چل
چم شده؟ چل شدم.. چم شده؟ چل شدم..
چم شده؟ چل شدم.. چم شده؟ چل شدم..
فکرم این بود که جهان وطنمه و بیمرزم توی نقشه
چل سالگی یه بلوغ شاعرانهس که بدنش وطنت شه
بحران ناب هستی تو هیچ کتابی پیدا نمیشه رفیق
بنیان عقل به جایی نمیرسه که شیدا بشه رفیق!
تجربهی خام
تاج زیر پام
تا جا داره پس
من تاجر خاطرههام
من متهم به چل سالگیام
چلّهمو بگیر
چم شده چل شدم.. چم شده چل شدم..
چم شده چل شدم.. چم شده چل شدم..
چلچلهها چل ساله نمیشن
یه نمه نمور بوی نمِ خاک
گریهی سنتی توی گوشهی راک..
پچپچِ پیچیده تو پیچکها
خیابون خط خورده تو کوچهها
چم شده چل شدم.. چم شده چل شدم..
چم شده چل شدم.. چم شده چل شدم..
بزن بغل بگیر آدما رو
زیر بگیر عکس ماه رو تو برکهها
جمع کن تیکههای عشقتو از وسط جسد جادهها
چم شده چل شدم.. چم شده چل شدم..
کفشای سرخ بچم رو زمین جا مونده خودش کجاست؟
عکس ازدواج من و تو هم لای لاشهی چمدوناس
من مسئول رفتن توام و تو مسؤلِ مرگِ موندن من
بیمعرفت جا گذاشتی با مرگت منو با زنده موندنم...
حقیقت داشت؟
چل بار چل شدم... چل شدم..
ببخش بی تو بیهوا وارث دردهای مشکل شدم
نقشِ دوم: مَردِ مُرده
پای من با تو رو زمین بود، پریدی زیر پام خالی شد، قعر
سقوط؛ واژهی تلخی بود که بعد از تو متعالی شد پَر!
زندهام؟ خنده وسط داغ
دامن، خون چکیده توی باغ
من تو مسیر گیس تو، ییلاق
نار، پوست
سفید و رخشان
رگهای مرصع
کِل به کمان تو
دل به کمینِ کلام کتاب
خالی
کافی
کامِ مکرّم
کشف کلید معبدِ پوشالی
نفسِ سوم
نقش ثلاثی
عتیق، غریق، عجیب، ابلق!، چل!
بعثت انزال من از گور به گور تا
به شب در چشم تو زلزله پاشید و زمین ترسید
بوسهی آخر چریک،
بغض سیانور،
نیش فشنگ،
خوابِ خیابون پرید
شلق!
بیتنهاترین غریق لای امواج نگاه مردم
بی تو حالا، حالِ نفس کشیدن نیست...
ملتمسِ زهرِ کَژدم
چم شده...؟
#چل
ShnText.t.iss.one
چم شده؟ چل شدم.. چم شده؟ چل شدم..
چم شده؟ چل شدم.. چم شده؟ چل شدم..
فکرم این بود که جهان وطنمه و بیمرزم توی نقشه
چل سالگی یه بلوغ شاعرانهس که بدنش وطنت شه
بحران ناب هستی تو هیچ کتابی پیدا نمیشه رفیق
بنیان عقل به جایی نمیرسه که شیدا بشه رفیق!
تجربهی خام
تاج زیر پام
تا جا داره پس
من تاجر خاطرههام
من متهم به چل سالگیام
چلّهمو بگیر
چم شده چل شدم.. چم شده چل شدم..
چم شده چل شدم.. چم شده چل شدم..
چلچلهها چل ساله نمیشن
یه نمه نمور بوی نمِ خاک
گریهی سنتی توی گوشهی راک..
پچپچِ پیچیده تو پیچکها
خیابون خط خورده تو کوچهها
چم شده چل شدم.. چم شده چل شدم..
چم شده چل شدم.. چم شده چل شدم..
بزن بغل بگیر آدما رو
زیر بگیر عکس ماه رو تو برکهها
جمع کن تیکههای عشقتو از وسط جسد جادهها
چم شده چل شدم.. چم شده چل شدم..
کفشای سرخ بچم رو زمین جا مونده خودش کجاست؟
عکس ازدواج من و تو هم لای لاشهی چمدوناس
من مسئول رفتن توام و تو مسؤلِ مرگِ موندن من
بیمعرفت جا گذاشتی با مرگت منو با زنده موندنم...
حقیقت داشت؟
چل بار چل شدم... چل شدم..
ببخش بی تو بیهوا وارث دردهای مشکل شدم
نقشِ دوم: مَردِ مُرده
پای من با تو رو زمین بود، پریدی زیر پام خالی شد، قعر
سقوط؛ واژهی تلخی بود که بعد از تو متعالی شد پَر!
زندهام؟ خنده وسط داغ
دامن، خون چکیده توی باغ
من تو مسیر گیس تو، ییلاق
نار، پوست
سفید و رخشان
رگهای مرصع
کِل به کمان تو
دل به کمینِ کلام کتاب
خالی
کافی
کامِ مکرّم
کشف کلید معبدِ پوشالی
نفسِ سوم
نقش ثلاثی
عتیق، غریق، عجیب، ابلق!، چل!
بعثت انزال من از گور به گور تا
به شب در چشم تو زلزله پاشید و زمین ترسید
بوسهی آخر چریک،
بغض سیانور،
نیش فشنگ،
خوابِ خیابون پرید
شلق!
بیتنهاترین غریق لای امواج نگاه مردم
بی تو حالا، حالِ نفس کشیدن نیست...
ملتمسِ زهرِ کَژدم
چم شده...؟
#چل
ShnText.t.iss.one