Forwarded from Dr. Morris Setudegan
"انسان با نادیدهگرفتن عقدههایش آزاد نمیشود؛ آزادی زمانی آغاز میشود که با آنها به سازگاری برسد. زیرا همین عقدهها هستند که بیصدا، مسیر رفتارهای ما را در جهان ترسیم میکنند."
م. ستودگان
م. ستودگان
👍4💯4😍2
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
انقلاب واقعی آن لحظهایست که انسان جرأت میکند آینده را از دل ترسها و عادتهای کهنه بیرون بکشد و به جهان بگوید: "میشود طور دیگری هم زیست، انگونه که در شان انسان است."
موریس ستودگان✨
موریس ستودگان
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👏3💯3
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
سال نو میلادی رو به همه دوستان تبریک میگم؛
سالی که آرزو دارم پایان سرکوب، سکوت و تحمیل باشه. به امید آزادی ایران از خشونت، دروغ و تبعیض، و روزی که زندگی، زن، مرد و آینده، گروگان یک عده مذهبی اشغالگر نباشه، ارزوی ماست.
امیده که این سال، سال بازپسگیری کرامت، صدا و حق انتخاب مردم ایران و بازگشت به وطن باشه.
نور بر تاریکی پیروزه، موریس ستودگان✨
سالی که آرزو دارم پایان سرکوب، سکوت و تحمیل باشه. به امید آزادی ایران از خشونت، دروغ و تبعیض، و روزی که زندگی، زن، مرد و آینده، گروگان یک عده مذهبی اشغالگر نباشه، ارزوی ماست.
امیده که این سال، سال بازپسگیری کرامت، صدا و حق انتخاب مردم ایران و بازگشت به وطن باشه.
نور بر تاریکی پیروزه، موریس ستودگان
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤9🍓1
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
(Secondary Trauma / Vicarious Trauma)
آسیب ثانویه یعنی: فرد خودش مستقیماً در معرض خشونت، سرکوب یا فاجعه نبوده، اما از طریق تماشای مداوم، شنیدن، همذاتپنداری عاطفی و درگیری ذهنی با رنج دیگران دچار علائم روانی واقعی میشود.
این آسیب «خیالی» یا «ضعف» نیست؛
سیستم عصبی واقعاً فعال و فرسوده میشود.
اصطلاحات نزدیک:
Secondary Traumatic Stress
Vicarious Trauma
Collective Trauma
Moral Injury
(وقتی حس بیعدالتی و ناتوانی پررنگ است)
مکانیسم عصبی–روانی
مغز بین «دیدن مکرر خشونت» و «تجربه مستقیم» همیشه فرق نمیگذارد
آمیگدالا دائم فعال میماند → حالت هشدار مزمن
کورتیزول بالا → بیخوابی، تحریکپذیری، افسردگی
حس کنترل صفر + مسئولیت اخلاقی بالا = فرسودگی شدید
چرا در انقلابها این آسیب شدیدتر است؟
چون سه عامل همزمان وجود دارد:
پیوند هویتی
«این مردم، مردم من هستند»
«میتوانستم جای آنها باشم»
تماس مداوم با تصاویر واقعی
ویدیوهای شکنجه، تیراندازی، جنازه
خبرهای شبانهروزی بدون فاصله امن
ناتوانی در عمل
نه میتوانی برگردی
نه میتوانی کمک مؤثر کنی
فقط میبینی و میسوزی
این ترکیب، دقیقاً دستور ساخت آسیب
ثانویه است.
مثالهای مشخص از انقلاب (افراد خارج از کشور)
مثال ۱: بیخوابی مزمن
فردی در آلمان یا کانادا:
ساعتها شب گوشی دستش است
میگوید: «اگه نخونم انگار خیانت کردم»
بدن در حالت جنگ است، حتی در تخت خواب
→ این هایپراَروزل ناشی از آسیب ثانویه است، نه استرس ساده
مثال ۲: عصبانیت ناگهانی و پرخاشگری
با خانواده یا دوستان کوچکترین بحث را انفجاری جواب میدهد
از آدمهای «بیتفاوت» متنفر میشود
احساس میکند کسی «حق زندگی عادی» ندارد
→ نشانهی خستگی اخلاقی (Moral Exhaustion)
مثال ۳: افسردگی همراه با گناه
«من اینجام امنم، اونا دارن میمیرن»
لذت از غذا، رابطه، طبیعت از بین میرود
احساس بیارزشی یا بیمعنایی
→ ترکیب Survivor’s Guilt + Secondary Trauma
مثال ۴: بیحسی عاطفی (Numbing)
بعد از مدتی:
دیگر حتی خبرهای بد هم اشک نمیآورد
احساس تهی بودن
قطع ارتباط با بدن
→ این مکانیسم دفاعی سیستم عصبی است، نه بیرحمی
نکته مهم: این افراد «ضعیف» نیستند
برعکس:
همدلی بالا دارند
وجدان اخلاقی فعال
سیستم عصبی حساستر (که هم نعمت است هم هزینه)
چه چیزی کمک میکند؟ (خیلی کوتاه و عملی)
نه قطع کامل خبر، نه غرقشدن:
دوزبندی آگاهانه خبر
۱–۲ بازه مشخص در روز
نه قبل خواب
بازگشت به بدن
پیادهروی، نفس عمیق، آب گرم
بدن باید بفهمد «الان امنی»
تبدیل ناتوانی به کنش کوچک
نوشتن، ترجمه، کمک رسانهای، حمایت عاطفی
حتی کوچک → سیستم عصبی آرامتر میشود
نامگذاری تجربه
گفتن اینکه: «این آسیب ثانویه است»
همین نامگذاری، شرم را کم میکند
تهیه شده در +Think م. ستودگان
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
در بستر انقلاب، خیابان، سرکوب، دستگیری، مجروحیت و شاهد مرگ دیگری بودن.
ترومای اولیه زمانی رخ میدهد که فرد:
خودش مستقیماً در معرض تهدید مرگ، خشونت شدید یا آسیب جدی قرار گرفته
یا با چشم و بدن خودش شاهد مجروح شدن، کشته شدن یا شکنجه دیگران بوده
و در آن لحظه احساس کرده:
«کنترلی ندارم، ممکن است بمیرم»
در انقلابها، ترومای اولیه اغلب ترومای حاد + جمعی + سیاسی است؛
یعنی همزمان هم فردی است، هم تاریخی، هم هویتی.
مثال ۱: مواجهه مستقیم با مرگ
دیدن شلیک به انسان زنده
دیدن جان دادن دوست یا غریبه
دیدن جسد روی زمین
مثال ۲: آسیب جسمی + شوک روانی
زخمی شدن با گلوله، ساچمه، باتوم
خونریزی شدید
فرار در حالی که بدن آسیب دیده
مثال ۳: تعقیب، محاصره، فرار
دویدن در کوچهها
قایم شدن
شنیدن فریاد و تیر
مثال ۴: بازداشت یا نزدیک به بازداشت
دستگیری کوتاه
تهدید، تحقیر، چشمبند
شنیدن صدای شکنجه دیگران
بیخوابی یا کابوس
گوشبهزنگی دائمی (Hypervigilance)
تپش قلب، درد معده، تنفس سطحی
واکنش شدید به صدا (موتور، ترمز، فریاد)
فلشبک (تصویر، بو، صدا)
احساس غیرواقعی بودن دنیا (Derealization)
بیحسی یا انفجار خشم
شرم یا گناه:
«چرا من زندهام؟»
علائم هویتی
تغییر نگاه به انسان، دنیا، آینده
شکستن اعتماد پایه
احساس «دیگه اون آدم قبلی نیستم»
نشانهی عبور از تجربهای غیرانسانیاند.
اگر علائم بیش از ۱ ماه
با اختلال در خواب، کار، رابطه
همراه با اجتناب شدید یا فلشبک
→ بررسی تخصصی لازم است.
1. اولین قدم: ایمنی
سیستم عصبی تا وقتی حس نکند «الان امنم»، ترمیم نمیشود.
محیط قابل پیشبینی
خواب منظم (حتی با کمک کوتاهمدت)
کاهش محرکها
2. کار با بدن، قبل از ذهن
ترومای خیابان بدنی است
پیادهروی آرام
نفس عمیق طولانی
آب گرم
لمس امن (پتو، زمین)
3. روایت کنترلشده، نه غرقشدن
گفتن تجربه به فرد امن
بدون فشار برای «جزئیات»
به ریتم بدن احترام گذاشتن
4. معنا بدون قهرمانسازی
نه انکار رنج
نه اجبار به «قوی باش»
اغلب مانع سوگواری میشود.
5. درمانهای مؤثر
اگر امکانش هست:
Trauma-focused CBT
EMDR
Somatic / Body-based therapy
ACT (برای زندگی بعد از تروما)
جمله مهم
«واکنشهای تو، واکنش طبیعی به موقعیتی غیرطبیعی است.حتما مراقب خود و اطرافیان باشید.
بدن تو دیوانه نشده؛ زنده مانده.»
ارادت دکتر موریس ستودگان +Think
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤1
Forwarded from 🚀Vmess vpn🚀
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from اینترنت آزاد | سرور و کانفیگ ضد نت ملی
Anti Meli.npvt
3.3 KB
اینترنت آزاد برای همه
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
اینو مخصوص دوستانی مینویسم که خارج از ایران هستند و تو این چهار هفتهی اخیر، تماس نداشتند و احتمالا از الان مکرر از داخل ایران تماس خواهند داشت.
نکته اینجاست که خودمون هم داریم فرسوده میشیم تو خارج از کشور از بی خبری عزیزان ما.
اصل صفر: "تو درمانگر نیستی"
خیلی مهمه از همینجا شروع کنیم.
وظیفهی تو نجات روانی یا حل بحران انقلابی نیست. تو فقط "یک انسان حامی" هستی، نه رواندرمانگر، نه خبرنگار، نه فعال عملیاتی.
اگر مادرت میگه:
"تو باید به من بگی چیکار کنم، من دارم دیوونه میشم"
پاسخ سالم:
"میفهمم چقدر سخته، ولی من نمیتونم راهحل بدم. فقط میتونم کنارت باشم و گوش بدم."
اصل ۱: تماس را "قاببندی" کن (Frame the call)
تماسِ بدون چارچوب = فرسودگی دوطرفه میاره.
قبل یا ابتدای تماس، قاب زمانی و محتوایی بده.
"الان ۳۰ دقیقه میتونم حرف بزنم."
"میتونیم درباره حالت حرف بزنیم، ولی وارد جزئیات خبرها نشیم."
"اگه دیدم حالم داره بد میشه، مکالمه رو قطع میکنم."
داییات هر شب ۲ ساعت از اعدام و شکنجه میگه و برات سخته شتیدنش؛ تو میگی:
"برام مهمی، ولی فقط ۴۰ دقیقه میتونم گوش بدم. بعدش باید تماس رو تموم کنیم."
اصل ۲: گوش دادن همدلانه نه تأیید فاجعه
گوش بده، اما هیجان رو تشدید نکن.
"آره، وضع خیلی وحشتناکه، دیگه امیدی نیست..."
"این آخرشه، همهچی تموم شد."
"خیلی ترسناک به نظر میاد"
"حق داری اینقدر مضطرب باشی"
"میبینم چقدر فشار روت زیاده"
خاله میگه: "همه رو میکشن، نوبت ما هم میرسه"
پاسخ سالم:
"میفهمم ترست واقعیه. بیا الان فقط روی این فکر کنیم که امشب چطور آرومتر بخوابی. چی نیاز داری؟
اصل ۳: از جزئیات خشن جلوگیری کن
جزئیات تصویری و خشن تروما را منتقل میکند (Secondary Trauma).
"لطفاً وارد جزئیات صحنه نشو"
"میدونم اتفاق وحشتناکه، لازم نیست دقیق توصیفش کنی، من دیدم به اندازه کافی تو میدیا"
پسرخاله شروع میکنه شرح گلوله و خون و تو میگی:
"ببخش، نمیتونم این بخشش رو بشنوم، ولی هنوز میخوام حالت رو بدونم."
اصل ۴: از "چرا" سؤال نپرس
"چرا" در تروما = احساس گناه و درماندگی.
چرا رفتی خیابون؟
چرا فرار نکردی؟
بپرس جاش: "الان کجایی؟"
"بدنت الان چطوره؟"
"امشب کی کنارت هست؟"
دوستت میگه مجروح شده و بهجای تحلیل سیاسی، بپرس:
"الان امنیت داری؟ کسی پیشته؟"
اصل ۵: امید تزریقی ممنوع
امید مصنوعی مثل "همهچی درست میشه" معمولاً خشم یا ناامیدی میسازه.
"نگران نباش، تموم میشه"
"اینها آخرین نفسهاشونه"
بجاش میگیم
"الان دورهی خیلی سختیه"
"ما لازم نیست آینده رو حل کنیم، فقط امروز رو مدیریت کنیم."
اصل ۶: بعد از تماس، تخلیه کن
تماسها را در خودت نگه ندار.
بعد از هر تماس سنگین:
۵ دقیقه راه برو
نفس عمیق ۴–۶
بنویس "چی شنیدم / چی حس کردم"
تماس بعدی رو حداقل ۱ ساعت عقب بنداز
بیخوابی
تحریکپذیری
بیحسی عاطفی
وسواس خبر
اگر اینها هست ، حتما تماسها رو کمتر کن، نه بیشتر.
اصل ۷: اجازه بده سکوت هم کمک باشه
لازم نیست همیشه چیزی بگی.
"من اینجام. دارم گوش
میدم."
یا حتی:
"نمیدونم چی بگم، ولی تنها نیستی."
تو مسئول نجات نیستی
تماس باید مرز داشته باشه
جزئیات خشن رو قطع کن
امید دروغین نده
بعدش از خودت مراقبت کن.
دکتر موریس ستودگان
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🥴1
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
ویژه مشاوران مدرسه و والدین
مقدمه
دانشآموزانی که در بستر انقلاب، سرکوب، خشونت خیابانی یا اضطراب جمعی زندگی میکنند، در معرض فشارهای روانی شدید و مداوم هستند. این فشارها میتوانند به شکل خشم، اضطراب، بیخوابی، افت تحصیلی، کنارهگیری اجتماعی یا رفتارهای پرخطر بروز پیدا کنند. این جزوه با هدف ارائهی راهنمایی عملی و قابل اجرا برای مشاوران مدرسه تدوین شده است تا بتوانند هم به دانشآموزان و هم به والدین کمک مؤثر ارائه دهند.
ویژگیهای شایع:
برانگیختگی عصبی بالا (زود عصبی شدن، بیقراری، پرخاش)
نوسان شدید هیجانی (خشم، امید، ناامیدی)
احساس مسئولیت بزرگتر از سن
بیاعتمادی به بزرگسالان و نهادها
این واکنشها نشانه اختلال رفتاری یا لجبازی نیستند؛ بلکه پاسخ طبیعی روان به وضعیت غیرطبیعیاند.
۱. کوچکسازی هیجان
«تو هنوز بچهای، نمیفهمی»
۲. ترساندن افراطی
«اگر بری بیرون، نابود میشی»
۳. کنترل بهجای گفتوگو
قطع کامل اینترنت، تنبیه، تهدید
پیامد مشترک: افزایش خشم پنهان، بیاعتمادی و رفتارهای انفجاری
اصل طلایی:
تنظیم هیجان قبل از هدایت رفتار
۱. نامگذاری هیجان
مثال:
«میبینم عصبانی و نگران هستی. این حسها طبیعیاند.»
۲. تفکیک احساس از رفتار
«احساست قابل درکه، ولی بیایم راهی امنتر پیدا کنیم.»
۳. اختیار محدود
«نظرت محترمه. با هم درباره حد و مرزها تصمیم بگیریم.»
تکنیک ۱: پنجره تحمل
شناسایی علائم بدن (تپش قلب، دلدرد)
توقف قبل از واکنش
تکنیک ۲: بهداشت خبر
اخبار حداکثر ۲ بار در روز
پرهیز از دیدن ویدئوهای خشن قبل از خواب
تکنیک ۳: تبدیل خشم به کنش سالم
نوشتن، نقاشی، گفتوگوی گروهی امن
فعالیت داوطلبانه یا آموزشی
۱. ایجاد فضای امن روانی
بدون قضاوت، بدون برچسب
۲. واسطهگری بین والد و دانشآموز
ترجمه خشم به ترس و دغدغه معنا
۳. نرمالسازی واکنشها
«در شرایط غیرعادی، واکنش غیرعادی بیماری نیست
تهیه شده در +Think
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤2
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دوستان من سیاستمدار نیستم ولی اگر با نگاه سیستمی به شواهد و نشانه های حاضر در ایران نگاه کنیم، میتوانیم نتایج فوق را براورد کنیم.
این مهمترین نشانه است. متظورم دعوای جناحی اصلاح طلب و اصولگرا یا اختلاف مجلس و دولت و حرفهای کنترلشده نیست. عمدتا عدم اطاعت بخشی از نیروهای امنیتی و اداری و یا استعفاهای معنادار وزرا یا "کنار کشیدن خاموش"، همچنان لو رفتن اسناد از درون خود سیستم،
دوگانگی در دستور سرکوب (دستور هست، اجرا شل میشود و مجبورند از خارج نیرو نیابتی وارد کنند.)
در یک نمونه تاریخی، شوروی بهترین مثال است: وقتی حزب دیگر حاضر نشد "هزینه دفاع" بدهد یا در سال ۵۷ در ایران وقتی ارتش گفت "بیطرف"...
انقلابها معمولا با خشم شروع نمیشوند؛ با بیاعتنایی عمومی تمام میشوند.
نشانههایی که باید دنبال کرد؛ مردم دیگر حتی از سرکوب هم "شگفتزده" نمیشوند یا نمیترسند. قانون مسخره میشود، نه ترسناک، نرفتن، نپرداختن، شرکت نکردن...و
کارمندان حداقلی کار میکنند همان پدیده slowdown.
بهترین مثال سیاسی؛ آلمان شرقی ۱۹۸۹ دقیقاً همینجا فرو ریخت. وقتی دیدیم: "مردم حتی عصبانی هم نیستند؛ بیاعتنا هستند"،
هر رژیم با "داستان" زنده است، نه با زور.
نشانهٔ خطر انجاست که حتی طرفدارانش دیگر از روی ایمان دفاع نمیکنند. دفاعها توجیهی، عصبی، پرخاشگرانه میشود. و
طنز، تمسخر، میمها از ترس قویتر میشوند.
مثال خوب سباسی شوروی میباشد: مردم میخندیدند به تلویزیون یا در سال ۵۷ شاهنشاه فرمودن "صدای انقلاب شما را شنیدم"، یعنی روایت تمام شده
نه صرفاً فقر مد نظر من است، بلکه ناتوانی حکومت در مدیریت بحران.
نشانههای این مرحله؛ حقوقها با تأخیر یا بیاثر، ناتوانی در تأمین کالاهای حیاتی یا تصمیمهای متناقض اقتصادی و همچنین فروش آینده برای زنده ماندن امروز
"حکومتی فقط مسکن میدهد، نه راهحل..."
این نکته خیلی ظریف است.
نه اینکه حزب آماده یا رهبر کاریزماتیک کامل، بلکه بیشتر
مردم دیگر "بیتصور" نیستند.
گفتنِ "بعدش چی میشه" کمتر ترسناک است و آینده قابل تصور میشود.
از نگاه سیاسی قبل از سقوط، مردم اول در ذهنشان از نظام عبور میکنند بعد در خیابان.
و من میخواهم دقیقاً به همین اشاره کنم که سقوط از ۱۴۰۱ بعد از جنبش زن زندگی آزادی شروع شده و نافرمانی های اجتماعی بهترین شاهد برای لرزاندن ستون استبداد و دیکتاتور دینی بود. رژیم در اینجا به یک بنبست سیاسی رسیده و پایان هولناک اما قطعی.
آخرین فاز، خطرناکترین و خشنترین فاز است. چون سیستم میفهمد، باخته است و مانند حیوانی زخمی با درندهخو حمله میکند. ولی میدانیم که همه انقلاب ها از خون سیراب شدهاند.
ادامه دارد....
۱-۲
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
امروز ایران ماتمزده است و این ماتم از نوع غم تنها نیست بلکه توام با خشم و انتقام است. بدون هیجانسازی، ایران دقیقاً کجای این مسیر ایستاده با همان چارچوب سیستمی تاریخی که گفتیم، تحلیل کنیم؛ میدانیم که فروپاشی رژیمهای اقتدارگرا به ۵ فاز تقسیم میشوند،
ایران امروز بین فاز ۳ و ورود به فاز ۴ است ولی با احتیاط میگویم چون طبل جنگ زده شده ولی سیاست با ارابه خرگوش میگیرد و در سیاست هیچ چیز مطمین نیست.
🌇 فاز ۱: نارضایتی خام
از این مرحله سالهاست رد شدهایم. همان اعتراضات پراکنده، امید به اصلاح، ترس غالب ...
🌇 فاز ۲: انفجار خشم
این هم پشت سر گذاشته شده
مثل اعتراضات سراسری، سرکوب شدید، شوک اولیه و بازار متبلور...
از نگاه من جنیش ۱۴۰۱ نقطهی پایان فاز ۲ بود.
🌇 فاز ۳: مرگ مشروعیت + عادیشدن بحران و از نگاه من ایران امروز اینجاست. نشانههای قطعی فاز ۳ (که الان میبینیم):
اکثریت بزرگ جامعه نه اصلاح میخواهد، نه سازش را باور دارد
و قانون دیگر "مرجع اخلاقی" نیست. مخصوصا بعد از کشتار بیرحمانه ۱۷ تا ۱۹ دی امسال. شاید کمی ترس هست و این انسانیست اما فلجکننده نیست.
و قبلا با مهاجرت نخبگان شتابدار و مشارکت سیاسی فروپاشیده و یا طنز، تمسخر، بیاعتنایی گسترده به قوانین مانند حجاب اجباری.
🤴 این فاز خطرناک برای جامعه است، اما کشنده برای رژیم. نکته اینجاست که رژیم هنوز زور اسلحه دارد، اما دیگر معنا و مشروعیت ندارد.
👑 فاز ۴: شکاف در قدرت + نافرمانی مؤثر
⏳ ایران بعد از مرگ خمینی (لعنت الله علیه) همیشه در این فاز بوده، مرگ رفسنجانی ملعون و منتظری و رئیسی قاتل همه و همه بیانگر این است، اما به شکل کودتا کامل نشده...
نشانههایی که شروعش را میبینیم: فرسودگی نیروهای سرکوب، ورود نیابتی ها، خلع سلاح ارتش در روزهای ۱۷ تا ۱۹ دی، بیانگیزگی بدنه اداری، تناقض در تصمیمهای دولت پزشکیان و سپاه پاسداران با سیگنالهای متفاوت به امریکا و اسرائیل و پذیرش شرایط پشت پرده های قطر. و همچنین افزایش افشاگریهای درون سیستمی و سیستم قوی جاسوسی برای انگلیس و اسرائیل در بالاترین سطوح نظام،
عقبنشینیهای تاکتیکی بیسر و صدا و باجدادن به امریکا و اسرائیل و اخبار دروغ به حامیان اندک ولی خوشباور و منفعتطلب.
و نشانههایی که هنوز کامل نشده: یک نافرمانی هماهنگ سراسری، شکاف علنی و غیرقابلجمع در رأس (مانند پیام روحانی و وزیر خارجه او به دفتر شاهزاده) و همچنین فلج اقتصادی همزمان با نافرمانی که شاهد سقوط عظیم بورس ایران و خارج کردن میلیاردها دلار (به گفته خزانه داری امریکا) توسط مجتبی خامنهای به صورت رمز ارز و ... ایران در این فاز هم برای فروپاشی بسیار پیشرفت کرده.
👑 فاز ۵: فروپاشی یا انتقال
هنوز وارد این فاز نشدهایم ولی بزودی امکان ان وجود دارد. نکتهی مهم این است: هیچ رژیمی از فاز ۳ به عقب برنمیگردد. یعنی یا به فاز ۴ و ۵ میرود، یا در فاز ۳ میپوسد تا فروبریزد. قبلا هم گفتم ایران نشانههای فراوانی از هر دو فاز ۳ و ۴ را دارد.
👑 از نظر تاریخی "بهزودی" برای مردم یعنی فردا و این هفته. ولی "بهزودی" برای تاریخ یعنی ۱ تا ۳ سال که در ایران از جنبش مهسا آغاز شد. و یکبار دیگر تاریخ نشان داد؛ زمان کار خودش را میکند، نه با شتاب، نه با وعدهٔ فوری گرچه متاسفانه بهای گزافی پرداخت کردیم.
اگر جنگی با امریکا و اسرائیل شروع شود، سقوط ناگهانی فردا ممکن میشود. و با داشتن آلترناتیو شاهزاده بازگشت به ثبات ممکن میشود. چون رژیم به مرحلهی فرسایش نهایی ورود کرده بود و تغییر برگشتناپذیر از نگاه سیستمی کاملا قابل پیشبینی میباشد.
به امید پیروزی نور بر ظلمت و به پاس خون مبارزان انقلاب ملی و همه آنانی که در راه وطن در این ۴۷ سال گذشته جان و زندگی و ارزوهای خود را هدیه کردهاند، تا اخر این راه خواهیم رفت. پاینده ایران👑
دکتر موریس ستودگان +Think
۲۷ ژانویه ۲۰۲۶ / ۷ بهمن ۱۴۰۴
۲-۲
ایران امروز بین فاز ۳ و ورود به فاز ۴ است ولی با احتیاط میگویم چون طبل جنگ زده شده ولی سیاست با ارابه خرگوش میگیرد و در سیاست هیچ چیز مطمین نیست.
از این مرحله سالهاست رد شدهایم. همان اعتراضات پراکنده، امید به اصلاح، ترس غالب ...
این هم پشت سر گذاشته شده
مثل اعتراضات سراسری، سرکوب شدید، شوک اولیه و بازار متبلور...
از نگاه من جنیش ۱۴۰۱ نقطهی پایان فاز ۲ بود.
اکثریت بزرگ جامعه نه اصلاح میخواهد، نه سازش را باور دارد
و قانون دیگر "مرجع اخلاقی" نیست. مخصوصا بعد از کشتار بیرحمانه ۱۷ تا ۱۹ دی امسال. شاید کمی ترس هست و این انسانیست اما فلجکننده نیست.
و قبلا با مهاجرت نخبگان شتابدار و مشارکت سیاسی فروپاشیده و یا طنز، تمسخر، بیاعتنایی گسترده به قوانین مانند حجاب اجباری.
⏳ ایران بعد از مرگ خمینی (لعنت الله علیه) همیشه در این فاز بوده، مرگ رفسنجانی ملعون و منتظری و رئیسی قاتل همه و همه بیانگر این است، اما به شکل کودتا کامل نشده...
نشانههایی که شروعش را میبینیم: فرسودگی نیروهای سرکوب، ورود نیابتی ها، خلع سلاح ارتش در روزهای ۱۷ تا ۱۹ دی، بیانگیزگی بدنه اداری، تناقض در تصمیمهای دولت پزشکیان و سپاه پاسداران با سیگنالهای متفاوت به امریکا و اسرائیل و پذیرش شرایط پشت پرده های قطر. و همچنین افزایش افشاگریهای درون سیستمی و سیستم قوی جاسوسی برای انگلیس و اسرائیل در بالاترین سطوح نظام،
عقبنشینیهای تاکتیکی بیسر و صدا و باجدادن به امریکا و اسرائیل و اخبار دروغ به حامیان اندک ولی خوشباور و منفعتطلب.
و نشانههایی که هنوز کامل نشده: یک نافرمانی هماهنگ سراسری، شکاف علنی و غیرقابلجمع در رأس (مانند پیام روحانی و وزیر خارجه او به دفتر شاهزاده) و همچنین فلج اقتصادی همزمان با نافرمانی که شاهد سقوط عظیم بورس ایران و خارج کردن میلیاردها دلار (به گفته خزانه داری امریکا) توسط مجتبی خامنهای به صورت رمز ارز و ... ایران در این فاز هم برای فروپاشی بسیار پیشرفت کرده.
هنوز وارد این فاز نشدهایم ولی بزودی امکان ان وجود دارد. نکتهی مهم این است: هیچ رژیمی از فاز ۳ به عقب برنمیگردد. یعنی یا به فاز ۴ و ۵ میرود، یا در فاز ۳ میپوسد تا فروبریزد. قبلا هم گفتم ایران نشانههای فراوانی از هر دو فاز ۳ و ۴ را دارد.
اگر جنگی با امریکا و اسرائیل شروع شود، سقوط ناگهانی فردا ممکن میشود. و با داشتن آلترناتیو شاهزاده بازگشت به ثبات ممکن میشود. چون رژیم به مرحلهی فرسایش نهایی ورود کرده بود و تغییر برگشتناپذیر از نگاه سیستمی کاملا قابل پیشبینی میباشد.
به امید پیروزی نور بر ظلمت و به پاس خون مبارزان انقلاب ملی و همه آنانی که در راه وطن در این ۴۷ سال گذشته جان و زندگی و ارزوهای خود را هدیه کردهاند، تا اخر این راه خواهیم رفت. پاینده ایران
دکتر موریس ستودگان +Think
۲۷ ژانویه ۲۰۲۶ / ۷ بهمن ۱۴۰۴
۲-۲
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤1