«در تمام مدت هفتاد سال عمرم، چنین اوضاعی ندیده بودم. و اکنون خدا را شکر میکنم که مطرود جمعیت و خانهنشین هستم و نفوذ کلامی ندارم تا نزد پروردگار مسئول این وقایع باشم. به نام جمهوری اسلامی کارهایی میکنند که با اسلام موافق نیست و عالم و جاهل ایشان از مقررات اسلامی بیخبر و ناآگاهند و تا مردم ناآگاه هستند اوضاع چنین خواهد بود و بلکه به دامن کمونیسم و لیبرالیسم یا لائیسم و بیدینی پناه خواهند برد.
چه در زمان حال و چه در زمان گذشته، همواره عدهای از گویندگان زیردست مردم را گول زده و به هر وضعی خواستهاند حرکت دادهاند. چنانکه عدهای از جوانان ساده را در این سالها حرکت دادند برای جهاد با دشمن در کردستان و خوزستان، و همهروزه در اطراف مملکت زد و خورد و کشت و کشتار است. و از حزب حاکم هر کس کشته شود، شهید است و با جار و جنجال در رادیو و محافل او را شهید میخوانند؛ ولی از ملت هر کس کشته شود ضد خدا و رسول و دوزخیست! گویا کلید بهشت و دوزخ در دست ا یشان است و ایشان قسیمالجنه و النار میباشند...»
این جملات، از آخوندیست که خود در دوران شاهنشاه فقید، منتقد اوضاع بوده، اما پیکان تیز انتقادات او، به سمت هملباسیها، حوزویها و آخوندهای شیعه هم نشانه میرفته است. ابوالفضل برقعی که بحق، باید او را از زمرهی منتقدان رادیکال تشیع، و یک اصلاحگر دینی دانست، دو دههی اول انقلاب اسلامی را چنین توصیف میکند. او که معتقد بود «مهدی آخرزمان» یک افسانه است، و مذهب جعفری یک بدعت است، آخوندهای شیعه را متقلبانی میدانست که حتی به همان مذهب بدعتآمیز خود هم اعتقاد و ایمان ندارند. این در حالیست که او خود متولد قم، و تا سالها یک آخوند هوادار تشیع بود، تا اینکه به تعبیر خودش، آگاه شد و شروع به روشنگری کرد.
ابوالفضل برقعی متولد ۱۲۸۷ خورشیدی در شهر قم بود. نام کامل او ابوالفضل ابنالرضا برقعی قمیست. در خانوادهای فقیر متولد شد و سال فوت او ۱۳۷۰ و یا به روایت خانوادهاش ۱۳۷۲ است. بنابراین ۸۳ یا ۸۵ سال عمر کرده باشد. دیدگاه او از منظر فقیهان و عالمان شیعه، چیزی جز تجدیدنظرطلبی در چهارچوبهای اصلی شیعه نیست. به همین علت کسانی معتقدند که ابوالفضل برقعی در واقع یک روحانی شیعه بوده که به مرور از شیعیگری دست کشیده است. او خود در «سوانح ایام» در فصلی به نام «کشف حقیقت و برخی سفرهای تبلیغی» مینویسد: «… تدریجاً برایم ثابت شد که من و روحانیت ما غرق در خرافاتیم و از کتاب خدا بیخبر بوده و افکارمان موافق قرآن نیست؛ و به برکت تدبیر در کتاب خدا به تدریج بیدار شدم و فهمیدم روحانیت و ملت ما دین اسلام را عوض کردهاند. و به نام مذاهب، اسلام اصیل را کنار گذاشتهاند.»
همکاران پژوهشی پادکست دیگرینامه، از زندگینامهی خودنوشت آن زندهیاد، یعنی «سوانح ایام» و دیگر آثار وی، استفاده کرده و داستان زندگی او را موضوع اپیزود نوزدهم از این مجموعه، با نام «نابگرایان» قرار دادهاند که به زودی منتشر خواهد شد. کتابهای آن مرحوم شامل بر «سوانح ایام» در فضای مجازی، به رایگان در دسترس و قابل استفاده است.
#دیگری_نامه #ابوالفضل_برقعی #دین #مذهب #اصلاح_دینی #روشنگری #مهدی_موعود #خرافات #سوانح_ایام
@Dialogue1402
https://x.com/dialogue1402/status/1749860960821535213?s=46
چه در زمان حال و چه در زمان گذشته، همواره عدهای از گویندگان زیردست مردم را گول زده و به هر وضعی خواستهاند حرکت دادهاند. چنانکه عدهای از جوانان ساده را در این سالها حرکت دادند برای جهاد با دشمن در کردستان و خوزستان، و همهروزه در اطراف مملکت زد و خورد و کشت و کشتار است. و از حزب حاکم هر کس کشته شود، شهید است و با جار و جنجال در رادیو و محافل او را شهید میخوانند؛ ولی از ملت هر کس کشته شود ضد خدا و رسول و دوزخیست! گویا کلید بهشت و دوزخ در دست ا یشان است و ایشان قسیمالجنه و النار میباشند...»
این جملات، از آخوندیست که خود در دوران شاهنشاه فقید، منتقد اوضاع بوده، اما پیکان تیز انتقادات او، به سمت هملباسیها، حوزویها و آخوندهای شیعه هم نشانه میرفته است. ابوالفضل برقعی که بحق، باید او را از زمرهی منتقدان رادیکال تشیع، و یک اصلاحگر دینی دانست، دو دههی اول انقلاب اسلامی را چنین توصیف میکند. او که معتقد بود «مهدی آخرزمان» یک افسانه است، و مذهب جعفری یک بدعت است، آخوندهای شیعه را متقلبانی میدانست که حتی به همان مذهب بدعتآمیز خود هم اعتقاد و ایمان ندارند. این در حالیست که او خود متولد قم، و تا سالها یک آخوند هوادار تشیع بود، تا اینکه به تعبیر خودش، آگاه شد و شروع به روشنگری کرد.
ابوالفضل برقعی متولد ۱۲۸۷ خورشیدی در شهر قم بود. نام کامل او ابوالفضل ابنالرضا برقعی قمیست. در خانوادهای فقیر متولد شد و سال فوت او ۱۳۷۰ و یا به روایت خانوادهاش ۱۳۷۲ است. بنابراین ۸۳ یا ۸۵ سال عمر کرده باشد. دیدگاه او از منظر فقیهان و عالمان شیعه، چیزی جز تجدیدنظرطلبی در چهارچوبهای اصلی شیعه نیست. به همین علت کسانی معتقدند که ابوالفضل برقعی در واقع یک روحانی شیعه بوده که به مرور از شیعیگری دست کشیده است. او خود در «سوانح ایام» در فصلی به نام «کشف حقیقت و برخی سفرهای تبلیغی» مینویسد: «… تدریجاً برایم ثابت شد که من و روحانیت ما غرق در خرافاتیم و از کتاب خدا بیخبر بوده و افکارمان موافق قرآن نیست؛ و به برکت تدبیر در کتاب خدا به تدریج بیدار شدم و فهمیدم روحانیت و ملت ما دین اسلام را عوض کردهاند. و به نام مذاهب، اسلام اصیل را کنار گذاشتهاند.»
همکاران پژوهشی پادکست دیگرینامه، از زندگینامهی خودنوشت آن زندهیاد، یعنی «سوانح ایام» و دیگر آثار وی، استفاده کرده و داستان زندگی او را موضوع اپیزود نوزدهم از این مجموعه، با نام «نابگرایان» قرار دادهاند که به زودی منتشر خواهد شد. کتابهای آن مرحوم شامل بر «سوانح ایام» در فضای مجازی، به رایگان در دسترس و قابل استفاده است.
#دیگری_نامه #ابوالفضل_برقعی #دین #مذهب #اصلاح_دینی #روشنگری #مهدی_موعود #خرافات #سوانح_ایام
@Dialogue1402
https://x.com/dialogue1402/status/1749860960821535213?s=46
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نابگرایان
دیگرینامه
اپیزود نوزدهم
برقعی در کتاب خاطرات خود، در فصل کوتاهی با نام «حکایتی از آباده» میگوید که در سفر به شیراز، اتوبوس در آباده نگه داشت تا مردم خستگی درکنند و چیزی بخورند. برقعی به مسجد آباده میرود تا نماز بخواند. بعد نماز، جمعیتی منتظر بود که واعظی از اقلید بیاید و نیامده بود. به جای او برقعی به منبر میرود و کوتاه سخنانی در مورد توحید میگوید. اما با عجله از منبر پایین میآید تا خود را به اتوبوس برساند.
او سوار اتوبوس میشود تا جانماند. اما مردمی که سخنان او را شنیده بودند و نمیدانستند که برقعی مسافر است، به دنبال او میآیند تا برای جلسات دیگر او را دعوت کنند اما هر چه میگردند، این روحانی ناشناس را پیدا نمیکنند. بین مردم آباده شایع میشود که فردی که موعظه کرد و ناگهان غیب شد، باید خود امام زمان باشد.
برقعی میگوید که وقتی به شیراز رسیده، در نشریات دیده است که مردم آباده میگویند در فلان شب، امام زمان در مسجد آباده به منبر رفته و دوباره ناپدید شده است. اما مردم آباده نمیدانستند که این روحانی، اساسا باورهای آخرزمانی ندارد و چنین باورهایی را غیراسلامی میشمارد.
ابوالفضل برقعی که در خانوادهای شیعه متولد شده بود، به مرور عقاید سنتی شیعی را کنار گذاشت و مدعی شد که امام یازدهم شیعیان، حسن عسگری، اساسا فرزندی نداشته است. او تمامی عمر خود را صرف مبارزه با عقایدی کرد که به زعم او، سنخیتی با اسلام و قرآن نداشت.
در این اپیزود با نام «نابگرایان» شما داستان ابوالفضل برقعی را خواهید شنید که برای زدودن چهره سنت اسلامی از مفاهیم و باورهای دخیل، یعنی برای پاک و پیراسته کردن آن، برای ناب کردن آن، از هیچ کوششی فروگذار نکرد و در این راه رنج بسیار به جان خرید.
برای خواندن متن کامل این اپیزود به صفحهی گفتوشنود رجوع کنید در:
dialog.tavaana.org/others-19/
و برای شنیدن نسخهی کامل در یوتیوب به:
https://youtu.be/WQ_ai-sb8RE?si=WdQNSt9aQvipIKp0
و برای شنیدن نسخهی کامل در کستباکس به:
castbox.fm/vb/678340274
و برای شنیدن نسخهی کامل در ساندکلود به:
on.soundcloud.com/KEja7
مراجعه کنید.
#ابوالفضل_برقعی #دیگری_نامه #ناب_گرا #سره_خواهی #پالایشگری_فرهنگی #بنیادگرایی #رواداری #گفتگو #امام_زمان #حسن_عسگری
@Dialogue1402
دیگرینامه
اپیزود نوزدهم
برقعی در کتاب خاطرات خود، در فصل کوتاهی با نام «حکایتی از آباده» میگوید که در سفر به شیراز، اتوبوس در آباده نگه داشت تا مردم خستگی درکنند و چیزی بخورند. برقعی به مسجد آباده میرود تا نماز بخواند. بعد نماز، جمعیتی منتظر بود که واعظی از اقلید بیاید و نیامده بود. به جای او برقعی به منبر میرود و کوتاه سخنانی در مورد توحید میگوید. اما با عجله از منبر پایین میآید تا خود را به اتوبوس برساند.
او سوار اتوبوس میشود تا جانماند. اما مردمی که سخنان او را شنیده بودند و نمیدانستند که برقعی مسافر است، به دنبال او میآیند تا برای جلسات دیگر او را دعوت کنند اما هر چه میگردند، این روحانی ناشناس را پیدا نمیکنند. بین مردم آباده شایع میشود که فردی که موعظه کرد و ناگهان غیب شد، باید خود امام زمان باشد.
برقعی میگوید که وقتی به شیراز رسیده، در نشریات دیده است که مردم آباده میگویند در فلان شب، امام زمان در مسجد آباده به منبر رفته و دوباره ناپدید شده است. اما مردم آباده نمیدانستند که این روحانی، اساسا باورهای آخرزمانی ندارد و چنین باورهایی را غیراسلامی میشمارد.
ابوالفضل برقعی که در خانوادهای شیعه متولد شده بود، به مرور عقاید سنتی شیعی را کنار گذاشت و مدعی شد که امام یازدهم شیعیان، حسن عسگری، اساسا فرزندی نداشته است. او تمامی عمر خود را صرف مبارزه با عقایدی کرد که به زعم او، سنخیتی با اسلام و قرآن نداشت.
در این اپیزود با نام «نابگرایان» شما داستان ابوالفضل برقعی را خواهید شنید که برای زدودن چهره سنت اسلامی از مفاهیم و باورهای دخیل، یعنی برای پاک و پیراسته کردن آن، برای ناب کردن آن، از هیچ کوششی فروگذار نکرد و در این راه رنج بسیار به جان خرید.
برای خواندن متن کامل این اپیزود به صفحهی گفتوشنود رجوع کنید در:
dialog.tavaana.org/others-19/
و برای شنیدن نسخهی کامل در یوتیوب به:
https://youtu.be/WQ_ai-sb8RE?si=WdQNSt9aQvipIKp0
و برای شنیدن نسخهی کامل در کستباکس به:
castbox.fm/vb/678340274
و برای شنیدن نسخهی کامل در ساندکلود به:
on.soundcloud.com/KEja7
مراجعه کنید.
#ابوالفضل_برقعی #دیگری_نامه #ناب_گرا #سره_خواهی #پالایشگری_فرهنگی #بنیادگرایی #رواداری #گفتگو #امام_زمان #حسن_عسگری
@Dialogue1402
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نابگرایان
دیگرینامه
اپیزود نوزدهم
تمامی ایرانیانی که بعد از انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ متولد شدهاند و حتی آنها که یک یا دو دهه قبل این تاریخ متولد شدهاند، تعبیر «اسلام ناب محمدی» را تعبیری آشنا مییابند؛ شعار بازگشت به اسلام ناب محمدی که شعار روحالله خمینی و اغلب طیفهای اسلامگرای همسو با او بود، ترجیعبند اصلی تبلیغات حکومت جمهوری اسلامی بوده و با این شعار سیاستهای چهاردهه اخیر خود را توجیه کرده است.
نابگرایان استدلال میکنند که بسیاری از مضامین و مفاهیم وارد سنت دینیشان شده، بیآنکه با مبانی سنت دینی و بهویژه اصول مندرج در کتاب مقدس، سازگاری داشته باشد. نابگرایان چه مسلمان چه مسیحی، چه یهودی و چه هندو و چه زرتشتی، با تلاش برای پیراسته کردن سنت دینی خود، عملا به دستهبندی شهروندان هم مبادرت میکنند و حسب اینکه یک شهروند، تا چه حد پایبند به سنت دینی ناب باشد یا نباشد، جایگاه او در مناسبات قدرت تغییر میکند.
برقعی که در خانوادهای شیعه متولد شده بود، به مرور عقاید سنتی شیعی را کنار گذاشت و مدعی شد که امام یازدهم شیعیان، حسن عسگری، اساسا فرزندی نداشته است. او تمامی عمر خود را صرف مبارزه با عقایدی کرد که به زعم او، سنخیتی با اسلام و قرآن نداشت.
در این اپیزود با نام «نابگرایان» شما داستان ابوالفضل برقعی را خواهید شنید که برای زدودن چهره سنت اسلامی از مفاهیم و باورهای دخیل، یعنی برای پاک و پیراسته کردن آن، برای ناب کردن آن، از هیچ کوششی فروگذار نکرد و در این راه رنج بسیار به جان خرید.
برای خواندن متن کامل این اپیزود به صفحهی گفتوشنود رجوع کنید در:
dialog.tavaana.org/others-19/
و برای شنیدن نسخهی کامل در یوتیوب به:
https://youtu.be/WQ_ai-sb8RE?si=rBHlN2jIseUyPGdt
و برای شنیدن نسخهی کامل در کستباکس به:
castbox.fm/vb/678340274
و برای شنیدن نسخهی کامل در ساندکلود به:
on.soundcloud.com/KEja7
مراجعه کنید.
#ابوالفضل_برقعی #دیگری_نامه #ناب_گرا #سره_خواهی #پالایشگری_فرهنگی #بنیادگرایی #رواداری #گفتگو #امام_زمان #حسن_عسگری
@Dialogue1402
دیگرینامه
اپیزود نوزدهم
تمامی ایرانیانی که بعد از انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ متولد شدهاند و حتی آنها که یک یا دو دهه قبل این تاریخ متولد شدهاند، تعبیر «اسلام ناب محمدی» را تعبیری آشنا مییابند؛ شعار بازگشت به اسلام ناب محمدی که شعار روحالله خمینی و اغلب طیفهای اسلامگرای همسو با او بود، ترجیعبند اصلی تبلیغات حکومت جمهوری اسلامی بوده و با این شعار سیاستهای چهاردهه اخیر خود را توجیه کرده است.
نابگرایان استدلال میکنند که بسیاری از مضامین و مفاهیم وارد سنت دینیشان شده، بیآنکه با مبانی سنت دینی و بهویژه اصول مندرج در کتاب مقدس، سازگاری داشته باشد. نابگرایان چه مسلمان چه مسیحی، چه یهودی و چه هندو و چه زرتشتی، با تلاش برای پیراسته کردن سنت دینی خود، عملا به دستهبندی شهروندان هم مبادرت میکنند و حسب اینکه یک شهروند، تا چه حد پایبند به سنت دینی ناب باشد یا نباشد، جایگاه او در مناسبات قدرت تغییر میکند.
برقعی که در خانوادهای شیعه متولد شده بود، به مرور عقاید سنتی شیعی را کنار گذاشت و مدعی شد که امام یازدهم شیعیان، حسن عسگری، اساسا فرزندی نداشته است. او تمامی عمر خود را صرف مبارزه با عقایدی کرد که به زعم او، سنخیتی با اسلام و قرآن نداشت.
در این اپیزود با نام «نابگرایان» شما داستان ابوالفضل برقعی را خواهید شنید که برای زدودن چهره سنت اسلامی از مفاهیم و باورهای دخیل، یعنی برای پاک و پیراسته کردن آن، برای ناب کردن آن، از هیچ کوششی فروگذار نکرد و در این راه رنج بسیار به جان خرید.
برای خواندن متن کامل این اپیزود به صفحهی گفتوشنود رجوع کنید در:
dialog.tavaana.org/others-19/
و برای شنیدن نسخهی کامل در یوتیوب به:
https://youtu.be/WQ_ai-sb8RE?si=rBHlN2jIseUyPGdt
و برای شنیدن نسخهی کامل در کستباکس به:
castbox.fm/vb/678340274
و برای شنیدن نسخهی کامل در ساندکلود به:
on.soundcloud.com/KEja7
مراجعه کنید.
#ابوالفضل_برقعی #دیگری_نامه #ناب_گرا #سره_خواهی #پالایشگری_فرهنگی #بنیادگرایی #رواداری #گفتگو #امام_زمان #حسن_عسگری
@Dialogue1402
پیرایشگر اسلام از فرقهبازی:
ابوالفضل برقعی
روایت میکند که در سفری به سمت شیراز، اتوبوس در آباده توقف کرد تا مسافران خوراکی بخورند و استراحتی بکنند. او در مسجد آباده نماز میخواند و چون حسب اتفاق، واعظ نتوانسته بود برای وعظ خود را برساند، به جای او از اصول توحید برای مردم میگوید و فوراً برمیگردد تا سوار اتوبوس شود و به ادامه راه بپردازد.
مردم که از سخنرانی او خرسند شده بودند، پیگیر میشوند و او را نمییابند و گمان میکنند که این فرد که ناگهان غیب شد، لابد امام زمان بوده است! گریه و زاری میکنند و حتی خبر به اطراف میرسد که امام زمان در مسجدی در آباده، منبر رفته و بعد دوباره غیب شده است! وقتی به شیراز میرسد، جراید خبر را اینگونه منعکس کردهاند: امام زمان در آباده!
ابوالفضل برقعی که این خاطره را در کتاب سوانح ایام زیر فصلی به نام «حکایتی از آباده» میآورد، معتقد بود امام یازدهم شیعیان هرگز فرزندی نداشت که بخواهد غیب شود!…
برای مطالعهی یادداشت کامل دربارهی ابوالفضل بُرقعی به صفحهی گفتوشنود مراجعه کنید:
https://dialog.tavaana.org/abolfazl-borghaei/
#دگردینی #نقد_دینی #رواداری #گفتگو #ابوالفضل_برقعی
@Dialogue1402
ابوالفضل برقعی
روایت میکند که در سفری به سمت شیراز، اتوبوس در آباده توقف کرد تا مسافران خوراکی بخورند و استراحتی بکنند. او در مسجد آباده نماز میخواند و چون حسب اتفاق، واعظ نتوانسته بود برای وعظ خود را برساند، به جای او از اصول توحید برای مردم میگوید و فوراً برمیگردد تا سوار اتوبوس شود و به ادامه راه بپردازد.
مردم که از سخنرانی او خرسند شده بودند، پیگیر میشوند و او را نمییابند و گمان میکنند که این فرد که ناگهان غیب شد، لابد امام زمان بوده است! گریه و زاری میکنند و حتی خبر به اطراف میرسد که امام زمان در مسجدی در آباده، منبر رفته و بعد دوباره غیب شده است! وقتی به شیراز میرسد، جراید خبر را اینگونه منعکس کردهاند: امام زمان در آباده!
ابوالفضل برقعی که این خاطره را در کتاب سوانح ایام زیر فصلی به نام «حکایتی از آباده» میآورد، معتقد بود امام یازدهم شیعیان هرگز فرزندی نداشت که بخواهد غیب شود!…
برای مطالعهی یادداشت کامل دربارهی ابوالفضل بُرقعی به صفحهی گفتوشنود مراجعه کنید:
https://dialog.tavaana.org/abolfazl-borghaei/
#دگردینی #نقد_دینی #رواداری #گفتگو #ابوالفضل_برقعی
@Dialogue1402
«شخصا یکی از دلایلی که صفحهتون رو دنبال میکنم این است که خیلی نگاهتون جامع است. یعنی هیچ دست بالا رو نمیدید به یک نگاه خاص. با اینکه صفحه برای حقوق خداناباوراست ولی دیروز دیدم از آخوندی به نام برقعی نوشتید که توسط این حکومت کشته هم شد و چقدر روشن اندیش بود و شاید از بسیاری از خداناباوران بیشتر تونست مکر و فریب آخوندای دکاندار دین رو رو کنه. لطفا همین رویه رو ادامه بدید. ما عمیقا به نگاه هایی نیاز داریم که به جای بلندگوی یک نگاه بودن تلاش داشته نگاههای مختلف رو شناسایی کنه و به رسمیت بشناسه»
- متن ارسالی از همراهان
-- از این همراه گرامی و محبتی که داشتند بسیار سپاسگزار هستیم. بله بخشی از تلاش ما در این صفحه تلاش برای بسط مدارا و رواداری است و گام اول رواداری همان چیزی است که ایشان به درستی آن را به رسمیتشناسی نگاههای مختلف دانستند.
مطلب مورد نظر ایشان نیز مطلبی است که در این صفحه درباره زندهیاد ابوالفضل برقعی نوشته شد.
تصویر این پروفایل در وبسایت «گفتوشنود» را در اینجا میبینید. این پروفایل را در اینجا بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/abolfazl-borghaei/
#گفتگو_توانا #ابوالفضل_برقعی #حقوق_خداناباوری #رواداری
@Dialogue1402
- متن ارسالی از همراهان
-- از این همراه گرامی و محبتی که داشتند بسیار سپاسگزار هستیم. بله بخشی از تلاش ما در این صفحه تلاش برای بسط مدارا و رواداری است و گام اول رواداری همان چیزی است که ایشان به درستی آن را به رسمیتشناسی نگاههای مختلف دانستند.
مطلب مورد نظر ایشان نیز مطلبی است که در این صفحه درباره زندهیاد ابوالفضل برقعی نوشته شد.
تصویر این پروفایل در وبسایت «گفتوشنود» را در اینجا میبینید. این پروفایل را در اینجا بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/abolfazl-borghaei/
#گفتگو_توانا #ابوالفضل_برقعی #حقوق_خداناباوری #رواداری
@Dialogue1402
درباره ابوالفضل برقعی
ابوالفضل برقعی که در خانوادهای شیعه متولد شده بود، به مرور عقاید سنتی شیعی را کنار گذاشت و مدعی شد که امام یازدهم شیعیان، حسن عسگری، اساسا فرزندی نداشته است.
او تمامی عمر خود را صرف مبارزه با عقایدی کرد که به زعم او، سنخیتی با اسلام و قرآن نداشت.
در این اپیزود با نام «نابگرایان» شما داستان ابوالفضل برقعی را خواهید شنید که برای زدودن چهره سنت اسلامی از مفاهیم و باورهای دخیل، یعنی برای پاک و پیراسته کردن آن، برای ناب کردن آن، از هیچ کوششی فروگذار نکرد و در این راه رنج بسیار به جان خرید.
در وبسایت گفتوشنود بخوانید و بشنوید:
https://dialog.tavaana.org/others-19/
#گفتگو_توانا #ابوالفضل_برقعی #اسلام_ناب #مذهب_شیعه
@Dialogue1402
ابوالفضل برقعی که در خانوادهای شیعه متولد شده بود، به مرور عقاید سنتی شیعی را کنار گذاشت و مدعی شد که امام یازدهم شیعیان، حسن عسگری، اساسا فرزندی نداشته است.
او تمامی عمر خود را صرف مبارزه با عقایدی کرد که به زعم او، سنخیتی با اسلام و قرآن نداشت.
در این اپیزود با نام «نابگرایان» شما داستان ابوالفضل برقعی را خواهید شنید که برای زدودن چهره سنت اسلامی از مفاهیم و باورهای دخیل، یعنی برای پاک و پیراسته کردن آن، برای ناب کردن آن، از هیچ کوششی فروگذار نکرد و در این راه رنج بسیار به جان خرید.
در وبسایت گفتوشنود بخوانید و بشنوید:
https://dialog.tavaana.org/others-19/
#گفتگو_توانا #ابوالفضل_برقعی #اسلام_ناب #مذهب_شیعه
@Dialogue1402
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«نابگرایان»
دیگرینامه
اپیزود نوزدهم
… مردم آباده نمیدانستند که این روحانی، اساسا باورهای آخرزمانی ندارد و چنین باورهایی را غیراسلامی میشمارد.
ابوالفضل برقعی که در خانوادهای شیعه متولد شده بود، به مرور عقاید سنتی شیعی را کنار گذاشت و مدعی شد که امام یازدهم شیعیان، حسن عسگری، اساسا فرزندی نداشته است. او تمامی عمر خود را صرف مبارزه با عقایدی کرد که به زعم او، سنخیتی با اسلام و قرآن نداشت.
در این اپیزود با نام «نابگرایان» شما داستان ابوالفضل برقعی را خواهید شنید که برای زدودن چهره سنت اسلامی از مفاهیم و باورهای دخیل، یعنی برای پاک و پیراسته کردن آن، برای ناب کردن آن، از هیچ کوششی فروگذار نکرد و در این راه رنج بسیار به جان خرید.
برای مطالعه ادامه این متن به صفحه گفتوشنود مراجعه کنید:
https://dialog.tavaana.org/others-19/
برای شنیدن نسخه کامل این اپیزود در یوتیوب به:
https://youtu.be/WQ_ai-sb8RE?si=IxtgyPi7mlnVNLKD
و در ساندکلود به:
https://on.soundcloud.com/KEja7
و در کستباکس به:
https://castbox.fm/vb/678340274
رجوع کنید.
#دیگری_نامه #ابوالفضل_برقعی #سوانح_ایام #دگردینی #نقد_دینی #شیعی #شیعی_گری #تشیع #اسلام #مهدی_موعود #ناجی_آخرزمان #سوشیانس
@Dialogue1402
دیگرینامه
اپیزود نوزدهم
… مردم آباده نمیدانستند که این روحانی، اساسا باورهای آخرزمانی ندارد و چنین باورهایی را غیراسلامی میشمارد.
ابوالفضل برقعی که در خانوادهای شیعه متولد شده بود، به مرور عقاید سنتی شیعی را کنار گذاشت و مدعی شد که امام یازدهم شیعیان، حسن عسگری، اساسا فرزندی نداشته است. او تمامی عمر خود را صرف مبارزه با عقایدی کرد که به زعم او، سنخیتی با اسلام و قرآن نداشت.
در این اپیزود با نام «نابگرایان» شما داستان ابوالفضل برقعی را خواهید شنید که برای زدودن چهره سنت اسلامی از مفاهیم و باورهای دخیل، یعنی برای پاک و پیراسته کردن آن، برای ناب کردن آن، از هیچ کوششی فروگذار نکرد و در این راه رنج بسیار به جان خرید.
برای مطالعه ادامه این متن به صفحه گفتوشنود مراجعه کنید:
https://dialog.tavaana.org/others-19/
برای شنیدن نسخه کامل این اپیزود در یوتیوب به:
https://youtu.be/WQ_ai-sb8RE?si=IxtgyPi7mlnVNLKD
و در ساندکلود به:
https://on.soundcloud.com/KEja7
و در کستباکس به:
https://castbox.fm/vb/678340274
رجوع کنید.
#دیگری_نامه #ابوالفضل_برقعی #سوانح_ایام #دگردینی #نقد_دینی #شیعی #شیعی_گری #تشیع #اسلام #مهدی_موعود #ناجی_آخرزمان #سوشیانس
@Dialogue1402
ابوالفضل برقعی؛ روحانی شیعه که به امام زمان باور نداشت
در سفر به شیراز، اتوبوس در آباده نگه داشت تا مردم خستگی درکنند و چیزی بخورند. برقعی به مسجد آباده میرود تا نماز بخواند. بعد نماز، جمعیتی منتظر بود که واعظی از اقلید بیاید و نیامده بود. به جای او برقعی به منبر میرود و کوتاه سخنانی در مورد توحید میگوید. اما با عجله از منبر پایین میآید تا خود را به اتوبوس برساند. او سوار اتوبوس میشود تا جانماند.
اما مردمی که سخنان او را شنیده بودند و نمیدانستند که برقعی مسافر است، به دنبال او میآیند تا برای جلسات دیگر او را دعوت کنند اما هر چه میگردند، این روحانی ناشناس را پیدا نمیکنند. بین مردم آباده شایع میشود که فردی که موعظه کرد و ناگهان غیب شد، باید خود امام زمان باشد. برقعی میگوید که وقتی به شیراز رسیده، در نشریات دیده است که مردم آباده میگویند در فلان شب، امام زمان در مسجد آباده به منبر رفته و دوباره ناپدید شده است.
اما مردم آباده نمیدانستند که این روحانی، اساسا باورهای آخرزمانی ندارد و چنین باورهایی را غیراسلامی میشمارد. ابوالفضل برقعی که در خانوادهای شیعه متولد شده بود، به مرور عقاید سنتی شیعی را کنار گذاشت و مدعی شد که امام یازدهم شیعیان، حسن عسگری، اساسا فرزندی نداشته است. او تمامی عمر خود را صرف مبارزه با عقایدی کرد که به زعم او، سنخیتی با اسلام و قرآن نداشت.
در این اپیزود با نام «نابگرایان» شما داستان ابوالفضل برقعی را خواهید شنید که برای زدودن چهره سنت اسلامی از مفاهیم و باورهای دخیل، یعنی برای پاک و پیراسته کردن آن، برای ناب کردن آن، از هیچ کوششی فروگذار نکرد و در این راه رنج بسیار به جان خرید.
برای شنیدن پادکست «نابگرایان» به وبسایت گفتوشنود بروید:
https://dialog.tavaana.org/others-19/
#گفتگو_توانا #سنت_اسلامی #امام_زمان #ابوالفضل_برقعی
در سفر به شیراز، اتوبوس در آباده نگه داشت تا مردم خستگی درکنند و چیزی بخورند. برقعی به مسجد آباده میرود تا نماز بخواند. بعد نماز، جمعیتی منتظر بود که واعظی از اقلید بیاید و نیامده بود. به جای او برقعی به منبر میرود و کوتاه سخنانی در مورد توحید میگوید. اما با عجله از منبر پایین میآید تا خود را به اتوبوس برساند. او سوار اتوبوس میشود تا جانماند.
اما مردمی که سخنان او را شنیده بودند و نمیدانستند که برقعی مسافر است، به دنبال او میآیند تا برای جلسات دیگر او را دعوت کنند اما هر چه میگردند، این روحانی ناشناس را پیدا نمیکنند. بین مردم آباده شایع میشود که فردی که موعظه کرد و ناگهان غیب شد، باید خود امام زمان باشد. برقعی میگوید که وقتی به شیراز رسیده، در نشریات دیده است که مردم آباده میگویند در فلان شب، امام زمان در مسجد آباده به منبر رفته و دوباره ناپدید شده است.
اما مردم آباده نمیدانستند که این روحانی، اساسا باورهای آخرزمانی ندارد و چنین باورهایی را غیراسلامی میشمارد. ابوالفضل برقعی که در خانوادهای شیعه متولد شده بود، به مرور عقاید سنتی شیعی را کنار گذاشت و مدعی شد که امام یازدهم شیعیان، حسن عسگری، اساسا فرزندی نداشته است. او تمامی عمر خود را صرف مبارزه با عقایدی کرد که به زعم او، سنخیتی با اسلام و قرآن نداشت.
در این اپیزود با نام «نابگرایان» شما داستان ابوالفضل برقعی را خواهید شنید که برای زدودن چهره سنت اسلامی از مفاهیم و باورهای دخیل، یعنی برای پاک و پیراسته کردن آن، برای ناب کردن آن، از هیچ کوششی فروگذار نکرد و در این راه رنج بسیار به جان خرید.
برای شنیدن پادکست «نابگرایان» به وبسایت گفتوشنود بروید:
https://dialog.tavaana.org/others-19/
#گفتگو_توانا #سنت_اسلامی #امام_زمان #ابوالفضل_برقعی
پیرایشگر اسلام از فرقهبازی:
ابوالفضل برقعی
روایت میکند که در سفری به سمت شیراز، اتوبوس در آباده توقف کرد تا مسافران خوراکی بخورند و استراحتی بکنند. او در مسجد آباده نماز میخواند و چون حسب اتفاق، واعظ نتوانسته بود برای وعظ خود را برساند، به جای او از اصول توحید برای مردم میگوید و فوراً برمیگردد تا سوار اتوبوس شود و به ادامه راه بپردازد.
مردم که از سخنرانی او خرسند شده بودند، پیگیر میشوند و او را نمییابند و گمان میکنند که این فرد که ناگهان غیب شد، لابد امام زمان بوده است! گریه و زاری میکنند و حتی خبر به اطراف میرسد که امام زمان در مسجدی در آباده، منبر رفته و بعد دوباره غیب شده است! وقتی به شیراز میرسد، جراید خبر را اینگونه منعکس کردهاند: امام زمان در آباده!
ابوالفضل برقعی که این خاطره را در کتاب سوانح ایام زیر فصلی به نام «حکایتی از آباده» میآورد، معتقد بود امام یازدهم شیعیان هرگز فرزندی نداشت که بخواهد غیب شود!…
برای مطالعهی یادداشت کامل دربارهی ابوالفضل بُرقعی به صفحهی گفتوشنود مراجعه کنید:
https://dialog.tavaana.org/abolfazl-borghaei/
#دگردینی #نقد_دینی #رواداری #گفتگو #ابوالفضل_برقعی
@Dialogue1402
ابوالفضل برقعی
روایت میکند که در سفری به سمت شیراز، اتوبوس در آباده توقف کرد تا مسافران خوراکی بخورند و استراحتی بکنند. او در مسجد آباده نماز میخواند و چون حسب اتفاق، واعظ نتوانسته بود برای وعظ خود را برساند، به جای او از اصول توحید برای مردم میگوید و فوراً برمیگردد تا سوار اتوبوس شود و به ادامه راه بپردازد.
مردم که از سخنرانی او خرسند شده بودند، پیگیر میشوند و او را نمییابند و گمان میکنند که این فرد که ناگهان غیب شد، لابد امام زمان بوده است! گریه و زاری میکنند و حتی خبر به اطراف میرسد که امام زمان در مسجدی در آباده، منبر رفته و بعد دوباره غیب شده است! وقتی به شیراز میرسد، جراید خبر را اینگونه منعکس کردهاند: امام زمان در آباده!
ابوالفضل برقعی که این خاطره را در کتاب سوانح ایام زیر فصلی به نام «حکایتی از آباده» میآورد، معتقد بود امام یازدهم شیعیان هرگز فرزندی نداشت که بخواهد غیب شود!…
برای مطالعهی یادداشت کامل دربارهی ابوالفضل بُرقعی به صفحهی گفتوشنود مراجعه کنید:
https://dialog.tavaana.org/abolfazl-borghaei/
#دگردینی #نقد_دینی #رواداری #گفتگو #ابوالفضل_برقعی
@Dialogue1402