رویکرد سادهانگارانه به نظام مالی
👤 دکتر حمید قنبری؛ حقوقدان
✍️ گاهی اوقات، سادهسازی بیش از حد یک مساله، خود به مانعی برای حل آن تبدیل میشود. این دقیقا همان مشکلی است که سالهاست گریبانگیر نظام مالی ایران است.
✍️ این نگاه جای تحلیلهای علمی، بررسیهای تخصصی و برنامهریزیهای استراتژیک رو گرفته است. درواقع سیاستگذاران بهجای آنکه تلاش کنند بر اساس دادههای واقعی و مدلهای اقتصادی معتبر مشکلات را حل کنند، به پاسخهای ساده، کلیشهای و ازپیشتعیینشده پناه میبرند.
✍️ یکی از نمونههای بارز این سادهسازی افراطی را میتوان در مساله «ربا» مشاهده کرد. دیدگاه رایج در این زمینه حکم میکند که هر نوع دریافت اضافه بر مبلغ قرض، مصداق ربا و حرام است.
✍️ اما این رویکرد بهطور کامل نادیده میگیرد که در اقتصاد امروز، مسائل متعددی بر مفهوم بهره تاثیرگذار هستند.
✍️ برای مثال، در اقتصادی که با تورم مزمن مواجه است، نرخ بهره چگونه باید تعیین شود؟ آیا دریافت مبلغی اضافه در ازای وام در شرایط تورمی همچنان «زیادهخواهی» محسوب میشود یا اینکه صرفا پوششی برای کاهش ارزش پول است؟
✍️ این دیدگاه به این نکته نیز توجهی ندارد که نرخ بهره در اقتصاد بهعنوان یک ابزار تنظیمکننده عرضه و تقاضای سرمایه عمل میکند و اگر از نظام بانکی حذف شود، منابع مالی به سمت بازارهای غیررسمی و وامهای خارج از چارچوب بانکداری هدایت خواهند شد که هزینههای بیشتری برای وامگیرندگان ایجاد میکند.
✍️ یک مثال دیگر؛ یکی از ایدههای رایج این است که بانکها نباید صرفا به دنبال سود خود باشند و باید در خدمت جامعه باشند.
✍️ این گزاره در ظاهر جذاب به نظر میرسد؛ اما در عمل، نتیجه آن چیزی نیست جز وضع «تسهیلات تکلیفی». که نتیجهاش تضعیف نظام بانکی است. چون نگاه تصمیمگیرندگان مبتنی بر ایدئولوژی است و نه تحلیلهای اقتصادی، این مسائل نادیده گرفته میشوند.
✍️ نمونه دیگر این سادهسازی بیش از حد را میتوان در مساله نقدینگی مشاهده کرد. اینگونه استدلال میشود که «کسبوکارها منابع مالی ندارند، پس منابع را به آنها بدهیم!» در نگاه اول، این گزاره منطقی به نظر میرسد؛ اما اگر دقیقتر بررسی کنیم، درمییابیم که این رویکرد تفاوت بنیادی بین نقدینگی و سرمایه را نادیده میگیرد.
✍️ افزایش نقدینگی لزوما منجر به رشد سرمایهگذاری و تولید نمیشود و حتی میتواند اثری معکوس داشته باشد. اما وقتی سیاستگذار با ذهنیت ایدئولوژیک به این مساله نگاه میکند، سادهترین راه را انتخاب میکند.
✍️ این نگاه محدود به نظام مالی نیست و در سایر عرصههای اقتصادی و سیاسی نیز ریشه دوانده است. زمانی همه مشکلات را به امپریالیسم نسبت میدادند، زمانی دیگر همهچیز را به گردن استعمار میانداختند و اکنون مسائل اقتصادی و بانکی نیز قربانی یک خط فکری مشابه شدهاند.
✍️ چنین رویکردی، توانایی تحلیل دقیق مسائل را از بین میبرد و ذهن را به سمت پاسخهای تکخطی سوق میدهد: «مشکل فساد است!»، «مشکل نرخ ارز است!»، «مشکل استکبار جهانی است!» این سادهسازیها نهتنها راهحلی ارائه نمیدهند، بلکه راه را بر هرگونه اصلاح ساختاری میبندند.
✍️ یکی از مثالهای بارز این نگاه ایدئولوژیک، نحوه برخورد با مساله FATF است. بهجای آنکه مانند سایر کشورها وارد مذاکره شویم، بندهای مختلف را بررسی کنیم، برای هر استاندارد برنامه مشخص داشته باشیم و برای هر کشوری که عضو این نهاد است، یک استراتژی مذاکراتی طراحی کنیم، به یک پاسخ ساده بسنده میکنیم: « FATFیک ترتیبات استعماری است و باید کنار گذاشته شود!»
✍️ این شیوه مدیریت، بیش از هر چیز، تفکر و تحلیل را قربانی کرده است. ما باید یاد بگیریم هیچ مسالهای در جهان اقتصاد، تکبعدی و تکجوابی نیست. تنها با عبور از دام سادهانگاری مسائل و ورود به عرصه تفکر علمی و تخصصی، میتوان امید داشت راهی برای حل مشکلات لاینحل امروز پیدا شود.
#دنیای_اقتصاد #سرمقاله #ساده_سازی_بیش_از_حد #نگاه_ایدئولوژیک
@den_ir
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM