Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Lucy May Boring
لوسی می بورینگ ۲۷ اوت ۱۸۹۶ بدنیا امد و در ۱۰۰ سالگی خود چشم از جهان بربست. این بانو روانشناس آمریکایی بود که در سال 1908 مدرک لیسانس ریاضیات را از کالج Mount Holyoke گرفت. بعدها دکترای روانشناسی تجربی خود را از دانشگاه کورنل گرفت و همانجا به تدریس پرداخت.
لوسی می یک مدافع قوی برای زنان در روانشناسی بود و از اینرو فمینیست ها در روانشناسی از او به عنوان بنیانگزار عقاید فمینیستی در ابتدای سالهای ۱۹۳۰ در روانشناسی نام میبرند.
یکی از آثار معروف او تا به امروز تحقیقات در مورد نورپردازی در محیط کار بروی چشم و اثرات مثبت روانی آن میباشد.
#تاریخچه_روز
#تاریخ_روانشناسی
#روانشناسی_فمینیستی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
برای نیم قرن، اعتقاد بر این بود که مغز انسان دارای حدود 100 میلیارد #نورون و یک تریلیون #سلول_گلیال(Glial Cells) یا نوروگلیا پشتیبان سلولهای عصبی با نسبت گلیا به نورون 10:1 است.
نام این سلولها از یونانی γλία و γλοία به معنای «چسب» یا «گل» آریایی مشتق شدهاست. علت این نام گذاری نیز بدین جهت است که برداشت اولیه این بود که این سلولها همچون چسب و زمینهای برای دستگاه عصبی عمل میکنند. گلیالها در ۱۸۵۶ توسط آسیبشناس آلمانی، رادولف ویرشو، در جستجو برای نوعی «بافت همبند» (بافت پیوندی) درون مغز کشف شدند.
یک روش شمارش جدید، این تصور را که تعداد گلیاها از نورون ها بیشتر است را به چالش می کشد و سوالی را دوباره زنده می کند که تصور می شد به طور گسترده ای حل شده است.
اخیراً تأیید شده نسبت گلیا به نورون 1:1 و تعداد کل کمتر از 100 میلیارد سلول گلیال در مغز انسان را نشان می دهد. بررسی شواهد اصلی نشان میدهد که دادههای بافتشناسی همیشه از نسبت 1:1 گلیا به نورونها در کل مغز انسان و محدوده 40 تا 130 میلیارد سلول گلیال پشتیبانی میکردند.
این تحقیق جدید بررسی می کند که چگونه ادعای یک تریلیون سلول گلیال سرچشمه گرفته، تداوم یافته و در نهایت رد شده است. انها نحوه گزارش تعداد نورونها و سلولهای گلیال در مغز انسان بالغ را جمعآوری کرده و دلایل اجماع اشتباه در مورد فراوانی نسبی سلولهای گلیال در مغز انسان را بررسی میکنند، تصوری که برای نیم قرن ادامه داشت.
در این تحقیق یک تاریخچه مختصری از شمارش سلول در مغز انسان، انواع روشهای شمارش که استفاده شده و هستند، محدوده تخمینهای قبلی و وضعیت فعلی دانش در مورد تعداد سلولها دیده میشود. این محققان همچنین در مورد مفاهیم و پیامدهای یافته های جدید در مورد تعداد واقعی سلولهای گلیال در مغز انسان، و وعده و تأثیر بالقوه تجزیهکننده ایزوتروپیک تأیید شده جدید برای تعیین کمیت قابل اعتماد گلیا و نورونها در بیماریهای عصبی و روانی بحث میکنند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان
🔠 در مورد آشفتگی از نگاه راجرز
راجرز میگوید "وقتی ناهمخوانی بین خودپنداره و تجربه ارگانیزمی افراد به قدری واضح یا به قدری ناگهانی باشد که نتوانند آن را انکار یا تحریف کنند رفتارشان آشفته میشود."
🔠 خودپنداره چیست؟
خودپنداره در روانشناسی، تصویری ذهنی self-concept یا selbstbild است که فرد از خود دارد. این تصویر شامل افکار، احساسات و باورهایی است که فرد درباره خود دارد. خودپنداره بر اساس تجربیات، تعاملات و بازخوردهایی که فرد از دیگران دریافت می کند، شکل می گیرد. خودپنداره می تواند مثبت یا منفی باشد و بر عزت نفس، اعتماد به نفس و رفتار فرد تأثیر بگذارد. کارل راجرز، روانشناس انسان گرا، معتقد بود که خودپنداره هسته اصلی شخصیت است. او معتقد بود که خودپنداره بر اساس تجربیات، تعاملات و بازخوردهایی که فرد از دیگران دریافت می کند، شکل می گیرد. راجرز همچنین معتقد بود که خودپنداره می تواند مثبت یا منفی باشد و بر عزت نفس، اعتماد به نفس و رفتار فرد تأثیر بگذارد.
©️ تجربه ارگانیزمی راجرز چیست؟
تجربیات ارگانیزمی راجرز
Carl Rogers' organismic valuing experiences
اصطلاحی است که کارل راجرز، روانشناس آمریکایی، برای توصیف تجربیاتی به کار برد که در آن فرد احساس می کند که به طور کامل زنده است و در لحظه حال حضور دارد. راجرز معتقد بود که این تجربیات برای رشد و شکوفایی روانی ضروری هستند.
تجربیات ارگانیزمی راجرز شامل موارد زیر است:
*️⃣ احساس امنیت و پذیرش
*️⃣ احساس آزادی برای بیان خود
*️⃣ احساس توانایی برای تأثیرگذاری بر جهان
*️⃣ احساس هدفمندی و جهت گیری
*️⃣ احساس قدردانی از زیبایی و شگفتی زندگی
راجرز معتقد بود که تجربیات ارگانیزمی برای رشد و شکوفایی روانی ضروری هستند زیرا به فرد کمک می کنند تا احساس کند که به طور کامل زنده است و در لحظه حال حضور دارد. این تجربیات همچنین به فرد کمک می کنند تا خود را بهتر بشناسد و به توانایی های خود پی ببرد.
🔠 نتیجه گیری با یک مثال
راجرز معتقد بود که تجربیات ارگانیزمی راجرز را می توان از طریق درمان و سایر اشکال رشد شخصی به دست آورد. او معتقد بود که با ایجاد فضایی امن و پذیرنده، درمانگران می توانند به مراجعان خود در این زمینه کمک کنند تا تجربیات ارگانیزمی از ظن راجرز را داشته باشند تا مشکلات خود را حل کنند و به رشد و شکوفایی برسند.
اکنون اگر به این دو تعریف نگاه کنیم خواهیم دید که چرا آشفتگی براحتی برای شخص قابل تجربه میشود زمانی که فردی بر اثر سترس محیطی باورهای فرد نسبت خود (خودپنداره) را از دست داده و همزمان احساس امنیت، آرامش و یا حتی پذیرش (تجربه ارگانیزمی) نداشته و احتمالا دسترسی به احساس بودن در حال را در خود نمیابد آشفته میشود.
اگر ما زمانی را که خود آشفته شده ایم مانند جدایی از یک رابطه، از دست دادن همسر یا قطع رابطه ای، یا حتی نرسیدن به هدف خاصی بیاد بیاوریم، براحتی نظریه آشفتگی راجرز را میتوانیم در موقعیت خود درک کنیم. به عنوان مثال برای یک رابطه ما اهدافی را در سر میپرورانیم (تجربیات ارگانیزمی: امیدواریم که نیاز به تعلق را تجربه کنیم و شاید دراز مدت در رابطه بمانیم) و برای خود تصاویری از رابطه با آن شخص میسازیم (تصویر سازی خودپنداره: من لایق این رابطه هستم و من امنیت و ارامش را تجربه خواهم کرد). زمانیکه رابطه پایان میابد، تحت هر عنوانی، تمام تصاویر ما از این رابطه و خود در هم ریخته و و تصاویر ما از رابطه امن ناگهان به تزلزل در آمده و طبیعتا آشفتگی در ما ایجاد خواهد شد، چرا که بر اثر تجربیات ما و شاید ترس از دست دادن، یا طرحواره های گذشته تریگر هایی میشوند که امنیت و آرامش را سلب کرده و ایجاد آشفتگی میکند.
#آشفتگی #خودپنداره #تجربه_ارگانیزمی_راجرز
پایان
🔠 منبع:
*️⃣ Rogers, C. R. (1959). A theory of therapy, personality, and interpersonal relationships. In S. Koch (Ed.), Psychology: A study of a science. Vol. 3: Formulations of the person and the social context. New York: McGraw-Hill.
@thinkpluswithus
@dr_morris_setudegan
راجرز میگوید "وقتی ناهمخوانی بین خودپنداره و تجربه ارگانیزمی افراد به قدری واضح یا به قدری ناگهانی باشد که نتوانند آن را انکار یا تحریف کنند رفتارشان آشفته میشود."
خودپنداره در روانشناسی، تصویری ذهنی self-concept یا selbstbild است که فرد از خود دارد. این تصویر شامل افکار، احساسات و باورهایی است که فرد درباره خود دارد. خودپنداره بر اساس تجربیات، تعاملات و بازخوردهایی که فرد از دیگران دریافت می کند، شکل می گیرد. خودپنداره می تواند مثبت یا منفی باشد و بر عزت نفس، اعتماد به نفس و رفتار فرد تأثیر بگذارد. کارل راجرز، روانشناس انسان گرا، معتقد بود که خودپنداره هسته اصلی شخصیت است. او معتقد بود که خودپنداره بر اساس تجربیات، تعاملات و بازخوردهایی که فرد از دیگران دریافت می کند، شکل می گیرد. راجرز همچنین معتقد بود که خودپنداره می تواند مثبت یا منفی باشد و بر عزت نفس، اعتماد به نفس و رفتار فرد تأثیر بگذارد.
تجربیات ارگانیزمی راجرز
Carl Rogers' organismic valuing experiences
اصطلاحی است که کارل راجرز، روانشناس آمریکایی، برای توصیف تجربیاتی به کار برد که در آن فرد احساس می کند که به طور کامل زنده است و در لحظه حال حضور دارد. راجرز معتقد بود که این تجربیات برای رشد و شکوفایی روانی ضروری هستند.
تجربیات ارگانیزمی راجرز شامل موارد زیر است:
راجرز معتقد بود که تجربیات ارگانیزمی برای رشد و شکوفایی روانی ضروری هستند زیرا به فرد کمک می کنند تا احساس کند که به طور کامل زنده است و در لحظه حال حضور دارد. این تجربیات همچنین به فرد کمک می کنند تا خود را بهتر بشناسد و به توانایی های خود پی ببرد.
راجرز معتقد بود که تجربیات ارگانیزمی راجرز را می توان از طریق درمان و سایر اشکال رشد شخصی به دست آورد. او معتقد بود که با ایجاد فضایی امن و پذیرنده، درمانگران می توانند به مراجعان خود در این زمینه کمک کنند تا تجربیات ارگانیزمی از ظن راجرز را داشته باشند تا مشکلات خود را حل کنند و به رشد و شکوفایی برسند.
اکنون اگر به این دو تعریف نگاه کنیم خواهیم دید که چرا آشفتگی براحتی برای شخص قابل تجربه میشود زمانی که فردی بر اثر سترس محیطی باورهای فرد نسبت خود (خودپنداره) را از دست داده و همزمان احساس امنیت، آرامش و یا حتی پذیرش (تجربه ارگانیزمی) نداشته و احتمالا دسترسی به احساس بودن در حال را در خود نمیابد آشفته میشود.
اگر ما زمانی را که خود آشفته شده ایم مانند جدایی از یک رابطه، از دست دادن همسر یا قطع رابطه ای، یا حتی نرسیدن به هدف خاصی بیاد بیاوریم، براحتی نظریه آشفتگی راجرز را میتوانیم در موقعیت خود درک کنیم. به عنوان مثال برای یک رابطه ما اهدافی را در سر میپرورانیم (تجربیات ارگانیزمی: امیدواریم که نیاز به تعلق را تجربه کنیم و شاید دراز مدت در رابطه بمانیم) و برای خود تصاویری از رابطه با آن شخص میسازیم (تصویر سازی خودپنداره: من لایق این رابطه هستم و من امنیت و ارامش را تجربه خواهم کرد). زمانیکه رابطه پایان میابد، تحت هر عنوانی، تمام تصاویر ما از این رابطه و خود در هم ریخته و و تصاویر ما از رابطه امن ناگهان به تزلزل در آمده و طبیعتا آشفتگی در ما ایجاد خواهد شد، چرا که بر اثر تجربیات ما و شاید ترس از دست دادن، یا طرحواره های گذشته تریگر هایی میشوند که امنیت و آرامش را سلب کرده و ایجاد آشفتگی میکند.
#آشفتگی #خودپنداره #تجربه_ارگانیزمی_راجرز
پایان
@thinkpluswithus
@dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان
🔠 تفاوت سترس و تروما کدامند؟
نخست به دو تعریف سترس و تروما میپردازیم:
*️⃣ "سترس الگوی پاسخ های اختصاصی و غیر اختصاصی یک ارگانیسم به رویدادهای محرک است که قادر است تعادل شخص را برهم زده یا از ناتوانایی او برای مقابله فراتر رود" (تعریف APA)
*️⃣ "تروما پاسخ شخص به رویدادی غیر منتظره، خارج از چهارچوب تخلیات و بسیار آشفته کننده، میباشد که فرد توانایی برای کنارآمدن (couping) با آن رویداد را نداشته که سبب نکات ذیل میشوند؛
۱. خدشه دار شدن حس خود
(sence of self)
۲. حس درماندگی
(helpnesses)
۳. خدشه دار شدن حس خود
(denve of self)
در واقع تروما و سترس دو واکنش مختلف به رویدادهای ترسناک و تهدیدکننده هستند. در حالی که هر دو واکنشها در مواجهه با وقوع رویدادی ترسناک ممکن است رخ دهند، اما تروما و سترس در واقع دو حالت مختلف و برداشت گوناگون روان هستند.
سترس به عنوان یک واکنش طبیعی نسبت به خطرها و تهدیدها برای بقاست. وقتی فرد با موقعیتی ترسناک مواجه میشود، سیستم عصبی او واکنش "مبارزه یا فرار" را فعال میکند. در این وضعیت، قلب سریعتر میزند، تنفس تندتر میشود، عرق میکنید و بدن برای مواجهه با خطر آماده میشود. این واکنش سترس اغلب پس از رفع تهدید کاهش مییابد و به طور معمول در مواجهه با خطرهای فیزیکی استفاده میشود. بنابراین میتوان گفت سترس همیشه مضر و آسیب زا نیست و گاهی عملکردهای مثبت هم نیز دارد.
اما تروما به عنوان یک واکنش بیش از حد به یک رویداد ترسناک و شوکهکننده توصیف میشود که همیشه اسبب زاست. تروما معمولاً به دنبال تجربه یک رویداد تهاجمی، تصادف خطرناک، ضربه جسمی یا واقعهای که زندگی فرد را به طور قابل توجهی تحت تأثیر قرار داده است، رخ میدهد. این واکنش شامل علائم متعددی میشود که میتواند به طور مداوم و به مدت طولانی پابرجا بماند و به کیفیت زندگی فرد تأثیر منفی بگذارد. برخی از علائم تروما شامل تغییر خلق و خو، خواب نامیزان و خوابهای آشفته میباشند.
قابل ذکر است که برخی از علائم تروما را میتوان به عنوان زیرمجموعه اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) در نظر گرفت. علائم PTSD شامل فرار از خاطرات یا تصاویر مرتبط با رویداد ترسناک، تغییر ناگهانی خلق و خو، مشکلات خواب، ترس و وحشت ناشی از تجربه ترسناک، افکار و خیالات ناپسندیده، افزایش واکنشهای فیزیکی مانند عرقکردن و لرزش، احساس خشم و تحریک بیش از حد، مشکلات تمرکز و تمایل به اجتناب از موقعیتهای یادآور رویداد ترسناک و احساس عدم امنیت و عدم قابلیت اعتماد به دیگران میباشد.
تروما میتواند بر سبک زندگی فرد تأثیر گذارد و میتواند موجب مشکلات روابطی، مشکلات شغلی، افزایش استرس و اضطراب، افزایش خطر ابتلا به اختلالات روانی دیگر و کاهش کیفیت زندگی گردد.
به عنوان یک واکنش به تروما، علائم PTSD ممکن است شامل فرار از خاطرات یا تجربیات مرتبط با رویداد ترسناک، فزونی خلق و خو، مشکلات خواب، کابوسها، ترس و وحشت ناشی از تجربه ترسناک، افکار و خیالات ناپسندیده، افزایش واکنشهای فیزیکی مانند تپش قلب، عرقکردن، لرزش، عصبانیت و خشم غیرمنطقی، مشکلات تمرکز و توجه، احساس عدم امنیت و عدم قابلیت اعتماد به دیگران، اجتناب از موقعیتها و فعالیتهایی که یادآور رویداد ترسناک هستند، احساس عدم توانایی در تجربه احساسات مثبت و احساس انزوا و انزوا میشود.
مهم است بدانید که تشخیص و درمان اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) و تروما به عهده حرفهایهای بهداشت روانی میباشد. اگر شما یا کسی که شما از وجود تروما و علائم PTSD مشتبه دارید، با ارائه به متخصصان بهداشت روانی، میتوانید به تشخیص دقیق و درمان مناسب دست پیدا کنید.
منابع:
1. American Psychiatric Association. (2013). Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders (DSM-5®). American Psychiatric Pub.
2. Mayo Clinic. (2021). Post-traumatic stress disorder (PTSD). Retrieved from: https://www.mayoclinic.org/diseases-conditions/post-traumatic-stress-disorder/symptoms-causes/syc-20355967
@thinkpluswithus #dr_morris_setudegan
نخست به دو تعریف سترس و تروما میپردازیم:
۱. خدشه دار شدن حس خود
(sence of self)
۲. حس درماندگی
(helpnesses)
۳. خدشه دار شدن حس خود
(denve of self)
در واقع تروما و سترس دو واکنش مختلف به رویدادهای ترسناک و تهدیدکننده هستند. در حالی که هر دو واکنشها در مواجهه با وقوع رویدادی ترسناک ممکن است رخ دهند، اما تروما و سترس در واقع دو حالت مختلف و برداشت گوناگون روان هستند.
سترس به عنوان یک واکنش طبیعی نسبت به خطرها و تهدیدها برای بقاست. وقتی فرد با موقعیتی ترسناک مواجه میشود، سیستم عصبی او واکنش "مبارزه یا فرار" را فعال میکند. در این وضعیت، قلب سریعتر میزند، تنفس تندتر میشود، عرق میکنید و بدن برای مواجهه با خطر آماده میشود. این واکنش سترس اغلب پس از رفع تهدید کاهش مییابد و به طور معمول در مواجهه با خطرهای فیزیکی استفاده میشود. بنابراین میتوان گفت سترس همیشه مضر و آسیب زا نیست و گاهی عملکردهای مثبت هم نیز دارد.
اما تروما به عنوان یک واکنش بیش از حد به یک رویداد ترسناک و شوکهکننده توصیف میشود که همیشه اسبب زاست. تروما معمولاً به دنبال تجربه یک رویداد تهاجمی، تصادف خطرناک، ضربه جسمی یا واقعهای که زندگی فرد را به طور قابل توجهی تحت تأثیر قرار داده است، رخ میدهد. این واکنش شامل علائم متعددی میشود که میتواند به طور مداوم و به مدت طولانی پابرجا بماند و به کیفیت زندگی فرد تأثیر منفی بگذارد. برخی از علائم تروما شامل تغییر خلق و خو، خواب نامیزان و خوابهای آشفته میباشند.
قابل ذکر است که برخی از علائم تروما را میتوان به عنوان زیرمجموعه اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) در نظر گرفت. علائم PTSD شامل فرار از خاطرات یا تصاویر مرتبط با رویداد ترسناک، تغییر ناگهانی خلق و خو، مشکلات خواب، ترس و وحشت ناشی از تجربه ترسناک، افکار و خیالات ناپسندیده، افزایش واکنشهای فیزیکی مانند عرقکردن و لرزش، احساس خشم و تحریک بیش از حد، مشکلات تمرکز و تمایل به اجتناب از موقعیتهای یادآور رویداد ترسناک و احساس عدم امنیت و عدم قابلیت اعتماد به دیگران میباشد.
تروما میتواند بر سبک زندگی فرد تأثیر گذارد و میتواند موجب مشکلات روابطی، مشکلات شغلی، افزایش استرس و اضطراب، افزایش خطر ابتلا به اختلالات روانی دیگر و کاهش کیفیت زندگی گردد.
به عنوان یک واکنش به تروما، علائم PTSD ممکن است شامل فرار از خاطرات یا تجربیات مرتبط با رویداد ترسناک، فزونی خلق و خو، مشکلات خواب، کابوسها، ترس و وحشت ناشی از تجربه ترسناک، افکار و خیالات ناپسندیده، افزایش واکنشهای فیزیکی مانند تپش قلب، عرقکردن، لرزش، عصبانیت و خشم غیرمنطقی، مشکلات تمرکز و توجه، احساس عدم امنیت و عدم قابلیت اعتماد به دیگران، اجتناب از موقعیتها و فعالیتهایی که یادآور رویداد ترسناک هستند، احساس عدم توانایی در تجربه احساسات مثبت و احساس انزوا و انزوا میشود.
مهم است بدانید که تشخیص و درمان اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) و تروما به عهده حرفهایهای بهداشت روانی میباشد. اگر شما یا کسی که شما از وجود تروما و علائم PTSD مشتبه دارید، با ارائه به متخصصان بهداشت روانی، میتوانید به تشخیص دقیق و درمان مناسب دست پیدا کنید.
منابع:
1. American Psychiatric Association. (2013). Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders (DSM-5®). American Psychiatric Pub.
2. Mayo Clinic. (2021). Post-traumatic stress disorder (PTSD). Retrieved from: https://www.mayoclinic.org/diseases-conditions/post-traumatic-stress-disorder/symptoms-causes/syc-20355967
@thinkpluswithus #dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Mayo Clinic
Post-traumatic stress disorder (PTSD) - Symptoms and causes
This mental health condition, which is caused by being part of or witnessing a terrifying event, leads to symptoms that include flashbacks, nightmares and severe anxiety.
👍1
Critical Thinkining Skills
#مهارت_تفکر_نقادانه
👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈
🆕 در باره دیگر مهارت ها بخوانید؛👇 لینک مهارت خودآگاهی👇 لینک مهارت مدیریت خشم👇 لینک مهارت همدلی👇 مهارت بیان احساسات👇 مهارت ارتباط موثر👇 مهارت روابط بین فردی و خودمراقبتی👇 مهارت حل تعارض👇 مهارت مدیریت سترس👇 مهارت حل مسئله👇 مهارت تاب اوری👇 مهارت تفکر خلاق👇 مهارت تفکر نقادانه👇 مهارت تصمیم گیری
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Critical Thinkining Skills
#مهارت_تفکر_نقادانه
تفکر نقادانه به توانایی فرد در تجزیه و تحلیل اطلاعات، ارزیابی شواهد، و ارائه نتایج منطقی و مستدل بر اساس دادهها و شواهد گفته میشود. این نوع تفکر شامل تفکر مستقل، ارزیابی منصفانه، و توانایی تشخیص پیشفرضها، سوگیریها، و نقاط ضعف در استدلالهای دیگران است. به عبارت دیگر، تفکر نقادانه فرآیند منظم و فعال پردازش اطلاعات است که هدف آن دستیابی به نتیجهگیریهای منطقی و قابل دفاع است. (هلپرن ۲۰۱۳)
در سالهای اخیر، مطالعات زیادی در زمینه تفکر نقادانه انجام شده و چندین نظریه جدید و مهم در اینتفکر نقادانه به توانایی فرد در تجزیه و تحلیل اطلاعات، ارزیابی شواهد، و ارائه نتایج منطقی و مستدل بر اساس دادهها و شواهد گفته میشود. این نوع تفکر شامل تفکر مستقل، ارزیابی منصفانه، و توانایی تشخیص پیشفرضها، سوگیریها، و نقاط ضعف در استدلالهای دیگران است. به عبارت دیگر، تفکر نقادانه فرآیند منظم و فعال پردازش اطلاعات است که هدف آن دستیابی به نتیجهگیریهای منطقی و قابل دفاع است زمینه توسط پژوهشگران مختلف ارائه شده. این نظریهها به بررسی ابعاد مختلف تفکر نقادانه، نحوه آموزش و ارزیابی آن و همچنین ارتباط آن با سایر مهارتهای شناختی میپردازند.✔️ ۱. نظریه تفکر نقادانه به عنوان یک فرآیند فراشناختی
(Metacognitive Perspective)✔️ 2. نظریه رویکرد چندبعدی (Multidimensional Approach)✔️ 3. نظریه تفکر نقادانه به عنوان یک فرآیند اجتماعی
(Social Constructivist Perspective)✔️ 4. نظریه تفکر نقادانه به عنوان یک مهارت قابل انتقال
(Transferable Skill Perspective)✔️ 5. نظریههای معاصر مبتنی بر هوش مصنوعی و علوم اعصاب
(AI and Neuroscience-Based Theories)
لینک مطلب تفکر نقادانه✨
🆕 در باره دیگر مهارت ها بخوانید؛👇 لینک مهارت خودآگاهی👇 لینک مهارت مدیریت خشم👇 لینک مهارت همدلی👇 مهارت بیان احساسات👇 مهارت ارتباط موثر👇 مهارت روابط بین فردی و خودمراقبتی👇 مهارت حل تعارض👇 مهارت مدیریت سترس👇 مهارت حل مسئله👇 مهارت تاب اوری👇 مهارت تفکر خلاق👇 مهارت تفکر نقادانه👇 مهارت تصمیم گیری
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
رابرت طیبی در کتاب خود از دو مراجع میگوید و توضیح میدهد که چگونه میتوان روابط پر از چالش را به روابط موثر تبدیل کرد.
لینک برای برگردان متن به فارسی
#طلاق
#علل_طلاق
#روابط_موثز
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
برونو بتلهایم (۲۸ اوت ۱۹۰۳ – ۱۳ مارس ۱۹۹۰) روانشناس، محقق، روشنفکر عمومی و نویسنده اتریشی الاصل بود که بیشتر دوران تحصیلی و بالینی خود را در ایالات متحده گذراند.
کار بتلهایم که نویسنده اولیه #اوتیسم بود، بر آموزش کودکان دارای اختلال عاطفی و همچنین روانشناسی فرویدی به طور کلی متمرکز بود.
در ایالات متحده، او بعداً به عنوان استاد در دانشگاه شیکاگو و مدیر مدرسه ارتوژنیک سونیا شانکمن برای کودکان با اختلال متفاوت دست یافت و پس از سال 1973 در دانشگاه استنفورد تدریس کرد.
#تاریخچه_روز
#تاریخ_روانشناسی
#روانکاوی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Virginia Staudt Sexton
ویرجینیا اشتاد سکستون در ۳۰ آگوست ۱۹۱۶ متولد شد و در ۱۰۰ سالگی درگذشت. او یک مورخ برجسته روانشناسی با کتب فراوان بود. نوشتههای او تاریخهای روانشناسان کاتولیک رومی، انسانگرا، بینالمللی و زنان را برجسته میکند.
کار سکستون دامنه روانشناسی را گسترش داد و درک پیشرفت تاریخی آن را عمیق تر کرد و بر چگونگی تکامل این رشته در طول زمان تأثیر گذاشت.
#تاریخچه_روز
#تاریخ_روانشناسی
#روانشناسی_جهانی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍2
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Robert Sessions Woodworth
آنها تعدادی متغیر مداخله گر را در درون ارگانیسم پیشنهاد کردند که احساس می کردند در تعیین پاسخ مهم هستند. پیشنهاد این متغیرهای مداخله گر توسط هال و تولمن بود که آنها را وادار کرد از ارتباط محرک-پاسخ (S-R) رفتارگرایی واتسونی به ارتباط محرک-ارگانیسم-پاسخ (S-O-R) بروند. علاوه بر این، وودورث پیشنهاد کرد که هم آگاهی و هم رفتار موضوع روانشناسی باشد، بعدها توسط نظریه پردازان اجتماعی مانند آلبرت بندورا و جولیان روتر پذیرفته شد. رویکرد مشابهی را میتوان حتی در روانشناسی انسانگرا یافت، که بر تجربیات آگاهانه و همچنین رفتار در تحقق پتانسیل واقعی تأکید دارد. به این ترتیب، وودورث را می توان به عنوان فردی که کارکردگرایی را با رفتارگرایی و روانشناسی انسان گرایانه پیوند می دهد، نگریست. معلوم شد وودورث یک روانشناس بسیار تأثیرگذار است. او درباره دیدگاههای روانشناسی خود در کتابهای روانشناسی پویا، منتشر شده در سال ۱۹۱۸، و رفتار پویا، منتشر شده در سال ۱۹۵۸ نوشت. کتاب روانشناسی او که در سال ۱۹۲۱ منتشر شد، یکی از پرخوانندهترین کتابهای درسی روانشناسی آن زمان محسوب میشود.#تاریخچه_روز
کتاب روانشناسی تجربی او که برای اولین بار در سال 1938 منتشر شد، به یک کتاب درسی کلاسیک در روانشناسی تبدیل شد. وودورث به دلیل نوشته های تاثیرگذار خود یکی از روانشناسان پر استناد بوده است. وودورث با شروع کار خود به عنوان مربی علوم و ریاضیات، پس از شرکت در سخنرانی گرانویل استنلی هال و خواندن کتاب اصول روانشناسی ویلیام جیمز تصمیم گرفت روانشناس شود. ایدهها و رویکرد او به روانشناسی بعداً توسط دیدگاههای بسیار مهم روانشناسی که بعداً در تاریخ روانشناسی پدیدار شد، پذیرفته شد و مورد بررسی قرار گرفت.
#تاریخ_روانشناسی
#پیشگامان_روانشناسی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
اِولین هوکر یک روانشناس آمریکایی بود که در مطالعه همجنس گرایی پیشگام بود. او اولین روانشناسی بود که مطالعهای را منتشر کرد که دیدگاه رایج مبنی بر اینکه همجنسگرایی یک بیماری روانی است را به چالش کشید. تحقیقات او سبب شد که DSM در این مورد تجدید نظر کند. او نوشته های زیادی در این زمینه به جا گذاشت.
لینک مقاله ۱ در مورد تقویت کننده اسطوره ها
لینک مقاله ۲ در مورد: همجنسگرا بودن همانقدر سالم است که دگراجنس گرا باشیم.
#تاریخچه_روانشناسی
#حقایق_روانشناسی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Charlotte Brown Carmichael Stopes (née Carmichael; Sep. 1840 – 6 February 1929),
شارلوت براون کارمایکل استوپز متخلص به کارمایکل همچنین به عنوان C. C. Stopes شناخته می شود، یک محقق، دوستدار روانشاسی زنان و نویسنده و مبارز بریتانیایی برای حقوق زنان بود.
او همچنین چندین کتاب در رابطه با زندگی و کار ویلیام شکسپیر منتشر کرد. موفق ترین انتشارات او «زنان آزاد بریتانیایی: امتیاز تاریخی آنها» (منتشر شده در سال 1894) بود.
کتابی که از دید روانشناسی اجتماعی در اوایل قرن بیستم جنبش حق رأی زنان بریتانیا را تحت تأثیر فراوان قرار داد و الهام بخش بود.
او با همسرش هنری استوپز، دیرین شناس و مهندس ازدواج کرد. آنها دو دختر به دنیا آوردند که دختر بزرگتر آنها ماری استوپز به خاطر حمایت از کنترل بارداری در آن زمان شهرت داشت.
#تاریخچه_روانشناسی
#حقایق_روانشناسی
#جنبش_حق_رای_زنان
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤1
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
نگاه سیستمی به اضطراب و راه های درمان سیستمی و نگاه کلاسیک و راه های کمک به اضطراب
۱. لینک مطلب از دیدگاه سیستمی
۲. لینک مطلب از دیدگاه کلاسیک
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM