Forwarded from Dr. Morris Setudegan
نگاه سیستمی به اضطراب و راه های درمان سیستمی و نگاه کلاسیک و راه های کمک به اضطراب
۱. لینک مطلب از دیدگاه سیستمی
۲. لینک مطلب از دیدگاه کلاسیک
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
اضطراب اینجاست تا پیامی به ما دهد. شاید میگوید که بیشتر به احساس خود توجه کنیم. شاید می گوید که چه بر ما گذشت و شاید به ما می گوید که چه نیازی از ما تاکنون نادیده گرفته شده و یا شاید می گوید که با ما انس گرفته چون تنها بودیم.
اضطراب گرچه بار منفی دارد و رنج آور است اما یک پیام مهم دارد که باید آن را شناخت تا لنگر را از دریای پر تلاطم او کند و به ساحل آرامش رسید. او نمیرود ما باید برویم.
دکتر موریس ستودگان
💻 think➕
اضطراب گرچه بار منفی دارد و رنج آور است اما یک پیام مهم دارد که باید آن را شناخت تا لنگر را از دریای پر تلاطم او کند و به ساحل آرامش رسید. او نمیرود ما باید برویم.
دکتر موریس ستودگان
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤3
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
افرادی که با من اشنا هستند میدانند که این واژه مورد علاقه من است.
#بازتاب یا self-reflection در روانشناسی به فرآیندی اشاره دارد که طی آن فرد به طور آگاهانه به بررسی افکار، احساسات، رفتارها، و تجربیات خود میپردازد. این عمل به فرد کمک میکند تا درک بهتری از خود پیدا کند، نقاط قوت و ضعف خود را شناسایی کند، و از تجربیات گذشته برای رشد و بهبود شخصی استفاده کند.
(ویلیام جیمز فیلسوف و روانشناس Jan 1842 - Aug1910 بنیانگزار این مبحث بود.)
بازتاب خود میتواند به اشکال مختلفی انجام شود، مانند نوشتن در یک دفترچهی روزانه، مدیتیشن، یا گفتوگو با یک مشاور یا روانشناس. این فرآیند به ما کمک میکند تا خودآگاهی بیشتری پیدا کنیم، تصمیمگیریهای بهتری انجام دهیم و از اشتباهات گذشته درس بگیریم. به طور کلی، بازتاب خود میتواند به بهبود سلامت روان و افزایش رضایت از زندگی منجر شود.
چندین کتاب مفید در زمینه خودبازتابی (Self-Reflection) و خودآگاهی وجود دارند که میتوانند به ما در درک بهتر این مفهوم و تمرین آن کمک کنند؛
1. "زندگی خود را طراحی کنید"
(Designing Your Life)
نوشتهی بیل بورنت و دیوید ایوانز
- این کتاب خوب به ما کمک میکند تا با استفاده از روشهای طراحی تفکری، مسیر زندگی خود را بازبینی کرده و به سمت تحقق اهداف شخصی و حرفهای خود حرکت کنیم.
2. "آینهها: مقالاتی در باب خودآگاهی"
(Mirrors: Essays in Self-Awareness)
نوشتهی ایزابل هوارد
- این کتاب جذاب شامل مقالاتی در باب خودآگاهی و خودبازتابیست که به ما کمک میکند تا با نگاه به گذشته و بررسی رفتارها و احساسات خود، به شناخت بهتری از خود دست یابیم.
3. "انسان در جستجوی معنا"
(Man's Search for Meaning)
نوشتهی ویکتور فرانکل
- این کتاب بی نظیر که توسط دکتر فرانکل روانپزشک و بازماندهی اردوگاههای کار اجباری نازی نوشته شده، به بررسی معنا و هدف در زندگی میپردازد و خواننده را به تأمل و بازتاب دربارهی ارزشهای خود دعوت میکند.
4. "شجاعت راهبری"
(Dare to Lead)
نوشتهی برنه براون
- این کتاب جذاب به ویژه برای مدیران و افرادی که میخواهند مهارتهای راهبری خود را با تمرکز بر خودآگاهی و خودبازتابی بهبود بخشند، بسیار مناسب است.
5. "فلسفه برای زندگی"
(Philosophy for Life and Other Dangerous Situations)
نوشتهی جولز ایوانز
- این کتاب پر ارزش به کاوش در فلسفههای باستانی برای یافتن راهنماییهایی دربارهی زندگی امروز میپردازد و به ما نشان میدهد تا با بازتاب بر زندگی و انتخابهای خود، به خرد و بینش عمیقتری دست یابیم.
این کتابها میتوانند به ما در تقویت مهارتهای خودبازتابی و خودآگاهی کمک کنند و به ما ابزارهایی بدهند تا زندگی بهتری را طراحی و تجربه کنیم تا روابط مؤثرتری برقرار کنیم.
بازتاب ما مادر تغییرها در زندگی ماست. (م. ستودگان ۲۰۱۱)
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
درود به شما بزرگوار
در بالا یک کلیپ فرستادم که توضیح میده ولی من هم یک کوچک اینها رو تعریف میکنم؛ همدلی و همدردی دو مفهوم متفاوتند طبیعتا ولی با احساس مشابه وقتی بازتاب نشده باشه. در واقع هر دو به نوعی از واکنش به احساسات و مشکلات دیگران اشاره دارند، اما تفاوتهای مهمی با یکدیگر هم دارند:
🚩 #همدلی (Empathy)
- همدلی به معنای توانایی درک و تجربه کردن احساسات و وضعیت دیگران از دیدگاه اونهاست.
به عبارت دیگه، در همدلی ما سعی میکنیم خودمون رو جای دیگری بگذاریم و احساسات و تجربههای اون رو از نگاه اون درک کنیم. همدلی یک تجربه عاطفی عمیقتریه که به ما اجازه میده تا به طور واقعی حس کنیم که دیگری چه احساسی داره.
- مثلا: وقتی کسی در مورد مشکلی که داره صحبت میکنه، ما واقعاً احساس میکنیم که چه حسی داره و با اون فرد به گونهای برخورد میکنیم که نشان میده درک کردیم که چه چیزی را تجربه میکنه. اینجا درک مهمه حتی اگه اون تجربه رو خودمون نداشته باشیم ولی میتونیم درد اون شخص رو بسنجیم.
🚩 در #همدردی (Sympathy)
در واقع به معنای احساس نگرانی یا ناراحتی نسبت به مشکلات و دردهای دیگرانه، اما بدون این که حتماً احساسات اونها رو کاملاً درک کنیم. در همدردی، ما ممکنه احساس ناراحتی یا دلسوزی نسبت به دیگری داشته باشیم، ولی لزوماً تجربه یا درک عمیق از احساسات اون شخص رو نداریم.
- مثلا: وقتی کسی به ما میگه که از موضوعی ناراحته، ما احساس دلسوزی میکنیم و ممکنه بهش حتی بگیم "متأسفم که چنین حسی یا دردی داری"، اما لزوماً آن حس رو درک نمیکنیم.
شاید اینطوری جمع ببندیم که همدلی شامل تجربه عمیقتر و درک دقیقتر از احساسات دیگریه و دیگری در مرکز قرار میگیره در حالی که همدردی بیشتر به معنای ابراز نگرانی و دلسوزی نسبت به احساسات دیگرانه که بدون اینکه لزوماً اون احساسات رو کاملاً تجربه و درک کنیم و ما در مرکز قرار میگیریم. در همدلی دلها در مرکز قرار میگیرند در همدردی دردها!
✨ ارادتمند
در بالا یک کلیپ فرستادم که توضیح میده ولی من هم یک کوچک اینها رو تعریف میکنم؛ همدلی و همدردی دو مفهوم متفاوتند طبیعتا ولی با احساس مشابه وقتی بازتاب نشده باشه. در واقع هر دو به نوعی از واکنش به احساسات و مشکلات دیگران اشاره دارند، اما تفاوتهای مهمی با یکدیگر هم دارند:
- همدلی به معنای توانایی درک و تجربه کردن احساسات و وضعیت دیگران از دیدگاه اونهاست.
به عبارت دیگه، در همدلی ما سعی میکنیم خودمون رو جای دیگری بگذاریم و احساسات و تجربههای اون رو از نگاه اون درک کنیم. همدلی یک تجربه عاطفی عمیقتریه که به ما اجازه میده تا به طور واقعی حس کنیم که دیگری چه احساسی داره.
- مثلا: وقتی کسی در مورد مشکلی که داره صحبت میکنه، ما واقعاً احساس میکنیم که چه حسی داره و با اون فرد به گونهای برخورد میکنیم که نشان میده درک کردیم که چه چیزی را تجربه میکنه. اینجا درک مهمه حتی اگه اون تجربه رو خودمون نداشته باشیم ولی میتونیم درد اون شخص رو بسنجیم.
در واقع به معنای احساس نگرانی یا ناراحتی نسبت به مشکلات و دردهای دیگرانه، اما بدون این که حتماً احساسات اونها رو کاملاً درک کنیم. در همدردی، ما ممکنه احساس ناراحتی یا دلسوزی نسبت به دیگری داشته باشیم، ولی لزوماً تجربه یا درک عمیق از احساسات اون شخص رو نداریم.
- مثلا: وقتی کسی به ما میگه که از موضوعی ناراحته، ما احساس دلسوزی میکنیم و ممکنه بهش حتی بگیم "متأسفم که چنین حسی یا دردی داری"، اما لزوماً آن حس رو درک نمیکنیم.
شاید اینطوری جمع ببندیم که همدلی شامل تجربه عمیقتر و درک دقیقتر از احساسات دیگریه و دیگری در مرکز قرار میگیره در حالی که همدردی بیشتر به معنای ابراز نگرانی و دلسوزی نسبت به احساسات دیگرانه که بدون اینکه لزوماً اون احساسات رو کاملاً تجربه و درک کنیم و ما در مرکز قرار میگیریم. در همدلی دلها در مرکز قرار میگیرند در همدردی دردها!
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from کارنگاه
یک درمانگر یک بار به من گفت، "اگر با انتخاب بین احساس گناه و خشم مواجه شدید، همیشه گناه را انتخاب کنید". این حکمتی است که از آن زمان به بسیاری دیگر منتقل کردهام. اگر امتناع شما را با احساس گناه همراه میکند، در حالی که رضایت، خشم را به دنبال دارد، گناه را انتخاب کنید. خشم، خودکشی روح است.
گابور مات، وقتی بدن نه میگوید.
گابور مات، وقتی بدن نه میگوید.
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
درود خانم محمدی منم ۴ بار خوندم تا بتونم نتیجه بگیرم. این جمله گابور ماتِ تو کتاب "وقتی بدن نه میگوید" به موضوع مهمی در زمینه روانشناسی و ارتباط ذهن و بدن اشاره داره داره در واقع. گابور مات یکی از محققان برجسته در زمینه تأثیرات سترس، تراما و بیماریهای روانتنی بر سلامتیه و حتما میشناسین.
اول خود جمله رو توضیح میدم بعد رابطه خشم و احساس گناه رو براتون.
مفهوم اصلی جمله اینه که وقتی در موقعیتی قرار میگیریم که باید بین احساس گناه و خشم یکی رو انتخاب کنیم، گناه رو انتخاب کنیم، چون خشم میتونه تأثیرات منفی عمیقی بر جسم و روان ما داشته باشه.
ولی چرا؟
✔️ گابور خشم رو به عنوان خودکشی روان معرفی میکنه.
-ماهیت خشم رو نگاه کنیم #خشم احساسیه که اگه به درستی مدیریت نشه، میتونه به شدت مخرب باه.. خشم طولانیمدت یا سرکوبشده به مرور زمان به افسردگی، اضطراب و مشکلات جسمانی مثل افزایش فشار خون، حملات قلبی و مشکلات گوارشی منجر میشه.
و خشم همچنین میتونه روابط شخصی و اجتماعی رو تخریب کنه. بسیاری از مواقع، وقتی خشمگین هستیم، ممکنه به دیگران آسیب های جبران ناپذیر بزنیم یا خودمون رو از نظر روانی و عاطفی تضعیف کنیم.
✔️ اما گابور باور داره گناه و خشم در تضاد با هم هستد. گناه معمولاً زمانی احساس میشه که فکر میکنیم کار نادرستی انجام دادیم یا دیگران رو ناامید کردیم. احساس گناه، گرچه ناخوشاینده، ولی نوعی آگاهی از اشتباهات ماست که میتونه ما رو به سمت تغییر رفتار و بهتر شدن رفتار هدایت کنه. به عبارت دیگه، گناه میتونه فرصتی برای بازتاب و اصلاح رفتارها باشه.
ولی خشم معمولاً ریشه در ناامیدی یا احساس تهدید داره و بیشتر از اون چیزیکه به اصلاح رفتارها کمک کنه، به انفجار عاطفی یا تخریب روابط منجر میشه.
✔️ نکته اخر ارتباط با بدن و بیماریهاست که گابور میخواد نشون بده. اون باور داره که خشم سرکوبشده یا ابراز نشده میتونه به بیماریهای جسمانی منجر بشه. در کتابش مینویسه که "بدن به نوعی پاسخگوی احساسات سرکوبشده" است. اگه خشم رو سرکوب کنیم، ممکنه به صورت بیماریهای جسمی هم ظاهر بشه (روانتنی= سایکوسوماتیک). بنابراین، خشم، اگرچه در کوتاهمدت ممکنه آرامش بخش به نظر برسه، اما در درازمدت برای بدن و روان آسیب زاست.
چرا حالا راهکار جایگزین داده گابور مات.
چون انتخاب گناه به این معنا نیست که همیشه خودمون رو سرزنش کنیم، شاید به این معناست که به جای ابراز خشم به شکلی مخرب، از خودآگاهی استفاده کنیم تا از رفتارهایی که منجر به احساس گناه میشه، در بازتاب ها درس بگیریم. احساس گناه میتونه به ما کمک کنه تا مسئولیتپذیرتر باشیم و به جای تخریب، به بازسازی خودمون بپردازیم. در هر صورت در تمام کتابش مات معتقده که خشم میتونه مخربتر از گناه باشه، چون به سلامت جسمی و روان آسیب میزنه. انتخاب گناه به ما امکان میده به جای ایجاد تنش و خشم، درک عمیقتری از احساسات و رفتارهای خودمون پیدا کنیم و به سمت بهبود و آرامش حرکت کنیم.
امیدوارم حداقل من گابور رو درست فهمیده باشم.
❤️ ارادتمند
اول خود جمله رو توضیح میدم بعد رابطه خشم و احساس گناه رو براتون.
مفهوم اصلی جمله اینه که وقتی در موقعیتی قرار میگیریم که باید بین احساس گناه و خشم یکی رو انتخاب کنیم، گناه رو انتخاب کنیم، چون خشم میتونه تأثیرات منفی عمیقی بر جسم و روان ما داشته باشه.
ولی چرا؟
-ماهیت خشم رو نگاه کنیم #خشم احساسیه که اگه به درستی مدیریت نشه، میتونه به شدت مخرب باه.. خشم طولانیمدت یا سرکوبشده به مرور زمان به افسردگی، اضطراب و مشکلات جسمانی مثل افزایش فشار خون، حملات قلبی و مشکلات گوارشی منجر میشه.
و خشم همچنین میتونه روابط شخصی و اجتماعی رو تخریب کنه. بسیاری از مواقع، وقتی خشمگین هستیم، ممکنه به دیگران آسیب های جبران ناپذیر بزنیم یا خودمون رو از نظر روانی و عاطفی تضعیف کنیم.
ولی خشم معمولاً ریشه در ناامیدی یا احساس تهدید داره و بیشتر از اون چیزیکه به اصلاح رفتارها کمک کنه، به انفجار عاطفی یا تخریب روابط منجر میشه.
چرا حالا راهکار جایگزین داده گابور مات.
چون انتخاب گناه به این معنا نیست که همیشه خودمون رو سرزنش کنیم، شاید به این معناست که به جای ابراز خشم به شکلی مخرب، از خودآگاهی استفاده کنیم تا از رفتارهایی که منجر به احساس گناه میشه، در بازتاب ها درس بگیریم. احساس گناه میتونه به ما کمک کنه تا مسئولیتپذیرتر باشیم و به جای تخریب، به بازسازی خودمون بپردازیم. در هر صورت در تمام کتابش مات معتقده که خشم میتونه مخربتر از گناه باشه، چون به سلامت جسمی و روان آسیب میزنه. انتخاب گناه به ما امکان میده به جای ایجاد تنش و خشم، درک عمیقتری از احساسات و رفتارهای خودمون پیدا کنیم و به سمت بهبود و آرامش حرکت کنیم.
امیدوارم حداقل من گابور رو درست فهمیده باشم.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍2
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Dr. Morris Setudegan
درود خانم محمدی منم ۴ بار خوندم تا بتونم نتیجه بگیرم. این جمله گابور ماتِ تو کتاب "وقتی بدن نه میگوید" به موضوع مهمی در زمینه روانشناسی و ارتباط ذهن و بدن اشاره داره داره در واقع. گابور مات یکی از محققان برجسته در زمینه تأثیرات سترس، تراما و بیماریهای روانتنی…
خود فرستنده متن تو پی وی سوال کرده اگه خشم نتیجه احساس گناه باشه چی؟
پاسخ من کوتاه این هست؛
اگه خشم نتیجه احساس گناه باشه، به این معناست که احساس گناه ما به جای اینکه به بازنگری یا اصلاح رفتار منجر بشه، به یک واکنش دفاعی تبدیل شده و به شکل خشم بروز کرده. این وضعیت معمولاً زمانی رخ میده که ما نتونیم به درستی با احساس گناه خودمون مواجه بشیم یا اون رو بپذیریم. به این ترتیب، خشم به عنوان راهی برای اجتناب از احساس گناه یا کاهش فشار روانی به کار میره.
پاسخ من کوتاه این هست؛
اگه خشم نتیجه احساس گناه باشه، به این معناست که احساس گناه ما به جای اینکه به بازنگری یا اصلاح رفتار منجر بشه، به یک واکنش دفاعی تبدیل شده و به شکل خشم بروز کرده. این وضعیت معمولاً زمانی رخ میده که ما نتونیم به درستی با احساس گناه خودمون مواجه بشیم یا اون رو بپذیریم. به این ترتیب، خشم به عنوان راهی برای اجتناب از احساس گناه یا کاهش فشار روانی به کار میره.
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر لاورا پتراسک در باره بوردر پولار (ترکیب دوقطبی و مرزی) میگوید که مدیریت آن آسان نیست و نیاز به یک متد درمانی جدید دارد.
او میگوید
۱) علائم همپوشانی دوقطبی و مرزی شامل نوسانات خلقی، تکانشگری و بی ثباتی است.
۲) تشخیص مرز قطبی به دلیل همپوشانی علائم با سایر اختلالات دشوار است.
۳) مراقبت موثر Borderpolar به یک رویکرد مناسب برای علائم BD و BPD نیاز دارد.
لینک مقاله به انگلیسی
💻 think➕
او میگوید
۱) علائم همپوشانی دوقطبی و مرزی شامل نوسانات خلقی، تکانشگری و بی ثباتی است.
۲) تشخیص مرز قطبی به دلیل همپوشانی علائم با سایر اختلالات دشوار است.
۳) مراقبت موثر Borderpolar به یک رویکرد مناسب برای علائم BD و BPD نیاز دارد.
لینک مقاله به انگلیسی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1
Audio
#دانش_مغز
#شناخت_اجتماعی
#پادکست_علمی
#ویتامنتال
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍2
Joseph Peterson
جوزف پترسون
(۸ سپتامبر ۱۸۷۸ – ۲۰ سپتامبر ۱۹۳۵) روانشناس آمریکایی و رئیس سابق انجمن روانشناسی آمریکا (APA) بود.
پترسون یک شخصیت کلیدی در روانشناسی بود که بر ادراک شنوایی و بصری، یادگیری، تست هوش و انتقال آموزش تمرکز داشت.
به عنوان رئیس APA در سال 1934، او از روشهای تجربی دفاع کرد و بر اهمیت اصول علمی در روانشناسی تأکید کرد و به تثبیت آن به عنوان یک علم دقیق کمک کرد.
او چندین کتاب و مقالاتی را در این زمینه نوشت.
#تاریخچه_روز
#تاریخ_روانشناسی
#روانشناسی_کاربردی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Rumination یا Mental Junk
زمانی که وارد یک چرخه فکری با این دو ویژگی میشویم، در دام نوشخوار ذهنی افتاده ایم.
الف) توجه افراطی ذهن به یک رویداد
ب) تمرکز بیش از حد بر چراییها و نکات منفی علت آن اتفاق
نشخوار فکری (=ذهنی) یک نوع گفتگوی درونی ما با خود ماست که این گفتگوی درونی در مواردی بسیار مخرب بوده و سلامت روان ما را تحت تاثیر نسبتا شدید قرار میدهد.
اما مهار آن نیز ممکن است.
👈در لینک فوق چگونگی پیشگیری یا مهار آن را میخوانید.
👈لینک انگلیسی کمکی ده تکنیک ژاپنی برای مهار کردن نوشخوار ذهنی
#نوشخوار_ذهنی
#نوشخوار_فکری
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1
Kurt Lewin
کورت لوین آلمانی-امریکایی در 9 سپتامبر 1890 بدنیا آمد. یک روانشناس پیشکسوت بود که به خاطر نظریه میدانی خود شناخته شده بود.
او به بررسی چگونگی تأثیر رفتار تحت تأثیر کلیت محیط روانشناختی فرد می پردازد.
او پیشگام در روانشناسی اجتماعی تجربی بود، و کار لوین در مورد ناهماهنگی شناختی، رهبری، و پویایی گروه به طور قابل توجهی درک ما از رفتار اجتماعی را شکل داد.
#تاریخچه_روز
#تاریخ_روانشناسی
#روانشناسی_اجتماعی
#روانشناسی_رشد
#روانشناسی_کاربردی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان
❤️ تفکر آینده نگر
تفکر آیندهنگر به معنای توانایی تصور، پیشبینی و برنامهریزی برای آینده است. این مهارت به ما کمک میکند تا اهداف بلندمدت داشته باشیم، آینده را پیشبینی کنیم و از اطلاعات فعلی برای تصمیمگیریهای هوشمندانه در مورد آینده استفاده کنیم.
تفکر آیندهنگر نوعی #مهارت_شناختی است که شامل پیشبینی و تجسم رویدادهای احتمالی آینده میشود. افراد آیندهنگر میتوانند به آینده فکر کنند و بر اساس آن تصمیمگیریهای استراتژیک انجام دهند. این مهارت به آنها امکان میدهد با شرایط پیچیده و نامطمئن روبرو شوند و بهترین راهبردها را برای رسیدن به اهداف انتخاب کنند.
ویژگیهای تفکر آیندهنگر
1. پیشبینی: افراد آیندهنگر میتوانند تغییرات احتمالی در شرایط زندگی یا کاری را پیشبینی کنند و برای مواجهه با آنها آماده شوند.
2. برنامهریزی: توانایی تعیین اهداف بلندمدت و ساختن مسیرهایی که به این اهداف منجر میشود.
3. تصور آینده: افراد قادرند آیندهای روشن یا چالشبرانگیز را برای خودشان تجسم کنند.
4. انعطافپذیری: افراد با این مهارت توانایی تغییر در مسیرهای برنامهریزی شده در مواجهه با اطلاعات جدید یا موانع پیشبینی نشده را دارند.
5. تحلیل و تصمیمگیری: آنها میتوانند اطلاعات فعلی را تجزیه و تحلیل کنند و بر اساس آن تصمیمهایی اتخاذ کنند که در آینده بهترین نتیجه را داشته باشد.
مثالهایی از #تفکر_آیندهنگر:
- مثال شغلی: یک مهندس نرمافزار ممکن است با پیشبینی اینکه هوش مصنوعی در دهه آینده یکی از مهارتهای ضروری میشود، تصمیم بگیرد در دورههای یادگیری هوش مصنوعی شرکت کند تا برای تغییرات بازار کار آماده باشد.
- مثال زندگی شخصی: یک فرد ممکن است برنامهریزی کند که در پنج سال آینده خانهای بخرد. برای رسیدن به این هدف، او از حالا شروع به پسانداز میکند و به دقت هزینههای روزانه خود را مدیریت میکند.
- مثال تحصیلی: یک دانشآموز ممکن است به این نتیجه برسد که برای موفقیت در یک رشته دانشگاهی خاص، نیاز به تسلط بر مهارتهای خاصی دارد، و از همین حالا دورههای مرتبط را میگذراند تا بتواند در آینده وارد آن رشته شود.
منابع و تحقیقات مرتبط:
1. کتاب "تفکر آیندهنگر: راهنمای استراتژیک" نوشته مارتین بوشان، که در آن به تحلیل اهمیت این مهارت در کسبوکار و زندگی پرداخته میشود و روشهایی برای تقویت آن ارائه میدهد.
2. مقالههای روانشناسی شناختی که به بررسی عملکرد مغز در زمان پیشبینی آینده و تصمیمگیریهای بلندمدت پرداختهاند. یکی از مقالات مهم در این زمینه از Daniel Kahneman، روانشناس برجسته، است که در کتاب "Thinking, Fast and Slow" (تفکر، سریع و آهسته) به نوعهای مختلف تصمیمگیری و تفکر اشاره میکند.
تقویت تفکر آیندهنگر:
برای تقویت این مهارت، میتوان از تکنیکهایی مانند تجسم خلاق (تصور کردن آینده)، برنامهریزی استراتژیک (تعریف اهداف smartو مسیرها)، و تحلیل سناریوهای مختلف استفاده کرد. همچنین، مواجهه با نامعلومیها و مدیریت ترسهای مربوط به آینده نیز بخش مهمی از این مهارت است.
🌷 🔤 🔤 🔤 🔤 ➕
💻 think➕
تفکر آیندهنگر به معنای توانایی تصور، پیشبینی و برنامهریزی برای آینده است. این مهارت به ما کمک میکند تا اهداف بلندمدت داشته باشیم، آینده را پیشبینی کنیم و از اطلاعات فعلی برای تصمیمگیریهای هوشمندانه در مورد آینده استفاده کنیم.
تفکر آیندهنگر نوعی #مهارت_شناختی است که شامل پیشبینی و تجسم رویدادهای احتمالی آینده میشود. افراد آیندهنگر میتوانند به آینده فکر کنند و بر اساس آن تصمیمگیریهای استراتژیک انجام دهند. این مهارت به آنها امکان میدهد با شرایط پیچیده و نامطمئن روبرو شوند و بهترین راهبردها را برای رسیدن به اهداف انتخاب کنند.
ویژگیهای تفکر آیندهنگر
1. پیشبینی: افراد آیندهنگر میتوانند تغییرات احتمالی در شرایط زندگی یا کاری را پیشبینی کنند و برای مواجهه با آنها آماده شوند.
2. برنامهریزی: توانایی تعیین اهداف بلندمدت و ساختن مسیرهایی که به این اهداف منجر میشود.
3. تصور آینده: افراد قادرند آیندهای روشن یا چالشبرانگیز را برای خودشان تجسم کنند.
4. انعطافپذیری: افراد با این مهارت توانایی تغییر در مسیرهای برنامهریزی شده در مواجهه با اطلاعات جدید یا موانع پیشبینی نشده را دارند.
5. تحلیل و تصمیمگیری: آنها میتوانند اطلاعات فعلی را تجزیه و تحلیل کنند و بر اساس آن تصمیمهایی اتخاذ کنند که در آینده بهترین نتیجه را داشته باشد.
مثالهایی از #تفکر_آیندهنگر:
- مثال شغلی: یک مهندس نرمافزار ممکن است با پیشبینی اینکه هوش مصنوعی در دهه آینده یکی از مهارتهای ضروری میشود، تصمیم بگیرد در دورههای یادگیری هوش مصنوعی شرکت کند تا برای تغییرات بازار کار آماده باشد.
- مثال زندگی شخصی: یک فرد ممکن است برنامهریزی کند که در پنج سال آینده خانهای بخرد. برای رسیدن به این هدف، او از حالا شروع به پسانداز میکند و به دقت هزینههای روزانه خود را مدیریت میکند.
- مثال تحصیلی: یک دانشآموز ممکن است به این نتیجه برسد که برای موفقیت در یک رشته دانشگاهی خاص، نیاز به تسلط بر مهارتهای خاصی دارد، و از همین حالا دورههای مرتبط را میگذراند تا بتواند در آینده وارد آن رشته شود.
منابع و تحقیقات مرتبط:
1. کتاب "تفکر آیندهنگر: راهنمای استراتژیک" نوشته مارتین بوشان، که در آن به تحلیل اهمیت این مهارت در کسبوکار و زندگی پرداخته میشود و روشهایی برای تقویت آن ارائه میدهد.
2. مقالههای روانشناسی شناختی که به بررسی عملکرد مغز در زمان پیشبینی آینده و تصمیمگیریهای بلندمدت پرداختهاند. یکی از مقالات مهم در این زمینه از Daniel Kahneman، روانشناس برجسته، است که در کتاب "Thinking, Fast and Slow" (تفکر، سریع و آهسته) به نوعهای مختلف تصمیمگیری و تفکر اشاره میکند.
تقویت تفکر آیندهنگر:
برای تقویت این مهارت، میتوان از تکنیکهایی مانند تجسم خلاق (تصور کردن آینده)، برنامهریزی استراتژیک (تعریف اهداف smartو مسیرها)، و تحلیل سناریوهای مختلف استفاده کرد. همچنین، مواجهه با نامعلومیها و مدیریت ترسهای مربوط به آینده نیز بخش مهمی از این مهارت است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1👏1
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
(Creative Visualization)
یک تکنیک ذهنی است که در آن افراد از قدرت تخیل خود برای تصور اهداف، آرزوها یا نتایج مثبت در آینده استفاده میکنند. در این فرآیند، فرد با استفاده از تصاویری که در ذهن خود ایجاد میکند، بهطور خلاقانه به سمت دستیابی به اهداف خود هدایت میشود. این تکنیک میتواند به شکلهای مختلفی مانند تجسم تصویری، شنیداری یا حتی حس کردن آینده مطلوب انجام شود.
#تجسم_خلاق
فیل صورتی ...دیدین؟ میمون سفید؟ پدرتون با دامن قرمز کفش پاشنه بلند؟ مادرتون با سیبیل و شاپو د. حال رانندگی با کامیون؟ خودتون در حال پرواز ... 😁
تجسم خلاق به معنای استفاده آگاهانه از تخیل برای ایجاد تصاویری در ذهن است که به دستیابی به اهداف کمک میکند. در واقع، این روش به ما کمک میکند تا ذهن خود را به گونهای برنامهریزی کنیم که نتیجه مطلوب را به صورت واضح درک کرده و به سوی آن حرکت کنیم.
تجسم خلاق بر این ایده استوار است که ذهن و بدن ارتباط نزدیکی با یکدیگر دارند و افکار و تصاویر ذهنی میتوانند بر عملکرد واقعی فرد و حتی شرایط خارجی تأثیر بگذارند. با ایجاد تصاویری مثبت و دقیق از آینده مطلوب، ذهن ناخودآگاه به سمت رفتارها و تصمیماتی هدایت میشود که به تحقق آن تصویر کمک میکند.
1. آرامش و تمرکز: ابتدا باید در یک مکان آرام بنشینید و ذهن خود را از هرگونه نگرانی و استرس آزاد کنید. این مرحله به شما کمک میکند که بهتر بر تجسم تمرکز کنید.
2. ایجاد تصویر ذهنی: سپس هدف یا آرزوی خود را بهطور واضح و دقیق تصور کنید. تصویر شما باید شامل جزئیات باشد؛ مثلاً اگر هدف شما خرید خانه است، باید تمامی جزئیات آن خانه (شکل، رنگ، اندازه، حتی احساساتی که از حضور در آن خانه دارید) را تجسم کنید.
3. تأکید بر احساسات مثبت: هنگام تجسم، باید به احساسات مثبتی که همراه با رسیدن به هدفتان تجربه میکنید، توجه کنید. این مرحله مهم است زیرا احساسات به ذهن کمک میکنند تصویر را قویتر و باورپذیرتر کند.
4. تکرار و استمرار: تجسم خلاق نیازمند تکرار است. هر روز یا در زمانهای مشخص این تمرین را انجام دهید تا تأثیر آن بیشتر شود و ذهن ناخودآگاه با هدف شما همسو شود.
5. اقدام به عمل: در کنار تجسم، باید اقداماتی هم برای دستیابی به هدفتان انجام دهید. تجسم خلاق به تنهایی کافی نیست، بلکه باید همراه با برنامهریزی و تلاشهای عملی باشد.
- ورزشکاران: بسیاری از ورزشکاران حرفهای از تجسم خلاق برای بهبود عملکرد خود استفاده میکنند. آنها قبل از مسابقات، خود را در حال اجرای حرکات دقیق و موفقیتآمیز تجسم میکنند.
- مدیریت استرس: افرادی که دچار اضطراب هستند، میتوانند خود را در محیطی آرام و امن تجسم کنند تا استرسشان کاهش یابد.
- رسیدن به اهداف شخصی: فردی که قصد دارد در یک پروژه موفق شود، میتواند هر روز خود را در حال به پایان رساندن موفقیتآمیز پروژه و دریافت بازخورد مثبت تصور کند.
1. کتاب "تجسم خلاق" نوشته شاکتی گواین (Shakti Gawain)، یکی از مهمترین منابع در این زمینه است که به تکنیکهای عملی تجسم خلاق و نحوه استفاده از آن برای دستیابی به اهداف پرداخته است.
2. مطالعات روانشناسی: تحقیقات نشان داده است که تجسم ذهنی میتواند تأثیر قابل توجهی بر بهبود عملکرد در زمینههای مختلف داشته باشد. به عنوان مثال، مطالعات در زمینه ورزش و روانشناسی مثبت نشان میدهند که تجسم موفقیت در موقعیتهای خاص میتواند عملکرد واقعی افراد را بهبود بخشد.
تجسم خلاق یکی از ابزارهای قدرتمند در توسعه فردی و دستیابی به اهداف است. با استفاده از این تکنیک، ما میتوانیم تواناییهای خود را تقویت کرده، به اهدافمان نزدیکتر شویم و ذهن خود را برای موفقیتهای آینده آماده کنیم.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1👏1