Reference Library
26.5K subscribers
1.34K photos
160 videos
380K files
10.6K links
کتابخانه مرجع
مرجع تخصصی کتاب
آگاهی است که طغیان میکند

چنل آرشیو کتب:
@BOOKzMA

پشتیبانی، تبلیغات، دونیت و حمایت مالی از کانال:
@BOOKzMAAds
Download Telegram
◽️ این دو، وظیفه هر انسان شریفی است: یکی کشف و اعلام حقیقت و دیگری کاهش درد و رنج. یعنی این که باید به نحوی زندگی کنیم که تا می توانیم حقایق بیش تری را بشناسیم و بعد از شناخت، آن ها را به دیگران نیز اعلام بکنیم؛ و دیگری هم کاهش درد و رنج. یعنی به نحوی زندگی کنیم که لااقل از زندگی کردن ما درد و رنج دیگران افزوده نشود، بلکه حتی المقدور کاسته هم بشود.

سنت و سکولاریسم، مصطفی ملکیان

برای دانلود کتاب، اینجا کلیک کن

@ReferenceLibrary
👍61
مطمئن ترین راه برای بدبخت کردن فرزندتان چیست؟ او را عادت دهید هر چه می خواهد به زور بگیرد ...

زیرا هر قدر آرزوهایش آسانتر انجام گیرد خواستهایش زیادتر خواهد شد، دیر یا زود به علت عدم قدرت مجبور خواهید شد برخلاف میل خود خواهشهای او را نادیده بگیرید. صدمه حاصل از این امتناع که طفل به آن عادت نکرده است، در قیاس با محرومیت از آنچه میل به دست آوردنش  را دارد، به مراتب بیشتر است بچه لوس و پر توقع اول عصایی را که در دست دارید می خواهد، بعد ساعتتان را، سپس مرغی را که می پرد و ستاره هایی را که می درخشند. خلاصه هر چه را می بیند می خواهد. چگونه می توانید او را راضی نگه دارید؟ مگر اینکه خدا باشید.

امیل، ژان ژاک روسو

ترجمه منتخب: غلام‌حسین زیرک زاده

برای دانلود کتاب، اینجا کلیک کن

@ReferenceLibrary
5👎1
🖋 قصه‌ی یک نویسنده | فئودور داستایفسکی

فکرش رو بکن...

چند دقیقه دیگه قراره اعدامت کنن.
همه‌چیز تموم شده، با مرگت کنار اومدی...
اما درست در آخرین لحظه، خبر می‌رسه که بخشیده شدی.

این فقط یک داستان نیست؛ واقعیتی بود که فئودور داستایفسکی با تمام وجود تجربه کرد.
داستایفسکی به خاطر حضور در جلسات یک گروه روشنفکری که درباره کتاب‌های ممنوعه، آزادی بیان و اصلاحات سیاسی بحث می‌کرد، دستگیر شد. حکومت تزاری این جلسات را تهدیدی علیه خود می‌دانست و او را به اعدام محکوم کرد.
اما درست چند لحظه قبل از اجرای حکم، فرمان عفو از طرف تزار رسید.

داستایفسکی بعدها نوشت:
«زندگی هدیه‌ای است که باید قدرش را دانست.»

بعد از آن روز، نگاهش به انسان، رنج و زندگی برای همیشه تغییر کرد.

بعد از آن، چهار سال را در اردوگاه کار اجباری سیبری گذراند؛ تجربه‌ای که نگاهش به انسان، رنج و زندگی را برای همیشه تغییر داد.

شاید به همین دلیل است که وقتی «جنایت و مکافات»، «ابله» یا «برادران کارامازوف» را می‌خوانیم، شخصیت‌هایش این‌قدر واقعی به نظر می‌رسند؛ چون نویسنده‌شان، قبل از نوشتن،
زندگی را با تمام تلخی‌هایش تجربه کرده بود.


@ReferenceLibrary
8
طولانی ترین جنگ تاریخ ، بدون حتی یک گلوله ...

در سال ۱۶۵۱ ، هلند به خاطر حمله کشتی های دزدان دریایی به تجارش ، به جزایر سیلی انگلستان اعلام جنگ کرد ، چند ماه بعد که نیروهای انگلیسی اومدن و دزدان دریایی رو شکست دادن ، ناوگان هلند هم عقب کشید ، اما فراموش کردن به صورت کاغذی ، قرارداد صلح رو امضا کنن .

۳۳۵ سال هیچکس خبر نداشت که از نظر حقوقی هنوز در جنگ هستن ، تا اینکه سال ۱۹۸۵ یک مورخ به اسم دانکن به سفارت هلند نامه زد و قضیه رو اطلاع داد ، بعد از اون ، سفارت هلند کلی تحقیق کرد و دید آره این بابا راست میگه ... بالاخره در سال ۱۹۸۶ ، سفیر هلند اومد جزیره و پیمان صلح رو امضا کرد .

در پی این پیمان یک مراسم نمادین هم برگزار کردن که با تفنگهای قدیمی یه هوا شلیک کنن تا پایان رسمی جنگ رو اعلام کنن . جالبتر اینکه این جنگ ۳۳۵ ساله، نه تنها هیچ کشته و زخمی نداشت ، بلکه حتی یک تیر هم شلیک نشده بود ! به همین دلیل توی کتاب گینس به عنوان طولانی ترین جنگ تاریخ ثبت شده .

البته بعضی مورخا معتقدن این داستان یه افسانه محلی هست و اون اعلان جنگ هرگز رسمی نبوده ، چون دریا سالار هلندی اختیار اعلام جنگ رو نداشته ، همچنین میگن که پیمان وست‌ مینستر در ۱۶۵۴ عملا به تمام اختلافات هلند و انگلیس پایان داده. ، ولی به هر حال مردم جزایر سیلی این داستان رو دوست دارن و هر سال سالگرد امضای صلح رو جشن میگیرن ...

@ReferenceLibrary
😁123👍1
نوشتن ۱۰ برابر سخت‌تر از فکر کردنه.

فکر کردن ۱۰ برابر سخت‌تر از خوندنه.

خوندن ۱۰ برابر سخت‌تر از اسکرول کردنه.
🔥13👍3💅1
خطرناک است که در مسائلی حق با تو باشد، وقتی آدم‌های صاحب‌نفوذ و جاافتاده در آن اشتباه می‌کنند.

— Voltaire
@ReferenceLibrary
👍12💔21😭1💘1
و من
تو را
به جای همهٔ کسانی که نشناخته‌ام، دوست می‌دارم
چه آسمان‌هایی که به هم نمی‌رسند
و من
چگونه می‌توانم از تو بگذرم
در حالی که تو را دوست می‌دارم
و هر کلمه‌ات
چونان نگینی بر سینه‌ام می‌درخشد
من از تو نمی‌گذرم
من به تو می‌رسم
من در تو نفس می‌کشم
من از تو نمی‌ترسم
دلم را به من بسپار
و من
چونان پرنده‌ای بر بام خانه‌ات می‌نشینم
و آواز می‌خوانم
و در این لحظهٔ پایانی
من تو را
نه از سر عادت
بلکه از سر آگاهی
دوست می‌دارم


این شعر در دورهٔ بلوغ فکری و احساسی فروغ سروده شده. شاعر در آن، عشق را نه از روی ناچاری یا عادت، بلکه از سر آگاهی و انتخاب بیان می‌کند.



«به جای همهٔ کسانی که نشناخته‌ام» — فروغ معشوقش را نه تنها بابت خودش، بلکه به‌جای تمام عشق‌های ناکام گذشته نیز دوست می‌دارد. این یعنی عشق او فراتر از یک فرد است.
«چه آسمان‌هایی که به هم نمی‌رسند» — استعاره از فاصله‌ها و جدایی‌های بی‌پایان جهان. شاعر می‌گوید: با وجود همهٔ این فاصله‌ها، من از تو نمی‌گذرم.
«هر کلمه‌ات چونان نگینی بر سینه‌ام می‌درخشد» — کلام معشوق، گرانبها و ماندگار است؛ همچون نگینی که بر سینه می‌درخشد.
«نه از سر عادت، بلکه از سر آگاهی
مهم‌ترین بیت شعر. فروغ تأکید می‌کند: این عشق، بی‌خبری و تکرار کورکورانه نیست؛ آگاهانه و آزادانه است

📖پس از تو __فروغ فرخزاد
@ReferenceLibrary
🔥3
چرا افراد معمولاً موفقیت خود را به توانایی و شکست خود را به شرایط نسبت می‌دهند؟

این یک سوگیری شناختی شناخته‌شده است. ما معمولاً موفقیت‌ها را نتیجه تلاش و استعداد خود می‌دانیم، اما شکست‌ها را بیشتر به عوامل بیرونی نسبت می‌دهیم.
این پدیده «سوگیری خودخدمتی» (Self-Serving Bias) نام دارد.

منابع: Miller & Ross (1975), Psychological Bulletin.


@ReferenceLibrary
3
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😁14
🤣12😁1🤡1😐1
بازی جذابیت فینال رو داره؟
👎107👍14🔥3
Reference Library
بازی جذابیت فینال رو داره؟
دلم برای بازی دیشب تنگ شده ...
👍22👎1🤡1
Reference Library
بین نیمه چی کار میکنی؟
فقط جای گاو بزرگ خالیه.
حیف دعوتم نکردن 💔
🤣19🔥2😁1🤡1
Well well well...
🤣8
پنالتی میره؟
👎35👍16🤷‍♀2
Reference Library
پنالتی میره؟
و تمام شد... 💔
💔60😁32
خب دیگه حالا بازی ایران امریکا شروع میشه.
اونا میرن ادامه زندگی و لذت دنیا
ما میریم ادامه بقا تو این همه بدبختی.
💔31👍10😭3👎1🖕1
Channel name was changed to «Reference Library»
وقتی یک حیوان وحشی را در سیرک به حیوانی بی آزار مبدل می کنند
آیا وحشی بودن آن را درمان کرده اند یا فقط آن را با توسل به تحمیل ترس و زخم و گرسنگی رام کرده اند؟

کلیسا هم دقیقا همین کار را با انسان کرد:
انسان را با زور و ترس و... رام کرد و اسم این کار را بهبود بخشیدن و درمان انسان نهاد، در حالی که انسان فقط ناتوان و بیمار شد.

غروب بت‌ها، فریدریش نیچه

ترجمه منتخب: داریوش آشوری

برای دانلود کتاب، اینجا کلیک کن

@ReferenceLibrary
👍111