Forwarded from Dr. Morris Setudegan
همونطور که خانههایمان را از گرد و غبار کهنه در نوروز پاک میکنیم، ذهنهایمان نیز نیاز به رهایی از افکار پوسیده و باورهای منسوخ دارند. خانهتکانی ذهن یعنی کنار گذاشتن کینهها، رها شدن از ترسها و باور به اینکه روشنایی جای تاریکی را خواهد گرفت.
فواید خانهتکانی ذهن فراتر از تصفیهی افکار منفی است؛ این فرآیند ما را به دروننگری دعوت میکند، تا ارزشهایمان را بازبینی کنیم و به ارزش های خودمان فرصت تولدی دوباره بدهیم. با پاکسازی ذهن، راه برای ایدههای نو باز میشود، آرامش به دلها بازمیگردد و خلاقیت در زندگی جاری میگردد.
خانهتکانی ذهن یعنی باز کردن درهای فکر برای ورود امید، شجاعت و دانایی. یعنی باور به این که زندگی همیشه فرصت دوبارهای برای شکوفایی دارد. با دور ریختن افکار کهنه و جلا دادن به باورهای مثبت، ما نه تنها خودمان را از زنجیرهای گذشته آزاد میکنیم، بلکه فضای کافی برای رویاهای تازه و هدفهای جدید ایجاد مینماییم.
بیایید خانههای ذهنمان را بتکانیم و اجازه دهیم نور آگاهی، روشناییبخش مسیر آیندهمان باشد.
ارادتمند، موریس ستودگان
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤2👍1
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر کاترین مانیکس، پزشک متخصص مراقبتهای تسکینی و نویسنده کتاب «با پایان در ذهن» (With The End in Mind)، تجربیات و مشاهدات خود را درباره لحظات پیش از مرگ به اشتراک گذاشته است. او توضیح میدهد که مرگ یک فرایند طبیعی است که شباهتهایی با خوابیدن دارد. به تدریج، فرد خستهتر شده و بیشتر میخوابد تا جایی که به حالت بیهوشی عمیق فرو میرود. این بیهوشی ترسناک نیست و فرد در این حالت هیچ دردی را احساس نمیکند.
یکی از پدیدههایی که ممکن است در لحظات پایانی زندگی مشاهده شود، «جغجغه مرگ» است. این صدا شبیه غرغره کردن است و به دلیل تجمع مخاط و مایعات در راههای هوایی فرد در حال احتضار ایجاد میشود. با این حال، دکتر مانیکس تأکید میکند که این صدا نشاندهنده بیهوشی عمیق فرد است و او در این حالت در آرامش به سر میبرد.
همچنین، پدیدهای به نام «هوشیاری پایانی» وجود دارد که در آن برخی افراد کمی قبل از مرگ ناگهان انرژی زیادی از خود نشان میدهند، بیدار میشوند، با دیگران صحبت میکنند و حتی خاطرات فراموششده را به یاد میآورند.
در مجموع، دکتر مانیکس معتقد است که مرگ یک فرایند طبیعی است و نباید از آن ترسید. او تلاش میکند با ارائه این اطلاعات، به کاهش ترس و اضطراب مرتبط با مرگ کمک کند.
کتاب «با پایان در ذهن» (With The End in Mind) نوشتهی کاترین مانیکس به تجربههای نویسنده در زمینهی مراقبتهای تسکینی و مواجهه با بیماران در حال مرگ میپردازد.
مانیکس بر این نکته تأکید دارد که مرگ بخشی از چرخهی طبیعی زندگی است و نباید آن را صرفاً بهعنوان یک اتفاق ترسناک یا غیرعادی ببینیم. او مرگ را با خوابیدن مقایسه میکند و توضیح میدهد که بدن به تدریج وارد یک حالت آرامش و بیهوشی میشود.
یکی از نکات کلیدی کتاب این است که بسیاری از افراد از صحبت درباره مرگ اجتناب میکنند، اما مواجهه با آن به کاهش ترس و اضطراب کمک میکند. مانیکس معتقد است که صحبت صادقانه دربارهی مرگ، هم برای بیماران و هم برای خانوادهها آرامشبخش است.
پدیدهای که مانیکس به آن اشاره میکند، این است که برخی بیماران در لحظات پایانی زندگی، ناگهان به حالت هوشیاری و انرژی میرسند، با دیگران صحبت میکنند و خاطراتشان را مرور میکنند. این حالت میتواند برای خانوادهها دلگرمکننده باشد، اما باید آگاه باشند که این معمولاً یک نشانه نزدیک شدن مرگ است.
مانیکس بر اهمیت همراهی دلسوزانه با افراد در حال مرگ تأکید میکند. او بر این باور است که همدلی، گوش دادن فعال و حضور در کنار بیمار میتواند آرامش روانی زیادی ایجاد کند و احساس تنهایی و ترس را کاهش دهد.
یکی از پیامهای محوری کتاب این است که پذیرش مرگ به عنوان یک واقعیت زندگی، به افراد کمک میکند تا از لحظات باقیماندهی زندگی بهره بیشتری ببرند. این رویکرد همچنین به خانوادهها کمک میکند که درک بهتری از مرگ داشته باشند و با آن به شکلی سالمتر روبهرو شوند.
این کتاب با روایتهای واقعی و توصیفات انسانی و احساسی، تلاش میکند به خوانندگان کمک کند تا دیدگاه متفاوتی نسبت به مرگ داشته باشند و با ترسها و نگرانیهای خود بهتر کنار بیایند.
مقالهای با عنوان «مرگ خوب در مراقبتهای تسکینی هنگام پایان عمر در سالمندان» بسیار مفید می باشد و کتاب «مسئله مرگ و زندگی» نوشته اروین یالوم نیز توصیه میشود که به بررسی رنج و فقدان و وداع با عزیزان میپردازد.
#لحظات_پیش_از_مرگ
تهیه در +Think
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
"درد اجتنابناپذیره، ولی رنج اختیاریه!" موراکامی
امروز صبح این جمله رو از موراکامی میخوندم و بهش فکر کردم که چی میخواد به ما بگه. این یک جمله بازتابدهندهی دیدگاهی رایج تو فلسفه و روانشناسی شرق هست. درد —چه جسمی و چه روانی— بخشی اجتنابناپذیر از زندگی ماست. ولی رنج بیشتر به چگونگی تفسیر و واکنش ما نسبت به درد بستگی داره.
این دیدگاه با فلسفهی بودایی، رواقیگری، و رویکردهای مدرن روانشناسی مثل درمان پذیرش و تعهد (ACT) نسبتا همخوانی داره. تو ACT هدف اینه که درد رو بدون مقاومت غیرضروری بپذیریم، چرا که مقاومت معمولاً رنج رو تشدید میکنه. به جای تلاش برای حذف درد، میتونیم نحوهی واکنش به اون رو انتخاب کنیم، که از این نظر، رنج "اختیاری" میشه.
یک مثال میزنم؛ فرض کنیم پویا به تازگی شغلش رو از دست داده. این اتفاق بهطور طبیعی باعث درد و ناراحتی اون میشه—احساس ناامیدی، نگرانی مالی، و حتی ترس از آینده. این درد اجتنابناپذیره.
ولی دو تا واکنش ممکنه وجود داشته باشه:
👈سقوط در رنج: پویا ممکنه مدام در ذهن خودش این موضوع رو نشخوار کنه، خودش رو سرزنش کنه، احساس قربانیبودن داشته باشه و در ناامیدی کامل فرو بره. تو این حالت، اون علاوه بر درد از دست دادن شغل، رنجی اضافه هم تجربه میکنه.
👈پذیرش و اقدام: بردیا ممکنه تو همین موقعیت باشه و بپذیره که این اتفاق رخ داده، احساساتش رو بشناسه ولی توشون غرق نشه، و در عوض روی یافتن فرصتهای جدید شغلی تمرکز کنه. بردیا ممکنه همچنان درد رو احساس کنه، ولی اجازه نمیده که به یکرنج پایدار تبدیل بشه. من میگم بردیا میتونه ذهنش رو مدیریت کنه که دچارنوشخوار ذهنی و اضطراب و سترس مضاعف نشه ولی پویا نوشخوار ذهنیش و اضطراب کنترلش میکنه و تو یک چرخه "خود ترحمی و قربانی" تو چرخ فلک قرار میگیره و نمیتونه پیاده شه.
در واقع اینطور میتونم بگم، تفاوت اینجاست که پویا تو مثال ما در برابر واقعیت مقاومت میکنه و در افکار منفی غرق میشه، در حالی که بردیا با پذیرش واقعیت، مسیر بهتری برای خودش میسازه. این همون تفاوت بین "درد" و "رنج" هست که موراکامی میگه درد (از دست دادن شغل) اجتناب ناپذیره ولی رنج (تشویش ذهنی و نوشخوار) اختیاریه.
دکتر موریس ستودگان +think
#موراکامی
#درد_اجباری
#رنج_اختیاری
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤2👍1
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
هورمونها نقش خیلی مهمی تو تنظیم خلق و خو و احساسات ما دارند. بعضی از مهمترین هورمونهایی که روی خلق و خو تأثیر میگذارن رو با هم نگاه کنیم.
* این هورمون با لقب "هورمون شادی" شناخته میشه و نقش کلیدی تو تنظیم خلق و خو، خواب، اشتها و اضطراب داره.
* حالا کمبود سروتونین میتونه باعث افسردگی، اضطراب و اختلالات خواب بشه.
* حالا برای افزایش سروتونین، میتونیم به طور منظم ورزش کنیم، زیر نور خورشید بهره مستقیم ببریم، غذاهای حاوی تریپتوفان (مثل بوقلمون، تخم مرغ و آجیل) بخوریم و مدیتیشن انجام بدیم.
* این هورمون رو با نام "هورمون پاداش" میشناسیم و تو شکل گیری احساس لذت، انگیزه و تمرکز نقش داره.
* حالا کمبود دوپامین میتونه باعث بیانگیزگی، خستگی و عدم تمرکز بشه.
*ولی برای افزایش دوپامین، میتونیم فعالیتهای لذتبخش انجام بدیم، مثلا به موسیقی گوش بدیم، غذاهای با تیروزین (مثل مرغ، ماهی و لبنیات) مصرف کنیم و به اندازه کافی بخوابیم.
* این هورمون با اسم "هورمون عشق" شناخته میشه و در ایجاد احساس نزدیکی، اعتماد و ارتباط اجتماعی نقش داره.
* خیلی مهمه که برای افزایش اکسیتوسین، با عزیزانمون وقت بگذرونیم بجای اینکه مدام تو گوشی باشیم، ماساژ بگیریم، به حیوانات خانگی محبت کنیم و یا تو گلخونه با گلها سر و کله بزنیم و فعالیتهای گروهی انجام بدیم.
* این هورمون با اسم مستعار "هورمون ضد درد" شناخته شده و تو شکل گیری احساس سرخوشی و کاهش درد نقش داره.
* برای افزایش اندورفین، میتونیم ورزش کنیم، بخندیم، غذاهای تند مصرف کنیم و به موسیقی گوش بدیم.
* این هورمون جنسی زنانه است که از غدد جنسی ترشح میشه. سترس میتونه به شدت روی استروژن تاثیر منفی بگذاره و ترشح به میزان کافی اون در بدن میتونه سترس رو کنترل کنه و روی خلق و خو تاثیر مثبت بگذاره. البته آقایون هم استروژن تولید میکنن. چون برای تراکم استخوان یا عملکرد مغز و یا میل جنسی و تولید اسپرم و هم سلامت عروق نقش فراوان داره.
* این هورمون جنسی مردانه که روی پوست تاثیر گذاره. برعکس استروژن در بدن مردان به میزان بالا و در بدن زنان به مقدار بسیار کمی وجود داره. اختلالات هورمونی باعث تولید بیش از حد نرمال در بدن زنان میشه و این امر باعث مشکلات پوست و مو میشه.
در کل تأثیرات عدم تعادل هورمونی بر خلق و خو و بدن میتونه؛
* تغییرات خلقی مثل افسردگی، اضطراب و تحریکپذیری به همراه داشته باشه.
* اختلالات خواب
* تغییرات اشتها
* خستگی و بیحالی
* کاهش میل جنسی
* مشکلات پوست و مو
* یک هورمون استروئیدی که از غدد فوق کلیوی ترشح میشه و نقش حیاتی تو واکنش بدن به سترس داره. در واقع، به کورتیزول "هورمون سترس" میگن ولی این هورمون عملکردهای مهم دیگه ای هم داره، مثلا؛
* پاسخ به سترس: کورتیزول تو پاسخ به سترسهای فیزیکی و روانی ترشح میشه. این هورمون با افزایش قند خون، فشار خون و ضربان قلب، بدن رو برای مقابله با شرایط سترسزا آماده میکنه.
* تنظیم قند خون: کورتیزول با افزایش تولید گلوکز تو کبد، سطح قند خون رو تنظیم میکن.
* تنظیم متابولیسم: اکورتیزول تو متابولیسم پروتئین، چربی و کربوهیدرات نقش داره.
* کاهش التهاب: کورتیزول خواص ضد التهابی داره و میتونه ب التهاب در بدن رو کم کنه.
* تنظیم فشار خون: تو تنظیم فشار خون هم نقش داره.
* تنظیم سیستم ایمنی: کورتیزول روی عملکرد سیستم ایمنی تأثیر میگذاره.
* افزایش وزن، به ویژه تو ناحیه شکم
* افزایش فشار خون
* افزایش قند خون و خطر ابتلا به دیابت نوع 2
* ضعف عضلات
* پوکی استخوان
* اختلالات خواب
* اضطراب و افسردگی
* کاهش میل جنسی
* اختلالات پوستی
* خستگی و ضعف
* کاهش اشتها
* کاهش وزن
* افت فشار خون
* درد عضلانی
* تغییرات خلقی
* مدیریت سترس: تکنیکهای مدیریت سترس مثل مدیتیشن، یوگا و تنفس عمیق میتونن به کاهش سطح کورتیزول کمک کنن.
* خواب کافی: خواب کافی و با کیفیت برای تنظیم سطح کورتیزول ضروریه.
* تغذیه سالم: مصرف غذاهای سالم و متعادل میتونه به کنترل سطح کورتیزول کمک کنه.
* ورزش منظم: ورزش منظم میتونه به کاهش سترس و تنظیم سطح کورتیزول کمک کنه.
* محدود کردن مصرف کافئین و الکل: مصرف بیش از حد کافئین و الکل میتونه سطح کورتیزول رو افزایش بده.
اگه احساس میکنیم که خلق و خوی ما به طور مداوم تحت تأثیر قرار گرفته، بهتره با پزشک مشورت کنیم تا سطح هورمونهای ما بررسی بشه.
تهیه شده در +Think
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤3👍1
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
ده سال همراهی، ده سال اندیشه، ده سال رشد
امروز، +Thinkدهساله شد؛ ده سال از نخستین روزی که این مسیر رو آغاز کردیم، در کنار هم اندیشیدیم، آموختیم و بالیدیم. این ده سال، تنها گذر زمان نبود، بلکه سفری بود به اعماق تفکر، شناخت و توسعه فردی.
از شما، ادمین های بزرگوار و همراهان گرانقدر، که با حضور و تعاملات ارزشمندتون به این فضا جان بخشیدید، صمیمانه سپاسگزارم. شما هستید که +Think رو زنده نگه داشته و هر روز بر غنای گروه افزودهاید.
اما این نقطهای برای ایستادن نیست، بلکه سکویی برای گامهای بلندتریست. آینده، پر از ایدهها، یادگیریهای تازه و فرصتهای نو برای رشد ماست. بیایید با هم، همچنان در مسیر اندیشه و آگاهی، پیش بریم.
به امید دهههای درخشان پیش رو!
ارادتمند همه شما،
م. ستودگان
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5❤4
رادیو زمانه با دکتر موریس ستودگان رواندرمانگر و دکتر حسین قاضیان جامع شناس گفتگو کرد
https://www.radiozamaneh.com/674237/
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Radiozamaneh
اعتیاد و تغییر الگوهای آن، واقعیتها و نیازها
سازمان ملل ۲۶ ژوئن (پنجم تیر ماه) را به عنوان «روز جهانی مبارزه با سوء مصرف و قاچاق مواد مخدر» نامگذاری کرده است. فراگیر شدن اعتیاد در بین نوجوانان در ایران معظلی جدیست. مهمترین وجه مرتبط با این فراگیری، پایین آمدن سن اعتیاد در جامعه است.
لیستی از ابزارهای هوش مصنوعی برای کارهای مرتبط با مقاله و تحقیق
#معرفی_سایت
1️⃣ سایت typeset.io
✔️ پاسخ به سوالات بر اساس مقالات
✔️ دستیار مطالعه مقاله
✔️ بازنویسی متن
2️⃣ سایت researchrabbit.ai
✔️ دستهبندی مقالات
✔️ پیدا کردن و اتصال مقالات مشابه
3️⃣ سایت glasp.co (اکستنشن)
✔️ یادداشتبرداری از مقالات
4️⃣ سایت semanticscholar.org
✔️ جستوجوی مقاله
✔️ پیدا کردن مقالات مشابه
5️⃣ سایت consensus.app
✔️ پاسخ به سوال بر اساس مقاله
6️⃣ سایت elicit.com
✔️ پاسخ به سوال بر اساس فایل مقاله
✔️ استخراج لیست مفاهیم برای مقاله
✔️ استخراج اطلاعات از مقالات
7️⃣ سایت scite.ai
✔️ رفرنسدهی و نوشتن مرور ادبیات
8️⃣ سایت connectedpapers.com
✔️ پیدا کردن مقالات مشابه
8️⃣ سایت scholarcy.com
✔️ خلاصه سازی مقاله
🔟 سایت paperpal.com
✔️ کمک در نگارش مقاله
#هوش_مصنوعی
#معرفی_سایت
1️⃣ سایت typeset.io
✔️ پاسخ به سوالات بر اساس مقالات
✔️ دستیار مطالعه مقاله
✔️ بازنویسی متن
2️⃣ سایت researchrabbit.ai
✔️ دستهبندی مقالات
✔️ پیدا کردن و اتصال مقالات مشابه
3️⃣ سایت glasp.co (اکستنشن)
✔️ یادداشتبرداری از مقالات
4️⃣ سایت semanticscholar.org
✔️ جستوجوی مقاله
✔️ پیدا کردن مقالات مشابه
5️⃣ سایت consensus.app
✔️ پاسخ به سوال بر اساس مقاله
6️⃣ سایت elicit.com
✔️ پاسخ به سوال بر اساس فایل مقاله
✔️ استخراج لیست مفاهیم برای مقاله
✔️ استخراج اطلاعات از مقالات
7️⃣ سایت scite.ai
✔️ رفرنسدهی و نوشتن مرور ادبیات
8️⃣ سایت connectedpapers.com
✔️ پیدا کردن مقالات مشابه
8️⃣ سایت scholarcy.com
✔️ خلاصه سازی مقاله
🔟 سایت paperpal.com
✔️ کمک در نگارش مقاله
#هوش_مصنوعی
🙏5
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
در اطاق درمان افراد واژه هایی را استفاده میکنند که استفاده از انها دقیق نیست و لازم هست تا تفاوتها و شباهت هایشان مشخص شود.
ترس یک واکنش هیجانی اولیه و انطباقی است که در پاسخ به یک تهدید واقعی و مشخص ایجاد میشود. ویلیام جیمز در نظریه خود درباره هیجانها، ترس را ناشی از واکنشهای فیزیولوژیکی بدن در برابر محرکهای تهدیدآمیز میداند. جان بی. واتسون در آزمایش معروف "آلبرت کوچک" نشان داد که ترس میتواند از طریق شرطیسازی کلاسیک آموخته شود. جوزف لدوکس (Joseph LeDoux) بر نقش آمیگدال در پردازش ترس تأکید دارد و میگوید که این ساختار مغزی مسئول پاسخهای سریع و غریزی به تهدیدهاست.
نگرانی یک فرآیند شناختی است که شامل تفکر نشخوارگونه درباره مشکلات آینده است، اما تهدید بهطور عینی در حال حاضر وجود ندارد. آلبرت الیس در نظریه درمان عقلانی-هیجانی-رفتاری (REBT) نگرانی را ناشی از باورهای غیرمنطقی درباره رویدادهای آینده میداند. آرون بک هم در نظریه شناختی خود نگرانی را یکی از جنبههای اصلی اضطراب میداند که ناشی از تحریفهای شناختی مانند فاجعهسازی است.
اضطراب واکنشی کلیتر از ترس است که بدون وجود یک تهدید فوری رخ میدهد و اغلب با نشانههای جسمانی مانند افزایش ضربان قلب و تعریق همراه است.
فروید اضطراب را به دو نوع واقعی (در پاسخ به تهدید خارجی) و نوروتیک (درونی و مرتبط با کشمکشهای ناخودآگاه) تقسیم کرد. کارل راجرز اضطراب را ناشی از ناهماهنگی بین تجربههای واقعی فرد و خودپندارهی او میداند.
چارلز اسپیلبرگر اضطراب را به دو نوع حالت (State Anxiety) و صفت (Trait Anxiety) تقسیم کرد. اضطراب حالتی موقتی است که در شرایط خاص رخ میدهد، در حالی که اضطراب صفتی یک ویژگی پایدار در شخصیت فرد است.
نکات کلیدی در تفاوتهای اساسی بین ترس، اضطراب و نگرانی
ترس واکنش به یک تهدید واقعی، خارجی و مشخص است مثلا مواجهه با یک حیوان خطرناک.
اضطراب بیشتر به یک تهدید مبهم و آیندهنگر مربوط است که الزاماً وجود خارجی ندارد، مثلا نگرانی از شکست در امتحان. نگرانی عمدتاً یک فرایند شناختیست و به افکار مکرر و آیندهنگر مربوط میشود مثل نشخوار فکری درباره مشکلات مالی.
ترس پاسخ فوری و شدید فیزیولوژیکی ایجاد میکند؛ افزایش ضربان قلب، تعریق، آمادهباش برای فرار یا مبارزه.
اضطراب واکنش فیزیکی ملایمتری دارد اما طولانیتر؛ تنش عضلانی، بیقراری، احساس تهدید.
نگرانی عمدتاً بر ذهن تأثیر میگذارد و کمتر علائم فیزیکی دارد، اما میتواند منجر به سترس مزمن شود.
ترس کوتاهمدت است و هدف آن حفظ بقا در برابر خطرات واقعیست. اضطراب میتواند طولانیتر و به فرد کمک کند برای موقعیتهای احتمالی آماده شود، اما در صورت شدید شدن، مشکلساز است. نگرانی مزمن و تکرارشونده است و در موارد شدید منجر به اختلالات اضطرابی می شود.
این تفاوتها به درک بهتر واکنشهای روانی ما نسبت به تهدیدات واقعی و خیالی کمک میکنند.
با وجود تفاوتها، شباهتها باعث میشود گاهی در زندگی روزمره یا حتی در متون غیردقیق، به جای هم به کار بروند.
ترس، نگرانی و اضطراب همگی نوعی پاسخ به احساس تهدید محسوب میشوند، چه این تهدید واقعی باشد مثل ترس از یک سگ خشمگین و چه خیالی یا آیندهنگرانه مثل نگرانی بابت مصاحبه شغلی.
از دیدگاه تکاملی، هر سه عملکرد انطباقی دارند: ما را برای مقابله، اجتناب یا آمادگی در برابر خطرات احتمالی آماده میکنند.
اشاره به نظریه لدوکس (Joseph LeDoux): مغز ما بهویژه از طریق آمیگدال (بادامه مغز) به تهدید واکنش نشان میدهد، خواه این تهدید واقعی باشد (ترس) یا خیالی (اضطراب).
هر سه باعث فعال شدن شاخه سمپاتیک می شوند: ضربان قلب بالا، تنفس سریع، تعریق، انقباض عضلات و گشاد شدن مردمک. تفاوت در شدت و تداوم این پاسخهاست، اما شباهت در نوع پاسخ فیزیولوژیکی.
هر سه اغلب با احساسات بیقراری، آشفتگی ذهنی، یا احساس تهدید همراهاند.
آرون بک و الیس، این احساسات را اغلب با افکار خودکار منفی و تحریفهای شناختی همراه میداند.
اگر هر کدام از این سه حالت بیش از حد و مزمن شود، میتواند به اختلالات روانشناختی مانند اختلال اضطراب فراگیر (GAD) یا فوبیاها منجر شود. در این حالت، این پاسخها دیگر انطباقی نیستند بلکه مخرباند.
یک فرد ممکن است همزمان دچار نگرانی درباره آینده، احساس اضطراب فیزیکی، و حتی ترس از یک موقعیت خاص مثل امتحان شود.
تهیه +think
1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
منابع:
James, W. (1890). The Principles of Psychology.
Watson, J. B., & Rayner, R. (1920). Conditioned Emotional Reactions.
Beck, A. T. (1976). Cognitive Therapy and the Emotional Disorders.
Freud, S. (1926). Inhibitions, Symptoms and Anxiety.
Spielberger, C. D. (1983). Manual for the State-Trait Anxiety Inventory.
#ترس
#نگرانی
#اضطراب
2
تهیه +think
James, W. (1890). The Principles of Psychology.
Watson, J. B., & Rayner, R. (1920). Conditioned Emotional Reactions.
Beck, A. T. (1976). Cognitive Therapy and the Emotional Disorders.
Freud, S. (1926). Inhibitions, Symptoms and Anxiety.
Spielberger, C. D. (1983). Manual for the State-Trait Anxiety Inventory.
#ترس
#نگرانی
#اضطراب
2
تهیه +think
Telegram
THINK➕ Dr. Morris Setudegan Est. 2015
رواندرمانگر سیستمی & سوپر ویژن
دکتر موریس ستودگان,
استاد دانشگاه در سویس,
عضو انجمن های روانشناسان امریکا APA,
مشاوران و سوپرویژن سوئیس BSO,
درمانگران سیستمی سویس Systemis,
مددکاران اجتماعی IFSW
دکتر موریس ستودگان,
استاد دانشگاه در سویس,
عضو انجمن های روانشناسان امریکا APA,
مشاوران و سوپرویژن سوئیس BSO,
درمانگران سیستمی سویس Systemis,
مددکاران اجتماعی IFSW
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
نکات کلیدی:
👈افراد مسن که بیوه، طلاقگرفته یا هرگز ازدواج نکردهاند، نسبت به همتایان متأهل خود، ریسک کمتری برای ابتلا به زوال عقل داشتند.
👈سالمندان مجرد همچنین ریسک پایینتری برای ابتلا به بیماری آلزایمر و دمانس لوییبادی داشتند. یافتهها در مورد زوال لوب پیشانی-گیجگاهی متغیر بود و هیچ ارتباطی با خطر دمانس عروقی یا اختلال شناختی خفیف دیده نشد.
👈تمام گروههای مجرد ریسک کمتری برای پیشرفت اختلال شناختی خفیف به دمانس داشتند.
👈برخی شواهد نشان دادند که سن، جنس و منبع ارجاع ممکن است بر این ارتباط اثر بگذارند، اما تحلیلهای جداگانه تفاوتهای کمی بین گروهها نشان داد و بیشتر تعاملها معنادار نبودند. این موضوع نشان میدهد که تأثیر وضعیت تأهل بر زوال عقل، در افراد با سطوح مختلف ریسک (مثل سطح تحصیلات، افسردگی و آسیبپذیری ژنتیکی) تقریباً مشابه است.
منبع خبر
پ.ن: نتیجه جانبی 😊 خطر ابتلا برای افرادی که همواره متاهل هستند بالاست. تبریک به مجردها
think+
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
ویروس پاپیلوم انسانی (HPV یا Human Papillomavirus) یکی از شایعترین ویروسهای منتقلشونده از طریق تماس جنسی است. این ویروس بیش از 100 نوع مختلف دارد و برخی از آنها میتوانند منجر به مشکلات جدی سلامت شوند، در حالیکه بسیاری از آنها بدون علامت باقی میمانند و خودبهخود برطرف میشوند.
این انواع معمولاً باعث زگیل تناسلی یا زگیلهای پوستی میشوند و بهندرت باعث سرطان میگردند.
شایعترین انواع: HPV-6 و HPV-11
این انواع میتوانند منجر به تغییرات سلولی و در نهایت سرطان شوند.
شایعترین انواع: HPV-16 و HPV-18
سایر انواع پرخطر: 31، 33، 45، 52 و 58
ناشی از انواع کمخطر مثل HPV-6 و HPV-11
تقریباً همه موارد این سرطان به HPV مرتبط است، بویژه نوع 16 و 18
سرطان مقعد
سرطان آلت تناسلی در مردان
سرطان واژن و فرج
سرطان دهان و گلو (اوروفارنکس) که در اثر تماس جنسی دهانی ممکن است ایجاد شود
تماس جنسی (واژینال، مقعدی، دهانی)
تماس پوست با پوست در ناحیه تناسلی
انتقال از مادر به نوزاد (نادر است)
اغلب بدون علامت است
زگیلهای تناسلی یا پوستی
در موارد پیشرفتهتر: خونریزی غیرعادی، درد، یا مشکلات گوارشی و ادراری (وابسته به محل درگیری)
برای خود ویروس درمان خاصی نیست، ولی مشکلات ناشی از آن مانند زگیل یا ضایعات پیشسرطانی قابل درماناند
در بسیاری موارد، بدن طی ۱-۲ سال ویروس را دفع میکند
کسانی که شرکای جنسی متعدد دارند
شروع رابطه جنسی در سنین پایین
افراد با سیستم ایمنی ضعیف (مثلاً مبتلایان به HIV)
سیگاریها (در ارتباط با سرطانهای HPV)
دیگران را حتما قبل از روابط جنسی مطلع کنید اگر از HPV خود مطلع هستید.
تهیه شده در +think
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👏4
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
پاسخ؛ سؤال بسیار خوبی پرسیدین، چون شباهتهایی بین رویکرد اومانیست یا انسانگرایانه و اگزیستانسیالیستی وجود داره، ولی این دو تا دقیقاً یکی نیستند. سوال اینکه آیا کارل راجرز و مزلو اگزیستانسیالیست بودن؟ باید بگم نه به طور مستقیم. کارل راجرز و آبراهام مزلو از بنیانگذاران روانشناسی انسانگرایانه بودند، نه اگزیستانسیالیستی. اونها بیشتر به رشد بالقوه انسان، خودشکوفایی، و مثبتنگری در ذات بشر توجه داشتند.
در حالیکه رویکرد اگزیستانسیالیستی در رواندرمانی بیشتر با چهرههایی مثل ویکتور فرانکل (لوگوتراپی و معنادرمانی) و یا رولو می و اروین یالوم شناخته میشه. این رویکرد به سؤالهای بنیادی زندگی انسان تمرکز داره: مثل مرگ، تنهایی، آزادی و مسئولیت، بیمعنایی و ...
اینها با هم شباهتها و تفاوتهای زیادی دارن با این حال، خیلی از رواندرمانگرهای مدرن (مثل یالوم) هر دو رویکرد رو ترکیب میکنن. حتی خود راجرز هم گاهی به موضوعات اگزیستانسیال مثل "آزادی" و "مسئولیت" تو نوشته هاش اشاره کرده.
امیدوارم این پاسخ کمک کنه. ارادتمند
#اومانیست (از واژه انسان human مشتق شده)
#اگزیستانسیالیت (از واژه exist زنده بودن سرچشمه میگیره یا وجود existance)
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤1👍1👏1
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دفترچه_شرح_وظایف_برای_مشاوره_در_دبستان.pdf
613.9 KB
جمع اوری و تالیف، دکتر موریس ستودگان از گروه +think
تهیه شده در +think
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
سن: ۳۵ سال
شغل: معلم فلسفه
مشکل اصلی: ناتوانی در شنیدن نظرات مخالف؛ تمایل افراطی به برنده شدن در بحث
شرح حال:
مردی وارد پروسه درمان شد با شکایت از اینکه دیگران "درکش نمیکنن" و مدام از "بیسوادی اطرافیان" شکایت داشت. در گروههای مدرسه و مجازی به هر بحثی وارد میشد و احساس میکرد باید همیشه حرف آخر رو بزنه.
در طول درمان، مشخص شد که در کودکی در خانوادهای زندگی کرده که پدرش مدام اون رو با دیگران مقایسه میکرد و هرگز تحسینش نمیکرد.
یادداشت درمانگر:
👈 این مرد، دانایی را چون لباس زرهی پوشیده؛ هر جملهای از اون فریادی هست: "من را ببینید، من کافی هستم!"
---------------
سن: ۲۸ سال
شغل: دانشجوی دکتری زبان
مشکل اصلی: اضطراب عمیق در موقعیتهای جمعی؛ وسواس به ارائه دانستهها
شرح حال:
در جلسات گروهی اگه کسی چیزی میگفت و او نظری نمیداد، تا شب دچار اضطراب و احساس بیارزشی میشد. اون میگفت: "حس میکنم انگار اصلاً وجود ندارم مگر اینکه نظری بدم یا چیزی بگم که همه بگن "آهان!"..."
در فرایند درمان، کمکم روشن شد که مادرش زنی بسیار پر از حرف و دانا بود، و تنها زمانی دخترش رو تحسین میکرد که اون هم "به اندازهی خودش چیزی برای گفتن داشت."
یاداشت درمانگر:
👈 "دانستن برای او، تنها راه بقاست؛ گویی اگر چیزی نگوید، تبخیر میشود."
ادامه دارد...
دکتر موریس ستودگان
تهیه شده در +think
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤3
Forwarded from شاهسوند
سلام دکتر جان بنده شما رو خیلی قبول دارم ، خیلی دوست دارم نظر خود شماهم درمورد چالشی که به وجود اومده بدونم ،
به طور کلی نظرتون در مورد انواع گرایشات جنسی و انحرافات جنسی و فانتزی های جنسی ، و اگر از حوصله ی شما خارج است
کانال یا پیج معتبر یا کتابی به بنده معرفی کنید در مورد فعالیت و تخصص سکس تراپیست و درمانگر جنسی تا اطلاعات جامع تری به دست بیاورم 🙏
به طور کلی نظرتون در مورد انواع گرایشات جنسی و انحرافات جنسی و فانتزی های جنسی ، و اگر از حوصله ی شما خارج است
کانال یا پیج معتبر یا کتابی به بنده معرفی کنید در مورد فعالیت و تخصص سکس تراپیست و درمانگر جنسی تا اطلاعات جامع تری به دست بیاورم 🙏
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015
سلام دکتر جان بنده شما رو خیلی قبول دارم ، خیلی دوست دارم نظر خود شماهم درمورد چالشی که به وجود اومده بدونم ، به طور کلی نظرتون در مورد انواع گرایشات جنسی و انحرافات جنسی و فانتزی های جنسی ، و اگر از حوصله ی شما خارج است کانال یا پیج معتبر یا کتابی به بنده…
درود به شما خانوم/اقا شاهسوند
پرسش بسیار خوب و مهمیه، و اتفاقاً کاملاً در حوصله من هست، چون این موضوعات هم از دید روانشناسی و هم فرهنگی بسیار پیچیده و جذابند و هر وقت در این مورد تو گروه ها گفتگو میشه موضع گیری های شخصی و احساسی [به دلیل سرکوب ها احتمالا] پیش میاد و روزها ادامه داره. بذارین من بهصورت خلاصه اما عمیق به سه بخش اصلی سوال شما یک پاسخ بدم. البته نظر شخصی نیست اینها بلکه بر اساس منابع علمی هست. معمولا باید مباحث ابتدا تعریف بشه تا بدونیم همه از یک چیز حرف میزنیم و داستان انگور، اوزوم و عنب پیش نیاد.
✔️ گرایشات جنسی Sexual Orientation
یعنی تمایل پایدار و عمیق فرد به داشتن رابطه عاطفی و جنسی با جنس خاصی. این گرایش معمولاً سه نوع اصلی داره ولی نوع های دیگه هم وجود داره؛ دگرجنسگرایی Heterosexuality که تمایل به جنس مخالف هست. همجنسگرایی Homosexuality که تمایل به همجنس حالا زن به زن یا مرد به مرد فرقی نداره. و دوجنسگرایی Bisexuality که تمایل به هر دو جنس وجود داره. از دید روانشناسی امروزه (مثل انجمن روانپزشکی آمریکا - APA با DSM و یا اروپا با ICD)، این گرایشها 👈ذاتی، 👈طبیعی و نه بیمارگونه و اختلال تلقی و تعریف میشن،⭕️ 👈 تا زمانی که برای شخصی یا دیگران آسیبی ایجاد نکنند. 👉
نکته بعدی انحرافات جنسی یا پارافیلیا Paraphilias هستند که خود پارافیلیا یعنی 👈 تمایل جنسی غیرمعمول که ممکنه روی اشیاء، موقعیتها یا افراد خاصی متمرکز باشه.
مثال فتیش Fetish تمرکز روی یک شیء یا بخش خاص بدن. و یا نمایشگری Exhibitionism که به لذت از نشون دادن بدن یا اندام جنسی به غریبهها هست. و تماشاگر بودن Voyeurism که لذت از تماشای رابطه جنسی دیگران هست و یا مشاهده اندام جنسی دیگران. و همچنین پدوفیلیا که تمایل جنسی به کودکان (که این کاملاً غیرقانونی و آسیبزاست).⭕️ 👈از نظر بالینی، پارافیلیا فقط وقتی "اختلال" محسوب میشه که ✔️ شخص رنج روانی از اون ببره. ✔️ و/یا به دیگران آسیب برسونه یا قصد آسیب داشته باشه.
و توی فانتزی جنسی که اینجا بحث برانگیز شد تو گروه همونطور که قبلاً گفته شد توسط کارشناسان تو این گروه،✨ خیالات جنسی بخش طبیعی ذهن انسان هستند و حتی در افراد سالم، شایعند. اما باید حداقل به عنوان کارشناس تو روان شناسی و روان پزشکی تفاوت فانتزی با پارافیلیا و عمل واقعی را فهمید:
⭕️ 👈فانتزی ممکنه شامل موضوعات شدید باشه، ولی تا وقتی در ذهن باقی بمونه و اجباری یا آسیبزننده نباشه، معمولاً اختلال تلقی نمیشه.👉
👈عملی کردن بعضی از فانتزیها در روابط سالم مثلا نقشبازی، BDSM با رضایت طرفین ممکنه باعث افزایش صمیمیت حتی بشه. چون فانتزیهای جنسی Sexual Fantasies تصورات ذهنی و خیالاتی ما انسانها هستند که ما رو از نظر جنسی تحریک میکنه. این تصورات ممکنه دربارهی افراد، موقعیتها، نقشها، اعمال جنسی خاص یا فقط سناریوهای غیرواقعی باشن. این فانتزی ها معمولاً در ذهن شکل میگیرن و ممکنه هیچوقت در دنیای واقعی عملی نشن. 👈فانتزیها میتونن طبیعی و سالم باشن و تو کشف تمایلات جنسی و هویت جنسی ما حتی کمک کننده باشن. این فانتزی ها (خیال ها) به افزایش هیجان تو روابط جنسی ما هم کمک کننده میتونن باشند.
سوالی که منجر به بحث و کشمکش شد و شما خواستین احتمالا نظر منو بدونین در موردش این هست که "آیا فانتزیهای جنسی اثرات منفی دارند؟"
اثرش روی افراد باید بگم تو بیشتر موارد، فانتزیهای جنسی بخشی طبیعی از روان جنسی انسانند و تأثیر منفی ندارند، 👈مگه اینکه⭕️ با اضطراب یا احساس گناه شدید همراه باشه. مثلاً تو افراد مذهبی یا کسانی که با باورهای سختگیرانه و معیارهای دشوار سازی اجتماعی مراجعه میکنند از این فانتزی ها مضطرب میشن و کمک میخوان و اینجا چون زندگی شخص رو مختل میکنه و خودش کمک میخواد از ما باهاش این بررسی میشه.
👈مگه اینکه⭕️ فرد نتونه بین خیال و واقعیت مرز بگذاره و بخواد فانتزیهای غیرقانونی یا آسیبزننده رو در واقعیت اجرا کنه.
👈مگه اینکه⭕️ وابستگی شدید پیدا بشه، طوری که فرد بدون این فانتزیها نتونه تحریک یا ارضا بشه و منظورم اینجا وابستگی روانی هست و گزارش خود شخص که زندگی جنسیش رو مختل میکنه و از ما کمک میخواد تا مشکل رو حل بکنه.
⭕️ ⚡️اثرش روی جامعه⚡️ که افکار بعضی ها رو درگیر کرده. باید بگم فقط زمانی که فانتزیها شامل عناصر واقعیت گریز، خشونتآمیز، غیرقانونی، غیراخلاقی یا کودکآزاری باشن، و یا فردی بدنبال عملی کردن اون فانتزی ها در دنیای واقعی باشه میتونه خطرناک و آسیبزا باشه و این فرقی نداره چه در شرق که شما هستین یا غرب جهان که من هستم، و در چنین مواردی ممکنه سلامت روانی و امنیت دیگران و جامعه مورد تهدید باشه.
گر چه چیز تازه ای نگفتم و همه اینها رو قبلا خوندین ولی اگه سوالی بود حتما بفرمایید.
ارادتمند ✨
۱
پرسش بسیار خوب و مهمیه، و اتفاقاً کاملاً در حوصله من هست، چون این موضوعات هم از دید روانشناسی و هم فرهنگی بسیار پیچیده و جذابند و هر وقت در این مورد تو گروه ها گفتگو میشه موضع گیری های شخصی و احساسی [به دلیل سرکوب ها احتمالا] پیش میاد و روزها ادامه داره. بذارین من بهصورت خلاصه اما عمیق به سه بخش اصلی سوال شما یک پاسخ بدم. البته نظر شخصی نیست اینها بلکه بر اساس منابع علمی هست. معمولا باید مباحث ابتدا تعریف بشه تا بدونیم همه از یک چیز حرف میزنیم و داستان انگور، اوزوم و عنب پیش نیاد.
یعنی تمایل پایدار و عمیق فرد به داشتن رابطه عاطفی و جنسی با جنس خاصی. این گرایش معمولاً سه نوع اصلی داره ولی نوع های دیگه هم وجود داره؛ دگرجنسگرایی Heterosexuality که تمایل به جنس مخالف هست. همجنسگرایی Homosexuality که تمایل به همجنس حالا زن به زن یا مرد به مرد فرقی نداره. و دوجنسگرایی Bisexuality که تمایل به هر دو جنس وجود داره. از دید روانشناسی امروزه (مثل انجمن روانپزشکی آمریکا - APA با DSM و یا اروپا با ICD)، این گرایشها 👈ذاتی، 👈طبیعی و نه بیمارگونه و اختلال تلقی و تعریف میشن،
نکته بعدی انحرافات جنسی یا پارافیلیا Paraphilias هستند که خود پارافیلیا یعنی 👈 تمایل جنسی غیرمعمول که ممکنه روی اشیاء، موقعیتها یا افراد خاصی متمرکز باشه.
مثال فتیش Fetish تمرکز روی یک شیء یا بخش خاص بدن. و یا نمایشگری Exhibitionism که به لذت از نشون دادن بدن یا اندام جنسی به غریبهها هست. و تماشاگر بودن Voyeurism که لذت از تماشای رابطه جنسی دیگران هست و یا مشاهده اندام جنسی دیگران. و همچنین پدوفیلیا که تمایل جنسی به کودکان (که این کاملاً غیرقانونی و آسیبزاست).
و توی فانتزی جنسی که اینجا بحث برانگیز شد تو گروه همونطور که قبلاً گفته شد توسط کارشناسان تو این گروه،
👈عملی کردن بعضی از فانتزیها در روابط سالم مثلا نقشبازی، BDSM با رضایت طرفین ممکنه باعث افزایش صمیمیت حتی بشه. چون فانتزیهای جنسی Sexual Fantasies تصورات ذهنی و خیالاتی ما انسانها هستند که ما رو از نظر جنسی تحریک میکنه. این تصورات ممکنه دربارهی افراد، موقعیتها، نقشها، اعمال جنسی خاص یا فقط سناریوهای غیرواقعی باشن. این فانتزی ها معمولاً در ذهن شکل میگیرن و ممکنه هیچوقت در دنیای واقعی عملی نشن. 👈فانتزیها میتونن طبیعی و سالم باشن و تو کشف تمایلات جنسی و هویت جنسی ما حتی کمک کننده باشن. این فانتزی ها (خیال ها) به افزایش هیجان تو روابط جنسی ما هم کمک کننده میتونن باشند.
سوالی که منجر به بحث و کشمکش شد و شما خواستین احتمالا نظر منو بدونین در موردش این هست که "آیا فانتزیهای جنسی اثرات منفی دارند؟"
اثرش روی افراد باید بگم تو بیشتر موارد، فانتزیهای جنسی بخشی طبیعی از روان جنسی انسانند و تأثیر منفی ندارند، 👈مگه اینکه
👈مگه اینکه
👈مگه اینکه
گر چه چیز تازه ای نگفتم و همه اینها رو قبلا خوندین ولی اگه سوالی بود حتما بفرمایید.
ارادتمند ✨
۱
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍2