصاد #دولت #لویاتان #مشروعیت_دولت #صلح #کالاهای_عمومی
@den_ir
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM