Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر لاورا پتراسک در باره بوردر پولار (ترکیب دوقطبی و مرزی) میگوید که مدیریت آن آسان نیست و نیاز به یک متد درمانی جدید دارد.
او میگوید
۱) علائم همپوشانی دوقطبی و مرزی شامل نوسانات خلقی، تکانشگری و بی ثباتی است.
۲) تشخیص مرز قطبی به دلیل همپوشانی علائم با سایر اختلالات دشوار است.
۳) مراقبت موثر Borderpolar به یک رویکرد مناسب برای علائم BD و BPD نیاز دارد.
لینک مقاله به انگلیسی
💻 think➕
او میگوید
۱) علائم همپوشانی دوقطبی و مرزی شامل نوسانات خلقی، تکانشگری و بی ثباتی است.
۲) تشخیص مرز قطبی به دلیل همپوشانی علائم با سایر اختلالات دشوار است.
۳) مراقبت موثر Borderpolar به یک رویکرد مناسب برای علائم BD و BPD نیاز دارد.
لینک مقاله به انگلیسی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1
Audio
#دانش_مغز
#شناخت_اجتماعی
#پادکست_علمی
#ویتامنتال
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍2
Joseph Peterson
جوزف پترسون
(۸ سپتامبر ۱۸۷۸ – ۲۰ سپتامبر ۱۹۳۵) روانشناس آمریکایی و رئیس سابق انجمن روانشناسی آمریکا (APA) بود.
پترسون یک شخصیت کلیدی در روانشناسی بود که بر ادراک شنوایی و بصری، یادگیری، تست هوش و انتقال آموزش تمرکز داشت.
به عنوان رئیس APA در سال 1934، او از روشهای تجربی دفاع کرد و بر اهمیت اصول علمی در روانشناسی تأکید کرد و به تثبیت آن به عنوان یک علم دقیق کمک کرد.
او چندین کتاب و مقالاتی را در این زمینه نوشت.
#تاریخچه_روز
#تاریخ_روانشناسی
#روانشناسی_کاربردی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Rumination یا Mental Junk
زمانی که وارد یک چرخه فکری با این دو ویژگی میشویم، در دام نوشخوار ذهنی افتاده ایم.
الف) توجه افراطی ذهن به یک رویداد
ب) تمرکز بیش از حد بر چراییها و نکات منفی علت آن اتفاق
نشخوار فکری (=ذهنی) یک نوع گفتگوی درونی ما با خود ماست که این گفتگوی درونی در مواردی بسیار مخرب بوده و سلامت روان ما را تحت تاثیر نسبتا شدید قرار میدهد.
اما مهار آن نیز ممکن است.
👈در لینک فوق چگونگی پیشگیری یا مهار آن را میخوانید.
👈لینک انگلیسی کمکی ده تکنیک ژاپنی برای مهار کردن نوشخوار ذهنی
#نوشخوار_ذهنی
#نوشخوار_فکری
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1
Kurt Lewin
کورت لوین آلمانی-امریکایی در 9 سپتامبر 1890 بدنیا آمد. یک روانشناس پیشکسوت بود که به خاطر نظریه میدانی خود شناخته شده بود.
او به بررسی چگونگی تأثیر رفتار تحت تأثیر کلیت محیط روانشناختی فرد می پردازد.
او پیشگام در روانشناسی اجتماعی تجربی بود، و کار لوین در مورد ناهماهنگی شناختی، رهبری، و پویایی گروه به طور قابل توجهی درک ما از رفتار اجتماعی را شکل داد.
#تاریخچه_روز
#تاریخ_روانشناسی
#روانشناسی_اجتماعی
#روانشناسی_رشد
#روانشناسی_کاربردی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان
❤️ تفکر آینده نگر
تفکر آیندهنگر به معنای توانایی تصور، پیشبینی و برنامهریزی برای آینده است. این مهارت به ما کمک میکند تا اهداف بلندمدت داشته باشیم، آینده را پیشبینی کنیم و از اطلاعات فعلی برای تصمیمگیریهای هوشمندانه در مورد آینده استفاده کنیم.
تفکر آیندهنگر نوعی #مهارت_شناختی است که شامل پیشبینی و تجسم رویدادهای احتمالی آینده میشود. افراد آیندهنگر میتوانند به آینده فکر کنند و بر اساس آن تصمیمگیریهای استراتژیک انجام دهند. این مهارت به آنها امکان میدهد با شرایط پیچیده و نامطمئن روبرو شوند و بهترین راهبردها را برای رسیدن به اهداف انتخاب کنند.
ویژگیهای تفکر آیندهنگر
1. پیشبینی: افراد آیندهنگر میتوانند تغییرات احتمالی در شرایط زندگی یا کاری را پیشبینی کنند و برای مواجهه با آنها آماده شوند.
2. برنامهریزی: توانایی تعیین اهداف بلندمدت و ساختن مسیرهایی که به این اهداف منجر میشود.
3. تصور آینده: افراد قادرند آیندهای روشن یا چالشبرانگیز را برای خودشان تجسم کنند.
4. انعطافپذیری: افراد با این مهارت توانایی تغییر در مسیرهای برنامهریزی شده در مواجهه با اطلاعات جدید یا موانع پیشبینی نشده را دارند.
5. تحلیل و تصمیمگیری: آنها میتوانند اطلاعات فعلی را تجزیه و تحلیل کنند و بر اساس آن تصمیمهایی اتخاذ کنند که در آینده بهترین نتیجه را داشته باشد.
مثالهایی از #تفکر_آیندهنگر:
- مثال شغلی: یک مهندس نرمافزار ممکن است با پیشبینی اینکه هوش مصنوعی در دهه آینده یکی از مهارتهای ضروری میشود، تصمیم بگیرد در دورههای یادگیری هوش مصنوعی شرکت کند تا برای تغییرات بازار کار آماده باشد.
- مثال زندگی شخصی: یک فرد ممکن است برنامهریزی کند که در پنج سال آینده خانهای بخرد. برای رسیدن به این هدف، او از حالا شروع به پسانداز میکند و به دقت هزینههای روزانه خود را مدیریت میکند.
- مثال تحصیلی: یک دانشآموز ممکن است به این نتیجه برسد که برای موفقیت در یک رشته دانشگاهی خاص، نیاز به تسلط بر مهارتهای خاصی دارد، و از همین حالا دورههای مرتبط را میگذراند تا بتواند در آینده وارد آن رشته شود.
منابع و تحقیقات مرتبط:
1. کتاب "تفکر آیندهنگر: راهنمای استراتژیک" نوشته مارتین بوشان، که در آن به تحلیل اهمیت این مهارت در کسبوکار و زندگی پرداخته میشود و روشهایی برای تقویت آن ارائه میدهد.
2. مقالههای روانشناسی شناختی که به بررسی عملکرد مغز در زمان پیشبینی آینده و تصمیمگیریهای بلندمدت پرداختهاند. یکی از مقالات مهم در این زمینه از Daniel Kahneman، روانشناس برجسته، است که در کتاب "Thinking, Fast and Slow" (تفکر، سریع و آهسته) به نوعهای مختلف تصمیمگیری و تفکر اشاره میکند.
تقویت تفکر آیندهنگر:
برای تقویت این مهارت، میتوان از تکنیکهایی مانند تجسم خلاق (تصور کردن آینده)، برنامهریزی استراتژیک (تعریف اهداف smartو مسیرها)، و تحلیل سناریوهای مختلف استفاده کرد. همچنین، مواجهه با نامعلومیها و مدیریت ترسهای مربوط به آینده نیز بخش مهمی از این مهارت است.
🌷 🔤 🔤 🔤 🔤 ➕
💻 think➕
تفکر آیندهنگر به معنای توانایی تصور، پیشبینی و برنامهریزی برای آینده است. این مهارت به ما کمک میکند تا اهداف بلندمدت داشته باشیم، آینده را پیشبینی کنیم و از اطلاعات فعلی برای تصمیمگیریهای هوشمندانه در مورد آینده استفاده کنیم.
تفکر آیندهنگر نوعی #مهارت_شناختی است که شامل پیشبینی و تجسم رویدادهای احتمالی آینده میشود. افراد آیندهنگر میتوانند به آینده فکر کنند و بر اساس آن تصمیمگیریهای استراتژیک انجام دهند. این مهارت به آنها امکان میدهد با شرایط پیچیده و نامطمئن روبرو شوند و بهترین راهبردها را برای رسیدن به اهداف انتخاب کنند.
ویژگیهای تفکر آیندهنگر
1. پیشبینی: افراد آیندهنگر میتوانند تغییرات احتمالی در شرایط زندگی یا کاری را پیشبینی کنند و برای مواجهه با آنها آماده شوند.
2. برنامهریزی: توانایی تعیین اهداف بلندمدت و ساختن مسیرهایی که به این اهداف منجر میشود.
3. تصور آینده: افراد قادرند آیندهای روشن یا چالشبرانگیز را برای خودشان تجسم کنند.
4. انعطافپذیری: افراد با این مهارت توانایی تغییر در مسیرهای برنامهریزی شده در مواجهه با اطلاعات جدید یا موانع پیشبینی نشده را دارند.
5. تحلیل و تصمیمگیری: آنها میتوانند اطلاعات فعلی را تجزیه و تحلیل کنند و بر اساس آن تصمیمهایی اتخاذ کنند که در آینده بهترین نتیجه را داشته باشد.
مثالهایی از #تفکر_آیندهنگر:
- مثال شغلی: یک مهندس نرمافزار ممکن است با پیشبینی اینکه هوش مصنوعی در دهه آینده یکی از مهارتهای ضروری میشود، تصمیم بگیرد در دورههای یادگیری هوش مصنوعی شرکت کند تا برای تغییرات بازار کار آماده باشد.
- مثال زندگی شخصی: یک فرد ممکن است برنامهریزی کند که در پنج سال آینده خانهای بخرد. برای رسیدن به این هدف، او از حالا شروع به پسانداز میکند و به دقت هزینههای روزانه خود را مدیریت میکند.
- مثال تحصیلی: یک دانشآموز ممکن است به این نتیجه برسد که برای موفقیت در یک رشته دانشگاهی خاص، نیاز به تسلط بر مهارتهای خاصی دارد، و از همین حالا دورههای مرتبط را میگذراند تا بتواند در آینده وارد آن رشته شود.
منابع و تحقیقات مرتبط:
1. کتاب "تفکر آیندهنگر: راهنمای استراتژیک" نوشته مارتین بوشان، که در آن به تحلیل اهمیت این مهارت در کسبوکار و زندگی پرداخته میشود و روشهایی برای تقویت آن ارائه میدهد.
2. مقالههای روانشناسی شناختی که به بررسی عملکرد مغز در زمان پیشبینی آینده و تصمیمگیریهای بلندمدت پرداختهاند. یکی از مقالات مهم در این زمینه از Daniel Kahneman، روانشناس برجسته، است که در کتاب "Thinking, Fast and Slow" (تفکر، سریع و آهسته) به نوعهای مختلف تصمیمگیری و تفکر اشاره میکند.
تقویت تفکر آیندهنگر:
برای تقویت این مهارت، میتوان از تکنیکهایی مانند تجسم خلاق (تصور کردن آینده)، برنامهریزی استراتژیک (تعریف اهداف smartو مسیرها)، و تحلیل سناریوهای مختلف استفاده کرد. همچنین، مواجهه با نامعلومیها و مدیریت ترسهای مربوط به آینده نیز بخش مهمی از این مهارت است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1👏1
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
(Creative Visualization)
یک تکنیک ذهنی است که در آن افراد از قدرت تخیل خود برای تصور اهداف، آرزوها یا نتایج مثبت در آینده استفاده میکنند. در این فرآیند، فرد با استفاده از تصاویری که در ذهن خود ایجاد میکند، بهطور خلاقانه به سمت دستیابی به اهداف خود هدایت میشود. این تکنیک میتواند به شکلهای مختلفی مانند تجسم تصویری، شنیداری یا حتی حس کردن آینده مطلوب انجام شود.
#تجسم_خلاق
فیل صورتی ...دیدین؟ میمون سفید؟ پدرتون با دامن قرمز کفش پاشنه بلند؟ مادرتون با سیبیل و شاپو د. حال رانندگی با کامیون؟ خودتون در حال پرواز ... 😁
تجسم خلاق به معنای استفاده آگاهانه از تخیل برای ایجاد تصاویری در ذهن است که به دستیابی به اهداف کمک میکند. در واقع، این روش به ما کمک میکند تا ذهن خود را به گونهای برنامهریزی کنیم که نتیجه مطلوب را به صورت واضح درک کرده و به سوی آن حرکت کنیم.
تجسم خلاق بر این ایده استوار است که ذهن و بدن ارتباط نزدیکی با یکدیگر دارند و افکار و تصاویر ذهنی میتوانند بر عملکرد واقعی فرد و حتی شرایط خارجی تأثیر بگذارند. با ایجاد تصاویری مثبت و دقیق از آینده مطلوب، ذهن ناخودآگاه به سمت رفتارها و تصمیماتی هدایت میشود که به تحقق آن تصویر کمک میکند.
1. آرامش و تمرکز: ابتدا باید در یک مکان آرام بنشینید و ذهن خود را از هرگونه نگرانی و استرس آزاد کنید. این مرحله به شما کمک میکند که بهتر بر تجسم تمرکز کنید.
2. ایجاد تصویر ذهنی: سپس هدف یا آرزوی خود را بهطور واضح و دقیق تصور کنید. تصویر شما باید شامل جزئیات باشد؛ مثلاً اگر هدف شما خرید خانه است، باید تمامی جزئیات آن خانه (شکل، رنگ، اندازه، حتی احساساتی که از حضور در آن خانه دارید) را تجسم کنید.
3. تأکید بر احساسات مثبت: هنگام تجسم، باید به احساسات مثبتی که همراه با رسیدن به هدفتان تجربه میکنید، توجه کنید. این مرحله مهم است زیرا احساسات به ذهن کمک میکنند تصویر را قویتر و باورپذیرتر کند.
4. تکرار و استمرار: تجسم خلاق نیازمند تکرار است. هر روز یا در زمانهای مشخص این تمرین را انجام دهید تا تأثیر آن بیشتر شود و ذهن ناخودآگاه با هدف شما همسو شود.
5. اقدام به عمل: در کنار تجسم، باید اقداماتی هم برای دستیابی به هدفتان انجام دهید. تجسم خلاق به تنهایی کافی نیست، بلکه باید همراه با برنامهریزی و تلاشهای عملی باشد.
- ورزشکاران: بسیاری از ورزشکاران حرفهای از تجسم خلاق برای بهبود عملکرد خود استفاده میکنند. آنها قبل از مسابقات، خود را در حال اجرای حرکات دقیق و موفقیتآمیز تجسم میکنند.
- مدیریت استرس: افرادی که دچار اضطراب هستند، میتوانند خود را در محیطی آرام و امن تجسم کنند تا استرسشان کاهش یابد.
- رسیدن به اهداف شخصی: فردی که قصد دارد در یک پروژه موفق شود، میتواند هر روز خود را در حال به پایان رساندن موفقیتآمیز پروژه و دریافت بازخورد مثبت تصور کند.
1. کتاب "تجسم خلاق" نوشته شاکتی گواین (Shakti Gawain)، یکی از مهمترین منابع در این زمینه است که به تکنیکهای عملی تجسم خلاق و نحوه استفاده از آن برای دستیابی به اهداف پرداخته است.
2. مطالعات روانشناسی: تحقیقات نشان داده است که تجسم ذهنی میتواند تأثیر قابل توجهی بر بهبود عملکرد در زمینههای مختلف داشته باشد. به عنوان مثال، مطالعات در زمینه ورزش و روانشناسی مثبت نشان میدهند که تجسم موفقیت در موقعیتهای خاص میتواند عملکرد واقعی افراد را بهبود بخشد.
تجسم خلاق یکی از ابزارهای قدرتمند در توسعه فردی و دستیابی به اهداف است. با استفاده از این تکنیک، ما میتوانیم تواناییهای خود را تقویت کرده، به اهدافمان نزدیکتر شویم و ذهن خود را برای موفقیتهای آینده آماده کنیم.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1👏1
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
چارلز اسپیرمن در 10 سپتامبر 1863 متولد شد و در 17 سپتامبر 1945 درگذشت . چارلز اسپیرمن، روانشناس مشهور انگلیسی، بیشتر به خاطر نظریه هوش عمومی (عامل g) شهرت دارد.
کار او به طور قابل توجهی درک هوش در روانشناسی را شکل داد. اسپیرمن همچنین ضریب همبستگی مرتبه رتبه، ضریب قابلیت اطمینان اسپیرمن- براون را معرفی کرد و به تحلیل عاملی اولیه کمک فراوان کرد.
در طول تحصیلاتش، اسپیرمن علاقهمند به مطالعهی هوش شد و تحقیقاتی را آغاز کرد که به نظریهی هوش دو عاملی او منجر شد.
طبق این نظریه، هر نوع توانایی ذهنی از دو عامل تشکیل شده است:
عامل عمومی (g): این عامل بیانگر هوش کلی و تواناییهای ذهنی عمومی فرد است که در تمام فعالیتهای ذهنی تأثیر دارد.
عوامل خاص (s): این عوامل نشاندهنده تواناییهای خاص در زمینههای معین هستند، مانند توانایی ریاضی یا زبانی.
اسپیرمن با استفاده از تحلیل عاملی، دادههایی را از آزمونهای مختلف هوشی تحلیل کرد و دریافت که یک عامل عمومی به طور مشترک در همه آزمونها وجود دارد، که همان g است.
نتیجه کار اسپیرمن تأثیر عمیقی بر روانشناسی و مطالعهی هوش داشت و باعث شد که بسیاری از محققان به اهمیت عامل عمومی در توضیح تفاوتهای هوشی میان افراد پی ببرند. نظریه او همچنین به توسعه آزمونهای هوشی مدرن و مفاهیم مربوط به سنجش تواناییهای شناختی کمک کرد.
#تاریخچه_روز
#تاریخ_روانشناسی
#روانشناسی_بالینی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
در تصویر بالا، مناطق بروکا و ورنیکه در مغز انسان به وضوح نشان داده شدهاند. منطقه بروکا در لوب فرونتال (پیشانی) و منطقه ورنیکه در لوب تمپورال (گیجگاهی) مغز قرار دارند، که به ترتیب مسئول تولید و درک زبان هستند.
منطقه #بروکا (Broca’s Area) و منطقه #ورنیکه (Wernicke’s Area) دو ناحیه مهم در مغز هستند که به طور مستقیم با زبان و گفتار در ارتباطاند. این دو منطقه نقشهای متفاوت اما مکمل در تولید و درک زبان دارند.
۱. منطقه بروکا (Broca’s Area):
- موقعیت: در نیمکره چپ مغز، در لوب فرونتال (پیشانی) و نزدیک به ناحیه حرکتی مغز قرار دارد.
- عملکرد: منطقه بروکا مسئول تولید و بیان زبان است. این ناحیه با سازماندهی حرکات عضلات مرتبط با صحبت کردن (مثل حرکت زبان، لبها و فک) درگیر است و همچنین به ساختار و دستور زبان (گرامر) کمک میکند.
- آسیب به منطقه بروکا: آسیب به این ناحیه باعث #آفازی_بروکا (Broca’s Aphasia) میشود.
افرادی که به این نوع آفازی مبتلا هستند، قادر به درک زبان هستند، اما در تولید گفتار مشکل دارند. گفتار آنها کند، تلاشبرانگیز و پراکنده است، اما معمولاً مفهوم گفتهها روشن است.
۲. منطقه ورنیکه (Wernicke’s Area):
- موقعیت: در نیمکره چپ مغز، در لوب تمپورال (گیجگاهی) و در نزدیکی ناحیه شنوایی اولیه قرار دارد.
- عملکرد: منطقه ورنیکه مسئول درک زبان است. این ناحیه به مغز کمک میکند تا معنای کلمات را درک کند و جملات را به درستی تفسیر کند. به عبارت دیگر، منطقه ورنیکه به مغز کمک میکند تا زبان ورودی (شنیداری یا نوشتاری) را بفهمد.
- آسیب به منطقه ورنیکه: آسیب به این ناحیه منجر به #آفازی_ورنیکه (Wernicke’s Aphasia) میشود. در این حالت، فرد میتواند به راحتی صحبت کند و جملات پیچیده و روان تولید کند، اما گفتار آنها معمولاً بیمعنی است یا محتوای گفتاری نادرست است، زیرا فرد قادر به درک زبان و معنای کلمات نیست.
- منطقه بروکا: بر تولید زبان، ساختار و ترتیب گرامری گفتار تأکید دارد.
- منطقه ورنیکه: بر درک و فهم معنایی کلمات و جملات تمرکز دارد.
منطقه بروکا و ورنیکه از طریق دستهای از فیبرهای عصبی به نام #آرکوات_فاسیکولوس (Arcuate Fasciculus) با هم در ارتباط هستند. این ارتباط به مغز امکان میدهد که ورودی زبانی (که توسط ورنیکه پردازش میشود) را با خروجی زبانی (که توسط بروکا تولید میشود) هماهنگ کند.
آسیب به این مسیر میتواند به #آفازی_هدایتی (Conduction Aphasia) منجر شود، که در آن فرد میتواند زبان را درک کند و بهدرستی صحبت کند، اما در تکرار کلمات و جملات مشکل دارد.
خلاصه:
منابع؛ برای بررسی عملکرد مناطق بروکا و ورنیکه میتوان به منابع معتبر و علمی زیر مراجعه کرد:
1. کتاب "Neuroscience: Exploring the Brain"
نویسندگان: Mark F. Bear, Barry W. Connors, Michael A. Paradiso
این کتاب یکی از منابع معتبر در حوزه علوم اعصاب است و بهطور مفصل به عملکرد مناطق مغزی مرتبط با زبان، از جمله مناطق بروکا و ورنیکه، میپردازد.
2. کتاب "Principles of Neural Science"
نویسندگان: Eric Kandel, James Schwartz, Thomas Jessell
این کتاب جامع در زمینه علوم اعصاب به بررسی مفصل ساختار و عملکرد نواحی مختلف مغز از جمله مناطق مرتبط با زبان میپردازد.
3. مقالات منتشر شده در ژورنال "Brain"
این ژورنال معتبر علمی به بررسی موضوعات مختلف در زمینه علوم اعصاب و عملکرد مغز اختصاص دارد و تحقیقات پیشرفتهای درباره مناطق بروکا و ورنیکه را شامل میشود.
4. سایت "PubMed"
پایگاه داده PubMed شامل مقالات علمی و پژوهشی درباره علوم اعصاب و آسیبشناسی مغز است. جستجو در این سایت میتواند مقالات بسیاری در مورد عملکرد مناطق بروکا و ورنیکه و همچنین انواع آفازی مرتبط با آنها فراهم کند.
5. کتاب "The Human Brain Book"
نویسنده: Rita Carter
این کتاب بهطور مصور و ساده به توضیح عملکردهای مختلف مغز از جمله مناطق بروکا و ورنیکه پرداخته است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤3👍1
آلیس آی. برایان: روانشناس، مدرس و فمینیست.در 11 سپتامبر 1902 در شهر نیویورک متولد شد. او یک روانشناس پیشگام بود که نقش زنان را در روانشناسی تحلیل کرد. برایان تشکیل شورای ملی روانشناسان زن را در سال 1941 ترویج داد و از فرصت های برابر برای زنان در این زمینه به ویژه در طول جنگ جهانی دوم دفاع کرد.
تحقیقات روانشناسی رشد او بینش های انتقادی را در مورد رشد شناختی و اجتماعی در کودکان ارائه کرد.
#تاریخچه_روز
#تاریخ_روانشناسی
#روانشناسی_رشد
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👏1
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان
#نظریه_اضطراب_درونی_اولیه
نظریه اضطراب درونی اولیه ملانی کلاین از پژوهشها و مقالاتش در زمینه روانکاوی به دست اومده. یکی از منابع اصلی این نظریه در کتاب کلاین به نام "Envy and Gratitude" (حسادت و سپاسگزاری) که سال 1957 منتشر شده. و بسیاری از مفاهیم مربوط به اضطراب بنیادی و موقعیتهای پارانوئید-اسکیزوئید و افسردهوار در مقالهها و کتابهای کلاین، از جمله کتاب "The Psycho-Analysis of Children" (روانکاوی کودکان) که در سال 1932 منتشر شد، به تفصیل بررسی شده و بسیار پیشنهاد میکنم.
تو این کتاب ملانی اضطراب درونی اولیه یا همان اضطراب بنیادی که یکی از مفاهیم کلیدی در نظریه روانکاوی ملانی کلاینه رو اینطور تعریف میکنه که ما از نوزادی از همون بدو تولد اضطرابهایی بنیادین رو تجربه میکنیم که اساس روابط آینده و ساختار روانی ما رو شکل میدن.
چیزی که پارادایم کلاین هم گفته میشه این هست که نوزادان از همان اوایل زندگی خود بین «تجربه لذت» و «تجربه درد» در حال نوسان هستند. کلاین دو حالت اصلی روانی رو برای این دوران اولیه شناسایی کرده:
👈1. موقعیت پارانوئید-اسکیزوئید (Paranoid-Schizoid Position): در این مرحله اولیه که از بدو تولد آغاز میشه، نوزاد دنیا را به دو بخش مجزا تقسیم میکنه؛ بخش "خوب" و بخش "بد". به عنوان مثال، وقتی نوزاد از پستان مادر شیر میخوره و احساس لذت میکنه، اون رو "خوب" درک میکنه؛ اما وقتی گرسنه یا ناراحته و دسترسی به شیر نداره، اون رو "بد" تصور میکنه. این تقسیمبندی به دلیل دفاعهای اولیه نوزاد برای مقابله با اضطرابهای بنیادین ایجاد میشه.
👈2. موقعیت افسردهوار (Depressive Position): در مراحل بعدی رشد (حدوداً در نیمه دوم اولین سال زندگی)، نوزاد شروع به یکپارچهسازی تجارب خوب و بد میکنه و متوجه میشه که اشیاء خوب و بد یکسانند (مثلاً مادر هم منبع لذت و هم منبع ناکامیه). این شناخت میتونه احساس افسردگی و گناه رو ایجاد کنه، چون که نوزاد احساس میکنه ممکنه به خاطر خشمهای قبلی خودش به منبع لذت (مادر) آسیب زده باشه. 😢
✔️ کلاین معتقد بوده که این اضطرابهای اولیه بنیاد تمام ساختار روانی و روابط آینده ما هستند و بخش مهمی از رشد روانی سالم، توانایی مقابله با این اضطرابها و ادغام تجارب خوب و بد یعنی نسبی سازی هست.
به عبارت دیگه، اضطراب درونی اولیه به نوعی احساس بنیادی ناامنی و تهدید اشاره داره که در دوران نوزادی تجربه میشه و کلاین به اون توجه خاصی در نظریه خودش درباره رشد روانی-عاطفی داره.
❤️ منبع: ترجمه از جزوه تدریس م. ستودگان از المانی
#نظریه_اضطراب_درونی_اولیه
نظریه اضطراب درونی اولیه ملانی کلاین از پژوهشها و مقالاتش در زمینه روانکاوی به دست اومده. یکی از منابع اصلی این نظریه در کتاب کلاین به نام "Envy and Gratitude" (حسادت و سپاسگزاری) که سال 1957 منتشر شده. و بسیاری از مفاهیم مربوط به اضطراب بنیادی و موقعیتهای پارانوئید-اسکیزوئید و افسردهوار در مقالهها و کتابهای کلاین، از جمله کتاب "The Psycho-Analysis of Children" (روانکاوی کودکان) که در سال 1932 منتشر شد، به تفصیل بررسی شده و بسیار پیشنهاد میکنم.
تو این کتاب ملانی اضطراب درونی اولیه یا همان اضطراب بنیادی که یکی از مفاهیم کلیدی در نظریه روانکاوی ملانی کلاینه رو اینطور تعریف میکنه که ما از نوزادی از همون بدو تولد اضطرابهایی بنیادین رو تجربه میکنیم که اساس روابط آینده و ساختار روانی ما رو شکل میدن.
چیزی که پارادایم کلاین هم گفته میشه این هست که نوزادان از همان اوایل زندگی خود بین «تجربه لذت» و «تجربه درد» در حال نوسان هستند. کلاین دو حالت اصلی روانی رو برای این دوران اولیه شناسایی کرده:
👈1. موقعیت پارانوئید-اسکیزوئید (Paranoid-Schizoid Position): در این مرحله اولیه که از بدو تولد آغاز میشه، نوزاد دنیا را به دو بخش مجزا تقسیم میکنه؛ بخش "خوب" و بخش "بد". به عنوان مثال، وقتی نوزاد از پستان مادر شیر میخوره و احساس لذت میکنه، اون رو "خوب" درک میکنه؛ اما وقتی گرسنه یا ناراحته و دسترسی به شیر نداره، اون رو "بد" تصور میکنه. این تقسیمبندی به دلیل دفاعهای اولیه نوزاد برای مقابله با اضطرابهای بنیادین ایجاد میشه.
👈2. موقعیت افسردهوار (Depressive Position): در مراحل بعدی رشد (حدوداً در نیمه دوم اولین سال زندگی)، نوزاد شروع به یکپارچهسازی تجارب خوب و بد میکنه و متوجه میشه که اشیاء خوب و بد یکسانند (مثلاً مادر هم منبع لذت و هم منبع ناکامیه). این شناخت میتونه احساس افسردگی و گناه رو ایجاد کنه، چون که نوزاد احساس میکنه ممکنه به خاطر خشمهای قبلی خودش به منبع لذت (مادر) آسیب زده باشه. 😢
به عبارت دیگه، اضطراب درونی اولیه به نوعی احساس بنیادی ناامنی و تهدید اشاره داره که در دوران نوزادی تجربه میشه و کلاین به اون توجه خاصی در نظریه خودش درباره رشد روانی-عاطفی داره.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان
#نظریات_دونالد_وینیکات که همون به #پارادیم وینیکات معروفه که در نوشته پایین بهشون اشاره میکنم از آثار کلیدی وینکات استخراج شدن. کتابهای اصلی که این مفاهیم درشون مطرح میشه که باید کتاب مقدس روانکاوی گفته بشه، این ۳ تا کتابند:
این کتابها از منابع اصلی نظریات وینیکات درباره رشد هستند که از اونها این مطلب رو برای تدریس سال ۲۰۰۵ استخراج کرده بودم و دوباره جمع آوری میکنم اینجا برای درک مفاهیم #پارادایم_وینیکات که از نظریات دونالد وینیکات (Donald Winnicott)، روانکاو برجسته بریتانیایی گرفته شده، وینیکات به طور خاص روی اهمیت روابط اولیه کودک با مادر و محیط پیرامونش در شکلگیری شخصیت و سلامت روانی تمرکز داره. وینیکات نظریههاش رو پیرامون مفهوم "خود حقیقی" و "خود کاذب"، نقش مادر به اندازه کافی خوب و فضای انتقالی توسعه داده. که چند تا رو توضیح میدم؛
1. مادر به اندازه کافی خوب (Good Enough Mother)
وینیکات این ایده رو مطرح کرد که 👈مادر ایدهآل نیازی به کامل بودن نداره. بلکه "مادر به اندازه کافی خوب" مادری هست که بتونه به نیازهای نوزاد پاسخ بده، اما نه اونطور که همه چیز رو براش انجام بده. این مادر به نوزاد اجازه میده تا به تدریج تجربه استقلال و ناکامیهای محدود رو تجربه کنه، که این امر برای رشد روانی سالم ضروریه.
این مادر با حضور گرم و حمایتی احساس امنیتی رو در کودک ایجاد میکنه که بهش کمک میکنه تا خود حقیقیش رو کشف کنه و توسعه بده.
2. خود حقیقی و خود کاذب (True Self and False Self)
وینیکات مفهوم خود حقیقی رو به عنوان بخشی از شخصیت انسان معرفی کرده که از تجربههای واقعی و اصیل ناشی میشه. این خود، بازتابی از نیازها، احساسات و خواستههای واقعی فرده. ولی خود کاذب زمانی شکل میگیره که فرد برای تطبیق با انتظارات دیگران یا جلوگیری از مواجهه با اضطرابها و ناکامیها، یک شخصیت مصنوعی یا غیرواقعی ایجاد کنه.
اگه محیط اولیه کودک، به خصوص رابطه با مادر، به او امکان تجربه خود حقیقی رو نده، ممکنه فرد در زندگیش به سمت خود کاذب گرایش پیدا کنه.
3. فضای انتقالی (Transitional Space) و اشیاء انتقالی (Transitional Objects)
وینیکات مفهوم فضای انتقالی و اشیاء انتقالی رو برای توصیف دورهای بین تجربههای ذهنی و عینی کودک مطرح کرده. مثلا، یک عروسک یا پتوی محبوب میتونه به عنوان "شیء انتقالی" عمل کنه که به کودک کمک میکنه تا انتقال از وابستگی به مادر به سمت استقلال راپو تجربه کنه - به همین سادگی 😀 . این فضا جایی میشه که کودک میتونه بدون اضطراب، تجربههای بازی، خیالپردازی و خلاقیت رو ازمایش کنه و از این طریق به تدریج به دنیای واقعی و ارتباطات خودمختار وارد بشه.
4. اهمیت بازی (importance of playing)
وینیکات بازی رو به عنوان فعالیتی اساسی در رشد روانی کودک معرفی کرده. وینیکات باور داشت که بازی فضایی میشه که کودک در اون میتونه احساسات و تجربههاش رو به اسانی ابراز کنه و با آنها مواجه بشه (داستان سرایی کودکان با وسایل بازیشون). بازی به کودک اجازه میده تا واقعیتهای درونی و بیرونی خودش رو پردازش کنه و به نوعی به تعامل با دنیا و دیگران بپردازه.
5. نگهداری (Holding)
یکی دیگه از مفاهیم اساسی در پارادایم وینیکات، نگهداری یا حفظ کردن هست - یعنی چی؟ این مفهوم به حالتی اشاره داره که در اون مادر یا مراقب کودک، با ایجاد فضایی امن و مطمئن، به کودک کمک میکنه تا احساس امنیت و آرامش کنه. این "نگهداری" در رشد اولیه روان کودک بسیار حیاتیه، چون بهش کمک میکنه تا با دنیای بیرون و اضطرابهای ناشی از اون مواجه بشه.
6. رشد عاطفی اولیه
وینیکات معتقد بود که رشد روانی سالم در مراحل اولیه زندگی شکل میگیره. به نظرش، کودک از طریق تجربههای روزمره با مادر و محیط پیرامون، پایههای عاطفی خودش رو پایه گزاری میکنه. اگر محیط به اندازه کافی ایمن و حامی باشه، کودک توانمندی پیدا میکنه که به سمت استقلال و تجربه خود حقیقی حرکت کنه.
۱
#نظریات_دونالد_وینیکات که همون به #پارادیم وینیکات معروفه که در نوشته پایین بهشون اشاره میکنم از آثار کلیدی وینکات استخراج شدن. کتابهای اصلی که این مفاهیم درشون مطرح میشه که باید کتاب مقدس روانکاوی گفته بشه، این ۳ تا کتابند:
1. "Playing and Reality"
(بازی و واقعیت) - در سال 1971 چاپ شده، که تو این کتاب وینیکات به بررسی مفاهیمی مثل #فضای_انتقالی و #نقش_بازی در #رشد_کودک پرداخته. زبان اصلی بسیار شیوا نوشته شده.
2. "The Maturational Processes and the Facilitating Environment"
(فرآیندهای بلوغ و محیط تسهیلکننده) - که در سال 1965 قبل از اون کتاب بالا چاپ شده، تو این کتاب وینیکات نظریاتش رو درباره #نقش_محیط در #رشد_روانی_کودک و مفهوم "مادر به اندازه کافی خوب" رو با هنری بی سابقه ارائه میده.
3. "Home is Where We Start From"
(خانه جایی است که از آن آغاز میکنیم) - مجموعهای از مقالات و سخنرانیهای وینیکات هستن که به مفاهیمی مثل #خود_حقیقی و #خود_کاذب و اهمیت نگهداری پرداخته.
این کتابها از منابع اصلی نظریات وینیکات درباره رشد هستند که از اونها این مطلب رو برای تدریس سال ۲۰۰۵ استخراج کرده بودم و دوباره جمع آوری میکنم اینجا برای درک مفاهیم #پارادایم_وینیکات که از نظریات دونالد وینیکات (Donald Winnicott)، روانکاو برجسته بریتانیایی گرفته شده، وینیکات به طور خاص روی اهمیت روابط اولیه کودک با مادر و محیط پیرامونش در شکلگیری شخصیت و سلامت روانی تمرکز داره. وینیکات نظریههاش رو پیرامون مفهوم "خود حقیقی" و "خود کاذب"، نقش مادر به اندازه کافی خوب و فضای انتقالی توسعه داده. که چند تا رو توضیح میدم؛
1. مادر به اندازه کافی خوب (Good Enough Mother)
وینیکات این ایده رو مطرح کرد که 👈مادر ایدهآل نیازی به کامل بودن نداره. بلکه "مادر به اندازه کافی خوب" مادری هست که بتونه به نیازهای نوزاد پاسخ بده، اما نه اونطور که همه چیز رو براش انجام بده. این مادر به نوزاد اجازه میده تا به تدریج تجربه استقلال و ناکامیهای محدود رو تجربه کنه، که این امر برای رشد روانی سالم ضروریه.
این مادر با حضور گرم و حمایتی احساس امنیتی رو در کودک ایجاد میکنه که بهش کمک میکنه تا خود حقیقیش رو کشف کنه و توسعه بده.
2. خود حقیقی و خود کاذب (True Self and False Self)
وینیکات مفهوم خود حقیقی رو به عنوان بخشی از شخصیت انسان معرفی کرده که از تجربههای واقعی و اصیل ناشی میشه. این خود، بازتابی از نیازها، احساسات و خواستههای واقعی فرده. ولی خود کاذب زمانی شکل میگیره که فرد برای تطبیق با انتظارات دیگران یا جلوگیری از مواجهه با اضطرابها و ناکامیها، یک شخصیت مصنوعی یا غیرواقعی ایجاد کنه.
اگه محیط اولیه کودک، به خصوص رابطه با مادر، به او امکان تجربه خود حقیقی رو نده، ممکنه فرد در زندگیش به سمت خود کاذب گرایش پیدا کنه.
3. فضای انتقالی (Transitional Space) و اشیاء انتقالی (Transitional Objects)
وینیکات مفهوم فضای انتقالی و اشیاء انتقالی رو برای توصیف دورهای بین تجربههای ذهنی و عینی کودک مطرح کرده. مثلا، یک عروسک یا پتوی محبوب میتونه به عنوان "شیء انتقالی" عمل کنه که به کودک کمک میکنه تا انتقال از وابستگی به مادر به سمت استقلال راپو تجربه کنه - به همین سادگی 😀 . این فضا جایی میشه که کودک میتونه بدون اضطراب، تجربههای بازی، خیالپردازی و خلاقیت رو ازمایش کنه و از این طریق به تدریج به دنیای واقعی و ارتباطات خودمختار وارد بشه.
4. اهمیت بازی (importance of playing)
وینیکات بازی رو به عنوان فعالیتی اساسی در رشد روانی کودک معرفی کرده. وینیکات باور داشت که بازی فضایی میشه که کودک در اون میتونه احساسات و تجربههاش رو به اسانی ابراز کنه و با آنها مواجه بشه (داستان سرایی کودکان با وسایل بازیشون). بازی به کودک اجازه میده تا واقعیتهای درونی و بیرونی خودش رو پردازش کنه و به نوعی به تعامل با دنیا و دیگران بپردازه.
5. نگهداری (Holding)
یکی دیگه از مفاهیم اساسی در پارادایم وینیکات، نگهداری یا حفظ کردن هست - یعنی چی؟ این مفهوم به حالتی اشاره داره که در اون مادر یا مراقب کودک، با ایجاد فضایی امن و مطمئن، به کودک کمک میکنه تا احساس امنیت و آرامش کنه. این "نگهداری" در رشد اولیه روان کودک بسیار حیاتیه، چون بهش کمک میکنه تا با دنیای بیرون و اضطرابهای ناشی از اون مواجه بشه.
6. رشد عاطفی اولیه
وینیکات معتقد بود که رشد روانی سالم در مراحل اولیه زندگی شکل میگیره. به نظرش، کودک از طریق تجربههای روزمره با مادر و محیط پیرامون، پایههای عاطفی خودش رو پایه گزاری میکنه. اگر محیط به اندازه کافی ایمن و حامی باشه، کودک توانمندی پیدا میکنه که به سمت استقلال و تجربه خود حقیقی حرکت کنه.
۱