Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015
611 subscribers
1.91K photos
19 videos
43 files
556 links
Dr. Morris Setudega
استاد دانشگاه، رواندرمانگر سیستمی,
عضو انجمن روانشناسان APA
عضو مشاوران و سوپر ویژن سویس BSO
عضو انجمن systemis سویس

نوشته های خودم از صفحه اصلی +Think# و مطالب آموزشی ترجمه شده از جزوات تدریس در
دانشگاه
#dr_morris_setudegan
Download Telegram
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
❤️تاریخچه روز (10 سپتامبر 2024)

چارلز اسپیرمن در 10 سپتامبر 1863 متولد شد و در 17 سپتامبر 1945 درگذشت . چارلز اسپیرمن، روانشناس مشهور انگلیسی، بیشتر به خاطر نظریه هوش عمومی (عامل g) شهرت دارد.

کار او به طور قابل توجهی درک هوش در روانشناسی را شکل داد. اسپیرمن همچنین ضریب همبستگی مرتبه رتبه، ضریب قابلیت اطمینان اسپیرمن- براون را معرفی کرد و به تحلیل عاملی اولیه کمک فراوان کرد.

در طول تحصیلاتش، اسپیرمن علاقه‌مند به مطالعه‌ی هوش شد و تحقیقاتی را آغاز کرد که به نظریه‌ی هوش دو عاملی او منجر شد.
طبق این نظریه، هر نوع توانایی ذهنی از دو عامل تشکیل شده است:
عامل عمومی (g): این عامل بیانگر هوش کلی و توانایی‌های ذهنی عمومی فرد است که در تمام فعالیت‌های ذهنی تأثیر دارد.
عوامل خاص (s): این عوامل نشان‌دهنده توانایی‌های خاص در زمینه‌های معین هستند، مانند توانایی ریاضی یا زبانی.

اسپیرمن با استفاده از تحلیل عاملی، داده‌هایی را از آزمون‌های مختلف هوشی تحلیل کرد و دریافت که یک عامل عمومی به طور مشترک در همه آزمون‌ها وجود دارد، که همان g است.
نتیجه کار اسپیرمن تأثیر عمیقی بر روان‌شناسی و مطالعه‌ی هوش داشت و باعث شد که بسیاری از محققان به اهمیت عامل عمومی در توضیح تفاوت‌های هوشی میان افراد پی ببرند. نظریه او همچنین به توسعه آزمون‌های هوشی مدرن و مفاهیم مربوط به سنجش توانایی‌های شناختی کمک کرد.



#تاریخچه_روز
#تاریخ_روانشناسی
#روانشناسی_بالینی

👇لینک کلیپ بیوگرافی

👇لینک How General Intelligence (G Factor) Is Determined







🌷🔤 🔤🔤🔤


💻think
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
در تصویر بالا، مناطق بروکا و ورنیکه در مغز انسان به وضوح نشان داده شده‌اند. منطقه بروکا در لوب فرونتال (پیشانی) و منطقه ورنیکه در لوب تمپورال (گیجگاهی) مغز قرار دارند، که به ترتیب مسئول تولید و درک زبان هستند.


❤️دکتر موریس ستودگان

✔️منطقه بروکا و ورنیکه و آفازی مربوط به آنها

منطقه #بروکا (Broca’s Area) و منطقه #ورنیکه (Wernicke’s Area) دو ناحیه مهم در مغز هستند که به طور مستقیم با زبان و گفتار در ارتباط‌اند. این دو منطقه نقش‌های متفاوت اما مکمل در تولید و درک زبان دارند.

✔️ شرح هر یک از این مناطق و عملکرد آن‌ها :

۱. منطقه بروکا (Broca’s Area):

- موقعیت: در نیم‌کره چپ مغز، در لوب فرونتال (پیشانی) و نزدیک به ناحیه حرکتی مغز قرار دارد.

- عملکرد: منطقه بروکا مسئول تولید و بیان زبان است. این ناحیه با سازماندهی حرکات عضلات مرتبط با صحبت کردن (مثل حرکت زبان، لب‌ها و فک) درگیر است و همچنین به ساختار و دستور زبان (گرامر) کمک می‌کند.
 
- آسیب به منطقه بروکا: آسیب به این ناحیه باعث #آفازی_بروکا (Broca’s Aphasia) می‌شود.

افرادی که به این نوع آفازی مبتلا هستند، قادر به درک زبان هستند، اما در تولید گفتار مشکل دارند. گفتار آن‌ها کند، تلاش‌برانگیز و پراکنده است، اما معمولاً مفهوم گفته‌ها روشن است.

۲. منطقه ورنیکه (Wernicke’s Area):

- موقعیت: در نیم‌کره چپ مغز، در لوب تمپورال (گیجگاهی) و در نزدیکی ناحیه شنوایی اولیه قرار دارد.

- عملکرد: منطقه ورنیکه مسئول درک زبان است. این ناحیه به مغز کمک می‌کند تا معنای کلمات را درک کند و جملات را به درستی تفسیر کند. به عبارت دیگر، منطقه ورنیکه به مغز کمک می‌کند تا زبان ورودی (شنیداری یا نوشتاری) را بفهمد.
 
- آسیب به منطقه ورنیکه: آسیب به این ناحیه منجر به #آفازی_ورنیکه (Wernicke’s Aphasia) می‌شود. در این حالت، فرد می‌تواند به راحتی صحبت کند و جملات پیچیده و روان تولید کند، اما گفتار آن‌ها معمولاً بی‌معنی است یا محتوای گفتاری نادرست است، زیرا فرد قادر به درک زبان و معنای کلمات نیست.

✔️تفاوت عملکرد:

- منطقه بروکا: بر تولید زبان، ساختار و ترتیب گرامری گفتار تأکید دارد.

- منطقه ورنیکه: بر درک و فهم معنایی کلمات و جملات تمرکز دارد.

✔️ ارتباط میان این دو منطقه:
منطقه بروکا و ورنیکه از طریق دسته‌ای از فیبرهای عصبی به نام #آرکوات_فاسیکولوس (Arcuate Fasciculus) با هم در ارتباط هستند. این ارتباط به مغز امکان می‌دهد که ورودی زبانی (که توسط ورنیکه پردازش می‌شود) را با خروجی زبانی (که توسط بروکا تولید می‌شود) هماهنگ کند.

آسیب به این مسیر می‌تواند به #آفازی_هدایتی (Conduction Aphasia) منجر شود، که در آن فرد می‌تواند زبان را درک کند و به‌درستی صحبت کند، اما در تکرار کلمات و جملات مشکل دارد.

خلاصه:
*️⃣ منطقه بروکا مسئول تولید و بیان زبان است.

*️⃣منطقه ورنیکه مسئول درک و فهم زبان است.

*️⃣این دو ناحیه با همکاری هم امکان تولید و درک زبان را فراهم می‌کنند.

منابع؛ برای بررسی عملکرد مناطق بروکا و ورنیکه میتوان به منابع معتبر و علمی زیر مراجعه کرد:

1. کتاب "Neuroscience: Exploring the Brain"
نویسندگان: Mark F. Bear, Barry W. Connors, Michael A. Paradiso
این کتاب یکی از منابع معتبر در حوزه علوم اعصاب است و به‌طور مفصل به عملکرد مناطق مغزی مرتبط با زبان، از جمله مناطق بروکا و ورنیکه، می‌پردازد.

2. کتاب "Principles of Neural Science"
نویسندگان: Eric Kandel, James Schwartz, Thomas Jessell
این کتاب جامع در زمینه علوم اعصاب به بررسی مفصل ساختار و عملکرد نواحی مختلف مغز از جمله مناطق مرتبط با زبان می‌پردازد.

3. مقالات منتشر شده در ژورنال "Brain"
این ژورنال معتبر علمی به بررسی موضوعات مختلف در زمینه علوم اعصاب و عملکرد مغز اختصاص دارد و تحقیقات پیشرفته‌ای درباره مناطق بروکا و ورنیکه را شامل می‌شود.

4. سایت "PubMed"
پایگاه داده PubMed شامل مقالات علمی و پژوهشی درباره علوم اعصاب و آسیب‌شناسی مغز است. جستجو در این سایت می‌تواند مقالات بسیاری در مورد عملکرد مناطق بروکا و ورنیکه و همچنین انواع آفازی مرتبط با آن‌ها فراهم کند.

5. کتاب "The Human Brain Book"
نویسنده: Rita Carter
این کتاب به‌طور مصور و ساده به توضیح عملکردهای مختلف مغز از جمله مناطق بروکا و ورنیکه پرداخته است.


🌷🔤 🔤🔤🔤


💻think
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
3👍1
❤️تاریخچه روز (11 سپتامبر 2024)

آلیس آی. برایان: روانشناس، مدرس و فمینیست.در 11 سپتامبر 1902 در شهر نیویورک متولد شد. او یک روانشناس پیشگام بود که نقش زنان را در روانشناسی تحلیل کرد. برایان تشکیل شورای ملی روانشناسان زن را در سال 1941 ترویج داد و از فرصت های برابر برای زنان در این زمینه به ویژه در طول جنگ جهانی دوم دفاع کرد.
تحقیقات روانشناسی رشد او بینش های انتقادی را در مورد رشد شناختی و اجتماعی در کودکان ارائه کرد.

#تاریخچه_روز
#تاریخ_روانشناسی
#روانشناسی_رشد


🌷🔤 🔤🔤🔤


💻think
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👏1
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان


#نظریه_اضطراب_درونی_اولیه

نظریه اضطراب درونی اولیه ملانی کلاین از پژوهش‌ها و مقالاتش در زمینه روانکاوی به دست اومده. یکی از منابع اصلی این نظریه در کتاب کلاین به نام "Envy and Gratitude" (حسادت و سپاسگزاری) که سال 1957 منتشر شده. و بسیاری از مفاهیم مربوط به اضطراب بنیادی و موقعیت‌های پارانوئید-اسکیزوئید و افسرده‌وار در مقاله‌ها و کتاب‌های کلاین، از جمله کتاب "The Psycho-Analysis of Children" (روانکاوی کودکان) که در سال 1932 منتشر شد، به تفصیل بررسی شده‌ و بسیار پیشنهاد میکنم.

تو این کتاب ملانی اضطراب درونی اولیه یا همان اضطراب بنیادی که یکی از مفاهیم کلیدی در نظریه روانکاوی ملانی کلاینه رو اینطور تعریف میکنه که ما از نوزادی از همون بدو تولد اضطراب‌هایی بنیادین رو تجربه می‌کنیم که اساس روابط آینده و ساختار روانی ما رو شکل میدن.

چیزی که پارادایم کلاین هم گفته میشه این هست که نوزادان از همان اوایل زندگی خود بین «تجربه لذت» و «تجربه درد» در حال نوسان هستند. کلاین دو حالت اصلی روانی رو برای این دوران اولیه شناسایی کرده:

👈1. موقعیت پارانوئید-اسکیزوئید (Paranoid-Schizoid Position): در این مرحله اولیه که از بدو تولد آغاز میشه، نوزاد دنیا را به دو بخش مجزا تقسیم می‌کنه؛ بخش "خوب" و بخش "بد". به عنوان مثال، وقتی نوزاد از پستان مادر شیر می‌خوره و احساس لذت می‌کنه، اون رو "خوب" درک می‌کنه؛ اما وقتی گرسنه یا ناراحته و دسترسی به شیر نداره، اون رو "بد" تصور میکنه. این تقسیم‌بندی به دلیل دفاع‌های اولیه نوزاد برای مقابله با اضطراب‌های بنیادین ایجاد میشه.


👈2. موقعیت افسرده‌وار (Depressive Position): در مراحل بعدی رشد (حدوداً در نیمه دوم اولین سال زندگی)، نوزاد شروع به یکپارچه‌سازی تجارب خوب و بد می‌کنه و متوجه میشه که اشیاء خوب و بد یکسانند (مثلاً مادر هم منبع لذت و هم منبع ناکامیه). این شناخت می‌تونه احساس افسردگی و گناه رو ایجاد کنه، چون که نوزاد احساس می‌کنه ممکنه به خاطر خشم‌های قبلی خودش به منبع لذت (مادر) آسیب زده باشه. 😢



✔️کلاین معتقد بوده که این اضطراب‌های اولیه بنیاد تمام ساختار روانی و روابط آینده ما هستند و بخش مهمی از رشد روانی سالم، توانایی مقابله با این اضطراب‌ها و ادغام تجارب خوب و بد یعنی نسبی سازی هست.

به عبارت دیگه، اضطراب درونی اولیه به نوعی احساس بنیادی ناامنی و تهدید اشاره داره که در دوران نوزادی تجربه میشه و کلاین به اون توجه خاصی در نظریه خودش درباره رشد روانی-عاطفی داره.

❤️ منبع: ترجمه از جزوه تدریس م. ستودگان از المانی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان

#نظریات_دونالد_وینیکات که همون به #پارادیم وینیکات معروفه که در نوشته پایین بهشون اشاره میکنم از آثار کلیدی وینکات استخراج شدن. کتاب‌های اصلی که این مفاهیم درشون مطرح میشه که باید کتاب مقدس روانکاوی گفته بشه، این ۳ تا کتابند:

1. "Playing and Reality"
(بازی و واقعیت) - در سال 1971 چاپ شده، که تو این کتاب وینیکات به بررسی مفاهیمی مثل #فضای_انتقالی و #نقش_بازی در #رشد_کودک پرداخته. زبان اصلی بسیار شیوا نوشته شده.


2. "The Maturational Processes and the Facilitating Environment"
(فرآیندهای بلوغ و محیط تسهیل‌کننده) - که در سال 1965 قبل از اون کتاب بالا چاپ شده، تو این کتاب وینیکات نظریاتش رو درباره #نقش_محیط در #رشد_روانی_کودک و مفهوم "مادر به اندازه کافی خوب" رو با هنری بی سابقه ارائه میده.


3. "Home is Where We Start From"
(خانه جایی است که از آن آغاز می‌کنیم) - مجموعه‌ای از مقالات و سخنرانی‌های وینیکات هستن که به مفاهیمی مثل #خود_حقیقی و #خود_کاذب و اهمیت نگهداری پرداخته.


این کتاب‌ها از منابع اصلی نظریات وینیکات درباره رشد هستند که از اونها این مطلب رو برای تدریس سال ۲۰۰۵ استخراج کرده بودم و دوباره جمع آوری میکنم اینجا برای درک مفاهیم #پارادایم_وینیکات که از نظریات دونالد وینیکات (Donald Winnicott)، روانکاو برجسته بریتانیایی گرفته شده، وینیکات به طور خاص روی اهمیت روابط اولیه کودک با مادر و محیط پیرامونش در شکل‌گیری شخصیت و سلامت روانی تمرکز داره. وینیکات نظریه‌هاش رو پیرامون مفهوم "خود حقیقی" و "خود کاذبنقش مادر به اندازه کافی خوب و فضای انتقالی توسعه داده. که چند تا رو توضیح میدم؛

1. مادر به اندازه کافی خوب (Good Enough Mother)

وینیکات این ایده رو مطرح کرد که 👈مادر ایده‌آل نیازی به کامل بودن نداره. بلکه "مادر به اندازه کافی خوب" مادری هست که بتونه به نیازهای نوزاد پاسخ بده، اما نه اونطور که همه چیز رو براش انجام بده. این مادر به نوزاد اجازه میده تا به تدریج تجربه استقلال و ناکامی‌های محدود رو تجربه کنه، که این امر برای رشد روانی سالم ضروریه.
این مادر با حضور گرم و حمایتی احساس امنیتی رو در کودک ایجاد می‌کنه که بهش کمک می‌کنه تا خود حقیقیش رو کشف کنه و توسعه بده.

2. خود حقیقی و خود کاذب (True Self and False Self)

وینیکات مفهوم خود حقیقی رو به عنوان بخشی از شخصیت انسان معرفی کرده که از تجربه‌های واقعی و اصیل ناشی میشه. این خود، بازتابی از نیازها، احساسات و خواسته‌های واقعی فرده. ولی خود کاذب زمانی شکل می‌گیره که فرد برای تطبیق با انتظارات دیگران یا جلوگیری از مواجهه با اضطراب‌ها و ناکامی‌ها، یک شخصیت مصنوعی یا غیرواقعی ایجاد کنه.
اگه محیط اولیه کودک، به خصوص رابطه با مادر، به او امکان تجربه خود حقیقی رو نده، ممکنه فرد در زندگیش به سمت خود کاذب گرایش پیدا کنه.

3. فضای انتقالی (Transitional Space) و اشیاء انتقالی (Transitional Objects)

وینیکات مفهوم فضای انتقالی و اشیاء انتقالی رو برای توصیف دوره‌ای بین تجربه‌های ذهنی و عینی کودک مطرح کرده. مثلا، یک عروسک یا پتوی محبوب می‌تونه به عنوان "شیء انتقالی" عمل کنه که به کودک کمک می‌کنه تا انتقال از وابستگی به مادر به سمت استقلال راپو تجربه کنه - به همین سادگی 😀 . این فضا جایی میشه که کودک می‌تونه بدون اضطراب، تجربه‌های بازی، خیال‌پردازی و خلاقیت رو ازمایش کنه و از این طریق به تدریج به دنیای واقعی و ارتباطات خودمختار وارد بشه.

4. اهمیت بازی (importance of playing)
وینیکات بازی رو به عنوان فعالیتی اساسی در رشد روانی کودک معرفی کرده. وینیکات باور داشت که بازی فضایی میشه که کودک در اون می‌تونه احساسات و تجربه‌هاش رو به اسانی ابراز کنه و با آن‌ها مواجه بشه (داستان سرایی کودکان با وسایل بازیشون). بازی به کودک اجازه میده تا واقعیت‌های درونی و بیرونی خودش رو پردازش کنه و به نوعی به تعامل با دنیا و دیگران بپردازه.

5. نگهداری (Holding)

یکی دیگه از مفاهیم اساسی در پارادایم وینیکات، نگهداری یا حفظ کردن هست - یعنی چی؟ این مفهوم به حالتی اشاره داره که در اون مادر یا مراقب کودک، با ایجاد فضایی امن و مطمئن، به کودک کمک می‌کنه تا احساس امنیت و آرامش کنه. این "نگهداری" در رشد اولیه روان کودک بسیار حیاتیه، چون بهش کمک می‌کنه تا با دنیای بیرون و اضطراب‌های ناشی از اون مواجه بشه.

6. رشد عاطفی اولیه

وینیکات معتقد بود که رشد روانی سالم در مراحل اولیه زندگی شکل می‌گیره. به نظرش، کودک از طریق تجربه‌های روزمره با مادر و محیط پیرامون، پایه‌های عاطفی خودش رو پایه گزاری میکنه. اگر محیط به اندازه کافی ایمن و حامی باشه، کودک توانمندی پیدا میکنه که به سمت استقلال و تجربه خود حقیقی حرکت کنه.

۱
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
در مجموع، پارادایم وینیکات روی نقش حیاتی رابطه کودک با مادر و محیط پیرامون در شکل‌گیری روانی و عاطفی ما تاکید می‌کنه و باور داره که این #رابطه_اولیه، تعیین‌کننده‌ی چگونگی #رشد_شخصیت و توانایی ما برای ارتباط با دیگران و دنیای بیرون ماست.


❤️ منبع: ترجمه از جزوه تدریس م. ستودگان از المانی

۲
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
❤️ دکتر موریس ستودگان

🚩پژوهش و متدهای پژوهش در روانشناسی

علم یک رویکرد سیستماتیک و منطقی برای کشف نحوه کار اشیا در جهان است. پژوهش به عنوان ایجاد دانش جدید و/یا استفاده از دانش موجود به روشی جدید و خلاقانه به منظور ایجاد مفاهیم، ​​روش‌شناسی و درک جدید تعریف می‌شود. این می تواند شامل ترکیب و تجزیه و تحلیل پژوهشهای قبلی تا حدی باشد که به نتایج جدید و خلاقانه منجر شود. (منبع؛ sydney university)

و پژوهش در روان‌شناسی به آن دسته از تحقیقات  گفته می‌شود که روان‌شناسان برای مطالعه سیستماتیک و برای تجزیه و تحلیل تجربیات و رفتار افراد یا گروه‌ها انجام می‌دهند. پژوهش ها می توانند کاربردهای آموزشی، حرفه ای (شغلی) و بالینی داشته باشد. (اووه فلیک، کتاب روانشناسی کیفی)

هدف این گرداوری
انگیزه سازی و کاربردی کردن پژوهش برای  دانشجویان که عمدتا در تحقیقات شان تنها گذاشته میشوند و در جنگل به دنبال درخت میگردند‌. هدف راه ماست که با زبانی ساده با روش‌های پژوهش و متدولوژی‌های مختلف در روانشناسی گفتگو کنیم.
سرفصل‌ها:

1. مقدمه‌ای بر پژوهش در روانشناسی
  
👈 روش علمی و مراحل ان با سه مثال گوناگون در روانشناسی

👈 ویژگی‌های روش علمی و چالش های آن در روانشناسی

  👈انواع پژوهش ها و خاصه روانشناسی

   👈 اهمیت پژوهش

   👈تاریخچه و تحولات در پژوهش های روانشناسی
2. انواع روش‌های پژوهش
👈  - روش‌های کمّی
👈 - روش‌های کیفی
👈- روش‌های ترکیبی

3. تعیین مسئله و فرضیه‌سازی
👈 - انتخاب موضوع پژوهش
👈 - فرایند فرموله کردن فرضیه


4. جمع‌آوری داده‌ها
👈 - ابزارها و تکنیک‌های پژوهش
👈 -  متدهای جمع‌آوری


5. تحلیل داده‌ها
👈 - روش‌های آماری
👈 - تحلیل کیفی

6. نوشتن گزارش پژوهش
👈 - ساختار گزارش
👈 - نکات نگارشی


7. مسائل اخلاقی در پژوهش
👈 - آشنایی با اصول اخلاقی
👈 - حریم خصوصی و رضایت


8. مطالعه موردی
👈 - بررسی نمونه‌های واقعی با چند مثال
👈 - تحلیل نتایج


9. منابع و لینک های مفید برای پژوهش
👈 - منابع و سایت های علمی برای تحقیقات

👈 - منابع ژورنال های علمی معتبر روانشناسی، روانشناسی بالینی و روانپزشکی

👈سایت دانشگاه های معتبر جهان

👈 - سایت انستیتوت های غیر وابسته و اندیشکده ها 


👇 برای هر مبحثی مثالی نیاز بود یا سوالی داشتید. پاسخگو خواهم بود.


✔️ تقدیم به دوست پرمهر ما ف. س که مشوق این گردآوری شده.

✔️آخرین اپدیت؛ ۱۴ سپتامبر ۲۰۲۴


#تحقیق #پژوهش
#روشهای_پژوهش
#کیفی #کمی #مختلط
#متدهای_روانشناسی



🌷🔤 🔤🔤🔤


💻think
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
❤️ دکتر موریس ستودگان

✔️چرا باید در مورد این دو پدیده "سینستزیا" و "ایده تزیا" آگاهی داشته باشیم؟

👈#سینستزیا (Synesthesia) حالتی هست که در اون تحریک یک حس به طور خودکار و غیرارادی حس دیگه ای رو فعال می‌کنه. مثلا فردی که این تجربه را داره، ممکنه به طور همزمان دو یا چند حس مختلف رو با هم تجربه کنه. شاید دانستن این درک ما رو در موقعیت‌های مراجعین ما بیشتر کنه.

یک مثال کلاسیک از سینستزیا این هست که رنگ‌آمیزی صدا داره. مثل اینکه ، ما هنگام شنیدن یک صدا یا موسیقی، به طور خودکار رنگ‌های خاصی رو در ذهن ما می‌بینیم. برای مثال، فردی ممکنه هنگام شنیدن صدای پیانو، رنگ آبی رو در ذهنش ببینه، یا وقتی صدای ویولن رو می‌شنوه، رنگ قرمز ظاهر بشه. یا مثلا اسم مکانی رو میشنوه، رنگی تو نظرش ظاهرا بشه. من خودم هلند رو از کودکی با نارنجی و آمریکا رو با آبی تصور می‌کردم.

این نوع از سینستزیا به ویژه در هنرمندان و موسیقیدانان معروف مثل واسیلی کاندینسکی و فرانز لیست گزارش شده. مثالا، فرانز لیست ممکن بود از ارکستر بخواهد "بیشتر آبی" یا "این قسمت طلایی‌تر" اجرا کنن، چون براش صداها با رنگ‌ها در ذهنش ترکیب می‌شدن.
این نوع پدیده ها می‌تونن ما رو در کار با مراجعین با تروما و فلش بک حساس تر کنن.


👈#ایده‌تزیا (Ideathesia) یا احساس ایده‌ها یک پدیده شناختی هست که در اون درک مفاهیم و ایده‌ها می‌تونن به احساسات حسی مرتبط بشن. برخلاف سینستزیا (Synesthesia) که ترکیب ناخواسته حس‌های مختلفه، در ایده‌تزیا ایده‌ها یا مفاهیم محرک اصلی هستند که تجربه حسی را فعال می‌کنن. به عبارتی، ادراک حسی با توجه به فهم ذهنی ما از مفهوم مربوطه شکل می‌گیره.

مثلا، آزمایش Bouba/Kiki نشون میده که اکثر افراد در یک ازمایش شکل‌های نرم و گرد رو با واژه "Bouba" و شکل‌های تیز و زاویه‌دار رو با واژه "Kiki" مرتبط می‌کنن. این ارتباط بیشتر بر اساس درک ذهنی از مفهوم کلمات و شکل‌هاست تا بر اساس ویژگی‌های حسی واقعی اون‌ها.

این پدیده بیانگر این می‌تونه باشه که مغز ما می‌تونه مفاهیم انتزاعی رو فعال کنه و اون‌ها رو به شکل تجربیات حسی دریافت کنه، مثل ارتباط دادن یک صدای بلند با واژه "تیز" یا یک رنگ با "گرم" بودن. این نشون میده که زبان و ادراکات حسی ما ارتباط تنگاتنگی با هم دارن و این پیوند‌ها نقش مهمی در نحوه درک ما از جهان داره.

👈 و اما کاربرد این دو پدیده در روانشناسی؛ همونطور که در بالا اشاره شد، سینستزیا و ایده‌تزیا می‌تونن ابزارهای مفیدی برای درک بهتر مغز و نحوه ادراک انسان باشن. استفاده از این پدیده‌ها به روان‌شناسان و محققان کمک می‌کنه تا به شناخت عمیق‌تری از نحوه تعامل حواس و مفاهیم ذهنی برسن.

"1. کاربردهای سینستزیا:

*️⃣درمان و توانبخشی: برخی از روان‌شناسان از سینستزیا برای بهبود فرآیندهای شناختی و خلاقیت در افراد استفاده می‌کنند. به عنوان مثال، آموزش استفاده از چند حس به طور همزمان ممکن است به تقویت حافظه یا بهبود خلاقیت کمک کند.

*️⃣تشخیص و مطالعه ذهن‌های خلاق: مطالعات نشان داده‌اند که افراد مبتلا به سینستزیا اغلب خلاق‌تر هستند و از این پدیده می‌توان برای شناسایی و مطالعه افراد خلاق، به‌ویژه در زمینه‌های هنری و موسیقی استفاده کرد. این پدیده به عنوان ابزاری برای درک نحوه ترکیب حواس و تجربه‌های ذهنی کاربرد دارد.

*️⃣کمک به درمان اضطراب و افسردگی: برخی مطالعات نشان داده‌اند که سینستزیا می‌تواند تأثیر مثبتی در بهبود حالت‌های روانی مثل اضطراب و افسردگی داشته باشد، زیرا افراد مبتلا به سینستزیا تمایل دارند دنیای پیرامون خود را با دید مثبت‌تر و پویاتر تجربه کنند." (خلاصه شده از medicaldaily)


✔️"2. کاربردهای ایده‌تزیا:

*️⃣تحلیل زبان و ادراک مفهومی: ایده‌ستزیا می‌تواند به روان‌شناسان کمک کند تا نحوه درک مفاهیم انتزاعی را بهتر درک کنند. این پدیده نشان می‌دهد که تجربه‌های حسی افراد با توجه به معنای ذهنی آن‌ها شکل می‌گیرد، که در زبان‌شناسی شناختی و تحقیق در مورد چگونگی شکل‌گیری مفاهیم می‌تواند مفید باشد.

*️⃣درمان‌های شناختی و حسی: از ایده‌ستزیا می‌توان در تمرین‌های شناختی استفاده کرد تا افراد بتوانند ارتباطات پیچیده‌تری بین مفاهیم و احساسات برقرار کنند. این روش‌ها ممکن است به بهبود تمرکز، حافظه، و حتی مهارت‌های ارتباطی در افراد کمک کنند." (منبع در زیر میشود)


👈به طور کلی میتونیم بگیم، این دو پدیده به روان‌شناسان ابزارهای جدیدی برای تحقیق در مورد ادراک حسی و شناختی انسان ارائه میدن و می‌تونن در درمان‌های خلاقانه و توانبخشی‌های شناختی مفید باشن.


لینک منابع برای اطلاعات بیشتر در مورد این مفاهیم به انگلیسی

1) The Synesthesia Tree
2)Faena
3)Medicaldaily


💻think
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍2
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
این مطلب از من امروز در مجله آنلاین ارم بلاگ، بخش سلامت منتشر شد.

لینک برای دوستان


💻think
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
1👍1
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
"فانتزی‌ها به جای واقعیتِ مادی، واقعیتِ روانی دارند و به مرور می‌فهمیم که در دنیای نورزها این واقعیت روانی است که سرنوشت‌ساز است."

زیگموند فروید

فروید معتقد بود که فانتزی‌ها و خیال‌پردازی‌ها نه تنها نقش مهمی در زندگی روانی افراد دارن ، بلکه می‌تونن تأثیراتی عمیق بر رفتار و تصمیم‌گیری‌هاشون داشته باشن. در اینجا "واقعیت روانی" به این معناست که ادراکات، امیال و ترس‌های ناخودآگاه می‌تونن بر زندگی نا تأثیر بگذارن، حتی اگه با واقعیت مادی و عینی هماهنگی نداشته باشن.

این دیدگاه فروید در بسیاری از نظریات روانکاوی و تئوری‌های نوروتیک‌ها (افرادی که از اضطراب یا استرس روانی رنج می‌برن) به عنوان یک اصل اساسی مطرح شده. طبق این نظریه، افراد در زندگی روزمره‌شون نه بر اساس واقعیت عینی، بلکه بر اساس تصورات و احساساتشون عمل می‌کنن، که در نهایت سرنوشتشون رو تحت تأثیر قرار میده.

م. ستودگان

#واقعیت_روانی



💻think
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍2
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
در پست بالا نوشته شد که "واقعیت روانی سرنوشت سازه". خود واقعیت روانی رو بالا توضیح دادم ولی سرنوشت  از دیدگاه فروید چه هست؟

از دیدگاه زیگموند فروید، سرنوشت ما به شدت تحت تأثیر نیروهای ناهشیار ذهنی ماست که در طی دوران کودکی شکل می‌گیرن و به صورت ناخودآگاه بر رفتارها، تصمیمات و شخصیت ما  تأثیر می‌گذارن. فروید معتقد بود که ناخوداگاه، که شامل امیال، ترس‌ها، و خاطرات سرکوب‌شده هست، نقش عمده‌ای در تعیین رفتارهای کنونی و آینده ما داره. به عبارت دیگه، سرنوشت از دیدگاه فروید نه یک مفهوم متافیزیکی یا از پیش تعیین‌شده ای هست(مثل سرنوشت در مذاهب)، بلکه نتیجه تعامل پیچیده بین  ناهشیار، امیال جنسی (لیبیدو)، و سرکوب‌های روانی ماست.

سه مفهوم اساسی که فروید برای توضیح این تأثیرات به کار برده
"نهاد" (Id)،
"خود" (Ego)،
و "فراخود" (Superego) هستن:

👈#نهاد نماینده امیال غریزی و ناخودآگاه ماست.

👈#خود وظیفه مدیریت میان نهاد و واقعیت رو داره.

👈#فراخود وجدان اخلاقی ماست که از ارزش‌ها و قوانین جامعه شکل گرفته.


فروید باور داشت که ما تحت تأثیر #تعارض‌های میان این سه بخش ذهن به تصمیم‌گیری و رفتار می‌پردازیم، و بسیاری از اونها ناخودآگاهند. با این تعریف، از نظر فروید، #سرنوشت نه بر اساس انتخاب‌های آگاهانه، بلکه بیشتر تحت تأثیر تعارض‌های ناخودآگاه و تجربیات سرکوب‌شده دوران کودکی تعیین میشه.

فروید  به مفهومی به نام "#تکرار_اجبار"
(repetition compulsion)
اشاره می‌کنه، جایی که  ما تمایل داریم الگوهای ناخودآگاه و مشکلات حل‌نشده ی ما رو بارها و بارها در طول زندگی تکرار کنیم. این تکرارها هم به نوعی "سرنوشت" ما رو شکل میده.

م. ستودگان


💻think
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
⭕️ An Overview of Self-Injury and Cutting

🚩 مروری بر خود آسیبی و خودزنی

Dr. Nancy Schimelpfening, Psychotherapist

برگردان؛ دکتر موریس ستودگان


خودآزاری یا خودزنی
(Self-harm یا Self-injury)

به رفتارهایی اطلاق می‌شود که فرد به‌صورت عمدی به بدن خود آسیب می‌زند، بدون این که هدف او خودکشی باشد. این عمل معمولاً به‌عنوان روشی برای کنار آمدن با احساسات دشوار، استرس، یا اضطراب انجام می‌شود. خودآزاری می‌تواند اشکال مختلفی داشته باشد، از جمله بریدن، سوزاندن، ضربه زدن به بدن یا حتی خراشیدن پوست.

اگرچه خودآزاری مانند بریدن به عنوان یک مشکل رایج در میان جمعیت نوجوان شناخته شده است، اما به نوجوانان محدود نمی شود. افراد از هر جنس، ملیت، گروه های اجتماعی-اقتصادی و سنین ممکن است به خود آسیب برسانند.

👇برای خواندن مقاله به فارسی
👇برای خواندن مقاله به انگلیسی

#خود_ازاری
#خود_زنی

💻think
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
1
❤️ دکتر موریس ستودگان

🚩 در باره مدیریت توجه

دانیل گولمن نویسنده و روانشناس برجسته معاصر 
(Daniel Goleman)
تو  کتاب
"Focus: The Hidden Driver of Excellence" (2013)
به اهمیت توجه و مدیریت اون برای دستیابی به موفقیت به خوبی  پرداخته و توضیح میده  که چطور تمرکز می‌تونه بهره‌وری و عملکرد ما رو افزایش بده. ایشون #مدیریت_توجه رو به فرآیند آگاهانه کنترل و هدایت توجه به فعالیت‌ها یا افکار خاص تعریف میکنه. این مفهوم به توانایی تمرکز بر وظایف مهم، اولویت‌بندی فعالیت‌ها و جلوگیری از حواس‌پرتی یا شناسایی عوامل مزاحم مربوط میدونه.
مدیریت توجه به ما کمک می‌کنه که از منابع ذهنی و انرژی مون بهتر استفاده کنیم و  در انجام کارها بهره‌وری بیشتری داشته باشیم.

🔠اهمیت مدیریت توجه

کارل نیو پورت تو کتابش (Cal Newport)
"Deep Work: Rules for Focused Success in a Distracted World" (2016)
خوب توضیح میده که چطور افراد میتونن در دنیای پر از عوامل حواس‌پرتی با استفاده از روش‌های عملی، تمرکزشان رو حفظ کنن و به موفقیت‌های بزرگ برسن ایشون میگن ما در دنیای مجازی امروز با انباری از اطلاعات، پیام‌ها و عوامل حواس‌پرتی (مثل شبکه‌های اجتماعی، تبلیغات، ایسنتا و تلگرام و +think ... ) مواجه ایم. بدون مدیریت مناسب توجه، ممکنه ما درگیر فعالیت‌های بی‌اهمیت یا زمان‌بر بشیم که مانع از دستیابی به اهداف مهم‌تر میشن.




🔠آیتم های مدیریت توجه

🔠1. تمرکز پایدار: توانایی ماندن بر یک وظیفه یا هدف خاص بدون حواس‌پرتی.


🔠2. تغییر توجه: توانایی تغییر سریع و مؤثر توجه از یک وظیفه به وظیفه دیگر.


🔠3. جلوگیری از حواس‌پرتی: جلوگیری از عواملی که باعث کاهش تمرکز می‌شوند.


🔠4. اولویت‌بندی: انتخاب فعالیت‌هایی که بیشترین اهمیت را دارند و هدایت توجه به آن‌ها.

این آیتم های رو می‌تونیم هم تو کتاب ایال بخونیم.
Nir Eyal
"Indistractable: How to Control Your Attention and Choose Your Life" (2019)
این کتاب عالی نیال توضیح میده که چطور می‌تونیم با مدیریت بهتر توجه، از حواس‌پرتی‌ها جلوگیری کنیم و بر کارها و اهداف مهم تمرکز بیشتری کنیم. عالیه کتابش.




✔️برا تون چند تا مثال‌ هم از ابن نوشته ها میارم. 

مثال 1. دانشجو در حال مطالعه: تصور کنیم یک دانشجو قصد داره برای یک آزمون مهم مطالعه کنه. مدیریت توجه به اون کمک می‌کنه که منابع خودش رو به مهم‌ترین موضوعات اختصاص بده و از چک کردن شبکه‌های اجتماعی یا پیام‌های غیرضروری خودداری کنه. (ولی احتمالا دوست دخترش بعد باهاش کان میکنه چون شک میکنه چرا جواب نمیده ؛-))

تمرکز پایدار: دانشجو به مدت ۲ ساعت بدون حواس‌پرتی روی موضوعات درسی تمرکز می‌کنه.

جلوگیری از حواس‌پرتی: موبایل رو خاموش میکنه و در محیطی آرام مطالعه می‌کنه.

2. مدیر در جلسه کاری: یک مدیر ممکنه در جلسه‌ای شرکت کنه که نیاز به بررسی چند موضوع مختلف داره.  مدیریت توجه بهش کمک می‌کنه  که بین موضوعات مهم جلسه به‌صورت مؤثر توجه خودش رو متمرکز و جابجا کنه. این کار با یک لیست تراکتانت از قبل درست شده ممکن میشه. باید ابزارهای لازم رو هم بشناسیم.

تغییر توجه: بعد از اتمام یک مبحث، سریع به موضوع بعدی می‌پردازه و از گیر کردن در جزئیات بی‌اهمیت اجتناب می‌کنه.

اولویت‌بندی: اون مدیر بر موضوعاتی تمرکز می‌کنه که تأثیر مستقیم بر عملکرد تیمش داره.


🔠روش‌های بهبود مدیریت توجه رو بشناسیم

گولمن‌ نیال و نیوپورت هر سه در کتابشون به این مهم اشاره میکنن،
✔️ ایجاد محیط مناسب: دور کردن عواملی که باعث حواس‌پرتی و مزاحمت میشن.  (مثل خاموش کردن گوشی).

✔️ تقسیم‌بندی زمان: استفاده از تکنیک‌هایی مثل "پومودورو" (مطالعه در بازه‌های کوتاه با استراحت‌های منظم).


3. تمرین ذهن‌آگاهی (Mindfulness): تمریناتی مثل مدیتیشن می‌تونه کمک کنه تا ما بیشتر در لحظه حضور داشته باشیم و توجه خودمون رو به‌صورت آگاهانه دراز مدت کنترل کنیم.

مدیریت توجه به توانایی‌ ما در بهره‌وری، یادگیری و انجام کارهای روزانه به‌صورت مؤثر کمک شایانی می‌کنه ولی نیاز به تمرین و از-تلفن-گذشتگی (خودگذشتگی) داره. ؛-)

منابع: این ۳ تا کتاب عالی هستند و ترجمه شدن


❤️ارادتمند
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤️ دکتر موریس ستودگان

🚩 در باره مدیریت توجه

دانیل گولمن نویسنده و روانشناس برجسته معاصر 
(Daniel Goleman)
تو  کتاب
"Focus: The Hidden Driver of Excellence" (2013)
به اهمیت توجه و مدیریت اون برای دستیابی به موفقیت به خوبی  پرداخته و توضیح میده  که چطور تمرکز می‌تونه بهره‌وری و عملکرد ما رو افزایش بده. ایشون #مدیریت_توجه رو به فرآیند آگاهانه کنترل و هدایت توجه به فعالیت‌ها یا افکار خاص تعریف میکنه. این مفهوم به توانایی تمرکز بر وظایف مهم، اولویت‌بندی فعالیت‌ها و جلوگیری از حواس‌پرتی یا شناسایی عوامل مزاحم مربوط میدونه.
مدیریت توجه به ما کمک می‌کنه که از منابع ذهنی و انرژی مون بهتر استفاده کنیم و  در انجام کارها بهره‌وری بیشتری داشته باشیم.

🔠اهمیت مدیریت توجه

کارل نیو پورت تو کتابش (Cal Newport)
"Deep Work: Rules for Focused Success in a Distracted World" (2016)
خوب توضیح میده که چطور افراد میتونن در دنیای پر از عوامل حواس‌پرتی با استفاده از روش‌های عملی، تمرکزشان رو حفظ کنن و به موفقیت‌های بزرگ برسن ایشون میگن ما در دنیای مجازی امروز با انباری از اطلاعات، پیام‌ها و عوامل حواس‌پرتی (مثل شبکه‌های اجتماعی، تبلیغات، ایسنتا و تلگرام و +think ... ) مواجه ایم. بدون مدیریت مناسب توجه، ممکنه ما درگیر فعالیت‌های بی‌اهمیت یا زمان‌بر بشیم که مانع از دستیابی به اهداف مهم‌تر میشن.




🔠آیتم های مدیریت توجه

🔠1. تمرکز پایدار: توانایی ماندن بر یک وظیفه یا هدف خاص بدون حواس‌پرتی.


🔠2. تغییر توجه: توانایی تغییر سریع و مؤثر توجه از یک وظیفه به وظیفه دیگر.


🔠3. جلوگیری از حواس‌پرتی: جلوگیری از عواملی که باعث کاهش تمرکز می‌شوند.


🔠4. اولویت‌بندی: انتخاب فعالیت‌هایی که بیشترین اهمیت را دارند و هدایت توجه به آن‌ها.

این آیتم های رو می‌تونیم هم تو کتاب ایال بخونیم.
Nir Eyal
"Indistractable: How to Control Your Attention and Choose Your Life" (2019)
این کتاب عالی نیال توضیح میده که چطور می‌تونیم با مدیریت بهتر توجه، از حواس‌پرتی‌ها جلوگیری کنیم و بر کارها و اهداف مهم تمرکز بیشتری کنیم. عالیه کتابش.




✔️برا تون چند تا مثال‌ هم از ابن نوشته ها میارم. 

مثال 1. دانشجو در حال مطالعه: تصور کنیم یک دانشجو قصد داره برای یک آزمون مهم مطالعه کنه. مدیریت توجه به اون کمک می‌کنه که منابع خودش رو به مهم‌ترین موضوعات اختصاص بده و از چک کردن شبکه‌های اجتماعی یا پیام‌های غیرضروری خودداری کنه. (ولی احتمالا دوست دخترش بعد باهاش کان میکنه چون شک میکنه چرا جواب نمیده ؛-))

تمرکز پایدار: دانشجو به مدت ۲ ساعت بدون حواس‌پرتی روی موضوعات درسی تمرکز می‌کنه.

جلوگیری از حواس‌پرتی: موبایل رو خاموش میکنه و در محیطی آرام مطالعه می‌کنه.

2. مدیر در جلسه کاری: یک مدیر ممکنه در جلسه‌ای شرکت کنه که نیاز به بررسی چند موضوع مختلف داره.  مدیریت توجه بهش کمک می‌کنه  که بین موضوعات مهم جلسه به‌صورت مؤثر توجه خودش رو متمرکز و جابجا کنه. این کار با یک لیست تراکتانت از قبل درست شده ممکن میشه. باید ابزارهای لازم رو هم بشناسیم.

تغییر توجه: بعد از اتمام یک مبحث، سریع به موضوع بعدی می‌پردازه و از گیر کردن در جزئیات بی‌اهمیت اجتناب می‌کنه.

اولویت‌بندی: اون مدیر بر موضوعاتی تمرکز می‌کنه که تأثیر مستقیم بر عملکرد تیمش داره.


🔠روش‌های بهبود مدیریت توجه رو بشناسیم

گولمن‌ نیال و نیوپورت هر سه در کتابشون به این مهم اشاره میکنن،
✔️ ایجاد محیط مناسب: دور کردن عواملی که باعث حواس‌پرتی و مزاحمت میشن.  (مثل خاموش کردن گوشی).

✔️ تقسیم‌بندی زمان: استفاده از تکنیک‌هایی مثل "پومودورو" (مطالعه در بازه‌های کوتاه با استراحت‌های منظم).


✔️ تمرین ذهن‌آگاهی (Mindfulness): تمریناتی مثل مدیتیشن می‌تونه کمک کنه تا ما بیشتر در لحظه حضور داشته باشیم و توجه خودمون رو به‌صورت آگاهانه دراز مدت کنترل کنیم.

مدیریت توجه به توانایی‌ ما در بهره‌وری، یادگیری و انجام کارهای روزانه به‌صورت مؤثر کمک شایانی می‌کنه ولی نیاز به تمرین و از-تلفن-گذشتگی (خودگذشتگی) داره. ؛-)

منابع: این ۳ تا کتاب عالی هستند و ترجمه شدن

#مدیریت_توجه


❤️ارادتمند


💻think
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👏2