#فرنگ_نوشت
(ادامه مطلب سفری متفاوت به شیکاگو)
کمکم به #شیکاگو میرسیم. حتی در این روز تعطیل هم جای پارکها پولی است. مرکز شهر در ساحل دریاچه #میشیگان است و زیبایی خاصی به بزرگراه کنار ساحل داده. مثلاً فرض کنید، بزرگراه شهید #همت باشد و کنار خود #خلیج_فارس؛
چند دقیقهای در این مسیر میگیجیم تا برسیم به نزدیکی پارک هزاره (Millennium) که وسط شهر است و چیزکی شبیه لوبیا دارد که بهش میگویند ابر (Cloud Gate) که از بس شفاف است حتی میتوانی عکس معوج خودت را در آن ببینی. قدش اندازه یک خانهٔ بزرگ است و ملت تشنه عکس انداختن از این ابر نقرهای.
چند آمفیتئاتر سرباز و چند یادمان. دستشویی عمومیاش مثل دستشویی حرم امام رضا، پشت آمفیتئاتر روباز و در زیر زمین است. با چندین و چند دستشویی در امتداد راهرویی طولانی. آدم را یاد حرم میاندازد. بماند که این تعداد دستشویی از آمریکاییجماعت واقعاً بعید است. همین بس که غم بیدستشوییای چه کرده با نیویورکیها که اکثر قهوهخانههایش دستشویی رمزی دارد.
کل بوستان مرکزیاش با آن مساحت زیاد دو دستشویی دارد یکی سرش و دیگری تهش. پس اگر فشارت گرفت، ممکن است یک ربع تا نیم ساعت پیاده طی کنی تا نزدیکترین دستشویی. و البته همه اینها یعنی که من کم ندیدهام سرپایی کار کردن همشهریهای نیویورکی را در گوشهای از خیابان و البته رویشان به دیوار و گلاب به رویتان.
داشتم از پارک هزاره میگفتم. این پارک بین آسمانخراشها افتاده. و البته آسمانخراشها به شهر نما دادهاند. شیکاگو بیشباهت به #نیویورک نیست ولی نونوارتر است و تر و تمیزتر؛
برمیگردیم که برویم #دانشگاه_شیکاگو را ببینیم. این یکی دیگر در محله خلافکارهای شهر است. رفیقمان مدتی در شیکاگو زیسته و خاطراتی دارد از این محله مخوف. دانشگاهی که #اوباما استاد دانشکده حقوقش هست ولی در وسط فقر و خلاف دست و پا میزند و هفتهای نیست که صدای شلیک یا خبر قتل از آن محله نیاید؛ بماند که وقتی میگویم محله خلاف یا فقیر، میتوانید حدس بزنید که اکثر ساکنین چه شکلیاند. خب، این هم سهم این سیاهبختان است از سرزمین فرصتها.
به دانشگاه شیکاگو میرسیم. دانشگاهی که فضایش بیشباهت به #دانشگاه_پرینستون نیست: ساختمانهای قدیمی به سبک کهن، با حیاطی که محصور شده در مستطیلی ساختمانهای هر گوشهاش؛ پر است پردیسش از کلیسا. انگاری که آمده باشی واتیکان #آمریکا.
در خیابان کنار پردیس اصلی هم موسسه فناوری تویوتاست که دانشگاهی کوچک است. دانشگاهی که با سرمایه تقدیمی شرکت #تویوتا درست شده و اسم تویوتا رویش مانده و البته کمکم دارد سری توی سرها پیدا میکند.
میرویم به سمت کلیسای اصلی دانشگاه. در صحن اصلی کلیسا دارند میکروفنها را تنظیم میکنند. امشب قرار است شب عید باشد. از زیرزمین که دستشویی است صدای زنی میآید که از پژواک فضای بسته، حسن استفاده را کرده برای خواندن آن هم به سبک اپرا. و خداییاش هم اگر بگویند که این بنده خدا خواننده حرفهای اپراست، من یکی که به سادگی باورم میشود.
رفیقم مرا میکشاند به سمت سردر کلیسا که تابلوی یادمان تاسیس دانشگاه را در آن گذاشتهاند. میگوید اگر این را برای هر ایرانی بخوانی، خیال میکند که مرامنامه تاسیس دانشگاه امام صادقی یا حوزهای یا چیزی توی این مایههاست. این تابلو را بگذارید خیلی دمدستی ترجمه کنم برایتان:
«نمازخانه یادمان راکفلر
موسس دانشگاه شیکاگو، جان د. راکفلر (John D. Rockefeller)، در 13 دسامبر 1910 تدارک ساخت این نمازخانه را داده است و بنابراین هدفش را این گونه تعریف نموده:
از آنجایی که روح دین باید در دانشگاه نفوذ کند و اختیارش را در دست گیرد، بنابراین این ساختمان که نماینده دین است باید ویژگی غالب و مرکزی گروه دانشگاه باشد.
بنابراین اعلام خواهد شد که دانشگاه در حالت آرمانیاش باید مغلوب روح دیانت باشد و دانشکدههایش باید ملهم از احساسات دینی و کارش بر اساس رهنمودهای غایی دین باشد.»
کم مانده، آخرش بنویسند «والسلام علی من التبع الهدی، الحقیر یحیی راکفلر».
بنده خدا چه فکر میکرده، چه شده. (ادامه دارد)
#همسفر_شراب
—------—
روایت خاطرات و تجربه های جالب و مفید ساکنان خارج از کشور در کانال #فرنگ_نوشت
🎯 لینک عضویت:
https://telegram.me/joinchat/Abx14DvCMEWJX5rtprp0Hg
@Farang_nevesht
(ادامه مطلب سفری متفاوت به شیکاگو)
کمکم به #شیکاگو میرسیم. حتی در این روز تعطیل هم جای پارکها پولی است. مرکز شهر در ساحل دریاچه #میشیگان است و زیبایی خاصی به بزرگراه کنار ساحل داده. مثلاً فرض کنید، بزرگراه شهید #همت باشد و کنار خود #خلیج_فارس؛
چند دقیقهای در این مسیر میگیجیم تا برسیم به نزدیکی پارک هزاره (Millennium) که وسط شهر است و چیزکی شبیه لوبیا دارد که بهش میگویند ابر (Cloud Gate) که از بس شفاف است حتی میتوانی عکس معوج خودت را در آن ببینی. قدش اندازه یک خانهٔ بزرگ است و ملت تشنه عکس انداختن از این ابر نقرهای.
چند آمفیتئاتر سرباز و چند یادمان. دستشویی عمومیاش مثل دستشویی حرم امام رضا، پشت آمفیتئاتر روباز و در زیر زمین است. با چندین و چند دستشویی در امتداد راهرویی طولانی. آدم را یاد حرم میاندازد. بماند که این تعداد دستشویی از آمریکاییجماعت واقعاً بعید است. همین بس که غم بیدستشوییای چه کرده با نیویورکیها که اکثر قهوهخانههایش دستشویی رمزی دارد.
کل بوستان مرکزیاش با آن مساحت زیاد دو دستشویی دارد یکی سرش و دیگری تهش. پس اگر فشارت گرفت، ممکن است یک ربع تا نیم ساعت پیاده طی کنی تا نزدیکترین دستشویی. و البته همه اینها یعنی که من کم ندیدهام سرپایی کار کردن همشهریهای نیویورکی را در گوشهای از خیابان و البته رویشان به دیوار و گلاب به رویتان.
داشتم از پارک هزاره میگفتم. این پارک بین آسمانخراشها افتاده. و البته آسمانخراشها به شهر نما دادهاند. شیکاگو بیشباهت به #نیویورک نیست ولی نونوارتر است و تر و تمیزتر؛
برمیگردیم که برویم #دانشگاه_شیکاگو را ببینیم. این یکی دیگر در محله خلافکارهای شهر است. رفیقمان مدتی در شیکاگو زیسته و خاطراتی دارد از این محله مخوف. دانشگاهی که #اوباما استاد دانشکده حقوقش هست ولی در وسط فقر و خلاف دست و پا میزند و هفتهای نیست که صدای شلیک یا خبر قتل از آن محله نیاید؛ بماند که وقتی میگویم محله خلاف یا فقیر، میتوانید حدس بزنید که اکثر ساکنین چه شکلیاند. خب، این هم سهم این سیاهبختان است از سرزمین فرصتها.
به دانشگاه شیکاگو میرسیم. دانشگاهی که فضایش بیشباهت به #دانشگاه_پرینستون نیست: ساختمانهای قدیمی به سبک کهن، با حیاطی که محصور شده در مستطیلی ساختمانهای هر گوشهاش؛ پر است پردیسش از کلیسا. انگاری که آمده باشی واتیکان #آمریکا.
در خیابان کنار پردیس اصلی هم موسسه فناوری تویوتاست که دانشگاهی کوچک است. دانشگاهی که با سرمایه تقدیمی شرکت #تویوتا درست شده و اسم تویوتا رویش مانده و البته کمکم دارد سری توی سرها پیدا میکند.
میرویم به سمت کلیسای اصلی دانشگاه. در صحن اصلی کلیسا دارند میکروفنها را تنظیم میکنند. امشب قرار است شب عید باشد. از زیرزمین که دستشویی است صدای زنی میآید که از پژواک فضای بسته، حسن استفاده را کرده برای خواندن آن هم به سبک اپرا. و خداییاش هم اگر بگویند که این بنده خدا خواننده حرفهای اپراست، من یکی که به سادگی باورم میشود.
رفیقم مرا میکشاند به سمت سردر کلیسا که تابلوی یادمان تاسیس دانشگاه را در آن گذاشتهاند. میگوید اگر این را برای هر ایرانی بخوانی، خیال میکند که مرامنامه تاسیس دانشگاه امام صادقی یا حوزهای یا چیزی توی این مایههاست. این تابلو را بگذارید خیلی دمدستی ترجمه کنم برایتان:
«نمازخانه یادمان راکفلر
موسس دانشگاه شیکاگو، جان د. راکفلر (John D. Rockefeller)، در 13 دسامبر 1910 تدارک ساخت این نمازخانه را داده است و بنابراین هدفش را این گونه تعریف نموده:
از آنجایی که روح دین باید در دانشگاه نفوذ کند و اختیارش را در دست گیرد، بنابراین این ساختمان که نماینده دین است باید ویژگی غالب و مرکزی گروه دانشگاه باشد.
بنابراین اعلام خواهد شد که دانشگاه در حالت آرمانیاش باید مغلوب روح دیانت باشد و دانشکدههایش باید ملهم از احساسات دینی و کارش بر اساس رهنمودهای غایی دین باشد.»
کم مانده، آخرش بنویسند «والسلام علی من التبع الهدی، الحقیر یحیی راکفلر».
بنده خدا چه فکر میکرده، چه شده. (ادامه دارد)
#همسفر_شراب
—------—
روایت خاطرات و تجربه های جالب و مفید ساکنان خارج از کشور در کانال #فرنگ_نوشت
🎯 لینک عضویت:
https://telegram.me/joinchat/Abx14DvCMEWJX5rtprp0Hg
@Farang_nevesht