منابع بیگانه
16.6K subscribers
1.08K photos
500 videos
517 files
1.94K links
برای پیش و بیش از هرچیز با زیست پیشین خود، بیگانه شدن.

لینک‌های مرتبط:
https://linktr.ee/Nikally
Download Telegram
Nira
اینهم ویدئوی ساخته شده و نشون دادن مغالطات گیاهخواران : https://youtu.be/sGG-A80Tl5g
دررابطه با گیاه‌خواری این رو قبلا گذشته بودم،
لطفا خام صحبت‌های یک عده نشید.
با توجه به اینکه ما تنها موجوداتی هستیم که امکان ساخت ابزار پیشرفته و پختن غذا رو داریم، تغییراتی در بدن ما اتفاق افتاده مثل کوچیکتر شدن پنجه ها و فک و کوچیکتر شدن دندون‌ها. بااین‌حال، هنوز توی کسانی که ارتودنسی نکردن می‌تونید ببینید و همینطور توی فسیل‌ها که دندون‌ها، هم شکل گیاه‌خوار هارو داره و هم شکل دندون‌های گوشت‌خوارهارو.
نکته‌ی مهم اینه که توجه کنید چطور در طی سالها فرگشت، کسانی که جثه‌ی کوچیک و دندون‌های کوچیکی داشتن هم با پیشرفت ابزارها و پختن غذا تونستن بقا پیدا کنن و به دلیل اینکه روز به روز به این لذید تر شدن ادامه‌ می‌دیم و خامخواری رو ترک کردیم این اتفاق تقویت می‌شه.
اگر نسبت به صنعت دامپروری معترضید، می‌تونید به صنعت اعتراض کنید اما نباید واقعیت همه‌چیز خوار بودن انسان رو زیر سوال ببرید و سعی کنید نشون بدید انسان همه‌چیز خوار نیست. همونطور که می‌دونید اگر بالانس در تغذیه‌ی شما نباشه و گوشت‌خوار بشید یا گیاه‌خوار، آسیب جدی وارد خواهد شد چون منابعی در هردو هست که بااون یکی جبران پذیر نیست.
#گیاه_خواری

@scientific_resources
👍4👎4
🍄 در مورد قارچ ها بیشتر بدانیم.

قارچ ها (Fungi) یکی از ۶ فرمانرو (kingdom) اصلی موجودات زنده را تشکیل میدهند. شاید بسیاری از مردم ندانند ولی آنها نقشی کلیدی در شکل دهی محیط زیست ابتدایی کره زمین و فراهم آوردن زمینه گسترش حیات گیاهی و جانوری داشتند.

نخستین گیاهانی که ۵۰۰ میلیون سال پیش بر روی خشکی ظاهر شدند، برای ادامه ی حیات شان نیازمند قارچها بودند. این گیاهان ابتدایی فاقد ریشه بودند و برای تامین مواد غذایی خود با قارچهایی که درون و اطراف آنها رشد میکردند، همکاری داشتند. قارچها مواد غذایی را از خاک جذب میکردند و حتی میتوانستند با ترشح اسیدهای آلی سنگ‌ها را تجزیه کرده و مواد معدنی درون آنها را استخراج کنند. در عوض، گیاهان فتوسنتز کرده و مواد غذایی تولیده شده را در اختیار قارچها قرار میدادند. تبادل منابع غذایی بین گیاهان ابتدایی و قارچها باعث رشد و فرگشت گیاهان خشکی شد و به تدریج گونه ‌های متنوع و پیچیده‌ تری را به وجود آورد. این فرآیند امروز نیز همچنان ادامه دارد، بسیاری از گیاهان خشکی با یک شریک قارچی همکاری میکنند و یا به طور کامل برای بقا به کمک آنها وابسته اند.

همزیستی گیاهان و قارچها در طول میلیونها سال باعث ادامه و کارآمد شدن فتوسنتر گیاهان بر روی خشکی بود که در نهایت موجب افزایش غلظت اکسیژن در اتمسفر زمین و پیدایش حیات جانوری پیچیده تر شد.


@explorermindset 🌐 ذهن کاوشگر
👍1
نکاتی دربارۀ شرمسار کردن عمومی در فضای مجازی/ بخش دوم: معایب و مضرات

عدم تناسب جرم و مجازات در محاکمۀ مجازی

✍🏽 کاوه بهبهانی/ مدرس و مترجم فلسفه

⚪️ بین جرم و مجازات باید تناسب وجود داشته باشد. به‌عبارت ‌دیگر، مجرم باید مجازات شود اما به میزانی که مستحق آن است و نه بیش از آن. در جامعۀ مجازی و فضای مجازی معمولاً مجازات‌ها با جرم متناسب نیستند؛ یعنی معمولاً فرد بیش از آنچه مستحق است مجازات می‌شود.

⚫️ مجازات‌گران فضای مجازی باید به این نکته توجه کنند که بسیاری از کوتاهی‌های اخلاقی ناشی از فقدان آگاهی است. در جوامع، به‌ویژه جوامع در حال توسعه، با انسان‌هایی نامطلع طرفیم که هنوز آموزش ندیده‌اند و مثلاً رفتاری تبعیض‌آمیز دارند یا سخنی تبعیض‌آمیز بر زبان می‌آورند که چه ‌بسا اگر بدانند رفتارشان اخلاقاً زشت و نادرست و آزاردهنده است، دست به آن کار نزنند.

⚪️ ناگهان عدۀ زیادی کسی را به‌عنوان مجرم می‌شناسند و قصد می‌کنند او را در فضای عمومی مجازی شرمسار کنند. آن شخص در بین بسیاری از مردم انگشت‌نما می‌شود و در این میان احتمالاً تناسب میان جرم و مجازات زایل خواهد شد.

⚫️ ممکن است گروه‌های سومی نیز وارد ماجرا می‌شوند که اصلاً درگیر ماجرا نبوده‌اند و کنش مجرمانه‌ای نکرده‌اند ولی مجازاتِ مجازی دامن آن‌ها را هم خواهد گرفت. برای نمونه، علاوه بر اینکه آبروی آن شخص می‌رود، آبروی خانواده و نزدیکانش نیز می‌رود و آن‌ها نیز در برابر عدۀ بسیاری شرمسار خواهند شد. توجه کنید که تعداد کاربران فضای مجازی که قرار است از ماجرای مجرم باخبر شوند بسیار زیاد است.

⚪️ در مجازات‌های مجازی چون عدۀ زیادی فرد را به‌عنوان مجرم خواهند شناخت، معمولاً مجازات موجب طرد شدن فرد از جامعه می‌شود و هزینه‌های بسیاری را به او تحمیل خواهد کرد که این هزینه‌ها ممکن است با جرمی که شخص مرتکب شده تناسب نداشته باشند.

⚫️ در فضای مجازی با پدیدۀ کاربران مجعول یا بی‌نام‌ونشان روبه‌رو هستیم. کاربرانی که از اسم واقعی‌شان استفاده نمی‌کنند، عکسِ پروفایل‌شان حقیقی نیست و خلاصه کاربرِ جعلی هستند. یا حتی ممکن است خودِ اتهام‌زننده بی‌نام‌ونشان باشد و با اسم‌وسم واقعی‌اش کمپین مجازات راه بیندازد ولی تعداد زیادی آدم بی‌نام‌ونشان با لایک ‌کردن‌های خود اتهام او را تأیید خواهند کرد که آن‌ها هم جزو مجازات‌کنندگان‌اند، ولی در برابر اتهامی که می‌زنند پاسخ‌گو نیستند و تازه موجب می‌شوند شخص اتهام‌زننده نیز به پشتوانۀ آن‌ها و در سایۀ تأییدشان بیشتر مستعدِ سوگیری و تعصب شود.

⚪️ جدی‌ترین نکته‌ای که درباره مجازات‌های مجازی می‌خواهم بگویم متأثر از مفهومی است که می‌توان با پیروی از برخی اندیشمندان مدرن به آن گفت «خودکامگی اکثریت». این مفهوم را قاضی خوش‌قلم فرانسوی، «الکسی دو توکوویل»، به این شکل طرح کرد، اما «جان استوارت میل» بود که در اثر مشهورش، «در باب آزادی»، این مفهوم را به‌خوبی ورز داد. در فضا‌های دموکراتیک این قابلیت وجود دارد که اکثریت مردم، خواست و میل‌شان را گله‌وار به همه تحمیل کنند و خواست و میل اقلیت را حذف کنند و نادیده بگیرند.

⚫️ یکی از اهداف کیفر‌های مجازی این بود که صدای به‌حاشیه‌رفتگان به گوش برسد، اما از قضا ممکن است این فرایند برعکس شود، چراکه ما انسان‌ها قابلیت داریم گله‌ای رفتار کنیم؛ یعنی انسان این قابلیت را دارد که خودش را به تودۀ آدم‌ها پیوند بزند و از گله (به‌تعبیر برخی از فلاسفۀ اگزیستانسیالیست) پیروی کند.

🗞 این‌ها بخش‌هایی از سخنرانی مفصل و مکتوب شده «کاوه بهبهانی» با عنوان «محاکمات مجازی مردمی در ترازوی اخلاق» است که در شماره 136 ماهنامه مدیریت ارتباطات منتشر شده است.

▫️▫️▫️
@cm_magazine
👍2
Nose and beyond
Adamizad
🎙 اپیزود 2: دماغ و حواشی دماغ ( #گفتگویی با دکتر امیر یار احمدی)

#آدمیزاد #پادکست پزشکی ولی با نگاه از منظر علوم انسانی و اجتماعی به علم طبابت، بهداشت و درمان است.

@adamizadpod
👍1
Forwarded from Bijan Kaboudi
چون بعنوان یک پزشک تاکنون در کتابهای مرجع و معتبر به این مطلب برخورد نکرده بودم شخصا کنجکاو شدم و در این زمینه در پایگاه های معتبر علمی در حوزه پزشکی و همچنین در سایتهای غیر تخصصی جستجو کردم.
بطور کلی در پایگاه پاب مد با جستجوی دو کلید واژه ۴۴۰ هرتز و ۴۳۲ هرتز ، هفت مقاله یافت شد.
با مطالعه خلاصه آنها متوجه شدم دو مقاله اساسا ارتباطی به اثرات این دو فرکانس ندارد. یک مقاله دیگر فقط اثرات موسیقی ۴۳۲ هرتز را بررسی کرده است و مقایسه ای با ۴۴۰ هرتز نداشته است.
از چهار مقاله باقیمانده، سه مورد بود که اثرات این دو فرکانس را روی چند متغییر محدود مقایسه کرده بود. و چهارمین مقاله در اصل اعلام وجود خطا در یکی از سه مقاله قبلی بود.
برای اطمینان خوانندگان هم تصویر صفحه جستجو و هم فایل پی دی اف خلاصه سه مقاله مرتبط و البته اصلاحیه یکی از آنها را ارسال می کنم و سپس جمع بندی و نظر خود را به استناد بررسی انجام شده ارائه میدهم.
👍1
Forwarded from Bijan Kaboudi
Research.bmp
5.1 MB
Forwarded from Bijan Kaboudi
تصویر صفحه مربوط به جستجو و هفت مورد یافت شده
Forwarded from Bijan Kaboudi
Research 2.pdf
1.1 MB
Forwarded from Bijan Kaboudi
ترجمه خلاصه سه مقاله مرتبط با موضوع و اصلاحیه یکی از آنها.
Forwarded from Bijan Kaboudi
و اما نتیجه گیری در پاسخ به سوال :
همانطور که مشاهده میشود تعداد تحقیقات برای نتیجه گیری قابل قبول و قابل اعتماد بسیار بسیار اندک است.
نکته بعدی اینکه با نقد علمی همین سه مقاله نیز متوجه محدودیت های بسیاری خواهید شد. مثلا تعداد کم حجم نمونه، اینکه یک مقاله روی مدل موش بوده است. اینکه آزمون های آماری بدرستی انتخاب نشده اند. اینکه برخی موارد به اختلافات بسیار جزیی اتکا شده مثل کاهش یک بار تنفس در دقیقه یا کاهش ۶ ضربه قلب در دقیقه و ...
بنابراین بر اساس منابع علمی نمی توان ادعا کرد فرکانس ۴۳۳ اثرات مفیدتری نسبت به فرکانس ۴۴۰ بر روان و سیستم عصبی دارد.
متاسفانه سایت های غیرعلمی و سودجو بدون استناد علمی و گاهی کاملا خرافی و اشتباه مطالبی مانند فرکانس شیطان و اثر بر چاکرای قلب و ... طرح کرده اند.
سپاس از سوال شما.
منابع بیگانه
چون بعنوان یک پزشک تاکنون در کتابهای مرجع و معتبر به این مطلب برخورد نکرده بودم شخصا کنجکاو شدم و در این زمینه در پایگاه های معتبر علمی در حوزه پزشکی و همچنین در سایتهای غیر تخصصی جستجو کردم. بطور کلی در پایگاه پاب مد با جستجوی دو کلید واژه ۴۴۰ هرتز و ۴۳۲…
در حاشیه‌ی اینکه می‌خونید و مطلب رو فهمیدید، به روش جست و جو کردنم توجه کنید، خیلی خوب و جالب توضیح داده. اعتبار سنجی مقاله‌هارم روششو گفته، می‌رید ریویو هارو می‌خونید و می‌بینید اصلا اون مقاله نمونه اماریش چقدره، روشش چی بوده، چندبار روش تحقیق انجام شده و اینجوری می‌فهمید چقدر یک مقاله معتبره. هر مقاله‌ای اعتبار نداره.
👍3
#پرسش_و_پاسخ

پرسش:

درود و ارادت استاد ارجمند
سپاس ویژه بابت نوشته‌های بسیار ارزنده و کارآمدتان در تلگرام و آرزوی نیک فرجامی و سرافرازی برای شما و همه ایرانیان. پرسشی چند گاهی است برایم به وجود آمده و در هر پیام و نوشتار شما هم افزون‌تر می‌شود و آن این که چنین می‌نماید که شما باوری به آن چه #قانون_جذب نامیده می‌شود ندارید و بیشتر به کنش و واکنش دانش - پایه، باور دارید که صد البته بجا و اندیشمندانه است. بنده دانش روان‌شناسی ندارم، بلکه به سبب کنجکاوی چند کتابی با محتوای "قانون جذب" خوانده‌ام و به نظرم با برخی از باورهای فرا زمینی و دینی ما هم سو می‌باشد. بسا این که "روح" و وابسته‌هایش هنوز در درک دانش ما نمی‌گنجد و نخواهد گنجید (...قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَ ما أُوتيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلاَّ قَليلاً. اسراء/85) و از دیگر سو، دانش جدیدی که در زمینه فیزیک کوانتوم بیان می‌شود، نشانگر این است که قانون جذب را می‌توان با دیدگاه دانش- پایه آن جناب باور کرد!. خواهشمندم بزرگواری فرمایید و تردید و دو دلی مرا پاسخی - همچون همیشه درخور و شایسته - عنایت فرمایید. سپاس فراوان


پاسخ #دکترسرگلزایی:

سلام و ارادت

آنچه راجع به ارتباط بین قانون جذب و یافته‌های فیزیک کوانتوم گفته می‌شود ناشی از فهم نادرست فیزیک کوانتوم است. حوزهٔ فیزیک کوانتوم مربوط به «سطح زیر اتمی» است، یافته‌های فیزیک نسبیّت هم مربوط به سرعت نزدیک به سرعت نور، در حالی که ما نه در سطح sub-atomic زندگی می‌کنیم و نه در سرعت نزدیک به سرعت نور! بنابراین زندگی ما با مکانیک نیوتنی بیشتر قابل فهم است تا فیزیک کوانتوم و فیزیک نسبیّت. قانون «کارما» که این روزها با نام قانون جذب معروف شده است یک باور مذهبی کهن است و نه یک قانون علمی. ایمان مذهبی یک مقوله است و اثبات علمی یک مقولهٔ دیگر. در کتاب «مشتاقی و مهجوری» استاد مصطفی ملکیان بحث مفصّلی در این زمینه وجود دارد.

تندرست و شادکام باشید

#کوانتوم #فیزیک_کوانتوم‌ #انرژی #دکتر_سرگلزایی

#drsargolzaei

@drsargolzaei
👍6
Audio
🎙 حس‌های بد ما
👤 #آذرخش_مکری
دومین نشست به وقت خود شناسی
۲۶ خرداد ۱۴۰۰
🌾 @Sedanet
👍1
💠 علوم اعصاب تربیتی جنگ و صلح
☆☆☆

❇️ بر خلاف تصورات رایج، نتیجه مطالعات گسترده مردم‌شناس مشهور بریان فرگوسن، حاکی از آن است که انسان به طور ذاتی جنگ‌طلب نبوده و جنگ‌طلبی از ابداعات اخیر بشر است. به نظر می‌رسد که فرهنگ جنگ‌طلبی در برخی مناطق تنها از حدود ۱۰ هزار سال پیش و در برخی مناطق حتی دیرتر رواج پیدا کرده است.

🔹می‌توان گفت که جنگ درون‌گونه انسان‌ها (جنگیدن گروهی از انسان‌ها با گروهی دیگر) از زمانی‌ابداع شد که آنان به اهمیت همکاری و مشارکت گروهی در پیشرفت خودشان آگاهی پیدا کردند و متوجه شدند که می‌توانند از قدرت گروهی خویش برای سلطه بر گروههای دیگر استفاده کنند.

🔻 انسانها برای برطرف کردن نیازهای خویش گروه­هایی تشکیل دادند تا خود را در مقابل عوامل تهدیدکننده حفظ و بقایشان را تضمین کنند. این گروه­های اجتماعی گاهی با هم متحد شده و جمعیت گسترده­‌تری را تشکیل داده که با مفاهیمی همچون «ملت»، «وطن»، «کشور» و ...توصیف شده­‌اند.

🔶 ملت‌ها بنابراین با ایجاد مرزها و تدوین قوانين درون‌مرزی و بین‌مرزی، كوشيده‌اند از نفوذ و دست‌درازی ديگران به درون مرزهايشان ممانعت كنند تا جايی كه وطن آنقدر اهمیت داشته که مردمش برای حفظ آن جانفشانی کرده و چه بسا افرادی که با اين هدف همه هستی یا جان خويش را از دست داده اند.

🔷 برای رسيدن به اين هدف، نظام‌های آموزشی کشورهای مختلف نیز كوشيده‌اند از طریق برنامه های درسی این قداست خاک یا وطن را برای کودکان و نوجوانان روشن کرده، آنان را به گونه­‌ای تربیت کنند که به اشخاصی به اصطلاح «وطن­ پرست» تبدیل شوند.

🔶در سال­های اخیر به خاطر گسترش تعاملات میان­ مرزی و گسترش ارتباطات مجازی تا اندازه­‌ای برخی متقاعد شده‌اند که اشخاص آن سوی اين مرزهای (به اصطلاح وطن ناميده شده) نیز انسان هستند و نيازهای مشابهی اعم از خوراك، پوشاك، مسكن، امنيت، ارتباطات، تحصیلات و ...دارند. آنها نیز همچون اینها نیاز دارند مورد احترام واقع شوند، دلشوره نداشته باشند، امنیت داشته باشند، مورد تجاوز واقع نشوند و در این چند صباح زندگی دغدغه‌های مربوط به جنگ و خشونت را تحمل نکنند.

🔻 چنین درکی در دهه‌های اخیر منجر به پیدایش مفاهیمی همچون «شهروند جهانی» گرديده و برخی از تربیت شناسان را ترغیب نموده تا درباره آموزش صلح کوشش کنند. هدف آموزش صلح، ارتقای سطح دانش، نگرش و رفتارهای شهروندان جهان برای ایجاد یک دنیای امن و تبدیل آن به یک محیط حمایتگر است. مطالعاتی منتشر شده که نشان داد­ه‌اند، آموزش صلح به دانش­‌آموزان نقش عمده­‌ای در کاهش خشونت، ارتقای نوع­دوستی و اجتناب از پرخاشگری ایفا می­‌کند.

🔷 با این وجود، ما همچنان می‌بینیم که به شکلی گسترده مجوز جنگ از طرف رهبران، دولتمردان و سیاستمداران صادر می­شود. آنان هیجانزده آتش جنگ را شعله‌ور می‌کنند و با چشمان خود آوارگی، مرگ و سوگ هزاران انسان­ بیگناه را نظاره می‌کنند.

🔻بنابراین، به نظر می‌رسد که تربیت مغز رهبران جهان و دعوت آنان به ترویج صلح نیز به همان اندازه آموزش صلح به کودکان و نوجوانان اهمیت دارد. همانگونه که ماری فیزدوف در کتاب مغزهای ما در جنگ اشاره می‌کند، جنگ‌طلبان باید یاد بگیرند که در جنگ نه منطق، بلکه غرایز و احساسات نقش اصلی را دارند. پس ما باید با آنان درباره پیامدها و آثار نامطلوب جنگ صحبت کنیم. به طور خاص به آنان آموزش بدهیم که چگونه با تنظیم هیجان خویش می‌توانند از بروز جنگ و ویرانی جلوگیری کنند.

🔹 رهبران جنگ‌طلب باید بدانند که گرچه زبان آنان به راحتی کلماتی را ادا می­‌کند، اما همان کلمات به ظاهر ساده گاهی دستور جنگی مخرب و ویرانگر، ترسناک و اضطراب­ آفرین است. جنگی که سوء تغذیه، فقر و عدم دسترسی به آموزش را به کودکانی هديه می­کند که مظلومانه و معصومانه طعمه حس ساختگی وطن پرستی رهبران سیاسی می­‌شوند؛ رهبرانی که با اين تصميم‌های آگاهانه یا ناآگاهانه خود به ایجاد و گسترش پديده‌ای نفرت انگيز افتخار می­کنند و حتی به خاطر مشارکت در آن مدال می‌گیرند و مدال می‌دهند.

🔴 جان دیوئی بیش از صد سال پیش در سال ۱۹۰۲ می­ گوید: «آنچه که بهترین و آگاه­ترین والدین برای فرزندان خود می­خواهند، جامعه باید همان را برای همه فرزندان خود بخواهد». این برداشت شايد بالاترین سطح رشد اخلاقی را منعکس کند که کالبرگ نيز از آن به عنوان عالی‌ترین مرحله از سطوح رشد اخلاقی ياد كرده است. صد افسوس! آنانکه دستور جنگ و ویرانی و خشونت می­دهند نمی‌توانند این موضوع را درک کنند!

🔵 به امید روزی که جهان پر از صلح و آرامش برای همه، به ويژه کودکان شود و آموزش صلح، اولويتی گريزناپذير در دستورکار سازمان‌های بین‌المللی برای رهبران جهان قرار گیرد، در عین حال کانون توجه برنامه های درسی مدارس نیز باشد.

علی نوری، متخصص عصب‌تربیت شناسی


#یادداشت
#هیجان
#جنگ
#صلح
#علوم_اعصاب_تربیتی

🧠🧠🧠🧠
@eduneuro
👍2