Forwarded from Neuropedia
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
▪️How Does Your Brain Process Music Differently To Speech? | Science Of The Senses: Hearing | Spark
Forwarded from Neuropedia
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
▪️How music makes me a better neuroscientist | Indre Viskontas
Posted Oct 2016
Dr. Viskontas is both a neuroscientist and a soprano , in her talk she is sharing how and why she is pioneering with the application of neuroscience to musical training.
Posted Oct 2016
Dr. Viskontas is both a neuroscientist and a soprano , in her talk she is sharing how and why she is pioneering with the application of neuroscience to musical training.
TED talks👍1
54 | Indre Viskontas on Music and the Brain
Sean Carroll's Mindscape: Science, Society, Philosophy, Culture…
Sean Carroll's Mindscape: Science, Society, Philosophy, Culture, Arts, and Ideas
▪️Episode 54: Indre Viskontas on Music and the Brain
July 8, 2019 | Music, Thinking
It doesn’t mean much to say music affects your brain — everything that happens to you affects your brain. But music affects your brain in certain specific ways, from changing our mood to helping us learn. As both a neuroscientist and an opera singer, Indre Viskontas is the ideal person to talk about the relationship between music and the brain. Her new book, How Music Can Make You Better, digs into why we love music, how it can unite and divide us, and how music has a special impact on the very young and the very old.
▪️Episode 54: Indre Viskontas on Music and the Brain
July 8, 2019 | Music, Thinking
It doesn’t mean much to say music affects your brain — everything that happens to you affects your brain. But music affects your brain in certain specific ways, from changing our mood to helping us learn. As both a neuroscientist and an opera singer, Indre Viskontas is the ideal person to talk about the relationship between music and the brain. Her new book, How Music Can Make You Better, digs into why we love music, how it can unite and divide us, and how music has a special impact on the very young and the very old.
Forwarded from Sciensology
▪️آیا یادگیری موسیقی و تکلم زبان خارجی موجب افزایش کارایی مغز میشود؟
در مغز کسانی که توانایی نواختن یک ساز یا تکلم به یک زبان خارجی را دارند، شبکههای گوناگونی فعال میشود که به همین دلیل در مقایسه با دیگران قسمتهای کمتری از مغز آنها در حین به یاد سپردن کارها فعال میشود. موسیقیدانها و دوزبانهها دارای حافظهای بهتر از دیگران هستند. آنها میتوانند موارد را به ذهن بسپارند، شماره تلفنها را حفظ نمایند یا ریاضیات را به شکلی ذهنی انجام دهند. پژوهشگران در یک بررسی اقدام به تصویربرداری از مغز سه گروه از افراد کردند تا تأثیر یادگیری موسیقی و زبان خارجی را در بهبود عملکرد مغز آنها نشان دهند. گروه اول به زبان انگلیسی تلکم میکردند و در موسیقی مهارت نداشتند. گروه دوم به زبان انگلیسی تکلم میکردند و در نواختن یک ساز موسیقی مهارت داشتند. گروه سوم دوزبانه بودند و با موسیقی آشنایی نداشتند. از مغز هر یک از داوطلبان عکسبرداری شد. در هنگامِ تصویربرداری از آنها خواسته شد صدایی را تشخیص دهند که پیشتر شنیده بودند. این صداها شامل صوت حاصل از سازهای موسیقی، محیط پیرامون و افراد بود. همچنین از داوطلبان خواسته شد جهت صدایی را که شنیده بودند تعیین نمایند. کسانی که نوازنده ساز بودند، نوع صدا را سریعتر از دو گروه دیگر تشخیص دادند. دوزبانهها و نوازندهها در مورد تشخیص جهت صدا از خود عملکرد بهتری نشان دادند. البته سطح توانایی دوزبانهها و انگلیسیزبانان غیر نوازنده در تشخیص نوع صدا یکسان بود، اما دوزبانهها برای تشخیص صدا فعالیت مغزی بیشتری داشتند. بنابراین دوزبانهها در تشخیص صدا قدری کُندتر عمل کردند، چرا که اطلاعات در مغز آنها از بین دو کتابخانهٔ زبانی پردازش میشود.
Source: Ann NYAS
@NeoSciensology
در مغز کسانی که توانایی نواختن یک ساز یا تکلم به یک زبان خارجی را دارند، شبکههای گوناگونی فعال میشود که به همین دلیل در مقایسه با دیگران قسمتهای کمتری از مغز آنها در حین به یاد سپردن کارها فعال میشود. موسیقیدانها و دوزبانهها دارای حافظهای بهتر از دیگران هستند. آنها میتوانند موارد را به ذهن بسپارند، شماره تلفنها را حفظ نمایند یا ریاضیات را به شکلی ذهنی انجام دهند. پژوهشگران در یک بررسی اقدام به تصویربرداری از مغز سه گروه از افراد کردند تا تأثیر یادگیری موسیقی و زبان خارجی را در بهبود عملکرد مغز آنها نشان دهند. گروه اول به زبان انگلیسی تلکم میکردند و در موسیقی مهارت نداشتند. گروه دوم به زبان انگلیسی تکلم میکردند و در نواختن یک ساز موسیقی مهارت داشتند. گروه سوم دوزبانه بودند و با موسیقی آشنایی نداشتند. از مغز هر یک از داوطلبان عکسبرداری شد. در هنگامِ تصویربرداری از آنها خواسته شد صدایی را تشخیص دهند که پیشتر شنیده بودند. این صداها شامل صوت حاصل از سازهای موسیقی، محیط پیرامون و افراد بود. همچنین از داوطلبان خواسته شد جهت صدایی را که شنیده بودند تعیین نمایند. کسانی که نوازنده ساز بودند، نوع صدا را سریعتر از دو گروه دیگر تشخیص دادند. دوزبانهها و نوازندهها در مورد تشخیص جهت صدا از خود عملکرد بهتری نشان دادند. البته سطح توانایی دوزبانهها و انگلیسیزبانان غیر نوازنده در تشخیص نوع صدا یکسان بود، اما دوزبانهها برای تشخیص صدا فعالیت مغزی بیشتری داشتند. بنابراین دوزبانهها در تشخیص صدا قدری کُندتر عمل کردند، چرا که اطلاعات در مغز آنها از بین دو کتابخانهٔ زبانی پردازش میشود.
Source: Ann NYAS
@NeoSciensology
Forwarded from Artificial intelligence and Brain 👩💻 via @like
Forwarded from ستاد علوم و فناوری های شناختی
رشد بیش از حد آمیگدال در نوزادانی که بعداً به اوتیسم مبتلا می شوند مرتبط است.
💠خلاصه: رشد بیش از حد آمیگدال در 6 تا 12 ماهگی یک شاخص اولیه تشخیص اوتیسم در اواخر دوران کودکی است و می تواند به عنوان یک تشخیص اولیه برای ASD در کودکان استفاده شود.
✔️آمیگدال ساختار کوچکی در اعماق مغز است که برای تفسیر معنای اجتماعی و عاطفی ورودی حسی مهم است - از تشخیص احساسات در چهرهها گرفته تا تفسیر تصاویر ترسناک که به ما در مورد خطرات بالقوه در محیط اطرافمان اطلاع میدهند. از نظر تاریخی تصور میشود که آمیگدال نقش برجستهای در مشکلات رفتار اجتماعی دارد که محور اوتیسم است.
✔️محققان مدتهاست که میدانند آمیگدال در کودکان مبتلا به اوتیسم بهطور غیرطبیعی بزرگ است، اما دقیقاً مشخص نبود که این بزرگ شدن چه زمانی رخ میدهد. اکنون، برای اولین بار، محققان شبکه مطالعه تصویربرداری مغز نوزادان (IBIS) از تصویربرداری رزونانس مغناطیسی (MRI) استفاده کردند تا نشان دهند که آمیگدال در دوران نوزادی خیلی سریع رشد می کند.
✔️ بین 6 تا 12 ماهگی، قبل از سنی که رفتارهای بارز اوتیسم به طور کامل نمایان می شود، رشد بیش از حد شروع می شود و تشخیص زودهنگام این بیماری را ممکن می سازد.
✔️ افزایش رشد آمیگدال در نوزادانی که بعداً اوتیسم تشخیص داده شدند، به طور قابل توجهی با الگوهای رشد مغز در نوزادان مبتلا به اختلال رشد عصبی دیگر مانند سندرم X شکننده، که در آن هیچ تفاوتی در رشد آمیگدال مشاهده نمی شود، متفاوت بود.
این تحقیق نشان داد که نوزادان مبتلا به سندرم X شکننده در شش ماهگی تاخیرهای شناختی را نشان میدهند، در حالی که نوزادانی که بعداً به اوتیسم مبتلا میشوند، در شش ماهگی هیچ نقصی در توانایی شناختی نشان نمیدهند.
✔️ بین شش تا 24 ماهگی، یعنی سنی که در این مطالعه اختلال طیف اوتیسم تشخیص داده شدند، به تدریج توانایی شناختی آنها کاهش یافته است.
✔️نوزادانی که به اوتیسم مبتلا می شوند، در شش ماهگی تفاوتی در اندازه آمیگدال خود نشان نمی دهند. با این حال، آمیگدال آنها سریعتر از سایر نوزادان (از جمله کودکان مبتلا به سندرم X شکننده و آنهایی که مبتلا به اوتیسم نیستند) بین شش تا دوازده ماهگی شروع به رشد می کند و تا 12 ماهگی به طور قابل توجهی بزرگ می شود. این بزرگ شدن آمیگدال تا 24 ماهگی ادامه می یابد، سنی که رفتارها اغلب به اندازه کافی مشهود هستند تا تشخیص اوتیسم را تضمین کنند.
✔️مارک شن استادیار روانپزشکی و علوم اعصاب در می گوید: "ما همچنین دریافتیم که میزان رشد بیش از حد آمیگدال در سال اول با کمبودهای اجتماعی کودک در دو سالگی مرتبط است.
✔️ هر چه آمیگدال در دوران نوزادی سریعتر رشد میکند، یک سال بعد وقتی کودک مبتلا به اوتیسم تشخیص داده میشود، مشکلات اجتماعی بیشتری نشان میدهد.
✔️محققان در مجموع 408 نوزاد را ثبت نام کردند، از جمله 58 نوزاد با احتمال ابتلا به اوتیسم (به دلیل داشتن یک خواهر یا برادر بزرگتر مبتلا به اوتیسم) که بعداً تشخیص داده شدند که اوتیسم دارند، 212 نوزاد در معرض خطر ابتلا به اوتیسم، اما آنها به اوتیسم مبتلا نشدند، 109 نوزاد به طور نرمال در حال رشد، و 29 نوزاد مبتلا به سندرم X شکننده.
بیش از 1000 اسکن MRI در طول خواب طبیعی در 6، 12 و 24 ماهگی انجام شد.
❓بنابراین، چه چیزی ممکن است در مغز این کودکان اتفاق بیفتد تا باعث این رشد بیش از حد و درنتیجه اوتیسم شود؟ دانشمندان شروع به تطبیق قطعات این پازل با هم کرده اند.
✔️مطالعات قبلی توسط تیم IBIS و دیگران نشان داده است که در حالی که نقصهای اجتماعی که مشخصه اوتیسم است در شش ماهگی وجود ندارد، نوزادانی که به اوتیسم مبتلا میشوند در دوران نوزادی با نحوه توجه به محرکهای بینایی در محیط اطراف خود مشکل دارند.
✔️ نویسندگان این فرضیه را دادند که این مشکلات اولیه در پردازش اطلاعات بصری و حسی ممکن است باعث افزایش فشار روی آمیگدال شود که منجر به رشد بیش از حد آمیگدال شود.
✔️رشد بیش از حد آمیگدال با استرس مزمن (مانند افسردگی و اضطراب) مرتبط است و ممکن است سرنخی برای درک این مشاهدات در نوزادانی که بعداً به اوتیسم مبتلا می شوند ارائه دهد.
#آگاهي_از_مغز
@brainawareness
https://neurosciencenews.com/amygdala-asd-20256/
💠خلاصه: رشد بیش از حد آمیگدال در 6 تا 12 ماهگی یک شاخص اولیه تشخیص اوتیسم در اواخر دوران کودکی است و می تواند به عنوان یک تشخیص اولیه برای ASD در کودکان استفاده شود.
✔️آمیگدال ساختار کوچکی در اعماق مغز است که برای تفسیر معنای اجتماعی و عاطفی ورودی حسی مهم است - از تشخیص احساسات در چهرهها گرفته تا تفسیر تصاویر ترسناک که به ما در مورد خطرات بالقوه در محیط اطرافمان اطلاع میدهند. از نظر تاریخی تصور میشود که آمیگدال نقش برجستهای در مشکلات رفتار اجتماعی دارد که محور اوتیسم است.
✔️محققان مدتهاست که میدانند آمیگدال در کودکان مبتلا به اوتیسم بهطور غیرطبیعی بزرگ است، اما دقیقاً مشخص نبود که این بزرگ شدن چه زمانی رخ میدهد. اکنون، برای اولین بار، محققان شبکه مطالعه تصویربرداری مغز نوزادان (IBIS) از تصویربرداری رزونانس مغناطیسی (MRI) استفاده کردند تا نشان دهند که آمیگدال در دوران نوزادی خیلی سریع رشد می کند.
✔️ بین 6 تا 12 ماهگی، قبل از سنی که رفتارهای بارز اوتیسم به طور کامل نمایان می شود، رشد بیش از حد شروع می شود و تشخیص زودهنگام این بیماری را ممکن می سازد.
✔️ افزایش رشد آمیگدال در نوزادانی که بعداً اوتیسم تشخیص داده شدند، به طور قابل توجهی با الگوهای رشد مغز در نوزادان مبتلا به اختلال رشد عصبی دیگر مانند سندرم X شکننده، که در آن هیچ تفاوتی در رشد آمیگدال مشاهده نمی شود، متفاوت بود.
این تحقیق نشان داد که نوزادان مبتلا به سندرم X شکننده در شش ماهگی تاخیرهای شناختی را نشان میدهند، در حالی که نوزادانی که بعداً به اوتیسم مبتلا میشوند، در شش ماهگی هیچ نقصی در توانایی شناختی نشان نمیدهند.
✔️ بین شش تا 24 ماهگی، یعنی سنی که در این مطالعه اختلال طیف اوتیسم تشخیص داده شدند، به تدریج توانایی شناختی آنها کاهش یافته است.
✔️نوزادانی که به اوتیسم مبتلا می شوند، در شش ماهگی تفاوتی در اندازه آمیگدال خود نشان نمی دهند. با این حال، آمیگدال آنها سریعتر از سایر نوزادان (از جمله کودکان مبتلا به سندرم X شکننده و آنهایی که مبتلا به اوتیسم نیستند) بین شش تا دوازده ماهگی شروع به رشد می کند و تا 12 ماهگی به طور قابل توجهی بزرگ می شود. این بزرگ شدن آمیگدال تا 24 ماهگی ادامه می یابد، سنی که رفتارها اغلب به اندازه کافی مشهود هستند تا تشخیص اوتیسم را تضمین کنند.
✔️مارک شن استادیار روانپزشکی و علوم اعصاب در می گوید: "ما همچنین دریافتیم که میزان رشد بیش از حد آمیگدال در سال اول با کمبودهای اجتماعی کودک در دو سالگی مرتبط است.
✔️ هر چه آمیگدال در دوران نوزادی سریعتر رشد میکند، یک سال بعد وقتی کودک مبتلا به اوتیسم تشخیص داده میشود، مشکلات اجتماعی بیشتری نشان میدهد.
✔️محققان در مجموع 408 نوزاد را ثبت نام کردند، از جمله 58 نوزاد با احتمال ابتلا به اوتیسم (به دلیل داشتن یک خواهر یا برادر بزرگتر مبتلا به اوتیسم) که بعداً تشخیص داده شدند که اوتیسم دارند، 212 نوزاد در معرض خطر ابتلا به اوتیسم، اما آنها به اوتیسم مبتلا نشدند، 109 نوزاد به طور نرمال در حال رشد، و 29 نوزاد مبتلا به سندرم X شکننده.
بیش از 1000 اسکن MRI در طول خواب طبیعی در 6، 12 و 24 ماهگی انجام شد.
❓بنابراین، چه چیزی ممکن است در مغز این کودکان اتفاق بیفتد تا باعث این رشد بیش از حد و درنتیجه اوتیسم شود؟ دانشمندان شروع به تطبیق قطعات این پازل با هم کرده اند.
✔️مطالعات قبلی توسط تیم IBIS و دیگران نشان داده است که در حالی که نقصهای اجتماعی که مشخصه اوتیسم است در شش ماهگی وجود ندارد، نوزادانی که به اوتیسم مبتلا میشوند در دوران نوزادی با نحوه توجه به محرکهای بینایی در محیط اطراف خود مشکل دارند.
✔️ نویسندگان این فرضیه را دادند که این مشکلات اولیه در پردازش اطلاعات بصری و حسی ممکن است باعث افزایش فشار روی آمیگدال شود که منجر به رشد بیش از حد آمیگدال شود.
✔️رشد بیش از حد آمیگدال با استرس مزمن (مانند افسردگی و اضطراب) مرتبط است و ممکن است سرنخی برای درک این مشاهدات در نوزادانی که بعداً به اوتیسم مبتلا می شوند ارائه دهد.
#آگاهي_از_مغز
@brainawareness
https://neurosciencenews.com/amygdala-asd-20256/
Neuroscience News
Amygdala Overgrowth in Babies Who Later Develop Autism
Overgrowth of the amygdala at 6 - 12 months is an early indicator of autism diagnosis later in childhood and could be used as an early diagnostic for ASD in children.
Audio
🎵🧬 ساخت پروتئین با کمک نتهای موسیقی
سلام صدای ما رو از بایوکست میشنوید
باهامون همراه باشین تا باهم یه موضوع چالشی رو بررسی کنیم.
👨🏻💼«فریدریش نیچه» فیلسوف نامآشنای آلمانی میگه:
«زندگی بدون موسیقی اشتباهی بزرگ بودهاست.» تاثیر موسیقی بر احساسات و زندگی روزمرهی ما آشکار هست اما....
🎙گویندگان: بهناز میسائی، هاله حبیب نژاد
🎛 تنظیم: علی سامنژاد
🆔@UIBiologists🌱💡
سلام صدای ما رو از بایوکست میشنوید
باهامون همراه باشین تا باهم یه موضوع چالشی رو بررسی کنیم.
👨🏻💼«فریدریش نیچه» فیلسوف نامآشنای آلمانی میگه:
«زندگی بدون موسیقی اشتباهی بزرگ بودهاست.» تاثیر موسیقی بر احساسات و زندگی روزمرهی ما آشکار هست اما....
🎙گویندگان: بهناز میسائی، هاله حبیب نژاد
🎛 تنظیم: علی سامنژاد
🆔@UIBiologists🌱💡
👎1
Forwarded from گلچین علوم شناختی و نوروساینس و روانشناسی برتر
🧠https://neurosciencenews-com.cdn.ampproject.org/c/s/neurosciencenews.com/brain-plasticity-music-alzheimers-19617/amp/
🟡📌 گوش دادن به موسیقي مورد علاقه باعث بهبود انعطاف پذیري مغز و عملکرد شناختي در آلزایمر مي شود..
پیج اینستاگرام موسسه روشن فکران روان برترSPOM
روانشناسی/علوم شناختی/نوروساینس
گام به گام درمان های روانشناختی به همراه تکنیک ها به صورت کلیپ و لایو و پست👇👇👇
https://www.instagram.com/ravanbartar1
@ketabkhanesoti1
🟡📌 گوش دادن به موسیقي مورد علاقه باعث بهبود انعطاف پذیري مغز و عملکرد شناختي در آلزایمر مي شود..
پیج اینستاگرام موسسه روشن فکران روان برترSPOM
روانشناسی/علوم شناختی/نوروساینس
گام به گام درمان های روانشناختی به همراه تکنیک ها به صورت کلیپ و لایو و پست👇👇👇
https://www.instagram.com/ravanbartar1
@ketabkhanesoti1
Neuroscience News
Listening to Favorite Music Improves Brain Plasticity and Cognitive Performance in Alzheimer’s Patients
Repeatedly listening to personally meaningful music induced brain plasticity and improved cognitive function for patients with mild cognitive impairment and early-stage Alzheimer's disease.
Forwarded from BIO_CHALLENGERS (BC) (Faryad)
YouTube
Irreducible Complexity? The Bacterial Flagellum
A clip from the NOVA production, "Judgment Day."
👍1
Forwarded from سرویس خبری بیوتکنولوژی
☑️ کمک رباتهای مغناطیسی به نانوذرات برای انتقال دارو
▪️مهندسان مؤسسه" ام.آی.تی" اخیراً موفق به طراحی و توسعه رباتهای کوچکی شدهاند که میتوانند توسط آن، نانوذرات تحویل دارو را تحریک کرده تا به مکان اصلی که تومور و یا منشأ اصلی دیگر بیماریها قرار دارد، برسند.
▫️به گزارش ایران بیوتک نیوز و به نقل از فیز، دقیقاً همانند فضاپیماهای فیلم علمی تخیلی "Fantastic Voyage" که طی آن یک خدمه زیردریایی به اندازههای مختلف در میآمد و در بدن میگشت تا سلولهای آسیب دیده را بازسازی کند این رباتها نیز در جریان خون شناورند و جریاناتی را ایجاد میکنند که نانو ذرات را همراه با آنها میکشاند.
▪️پژوهشگران در طراحی این میکرو رباتهای مغناطیسی از "نیروی محرکه باکتریایی"(bacterial propulsion) الهام گرفتند زیرا این نیرو میتواند به غلبه بر یکی از بزرگترین موانع تحویل داروها با نانوذرات کمک کند. طی این فرایند ذرات از رگهای خونی خارج شده و در مکان مناسب تجمع مییابند.
▫️"سانتجتا باتیا"(Sangeta Bhatia) پروفسور علوم بهداشتی و فناوری و عضو مؤسسه تحقیقاتی تلفیقی سرطان مؤسسه ام. آی.تی که نویسنده ارشد این مطالعه نیز است گفت: هنگامی که شما نانومواد را در جریان خون قرار داده و آنها را به بافتهای آسیب دیده رسانده اید، بزرگترین مانع رسیدن مواد به درون بافت، لایه رگهای خونی است. ایده ما این بود که ببینیم آیا میتوان از مغناطیس برای ایجاد نیروهای مایع که نانوذرات را به داخل بافت فشار میدهند، استفاده کرد یا خیر.
✴️نحوه ساخت این رباتهای کوچک
▪️"شرل" (Schuerle) که اکنون یکی از اساتید مؤسسه فناوری فدرال سوئیس است، یکی از افرادی بود که از سال ۲۰۱۴ و زمانیکه دانشجو بود کار بر روی ساخت این رباتها مغناطیسی کوچک را در آزمایشگاه "Brad Nelson's Multiscale Robotics " سوئیس آغاز کرد.
▫️رباتهایی که شرل در این مطالعه، از آنها استفاده نمود، ۳۵ صدم یک میلیمتر طول دارند و با استفاده از یک میدان مغناطیسی خارجی کنترل میشود. این ربات "الهام گرفته از فرآیند زیستی"(bioinspired ) که محققان نام آن را "تاژک باکتریایی مصنوعی"(artificial bacterial flagellum) نامیدهاند، شامل یک منحنی فنری کوچک تاژک مانند است که بسیاری از باکتریها از آن برای حرکت خود استفاده میکنند. این رباتها با چاپگر ۳ بعدی با وضوح بالا چاپ شدهاند و سپس روی آنها با نیکل پوشیده شده است که این امر آنها را مغناطیسی میکند.
▪️محققان برای آزمایش توانایی یک ربات تنها برای کنترل نانوذرات نزدیک، یک "سیستم میکروفلوئیدیک" (microfluidic system) را ایجاد کردند که سیستم مذکور رگهای خونی که تومور را احاطه کردهاند، شبیهسازی میکند.
▪️با استفاده از آهنرباهای بیرونی، محققان میدانهای مغناطیسی را به ربات اعمال میکنند که موجب میشود که منحنی فنری از طریق این کانال عبور کند. از آنجا که سیال در خلاف جهت این کانال عبور میکند بنابراین ربات مذکور ثابت باقی میماند و یک جریان کنتراست ایجاد میکند که ۲۰۰ ذرات پلیاستایرن نانومتری را به بافت مذکور هل میدهند.
▫️این نوع سیستم به طور بالقوه میتواند به "استنتها" (stents) که ثابت هستند منتقل شده و به میدان مغناطیسی خارجی متصل شود.
باتیا در این باره افزود: چنین رویکردی میتواند برای عرضه داروها برای کاهش التهاب در محل استنت مفید باشد.
استنت (Stent) در واژگان فنی پزشکی به لوله توری مصنوعی از جنس فلز اطلاق میشود که در یک گذرگاه یا مجرایی طبیعی (لومن) در بدن، برای جلوگیری یا رویارویی با نقص ناشی از انقباض موضعی جریان درون آن مجرا قرار میگیرد.
▫️یافتههای این مطالعه در مجله " Science Advances " منتشر شد.
@biotech_ir
▪️مهندسان مؤسسه" ام.آی.تی" اخیراً موفق به طراحی و توسعه رباتهای کوچکی شدهاند که میتوانند توسط آن، نانوذرات تحویل دارو را تحریک کرده تا به مکان اصلی که تومور و یا منشأ اصلی دیگر بیماریها قرار دارد، برسند.
▫️به گزارش ایران بیوتک نیوز و به نقل از فیز، دقیقاً همانند فضاپیماهای فیلم علمی تخیلی "Fantastic Voyage" که طی آن یک خدمه زیردریایی به اندازههای مختلف در میآمد و در بدن میگشت تا سلولهای آسیب دیده را بازسازی کند این رباتها نیز در جریان خون شناورند و جریاناتی را ایجاد میکنند که نانو ذرات را همراه با آنها میکشاند.
▪️پژوهشگران در طراحی این میکرو رباتهای مغناطیسی از "نیروی محرکه باکتریایی"(bacterial propulsion) الهام گرفتند زیرا این نیرو میتواند به غلبه بر یکی از بزرگترین موانع تحویل داروها با نانوذرات کمک کند. طی این فرایند ذرات از رگهای خونی خارج شده و در مکان مناسب تجمع مییابند.
▫️"سانتجتا باتیا"(Sangeta Bhatia) پروفسور علوم بهداشتی و فناوری و عضو مؤسسه تحقیقاتی تلفیقی سرطان مؤسسه ام. آی.تی که نویسنده ارشد این مطالعه نیز است گفت: هنگامی که شما نانومواد را در جریان خون قرار داده و آنها را به بافتهای آسیب دیده رسانده اید، بزرگترین مانع رسیدن مواد به درون بافت، لایه رگهای خونی است. ایده ما این بود که ببینیم آیا میتوان از مغناطیس برای ایجاد نیروهای مایع که نانوذرات را به داخل بافت فشار میدهند، استفاده کرد یا خیر.
✴️نحوه ساخت این رباتهای کوچک
▪️"شرل" (Schuerle) که اکنون یکی از اساتید مؤسسه فناوری فدرال سوئیس است، یکی از افرادی بود که از سال ۲۰۱۴ و زمانیکه دانشجو بود کار بر روی ساخت این رباتها مغناطیسی کوچک را در آزمایشگاه "Brad Nelson's Multiscale Robotics " سوئیس آغاز کرد.
▫️رباتهایی که شرل در این مطالعه، از آنها استفاده نمود، ۳۵ صدم یک میلیمتر طول دارند و با استفاده از یک میدان مغناطیسی خارجی کنترل میشود. این ربات "الهام گرفته از فرآیند زیستی"(bioinspired ) که محققان نام آن را "تاژک باکتریایی مصنوعی"(artificial bacterial flagellum) نامیدهاند، شامل یک منحنی فنری کوچک تاژک مانند است که بسیاری از باکتریها از آن برای حرکت خود استفاده میکنند. این رباتها با چاپگر ۳ بعدی با وضوح بالا چاپ شدهاند و سپس روی آنها با نیکل پوشیده شده است که این امر آنها را مغناطیسی میکند.
▪️محققان برای آزمایش توانایی یک ربات تنها برای کنترل نانوذرات نزدیک، یک "سیستم میکروفلوئیدیک" (microfluidic system) را ایجاد کردند که سیستم مذکور رگهای خونی که تومور را احاطه کردهاند، شبیهسازی میکند.
▪️با استفاده از آهنرباهای بیرونی، محققان میدانهای مغناطیسی را به ربات اعمال میکنند که موجب میشود که منحنی فنری از طریق این کانال عبور کند. از آنجا که سیال در خلاف جهت این کانال عبور میکند بنابراین ربات مذکور ثابت باقی میماند و یک جریان کنتراست ایجاد میکند که ۲۰۰ ذرات پلیاستایرن نانومتری را به بافت مذکور هل میدهند.
▫️این نوع سیستم به طور بالقوه میتواند به "استنتها" (stents) که ثابت هستند منتقل شده و به میدان مغناطیسی خارجی متصل شود.
باتیا در این باره افزود: چنین رویکردی میتواند برای عرضه داروها برای کاهش التهاب در محل استنت مفید باشد.
استنت (Stent) در واژگان فنی پزشکی به لوله توری مصنوعی از جنس فلز اطلاق میشود که در یک گذرگاه یا مجرایی طبیعی (لومن) در بدن، برای جلوگیری یا رویارویی با نقص ناشی از انقباض موضعی جریان درون آن مجرا قرار میگیرد.
▫️یافتههای این مطالعه در مجله " Science Advances " منتشر شد.
@biotech_ir
👍1
Forwarded from دانش، آگاهی
https://goo.gl/vuAK6d
📗موتور تاژکی باکتری نشانه فرگشت و یا طراحی هوشمند
طبیعتِ پیچیده شگفت انگیزترین شناگر جهان موجب میشود که بعضی به اشتباه آنرا حاصل یک طراحی هوشمند بدانند، اما این نیز نشانه عملکرد فرگشت است.
از نظر سرعت و چابکی، باکتریها با محرک تاژکی از هر شناگر قهرمان المپیک برتر میباشند. آنها صدها برابر طول بدن خود را در یک ثانیه طی میکنند و میتوانند جهت حرکت خود را در کسری از ثانیه تغییر دهند.
منبع این تحرک فوق العاده یک موتور میکروسکوپی است که موتور تاژکی باکتری خوانده میشود. با اینکه اندازه این تاژک میلیونها برابر کوچکتر از یک دانه شن میباشد، اما پنج برابر سریعتر از موتور یک ماشین مسابقه فرمول 1 است و با حرکتی شلاق مانند پیچ میخورد و باکتری را به جلو میراند.
این یکی از قله های اوج عملکرد فرگشت میباشد که از هر نانوماشین ساخته دست انسان به مراتب بهتر عمل میکند.
پس جای تعجب ندارد که چنین ساختار پیچیده ای توسط مدعیان طراحی هوشمند برای اثبات وجود خالق دزدیده شده است. مدعیان طراحی هوشمند میگویند که بعضی جنبه های حیات آنقدر پیچیده میباشند که نمیتوانند طی تعدادی مراحل ساده و در قالب انتخاب طبیعی فرگشت یافته باشند، پس نیازمند یک طراح میباشند.
انگاره مرکزی این ادعا، برهان "پیچیدگی غیرقابل فروکاست" میباشد:
Irreducible Complexity
ادعا این است که بعضی ماشینهای بیولوژیک نظیر موتور تاژکی حتما باید نتیجه یک طراحی باشند زیرا اگر یکی یا دو تا از اجزاء را حذف کنیم، موتور هیچگونه عملکردی نخواهد داشت.
منطق بکار رفته این است که چنین موتوری باید به یکباره و در قالب یک سیستم کامل بوجود آمده باشد زیرا اگر در فرایند تکامل تدریجی بوجود آمده بود، تا زمانی که موتور به شکل نهایی خود نرسیده هیچگونه مزیت و یا فیتنس را به همراه نخواهد داشت و یک موتور ناکامل قاعدتا باید با انتخاب طبیعی از بین برود.
پس ادعای خلقت گرایان این است که دانشمندان باید نشان بدهند که این موتور در شکل ناکامل و یا متفاوت نیز وجود داشته و برای باکتری مزیتی به همراه داشته است.
مترجم : امیر رحمانی
نویسنده: دکتر مَت بِیکِر
ادامه در...👇👇👇
https://www.daneshagahi.com/scientists-posts/51
📗موتور تاژکی باکتری نشانه فرگشت و یا طراحی هوشمند
طبیعتِ پیچیده شگفت انگیزترین شناگر جهان موجب میشود که بعضی به اشتباه آنرا حاصل یک طراحی هوشمند بدانند، اما این نیز نشانه عملکرد فرگشت است.
از نظر سرعت و چابکی، باکتریها با محرک تاژکی از هر شناگر قهرمان المپیک برتر میباشند. آنها صدها برابر طول بدن خود را در یک ثانیه طی میکنند و میتوانند جهت حرکت خود را در کسری از ثانیه تغییر دهند.
منبع این تحرک فوق العاده یک موتور میکروسکوپی است که موتور تاژکی باکتری خوانده میشود. با اینکه اندازه این تاژک میلیونها برابر کوچکتر از یک دانه شن میباشد، اما پنج برابر سریعتر از موتور یک ماشین مسابقه فرمول 1 است و با حرکتی شلاق مانند پیچ میخورد و باکتری را به جلو میراند.
این یکی از قله های اوج عملکرد فرگشت میباشد که از هر نانوماشین ساخته دست انسان به مراتب بهتر عمل میکند.
پس جای تعجب ندارد که چنین ساختار پیچیده ای توسط مدعیان طراحی هوشمند برای اثبات وجود خالق دزدیده شده است. مدعیان طراحی هوشمند میگویند که بعضی جنبه های حیات آنقدر پیچیده میباشند که نمیتوانند طی تعدادی مراحل ساده و در قالب انتخاب طبیعی فرگشت یافته باشند، پس نیازمند یک طراح میباشند.
انگاره مرکزی این ادعا، برهان "پیچیدگی غیرقابل فروکاست" میباشد:
Irreducible Complexity
ادعا این است که بعضی ماشینهای بیولوژیک نظیر موتور تاژکی حتما باید نتیجه یک طراحی باشند زیرا اگر یکی یا دو تا از اجزاء را حذف کنیم، موتور هیچگونه عملکردی نخواهد داشت.
منطق بکار رفته این است که چنین موتوری باید به یکباره و در قالب یک سیستم کامل بوجود آمده باشد زیرا اگر در فرایند تکامل تدریجی بوجود آمده بود، تا زمانی که موتور به شکل نهایی خود نرسیده هیچگونه مزیت و یا فیتنس را به همراه نخواهد داشت و یک موتور ناکامل قاعدتا باید با انتخاب طبیعی از بین برود.
پس ادعای خلقت گرایان این است که دانشمندان باید نشان بدهند که این موتور در شکل ناکامل و یا متفاوت نیز وجود داشته و برای باکتری مزیتی به همراه داشته است.
مترجم : امیر رحمانی
نویسنده: دکتر مَت بِیکِر
ادامه در...👇👇👇
https://www.daneshagahi.com/scientists-posts/51
Forwarded from دانش، آگاهی
ما نه اشرف هستیم، نه مخلوق، ما حاصل یک فرایند آشوبناک بدون هدف در کنار هزاران هزار محصول دیگر هستیم. ما فقط یک گونه زیستی هستیم در جایگاهی که یک کرم پهن کف اقیانوس و یا گندم قرار دارد. هر چند که آنها بسیار مفید تر هستند.
*متن داخل تصویر بخشی مقاله منتشر شده من در سالهای پیش در روزنامه شرق است.
@daneshagahi
*متن داخل تصویر بخشی مقاله منتشر شده من در سالهای پیش در روزنامه شرق است.
@daneshagahi
Neuropedia
Antonio Damasio آنتونیو داماسیو یک عصبشناس پرتغالی-آمریکایی است. او در حال حاضر استاد علوم عصبشناسی، روانشناسی و فلسفه در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی و یک استاد قراردادی در مؤسسه Salk است. داماسیو ریاست مؤسسه مغز و خلاقیت را بر عهده دارد و چندین کتاب تألیف…
تو لایو از داماسیو و کارهاش دربارهی احساسات و هیجانات گفتم، مدلای کانشسنسش رو هم اینجا گذشتم یه نگاه بندازید، خیلی جالبه کاراش. اصلا تو ایران شناخته شده نیست بااینکه کارای خیلی مهمی کرده.
Forwarded from سیناپس
❌ اطلاعات نادرست چگونه خاطرات کاذب میسازند؟
📍 زمانی که رویدادی رخ میدهد، با دادن اطلاعات غلط درباره آنچه در گذشته اتفاق افتاده است میتوان خاطرات کاذب ساخت.
📍 این تداخل اطلاعات پس از حادثه با خاطرات اصلی از رویداد و ایجاد تغییر در آنها، «اثر اطلاعات نادرست» نامیده میشود.
📌 این مقاله به آزمایشی که اثر اطلاعات نادرست را می سنجد و علت رخ دادن این اثر می پردازد.
🔎 متن کامل مقاله را در سایت سیناپس بخوانید.
📱 اینستاگرام گروه علمی سیناپس
@synapsemedia
📍 زمانی که رویدادی رخ میدهد، با دادن اطلاعات غلط درباره آنچه در گذشته اتفاق افتاده است میتوان خاطرات کاذب ساخت.
📍 این تداخل اطلاعات پس از حادثه با خاطرات اصلی از رویداد و ایجاد تغییر در آنها، «اثر اطلاعات نادرست» نامیده میشود.
📌 این مقاله به آزمایشی که اثر اطلاعات نادرست را می سنجد و علت رخ دادن این اثر می پردازد.
🔎 متن کامل مقاله را در سایت سیناپس بخوانید.
📱 اینستاگرام گروه علمی سیناپس
@synapsemedia
Forwarded from Sciensology
▪️آیا انسانها دارای رفتار غریزی هستند؟
یونانیان در تلاش خود برای توضیح رفتار انسان به شدت بر مفهوم غریزه تکیه داشتند. غریزه یک رفتار پیچیده است که به صورت خودکار، بدون یادگیری و تغییرناپذیر در همهٔ اعضای یک گونه رخ میدهد (بیرنی و تیوان، ۱۹۶۱). مهاجرت و رفتارهای والدینی نمونههای خوبی از رفتار غریزی در حیوانات هستند.
نخستین نظریهپردازان غریزه معتقد بودند که انسانها با غرایز هدایت میشوند. بر این اساس باید گفت که انسانها به دلیل داشتن غریزه تهاجم جنگ میکنند یا به دلیل داشتن غریزه والدینی از بچههای خود مراقبت مینمایند. این توضیحات در ابتدا کارآمد به نظر میرسید، اما اگر بگوئیم که یک فرد به دلیل داشتن غریزه تهاجم در حال مبارزه است، بیشتر از قبل نمیدانیم که چه چیزی باعث میشود فرد با چیزی مبارزه کند! اگر نتوانیم غریزه تهاجمیِ فرضی را تحلیل کنیم از توضیح طفره رفتهایم. آیا انسانها واقعاً دارای غریزه هستند؟
اکثر روانشناسان عقیده دارند که بیشتر غرایز ما در طی فرگشت با رفتارهای آموختهشده - تربیت و پرورش - عوض شدهاند. چندین نظریه به عنوان جایگزین غریزه مطرح شده است. اولین نظریه «رانه» است که با انگیزش - به حرکت درآوردن رفتار - برحسب نیازهای ناشی از شرایط فیزیولوژیکی مانند گرسنگی، تشنگی و دمای بدن سروکار دارد. طبق «نظریه رانه» بدن انسان وضعیت تعادل حیاتی - هومئوستازی - را حفظ میکند. در شرایطی که تعادل حیاتی حفظ شده باشد، هر سیستم فیزیولوژیک خاص در تعادل یا موازنه است. (کلارک هال، ۱۹۵۱).
هرگونه انحراف از وضعیت تعادل حیاتی - از قبیل کاهش مواد مغذی یا کاهش دما - منجر به ایجاد یک حالت برانگیختگی یا «رانه» میشود که فرد را وادار به انجام اقدامات مناسبی مانند خوردن، آشامیدن یا گرم کردن میکند. نظریه دیگر «مشوق» است. این نظریه که جایگزین دیگری برای غریزه است بیان میکند افراد برخلاف آنچه نظریه رانه میگوید تنها از طریق محرکهای درونی برانگیخته نمیشوند بلکه محرکات بیرونی و درونی متقابلاً سبب انگیزش و برانگیختگی افراد میشوند (رابرت بولز، ۱۹۷۵). مشوقها میتوانند نیازهای زیستی مانند غذا، لباس و جفت را برآورده کنند یا میتوانند چیزهایی باشند که برای هر فرد ارزشمند هستند (مانند پول یا کسب رتبه خوب). انسانها کماکان نیز دارای غریزه هستند اما بخش اعظم غرایز در طی فرگشت زایل شده است.
@NeoSciensology
یونانیان در تلاش خود برای توضیح رفتار انسان به شدت بر مفهوم غریزه تکیه داشتند. غریزه یک رفتار پیچیده است که به صورت خودکار، بدون یادگیری و تغییرناپذیر در همهٔ اعضای یک گونه رخ میدهد (بیرنی و تیوان، ۱۹۶۱). مهاجرت و رفتارهای والدینی نمونههای خوبی از رفتار غریزی در حیوانات هستند.
نخستین نظریهپردازان غریزه معتقد بودند که انسانها با غرایز هدایت میشوند. بر این اساس باید گفت که انسانها به دلیل داشتن غریزه تهاجم جنگ میکنند یا به دلیل داشتن غریزه والدینی از بچههای خود مراقبت مینمایند. این توضیحات در ابتدا کارآمد به نظر میرسید، اما اگر بگوئیم که یک فرد به دلیل داشتن غریزه تهاجم در حال مبارزه است، بیشتر از قبل نمیدانیم که چه چیزی باعث میشود فرد با چیزی مبارزه کند! اگر نتوانیم غریزه تهاجمیِ فرضی را تحلیل کنیم از توضیح طفره رفتهایم. آیا انسانها واقعاً دارای غریزه هستند؟
اکثر روانشناسان عقیده دارند که بیشتر غرایز ما در طی فرگشت با رفتارهای آموختهشده - تربیت و پرورش - عوض شدهاند. چندین نظریه به عنوان جایگزین غریزه مطرح شده است. اولین نظریه «رانه» است که با انگیزش - به حرکت درآوردن رفتار - برحسب نیازهای ناشی از شرایط فیزیولوژیکی مانند گرسنگی، تشنگی و دمای بدن سروکار دارد. طبق «نظریه رانه» بدن انسان وضعیت تعادل حیاتی - هومئوستازی - را حفظ میکند. در شرایطی که تعادل حیاتی حفظ شده باشد، هر سیستم فیزیولوژیک خاص در تعادل یا موازنه است. (کلارک هال، ۱۹۵۱).
هرگونه انحراف از وضعیت تعادل حیاتی - از قبیل کاهش مواد مغذی یا کاهش دما - منجر به ایجاد یک حالت برانگیختگی یا «رانه» میشود که فرد را وادار به انجام اقدامات مناسبی مانند خوردن، آشامیدن یا گرم کردن میکند. نظریه دیگر «مشوق» است. این نظریه که جایگزین دیگری برای غریزه است بیان میکند افراد برخلاف آنچه نظریه رانه میگوید تنها از طریق محرکهای درونی برانگیخته نمیشوند بلکه محرکات بیرونی و درونی متقابلاً سبب انگیزش و برانگیختگی افراد میشوند (رابرت بولز، ۱۹۷۵). مشوقها میتوانند نیازهای زیستی مانند غذا، لباس و جفت را برآورده کنند یا میتوانند چیزهایی باشند که برای هر فرد ارزشمند هستند (مانند پول یا کسب رتبه خوب). انسانها کماکان نیز دارای غریزه هستند اما بخش اعظم غرایز در طی فرگشت زایل شده است.
@NeoSciensology
Forwarded from Modern Cogitation
آیا رفتارهای ما ژن خاصی دارد ؟
ژن چهارچوب مغز رو میسازد ، محیط به آن نقش میده . با کمک انعطاف پذیری مغز و اگر این چهارچوب آسیب ببیند نقش درستی هم در آن گرفته نمیشه.
نقش محیط بسیار مهم است.
ژن ها چهارچوبی را درست میکنند ، و موجودات با تعامل با محیط (محیط ، اجتماع ، فرهنگ) میتوانند نقشی در این چهارچوب بگذارند. اما این نقش گذاری نیازمند به یک چهارچوب است. اگر به هر دلیلی این چهارچوب تفاوت اساسی داشته باشد ، این نقش گذاری هم متفاوت خواهد بود. برای مثال اگر قسمت هایی از مغز تکوین نرمال را پیدا نکنند اختلالات و تفاوت هایی در رفتار مشاهده میشود اما این نشانه ژنتیکی بودن آن رفتار نیست. چون چهارچوب ایراد پیدا کرده است. رفتار ها پیچیده هستند.
اگر رفتارهای ما کاملا ژنتیکی بودند ، پس اگر یک کودک را در جنگل تنها و در غیبت فرهنگ و آموزش و روابط اجتماعی رها کنیم هم باید مانند باقی انسان ها رفتار کند ، آیا همینطور است؟ خیر.
رفتارها ، دارای ژن خاصی نیستند. عشق محبت بدی خشونت درغوگویی ژن ندارن. ژنتیکی نیستند. نتیجه «تعامل بسیار پیچیده ژنتیک و محیط و آموزش هستند.» بطور کلی در انسان برنامه های غریزی بسیار کم هستند و مغزی داریم که آماده پرورش و یادگیری است.
شخصیت ما ثابت و واحد نیست
ودر هر محیط ما یک شخصیت جدا داریم : رفتار و شخصیت و خلق و خوی هر شخص در زمان های مختلف و در شرایط و مکان های مختلف ، متفاوت است
.یکجا ترسو میشویم جای دیگر شجاع
مثلا فردی در سیاست بی باک و ماجراجوست ولی از ارتفاع یا سرعت زیاد هراس دارد
به طور کلی ، بخصوص در انسان ، نقش آموزش و فرهنگ بسیار زیاد است. و مغزی داریم که آماده یادگیری است.
رفتار محبت رو باید یاد بگیرید. مرد هایی هستند که بیش از زنان ابراز احساسات میکنند و بر عکس این هم هست، ژن اونها این رو تعیین نکرده.
نگاه جبری به حیات و زندگی = ژن ها تعیین کننده همه چیز هستند = «که این موضوع غلط است.»
مثلا رفتار مردانه یا زنانه بی معنی است. ژنتیکی نیست. آموزش و فرهنگ است. رفتار مردانه در کره جنوبی رو با عربستان مقایسه کنید.
مغز روان شخصیت ما سیال دینامیک و دائما درحال بازسازی دیدگاههای خود و درک خود از محیط است
اما خود شخص از این حالت اگاهی ندارد و خود را یکی و واحد و ثابت در طول زندگی میپندارد.
در حقیقت من و شما بسته به شرایط و محیط کاملا عوض میشویم ولی خودمان به این امر اگاهی نداریم و قادر به درک این حالت نیستیم . شاید هم این امر موجب جلوگیری از گیج شدن ماست و باید این مدل باشیم
اما نکته مهم فهمیدن این مکانیسم سازوکار روان ما که سیال ومتغیر عمل میکند این است که نباید به کسی اعتماد مطلق وطولانی داشت و از ساز وکارهای مناسب تری بجای ثبات شخصیت برای سپردن کارها به دیگران استفاده کرد
در مدلهای قدیمی رفتار و ذات و سرشت بصورت موادی مثل ارث یا غذاهای نجس و پاک یا ارواح خبیثه یا جن و شیاطین یا چشم زخم ومانند آن منتقل میشود
درمدلهای متمدن علمی امروزه این رفتارها هوش و شخصیت انسان را ناشی از تحریکها واموزشها ی محیط میدانیم
و اثر ارث و ژن و مانند آن را بر ساختمان بدن وفیزیولوژی واناتومی بدن بسیار قوی و برساختار روانی شخصیتی وهوشی ورفتاری بسیار اندک میدانیم.
ما هرچه هستیم و هر هویتی شخصیتی دینی اعتقادی علمی دانشی خشونتی مهربانی ... داریم از محیط اطراف خود آموختیم وتاثیر پذیرفتیم
و به همینگونه هم بر دیگران و بخصوص بر کودکانمان تاثیر میگذاریم و آنها را میسازیم
ژنهای اجداد ما در ساختن هویت شخصیت هوش رفتار وبقیه اعمال عالی ما تقریبا هیچکاره هستند.
@modern_cogitation
ژن چهارچوب مغز رو میسازد ، محیط به آن نقش میده . با کمک انعطاف پذیری مغز و اگر این چهارچوب آسیب ببیند نقش درستی هم در آن گرفته نمیشه.
نقش محیط بسیار مهم است.
ژن ها چهارچوبی را درست میکنند ، و موجودات با تعامل با محیط (محیط ، اجتماع ، فرهنگ) میتوانند نقشی در این چهارچوب بگذارند. اما این نقش گذاری نیازمند به یک چهارچوب است. اگر به هر دلیلی این چهارچوب تفاوت اساسی داشته باشد ، این نقش گذاری هم متفاوت خواهد بود. برای مثال اگر قسمت هایی از مغز تکوین نرمال را پیدا نکنند اختلالات و تفاوت هایی در رفتار مشاهده میشود اما این نشانه ژنتیکی بودن آن رفتار نیست. چون چهارچوب ایراد پیدا کرده است. رفتار ها پیچیده هستند.
اگر رفتارهای ما کاملا ژنتیکی بودند ، پس اگر یک کودک را در جنگل تنها و در غیبت فرهنگ و آموزش و روابط اجتماعی رها کنیم هم باید مانند باقی انسان ها رفتار کند ، آیا همینطور است؟ خیر.
رفتارها ، دارای ژن خاصی نیستند. عشق محبت بدی خشونت درغوگویی ژن ندارن. ژنتیکی نیستند. نتیجه «تعامل بسیار پیچیده ژنتیک و محیط و آموزش هستند.» بطور کلی در انسان برنامه های غریزی بسیار کم هستند و مغزی داریم که آماده پرورش و یادگیری است.
شخصیت ما ثابت و واحد نیست
ودر هر محیط ما یک شخصیت جدا داریم : رفتار و شخصیت و خلق و خوی هر شخص در زمان های مختلف و در شرایط و مکان های مختلف ، متفاوت است
.یکجا ترسو میشویم جای دیگر شجاع
مثلا فردی در سیاست بی باک و ماجراجوست ولی از ارتفاع یا سرعت زیاد هراس دارد
به طور کلی ، بخصوص در انسان ، نقش آموزش و فرهنگ بسیار زیاد است. و مغزی داریم که آماده یادگیری است.
رفتار محبت رو باید یاد بگیرید. مرد هایی هستند که بیش از زنان ابراز احساسات میکنند و بر عکس این هم هست، ژن اونها این رو تعیین نکرده.
نگاه جبری به حیات و زندگی = ژن ها تعیین کننده همه چیز هستند = «که این موضوع غلط است.»
مثلا رفتار مردانه یا زنانه بی معنی است. ژنتیکی نیست. آموزش و فرهنگ است. رفتار مردانه در کره جنوبی رو با عربستان مقایسه کنید.
مغز روان شخصیت ما سیال دینامیک و دائما درحال بازسازی دیدگاههای خود و درک خود از محیط است
اما خود شخص از این حالت اگاهی ندارد و خود را یکی و واحد و ثابت در طول زندگی میپندارد.
در حقیقت من و شما بسته به شرایط و محیط کاملا عوض میشویم ولی خودمان به این امر اگاهی نداریم و قادر به درک این حالت نیستیم . شاید هم این امر موجب جلوگیری از گیج شدن ماست و باید این مدل باشیم
اما نکته مهم فهمیدن این مکانیسم سازوکار روان ما که سیال ومتغیر عمل میکند این است که نباید به کسی اعتماد مطلق وطولانی داشت و از ساز وکارهای مناسب تری بجای ثبات شخصیت برای سپردن کارها به دیگران استفاده کرد
در مدلهای قدیمی رفتار و ذات و سرشت بصورت موادی مثل ارث یا غذاهای نجس و پاک یا ارواح خبیثه یا جن و شیاطین یا چشم زخم ومانند آن منتقل میشود
درمدلهای متمدن علمی امروزه این رفتارها هوش و شخصیت انسان را ناشی از تحریکها واموزشها ی محیط میدانیم
و اثر ارث و ژن و مانند آن را بر ساختمان بدن وفیزیولوژی واناتومی بدن بسیار قوی و برساختار روانی شخصیتی وهوشی ورفتاری بسیار اندک میدانیم.
ما هرچه هستیم و هر هویتی شخصیتی دینی اعتقادی علمی دانشی خشونتی مهربانی ... داریم از محیط اطراف خود آموختیم وتاثیر پذیرفتیم
و به همینگونه هم بر دیگران و بخصوص بر کودکانمان تاثیر میگذاریم و آنها را میسازیم
ژنهای اجداد ما در ساختن هویت شخصیت هوش رفتار وبقیه اعمال عالی ما تقریبا هیچکاره هستند.
@modern_cogitation
👍3
Forwarded from Modern Cogitation
تفاوت یک انسان باهوش و کم هوش در چیه؟! آیا تفاوت در میزان نورون هاست؟ یا کنش و واکنش های شیمیایی در مغز؟
پاسخ 👇👇
قبلا هوش را یک مقوله میدانستند
الان دهها نوع هوش جداگانه برای انسان در نظر میگیرند
یک فرد ممکن است هوش ریاضی بالا ولی هوش حرکتی پایین داشته باشد
هوش مجسمه سازی ودرک فضایی بالا داشته باشد ولی هوش بین فردی اش اندک باشد
اما اگر همان هوش با مفهوم کلی وقدیمی ان را پایه قرار دهیم
یک قابلیت پردازش درست وقوی برای حل مسعله در زمان کوتاه تر از بقیه است
که قطعا به کارامدی و پیچیدگی مدارهای نورونی مغزما تکیه دارد
و هوش انسان یک مهارت اکتسابی از محیط های دوران اولیه زندگی ما از اوان شیر خوارگی تا حوالی نوجوانی است
اگر کودک باهوش میخواهید باید علاقه توجه اورا به محیط باید تقویت کنید اورا تنها وبدون اموزش وارتباط با بقیه انسانها و وسایل بازی و قصه و تخیل رها نکنید
ترس سو تغذیه ونا امنی وتحقیر در او بسیار بسیار کم باشد
اسیبهای فیزیکی به سر وعفونت درراو بسیار بسیار کم باشد
@modern_cogitation
پاسخ 👇👇
قبلا هوش را یک مقوله میدانستند
الان دهها نوع هوش جداگانه برای انسان در نظر میگیرند
یک فرد ممکن است هوش ریاضی بالا ولی هوش حرکتی پایین داشته باشد
هوش مجسمه سازی ودرک فضایی بالا داشته باشد ولی هوش بین فردی اش اندک باشد
اما اگر همان هوش با مفهوم کلی وقدیمی ان را پایه قرار دهیم
یک قابلیت پردازش درست وقوی برای حل مسعله در زمان کوتاه تر از بقیه است
که قطعا به کارامدی و پیچیدگی مدارهای نورونی مغزما تکیه دارد
و هوش انسان یک مهارت اکتسابی از محیط های دوران اولیه زندگی ما از اوان شیر خوارگی تا حوالی نوجوانی است
اگر کودک باهوش میخواهید باید علاقه توجه اورا به محیط باید تقویت کنید اورا تنها وبدون اموزش وارتباط با بقیه انسانها و وسایل بازی و قصه و تخیل رها نکنید
ترس سو تغذیه ونا امنی وتحقیر در او بسیار بسیار کم باشد
اسیبهای فیزیکی به سر وعفونت درراو بسیار بسیار کم باشد
@modern_cogitation
👍7❤🔥1
Forwarded from Sciensology
▪️نمره بهرۀ هوشی تا چه حد مهم است؟
منتقدان آزمونهای سنتی هوشبهر (IQ) بر این باورند که نمرات مربوط به این آزمونها دارای ارتباطی نزدیک با کارایی تحصیلی و سطوح اقتصادیاجتماعی بالا هستند؛ چرا که این تستها برای انعکاس این نوع از موفقیت طراحی شدهاند. به گفته این منتقدان آزمونهای سنتی IQ بیش از حد بر توانایی کلامی، تحصیلات و فرهنگ غربی تأکید دارند. برای رفع این نقص چند آزمون همانند «ماتریسهای پیشرونده ریون» به گونهای طراحی شدهاند تا به نوعی عاری از مشخصات فرهنگی باشند. این تستها اغلب غیرکلامی هستند و حل آنها مستلزم داشتن تجربه از فرهنگی خاص نیست. این آزمونهای جدید یک مزیت آشکار برای آزمودن افراد از فرهنگها و زمینههای زبانی بسیار متفاوت دارند. از سوی دیگر منتقدان به تحقیقاتی اشاره میکنند که نشان دادهاند هوش عملی از هوش به معنایی که آزمونهای سنتی به دست میدهند بیشتر است. رابرت استرنبرگ (۱۹۸۸) استدلال میکند که هوش به معنایی که ما معمولاً تصور میکنیم وجود ندارد، اما هوش یک اختراع فرهنگی برای توضیح این حقیقت است که برخی افراد در محیط خود بهتر از دیگران میتوانند موفق شوند.
@NeoSciensology
منتقدان آزمونهای سنتی هوشبهر (IQ) بر این باورند که نمرات مربوط به این آزمونها دارای ارتباطی نزدیک با کارایی تحصیلی و سطوح اقتصادیاجتماعی بالا هستند؛ چرا که این تستها برای انعکاس این نوع از موفقیت طراحی شدهاند. به گفته این منتقدان آزمونهای سنتی IQ بیش از حد بر توانایی کلامی، تحصیلات و فرهنگ غربی تأکید دارند. برای رفع این نقص چند آزمون همانند «ماتریسهای پیشرونده ریون» به گونهای طراحی شدهاند تا به نوعی عاری از مشخصات فرهنگی باشند. این تستها اغلب غیرکلامی هستند و حل آنها مستلزم داشتن تجربه از فرهنگی خاص نیست. این آزمونهای جدید یک مزیت آشکار برای آزمودن افراد از فرهنگها و زمینههای زبانی بسیار متفاوت دارند. از سوی دیگر منتقدان به تحقیقاتی اشاره میکنند که نشان دادهاند هوش عملی از هوش به معنایی که آزمونهای سنتی به دست میدهند بیشتر است. رابرت استرنبرگ (۱۹۸۸) استدلال میکند که هوش به معنایی که ما معمولاً تصور میکنیم وجود ندارد، اما هوش یک اختراع فرهنگی برای توضیح این حقیقت است که برخی افراد در محیط خود بهتر از دیگران میتوانند موفق شوند.
@NeoSciensology
👍2