Forwarded from yashar esmaildokht 🐧
Forwarded from Academy and Foundation unixmens | Your skills, Your future
همچنین بصورت live میتونید این جلسه را در istagram مشاهده کنید
https://instagram.com/royaflash
@royaflash
https://instagram.com/royaflash
@royaflash
Instagram
Yashar Esmaildokht (@royaflash) is on Instagram
1,011 Followers, 4,278 Following, 813 Posts - See Instagram photos and videos from Yashar Esmaildokht (@royaflash)
ﻫﻤﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﭘﻮﻟﺪﺍﺭ ﺷﻮﻧﺪ،
ﻭﻟﯽ ﻫﻤﻪ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ "ﺑﺨﺸﻨﺪﻩ "ﺷﻮﻧﺪ؛
ﭘﻮﻟﺪﺍﺭﯼ ﯾﮏ ﻣﻬﺎﺭﺗﻪ ﻭ ﺑﺨﺸﻨﺪﮔﯽ ﯾﮏ ﻓﻀﯿﻠﺖ!
ﻫﻤﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺩﺭﺱ ﺑﺨﻮﺍﻧﻨﺪ،
ﺍﻣﺎ ﻫﻤﻪ " ﻓﻬﻤﯿﺪﻩ " ﻧﻤﯽ ﺷﻮﻧﺪ؛ ﺑﺎﺳﻮﺍﺩﯼ ﯾﮏ ﻣﻬﺎﺭﺗﻪ ﺍﻣﺎ ﻓﻬﻤﯿﺪﮔﯽ ﯾﮏ ﻓﻀﯿﻠﺖ!
ﻫﻤﻪ ﯾﺎﺩ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﻨﺪ،
ﺍﻣﺎ ﻫﻤﻪ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺯﯾﺒﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﻨﺪ؛
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﯾﮏ ﻋﺎﺩﺗﻪ ﺍﻣﺎ ﺯﯾﺒﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩﻥ يك ﻓﻀﯿﻠﺖ.
ﻭﻟﯽ ﻫﻤﻪ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ "ﺑﺨﺸﻨﺪﻩ "ﺷﻮﻧﺪ؛
ﭘﻮﻟﺪﺍﺭﯼ ﯾﮏ ﻣﻬﺎﺭﺗﻪ ﻭ ﺑﺨﺸﻨﺪﮔﯽ ﯾﮏ ﻓﻀﯿﻠﺖ!
ﻫﻤﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺩﺭﺱ ﺑﺨﻮﺍﻧﻨﺪ،
ﺍﻣﺎ ﻫﻤﻪ " ﻓﻬﻤﯿﺪﻩ " ﻧﻤﯽ ﺷﻮﻧﺪ؛ ﺑﺎﺳﻮﺍﺩﯼ ﯾﮏ ﻣﻬﺎﺭﺗﻪ ﺍﻣﺎ ﻓﻬﻤﯿﺪﮔﯽ ﯾﮏ ﻓﻀﯿﻠﺖ!
ﻫﻤﻪ ﯾﺎﺩ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﻨﺪ،
ﺍﻣﺎ ﻫﻤﻪ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺯﯾﺒﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﻨﺪ؛
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﯾﮏ ﻋﺎﺩﺗﻪ ﺍﻣﺎ ﺯﯾﺒﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩﻥ يك ﻓﻀﯿﻠﺖ.
یکی از صبح های سرد زمستان، مردی در متروی واشنگتن، ویولن می نواخت.
او به مدت 45 دقیقه، 6 قطعه از "باخ" را نواخت.
در این مدت، تقریبا دو هزار نفر وارد ایستگاه شدند، بیشتر آنها سر کارشان می رفتند.
بعد از 3 دقیقه : یک مرد میانسال، متوجه نواخته شدن موسیقی شد.
او سرعت حرکتش را کم کرد و چند ثانیه ایستاد، سپس عجله کرد تا دیرش نشود.
4 دقیقه بعد : ویولنیست، نخستین پولش را دریافت کرد. یک زن پول را در کلاه انداخت و بدون توقف به حرکت خود ادامه داد.
5 دقیقه بعد : مرد جوانی به دیوار تکیه داد و به او گوش داد، سپس به ساعتش نگاه کرد و رفت.
10 دقیقه بعد : پسربچه سه ساله ای که در حالی که مادرش با عجله دستش را می کشید، ایستاد. ولی مادرش دستش را محکم کشید و او را همراه برد. پسربچه در حالی که دور می شد، به عقب نگاه می کرد و ویولنیست را می دید.
چند بچه دیگر هم کار مشابهی کردند، اما همه پدرها و مادرها، بچه ها را مجبور کردند که نایستند و سریع با آنها بروند.
45 دقیقه نوازنده بی توقف می نواخت.
تنها شش نفر مدت کوتاهی ایستادند و گوش کردند.
بیست نفر پول دادند، ولی به مسیر خود بدون توقف ادامه دادند.
ویولنیست ، در مجموع 150 دلار کاسب شد.
یک ساعت بعد : مرد، نواختن موسیقی را قطع کرد.
"هیچ کس متوجه قطع موسیقی نشد"
"هیچ کس این نوازنده را نمی شناخت" و نمی دانست که او
»جاشوآ بل« است،
یکی از بزرگ ترین موسیقی دان های دنیا.
او یکی از بهترین و پیچیده ترین قطعات موسیقی را که تا حال نوشته شده، با ویولن اش که 3.5 میلیون دلار می ارزید، نواخته بود.
تنها سه روز قبل، جاشوآ در تالار اپرای بوستون کنسرتی داشت که قیمت هر بلیط ورودی اش به طور متوسط 100 دلار بود.
این یک داستان واقعی است.
روزنامۀ (واشنگتن پست) در جریان یک آزمایش اجتماعی با موضوع
"ادراک، سلیقه و ترجیحات مردم" ترتیبی داده بود که جاشوآ به صورت ناشناس در ایستگاه مترو بنوازد.
سؤالاتی که بعد از خواندن این حکایت در ذهن ایجاد می شوند:
1- در طول زندگی خود چقدر زیبایی در اطرافمان بوده که از دیدن آنها غافل شده ایم و حال به جز خاطره ای بسیار کمرنگ چیزی از آن نداریم؟
2- به زیبایی هایی که مجبور به پرداخت هزینه برای آن ها نبوده ایم چقدر اهمیت داده ایم؟
3- در تشخیص زیبایی های اطرافمان چقدر استقلال نظر داریم؟
4- تبلیغ زیبایی ها چقدر در تشخیص واقعی زیبایی توسط خودمان تاثیر گذار بوده؟
به عبارت دیگر آیا زیبایی را خودمان تشخیص میدهیم یا هیجان تبلیغات و قیمت آن
و نتیجه ای که از این داستان گرفته می شود،
اگر ما یک لحظه وقت برای ایستادن و گوش فرا دادن به یکی از بهترین موسیقیدان های دنیا که در حال نواختن یکی از بهترین موسیقی های نوشته شده با یکی از بهترین سازهای دنیا است نداریم پس،
براستی از چند چیز خوب دیگر در زندگی مان غفلت کرده ایم؟؟!
او به مدت 45 دقیقه، 6 قطعه از "باخ" را نواخت.
در این مدت، تقریبا دو هزار نفر وارد ایستگاه شدند، بیشتر آنها سر کارشان می رفتند.
بعد از 3 دقیقه : یک مرد میانسال، متوجه نواخته شدن موسیقی شد.
او سرعت حرکتش را کم کرد و چند ثانیه ایستاد، سپس عجله کرد تا دیرش نشود.
4 دقیقه بعد : ویولنیست، نخستین پولش را دریافت کرد. یک زن پول را در کلاه انداخت و بدون توقف به حرکت خود ادامه داد.
5 دقیقه بعد : مرد جوانی به دیوار تکیه داد و به او گوش داد، سپس به ساعتش نگاه کرد و رفت.
10 دقیقه بعد : پسربچه سه ساله ای که در حالی که مادرش با عجله دستش را می کشید، ایستاد. ولی مادرش دستش را محکم کشید و او را همراه برد. پسربچه در حالی که دور می شد، به عقب نگاه می کرد و ویولنیست را می دید.
چند بچه دیگر هم کار مشابهی کردند، اما همه پدرها و مادرها، بچه ها را مجبور کردند که نایستند و سریع با آنها بروند.
45 دقیقه نوازنده بی توقف می نواخت.
تنها شش نفر مدت کوتاهی ایستادند و گوش کردند.
بیست نفر پول دادند، ولی به مسیر خود بدون توقف ادامه دادند.
ویولنیست ، در مجموع 150 دلار کاسب شد.
یک ساعت بعد : مرد، نواختن موسیقی را قطع کرد.
"هیچ کس متوجه قطع موسیقی نشد"
"هیچ کس این نوازنده را نمی شناخت" و نمی دانست که او
»جاشوآ بل« است،
یکی از بزرگ ترین موسیقی دان های دنیا.
او یکی از بهترین و پیچیده ترین قطعات موسیقی را که تا حال نوشته شده، با ویولن اش که 3.5 میلیون دلار می ارزید، نواخته بود.
تنها سه روز قبل، جاشوآ در تالار اپرای بوستون کنسرتی داشت که قیمت هر بلیط ورودی اش به طور متوسط 100 دلار بود.
این یک داستان واقعی است.
روزنامۀ (واشنگتن پست) در جریان یک آزمایش اجتماعی با موضوع
"ادراک، سلیقه و ترجیحات مردم" ترتیبی داده بود که جاشوآ به صورت ناشناس در ایستگاه مترو بنوازد.
سؤالاتی که بعد از خواندن این حکایت در ذهن ایجاد می شوند:
1- در طول زندگی خود چقدر زیبایی در اطرافمان بوده که از دیدن آنها غافل شده ایم و حال به جز خاطره ای بسیار کمرنگ چیزی از آن نداریم؟
2- به زیبایی هایی که مجبور به پرداخت هزینه برای آن ها نبوده ایم چقدر اهمیت داده ایم؟
3- در تشخیص زیبایی های اطرافمان چقدر استقلال نظر داریم؟
4- تبلیغ زیبایی ها چقدر در تشخیص واقعی زیبایی توسط خودمان تاثیر گذار بوده؟
به عبارت دیگر آیا زیبایی را خودمان تشخیص میدهیم یا هیجان تبلیغات و قیمت آن
و نتیجه ای که از این داستان گرفته می شود،
اگر ما یک لحظه وقت برای ایستادن و گوش فرا دادن به یکی از بهترین موسیقیدان های دنیا که در حال نواختن یکی از بهترین موسیقی های نوشته شده با یکی از بهترین سازهای دنیا است نداریم پس،
براستی از چند چیز خوب دیگر در زندگی مان غفلت کرده ایم؟؟!
داستانک:
نویسنده: ناشناس
روزی، گوسالهای باید از جنگل بکری میگذشت تا به چراگاه برسد. گوسالهی بیفکری بود و راه پر پیچ و خم و پر فراز و نشیبی برای خود باز کرد.
روز بعد، سگی که از آن جا میگذشت، از همان مسیر که باز شده بود استفاده کرد و از جنگل گذشت. مدتی بعد، چوپان
گله ای ، آن راه را باز دید و گلهاش را وادار کرد از آن جا عبور کنند.
مدتی بعد، انسانها هم از همین راه استفاده کردند: میآمدند و میرفتند،به راست و چپ میپیچیدند، بالا میرفتند و پایین میآمدند،شکوه میکردند و آزار میدیدند و حق هم داشتند. اما هیچ کس سعی نکرد راه جدید باز کند.
مدتی بعد، آن کوره راه، خیابانی شد. حیوانات بیچاره زیر بارهای سنگین، از پا میافتادند و مجبور بودند راهی که میتوانستند در سی دقیقه طی کنند، سه ساعته بروند، مجبور بودند که همان راهی را بپیمایند که گوسالهای گشوده بود.
سالها گذشت و آن خیابان، جادهی اصلی یک روستا شد، و بعد شد خیابان اصلی یک شهر. همه از مسیر این خیابان شکایت داشتند، مسیر بسیار بدی بود.
در همین حال، جنگل پیر و خردمند میخندید و میدید که انسانها دوست دارند مانند کوران، راهی را که قبلا باز شده، طی کنند، و هرگز از خود نپرسند که آیا راه بهتری وجود دارد یا نه؟
.
نویسنده: ناشناس
روزی، گوسالهای باید از جنگل بکری میگذشت تا به چراگاه برسد. گوسالهی بیفکری بود و راه پر پیچ و خم و پر فراز و نشیبی برای خود باز کرد.
روز بعد، سگی که از آن جا میگذشت، از همان مسیر که باز شده بود استفاده کرد و از جنگل گذشت. مدتی بعد، چوپان
گله ای ، آن راه را باز دید و گلهاش را وادار کرد از آن جا عبور کنند.
مدتی بعد، انسانها هم از همین راه استفاده کردند: میآمدند و میرفتند،به راست و چپ میپیچیدند، بالا میرفتند و پایین میآمدند،شکوه میکردند و آزار میدیدند و حق هم داشتند. اما هیچ کس سعی نکرد راه جدید باز کند.
مدتی بعد، آن کوره راه، خیابانی شد. حیوانات بیچاره زیر بارهای سنگین، از پا میافتادند و مجبور بودند راهی که میتوانستند در سی دقیقه طی کنند، سه ساعته بروند، مجبور بودند که همان راهی را بپیمایند که گوسالهای گشوده بود.
سالها گذشت و آن خیابان، جادهی اصلی یک روستا شد، و بعد شد خیابان اصلی یک شهر. همه از مسیر این خیابان شکایت داشتند، مسیر بسیار بدی بود.
در همین حال، جنگل پیر و خردمند میخندید و میدید که انسانها دوست دارند مانند کوران، راهی را که قبلا باز شده، طی کنند، و هرگز از خود نپرسند که آیا راه بهتری وجود دارد یا نه؟
.
امنیت
داده های سازمان شما ارزشمندترین دارای شما می باشند پس چرا باید یک سازمان به کسی اطمینان کند؟ در واقع ۱۰۰٪ بخش های اجرای سازمان های دولتی در آمریکا (DOD، DHS، DOT و غیره) از راهکار های مبتی بر لینوکس استفاده می کنند. همه می ما می دانیم با توجه به بازبودن کد منبع لینوکس امکان بهبود به لحظه ی سامانه ها و به روزرسانی های دائمی و سریع برای هر حفره ی امنیتی وجود دارد و این امر به بهبود امنیت سامانه های مبتنی بر لینوکس مانند OpenShift کمک شایانی می نماید. باید توجه داشت کلیه ی نرم افزار هایی که برروی بستر های متن باز توسعه می یابند بر اساس این اصول طراحی، توسعه و ایمن می گردند.
داده های سازمان شما ارزشمندترین دارای شما می باشند پس چرا باید یک سازمان به کسی اطمینان کند؟ در واقع ۱۰۰٪ بخش های اجرای سازمان های دولتی در آمریکا (DOD، DHS، DOT و غیره) از راهکار های مبتی بر لینوکس استفاده می کنند. همه می ما می دانیم با توجه به بازبودن کد منبع لینوکس امکان بهبود به لحظه ی سامانه ها و به روزرسانی های دائمی و سریع برای هر حفره ی امنیتی وجود دارد و این امر به بهبود امنیت سامانه های مبتنی بر لینوکس مانند OpenShift کمک شایانی می نماید. باید توجه داشت کلیه ی نرم افزار هایی که برروی بستر های متن باز توسعه می یابند بر اساس این اصول طراحی، توسعه و ایمن می گردند.
#uncompress_files_linux
باز کردن فایل های فشرده در لینوکس:
معمولا لینوکسی ها دوست دارند تمام کارهایشان را در ترمینال انجام دهند. اگر شما هم قصد دارید رابطه تون رو با ترمینال بهتر کنید، انجام کارهای مقدماتی مثل باز کردن فایل های فشرده می تواند تمرین خوبی واسه این تغییر باشه. در اینجا لیست دستورات رو واسه انواع مختلف فایل ها خدمت تون عرض میکنیم:
فایل tar:
tar xvf file.tar
فایل tar.gz :
tar xvfz file.tar.gz
فایل tar.bz2 :
tar xvfj file.tar.bz2
فایل tgz :
tar xzvf file.tgz
فایل zip :
unzip file.zip
باز کردن فایل های فشرده در لینوکس:
معمولا لینوکسی ها دوست دارند تمام کارهایشان را در ترمینال انجام دهند. اگر شما هم قصد دارید رابطه تون رو با ترمینال بهتر کنید، انجام کارهای مقدماتی مثل باز کردن فایل های فشرده می تواند تمرین خوبی واسه این تغییر باشه. در اینجا لیست دستورات رو واسه انواع مختلف فایل ها خدمت تون عرض میکنیم:
فایل tar:
tar xvf file.tar
فایل tar.gz :
tar xvfz file.tar.gz
فایل tar.bz2 :
tar xvfj file.tar.bz2
فایل tgz :
tar xzvf file.tgz
فایل zip :
unzip file.zip
در رایانش، بویژه مبحث انتقال داده و ذخیرهسازی، بلاک (به انگلیسی: Block) دنبالهای از بیتها یا بایتها است که طول ثابتی دارد (که به آن طول بلاک میگویند). فرایند قرار دادن دادهها در بلاکها را بلاکبندی میگویند و دادههایی که از چنین ساختاری برخوردارند، دادههای بلاکبندیشده نام دارند. بلاکبندی برای تسهیل کردن نقل و انتقال اطلاعات استفاده میشود. هر بلاک معمولاً به یکباره از روی دیسک (یا هر دستگاه دیگر) خوانده شده و به حافظه آورده میشود. بلاکبندی کردن اطلاعات سبب بهبود عملیات ورودی/خروجی میشود. در بین هر دو بلاک، یک فضای بلااستفاده وجود دارد که به آن گپ میگویند. این فضا برای تنظیم کردن سرعت هد، تشخیص ابتدا و انتهای هر بلاک و ... مورد نیاز است. بلاکبندی تقریباً در تمام رسانهها از نوار مغناطیسی گرفته تا رسانههای چرخشی مانند دیسک سخت و سیدیرام و همینطور حافظه NAND استفاده میشود.
✨نسخه نهایی GRUB2.02 منتشر شد ✨
سرانجام، پس از چند سال پروژه نرم افزاری GRUB2.02 از نسخه بتا به نسخه پایدار آن ارتقا یافت.
در نسخه پایدار GRUB2.02 وضعیت امنیتی به طور چشمگیری بهبود یافته است.
به این منظور قابلیتی اختیاری به GRUB اضافه شده است که تمام فایل های دیسک از طریق امضای دیجیتالی مجزا توسط Core Image خوانده شوند.
از ویژگی های برجسته GRUB2.02 می توان به موارد زیر اشاره کرد:
🔹Big-Endian UFS1 support
🔸experimental 64-bit EXT2 support
🔹GPT PReP support
🔸the ability to use LVM UUIDs if available
🔹proper handling of partitioned LVM
🔸CBFS (coreboot) support
🔹ZFS LZ4 support
🔸ZFS features support
🔹XFS V5 format support
🔸LVM RAID1
سرانجام، پس از چند سال پروژه نرم افزاری GRUB2.02 از نسخه بتا به نسخه پایدار آن ارتقا یافت.
در نسخه پایدار GRUB2.02 وضعیت امنیتی به طور چشمگیری بهبود یافته است.
به این منظور قابلیتی اختیاری به GRUB اضافه شده است که تمام فایل های دیسک از طریق امضای دیجیتالی مجزا توسط Core Image خوانده شوند.
از ویژگی های برجسته GRUB2.02 می توان به موارد زیر اشاره کرد:
🔹Big-Endian UFS1 support
🔸experimental 64-bit EXT2 support
🔹GPT PReP support
🔸the ability to use LVM UUIDs if available
🔹proper handling of partitioned LVM
🔸CBFS (coreboot) support
🔹ZFS LZ4 support
🔸ZFS features support
🔹XFS V5 format support
🔸LVM RAID1
2016 State of DevOps Report.pdf
3.4 MB
وضعیت devops
Forwarded from yashar esmaildokht 🐧
Forwarded from yashar esmaildokht 🐧
اسم دستور lstopo که برای نصب باید بسته hwloc نصب باشه
Forwarded from yashar esmaildokht 🐧
lstopo-no-graphics
برای محیط خط فرمانی
برای محیط خط فرمانی