Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Critical Thinkining Skills
#مهارت_تفکر_نقادانه
تفکر نقادانه به توانایی فرد در تجزیه و تحلیل اطلاعات، ارزیابی شواهد، و ارائه نتایج منطقی و مستدل بر اساس دادهها و شواهد گفته میشود. این نوع تفکر شامل تفکر مستقل، ارزیابی منصفانه، و توانایی تشخیص پیشفرضها، سوگیریها، و نقاط ضعف در استدلالهای دیگران است. به عبارت دیگر، تفکر نقادانه فرآیند منظم و فعال پردازش اطلاعات است که هدف آن دستیابی به نتیجهگیریهای منطقی و قابل دفاع است. (هلپرن ۲۰۱۳)
در سالهای اخیر، مطالعات زیادی در زمینه تفکر نقادانه انجام شده و چندین نظریه جدید و مهم در اینتفکر نقادانه به توانایی فرد در تجزیه و تحلیل اطلاعات، ارزیابی شواهد، و ارائه نتایج منطقی و مستدل بر اساس دادهها و شواهد گفته میشود. این نوع تفکر شامل تفکر مستقل، ارزیابی منصفانه، و توانایی تشخیص پیشفرضها، سوگیریها، و نقاط ضعف در استدلالهای دیگران است. به عبارت دیگر، تفکر نقادانه فرآیند منظم و فعال پردازش اطلاعات است که هدف آن دستیابی به نتیجهگیریهای منطقی و قابل دفاع است زمینه توسط پژوهشگران مختلف ارائه شده. این نظریهها به بررسی ابعاد مختلف تفکر نقادانه، نحوه آموزش و ارزیابی آن و همچنین ارتباط آن با سایر مهارتهای شناختی میپردازند.✔️ ۱. نظریه تفکر نقادانه به عنوان یک فرآیند فراشناختی
(Metacognitive Perspective)✔️ 2. نظریه رویکرد چندبعدی (Multidimensional Approach)✔️ 3. نظریه تفکر نقادانه به عنوان یک فرآیند اجتماعی
(Social Constructivist Perspective)✔️ 4. نظریه تفکر نقادانه به عنوان یک مهارت قابل انتقال
(Transferable Skill Perspective)✔️ 5. نظریههای معاصر مبتنی بر هوش مصنوعی و علوم اعصاب
(AI and Neuroscience-Based Theories)
لینک مطلب تفکر نقادانه✨
🆕 در باره دیگر مهارت ها بخوانید؛👇 لینک مهارت خودآگاهی👇 لینک مهارت مدیریت خشم👇 لینک مهارت همدلی👇 مهارت بیان احساسات👇 مهارت ارتباط موثر👇 مهارت روابط بین فردی و خودمراقبتی👇 مهارت حل تعارض👇 مهارت مدیریت سترس👇 مهارت حل مسئله👇 مهارت تاب اوری👇 مهارت تفکر خلاق👇 مهارت تفکر نقادانه👇 مهارت تصمیم گیری
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
رابرت طیبی در کتاب خود از دو مراجع میگوید و توضیح میدهد که چگونه میتوان روابط پر از چالش را به روابط موثر تبدیل کرد.
لینک برای برگردان متن به فارسی
#طلاق
#علل_طلاق
#روابط_موثز
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
برونو بتلهایم (۲۸ اوت ۱۹۰۳ – ۱۳ مارس ۱۹۹۰) روانشناس، محقق، روشنفکر عمومی و نویسنده اتریشی الاصل بود که بیشتر دوران تحصیلی و بالینی خود را در ایالات متحده گذراند.
کار بتلهایم که نویسنده اولیه #اوتیسم بود، بر آموزش کودکان دارای اختلال عاطفی و همچنین روانشناسی فرویدی به طور کلی متمرکز بود.
در ایالات متحده، او بعداً به عنوان استاد در دانشگاه شیکاگو و مدیر مدرسه ارتوژنیک سونیا شانکمن برای کودکان با اختلال متفاوت دست یافت و پس از سال 1973 در دانشگاه استنفورد تدریس کرد.
#تاریخچه_روز
#تاریخ_روانشناسی
#روانکاوی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Virginia Staudt Sexton
ویرجینیا اشتاد سکستون در ۳۰ آگوست ۱۹۱۶ متولد شد و در ۱۰۰ سالگی درگذشت. او یک مورخ برجسته روانشناسی با کتب فراوان بود. نوشتههای او تاریخهای روانشناسان کاتولیک رومی، انسانگرا، بینالمللی و زنان را برجسته میکند.
کار سکستون دامنه روانشناسی را گسترش داد و درک پیشرفت تاریخی آن را عمیق تر کرد و بر چگونگی تکامل این رشته در طول زمان تأثیر گذاشت.
#تاریخچه_روز
#تاریخ_روانشناسی
#روانشناسی_جهانی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍2
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Robert Sessions Woodworth
آنها تعدادی متغیر مداخله گر را در درون ارگانیسم پیشنهاد کردند که احساس می کردند در تعیین پاسخ مهم هستند. پیشنهاد این متغیرهای مداخله گر توسط هال و تولمن بود که آنها را وادار کرد از ارتباط محرک-پاسخ (S-R) رفتارگرایی واتسونی به ارتباط محرک-ارگانیسم-پاسخ (S-O-R) بروند. علاوه بر این، وودورث پیشنهاد کرد که هم آگاهی و هم رفتار موضوع روانشناسی باشد، بعدها توسط نظریه پردازان اجتماعی مانند آلبرت بندورا و جولیان روتر پذیرفته شد. رویکرد مشابهی را میتوان حتی در روانشناسی انسانگرا یافت، که بر تجربیات آگاهانه و همچنین رفتار در تحقق پتانسیل واقعی تأکید دارد. به این ترتیب، وودورث را می توان به عنوان فردی که کارکردگرایی را با رفتارگرایی و روانشناسی انسان گرایانه پیوند می دهد، نگریست. معلوم شد وودورث یک روانشناس بسیار تأثیرگذار است. او درباره دیدگاههای روانشناسی خود در کتابهای روانشناسی پویا، منتشر شده در سال ۱۹۱۸، و رفتار پویا، منتشر شده در سال ۱۹۵۸ نوشت. کتاب روانشناسی او که در سال ۱۹۲۱ منتشر شد، یکی از پرخوانندهترین کتابهای درسی روانشناسی آن زمان محسوب میشود.#تاریخچه_روز
کتاب روانشناسی تجربی او که برای اولین بار در سال 1938 منتشر شد، به یک کتاب درسی کلاسیک در روانشناسی تبدیل شد. وودورث به دلیل نوشته های تاثیرگذار خود یکی از روانشناسان پر استناد بوده است. وودورث با شروع کار خود به عنوان مربی علوم و ریاضیات، پس از شرکت در سخنرانی گرانویل استنلی هال و خواندن کتاب اصول روانشناسی ویلیام جیمز تصمیم گرفت روانشناس شود. ایدهها و رویکرد او به روانشناسی بعداً توسط دیدگاههای بسیار مهم روانشناسی که بعداً در تاریخ روانشناسی پدیدار شد، پذیرفته شد و مورد بررسی قرار گرفت.
#تاریخ_روانشناسی
#پیشگامان_روانشناسی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
اِولین هوکر یک روانشناس آمریکایی بود که در مطالعه همجنس گرایی پیشگام بود. او اولین روانشناسی بود که مطالعهای را منتشر کرد که دیدگاه رایج مبنی بر اینکه همجنسگرایی یک بیماری روانی است را به چالش کشید. تحقیقات او سبب شد که DSM در این مورد تجدید نظر کند. او نوشته های زیادی در این زمینه به جا گذاشت.
لینک مقاله ۱ در مورد تقویت کننده اسطوره ها
لینک مقاله ۲ در مورد: همجنسگرا بودن همانقدر سالم است که دگراجنس گرا باشیم.
#تاریخچه_روانشناسی
#حقایق_روانشناسی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Charlotte Brown Carmichael Stopes (née Carmichael; Sep. 1840 – 6 February 1929),
شارلوت براون کارمایکل استوپز متخلص به کارمایکل همچنین به عنوان C. C. Stopes شناخته می شود، یک محقق، دوستدار روانشاسی زنان و نویسنده و مبارز بریتانیایی برای حقوق زنان بود.
او همچنین چندین کتاب در رابطه با زندگی و کار ویلیام شکسپیر منتشر کرد. موفق ترین انتشارات او «زنان آزاد بریتانیایی: امتیاز تاریخی آنها» (منتشر شده در سال 1894) بود.
کتابی که از دید روانشناسی اجتماعی در اوایل قرن بیستم جنبش حق رأی زنان بریتانیا را تحت تأثیر فراوان قرار داد و الهام بخش بود.
او با همسرش هنری استوپز، دیرین شناس و مهندس ازدواج کرد. آنها دو دختر به دنیا آوردند که دختر بزرگتر آنها ماری استوپز به خاطر حمایت از کنترل بارداری در آن زمان شهرت داشت.
#تاریخچه_روانشناسی
#حقایق_روانشناسی
#جنبش_حق_رای_زنان
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤1
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
نگاه سیستمی به اضطراب و راه های درمان سیستمی و نگاه کلاسیک و راه های کمک به اضطراب
۱. لینک مطلب از دیدگاه سیستمی
۲. لینک مطلب از دیدگاه کلاسیک
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
اضطراب اینجاست تا پیامی به ما دهد. شاید میگوید که بیشتر به احساس خود توجه کنیم. شاید می گوید که چه بر ما گذشت و شاید به ما می گوید که چه نیازی از ما تاکنون نادیده گرفته شده و یا شاید می گوید که با ما انس گرفته چون تنها بودیم.
اضطراب گرچه بار منفی دارد و رنج آور است اما یک پیام مهم دارد که باید آن را شناخت تا لنگر را از دریای پر تلاطم او کند و به ساحل آرامش رسید. او نمیرود ما باید برویم.
دکتر موریس ستودگان
💻 think➕
اضطراب گرچه بار منفی دارد و رنج آور است اما یک پیام مهم دارد که باید آن را شناخت تا لنگر را از دریای پر تلاطم او کند و به ساحل آرامش رسید. او نمیرود ما باید برویم.
دکتر موریس ستودگان
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤3
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
افرادی که با من اشنا هستند میدانند که این واژه مورد علاقه من است.
#بازتاب یا self-reflection در روانشناسی به فرآیندی اشاره دارد که طی آن فرد به طور آگاهانه به بررسی افکار، احساسات، رفتارها، و تجربیات خود میپردازد. این عمل به فرد کمک میکند تا درک بهتری از خود پیدا کند، نقاط قوت و ضعف خود را شناسایی کند، و از تجربیات گذشته برای رشد و بهبود شخصی استفاده کند.
(ویلیام جیمز فیلسوف و روانشناس Jan 1842 - Aug1910 بنیانگزار این مبحث بود.)
بازتاب خود میتواند به اشکال مختلفی انجام شود، مانند نوشتن در یک دفترچهی روزانه، مدیتیشن، یا گفتوگو با یک مشاور یا روانشناس. این فرآیند به ما کمک میکند تا خودآگاهی بیشتری پیدا کنیم، تصمیمگیریهای بهتری انجام دهیم و از اشتباهات گذشته درس بگیریم. به طور کلی، بازتاب خود میتواند به بهبود سلامت روان و افزایش رضایت از زندگی منجر شود.
چندین کتاب مفید در زمینه خودبازتابی (Self-Reflection) و خودآگاهی وجود دارند که میتوانند به ما در درک بهتر این مفهوم و تمرین آن کمک کنند؛
1. "زندگی خود را طراحی کنید"
(Designing Your Life)
نوشتهی بیل بورنت و دیوید ایوانز
- این کتاب خوب به ما کمک میکند تا با استفاده از روشهای طراحی تفکری، مسیر زندگی خود را بازبینی کرده و به سمت تحقق اهداف شخصی و حرفهای خود حرکت کنیم.
2. "آینهها: مقالاتی در باب خودآگاهی"
(Mirrors: Essays in Self-Awareness)
نوشتهی ایزابل هوارد
- این کتاب جذاب شامل مقالاتی در باب خودآگاهی و خودبازتابیست که به ما کمک میکند تا با نگاه به گذشته و بررسی رفتارها و احساسات خود، به شناخت بهتری از خود دست یابیم.
3. "انسان در جستجوی معنا"
(Man's Search for Meaning)
نوشتهی ویکتور فرانکل
- این کتاب بی نظیر که توسط دکتر فرانکل روانپزشک و بازماندهی اردوگاههای کار اجباری نازی نوشته شده، به بررسی معنا و هدف در زندگی میپردازد و خواننده را به تأمل و بازتاب دربارهی ارزشهای خود دعوت میکند.
4. "شجاعت راهبری"
(Dare to Lead)
نوشتهی برنه براون
- این کتاب جذاب به ویژه برای مدیران و افرادی که میخواهند مهارتهای راهبری خود را با تمرکز بر خودآگاهی و خودبازتابی بهبود بخشند، بسیار مناسب است.
5. "فلسفه برای زندگی"
(Philosophy for Life and Other Dangerous Situations)
نوشتهی جولز ایوانز
- این کتاب پر ارزش به کاوش در فلسفههای باستانی برای یافتن راهنماییهایی دربارهی زندگی امروز میپردازد و به ما نشان میدهد تا با بازتاب بر زندگی و انتخابهای خود، به خرد و بینش عمیقتری دست یابیم.
این کتابها میتوانند به ما در تقویت مهارتهای خودبازتابی و خودآگاهی کمک کنند و به ما ابزارهایی بدهند تا زندگی بهتری را طراحی و تجربه کنیم تا روابط مؤثرتری برقرار کنیم.
بازتاب ما مادر تغییرها در زندگی ماست. (م. ستودگان ۲۰۱۱)
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
درود به شما بزرگوار
در بالا یک کلیپ فرستادم که توضیح میده ولی من هم یک کوچک اینها رو تعریف میکنم؛ همدلی و همدردی دو مفهوم متفاوتند طبیعتا ولی با احساس مشابه وقتی بازتاب نشده باشه. در واقع هر دو به نوعی از واکنش به احساسات و مشکلات دیگران اشاره دارند، اما تفاوتهای مهمی با یکدیگر هم دارند:
🚩 #همدلی (Empathy)
- همدلی به معنای توانایی درک و تجربه کردن احساسات و وضعیت دیگران از دیدگاه اونهاست.
به عبارت دیگه، در همدلی ما سعی میکنیم خودمون رو جای دیگری بگذاریم و احساسات و تجربههای اون رو از نگاه اون درک کنیم. همدلی یک تجربه عاطفی عمیقتریه که به ما اجازه میده تا به طور واقعی حس کنیم که دیگری چه احساسی داره.
- مثلا: وقتی کسی در مورد مشکلی که داره صحبت میکنه، ما واقعاً احساس میکنیم که چه حسی داره و با اون فرد به گونهای برخورد میکنیم که نشان میده درک کردیم که چه چیزی را تجربه میکنه. اینجا درک مهمه حتی اگه اون تجربه رو خودمون نداشته باشیم ولی میتونیم درد اون شخص رو بسنجیم.
🚩 در #همدردی (Sympathy)
در واقع به معنای احساس نگرانی یا ناراحتی نسبت به مشکلات و دردهای دیگرانه، اما بدون این که حتماً احساسات اونها رو کاملاً درک کنیم. در همدردی، ما ممکنه احساس ناراحتی یا دلسوزی نسبت به دیگری داشته باشیم، ولی لزوماً تجربه یا درک عمیق از احساسات اون شخص رو نداریم.
- مثلا: وقتی کسی به ما میگه که از موضوعی ناراحته، ما احساس دلسوزی میکنیم و ممکنه بهش حتی بگیم "متأسفم که چنین حسی یا دردی داری"، اما لزوماً آن حس رو درک نمیکنیم.
شاید اینطوری جمع ببندیم که همدلی شامل تجربه عمیقتر و درک دقیقتر از احساسات دیگریه و دیگری در مرکز قرار میگیره در حالی که همدردی بیشتر به معنای ابراز نگرانی و دلسوزی نسبت به احساسات دیگرانه که بدون اینکه لزوماً اون احساسات رو کاملاً تجربه و درک کنیم و ما در مرکز قرار میگیریم. در همدلی دلها در مرکز قرار میگیرند در همدردی دردها!
✨ ارادتمند
در بالا یک کلیپ فرستادم که توضیح میده ولی من هم یک کوچک اینها رو تعریف میکنم؛ همدلی و همدردی دو مفهوم متفاوتند طبیعتا ولی با احساس مشابه وقتی بازتاب نشده باشه. در واقع هر دو به نوعی از واکنش به احساسات و مشکلات دیگران اشاره دارند، اما تفاوتهای مهمی با یکدیگر هم دارند:
- همدلی به معنای توانایی درک و تجربه کردن احساسات و وضعیت دیگران از دیدگاه اونهاست.
به عبارت دیگه، در همدلی ما سعی میکنیم خودمون رو جای دیگری بگذاریم و احساسات و تجربههای اون رو از نگاه اون درک کنیم. همدلی یک تجربه عاطفی عمیقتریه که به ما اجازه میده تا به طور واقعی حس کنیم که دیگری چه احساسی داره.
- مثلا: وقتی کسی در مورد مشکلی که داره صحبت میکنه، ما واقعاً احساس میکنیم که چه حسی داره و با اون فرد به گونهای برخورد میکنیم که نشان میده درک کردیم که چه چیزی را تجربه میکنه. اینجا درک مهمه حتی اگه اون تجربه رو خودمون نداشته باشیم ولی میتونیم درد اون شخص رو بسنجیم.
در واقع به معنای احساس نگرانی یا ناراحتی نسبت به مشکلات و دردهای دیگرانه، اما بدون این که حتماً احساسات اونها رو کاملاً درک کنیم. در همدردی، ما ممکنه احساس ناراحتی یا دلسوزی نسبت به دیگری داشته باشیم، ولی لزوماً تجربه یا درک عمیق از احساسات اون شخص رو نداریم.
- مثلا: وقتی کسی به ما میگه که از موضوعی ناراحته، ما احساس دلسوزی میکنیم و ممکنه بهش حتی بگیم "متأسفم که چنین حسی یا دردی داری"، اما لزوماً آن حس رو درک نمیکنیم.
شاید اینطوری جمع ببندیم که همدلی شامل تجربه عمیقتر و درک دقیقتر از احساسات دیگریه و دیگری در مرکز قرار میگیره در حالی که همدردی بیشتر به معنای ابراز نگرانی و دلسوزی نسبت به احساسات دیگرانه که بدون اینکه لزوماً اون احساسات رو کاملاً تجربه و درک کنیم و ما در مرکز قرار میگیریم. در همدلی دلها در مرکز قرار میگیرند در همدردی دردها!
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from کارنگاه
یک درمانگر یک بار به من گفت، "اگر با انتخاب بین احساس گناه و خشم مواجه شدید، همیشه گناه را انتخاب کنید". این حکمتی است که از آن زمان به بسیاری دیگر منتقل کردهام. اگر امتناع شما را با احساس گناه همراه میکند، در حالی که رضایت، خشم را به دنبال دارد، گناه را انتخاب کنید. خشم، خودکشی روح است.
گابور مات، وقتی بدن نه میگوید.
گابور مات، وقتی بدن نه میگوید.
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
درود خانم محمدی منم ۴ بار خوندم تا بتونم نتیجه بگیرم. این جمله گابور ماتِ تو کتاب "وقتی بدن نه میگوید" به موضوع مهمی در زمینه روانشناسی و ارتباط ذهن و بدن اشاره داره داره در واقع. گابور مات یکی از محققان برجسته در زمینه تأثیرات سترس، تراما و بیماریهای روانتنی بر سلامتیه و حتما میشناسین.
اول خود جمله رو توضیح میدم بعد رابطه خشم و احساس گناه رو براتون.
مفهوم اصلی جمله اینه که وقتی در موقعیتی قرار میگیریم که باید بین احساس گناه و خشم یکی رو انتخاب کنیم، گناه رو انتخاب کنیم، چون خشم میتونه تأثیرات منفی عمیقی بر جسم و روان ما داشته باشه.
ولی چرا؟
✔️ گابور خشم رو به عنوان خودکشی روان معرفی میکنه.
-ماهیت خشم رو نگاه کنیم #خشم احساسیه که اگه به درستی مدیریت نشه، میتونه به شدت مخرب باه.. خشم طولانیمدت یا سرکوبشده به مرور زمان به افسردگی، اضطراب و مشکلات جسمانی مثل افزایش فشار خون، حملات قلبی و مشکلات گوارشی منجر میشه.
و خشم همچنین میتونه روابط شخصی و اجتماعی رو تخریب کنه. بسیاری از مواقع، وقتی خشمگین هستیم، ممکنه به دیگران آسیب های جبران ناپذیر بزنیم یا خودمون رو از نظر روانی و عاطفی تضعیف کنیم.
✔️ اما گابور باور داره گناه و خشم در تضاد با هم هستد. گناه معمولاً زمانی احساس میشه که فکر میکنیم کار نادرستی انجام دادیم یا دیگران رو ناامید کردیم. احساس گناه، گرچه ناخوشاینده، ولی نوعی آگاهی از اشتباهات ماست که میتونه ما رو به سمت تغییر رفتار و بهتر شدن رفتار هدایت کنه. به عبارت دیگه، گناه میتونه فرصتی برای بازتاب و اصلاح رفتارها باشه.
ولی خشم معمولاً ریشه در ناامیدی یا احساس تهدید داره و بیشتر از اون چیزیکه به اصلاح رفتارها کمک کنه، به انفجار عاطفی یا تخریب روابط منجر میشه.
✔️ نکته اخر ارتباط با بدن و بیماریهاست که گابور میخواد نشون بده. اون باور داره که خشم سرکوبشده یا ابراز نشده میتونه به بیماریهای جسمانی منجر بشه. در کتابش مینویسه که "بدن به نوعی پاسخگوی احساسات سرکوبشده" است. اگه خشم رو سرکوب کنیم، ممکنه به صورت بیماریهای جسمی هم ظاهر بشه (روانتنی= سایکوسوماتیک). بنابراین، خشم، اگرچه در کوتاهمدت ممکنه آرامش بخش به نظر برسه، اما در درازمدت برای بدن و روان آسیب زاست.
چرا حالا راهکار جایگزین داده گابور مات.
چون انتخاب گناه به این معنا نیست که همیشه خودمون رو سرزنش کنیم، شاید به این معناست که به جای ابراز خشم به شکلی مخرب، از خودآگاهی استفاده کنیم تا از رفتارهایی که منجر به احساس گناه میشه، در بازتاب ها درس بگیریم. احساس گناه میتونه به ما کمک کنه تا مسئولیتپذیرتر باشیم و به جای تخریب، به بازسازی خودمون بپردازیم. در هر صورت در تمام کتابش مات معتقده که خشم میتونه مخربتر از گناه باشه، چون به سلامت جسمی و روان آسیب میزنه. انتخاب گناه به ما امکان میده به جای ایجاد تنش و خشم، درک عمیقتری از احساسات و رفتارهای خودمون پیدا کنیم و به سمت بهبود و آرامش حرکت کنیم.
امیدوارم حداقل من گابور رو درست فهمیده باشم.
❤️ ارادتمند
اول خود جمله رو توضیح میدم بعد رابطه خشم و احساس گناه رو براتون.
مفهوم اصلی جمله اینه که وقتی در موقعیتی قرار میگیریم که باید بین احساس گناه و خشم یکی رو انتخاب کنیم، گناه رو انتخاب کنیم، چون خشم میتونه تأثیرات منفی عمیقی بر جسم و روان ما داشته باشه.
ولی چرا؟
-ماهیت خشم رو نگاه کنیم #خشم احساسیه که اگه به درستی مدیریت نشه، میتونه به شدت مخرب باه.. خشم طولانیمدت یا سرکوبشده به مرور زمان به افسردگی، اضطراب و مشکلات جسمانی مثل افزایش فشار خون، حملات قلبی و مشکلات گوارشی منجر میشه.
و خشم همچنین میتونه روابط شخصی و اجتماعی رو تخریب کنه. بسیاری از مواقع، وقتی خشمگین هستیم، ممکنه به دیگران آسیب های جبران ناپذیر بزنیم یا خودمون رو از نظر روانی و عاطفی تضعیف کنیم.
ولی خشم معمولاً ریشه در ناامیدی یا احساس تهدید داره و بیشتر از اون چیزیکه به اصلاح رفتارها کمک کنه، به انفجار عاطفی یا تخریب روابط منجر میشه.
چرا حالا راهکار جایگزین داده گابور مات.
چون انتخاب گناه به این معنا نیست که همیشه خودمون رو سرزنش کنیم، شاید به این معناست که به جای ابراز خشم به شکلی مخرب، از خودآگاهی استفاده کنیم تا از رفتارهایی که منجر به احساس گناه میشه، در بازتاب ها درس بگیریم. احساس گناه میتونه به ما کمک کنه تا مسئولیتپذیرتر باشیم و به جای تخریب، به بازسازی خودمون بپردازیم. در هر صورت در تمام کتابش مات معتقده که خشم میتونه مخربتر از گناه باشه، چون به سلامت جسمی و روان آسیب میزنه. انتخاب گناه به ما امکان میده به جای ایجاد تنش و خشم، درک عمیقتری از احساسات و رفتارهای خودمون پیدا کنیم و به سمت بهبود و آرامش حرکت کنیم.
امیدوارم حداقل من گابور رو درست فهمیده باشم.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍2
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Dr. Morris Setudegan
درود خانم محمدی منم ۴ بار خوندم تا بتونم نتیجه بگیرم. این جمله گابور ماتِ تو کتاب "وقتی بدن نه میگوید" به موضوع مهمی در زمینه روانشناسی و ارتباط ذهن و بدن اشاره داره داره در واقع. گابور مات یکی از محققان برجسته در زمینه تأثیرات سترس، تراما و بیماریهای روانتنی…
خود فرستنده متن تو پی وی سوال کرده اگه خشم نتیجه احساس گناه باشه چی؟
پاسخ من کوتاه این هست؛
اگه خشم نتیجه احساس گناه باشه، به این معناست که احساس گناه ما به جای اینکه به بازنگری یا اصلاح رفتار منجر بشه، به یک واکنش دفاعی تبدیل شده و به شکل خشم بروز کرده. این وضعیت معمولاً زمانی رخ میده که ما نتونیم به درستی با احساس گناه خودمون مواجه بشیم یا اون رو بپذیریم. به این ترتیب، خشم به عنوان راهی برای اجتناب از احساس گناه یا کاهش فشار روانی به کار میره.
پاسخ من کوتاه این هست؛
اگه خشم نتیجه احساس گناه باشه، به این معناست که احساس گناه ما به جای اینکه به بازنگری یا اصلاح رفتار منجر بشه، به یک واکنش دفاعی تبدیل شده و به شکل خشم بروز کرده. این وضعیت معمولاً زمانی رخ میده که ما نتونیم به درستی با احساس گناه خودمون مواجه بشیم یا اون رو بپذیریم. به این ترتیب، خشم به عنوان راهی برای اجتناب از احساس گناه یا کاهش فشار روانی به کار میره.
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر لاورا پتراسک در باره بوردر پولار (ترکیب دوقطبی و مرزی) میگوید که مدیریت آن آسان نیست و نیاز به یک متد درمانی جدید دارد.
او میگوید
۱) علائم همپوشانی دوقطبی و مرزی شامل نوسانات خلقی، تکانشگری و بی ثباتی است.
۲) تشخیص مرز قطبی به دلیل همپوشانی علائم با سایر اختلالات دشوار است.
۳) مراقبت موثر Borderpolar به یک رویکرد مناسب برای علائم BD و BPD نیاز دارد.
لینک مقاله به انگلیسی
💻 think➕
او میگوید
۱) علائم همپوشانی دوقطبی و مرزی شامل نوسانات خلقی، تکانشگری و بی ثباتی است.
۲) تشخیص مرز قطبی به دلیل همپوشانی علائم با سایر اختلالات دشوار است.
۳) مراقبت موثر Borderpolar به یک رویکرد مناسب برای علائم BD و BPD نیاز دارد.
لینک مقاله به انگلیسی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1
Audio
#دانش_مغز
#شناخت_اجتماعی
#پادکست_علمی
#ویتامنتال
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍2