#معرفی مترجم
بنفشه فریس آبادی
قسمت اول: آخرین روز اول یک محکوم
رمانی نوشته ی ویکتور هوگو است که نخستین بار در سال 1829 انتشار یافت. این رمان که در زمانه ی خود، اثری بسیار شوکه کننده بود، داستانی ژرف و تکان دهنده و کتابی بسیار بااهمیت در عرصه ی تحلیل های اجتماعی است. مردی طرد شده از اجتماع و محکوم به مرگ، هر روز صبح با این فکر از خواب بیدار می شود که این روز ممکن است آخرین روز عمرش باشد. فقط امید به آزادی است که اندکی برایش تسلی بخش است و او ساعت هایش را با فکر کردن به زندگی سابق خود و زمان آزادی اش سپری می کند. اما با گذشت ساعت ها، او می داند که قدرت تغییر سرنوشتش را ندارد. او باید قدم در مسیری بگذارد که بسیاری قبل از او، آن را تجربه کرده اند؛ مسیری که به گیوتین ختم می شود.
بنفشه فریس آبادی
قسمت اول: آخرین روز اول یک محکوم
رمانی نوشته ی ویکتور هوگو است که نخستین بار در سال 1829 انتشار یافت. این رمان که در زمانه ی خود، اثری بسیار شوکه کننده بود، داستانی ژرف و تکان دهنده و کتابی بسیار بااهمیت در عرصه ی تحلیل های اجتماعی است. مردی طرد شده از اجتماع و محکوم به مرگ، هر روز صبح با این فکر از خواب بیدار می شود که این روز ممکن است آخرین روز عمرش باشد. فقط امید به آزادی است که اندکی برایش تسلی بخش است و او ساعت هایش را با فکر کردن به زندگی سابق خود و زمان آزادی اش سپری می کند. اما با گذشت ساعت ها، او می داند که قدرت تغییر سرنوشتش را ندارد. او باید قدم در مسیری بگذارد که بسیاری قبل از او، آن را تجربه کرده اند؛ مسیری که به گیوتین ختم می شود.
❤7
چه چیزی ترجمه او را نسبت به سایرین خاص میکند؟
مهمترین مزیت ترجمهٔ بنفشه فریسآبادی نسبت به بسیاری از ترجمههای دیگر،بهروزبودن زبان و حفظ ریتم درونی و نفسگیر روایت است.
در بعضی ترجمهها نثر هوگو به فارسی سنگین یا بیش از حد کتابی برمیگردد و حسِ تکگوییِ پراضطراب و سیال محکوم در میان جملههای طولانی گم میشود. اما فریسآبادی با جملهبندی کوتاه، سطرهای بریدهبریده و واژگان دقیق و امروزی، توانسته ضرباهنگ تند و حالت هذیانی ذهن محکوم را منتقل کند و همذاتپنداری خواننده را حفظ کند.
همچنین اگر ترجمه مستقیماً از متن فرانسوی انجام شده باشد، ظرایف بلاغی و لحن اعتراضی و عواطف هوگو و محکوم را بهتر از ترجمههایی که از زبان واسطه برگردانده شدهاند منتقل میکند
❤3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مارگریت دوراس
از نقشِ الهام و شهود در فرایندِ نوشتن حرف می زند.
ترجمه و تنظیم:
بنفشه فریس آبادی
از نقشِ الهام و شهود در فرایندِ نوشتن حرف می زند.
ترجمه و تنظیم:
بنفشه فریس آبادی
❤8
چرا هیتلر با اینکه میدونست سرمای روسیه ناپلئون رو نابود کرد، باز هم همون اشتباه مرگبار رو تکرار کرد؟
شاید تلخترین درس تاریخ همین باشه:
آدمها همیشه از تاریخ بیخبر نیستند؛ گاهی فقط فکر میکنند شکست، برای دیگران اتفاق میافته.
@ReferenceLibrary
چون فکر میکرد شرایط برای او فرق میکنه.
جنگ رو کوتاه میبینه، ارتش سرخ رو دستکم میگیره و مطمئنه قبل از زمستون کار تمومه.
اما جنگ طول کشید؛ تدارکات کم آوردند، مقاومت شوروی بیشتر شد و زمستان رسید.
شاید تلخترین درس تاریخ همین باشه:
آدمها همیشه از تاریخ بیخبر نیستند؛ گاهی فقط فکر میکنند شکست، برای دیگران اتفاق میافته.
@ReferenceLibrary
👍27💘1
چقدر این جمله «مارسل پروست» نویسنده فرانسوی را زندگی کردهام که گفته بود:
در من بسیاری چیزها از بین رفتند،
که گمان میکردم تا ابد ماندگارند …
@ReferenceLibrary
در من بسیاری چیزها از بین رفتند،
که گمان میکردم تا ابد ماندگارند …
@ReferenceLibrary
👍17❤3🤡1💔1
حقیقت این است که به من حساسیتی نامعقول و مسخره عطا شده است؛ آنچه بر دیگران خراشی وارد میآورد، مرا از هم میدرد و پارهپاره میکند. چرا من برای شادی ساخته نشدهام، اینچنین که برای رنج کشیدن!
@ReferenceLibrary
_نامه گوستاو فلوبر به ژرژ ساند
@ReferenceLibrary
❤16🤡5👎1
من که هرگز عامدانه دیگری را نرنجاندهام، حق ندارم خودم را برنجانم.
@ReferenceLibrary
_مارکوس اورلیوس
_تاملات
@ReferenceLibrary
👍13❤7🤡1
هیچیک از ما نمیتواند به تنهایی خودش را نجات دهد؛ باید با هم نابود شویم، یا این که خودمان را با هم از معرکه در ببریم. انتخاب کنید.
دانلود کتاب
@ReferenceLibrary
ژان پل سارتر - نمایشنامه دوزخ
دانلود کتاب
@ReferenceLibrary
❤7👍1
زندگی یک رشته رنجهایی بود که مدام شدیدتر میشد و با سرعت پیوسته فزایندهای به سوی پایانش، که عذابی بینهایت هولناک بود میشتابید.مرگ ایوان ایلیچ
@ReferenceLibrary
❤6💔2
دوباره کمی خودم را بدست آوردهام و اندک اندک کار میکنم؛ همان جریان پیاپی از هم پاشیدن و به خود آمدن، پراکندگی و جمع و پیوسته جمعِ پریشان بودن.
@ReferenceLibrary
_روزها در راه
_ شاهرخ مسکوب
@ReferenceLibrary
❤14
دیگر زندگی را چندان آسان نمیبینم. حساسیتهای من به جای آنکه کمتر شود، مدام بیشتر میشود. هرچیز بیارزش و ناچیزی آزارم میدهد.
@ReferenceLibrary
@ReferenceLibrary
👍7❤3👎1🤡1
کتاب ها آینه اند؛ فقط چیزی را در آن ها می بینی که از پیش در درونت داری.
سایه باد
کارلوس روئیث زافون
@ReferenceLibrary
سایه باد
کارلوس روئیث زافون
@ReferenceLibrary
❤12👍2
💔15❤10
بزرگسالی یعنی کتابی که یک روزه میخوندی رو دوماه طول میکشه تا تموم کنی...💔
👍27💔17❤2😢1
هربار که کتابی برمی داشتم،برایم مثل قرار بود.برای یکی دو ساعت،به جای دنیای کسل کننده خودم،بخشی از دنیای کتاب می شدم...
بخش دی
فریدا مک فادن
@ReferenceLibrary
بخش دی
فریدا مک فادن
@ReferenceLibrary
❤8😁1
تا حالا شنیدین به افسردگی میگن: «سگ سیاه»؟
جالبه بدونین این اصطلاح خیلی قدیمیتر از چیزی هست که فکر میکنیم؛ حتی هوراس، شاعر رومی، قرنها پیش ازش استفاده کرده بود.
بعد، در سال ۱۷۷۶، ساموئل جانسون هم یکی از اولین جاهایی که این عبارت برای مالیخولیا ثبت شده رو تو زبان انگلیسی به کار برد.
و قرنها بعد هم چرچیل دوباره از همین «سگ سیاه» گفت و باعث شد بیشتر معروف بشه.
انگار آدمها همیشه برای اون غم سنگینی که نمیتونستن درست توضیحش بدن، دنبال اسم میگشتن.
@ReferenceLibrary
❤6
وقتی تو در قلب منی من همه چیز را میتوانم تحمل کنم.
دانلود کتاب
@ReferenceLibrary
فرانتس کافکا - نامه به میلنا
دانلود کتاب
@ReferenceLibrary
❤5⚡1
«من دیگر باید به چیزهایی که هنوز میتواند مرا سرحال نگه دارد بچسبم. چیزهای زیادی برایم باقی نمانده، میفهمی؟»
_گرترود
_هرمان هسه
@ReferenceLibrary
_گرترود
_هرمان هسه
@ReferenceLibrary
👍7❤2