Forwarded from Bijan Kaboudi
ترجمه خلاصه سه مقاله مرتبط با موضوع و اصلاحیه یکی از آنها. ☝
Forwarded from Bijan Kaboudi
و اما نتیجه گیری در پاسخ به سوال :
همانطور که مشاهده میشود تعداد تحقیقات برای نتیجه گیری قابل قبول و قابل اعتماد بسیار بسیار اندک است.
نکته بعدی اینکه با نقد علمی همین سه مقاله نیز متوجه محدودیت های بسیاری خواهید شد. مثلا تعداد کم حجم نمونه، اینکه یک مقاله روی مدل موش بوده است. اینکه آزمون های آماری بدرستی انتخاب نشده اند. اینکه برخی موارد به اختلافات بسیار جزیی اتکا شده مثل کاهش یک بار تنفس در دقیقه یا کاهش ۶ ضربه قلب در دقیقه و ...
بنابراین بر اساس منابع علمی نمی توان ادعا کرد فرکانس ۴۳۳ اثرات مفیدتری نسبت به فرکانس ۴۴۰ بر روان و سیستم عصبی دارد.
متاسفانه سایت های غیرعلمی و سودجو بدون استناد علمی و گاهی کاملا خرافی و اشتباه مطالبی مانند فرکانس شیطان و اثر بر چاکرای قلب و ... طرح کرده اند.
سپاس از سوال شما.
همانطور که مشاهده میشود تعداد تحقیقات برای نتیجه گیری قابل قبول و قابل اعتماد بسیار بسیار اندک است.
نکته بعدی اینکه با نقد علمی همین سه مقاله نیز متوجه محدودیت های بسیاری خواهید شد. مثلا تعداد کم حجم نمونه، اینکه یک مقاله روی مدل موش بوده است. اینکه آزمون های آماری بدرستی انتخاب نشده اند. اینکه برخی موارد به اختلافات بسیار جزیی اتکا شده مثل کاهش یک بار تنفس در دقیقه یا کاهش ۶ ضربه قلب در دقیقه و ...
بنابراین بر اساس منابع علمی نمی توان ادعا کرد فرکانس ۴۳۳ اثرات مفیدتری نسبت به فرکانس ۴۴۰ بر روان و سیستم عصبی دارد.
متاسفانه سایت های غیرعلمی و سودجو بدون استناد علمی و گاهی کاملا خرافی و اشتباه مطالبی مانند فرکانس شیطان و اثر بر چاکرای قلب و ... طرح کرده اند.
سپاس از سوال شما.
منابع بیگانه
چون بعنوان یک پزشک تاکنون در کتابهای مرجع و معتبر به این مطلب برخورد نکرده بودم شخصا کنجکاو شدم و در این زمینه در پایگاه های معتبر علمی در حوزه پزشکی و همچنین در سایتهای غیر تخصصی جستجو کردم. بطور کلی در پایگاه پاب مد با جستجوی دو کلید واژه ۴۴۰ هرتز و ۴۳۲…
در حاشیهی اینکه میخونید و مطلب رو فهمیدید، به روش جست و جو کردنم توجه کنید، خیلی خوب و جالب توضیح داده. اعتبار سنجی مقالههارم روششو گفته، میرید ریویو هارو میخونید و میبینید اصلا اون مقاله نمونه اماریش چقدره، روشش چی بوده، چندبار روش تحقیق انجام شده و اینجوری میفهمید چقدر یک مقاله معتبره. هر مقالهای اعتبار نداره.
👍3
Forwarded from دکتر محمدرضا سرگلزایی drsargolzaei
#پرسش_و_پاسخ
❓پرسش:
درود و ارادت استاد ارجمند
سپاس ویژه بابت نوشتههای بسیار ارزنده و کارآمدتان در تلگرام و آرزوی نیک فرجامی و سرافرازی برای شما و همه ایرانیان. پرسشی چند گاهی است برایم به وجود آمده و در هر پیام و نوشتار شما هم افزونتر میشود و آن این که چنین مینماید که شما باوری به آن چه #قانون_جذب نامیده میشود ندارید و بیشتر به کنش و واکنش دانش - پایه، باور دارید که صد البته بجا و اندیشمندانه است. بنده دانش روانشناسی ندارم، بلکه به سبب کنجکاوی چند کتابی با محتوای "قانون جذب" خواندهام و به نظرم با برخی از باورهای فرا زمینی و دینی ما هم سو میباشد. بسا این که "روح" و وابستههایش هنوز در درک دانش ما نمیگنجد و نخواهد گنجید (...قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَ ما أُوتيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلاَّ قَليلاً. اسراء/85) و از دیگر سو، دانش جدیدی که در زمینه فیزیک کوانتوم بیان میشود، نشانگر این است که قانون جذب را میتوان با دیدگاه دانش- پایه آن جناب باور کرد!. خواهشمندم بزرگواری فرمایید و تردید و دو دلی مرا پاسخی - همچون همیشه درخور و شایسته - عنایت فرمایید. سپاس فراوان
✍ پاسخ #دکترسرگلزایی:
سلام و ارادت
آنچه راجع به ارتباط بین قانون جذب و یافتههای فیزیک کوانتوم گفته میشود ناشی از فهم نادرست فیزیک کوانتوم است. حوزهٔ فیزیک کوانتوم مربوط به «سطح زیر اتمی» است، یافتههای فیزیک نسبیّت هم مربوط به سرعت نزدیک به سرعت نور، در حالی که ما نه در سطح sub-atomic زندگی میکنیم و نه در سرعت نزدیک به سرعت نور! بنابراین زندگی ما با مکانیک نیوتنی بیشتر قابل فهم است تا فیزیک کوانتوم و فیزیک نسبیّت. قانون «کارما» که این روزها با نام قانون جذب معروف شده است یک باور مذهبی کهن است و نه یک قانون علمی. ایمان مذهبی یک مقوله است و اثبات علمی یک مقولهٔ دیگر. در کتاب «مشتاقی و مهجوری» استاد مصطفی ملکیان بحث مفصّلی در این زمینه وجود دارد.
تندرست و شادکام باشید
#کوانتوم #فیزیک_کوانتوم #انرژی #دکتر_سرگلزایی
#drsargolzaei
@drsargolzaei
❓پرسش:
درود و ارادت استاد ارجمند
سپاس ویژه بابت نوشتههای بسیار ارزنده و کارآمدتان در تلگرام و آرزوی نیک فرجامی و سرافرازی برای شما و همه ایرانیان. پرسشی چند گاهی است برایم به وجود آمده و در هر پیام و نوشتار شما هم افزونتر میشود و آن این که چنین مینماید که شما باوری به آن چه #قانون_جذب نامیده میشود ندارید و بیشتر به کنش و واکنش دانش - پایه، باور دارید که صد البته بجا و اندیشمندانه است. بنده دانش روانشناسی ندارم، بلکه به سبب کنجکاوی چند کتابی با محتوای "قانون جذب" خواندهام و به نظرم با برخی از باورهای فرا زمینی و دینی ما هم سو میباشد. بسا این که "روح" و وابستههایش هنوز در درک دانش ما نمیگنجد و نخواهد گنجید (...قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَ ما أُوتيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلاَّ قَليلاً. اسراء/85) و از دیگر سو، دانش جدیدی که در زمینه فیزیک کوانتوم بیان میشود، نشانگر این است که قانون جذب را میتوان با دیدگاه دانش- پایه آن جناب باور کرد!. خواهشمندم بزرگواری فرمایید و تردید و دو دلی مرا پاسخی - همچون همیشه درخور و شایسته - عنایت فرمایید. سپاس فراوان
✍ پاسخ #دکترسرگلزایی:
سلام و ارادت
آنچه راجع به ارتباط بین قانون جذب و یافتههای فیزیک کوانتوم گفته میشود ناشی از فهم نادرست فیزیک کوانتوم است. حوزهٔ فیزیک کوانتوم مربوط به «سطح زیر اتمی» است، یافتههای فیزیک نسبیّت هم مربوط به سرعت نزدیک به سرعت نور، در حالی که ما نه در سطح sub-atomic زندگی میکنیم و نه در سرعت نزدیک به سرعت نور! بنابراین زندگی ما با مکانیک نیوتنی بیشتر قابل فهم است تا فیزیک کوانتوم و فیزیک نسبیّت. قانون «کارما» که این روزها با نام قانون جذب معروف شده است یک باور مذهبی کهن است و نه یک قانون علمی. ایمان مذهبی یک مقوله است و اثبات علمی یک مقولهٔ دیگر. در کتاب «مشتاقی و مهجوری» استاد مصطفی ملکیان بحث مفصّلی در این زمینه وجود دارد.
تندرست و شادکام باشید
#کوانتوم #فیزیک_کوانتوم #انرژی #دکتر_سرگلزایی
#drsargolzaei
@drsargolzaei
👍6
Audio
👍1
Forwarded from علوم اعصاب تربیتی Educational Neuroscience (Ali Nouri)
💠 علوم اعصاب تربیتی جنگ و صلح
☆☆☆
❇️ بر خلاف تصورات رایج، نتیجه مطالعات گسترده مردمشناس مشهور بریان فرگوسن، حاکی از آن است که انسان به طور ذاتی جنگطلب نبوده و جنگطلبی از ابداعات اخیر بشر است. به نظر میرسد که فرهنگ جنگطلبی در برخی مناطق تنها از حدود ۱۰ هزار سال پیش و در برخی مناطق حتی دیرتر رواج پیدا کرده است.
🔹میتوان گفت که جنگ درونگونه انسانها (جنگیدن گروهی از انسانها با گروهی دیگر) از زمانیابداع شد که آنان به اهمیت همکاری و مشارکت گروهی در پیشرفت خودشان آگاهی پیدا کردند و متوجه شدند که میتوانند از قدرت گروهی خویش برای سلطه بر گروههای دیگر استفاده کنند.
🔻 انسانها برای برطرف کردن نیازهای خویش گروههایی تشکیل دادند تا خود را در مقابل عوامل تهدیدکننده حفظ و بقایشان را تضمین کنند. این گروههای اجتماعی گاهی با هم متحد شده و جمعیت گستردهتری را تشکیل داده که با مفاهیمی همچون «ملت»، «وطن»، «کشور» و ...توصیف شدهاند.
🔶 ملتها بنابراین با ایجاد مرزها و تدوین قوانين درونمرزی و بینمرزی، كوشيدهاند از نفوذ و دستدرازی ديگران به درون مرزهايشان ممانعت كنند تا جايی كه وطن آنقدر اهمیت داشته که مردمش برای حفظ آن جانفشانی کرده و چه بسا افرادی که با اين هدف همه هستی یا جان خويش را از دست داده اند.
🔷 برای رسيدن به اين هدف، نظامهای آموزشی کشورهای مختلف نیز كوشيدهاند از طریق برنامه های درسی این قداست خاک یا وطن را برای کودکان و نوجوانان روشن کرده، آنان را به گونهای تربیت کنند که به اشخاصی به اصطلاح «وطن پرست» تبدیل شوند.
🔶در سالهای اخیر به خاطر گسترش تعاملات میان مرزی و گسترش ارتباطات مجازی تا اندازهای برخی متقاعد شدهاند که اشخاص آن سوی اين مرزهای (به اصطلاح وطن ناميده شده) نیز انسان هستند و نيازهای مشابهی اعم از خوراك، پوشاك، مسكن، امنيت، ارتباطات، تحصیلات و ...دارند. آنها نیز همچون اینها نیاز دارند مورد احترام واقع شوند، دلشوره نداشته باشند، امنیت داشته باشند، مورد تجاوز واقع نشوند و در این چند صباح زندگی دغدغههای مربوط به جنگ و خشونت را تحمل نکنند.
🔻 چنین درکی در دهههای اخیر منجر به پیدایش مفاهیمی همچون «شهروند جهانی» گرديده و برخی از تربیت شناسان را ترغیب نموده تا درباره آموزش صلح کوشش کنند. هدف آموزش صلح، ارتقای سطح دانش، نگرش و رفتارهای شهروندان جهان برای ایجاد یک دنیای امن و تبدیل آن به یک محیط حمایتگر است. مطالعاتی منتشر شده که نشان دادهاند، آموزش صلح به دانشآموزان نقش عمدهای در کاهش خشونت، ارتقای نوعدوستی و اجتناب از پرخاشگری ایفا میکند.
🔷 با این وجود، ما همچنان میبینیم که به شکلی گسترده مجوز جنگ از طرف رهبران، دولتمردان و سیاستمداران صادر میشود. آنان هیجانزده آتش جنگ را شعلهور میکنند و با چشمان خود آوارگی، مرگ و سوگ هزاران انسان بیگناه را نظاره میکنند.
🔻بنابراین، به نظر میرسد که تربیت مغز رهبران جهان و دعوت آنان به ترویج صلح نیز به همان اندازه آموزش صلح به کودکان و نوجوانان اهمیت دارد. همانگونه که ماری فیزدوف در کتاب مغزهای ما در جنگ اشاره میکند، جنگطلبان باید یاد بگیرند که در جنگ نه منطق، بلکه غرایز و احساسات نقش اصلی را دارند. پس ما باید با آنان درباره پیامدها و آثار نامطلوب جنگ صحبت کنیم. به طور خاص به آنان آموزش بدهیم که چگونه با تنظیم هیجان خویش میتوانند از بروز جنگ و ویرانی جلوگیری کنند.
🔹 رهبران جنگطلب باید بدانند که گرچه زبان آنان به راحتی کلماتی را ادا میکند، اما همان کلمات به ظاهر ساده گاهی دستور جنگی مخرب و ویرانگر، ترسناک و اضطراب آفرین است. جنگی که سوء تغذیه، فقر و عدم دسترسی به آموزش را به کودکانی هديه میکند که مظلومانه و معصومانه طعمه حس ساختگی وطن پرستی رهبران سیاسی میشوند؛ رهبرانی که با اين تصميمهای آگاهانه یا ناآگاهانه خود به ایجاد و گسترش پديدهای نفرت انگيز افتخار میکنند و حتی به خاطر مشارکت در آن مدال میگیرند و مدال میدهند.
🔴 جان دیوئی بیش از صد سال پیش در سال ۱۹۰۲ می گوید: «آنچه که بهترین و آگاهترین والدین برای فرزندان خود میخواهند، جامعه باید همان را برای همه فرزندان خود بخواهد». این برداشت شايد بالاترین سطح رشد اخلاقی را منعکس کند که کالبرگ نيز از آن به عنوان عالیترین مرحله از سطوح رشد اخلاقی ياد كرده است. صد افسوس! آنانکه دستور جنگ و ویرانی و خشونت میدهند نمیتوانند این موضوع را درک کنند!
🔵 به امید روزی که جهان پر از صلح و آرامش برای همه، به ويژه کودکان شود و آموزش صلح، اولويتی گريزناپذير در دستورکار سازمانهای بینالمللی برای رهبران جهان قرار گیرد، در عین حال کانون توجه برنامه های درسی مدارس نیز باشد.
✍علی نوری، متخصص عصبتربیت شناسی
#یادداشت
#هیجان
#جنگ
#صلح
#علوم_اعصاب_تربیتی
🧠🧠🧠🧠
@eduneuro
☆☆☆
❇️ بر خلاف تصورات رایج، نتیجه مطالعات گسترده مردمشناس مشهور بریان فرگوسن، حاکی از آن است که انسان به طور ذاتی جنگطلب نبوده و جنگطلبی از ابداعات اخیر بشر است. به نظر میرسد که فرهنگ جنگطلبی در برخی مناطق تنها از حدود ۱۰ هزار سال پیش و در برخی مناطق حتی دیرتر رواج پیدا کرده است.
🔹میتوان گفت که جنگ درونگونه انسانها (جنگیدن گروهی از انسانها با گروهی دیگر) از زمانیابداع شد که آنان به اهمیت همکاری و مشارکت گروهی در پیشرفت خودشان آگاهی پیدا کردند و متوجه شدند که میتوانند از قدرت گروهی خویش برای سلطه بر گروههای دیگر استفاده کنند.
🔻 انسانها برای برطرف کردن نیازهای خویش گروههایی تشکیل دادند تا خود را در مقابل عوامل تهدیدکننده حفظ و بقایشان را تضمین کنند. این گروههای اجتماعی گاهی با هم متحد شده و جمعیت گستردهتری را تشکیل داده که با مفاهیمی همچون «ملت»، «وطن»، «کشور» و ...توصیف شدهاند.
🔶 ملتها بنابراین با ایجاد مرزها و تدوین قوانين درونمرزی و بینمرزی، كوشيدهاند از نفوذ و دستدرازی ديگران به درون مرزهايشان ممانعت كنند تا جايی كه وطن آنقدر اهمیت داشته که مردمش برای حفظ آن جانفشانی کرده و چه بسا افرادی که با اين هدف همه هستی یا جان خويش را از دست داده اند.
🔷 برای رسيدن به اين هدف، نظامهای آموزشی کشورهای مختلف نیز كوشيدهاند از طریق برنامه های درسی این قداست خاک یا وطن را برای کودکان و نوجوانان روشن کرده، آنان را به گونهای تربیت کنند که به اشخاصی به اصطلاح «وطن پرست» تبدیل شوند.
🔶در سالهای اخیر به خاطر گسترش تعاملات میان مرزی و گسترش ارتباطات مجازی تا اندازهای برخی متقاعد شدهاند که اشخاص آن سوی اين مرزهای (به اصطلاح وطن ناميده شده) نیز انسان هستند و نيازهای مشابهی اعم از خوراك، پوشاك، مسكن، امنيت، ارتباطات، تحصیلات و ...دارند. آنها نیز همچون اینها نیاز دارند مورد احترام واقع شوند، دلشوره نداشته باشند، امنیت داشته باشند، مورد تجاوز واقع نشوند و در این چند صباح زندگی دغدغههای مربوط به جنگ و خشونت را تحمل نکنند.
🔻 چنین درکی در دهههای اخیر منجر به پیدایش مفاهیمی همچون «شهروند جهانی» گرديده و برخی از تربیت شناسان را ترغیب نموده تا درباره آموزش صلح کوشش کنند. هدف آموزش صلح، ارتقای سطح دانش، نگرش و رفتارهای شهروندان جهان برای ایجاد یک دنیای امن و تبدیل آن به یک محیط حمایتگر است. مطالعاتی منتشر شده که نشان دادهاند، آموزش صلح به دانشآموزان نقش عمدهای در کاهش خشونت، ارتقای نوعدوستی و اجتناب از پرخاشگری ایفا میکند.
🔷 با این وجود، ما همچنان میبینیم که به شکلی گسترده مجوز جنگ از طرف رهبران، دولتمردان و سیاستمداران صادر میشود. آنان هیجانزده آتش جنگ را شعلهور میکنند و با چشمان خود آوارگی، مرگ و سوگ هزاران انسان بیگناه را نظاره میکنند.
🔻بنابراین، به نظر میرسد که تربیت مغز رهبران جهان و دعوت آنان به ترویج صلح نیز به همان اندازه آموزش صلح به کودکان و نوجوانان اهمیت دارد. همانگونه که ماری فیزدوف در کتاب مغزهای ما در جنگ اشاره میکند، جنگطلبان باید یاد بگیرند که در جنگ نه منطق، بلکه غرایز و احساسات نقش اصلی را دارند. پس ما باید با آنان درباره پیامدها و آثار نامطلوب جنگ صحبت کنیم. به طور خاص به آنان آموزش بدهیم که چگونه با تنظیم هیجان خویش میتوانند از بروز جنگ و ویرانی جلوگیری کنند.
🔹 رهبران جنگطلب باید بدانند که گرچه زبان آنان به راحتی کلماتی را ادا میکند، اما همان کلمات به ظاهر ساده گاهی دستور جنگی مخرب و ویرانگر، ترسناک و اضطراب آفرین است. جنگی که سوء تغذیه، فقر و عدم دسترسی به آموزش را به کودکانی هديه میکند که مظلومانه و معصومانه طعمه حس ساختگی وطن پرستی رهبران سیاسی میشوند؛ رهبرانی که با اين تصميمهای آگاهانه یا ناآگاهانه خود به ایجاد و گسترش پديدهای نفرت انگيز افتخار میکنند و حتی به خاطر مشارکت در آن مدال میگیرند و مدال میدهند.
🔴 جان دیوئی بیش از صد سال پیش در سال ۱۹۰۲ می گوید: «آنچه که بهترین و آگاهترین والدین برای فرزندان خود میخواهند، جامعه باید همان را برای همه فرزندان خود بخواهد». این برداشت شايد بالاترین سطح رشد اخلاقی را منعکس کند که کالبرگ نيز از آن به عنوان عالیترین مرحله از سطوح رشد اخلاقی ياد كرده است. صد افسوس! آنانکه دستور جنگ و ویرانی و خشونت میدهند نمیتوانند این موضوع را درک کنند!
🔵 به امید روزی که جهان پر از صلح و آرامش برای همه، به ويژه کودکان شود و آموزش صلح، اولويتی گريزناپذير در دستورکار سازمانهای بینالمللی برای رهبران جهان قرار گیرد، در عین حال کانون توجه برنامه های درسی مدارس نیز باشد.
✍علی نوری، متخصص عصبتربیت شناسی
#یادداشت
#هیجان
#جنگ
#صلح
#علوم_اعصاب_تربیتی
🧠🧠🧠🧠
@eduneuro
👍2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Daniel Kahneman | The riddle of experience vs. memory
Posted Mar 2010
▪️دنیل کانمن: معمای تجربه و حافظه
با استفاده از چند مثال از تعطیلات گرفته تا کولونوسکپی (اسکن روده بزرگ) ، برنده جایزه نوبل و بنیان گذار اقتصاد رفتاری، دنیل کانمن (Daniel Kahneman)، نشان می دهد که چگونه "خود تجربه کننده" و "خود به یاد آورنده" ما درک متفاوتی از خوشبختی دارند. این بینش جدید پیامدهای عمیقی بر روی اقتصاد ، سیاست های عمومی و خود آگاهی ما خواهد داشت.
Posted Mar 2010
▪️دنیل کانمن: معمای تجربه و حافظه
با استفاده از چند مثال از تعطیلات گرفته تا کولونوسکپی (اسکن روده بزرگ) ، برنده جایزه نوبل و بنیان گذار اقتصاد رفتاری، دنیل کانمن (Daniel Kahneman)، نشان می دهد که چگونه "خود تجربه کننده" و "خود به یاد آورنده" ما درک متفاوتی از خوشبختی دارند. این بینش جدید پیامدهای عمیقی بر روی اقتصاد ، سیاست های عمومی و خود آگاهی ما خواهد داشت.
TED talks👍2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Mariano Sigman and Dan Ariely | How can groups make good decisions
Posted Nov 2017
▪️ماریانو سیگمن و دن آریلی: چگونه گروه ها می توانند تصمیمات خوبی بگیرند؟
همه ما میدانیم که وقتی تصمیماتی به صورت گروهی میگیریم، همیشه تصمیمی بجا نیست و برخی اوقات ممکن است غلط باشد. چگونه گروهها میتوانند تصمیمات درست بگیرند؟ ماریانو سیگمان عصب شناس به کمک همکارش دن آریلی، با اجرای آزمایشهایی با مردم در سراسر دنیا به بررسی این موضوع میپردازد که چگونه ما تعامل میکنیم تا به تصمیم برسیم. (دوبله فارسی)
Posted Nov 2017
▪️ماریانو سیگمن و دن آریلی: چگونه گروه ها می توانند تصمیمات خوبی بگیرند؟
همه ما میدانیم که وقتی تصمیماتی به صورت گروهی میگیریم، همیشه تصمیمی بجا نیست و برخی اوقات ممکن است غلط باشد. چگونه گروهها میتوانند تصمیمات درست بگیرند؟ ماریانو سیگمان عصب شناس به کمک همکارش دن آریلی، با اجرای آزمایشهایی با مردم در سراسر دنیا به بررسی این موضوع میپردازد که چگونه ما تعامل میکنیم تا به تصمیم برسیم. (دوبله فارسی)
TED talks👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 چرا افراد نالایق فکر میکنند فوق العاده اند؟
🎞 #فیلم_کوتاه
----*-----*----*---*-----*----
👇جهت دسترسی به فیلمهای بیشتر👇
🎞 t.iss.one/PsyPortalMovie
👥 Group: t.iss.one/PortalRavan
🧠 instagram.com/Neuroscience_New
🎞 #فیلم_کوتاه
----*-----*----*---*-----*----
👇جهت دسترسی به فیلمهای بیشتر👇
🎞 t.iss.one/PsyPortalMovie
👥 Group: t.iss.one/PortalRavan
🧠 instagram.com/Neuroscience_New
Emotional Development
Dr Azarakhsh Mokri
موندگاری در روابط، بیولوژیک نیست. اروتیک نیست. صرفا وقتی اعتماد زیاده، افراد کنار همدیگه دووم میآرن.
دربارهی روابط، پولیگامی یا مونوگامی
https://t.iss.one/scientific_resources
دربارهی روابط، پولیگامی یا مونوگامی
https://t.iss.one/scientific_resources
👍4
Forwarded from شناخت و خطاهای شناختی
یک خطای جدی:
میانبر احساسی (affect heuristic)
یکی از خطاهای جدی در شکل گیری باورهای ما و قضاوت کردنمان، خطای میانبر احساسی است. برای تشریح این خطا، اجازه دهید با یک مثال شروع کنیم: فرض کنید که منافع کشور شما توسط کشور دیگری تهدید می شود و موضوع روز، نحوه مواجهه با این کشور است. حالا مجددا فرض کنید که دو نفر قرار است در مورد این مساله باهم بحث کنند که هر دوی آن ها استاد دانشگاه هستند، گرایش سیاسی پر رنگی ندارند و با نظامی ها هم ارتباط ندارند. یکی از آن ها شخصی آرام و صلح دوست است و دیگری شخصی تندخو و جنگ طلب. توقع دارید که کدام یک از آن ها به نفع جنگ و کدام به نفع مذاکره و مصالحه استدلال کنند؟
همان طور که از این مثال متوجه شده اید، احساسات افراد بر روی باورها و در نتیجه بر روی استدلال هایشان اثر می گذارد. شخصی که تندمزاج و جنگ طلب است، باور خواهد داشت که دشمن ضعیف است و در اثبات نقاط ضعف دشمن استدلال خواهد کرد و کسی هم که طبع ملایمی دارد و به دنبال آرامش است، رقیب یا دشمن را قوی خواهد خواهند و در اثبات برتری و نقاط قوت دشمن استدلال می کند. این همان خطایی است که آن را "میانبر احساسی" می نامند.
این خطا را روانشناسی به نام پاول اسلویچ مطرح و نام گذاری کرد. او متوجه شد که افراد اجازه می دهند، چیزهایی که دوست دارند یا دوست ندارند، در باورهایشان اثر بگذارد.
این خطا می تواند اثر بسیار گسترده ای بر تمامی باورهای ریز و درشت ما داشته باشد و مثال های بسیار زیادی از این اثرگذاری را می توان طرح کرد. مثلا باور یک آدم افسرده را در مورد جبر و اختیار می توانید با باور یک آدم شاد و پرانرژی مقایسه کنید. یا باور یک فرد را در مورد همین جبر و اختیار در دوران جوانی و نشاط با دوره کهولت و بیماری بسنجید و این گونه است که باورهای ما با تغییر احساسات و خلق و خویمان قابل تغییر است.
نتیجه کاربردی: هنگام قضاوت در مورد چیزی باید در مورد خلق و خو و احساساتمان هشیار باشیم و بدانیم که چگونه ممکن است صرف نظر از واقعیت های بیرونی، ما را گمراه کنند.
میانبر احساسی (affect heuristic)
یکی از خطاهای جدی در شکل گیری باورهای ما و قضاوت کردنمان، خطای میانبر احساسی است. برای تشریح این خطا، اجازه دهید با یک مثال شروع کنیم: فرض کنید که منافع کشور شما توسط کشور دیگری تهدید می شود و موضوع روز، نحوه مواجهه با این کشور است. حالا مجددا فرض کنید که دو نفر قرار است در مورد این مساله باهم بحث کنند که هر دوی آن ها استاد دانشگاه هستند، گرایش سیاسی پر رنگی ندارند و با نظامی ها هم ارتباط ندارند. یکی از آن ها شخصی آرام و صلح دوست است و دیگری شخصی تندخو و جنگ طلب. توقع دارید که کدام یک از آن ها به نفع جنگ و کدام به نفع مذاکره و مصالحه استدلال کنند؟
همان طور که از این مثال متوجه شده اید، احساسات افراد بر روی باورها و در نتیجه بر روی استدلال هایشان اثر می گذارد. شخصی که تندمزاج و جنگ طلب است، باور خواهد داشت که دشمن ضعیف است و در اثبات نقاط ضعف دشمن استدلال خواهد کرد و کسی هم که طبع ملایمی دارد و به دنبال آرامش است، رقیب یا دشمن را قوی خواهد خواهند و در اثبات برتری و نقاط قوت دشمن استدلال می کند. این همان خطایی است که آن را "میانبر احساسی" می نامند.
این خطا را روانشناسی به نام پاول اسلویچ مطرح و نام گذاری کرد. او متوجه شد که افراد اجازه می دهند، چیزهایی که دوست دارند یا دوست ندارند، در باورهایشان اثر بگذارد.
این خطا می تواند اثر بسیار گسترده ای بر تمامی باورهای ریز و درشت ما داشته باشد و مثال های بسیار زیادی از این اثرگذاری را می توان طرح کرد. مثلا باور یک آدم افسرده را در مورد جبر و اختیار می توانید با باور یک آدم شاد و پرانرژی مقایسه کنید. یا باور یک فرد را در مورد همین جبر و اختیار در دوران جوانی و نشاط با دوره کهولت و بیماری بسنجید و این گونه است که باورهای ما با تغییر احساسات و خلق و خویمان قابل تغییر است.
نتیجه کاربردی: هنگام قضاوت در مورد چیزی باید در مورد خلق و خو و احساساتمان هشیار باشیم و بدانیم که چگونه ممکن است صرف نظر از واقعیت های بیرونی، ما را گمراه کنند.
👍12
Forwarded from 𝒜𝓂𝒾𝓇
یک اندازه تاثیر ندارند.
کدوم رفتار ؟
و این درصد ها در مورد «رفتار» یا شخصیت که یونیفرم نیست و پویاست چطوری با این اطمینان اندازه گیری میشه؟ (اعلام درصد قطعی در این مورد چطوریه؟؟)
رفتار های انسان ، توانایی های انسان ، پویاست ، یک شکل ندارد. در زمان و مکان های مختلف ، حتا برای یک نفر هم متفاوت هست.
یک مثال خوب از نقش محیط : یک کودک که از پدر و مادر بافرهنگ و با سواد متولد شده است را به دست داعشی ها بدهید ، به زودی موجودی وحشی قاتل و نادان عقب افتاده تحویل میگیرید.
نقش محیط و اموزش و پرورش بسیار مهمه.
دنبال ژن رفتار نباشید. ( بازگشت به سال های ۱۹۴۰)
در مورد پژوهش های ژنتیک رفتاری ، کاملا بر این موضوع آگاه هستند.
کدوم رفتار ؟
و این درصد ها در مورد «رفتار» یا شخصیت که یونیفرم نیست و پویاست چطوری با این اطمینان اندازه گیری میشه؟ (اعلام درصد قطعی در این مورد چطوریه؟؟)
رفتار های انسان ، توانایی های انسان ، پویاست ، یک شکل ندارد. در زمان و مکان های مختلف ، حتا برای یک نفر هم متفاوت هست.
یک مثال خوب از نقش محیط : یک کودک که از پدر و مادر بافرهنگ و با سواد متولد شده است را به دست داعشی ها بدهید ، به زودی موجودی وحشی قاتل و نادان عقب افتاده تحویل میگیرید.
نقش محیط و اموزش و پرورش بسیار مهمه.
دنبال ژن رفتار نباشید. ( بازگشت به سال های ۱۹۴۰)
در مورد پژوهش های ژنتیک رفتاری ، کاملا بر این موضوع آگاه هستند.
👍6
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 بچه های ما چطور فکر میکنند؟
🌐 زیرنویس فارسی TED
🎞 #فیلم_کوتاه
----*-----*----*---*-----*----
👇جهت دسترسی به فیلمهای بیشتر👇
🎞 t.iss.one/PsyPortalMovie
👥 Group: t.iss.one/PortalRavan
🧠 instagram.com/Neuroscience_New
🌐 زیرنویس فارسی TED
🎞 #فیلم_کوتاه
----*-----*----*---*-----*----
👇جهت دسترسی به فیلمهای بیشتر👇
🎞 t.iss.one/PsyPortalMovie
👥 Group: t.iss.one/PortalRavan
🧠 instagram.com/Neuroscience_New
👍4👎2