📋 لیست تکست آهنگ‌های آلبوم «چِل»


01 - 🏷 بـــــــشـمار

02 - 🏷 سُـــــدوم

03 - 🏷 چِــــــل

04 - 🏷 طــــاعــــون


© Channel: ShnText.t.iss.one
بشمار

شعر درمون نیست، دردیه معجون؛
از غم و خشم و جنون، معدوم
اون که می‌بازه سرو تو هنر پس، معلومه..
محصولِ فاسدِ مزرعه حاصلِ
کار یه مشت فاسده، مقصود: پول
مشکوک، مسئول، معشوق، مشتری موردی، مصرفی،
دولت مقروض، ملت مغضوب
کاسب حرمت داره، اون که
می‌دوشتت فرضش این که گاوی
گف نقشِت چیه رهبری؟
گفتم نه بگو آقای راوی
چش و چالا از اسید لِه
بی‌چاره‌ای تو مسیر مِه
مشقِ مرگ،
اشکِ سرد،
ردِ خون، رو ورق
پشتو نگاه نکن برنگردد
فامیلِ من بود اون که بی‌جون تا
پشت میله رفت و سر داد: «تکلیف ما با خون
تو خیابون روشن میشه سردار!»
نه بدن ضعیف از تزریق
نه بذل و بخشش، نه تشویق
تاریخ بخونه شرح حال ما رو
فردا بشنون این واژه‌ها رو
بشمار، بدن بچه‌های بی کفن تو نی‌زارو..
بشمار، صدای کارگر عزادارو..
بشمار، گلوی بریده‌ی بی‌آزارو..

زندگی رو طناب، تهِ دره
این و اونو بنداز تا نیوفتی
نصف دیگه‌ش زیر حلقه‌ی دار و
بن‌بست بند و شامِ مفتی
فردا این جوجه زامبیا
از تخم درآن شاخن برات
دستت داره دورِ گردنا
اون دستا هم دارن برات!
لیلامون بورسیه نداشت
پدرش بیزینس روسیه نداشت
از جیب ضعفا نزد و
خونه و مغازه ارثیه نذاشت
محسن ما کفِ دستش
خط‌خطی بوده از کار بی‌دستکش
لات اجاره‌ای نبود خم شه
کُرنش کنه پیش هر (کسکش)
پیشکشتون سینه سوراخه
استخونا شکسته سر گل داد
سیره به وقتش سهمشو خورد و
گشنه رو جلو گلوله هل داد
سهم من یه باک بنزینه
شانس مدد کنه خرجی بدنت
صبر من تیزه روزمین
ضعیف کشتی، خوردی، زدنت!
دستامون که گره شه به هم، سیلِ بغض ملت رها شه
حکم ماس مشت اول، انگشت وسط روی ماشه!
نه وقت مرثیه پرثیه هست تفنگو پر کن از خشم کوچه
ترک تحصیل،
تلخ تحقیر،
طرد و تحمیل،
بی‌صداها رو صدا کن...
پاپتی‌های بی فردا رو...

بشمار، مغز پاشیده زیر پارو
بشمار، گولّه تو گلبرگ پویارو
بشمار:
«خالد، احمد، رضا
آرمین، آرین، حسام
ساسان، نیکتا، امیر، پژمان، میلاد، عدنان مجبتی، حسن، کاوه، یونس، جبار، سلمان عمران»
پر کینه‌ام رو به دشمنی که غاصب آزادی منه
مسئله‌ی اول و آخر عدالت، آزادی میهنه!
#بشمار
ShnText.t.iss.one
سدوم

شرمنده اهل امید نیستم 
امید شهری بود که سوزوندنش
گفتن اهالیش مفید نیستن
نمی‌ارزه جون کندنش...

خاکی بود دوزار دَهشی، هرچی بود بوی مامان داشت
بابا شکسته بود اما شکست نخورده بود هنوز، توان داشت
عصر طلایی این و اون نبود، سختی بود، نون نبود
هنو رو بود اونقد که سود بده کار
مملکت شیرای پیر
گرگای جوون
جون‌ ارزون، آرزو‌ گرون
آینده یعنی فردا پاشی پنجره‌های خونه سالم باشن
شب چشای کارگر پدر با صدای آژیر پاشن
صف بربری، شیرِ فاسد، دلهره‌‌ی طعم تلخ چَک داداش
تخمِ دزدیِ غاز حامله از لای سفیدیای پرهاش
پرخاش بود ولی مزه داشت توی کوچه‌ی بچگی سنگ خوردن
آسمون کوتاه بود، آویزون کامیونا شدن و مُردن...
شست پات تو فوتبال بره از اجبار عشقش چپ پاشی
شب تو لباس ملوان بخوابی و صب تو شورت آلمان پاشی
داغ خشخاشی،
مث پوست بدن اولین دختر
اولین گناه و بوسه؛
خوردن سیبای کوچیک کوثر
تو حیاط،
یادت میاد؟...
نامه‌های عاشقانه‌ی یه "نیمچه شاعر شرور و عصبانی"
تعبیر معلمی که دوسش داشتم "آقای قربانی"
آبو باز کرد و دندون مصنوعیو انداخت توی لیوان 
دارایی واقعیش اون بود از زندگیِ ساخت ایران
بازنشست تا بازنشستگی، فرجی کنه توی قرضاش
باز نشد چشاش و گره‌هاش، جا موند از قلب و قرصاش...
چرا گریه‌م گرفت؟ گیرم لنگ پنجاه تومنی تو هم واسه شام،
چرا گریه‌م نگیره وقتی دستم بسته‌ست و بازه چشام؟

شرمنده اهل امید نیستم 
امید شهری بود که نفس نداشت
خفگی رنگ سبز سپاهی بود
که واسه جوونی هوس نذاشت
من قرآنو خوب بلدم، حافظ نیستم، اما از حفظم
قرار بود که پشتم باشه و تحلیل برم توش بکنه حفظم
ولی لذت توی شعره که تخریب هم روح و هم جسممه
شاهین؛ دو شاهِ شکست خورده‌ی درونم روی اسممه
تو مسیر تبعیدم خانی کردم تا شاه شم
حق با من بود تو این انتخاب سخت، رضا یا میرزاشم نه؟
یا سرمو بزنه شاه یا شاه شم و سر بزنم...
من هرچی بودم بنده‌ی ملتمس درگاه نشدم و پاشم و در بزنم
بچگی کردم و پاش موندم، بزرگی به بزرگ‌سالی که نیس!
گفتن: به کجا رسیدی..؟
موندم!
به یه قلب ریش، به چشای خیس...
نه هنر، سیاست و‌ فلسفه بازیِ زشتی که بچه‌ جاش نیس
همسن انقلابی‌ام که شبیه هیچکدوم از بچه‌هاش نیس
مث اون پدرِ شهید که یه لنگه کفش میراث بچشه
تو خیالم هنوز جنگه و نگرانم پسرم کفش پاش نیست...

بوی کافور و گلاب، پاهای سرد سردخونه آخر خط
بوی ناجور کباب پاهای زردِ ترکیده‌ی ممد
قاتل نصف شهر موتور بود و نصف دیگه رو عرق و مواد
تو دریا میشد غرق شی یا تو رویای یه زندگی شاد!
به کجا رسیدم؟
به پشتِ سبیلام
به دیسک و سیاتیک و بواسیر
به یه چشمِ خون،
به شهر ناامید،
به مرگِ تنهایی تو تبعید!
ترسیدم...
باد می‌بَره آدمو
می‌بُره آدم
می‌ترسیدم آینده چاه شه نباشیم
یا اینکه بمیریم و دوباره توی این زندگیِ شوم پاشیم
بلعیدم آب و نفس کشیدم تا قایق حراست رد شه
ماهی تو تورِ من
ماهی‌گیر تو تورِ خدا
ای خدا.. ای خدا
رد شه...
#سدوم
ShnText.t.iss.one
چل

چم شده؟ چل شدم.. چم شده؟ چل شدم..
چم شده؟ چل شدم.. چم شده؟ چل شدم..

فکرم این بود که جهان وطنمه و بی‌مرزم توی نقشه
چل سالگی یه بلوغ شاعرانه‌س که بدنش وطنت شه
بحران ناب هستی تو هیچ کتابی پیدا نمیشه رفیق
بنیان عقل به جایی نمی‌رسه که شیدا بشه رفیق!
تجربه‌ی خام
تاج زیر پام
تا جا داره پس
من تاجر خاطره‌هام
من متهم به چل سالگی‌ام
چلّه‌مو بگیر

چم شده چل شدم.. چم شده چل شدم..
چم شده چل شدم.. چم شده چل شدم..

چلچله‌ها چل ساله نمیشن
یه نمه نمور بوی نمِ خاک
گریه‌ی سنتی توی گوشه‌ی راک..
پچ‌پچِ پیچیده تو پیچک‌ها
خیابون خط خورده تو کوچه‌ها

چم شده چل شدم.. چم شده چل شدم..
چم شده چل شدم.. چم شده چل شدم..

بزن بغل بگیر آدما رو
زیر بگیر عکس ماه رو تو برکه‌ها
جمع کن تیکه‌های عشقتو از وسط جسد جاده‌ها
چم شده چل شدم.. چم شده چل شدم..

کفشای سرخ بچم رو زمین جا مونده خودش کجاست؟
عکس ازدواج من و تو هم لای لاشه‌ی چمدوناس
من مسئول رفتن توام و تو مسؤلِ مرگِ موندن من
بی‌معرفت جا گذاشتی با مرگت منو با زنده موندنم...
حقیقت داشت؟
چل بار چل شدم... چل شدم..
ببخش بی تو بی‌هوا وارث دردهای مشکل شدم
نقشِ دوم: مَردِ مُرده
پای من با تو رو زمین بود، پریدی زیر پام خالی شد، قعر
سقوط؛ واژه‌ی تلخی بود که بعد از تو متعالی شد پَر!

زنده‌ام؟ خنده وسط داغ
دامن، خون چکیده توی باغ
من تو مسیر گیس تو، ییلاق
نار، پوست
سفید و رخشان
رگ‌های مرصع
کِل به کمان تو
دل به کمینِ کلام کتاب
خالی
کافی
کامِ مکرّم
کشف کلید معبدِ پوشالی
نفسِ سوم
نقش ثلاثی
عتیق، غریق، عجیب، ابلق!، چل!
بعثت انزال من از گور به گور تا
به شب در چشم تو زلزله پاشید و زمین ترسید
بوسه‌ی آخر چریک،
بغض سیانور،
نیش فشنگ،
خوابِ خیابون پرید
شلق!

بی‌تنهاترین غریق لای امواج نگاه مردم
بی تو حالا، حالِ نفس کشیدن نیست...
ملتمسِ زهرِ کَژدم
چم شده...؟
#چل
ShnText.t.iss.one
طاعون

طاعون اگه من گشنم
اون نون منه که تو یخچال توئه
طاعون اگه فرش زیر پام نیست
تو زدی که قالی زیر پای توئه
اگه من بی‌هیچ‌چیزم بی‌همه‌چیز
همه چیزم مال توئه
طاعون خاکسترِ عمر من
از آتیش‌بازی امثال توئه!
عددی نبودیم یه مشت صفر
شیره‌ی جذر زجرو گرفتی
کم از تو و ماتم از تو اما
غم یه روز من قد یه سال توئه!
طاعون..

طاعون دستامو ببین!
زخم باز و تاول و داغ و چین
اینا خطوط مرگ تو فال توئه
اینا کِرم میوه‌ی کال توئه...
طناب تاریخ، حلقه رو حلقم
تناسبِ تناسلِ عقیم
شاش خدا از سقف سوراخ
جسدم آماده تو چالِ توئه

طاعون چند خریدی ما رو که توی بازارت دلال شیم؟
طاعون چند فروخته شدیم که چشا رو ببندیم و لال شیم؟
طاعون زدی ریشه رو از ته تا هم تبار تبر تباه شیم
ما معصوم نبودیم اما قرار هم نبود که تبهکار شیم
خونِ دزدی تو رگ، زدم
نفَس مزدوری مث سگ
گاز گرفتی ما رو تا هار شیم، طاعون
شبیه خودتیم؛ رذل، طاعون
نون پدر با آش ناپدری
مادر؛ عروس غریبه‌ها
گل تو خاک قرضی
جَوونه نزدیم
میوه ندادیم
اینا همه از آفت باغ توئه!
اینا رد خون شلاق توئه!

طاعون اگه من گشنم
اون نون منه که تو یخچال توئه
طاعون اگه فرش زیر پام نیست
تو زدی که قالی زیر پای توئه
اگه من بی‌هیچ چیزم بی‌همه‌چیز
همه چیزم مال توئه
طاعون خاکستر عمر من
از آتیش‌بازی امثال توئه

ما مثل تو شدیم؛
کم گفتیم کم خوندیم اما کم‌خون ندیدیم
ما سایه‌هامونو آتیش زدیم و از روشون پریدیم، طاعون
نادر شدی، ما هندِ گشنه‌های متوهمِ سیریم
نازل شدی تا در راه تو بزرگ شیم و بمیریم...
برده‌های وِل تو مجازی
بازنده‌های معصوم بازی!
زبونمونو چه خوب بلدی
وقتی زبونمونو از ته زدی، طاعون
محاصره شد قلبمون توی قلعه‌ی کرمان
تا کور شیم با دست آقا محمد خان!
لیاخوف شدی و مغز مجلسو به توپ بستی
پَستی طاعون!.. پَستی..
روس بودی که پای جنگلو شکستی، طاعون
رگ امیر تو فین کاشان
آخرین نگاه رضا خان
بریدی، دریدی، دزدیدی طاعون!

طاعون چند خریدی ما رو که توی بازارت دلال شیم؟
طاعون چند فروخته شدیم که چشا رو ببندیم و لال شیم؟

طاعون، تیر از تو تیرگی از تو
چیرگی با زور از تو
طاعون، مرگ بی‌صدا از من
خفگیم تو نقطه‌ی کور از تو

طاعون اگه من گشنم
اون نون منه که تو یخچال توئه
طاعون اگه فرش زیر پام نیست
تو زدی که قالی زیر پای توئه
اگه من بی‌هیچ چیزم بی‌همه‌چیز
همه چیزم مال توئه
طاعون خاکستر عمر من
از آتیش‌بازی امثال توئه
#طاعون
ShnText.t.iss.one
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📋 لیست تکست آهنگ‌های آلبوم «سیگما»


01 - 🏷 بـــرای خنـده‌ی نابـــت

02 - 🏷 آذر

03 - 🏷 شاعــــر چشـــم‌هــات

04 - 🏷 209                                                   

05 - 🏷 بــهــمــن

06 - 🏷 افــخــونـسـتــان

07 - 🏷 نــــاجـی

08 - 🏷 مــورفـیــن


© Channel: ShnText.t.iss.one
برای خنده‌ی نابت

برای خنده‌ی نابت که مأمن شادی‌ست
برای موی رهایت که خلقِ آزادی‌ست
برای بوی تنت که پس از قدم زدنت
دلیل رقص درختانِ مستِ آبادی‌ست

برای چشم تو باید به زندگی جان داد
برای وصف تو باید به شعر میدان داد
بخند تا بشود درد را تحمل کرد...
که با وجودِ دلی خون، جگر به دندان داد
به زندگی جان داد.. به شعر میدان داد..

قسم به سروِ بلندت که خم نخواهم شد
میانِ وحشت شب، جرأت از تو می‌گیرم
به احترام تو می‌ایستد اگر دنیا،
به احترام تو من ایستاده می‌میرم!

قسم به قطره‌ی اشکی که روی گونه‌ی توست
قسم به ماهی لب‌هات در میان دو رود
که از نگاه تو باید هزار قصه نوشت
که از سکوت تو باید هزار قطعه سرود..

مرا که یخ زده‌ام توی سینه‌ات بفشار
بهار شو! به زمستان سرد جامه بده
بپاش عطر خودت را میان هر شعرم
به نشر عشق در آثار من ادامه بده

قسم به سرو بلندت که خم نخواهم شد
میان وحشت شب، جرأت از تو می‌گیرم
به احترام تو می‌ایستد اگر دنیا،
به احترام تو من ایستاده می‌میرم!

شعر: مزدک نظافت
#برای_خنده_نابت
ShnText.t.iss.one
آذر

حواسم درگیره بی تو
می‌رونم تو مسیرِ بی تو
نمیشه نباشم در انتظارت
جهانم می‌میره بی تو

می‌شد همون اول آذر بود دمِ در جلو رئیس
یه "چاکرم، نوکرم" بیام و دولا خم روی میز
بشم مث بقیه و قِی شه خفّت از گلوم
یکم ریش و رابطه داشتم که رام بدن تو خودشون

یه در بود رو به درّه
کوتاه بیا از مرامت، گرگم باشی میشی برّه
یه ذره درد نیس که بگی یکی دو روزه خوب شه
یه دریاس بی ماهی که فقط کوسه توشه

نوش جونت بابا نداشت تو هم فقیر باس بمیری
یا اینکه ببری از زندگی و تفنگ دس بگیری
ولی گلوله بو گل نمیده
همه حرفن، عملا هیچ
فقط یکی هس که می‌مونه
فقط یکیه که می‌دونه

کسی خیرتو نمی‌خواد غیرِ اون که دوست داره
یکی همیشه هس که ضرری هم باهاش سود میاره
یکی هس که شونه‌س، امنه سرت روی شونه‌ش
یکی هس که سرپناهِ بی‌کسیته روح خونه‌ش

یکی هس که رمز نجاته از این دیوونه‌خونه
تو سقوط زبونت، هی اسمشو می‌خونه
یکی هس که به پای تو کویر میشه و می‌خشکه
یکی هس که گره‌هاتو وامیکنه تو هر مشکل

اونقد بزرگه که ضعفاتو تو روت نزنه
اونقد رفیقه که حرفاشو تو روت می‌زنه
اونقد هس که وقتی نیس حالت خرابه، بده
یکی هس که وقتی نیست فقط تویی و عربده

اونقد پاته که تا اونور دنیاهم بات میاد
اون می‌دونه که این راه یه هم‌بغض و هم‌پا می‌خواد
وقتی چاه چشات خشک شده از زور گریه‌هات
وقتی جاده‌ی پیش روت هرچی میری کش میاد
وقتی یخ زده رابطه‌ها، تو دلت به اون گرمه
اون که با توئه تا نشکنی تو فشار زیاد

اون که منطق وجودش با دیوونگیت جفته
اون که لگد خورده از اسب اما از اصل نمیفته!

حواسم درگیره بی تو
می‌رونم تو مسیرِ بی تو
نمی‌شه نباشم در انتظارت
جهانم می‌میره بی تو

فقط یکی هس که می‌مونه
فقط یکیه که می‌دونه
یکی هس که از نگاهت
قصه‌ی غمتو می‌خونه

شعر: شاهین نجفی
#آذر
ShnText.t.iss.one
شاعر چشم‌هات

می‌‌شود بی‌‌هدف به راه افتاد
تو اگر یار و همسفر باشی
می‌‌شود خنده زد به غم، تو اگر
خیره در چشم‌‌های تر باشی

که در اینجا نگاه‌‌ها سردند!

می‌توانم به‌ جات بنویسم
هر شب از خنده‌هات بنویسم
شاعرِ چشم‌هات باشم و تو
خالقِ صاحبِ اثر باشی!

چشم‌‌های تو شاعرم کردند!

می‌توانم شرورتر باشم
یک قشون، گرچه یک نفر باشم
رو به صد نیزه بی سپر باشم
تو اگر کوهِ پشت سر باشی

که مهم نیست لشکر آوردند!

می‌گذارم که درد در بزند
سار از آشیانه پر بزند
باغبان هم به من تبر بزند
تو که سازنده‌ی تبر باشی

تو نباشی درخت‌ها زردند

مثل خورشید سر برآوردی
می‌روی تا دوباره برگردی..
از پسِ شب طلوع خواهی کرد
که خودت علت سحر باشی!

همه از راه رفته برگردند...

اگر این احتمال امکان داشت
یا که می‌شد به هرچه ایمان داشت
با دو تا چشمِ ناب معجزه‌گر
بله، می‌شد پیامبر باشی

حیف پیغمبران همه مَردند..!

تو که دانای کلّ هر متنی
تو که معنای سلطه بر شعری
پس بعید است از غمِ این متن
از غم شعر بی‌خبر باشی

بی‌تو این واژه‌ها پر از دردند...

ای که بالت در آسمان مصلوب!
ای سکوتِ تو دشمنِ آشوب!
توی آغوش خود اسیرم کن
که در این حبس، بال و پر باشی

همه دنبال سنگ می‌گردند
#شاعر_چشمهات
ShnText.t.iss.one
209

تو که می‌شناسی درد تو شعرامو
تو که می‌فهمی معنی ایهامو
تو که با رنج کشیدی بدن زخمیمو
تو که دیدی یه شبه برف رو موهامو

بدنم‌ مهلکه‌ی شیهه‌ی شلاق شد..

من اگه خسته شبیه تن ایران بودم
من اگه لحظه‌ ی پایانیِ انسان بودم
خاطراتِ تو منو زنده نگه داشته هنوز
وسطِ "بی‌تو‌ ترین" نقطه‌ی زندان بودم

که به یادِ تنِ گرم تو تنم داغ شد

با لبات فاتحه‌ ی هر غمیو می‌خونم
من به آرامش وحشیِ چشات مدیونم
یه پناهنده‌ی ترسیده‌ی تنهام اما
پشت مرز تن تو تا به ابد می‌مونم

منو از این غم جاودانه آزاد کن!

تو که باشی پیشِ من خنده به دردا می‌زنم
حتی اون لحظه که از شکنجه‌ها جون می‌کنم
تو دلیلِ سبزِ ریشه‌می تو خاک این کویر
چرا خم شه قامتم، زرد بشه روح و تنم؟

که جواب موندنم ارّه‌سر ساق شد

اگه فردایی باشه من با تو می‌سازم
بُرد من وقتیه که، به تو می‌بازم
توی این روزای شوم، شده کل آرزوم
روز آزادی بیاد حبس بشم تو بغلت

بین دستات برسم به اوج پروازم...

با لبات فاتحه‌ی هر غمیو می‌خونم
من به آرامش وحشی چشات مدیونم
یه پناهنده‌ی ترسیده‌ی تنهام اما
پشت مرز تن تو تا به ابد می‌ مونم

منو از این غم جاودانه آزاد کن..!


شعر: مزدک نظافت، شاهین نجفی
#209
ShnText.t.iss.one
بهمن

من: آنکه رفت و هیچ زمان برنگشت!
من، او که پناه برده به اعماق غارهام

من: زخم، خنده، لهجه‌‌ی خونِ گرمِ رشت!
من، برلین نصف و نیمه به دستِ حصارهام

من، لنگرود و خاطره‌ای عاشقانه‌‌ام
من: رودسر، دو پای به حالِ گریختن

من، ردِ پای ترکیه بینِ ترانه‌ام
من: دست و پا در آتنِ در حالِ ریختن...

من: خانه روی تاول و ماسوله بر دُمَل
می‌خواستم سر از همه‌جا دربیاورم!
من، روح چند تا جسدم از سیاهکل
در آسمان ابری لندن شناورم

من: خاک گرم فومن و طعمِ کلوچه‌‌هاش
من: یک کلاغ پیر، کر از قیل و قال خود

من: کُلن سرد و دربه‌‌دری توی کوچه‌‌هاش
در من کسی‌‌ست، شاهد مرگ و زوال خود

من گریه‌‌ام! تداوم باران انزلی...
کشتی نشسته است درونم به خاک و گِل...

من: آخرین مسافرِ بر روی صندلی
من: درد مانده منتظرم در بروکسل

من کلبه‌‌های تالش مستم، سیاه‌‌مست
سوراخی از عرق‌سگی از کله تا کبد

مغزم که زیر زلزله‌‌ی شهر مانده است
من رودبارِ له شده‌ام در دلِ سوئد

من یک فراری‌‌ام، شبحی چندگانه‌ام
یک خارجیِ منتظرِ لحظه‌ی دیپورت

من مرده‌ام..! جنازه‌ی در راهِ خانه‌ام
من اَملشم که خاک شده در فرانکفورت

من: خانه روی تاول و ماسوله بر دُمَل
می‌خواستم سر از همه‌جا در بیاورم!
من روح چند تا جسدم از سیاهکل
در آسمان ابری لندن شناورم!

شعر: مزدک نظافت
#بهمن
ShnText.t.iss.one
افخونستان

ای زهر سرنوشت به کامت تلخ
ای زادگاه ناموران ای «بلخ»
ای ماه سر به چاه فروبرده
ای «نیمروز» بغض فروخورده

آه ای «هرات»! ارگ و دبستانت،
«کابل» کجاست نعره‌ی مستانت؟
با سرزمین شرزه پلنگانم،
تهمینه‌ات کجاست «سمنگانم»؟

از چشمِ چشمه‌های «بدخشان» خون
تا کوچه‌های خاکی «پروان» خون!
خون است تا، به خاک خراسان آب
آب است تا، به خاک خراسان خون!

بابام زیر آهن و آتش مُرد
تنها برادرم که به ترکش مرد 
همشیره‌‌ی نجیب دمِ بختم
زیر جهادیانِ تن‌ لش مرد!

چشمم به راه دختری از «قندوز»
سَم سرکشید از غم و خوابش برد..!
بی‌عاقبت منم که جهانم را،
دستان شوم اهل بهشت آشفت!

دیگر میان این همه بدبختی
از مادرم مپرس، نخواهم گفت
از مادرمم مپرس، نمی‌گویم
از مادرم مپرس، نخواهم گفت!

شعر: محمدرضا حاج رستمبگلو
#افخونستان
ShnText.t.iss.one
ناجی

گفت عاشق شده‌ام بغض مرا باور کن
که در آغوش من اندوهِ قفس نیست ولی
عشق می‌خواست و نفرت به تنم می‌انداخت
عاشقی چرخه‌ی انسان و هوس نیست ولی!

تن عریان شده‌ای بودم و از شرم حیات
نفسم حبس‌ترین حادثه‌ی ممکن بود..!
خفقانی که مرا دور خودش می‌پیچید
همه مردابِ پر از خشم ولی ساکن بود..!

تَرک میكرد مرا، آنچه به من باور داد
که همه باورِ من سوخت و خاکستر شــد!
مُهر بستن به لب امروز خودش هم دردیست
اعتمادی که فروریخت و هِی بدتر شــد...

همه فریاد شدم، از غم تنهایی خود
که تَعَرض نکند هیچ‌کسی بر بدنم
همه زخم است تنم، زخم تبرهایی که
شده مجموعِ همین آدم سنگی که منم!

شده‌ام جسم غریبی که ورای بودن
رنج‌ها می‌کشم و مُهر لبم دوخته است
من همانم که به دنیای شما مشکوکم
و تنم، در قفس رابطه‌ها سوخته است

تَرک میكرد مرا، آنچه به من باور داد
که همه باورِ من سوخت و خاکستر شــد!
مُهر بستن به لب امروز خودش هم دردیست
اعتمادی که فروریخت و هِی بدتر شــد...

شعر: الی سلطانی
#ناجی
ShnText.t.iss.one
مورفین

رو خون از شاخِ شب
جدول حل شد تو چشمام
وحشت، تنها رفیق
با، آواز رفتگرها

می‌ترسم از بیداری
تا نپری از خوابم
بیزار از روشنایی
تسلیم سایه‌ها

لالایی لالایی..
لالایی لالایی..

مورفین من باش
می‌خوابم...
مورفین من باش
(در سایه‌ها)

من ظاهرا در مرگ، در تمایل و تداومِ من، فردا پردازم، نمی‌خواهیم زودتر، خدای بُردید خدای را دیرتر خدا، پیروز دهیم خواهر عزیزم خواندم کارهایم چون کارهایم، چون کارهایم، جای کامل جادوی جاوید، جادوی جاوید، تو قبلا اینطوری شده بود،
پلک پلک پلک پ پ پ پ م م م من مرحوم کارهاها ها ها کارهایم م م م م مریم مریم کا کا کا کارا کارا م مریض

با من بیا، من آرومت می‌کنم، همه‌ی زندگی رنجه همه‌ش رنجه، همه‌ش دروغه، همه‌ش کثافته، با من بیا آروم می‌برمت
هیچ دردی نیست
هیچ رنجی نیست
هیچی، هیچی نیست...
با من بیا
من آروم می‌برمت
آروم، بدون درد، بدون رنج
بدون هیچ، هیچ
آروم...

شاهین نجفی
#مورفین
ShnText.t.iss.one
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Done
Forwarded from ShnText
.