Reference Library
27.1K subscribers
1.44K photos
163 videos
380K files
10.7K links
کتابخانه مرجع
مرجع تخصصی کتاب
آگاهی است که طغیان میکند

چنل آرشیو کتب:
@BOOKzMA
Download Telegram
و دلش به حال خودش می سوخت، و مثل طفلی به گریه می افتاد
به درماندگی و تنهایی سیاه خود می گریست.


مرگ ایوان ایلیچ
لئو تولستوی

@ReferenceLibrary
9💔1

در اندرونِ منِ خسته‌دل ندانم کیست!
که من خموشم و او در فغان و در غوغاست

حضرت حافظ
@ReferenceLibrary
9
این بزک تهوع انگیز دورویی و دوپهلویی را از چهره روح خود بزدایید و با آب فراوان بشویید!!

_رومن رولان
@ReferenceLibrary
7👍1
🏛️ کتابخانه آدمنت؛ کتابخانه‌ای که از دل تاریخ بیرون آمده

داستان این کتابخانه به سال ۱۰۷۴ برمی‌گردد؛ زمانی که صومعه‌ی آدمنت در اتریش تأسیس شد و راهبان، مجموعه‌ای از کتاب‌ها و نسخه‌های خطی را در آن نگهداری می‌کردند.

اما سالن باشکوهی که امروز می‌بینیم، چند قرن بعد ساخته شد. در قرن هجدهم، ساخت کتابخانه‌ی جدید آغاز شد و سرانجام در ۱۷۷۶ به پایان رسید؛ سالنی که قرار بود فقط محل نگهداری کتاب نباشد و خودش هم یک اثر هنری باشد.

سقف کتابخانه با هفت نقاشی بزرگ اثر بارتولومئو آلتومونته پوشانده شد؛ نقاشی‌هایی درباره‌ی مسیر انسان از نادانی به دانش. جالب اینکه آلتومونته هنگام خلق این آثار، بیش از ۸۰ سال داشت.

اما چند دهه بعد، اتفاقی افتاد که می‌توانست همه‌چیز را از بین ببرد.

در سال ۱۸۶۵ آتش‌سوزی بزرگی بخش زیادی از صومعه را نابود کرد؛ اما سالن کتابخانه از آتش جان سالم به در برد.

امروز، پشت این قفسه‌های سفید و سقف طلایی، مجموعه‌ای با حدود ۲۰۰ هزار اثر قرار دارد؛ از جمله نسخه‌هایی که قدمت بعضی از آن‌ها به قرن هشتم می‌رسد.

@ReferenceLibrary
12
شرّ مثل تاریکی است. تا ابدالآباد کش می‌آید. و خیر مثل برق است، غلبه‌ای بر تاریکی است، دیری نمی‌پاید. خیر فناپذیر است.

تادئوش کونویتسکی
محشر صغرا


@ReferenceLibrary
14
«در فریادهای آشفته‌وارت، در رویابافی‌های دیوانه‌وارت، در اشک‌ها و فریادها، در پروازت، بیش از این‌ها می‌توان بود! آری، بیش از این‌ها می‌توان بود!»

انجمن شاعران مرده
@ReferenceLibrary
9
من خیلی ترسو بودم. زندگی از کنارم گذشت و حتی جرات نکردم آن را صدا بزنم.


استانیسلاو یژی لتس
@ReferenceLibrary
💔144
شاید راه‌های دیگری هم برای زندگی باشد که به اندازه‌ی این چیزی که ما داریم وحشیانه نباشد.

کارلوس فوئنتس
نبرد

@ReferenceLibrary
8
تو طوری درباره‌ی درد حرف میزنی انگار چیز مهمی نیست، انگار همه چی خوبه. ولی‌‌ میدونم که حس‌ میکنی یه تیکه از وجودت در درونت مرده.

_ماتیلدا
@ReferenceLibrary
💔14😭1
⁠کلیسا فقط به دو کار می آد،
برای خوب به دنیا اومدن و خوب از دنیا رفتن، متوجهی که؟
اما همون بهتر که بین گهواره تا گور توی کارهایی که بهش ربطی نداره دخالت نکنه و بره نوزادها را غسل تعمید بده و ارواح مرده ها را دعا کنه...

آب سوخته
كارلوس فوئنتس

@ReferenceLibrary
14👍8👎2
رؤیاها مثل لباس‌های داخل ویترین‌اند؛ زیبا به نظر می‌رسند، اما گاهی آن‌ها را که به تن می‌کنی، متناسبِ اندامت نیستند. بعضی از رؤیاها خیلی کوچک‌اند و بعضی خیلی بزرگ. خوشبختانه، مادرم خیاطی یادم داده و رؤیاها را مثل لباس‌ها می‌توان اندازه کرد.


سنگ کاغذ قیچی
آلیس فینی

@ReferenceLibrary
7
ـ به آدما پناه نبرید بی پناه تر میشین!:)🌱

+تو از شر غم ها به چی پناه می بری؟
کتاب،موسیقی،رقص،پیاده روی،طبیعت،قهوه؛چای و..
@ReferenceLibrary
10👍1
زیبایی، جهان را نجات خواهد داد.
اما نه آن زیبایی که در ویترین‌هاست؛
بلکه زیباییِ رنجی که با شفقت آمیخته شده است...

_فئودور داستایفسکی

@ReferenceLibrary
🍓93👎1
«یه وقتایی فکر می‌کنم کتاب‌خوندن فقط این نیست که بدونی آخر داستان چی می‌شه؛
گاهی یه کتاب تموم می‌شه و تازه سؤال‌هاش شروع می‌شن.

مثلاً چرا آدم‌ها با اینکه می‌دونن یک راه قبلاً به شکست رسیده، باز هم همون راه رو می‌رن؟

چرا بعضی اشتباه‌ها رو باید خودمون تجربه کنیم تا باورشون کنیم؟

شاید برای همینه که هنوز کتاب می‌خونیم؛
برای اینکه زندگی کوتاه‌تر از اونه که همه‌ی اشتباه‌ها رو خودمون مرتکب بشیم.» 📚
@ReferenceLibrary
👍152👌1
هر روز به وجود ما احتیاج نیست! در واقع مشخصا به وجود ما احتیاجی نیست.

در انتظار گودو

@ReferenceLibrary
8👎1
هر دونده ای این را می داند. کیلومترها می دوی و می دوی، بدون آن که واقعا دلیلش را بدانی. به خودت می گویی به خاطر هدفی این کار را می کنی یا دنبال جمعیتی هستی؛ اما دلیل حقیقی دویدن تو آن است کـه جایگزین آن یعنی ایستادن تو را تا سرحد مرگ می ترساند. به این ترتیب، در آن صبح سال 1962 به خودم گفتم: بگذار همه بگویند که ایده ات ابلهانه است... تو ادامه بده. نایست. حتی به ایستادن فکر هـم نکن تا این که به آن جا برسی و فکرت را زیاد مشغول این نکن که «آن جا» کجاست. هرچه پیش آمد فقط نایست.

کفش‌باز

@ReferenceLibrary
8
«الودی، باور می‌کنید که من شما را دوست می‌دارم؟»

«من باور می‌کنم، زیرا شما همه‌ی زن‌ها را دوست می‌دارید.»
خدایان تشنه‌اند
آناتول فرانس

@ReferenceLibrary
😁161🌚1💔1
ما در چهل سالگی بر اثر ضربت گلوله ای که در بیست سالگی شلیک کرده ایم می میریم .


آلبر کامو
یادداشت ها
چهار جلدی

@ReferenceLibrary
🤯9💔4👎1