Forwarded from Dr. Morris Setudegan
برای ما این کافی نیست که دیگری به ما عشق بورزد، ما همچنین میخواهیم که علت اشتیاق آن فرد باشیم.
ژک لکان
این جمله از دیدگاه روانکاوی لکان به میل انسانها برای فراتر از دریافت #عشق اشاره میکنه. ما نمیخوایم فقط مورد عشق قرار بگیریم، بلکه میل داریم علت آن عشق و اشتیاق باشیم. این مفهوم با هویت و میل در نظریه لکان ارتباط داره. انسانها به دنبال تأیید و بازشناسی از دیگری هستن و در تلاش هستن تا به واسطه میل و عشق دیگری به ارزش و وجود خودشون پی ببرن. این میل به دلیل بودن، به ما احساس معنا و وجود میده.
در نظریه لکان، هویت و میل به شدت با رابطه انسان با "دیگری" (The Other) مرتبطه. هویت ما به طور کامل از درون خود ما نمیاد، بلکه از طریق نگاه و خواست دیگری ساخته میشه. لکان میگه که میل انسان نه تنها برای کسب لذته، بلکه بیشتر به سمت میل دیگری گرایش داره؛ یعنی ما آنچه دیگری میخواد رو میطلبیم. به این ترتیب، میل ما اساساً میل به #تأیید، شناخته شدن، و دلیل میل دیگری بودن هست. این میل در جستجوی یافتن معنا و هویت فردی ماست.
❤️ م. ستودگان
💻 think➕
ژک لکان
این جمله از دیدگاه روانکاوی لکان به میل انسانها برای فراتر از دریافت #عشق اشاره میکنه. ما نمیخوایم فقط مورد عشق قرار بگیریم، بلکه میل داریم علت آن عشق و اشتیاق باشیم. این مفهوم با هویت و میل در نظریه لکان ارتباط داره. انسانها به دنبال تأیید و بازشناسی از دیگری هستن و در تلاش هستن تا به واسطه میل و عشق دیگری به ارزش و وجود خودشون پی ببرن. این میل به دلیل بودن، به ما احساس معنا و وجود میده.
در نظریه لکان، هویت و میل به شدت با رابطه انسان با "دیگری" (The Other) مرتبطه. هویت ما به طور کامل از درون خود ما نمیاد، بلکه از طریق نگاه و خواست دیگری ساخته میشه. لکان میگه که میل انسان نه تنها برای کسب لذته، بلکه بیشتر به سمت میل دیگری گرایش داره؛ یعنی ما آنچه دیگری میخواد رو میطلبیم. به این ترتیب، میل ما اساساً میل به #تأیید، شناخته شدن، و دلیل میل دیگری بودن هست. این میل در جستجوی یافتن معنا و هویت فردی ماست.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👏3
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
افسردگی از جنس غم نیست؛ خشم است ، خشمی که به درون فرو خورده شده است .
✍زیگموند فروید
〰️ تفسیری کوتاه...
این جمله از فروید به دیدگاهش درباره افسردگی بهعنوان حالتی اشاره داره که در اون خشم فروخورده و به درون هدایت میشه. به جای ابراز خشم به دیگران یا محیط اطراف، فرد افسرده این احساسات منفی رو به سمت خودش میچرخونه و نتیجه این فروخوردن خشم، احساس های تازه ای رو به شکل اختلال میتونه بروز بده.
بنابراین، فروید #افسردگی رو نه بهعنوان یک غم ساده، بلکه بهعنوان #درونیسازی_خشمی میبینه که نمیتوته بهطور مؤثر بیان بشه. فروید دلیل این فرآیند رو با ترس از عواقب ابراز خشم، #احساس_گناه، یا #ناتوانی در مواجهه با منبع خشم تعریف میکنه که به تدریج، این خشم درونی به #خودفریبی، #کاهش_عزتنفس، و #احساس_بیارزشی تبدیل میشه و به شکل افسردگی نمود پیدا میکنه. فروید این روند رو یکی از دلایل اساسی #اختلالات_افسردگی تعریف کرده.
❤️ دکتر موریس ستودگان
💻 think➕
✍زیگموند فروید
این جمله از فروید به دیدگاهش درباره افسردگی بهعنوان حالتی اشاره داره که در اون خشم فروخورده و به درون هدایت میشه. به جای ابراز خشم به دیگران یا محیط اطراف، فرد افسرده این احساسات منفی رو به سمت خودش میچرخونه و نتیجه این فروخوردن خشم، احساس های تازه ای رو به شکل اختلال میتونه بروز بده.
بنابراین، فروید #افسردگی رو نه بهعنوان یک غم ساده، بلکه بهعنوان #درونیسازی_خشمی میبینه که نمیتوته بهطور مؤثر بیان بشه. فروید دلیل این فرآیند رو با ترس از عواقب ابراز خشم، #احساس_گناه، یا #ناتوانی در مواجهه با منبع خشم تعریف میکنه که به تدریج، این خشم درونی به #خودفریبی، #کاهش_عزتنفس، و #احساس_بیارزشی تبدیل میشه و به شکل افسردگی نمود پیدا میکنه. فروید این روند رو یکی از دلایل اساسی #اختلالات_افسردگی تعریف کرده.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💯4👍3
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
#کارل_راجرز در کتاب معروفش
"On Becoming a Person"
"در مسیر انسان شدن" به تفصیل در مورد مفاهیم #خودشکوفایی، #انسان_سالم، و #اهمیت_پذیرش بیقید و شرط و #همدلی در رشد روانی بحث میکنه.
از دیدگاه کارل راجرز، یکی از بنیانگذاران رواندرمانی انسانگرا، هدف رشد انسان به سوی خودشکوفایی یا تحقق تواناییهای بالقوه خودشه. راجرز معتقده که انسانها بهصورت طبیعی به سوی رشد و تحقق خویش گرایش دارن و این میل طبیعی رو "تمایل به خود شکوفایی" نام گزاری کرده. در این مسیر، ما باید بتونیم بهطور آزادانه خودمون رو تجربه کنیم و احساسات و افکارمون رو بپذیریم.
از دیدگاه راجرز، انسان سالم کسیِ که به "خود واقعی" خودش رسیده و بین "خود واقعی" و "خود ایدهآل" تطابق ایجاد کرده.
چنین فردی ویژگیهای زیر رو داره؛
1. خودپذیری: فرد خودش رو همانطوری که هست میپذیره، با نقاط قوت و ضعف خودش.
2. زندگی در لحظهی حال: فرد سالم در لحظهی حال زندگی میکنه و با تجربههای خودش در ارتباط نزدیکه.
3. بیان آزادانه احساسات: انسان سالم میتونه احساسات و هیجاناتش را بدون ترس از قضاوت دیگران بیان کنه.
4. روابط سالم و صمیمانه: انسان سالم در روابطش با دیگران صادق و صمیمیه.
5. خودمختاری و استقلال: انسان سالم به نیازهای خودش اهمیت میده و قادر به تصمیمگیریهای مستقل.
راجرز تأکید زیادی بر محیط و روابط حمایتی داره. کارل معتقده که برای اینکه فرد بتونه به رشد سالم دست پیدا کنه، باید در محیطی قرار بگیره که پذیرش بیقید و شرط، همدلی و صداقت در اون حاکم باشه.
📚 کتاب درمان مراجع محور "Client-Centered Therapy"
هم یکی دیگه از منابع مهمه که نظریات راجرز رو در باره رشد انسان و اهمیت روابط انسانی را بهخوبی میشه مطالعه کرد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💯4👍1
Forwarded from Admin Blog
سلام
وقت بخیر
مطلب جدید منتشر شد
https://magazine.eramblog.com/post/7Xv/%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%B3-%D9%BE%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%AA
وقت بخیر
مطلب جدید منتشر شد
https://magazine.eramblog.com/post/7Xv/%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%B3-%D9%BE%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%AA
Eramblog
اختلال استرس پس از خیانت
علل، علائم و درمان اختلال استرس پس از خیانتافراد فراوانی می دانند که به دنبال کشف ماجرا رابطه همسرشان با دیگری، احتمالاً طیف وسیعی از افکار ...
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Lenore Walker
لنور واکر در 3 اکتبر 1942 به دنیا آمد. او به خاطر کارهای پیشگامانه خود در زمینه خشونت خانگی، معرفی مفهوم سندرم زن کتک خورده BWS و در کتاب خود به نام The Battered Woman در سال 1979 شناخته شده است.
تحقیقات واکر توجه ملی را به خشونت خانگی به عنوان یک خطر برای سلامت عمومی جلب کرد و جایزه APA را برای مشارکت های حرفه ای برجسته در سال 1987 به ارمغان آورد.
#سندروم_زن_کتک_خورده
#تاریخچه_روز
#تاریخ_روانشناسی
#روانشناسی_بالینی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1
اختلالات تجزیه ای
اختلال تجزیهای
(Dissociative Disorder)
به گروهی از اختلالات روانی اشاره دارد که در ان فرد ارتباط طبیعی خود با واقعیت، خاطرات، هویت یا آگاهی را به طور موقت یا مداوم از دست میدهد. این اختلالات معمولاً در پاسخ به تجربیات شدیداً استرسزا یا تروماتیک رخ میدهند. فرد ممکن است از افکار، احساسات، یا تجربیاتش جدا شود و این حالت تجزیه میتواند به صورت ناگهانی یا تدریجی رخ دهد.
اختلال تجزیهای به معنای جدا شدن کارکردهای طبیعی مغز شامل حافظه، آگاهی، هویت و احساسات است. فرد در این حالت ممکن است احساس کند که از بدن یا زندگی خود جدا شده یا ارتباطش با واقعیت قطع شده است.
انواع اختلالات تجزیهای:
1. اختلال هویت تجزیهای (Dissociative Identity Disorder - DID): فرد دارای چند هویت یا شخصیت متفاوت است که هریک کنترل رفتار او را در زمانهای مختلف به عهده میگیرند.
2. اختلال فراموشی تجزیهای (Dissociative Amnesia): ناتوانی در به یاد آوردن اطلاعات شخصی مهم، که معمولاً مربوط به رویدادهای استرسزا یا تروماتیک است.
3. اختلال مسخ شخصیت/مسخ واقعیت (Depersonalization/Derealization Disorder): فرد احساس میکند از بدن خود یا واقعیت جدا شده است و دنیای اطراف برای او ناآشنا و غیرواقعی به نظر میرسد.
مثال؛ فردی که به شدت از یک تصادف رانندگی دچار تروما شده است، ممکن است پس از آن اتفاق نتواند خاطرات مربوط به تصادف را به یاد بیاورد (فراموشی تجزیهای) یا ممکن است احساس کند که گویا از بدن خود خارج شده و ماجرا را از بیرون تماشا میکند (مسخ شخصیت).
منبع:
DSM-5 (Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders, 5th Edition)
❤️ دکتر موریس ستودگان
#روانشناسی
#اختلالات_تجزیه_ای
💻 think➕
اختلال تجزیهای
(Dissociative Disorder)
به گروهی از اختلالات روانی اشاره دارد که در ان فرد ارتباط طبیعی خود با واقعیت، خاطرات، هویت یا آگاهی را به طور موقت یا مداوم از دست میدهد. این اختلالات معمولاً در پاسخ به تجربیات شدیداً استرسزا یا تروماتیک رخ میدهند. فرد ممکن است از افکار، احساسات، یا تجربیاتش جدا شود و این حالت تجزیه میتواند به صورت ناگهانی یا تدریجی رخ دهد.
اختلال تجزیهای به معنای جدا شدن کارکردهای طبیعی مغز شامل حافظه، آگاهی، هویت و احساسات است. فرد در این حالت ممکن است احساس کند که از بدن یا زندگی خود جدا شده یا ارتباطش با واقعیت قطع شده است.
انواع اختلالات تجزیهای:
1. اختلال هویت تجزیهای (Dissociative Identity Disorder - DID): فرد دارای چند هویت یا شخصیت متفاوت است که هریک کنترل رفتار او را در زمانهای مختلف به عهده میگیرند.
2. اختلال فراموشی تجزیهای (Dissociative Amnesia): ناتوانی در به یاد آوردن اطلاعات شخصی مهم، که معمولاً مربوط به رویدادهای استرسزا یا تروماتیک است.
3. اختلال مسخ شخصیت/مسخ واقعیت (Depersonalization/Derealization Disorder): فرد احساس میکند از بدن خود یا واقعیت جدا شده است و دنیای اطراف برای او ناآشنا و غیرواقعی به نظر میرسد.
مثال؛ فردی که به شدت از یک تصادف رانندگی دچار تروما شده است، ممکن است پس از آن اتفاق نتواند خاطرات مربوط به تصادف را به یاد بیاورد (فراموشی تجزیهای) یا ممکن است احساس کند که گویا از بدن خود خارج شده و ماجرا را از بیرون تماشا میکند (مسخ شخصیت).
منبع:
DSM-5 (Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders, 5th Edition)
#روانشناسی
#اختلالات_تجزیه_ای
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
(Diogenes Syndrome)
یا سندرم پلیوشکین یک اختلال رفتاریست که معمولاً در افراد مسن مشاهده میشود و با چندین ویژگی شناخته میشود ولی معمول ترین ان جمع اوری بیش از حد اشیاست و چیزی شبیه اختلال احتکار ولی تفاوت هایی نیز دارند.
سندرم دیوژن و اختلال احتکار (Hoarding Disorder) شباهتهای زیادی دارند، به ویژه در زمینه رفتارهای جمعآوری اشیای غیرضروری، اما تفاوتهایی نیز میان آنها وجود دارد:
معیارهای تشخیصی اختلال احتکار بر اساس dsm5:
1. مشکل مداوم در دور انداختن یا جدا شدن از اموال، صرفنظر از ارزش واقعی آنها.
2. این مشکل به دلیل نیاز قوی به نگهداری اشیا و ناراحتی شدید ناشی از فکر کردن به دور انداختن آنهاست.
3. نتیجه این رفتار، انباشت شدید اشیا است که محیط زندگی فرد را غیرقابل استفاده میکند.
4. این رفتار باعث مشکلات جدی در عملکرد اجتماعی، شغلی، یا سایر حوزههای مهم زندگی میشود.
5. این مشکل با یک وضعیت پزشکی دیگر یا یک اختلال روانی دیگر بهطور بهتری توضیح داده نمیشود.
در حالی که سندرم دیوژن (در dsm5 ذکر نشده) یک اختلال پیچیدهتر است و شامل رفتارهای متعددی مانند احتکار، بیتوجهی به بهداشت، و انزوا میشود، اختلال احتکار بهطور خاص بر روی مشکل جمعآوری بیش از حد اشیا تمرکز دارد و لزوماً با مشکلات بهداشتی و انزوا همراه نیست.
مقاله در مورد سندروم دیوژن
Ghodse, H. (2021). Diogenes syndrome: An overview of the literature. International Journal of Geriatric Psychiatry.
Snowdon, J. (2018). Diogenes syndrome: Causes, consequences, and clinical management. Journal of the American Geriatrics Society.
#سندروم_دیوژن
#سندروم_بلیوشکین
#اختلال_احتکار
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3❤1
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان
👊 سواد رابطه (Relational Literacy)
هاروی سواد رابطه را به معنای توانایی شناخت، درک، و مدیریت روابط میانفردی به شیوهای سالم و سازنده تعریف میکند*. این مفهوم شامل مجموعهای از مهارتهاست که افراد را قادر میسازد تا روابط خود را بهطور مؤثری مدیریت کنند، مشکلات را حل کنند، مرزهای خود را تعیین کنند، و ارتباطی همدلانه و محترمانه با دیگران برقرار کنند.
❤️ مولفههای اصلی سواد رابطه از دبورا*:
1. ارتباط مؤثر: توانایی بیان افکار، احساسات، و نیازها بهگونهای که قابل درک و پذیرش باشد. این مهارت شامل شنیدن فعالانه و پاسخدهی بدون پیشداوری است.
👈مثال: وقتی فردی در یک رابطه دوستانه با مشکل مواجه میشود، به جای سرزنش طرف مقابل، میتواند بهطور صریح احساسات خود را بیان کند: "من احساس میکنم که شنیده نمیشوم وقتی تو حرفهای من را قطع میکنی."
2. مدیریت تعارض: توانایی حل و فصل تعارضات به شیوهای سازنده بدون تشدید تنشها یا آسیب زدن به طرف مقابل.
👈مثال: در یک رابطه زناشویی، هنگامی که یکی از طرفین احساس نارضایتی میکند، به جای انتقاد مستقیم، با استفاده از عبارات "من احساس میکنم..." میتواند بحث را به سمت حل مسئله پیش ببرد.
3. درک و تنظیم مرزهای شخصی: آگاهی از مرزهای خود و دیگران و توانایی حفظ آنها.
👈مثال: فردی که در یک رابطه دوستانه حس میکند که دیگری بیش از حد وارد حریم شخصیاش شده، میتواند محترمانه مرزهای خود را تعیین کند: "من واقعاً به تنهایی بیشتری نیاز دارم تا بتوانم انرژیام را بازیابی کنم."
منبع:
*Harvey, J. H., & Omarzu, J. (2002). Constructing and reconstructing relationships: Communication and relational literacy. Mahwah, NJ: Lawrence Erlbaum Associates.
*کامرون، دبورا. (2009).
کتاب مهارتهای ارتباط مؤثر در روابط میانفردی. انتشارات سازمان مطالعات فرهنگی.
💻 think➕
هاروی سواد رابطه را به معنای توانایی شناخت، درک، و مدیریت روابط میانفردی به شیوهای سالم و سازنده تعریف میکند*. این مفهوم شامل مجموعهای از مهارتهاست که افراد را قادر میسازد تا روابط خود را بهطور مؤثری مدیریت کنند، مشکلات را حل کنند، مرزهای خود را تعیین کنند، و ارتباطی همدلانه و محترمانه با دیگران برقرار کنند.
1. ارتباط مؤثر: توانایی بیان افکار، احساسات، و نیازها بهگونهای که قابل درک و پذیرش باشد. این مهارت شامل شنیدن فعالانه و پاسخدهی بدون پیشداوری است.
👈مثال: وقتی فردی در یک رابطه دوستانه با مشکل مواجه میشود، به جای سرزنش طرف مقابل، میتواند بهطور صریح احساسات خود را بیان کند: "من احساس میکنم که شنیده نمیشوم وقتی تو حرفهای من را قطع میکنی."
2. مدیریت تعارض: توانایی حل و فصل تعارضات به شیوهای سازنده بدون تشدید تنشها یا آسیب زدن به طرف مقابل.
👈مثال: در یک رابطه زناشویی، هنگامی که یکی از طرفین احساس نارضایتی میکند، به جای انتقاد مستقیم، با استفاده از عبارات "من احساس میکنم..." میتواند بحث را به سمت حل مسئله پیش ببرد.
3. درک و تنظیم مرزهای شخصی: آگاهی از مرزهای خود و دیگران و توانایی حفظ آنها.
👈مثال: فردی که در یک رابطه دوستانه حس میکند که دیگری بیش از حد وارد حریم شخصیاش شده، میتواند محترمانه مرزهای خود را تعیین کند: "من واقعاً به تنهایی بیشتری نیاز دارم تا بتوانم انرژیام را بازیابی کنم."
منبع:
*Harvey, J. H., & Omarzu, J. (2002). Constructing and reconstructing relationships: Communication and relational literacy. Mahwah, NJ: Lawrence Erlbaum Associates.
*کامرون، دبورا. (2009).
کتاب مهارتهای ارتباط مؤثر در روابط میانفردی. انتشارات سازمان مطالعات فرهنگی.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍2
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
#ترینسگوریسم
#Theriantropy
#Furry_culture ->
بخاطر پوشش با موی حیوان این اسم رو گرفته. Fur میشه موی حیوانی. و صرفا منفی نیست چون در خیلی از جوامع پذیرفته شده هم هست وقتی افراد در مراسم خاص با لباس فیگورهای مثل میکی ماوس یا تدی بیرون میان.
در مهدکودک ها گاهی کودکان در نقش های حیوانات تئاتر برگزار میکنند و لباس میپوشن و گاهی میتونه این موفقیت ها و لذت اون در کودکی تاثیر فراوان روی رفتارها در آینده بگذاره مثل همون لذت سیگار کشیدن با دوستان که یک حس تعلق داشتن به گروه خاصی رو در ذهن میسازه و حس حیوانی بودن هم میتونه دلایل مشابه لذت رو داشته باشه. (چیزی هست که من بهش فکر کردم)
#Therian ->
نامیدن افراد با این گرایش یا هویت سازی.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
برای ما این کافی نیست که دیگری به ما عشق بورزد، ما همچنین میخواهیم که علت اشتیاق آن فرد باشیم.
ژک لکان
این جمله از دیدگاه روانکاوی لکان به میل انسانها برای فراتر از دریافت #عشق اشاره میکنه. ما نمیخوایم فقط مورد عشق قرار بگیریم، بلکه میل داریم علت آن عشق و اشتیاق باشیم. این مفهوم با هویت و میل در نظریه لکان ارتباط داره. انسانها به دنبال تأیید و بازشناسی از دیگری هستن و در تلاش هستن تا به واسطه میل و عشق دیگری به ارزش و وجود خودشون پی ببرن. این میل به دلیل بودن، به ما احساس معنا و وجود میده.
در نظریه لکان، هویت و میل به شدت با رابطه انسان با "دیگری" (The Other) مرتبطه. هویت ما به طور کامل از درون خود ما نمیاد، بلکه از طریق نگاه و خواست دیگری ساخته میشه. لکان میگه که میل انسان نه تنها برای کسب لذته، بلکه بیشتر به سمت میل دیگری گرایش داره؛ یعنی ما آنچه دیگری میخواد رو میطلبیم. به این ترتیب، میل ما اساساً میل به #تأیید، شناخته شدن، و دلیل میل دیگری بودن هست. این میل در جستجوی یافتن معنا و هویت فردی ماست.
❤️ م. ستودگان
💻 think➕
ژک لکان
این جمله از دیدگاه روانکاوی لکان به میل انسانها برای فراتر از دریافت #عشق اشاره میکنه. ما نمیخوایم فقط مورد عشق قرار بگیریم، بلکه میل داریم علت آن عشق و اشتیاق باشیم. این مفهوم با هویت و میل در نظریه لکان ارتباط داره. انسانها به دنبال تأیید و بازشناسی از دیگری هستن و در تلاش هستن تا به واسطه میل و عشق دیگری به ارزش و وجود خودشون پی ببرن. این میل به دلیل بودن، به ما احساس معنا و وجود میده.
در نظریه لکان، هویت و میل به شدت با رابطه انسان با "دیگری" (The Other) مرتبطه. هویت ما به طور کامل از درون خود ما نمیاد، بلکه از طریق نگاه و خواست دیگری ساخته میشه. لکان میگه که میل انسان نه تنها برای کسب لذته، بلکه بیشتر به سمت میل دیگری گرایش داره؛ یعنی ما آنچه دیگری میخواد رو میطلبیم. به این ترتیب، میل ما اساساً میل به #تأیید، شناخته شدن، و دلیل میل دیگری بودن هست. این میل در جستجوی یافتن معنا و هویت فردی ماست.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1💯1
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان
"میل انسان بدنبال چیزی است که نباید باشد و همین "نباید" بهترین دلیل" بر پایداری میل است. (ژک لکان)
نقاشی بالا بازتابی از ایده لکان درباره میل به چیزی است که نباید داشته باشیم. فیگور در برابر دری ایستاده است که روی آن نمادی از ممنوعیت ورود دیده میشود، در حالی که روبرای او یک شیء درخشان و دستنیافتنی وجود دارد. این شیء نمایانگر همان "ابژهٔ کوچک a" است که لکان از آن صحبت میکند، و صحنه تضاد بین میل و ممنوعیت را نشان میدهد. این تصویر بهصورت سوررئال و با عناصری از ذهن ناخودآگاه و تنش روانی ترسیم شده است.
این توصیف دقیقاً همان چیزی است که جمله ابتدای نوشته من از لکان را توضیح میدهد. در اینجا، به خوبی نشان داده شده که چگونه میل انسان به سمت چیزی هدایت میشود که با یک نوع «نباید» یا ممنوعیت مواجه است.
از نگاه من این جمله زیبا از ژک لکان، روانکاو فرانسوی و از شخصیتهای برجستهٔ فلسفه و روانکاوی پسا مدرن میتواند ریشه شکل گیری بسیاری از اضطراب ها را در برگیرد. لکان در نظریههای خود بر مفهوم "میل" تأکید ویژهای دارد و این موضوع یکی از جنبههای کلیدی در اندیشهٔ اوست.
لکان معتقد است که میل انسان همیشه معطوف به چیزی است که بهطور مستقیم دستیافتنی نیست؛ چیزی که او آن را «ابژهٔ کوچک a» یا (objet petit a) مینامد. این «نباید» یا عدم دستیابی، منبع پایداری و بقای میل است، چرا که میل همواره به سمت چیزی تمنا دارد که فقدان و یا کمبود یا خلا آن احساس میشود. از نگاه لاکان، این فقدان یا فاصله و کمبود، عامل تحریککننده و پایدار نگهدارندهٔ میل در انسانهاست.
مثلا فرض کنیم فردی میل شدیدی به رسیدن به موفقیت "مطلق" در شغل خود دارد. او همواره احساس میکند که هنوز به اندازهٔ کافی موفق نیست-احساس فقدان- و به همین دلیل دائماً به دنبال تحقق این میل است. از نظر لکان، این «نباید» در واقع همان چیزی است که این میل را پایدار نگه میدارد، چون فرد هرگز به وضعیت ایدهآلی که در ذهنش ساخته دست نمییابد و همین نرسیدن به کمال، میل او را زنده و پویا نگه میدارد.
در یک مبحثی مراجعی از من پرسید در مورد «نباید دیگران را بکشیم از تورات و انجیل»، چطور؟
توضیح من این است که نگاه لکان ممکن است به این گفتمان پیچیدهتر باشد. او به جای تمرکز بر قوانین اخلاقی به عنوان دستورالعملهای مطلق، بیشتر بر ساختارهای روانی و اجتماعی که این قوانین را تولید میکنند، تمرکز دارد.
برای درک بهتر این موضوع، لکان مفهوم «نام پدر» (Nom du Père) را مطرح میکند. این مفهوم به عنوان نمایندهٔ قانون، زبان، و نظم اجتماعی است که فرد از دوران کودکی با آن مواجه میشود. «نام پدر» در واقع همان ساختارهای اجتماعی و فرهنگیای است که انسان را به پیروی از قوانینی همچون «نباید دیگران را بکشی» سوق میدهد.
از دید لکان، این «نباید» به عنوان بخشی از ساختار ناخودآگاه فرد، از طریق زبان و تعاملات اجتماعی، در او نهادینه میشود. به عبارت دیگر، این قوانین بیشتر از طریق ساختارهای زبانی و اجتماعی درون ناخودآگاه شکل میگیرند و پایدار میمانند.
اما ارتباط این «نباید» با میل چیست؟ لکان ممکن است بگوید که ممنوعیتهای اخلاقی، همانند «نباید دیگران را بکشی»، میتوانند میل فرد را جهتدهی کنند و به آن شکل دهند. این «نباید» نه تنها محدودیت ایجاد میکند، بلکه همزمان چارچوبی فراهم میکند که میل در آن شکل بگیرد. برای مثال، ممکن است کسی در خیال و ناخودآگاه خود از خشونت یا تجاوز به قانون تصوری داشته باشد، اما این میل به دلیل وجود ممنوعیتها سرکوب شده و به صورت ناخودآگاه باقی بماند.
تصور کنیم ما که از کودکی یاد گرفته ایم «نباید دیگران را بکشیم» به این قانون به عنوان بخشی از هویت و ناخودآگاه خود معتقدیم. این قانون، به ما کمک میکند تا میل به خشونت را در یک چارچوب خاص نگه داریم و حتی به آن شکلی از مشروعیت ببخشیم. یعنی میل به خشونت ممکن است در تخیل یا نمادهای دیگر بروز کند، بدون آنکه به عمل برسد. بنابراین، این «نباید» هم جنبهٔ بازدارنده و هم جنبهٔ پایداری میل را حفظ میکند.
این تحلیل لکانی به ما نشان میدهد که چگونه قوانین اجتماعی و اخلاقی بر ناخودآگاه انسان تأثیر میگذارند و ساختار روانی ما را شکل میدهند.
#لکان
#نباید
#نام_پدر
#ابژه_کوچک_a
💻 think➕
"میل انسان بدنبال چیزی است که نباید باشد و همین "نباید" بهترین دلیل" بر پایداری میل است. (ژک لکان)
نقاشی بالا بازتابی از ایده لکان درباره میل به چیزی است که نباید داشته باشیم. فیگور در برابر دری ایستاده است که روی آن نمادی از ممنوعیت ورود دیده میشود، در حالی که روبرای او یک شیء درخشان و دستنیافتنی وجود دارد. این شیء نمایانگر همان "ابژهٔ کوچک a" است که لکان از آن صحبت میکند، و صحنه تضاد بین میل و ممنوعیت را نشان میدهد. این تصویر بهصورت سوررئال و با عناصری از ذهن ناخودآگاه و تنش روانی ترسیم شده است.
این توصیف دقیقاً همان چیزی است که جمله ابتدای نوشته من از لکان را توضیح میدهد. در اینجا، به خوبی نشان داده شده که چگونه میل انسان به سمت چیزی هدایت میشود که با یک نوع «نباید» یا ممنوعیت مواجه است.
از نگاه من این جمله زیبا از ژک لکان، روانکاو فرانسوی و از شخصیتهای برجستهٔ فلسفه و روانکاوی پسا مدرن میتواند ریشه شکل گیری بسیاری از اضطراب ها را در برگیرد. لکان در نظریههای خود بر مفهوم "میل" تأکید ویژهای دارد و این موضوع یکی از جنبههای کلیدی در اندیشهٔ اوست.
لکان معتقد است که میل انسان همیشه معطوف به چیزی است که بهطور مستقیم دستیافتنی نیست؛ چیزی که او آن را «ابژهٔ کوچک a» یا (objet petit a) مینامد. این «نباید» یا عدم دستیابی، منبع پایداری و بقای میل است، چرا که میل همواره به سمت چیزی تمنا دارد که فقدان و یا کمبود یا خلا آن احساس میشود. از نگاه لاکان، این فقدان یا فاصله و کمبود، عامل تحریککننده و پایدار نگهدارندهٔ میل در انسانهاست.
مثلا فرض کنیم فردی میل شدیدی به رسیدن به موفقیت "مطلق" در شغل خود دارد. او همواره احساس میکند که هنوز به اندازهٔ کافی موفق نیست-احساس فقدان- و به همین دلیل دائماً به دنبال تحقق این میل است. از نظر لکان، این «نباید» در واقع همان چیزی است که این میل را پایدار نگه میدارد، چون فرد هرگز به وضعیت ایدهآلی که در ذهنش ساخته دست نمییابد و همین نرسیدن به کمال، میل او را زنده و پویا نگه میدارد.
در یک مبحثی مراجعی از من پرسید در مورد «نباید دیگران را بکشیم از تورات و انجیل»، چطور؟
توضیح من این است که نگاه لکان ممکن است به این گفتمان پیچیدهتر باشد. او به جای تمرکز بر قوانین اخلاقی به عنوان دستورالعملهای مطلق، بیشتر بر ساختارهای روانی و اجتماعی که این قوانین را تولید میکنند، تمرکز دارد.
برای درک بهتر این موضوع، لکان مفهوم «نام پدر» (Nom du Père) را مطرح میکند. این مفهوم به عنوان نمایندهٔ قانون، زبان، و نظم اجتماعی است که فرد از دوران کودکی با آن مواجه میشود. «نام پدر» در واقع همان ساختارهای اجتماعی و فرهنگیای است که انسان را به پیروی از قوانینی همچون «نباید دیگران را بکشی» سوق میدهد.
از دید لکان، این «نباید» به عنوان بخشی از ساختار ناخودآگاه فرد، از طریق زبان و تعاملات اجتماعی، در او نهادینه میشود. به عبارت دیگر، این قوانین بیشتر از طریق ساختارهای زبانی و اجتماعی درون ناخودآگاه شکل میگیرند و پایدار میمانند.
اما ارتباط این «نباید» با میل چیست؟ لکان ممکن است بگوید که ممنوعیتهای اخلاقی، همانند «نباید دیگران را بکشی»، میتوانند میل فرد را جهتدهی کنند و به آن شکل دهند. این «نباید» نه تنها محدودیت ایجاد میکند، بلکه همزمان چارچوبی فراهم میکند که میل در آن شکل بگیرد. برای مثال، ممکن است کسی در خیال و ناخودآگاه خود از خشونت یا تجاوز به قانون تصوری داشته باشد، اما این میل به دلیل وجود ممنوعیتها سرکوب شده و به صورت ناخودآگاه باقی بماند.
تصور کنیم ما که از کودکی یاد گرفته ایم «نباید دیگران را بکشیم» به این قانون به عنوان بخشی از هویت و ناخودآگاه خود معتقدیم. این قانون، به ما کمک میکند تا میل به خشونت را در یک چارچوب خاص نگه داریم و حتی به آن شکلی از مشروعیت ببخشیم. یعنی میل به خشونت ممکن است در تخیل یا نمادهای دیگر بروز کند، بدون آنکه به عمل برسد. بنابراین، این «نباید» هم جنبهٔ بازدارنده و هم جنبهٔ پایداری میل را حفظ میکند.
این تحلیل لکانی به ما نشان میدهد که چگونه قوانین اجتماعی و اخلاقی بر ناخودآگاه انسان تأثیر میگذارند و ساختار روانی ما را شکل میدهند.
#لکان
#نباید
#نام_پدر
#ابژه_کوچک_a
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Jacques Marie Émile Lacan
ژاک لکان
(۱۳ آوریل ۱۹۰۱ تا ۹ سپتامبر ۱۹۸۱) روانپزشک و روانکاو برجسته فرانسوی که نخستین بار برای نگرهٔ «بازگشت به فروید» و نگاشتهای مشهور شد که در آن ناخوداگاه را همانند زبان ساختاربندی شده نامید. لاکان از تأثیرگذاران بر فلسفه در فرانسه بودهاست.
لکان روانکاوی را با فلسفه، زبانشناسی، و مطالعات فرهنگی پیوند داده و مهمترین نکات فلسفه و روانکاوی او را میتوان در سه بخش اسم برد؛
امر خیالی (The Imaginary): دورهای که نوزاد خود را در آینه تشخیص میدهد (مرحله آینهای)، اما هنوز تمایزی بین خود و دیگری ندارد. در این مرحله، تصویر بدن کامل به عنوان یک «خود خیالی» تشکیل میشود که پایه هویت انسان است.
امر نمادین (The Symbolic): با ورود به زبان و فرهنگ، فرد وارد نظم نمادین میشود. این نظم شامل ساختارهای زبان، قوانین اجتماعی، و نقشهای فرهنگی است. در این مرحله، سوژه با «نام پدر» مواجه میشود، که نماد اقتدار و قانون است.
امر واقعی (The Real): آنچه در خارج از زبان و معنا قرار دارد و قابل بیان یا تجربه کامل نیست. امر واقعی شامل تجربیاتی میشود که فراتر از درک و زبان هستند و به نوعی با «فقدان» و «غیاب» پیوند دارند.
مثال: کودکی که خود را در آینه میبیند و فکر میکند که تصویرش در آینه یک "خود کامل" و جدا از واقعیت است. این تصویر خیالی به او احساس هماهنگی و وحدت میدهد، در حالی که در واقعیت، او هنوز نمیتواند مرزهای بین خود و دیگران را به درستی درک کند.
لکان معتقد است که کودکان در سنین ۶ تا ۱۸ ماهگی زمانی که خود را در آینه میبینند، یک تصویر ایدهآل از خود میسازند. این مرحله منجر به تشکیل «خود» میشود و پایههای هویت و ارتباط با دیگری را میسازد.
مثال: ورود کودک به دنیای زبان و قواعد اجتماعی. زمانی که کودک یاد میگیرد که واژه «مادر» به شخصی خاص اشاره دارد و این واژه را در نظم نمادین زبان استفاده میکند، او به نوعی هویت و ارتباطات خود را بر اساس این قوانین اجتماعی شکل میدهد.
لکان ناخودآگاه را مانند یک زبان میبیند. او از زبانشناسی ساختارگرا، به ویژه نظریات سوسور، الهام میگیرد و معتقد است که ناخودآگاه ساختاری مشابه زبان دارد و از قوانین و نشانههای زبانی پیروی میکند.
مثال: تجربه مرگ یک عزیز، که نمیتوان آن را به طور کامل در زبان یا معنا گنجاند. این تجربه چیزی فراتر از درک و زبان است و نمیتوان به صورت کامل در نظم نمادین آن را درک کرد.
لکان بر این باور است که «دیگری بزرگ» (The Big Other) به عنوان نماد نظم اجتماعی، زبان، و فرهنگ عمل میکند. سوژه (Subject) خود را در رابطه با دیگری شکل میدهد و هویت و تمایلات او وابسته به تعامل با دیگری است.
مثال: زمانی که کودکی که حدود ۱۸ ماهه است، برای اولین بار تصویر خود را در آینه میبیند و به عنوان یک «خود مستقل» تشخیص میدهد. این مرحله به او کمک میکند تا هویت خود را شکل دهد و از خود به عنوان یک موجود مجزا آگاه شود.
یکی از مفاهیم کلیدی در روانکاوی لکان، ایده «فقدان» است. او معتقد است که میل (Desire) از فقدان و ناکامی ناشی میشود. میل به دنبال جبران این فقدان است، اما هرگز به طور کامل ارضا نمیشود.
مثال: فردی که همواره به دنبال تأیید دیگری (مثل والدین، جامعه، یا معلم) است. این فرد ارزش خود را از دیگری میگیرد و هویت خود را در رابطه با آن دیگری میسازد.
این پرسش معروف لکان، به عدم قطعیت در مورد خواستههای واقعی ما اشاره دارد. او تأکید میکند که میل انسان نه تنها به خودش بلکه به میل دیگری نیز وابسته است.
مثال: فردی که به دنبال خرید آخرین مدل گوشی همراه است، نه به خاطر کارکرد آن، بلکه به دلیل احساس کمبود یا میل به رسیدن به چیزی که همیشه دور از دسترس به نظر میرسد.
لکان تراما را به عنوان برخورد با امر واقعی در نظر میگیرد؛ جایی که تجربههایی رخ میدهند که فراتر از نمادینسازی و معنا هستند و شوک یا سردرگمی ایجاد میکنند.
مثال: فردی که در زندگی شغلیاش به موفقیت رسیده، اما همچنان احساس نارضایتی میکند و نمیداند که در عمق وجودش چه میخواهد. این نشاندهنده عدم قطعیت و پیچیدگی خواستهها و امیال انسانی است.
لکان با استفاده از این مفاهیم، به مطالعه و تحلیل روانشناسی، زبان، و فرهنگ پرداخت و تأثیرات عمیقی بر حوزههای مختلف از جمله ادبیات، فلسفه، و نظریه اجتماعی گذاشت.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1
Forwarded from ناهید الهیاری
سلام و ادب
جناب دکتر
آقایی میانسال
حدود ۵ سالی هست که گرایش به همجنسگرایی پیدا کرده میگه داره زیاد میشه و بسته به شرایط وارد چنین روابطی هم شده گاهی با چت گاهی عملی
ازین رفتار لذت میبره اما میگه از اینکه دارم به خانمم خیانت میکنم ناراحتم
کیفیت روابط عاطفی با خانمش میگه خوبه
آما از لحاظ کیفیت و صمیمیت جنسی گفته خانمش بیشتر تکلیف محور بوده
مشکلی که داره همون احساس ناخوشایندی که در مورد ( عهد شکنی ) نسبت به خانمش داره ...
و تبدیل شدن این گرایش و عمل جنسی ( همجنسگرایی ) به حالت افراطی
راهکار خواسته
البته گفته در جوانی هم این میل رو داشته عملی هم کرده
اما
مشکلی هم نداشته با جنس غیر همجنس ازدواج کنه و از ازدواجش هم راضیه
اگر برای شما مقدوره راهنمایی بفرمایید
پیشاپیش سپاسگزارم ❤️🙏
جناب دکتر
آقایی میانسال
حدود ۵ سالی هست که گرایش به همجنسگرایی پیدا کرده میگه داره زیاد میشه و بسته به شرایط وارد چنین روابطی هم شده گاهی با چت گاهی عملی
ازین رفتار لذت میبره اما میگه از اینکه دارم به خانمم خیانت میکنم ناراحتم
کیفیت روابط عاطفی با خانمش میگه خوبه
آما از لحاظ کیفیت و صمیمیت جنسی گفته خانمش بیشتر تکلیف محور بوده
مشکلی که داره همون احساس ناخوشایندی که در مورد ( عهد شکنی ) نسبت به خانمش داره ...
و تبدیل شدن این گرایش و عمل جنسی ( همجنسگرایی ) به حالت افراطی
راهکار خواسته
البته گفته در جوانی هم این میل رو داشته عملی هم کرده
اما
مشکلی هم نداشته با جنس غیر همجنس ازدواج کنه و از ازدواجش هم راضیه
اگر برای شما مقدوره راهنمایی بفرمایید
پیشاپیش سپاسگزارم ❤️🙏
👍2
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
ناهید الهیاری
سلام و ادب جناب دکتر آقایی میانسال حدود ۵ سالی هست که گرایش به همجنسگرایی پیدا کرده میگه داره زیاد میشه و بسته به شرایط وارد چنین روابطی هم شده گاهی با چت گاهی عملی ازین رفتار لذت میبره اما میگه از اینکه دارم به خانمم خیانت میکنم ناراحتم کیفیت روابط…
قسمت اول
#رابطه_خارج_از_ازدواج
#نگاه_کلی
#همجنسگرایی
#بای_سکچوالیتی
#تحلیل_روانکاوی_مدرن (#وینیکات، #کلاین)
م.ستودگان
#رابطه_خارج_از_ازدواج
#نگاه_کلی
#همجنسگرایی
#بای_سکچوالیتی
#تحلیل_روانکاوی_مدرن (#وینیکات، #کلاین)
م.ستودگان
👍1