منابع بیگانه
https://www.instagram.com/tv/CaHZnPwoXkq/?utm_medium=copy_link #رنگها
بحث رنگها خیلی عجیب و پشم ریزونه از نظرم، اصلا دست کمش نگیرید. برگ چه رنگیه؟ هررنگی جز سبز :)
Nira
اینهم ویدئوی ساخته شده و نشون دادن مغالطات گیاهخواران : https://youtu.be/sGG-A80Tl5g
دررابطه با گیاهخواری این رو قبلا گذشته بودم،
لطفا خام صحبتهای یک عده نشید.
با توجه به اینکه ما تنها موجوداتی هستیم که امکان ساخت ابزار پیشرفته و پختن غذا رو داریم، تغییراتی در بدن ما اتفاق افتاده مثل کوچیکتر شدن پنجه ها و فک و کوچیکتر شدن دندونها. بااینحال، هنوز توی کسانی که ارتودنسی نکردن میتونید ببینید و همینطور توی فسیلها که دندونها، هم شکل گیاهخوار هارو داره و هم شکل دندونهای گوشتخوارهارو.
نکتهی مهم اینه که توجه کنید چطور در طی سالها فرگشت، کسانی که جثهی کوچیک و دندونهای کوچیکی داشتن هم با پیشرفت ابزارها و پختن غذا تونستن بقا پیدا کنن و به دلیل اینکه روز به روز به این لذید تر شدن ادامه میدیم و خامخواری رو ترک کردیم این اتفاق تقویت میشه.
اگر نسبت به صنعت دامپروری معترضید، میتونید به صنعت اعتراض کنید اما نباید واقعیت همهچیز خوار بودن انسان رو زیر سوال ببرید و سعی کنید نشون بدید انسان همهچیز خوار نیست. همونطور که میدونید اگر بالانس در تغذیهی شما نباشه و گوشتخوار بشید یا گیاهخوار، آسیب جدی وارد خواهد شد چون منابعی در هردو هست که بااون یکی جبران پذیر نیست.
#گیاه_خواری
@scientific_resources
لطفا خام صحبتهای یک عده نشید.
با توجه به اینکه ما تنها موجوداتی هستیم که امکان ساخت ابزار پیشرفته و پختن غذا رو داریم، تغییراتی در بدن ما اتفاق افتاده مثل کوچیکتر شدن پنجه ها و فک و کوچیکتر شدن دندونها. بااینحال، هنوز توی کسانی که ارتودنسی نکردن میتونید ببینید و همینطور توی فسیلها که دندونها، هم شکل گیاهخوار هارو داره و هم شکل دندونهای گوشتخوارهارو.
نکتهی مهم اینه که توجه کنید چطور در طی سالها فرگشت، کسانی که جثهی کوچیک و دندونهای کوچیکی داشتن هم با پیشرفت ابزارها و پختن غذا تونستن بقا پیدا کنن و به دلیل اینکه روز به روز به این لذید تر شدن ادامه میدیم و خامخواری رو ترک کردیم این اتفاق تقویت میشه.
اگر نسبت به صنعت دامپروری معترضید، میتونید به صنعت اعتراض کنید اما نباید واقعیت همهچیز خوار بودن انسان رو زیر سوال ببرید و سعی کنید نشون بدید انسان همهچیز خوار نیست. همونطور که میدونید اگر بالانس در تغذیهی شما نباشه و گوشتخوار بشید یا گیاهخوار، آسیب جدی وارد خواهد شد چون منابعی در هردو هست که بااون یکی جبران پذیر نیست.
#گیاه_خواری
@scientific_resources
👍4👎4
Forwarded from Explorer Mindset ذهن کاوشگر
🍄 در مورد قارچ ها بیشتر بدانیم.
قارچ ها (Fungi) یکی از ۶ فرمانرو (kingdom) اصلی موجودات زنده را تشکیل میدهند. شاید بسیاری از مردم ندانند ولی آنها نقشی کلیدی در شکل دهی محیط زیست ابتدایی کره زمین و فراهم آوردن زمینه گسترش حیات گیاهی و جانوری داشتند.
نخستین گیاهانی که ۵۰۰ میلیون سال پیش بر روی خشکی ظاهر شدند، برای ادامه ی حیات شان نیازمند قارچها بودند. این گیاهان ابتدایی فاقد ریشه بودند و برای تامین مواد غذایی خود با قارچهایی که درون و اطراف آنها رشد میکردند، همکاری داشتند. قارچها مواد غذایی را از خاک جذب میکردند و حتی میتوانستند با ترشح اسیدهای آلی سنگها را تجزیه کرده و مواد معدنی درون آنها را استخراج کنند. در عوض، گیاهان فتوسنتز کرده و مواد غذایی تولیده شده را در اختیار قارچها قرار میدادند. تبادل منابع غذایی بین گیاهان ابتدایی و قارچها باعث رشد و فرگشت گیاهان خشکی شد و به تدریج گونه های متنوع و پیچیده تری را به وجود آورد. این فرآیند امروز نیز همچنان ادامه دارد، بسیاری از گیاهان خشکی با یک شریک قارچی همکاری میکنند و یا به طور کامل برای بقا به کمک آنها وابسته اند.
همزیستی گیاهان و قارچها در طول میلیونها سال باعث ادامه و کارآمد شدن فتوسنتر گیاهان بر روی خشکی بود که در نهایت موجب افزایش غلظت اکسیژن در اتمسفر زمین و پیدایش حیات جانوری پیچیده تر شد.
@explorermindset 🌐 ذهن کاوشگر
قارچ ها (Fungi) یکی از ۶ فرمانرو (kingdom) اصلی موجودات زنده را تشکیل میدهند. شاید بسیاری از مردم ندانند ولی آنها نقشی کلیدی در شکل دهی محیط زیست ابتدایی کره زمین و فراهم آوردن زمینه گسترش حیات گیاهی و جانوری داشتند.
نخستین گیاهانی که ۵۰۰ میلیون سال پیش بر روی خشکی ظاهر شدند، برای ادامه ی حیات شان نیازمند قارچها بودند. این گیاهان ابتدایی فاقد ریشه بودند و برای تامین مواد غذایی خود با قارچهایی که درون و اطراف آنها رشد میکردند، همکاری داشتند. قارچها مواد غذایی را از خاک جذب میکردند و حتی میتوانستند با ترشح اسیدهای آلی سنگها را تجزیه کرده و مواد معدنی درون آنها را استخراج کنند. در عوض، گیاهان فتوسنتز کرده و مواد غذایی تولیده شده را در اختیار قارچها قرار میدادند. تبادل منابع غذایی بین گیاهان ابتدایی و قارچها باعث رشد و فرگشت گیاهان خشکی شد و به تدریج گونه های متنوع و پیچیده تری را به وجود آورد. این فرآیند امروز نیز همچنان ادامه دارد، بسیاری از گیاهان خشکی با یک شریک قارچی همکاری میکنند و یا به طور کامل برای بقا به کمک آنها وابسته اند.
همزیستی گیاهان و قارچها در طول میلیونها سال باعث ادامه و کارآمد شدن فتوسنتر گیاهان بر روی خشکی بود که در نهایت موجب افزایش غلظت اکسیژن در اتمسفر زمین و پیدایش حیات جانوری پیچیده تر شد.
@explorermindset 🌐 ذهن کاوشگر
👍1
Forwarded from ماهنامه مديريت ارتباطات
نکاتی دربارۀ شرمسار کردن عمومی در فضای مجازی/ بخش دوم: معایب و مضرات
عدم تناسب جرم و مجازات در محاکمۀ مجازی
✍🏽 کاوه بهبهانی/ مدرس و مترجم فلسفه
⚪️ بین جرم و مجازات باید تناسب وجود داشته باشد. بهعبارت دیگر، مجرم باید مجازات شود اما به میزانی که مستحق آن است و نه بیش از آن. در جامعۀ مجازی و فضای مجازی معمولاً مجازاتها با جرم متناسب نیستند؛ یعنی معمولاً فرد بیش از آنچه مستحق است مجازات میشود.
⚫️ مجازاتگران فضای مجازی باید به این نکته توجه کنند که بسیاری از کوتاهیهای اخلاقی ناشی از فقدان آگاهی است. در جوامع، بهویژه جوامع در حال توسعه، با انسانهایی نامطلع طرفیم که هنوز آموزش ندیدهاند و مثلاً رفتاری تبعیضآمیز دارند یا سخنی تبعیضآمیز بر زبان میآورند که چه بسا اگر بدانند رفتارشان اخلاقاً زشت و نادرست و آزاردهنده است، دست به آن کار نزنند.
⚪️ ناگهان عدۀ زیادی کسی را بهعنوان مجرم میشناسند و قصد میکنند او را در فضای عمومی مجازی شرمسار کنند. آن شخص در بین بسیاری از مردم انگشتنما میشود و در این میان احتمالاً تناسب میان جرم و مجازات زایل خواهد شد.
⚫️ ممکن است گروههای سومی نیز وارد ماجرا میشوند که اصلاً درگیر ماجرا نبودهاند و کنش مجرمانهای نکردهاند ولی مجازاتِ مجازی دامن آنها را هم خواهد گرفت. برای نمونه، علاوه بر اینکه آبروی آن شخص میرود، آبروی خانواده و نزدیکانش نیز میرود و آنها نیز در برابر عدۀ بسیاری شرمسار خواهند شد. توجه کنید که تعداد کاربران فضای مجازی که قرار است از ماجرای مجرم باخبر شوند بسیار زیاد است.
⚪️ در مجازاتهای مجازی چون عدۀ زیادی فرد را بهعنوان مجرم خواهند شناخت، معمولاً مجازات موجب طرد شدن فرد از جامعه میشود و هزینههای بسیاری را به او تحمیل خواهد کرد که این هزینهها ممکن است با جرمی که شخص مرتکب شده تناسب نداشته باشند.
⚫️ در فضای مجازی با پدیدۀ کاربران مجعول یا بینامونشان روبهرو هستیم. کاربرانی که از اسم واقعیشان استفاده نمیکنند، عکسِ پروفایلشان حقیقی نیست و خلاصه کاربرِ جعلی هستند. یا حتی ممکن است خودِ اتهامزننده بینامونشان باشد و با اسموسم واقعیاش کمپین مجازات راه بیندازد ولی تعداد زیادی آدم بینامونشان با لایک کردنهای خود اتهام او را تأیید خواهند کرد که آنها هم جزو مجازاتکنندگاناند، ولی در برابر اتهامی که میزنند پاسخگو نیستند و تازه موجب میشوند شخص اتهامزننده نیز به پشتوانۀ آنها و در سایۀ تأییدشان بیشتر مستعدِ سوگیری و تعصب شود.
⚪️ جدیترین نکتهای که درباره مجازاتهای مجازی میخواهم بگویم متأثر از مفهومی است که میتوان با پیروی از برخی اندیشمندان مدرن به آن گفت «خودکامگی اکثریت». این مفهوم را قاضی خوشقلم فرانسوی، «الکسی دو توکوویل»، به این شکل طرح کرد، اما «جان استوارت میل» بود که در اثر مشهورش، «در باب آزادی»، این مفهوم را بهخوبی ورز داد. در فضاهای دموکراتیک این قابلیت وجود دارد که اکثریت مردم، خواست و میلشان را گلهوار به همه تحمیل کنند و خواست و میل اقلیت را حذف کنند و نادیده بگیرند.
⚫️ یکی از اهداف کیفرهای مجازی این بود که صدای بهحاشیهرفتگان به گوش برسد، اما از قضا ممکن است این فرایند برعکس شود، چراکه ما انسانها قابلیت داریم گلهای رفتار کنیم؛ یعنی انسان این قابلیت را دارد که خودش را به تودۀ آدمها پیوند بزند و از گله (بهتعبیر برخی از فلاسفۀ اگزیستانسیالیست) پیروی کند.
🗞 اینها بخشهایی از سخنرانی مفصل و مکتوب شده «کاوه بهبهانی» با عنوان «محاکمات مجازی مردمی در ترازوی اخلاق» است که در شماره 136 ماهنامه مدیریت ارتباطات منتشر شده است.
▫️▫️▫️
@cm_magazine
عدم تناسب جرم و مجازات در محاکمۀ مجازی
✍🏽 کاوه بهبهانی/ مدرس و مترجم فلسفه
⚪️ بین جرم و مجازات باید تناسب وجود داشته باشد. بهعبارت دیگر، مجرم باید مجازات شود اما به میزانی که مستحق آن است و نه بیش از آن. در جامعۀ مجازی و فضای مجازی معمولاً مجازاتها با جرم متناسب نیستند؛ یعنی معمولاً فرد بیش از آنچه مستحق است مجازات میشود.
⚫️ مجازاتگران فضای مجازی باید به این نکته توجه کنند که بسیاری از کوتاهیهای اخلاقی ناشی از فقدان آگاهی است. در جوامع، بهویژه جوامع در حال توسعه، با انسانهایی نامطلع طرفیم که هنوز آموزش ندیدهاند و مثلاً رفتاری تبعیضآمیز دارند یا سخنی تبعیضآمیز بر زبان میآورند که چه بسا اگر بدانند رفتارشان اخلاقاً زشت و نادرست و آزاردهنده است، دست به آن کار نزنند.
⚪️ ناگهان عدۀ زیادی کسی را بهعنوان مجرم میشناسند و قصد میکنند او را در فضای عمومی مجازی شرمسار کنند. آن شخص در بین بسیاری از مردم انگشتنما میشود و در این میان احتمالاً تناسب میان جرم و مجازات زایل خواهد شد.
⚫️ ممکن است گروههای سومی نیز وارد ماجرا میشوند که اصلاً درگیر ماجرا نبودهاند و کنش مجرمانهای نکردهاند ولی مجازاتِ مجازی دامن آنها را هم خواهد گرفت. برای نمونه، علاوه بر اینکه آبروی آن شخص میرود، آبروی خانواده و نزدیکانش نیز میرود و آنها نیز در برابر عدۀ بسیاری شرمسار خواهند شد. توجه کنید که تعداد کاربران فضای مجازی که قرار است از ماجرای مجرم باخبر شوند بسیار زیاد است.
⚪️ در مجازاتهای مجازی چون عدۀ زیادی فرد را بهعنوان مجرم خواهند شناخت، معمولاً مجازات موجب طرد شدن فرد از جامعه میشود و هزینههای بسیاری را به او تحمیل خواهد کرد که این هزینهها ممکن است با جرمی که شخص مرتکب شده تناسب نداشته باشند.
⚫️ در فضای مجازی با پدیدۀ کاربران مجعول یا بینامونشان روبهرو هستیم. کاربرانی که از اسم واقعیشان استفاده نمیکنند، عکسِ پروفایلشان حقیقی نیست و خلاصه کاربرِ جعلی هستند. یا حتی ممکن است خودِ اتهامزننده بینامونشان باشد و با اسموسم واقعیاش کمپین مجازات راه بیندازد ولی تعداد زیادی آدم بینامونشان با لایک کردنهای خود اتهام او را تأیید خواهند کرد که آنها هم جزو مجازاتکنندگاناند، ولی در برابر اتهامی که میزنند پاسخگو نیستند و تازه موجب میشوند شخص اتهامزننده نیز به پشتوانۀ آنها و در سایۀ تأییدشان بیشتر مستعدِ سوگیری و تعصب شود.
⚪️ جدیترین نکتهای که درباره مجازاتهای مجازی میخواهم بگویم متأثر از مفهومی است که میتوان با پیروی از برخی اندیشمندان مدرن به آن گفت «خودکامگی اکثریت». این مفهوم را قاضی خوشقلم فرانسوی، «الکسی دو توکوویل»، به این شکل طرح کرد، اما «جان استوارت میل» بود که در اثر مشهورش، «در باب آزادی»، این مفهوم را بهخوبی ورز داد. در فضاهای دموکراتیک این قابلیت وجود دارد که اکثریت مردم، خواست و میلشان را گلهوار به همه تحمیل کنند و خواست و میل اقلیت را حذف کنند و نادیده بگیرند.
⚫️ یکی از اهداف کیفرهای مجازی این بود که صدای بهحاشیهرفتگان به گوش برسد، اما از قضا ممکن است این فرایند برعکس شود، چراکه ما انسانها قابلیت داریم گلهای رفتار کنیم؛ یعنی انسان این قابلیت را دارد که خودش را به تودۀ آدمها پیوند بزند و از گله (بهتعبیر برخی از فلاسفۀ اگزیستانسیالیست) پیروی کند.
🗞 اینها بخشهایی از سخنرانی مفصل و مکتوب شده «کاوه بهبهانی» با عنوان «محاکمات مجازی مردمی در ترازوی اخلاق» است که در شماره 136 ماهنامه مدیریت ارتباطات منتشر شده است.
▫️▫️▫️
@cm_magazine
👍2
Nose and beyond
Adamizad
🎙 اپیزود 2: دماغ و حواشی دماغ ( #گفتگویی با دکتر امیر یار احمدی)
#آدمیزاد #پادکست پزشکی ولی با نگاه از منظر علوم انسانی و اجتماعی به علم طبابت، بهداشت و درمان است.
@adamizadpod
#آدمیزاد #پادکست پزشکی ولی با نگاه از منظر علوم انسانی و اجتماعی به علم طبابت، بهداشت و درمان است.
@adamizadpod
👍1
مطالب درباره گیاه خواری:
۱_ https://t.iss.one/scientific_resources/341
۲_ https://t.iss.one/scientific_resources/420
۳_ https://t.iss.one/scientific_resources/474
۴_ https://t.iss.one/scientific_resources/421
۵_ https://t.iss.one/scientific_resources/422
۶_ https://t.iss.one/scientific_resources/627
scientific_resources
۱_ https://t.iss.one/scientific_resources/341
۲_ https://t.iss.one/scientific_resources/420
۳_ https://t.iss.one/scientific_resources/474
۴_ https://t.iss.one/scientific_resources/421
۵_ https://t.iss.one/scientific_resources/422
۶_ https://t.iss.one/scientific_resources/627
scientific_resources
Telegram
منابع مفید - نوروساینس علم
آیا گیاهان دارای آگاهی هستند؟
عصبزیستشناسان گیاهی که میگویند گیاهان آگاهی دارند، همواره یک نکته را نادیده میگیرند و آن این است که مغز باید به یک درجهٔ مشخص از پیچیدگی ساختاری و عملکردی رسیده باشد تا آگاهی بتواند در آن ظهور کند؛ بنابراین گیاهان دارای…
عصبزیستشناسان گیاهی که میگویند گیاهان آگاهی دارند، همواره یک نکته را نادیده میگیرند و آن این است که مغز باید به یک درجهٔ مشخص از پیچیدگی ساختاری و عملکردی رسیده باشد تا آگاهی بتواند در آن ظهور کند؛ بنابراین گیاهان دارای…
👎5
Forwarded from Bijan Kaboudi
چون بعنوان یک پزشک تاکنون در کتابهای مرجع و معتبر به این مطلب برخورد نکرده بودم شخصا کنجکاو شدم و در این زمینه در پایگاه های معتبر علمی در حوزه پزشکی و همچنین در سایتهای غیر تخصصی جستجو کردم.
بطور کلی در پایگاه پاب مد با جستجوی دو کلید واژه ۴۴۰ هرتز و ۴۳۲ هرتز ، هفت مقاله یافت شد.
با مطالعه خلاصه آنها متوجه شدم دو مقاله اساسا ارتباطی به اثرات این دو فرکانس ندارد. یک مقاله دیگر فقط اثرات موسیقی ۴۳۲ هرتز را بررسی کرده است و مقایسه ای با ۴۴۰ هرتز نداشته است.
از چهار مقاله باقیمانده، سه مورد بود که اثرات این دو فرکانس را روی چند متغییر محدود مقایسه کرده بود. و چهارمین مقاله در اصل اعلام وجود خطا در یکی از سه مقاله قبلی بود.
برای اطمینان خوانندگان هم تصویر صفحه جستجو و هم فایل پی دی اف خلاصه سه مقاله مرتبط و البته اصلاحیه یکی از آنها را ارسال می کنم و سپس جمع بندی و نظر خود را به استناد بررسی انجام شده ارائه میدهم.
بطور کلی در پایگاه پاب مد با جستجوی دو کلید واژه ۴۴۰ هرتز و ۴۳۲ هرتز ، هفت مقاله یافت شد.
با مطالعه خلاصه آنها متوجه شدم دو مقاله اساسا ارتباطی به اثرات این دو فرکانس ندارد. یک مقاله دیگر فقط اثرات موسیقی ۴۳۲ هرتز را بررسی کرده است و مقایسه ای با ۴۴۰ هرتز نداشته است.
از چهار مقاله باقیمانده، سه مورد بود که اثرات این دو فرکانس را روی چند متغییر محدود مقایسه کرده بود. و چهارمین مقاله در اصل اعلام وجود خطا در یکی از سه مقاله قبلی بود.
برای اطمینان خوانندگان هم تصویر صفحه جستجو و هم فایل پی دی اف خلاصه سه مقاله مرتبط و البته اصلاحیه یکی از آنها را ارسال می کنم و سپس جمع بندی و نظر خود را به استناد بررسی انجام شده ارائه میدهم.
👍1
Forwarded from Bijan Kaboudi
تصویر صفحه مربوط به جستجو و هفت مورد یافت شده ☝
Forwarded from Bijan Kaboudi
ترجمه خلاصه سه مقاله مرتبط با موضوع و اصلاحیه یکی از آنها. ☝
Forwarded from Bijan Kaboudi
و اما نتیجه گیری در پاسخ به سوال :
همانطور که مشاهده میشود تعداد تحقیقات برای نتیجه گیری قابل قبول و قابل اعتماد بسیار بسیار اندک است.
نکته بعدی اینکه با نقد علمی همین سه مقاله نیز متوجه محدودیت های بسیاری خواهید شد. مثلا تعداد کم حجم نمونه، اینکه یک مقاله روی مدل موش بوده است. اینکه آزمون های آماری بدرستی انتخاب نشده اند. اینکه برخی موارد به اختلافات بسیار جزیی اتکا شده مثل کاهش یک بار تنفس در دقیقه یا کاهش ۶ ضربه قلب در دقیقه و ...
بنابراین بر اساس منابع علمی نمی توان ادعا کرد فرکانس ۴۳۳ اثرات مفیدتری نسبت به فرکانس ۴۴۰ بر روان و سیستم عصبی دارد.
متاسفانه سایت های غیرعلمی و سودجو بدون استناد علمی و گاهی کاملا خرافی و اشتباه مطالبی مانند فرکانس شیطان و اثر بر چاکرای قلب و ... طرح کرده اند.
سپاس از سوال شما.
همانطور که مشاهده میشود تعداد تحقیقات برای نتیجه گیری قابل قبول و قابل اعتماد بسیار بسیار اندک است.
نکته بعدی اینکه با نقد علمی همین سه مقاله نیز متوجه محدودیت های بسیاری خواهید شد. مثلا تعداد کم حجم نمونه، اینکه یک مقاله روی مدل موش بوده است. اینکه آزمون های آماری بدرستی انتخاب نشده اند. اینکه برخی موارد به اختلافات بسیار جزیی اتکا شده مثل کاهش یک بار تنفس در دقیقه یا کاهش ۶ ضربه قلب در دقیقه و ...
بنابراین بر اساس منابع علمی نمی توان ادعا کرد فرکانس ۴۳۳ اثرات مفیدتری نسبت به فرکانس ۴۴۰ بر روان و سیستم عصبی دارد.
متاسفانه سایت های غیرعلمی و سودجو بدون استناد علمی و گاهی کاملا خرافی و اشتباه مطالبی مانند فرکانس شیطان و اثر بر چاکرای قلب و ... طرح کرده اند.
سپاس از سوال شما.
منابع بیگانه
چون بعنوان یک پزشک تاکنون در کتابهای مرجع و معتبر به این مطلب برخورد نکرده بودم شخصا کنجکاو شدم و در این زمینه در پایگاه های معتبر علمی در حوزه پزشکی و همچنین در سایتهای غیر تخصصی جستجو کردم. بطور کلی در پایگاه پاب مد با جستجوی دو کلید واژه ۴۴۰ هرتز و ۴۳۲…
در حاشیهی اینکه میخونید و مطلب رو فهمیدید، به روش جست و جو کردنم توجه کنید، خیلی خوب و جالب توضیح داده. اعتبار سنجی مقالههارم روششو گفته، میرید ریویو هارو میخونید و میبینید اصلا اون مقاله نمونه اماریش چقدره، روشش چی بوده، چندبار روش تحقیق انجام شده و اینجوری میفهمید چقدر یک مقاله معتبره. هر مقالهای اعتبار نداره.
👍3
Forwarded from دکتر محمدرضا سرگلزایی drsargolzaei
#پرسش_و_پاسخ
❓پرسش:
درود و ارادت استاد ارجمند
سپاس ویژه بابت نوشتههای بسیار ارزنده و کارآمدتان در تلگرام و آرزوی نیک فرجامی و سرافرازی برای شما و همه ایرانیان. پرسشی چند گاهی است برایم به وجود آمده و در هر پیام و نوشتار شما هم افزونتر میشود و آن این که چنین مینماید که شما باوری به آن چه #قانون_جذب نامیده میشود ندارید و بیشتر به کنش و واکنش دانش - پایه، باور دارید که صد البته بجا و اندیشمندانه است. بنده دانش روانشناسی ندارم، بلکه به سبب کنجکاوی چند کتابی با محتوای "قانون جذب" خواندهام و به نظرم با برخی از باورهای فرا زمینی و دینی ما هم سو میباشد. بسا این که "روح" و وابستههایش هنوز در درک دانش ما نمیگنجد و نخواهد گنجید (...قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَ ما أُوتيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلاَّ قَليلاً. اسراء/85) و از دیگر سو، دانش جدیدی که در زمینه فیزیک کوانتوم بیان میشود، نشانگر این است که قانون جذب را میتوان با دیدگاه دانش- پایه آن جناب باور کرد!. خواهشمندم بزرگواری فرمایید و تردید و دو دلی مرا پاسخی - همچون همیشه درخور و شایسته - عنایت فرمایید. سپاس فراوان
✍ پاسخ #دکترسرگلزایی:
سلام و ارادت
آنچه راجع به ارتباط بین قانون جذب و یافتههای فیزیک کوانتوم گفته میشود ناشی از فهم نادرست فیزیک کوانتوم است. حوزهٔ فیزیک کوانتوم مربوط به «سطح زیر اتمی» است، یافتههای فیزیک نسبیّت هم مربوط به سرعت نزدیک به سرعت نور، در حالی که ما نه در سطح sub-atomic زندگی میکنیم و نه در سرعت نزدیک به سرعت نور! بنابراین زندگی ما با مکانیک نیوتنی بیشتر قابل فهم است تا فیزیک کوانتوم و فیزیک نسبیّت. قانون «کارما» که این روزها با نام قانون جذب معروف شده است یک باور مذهبی کهن است و نه یک قانون علمی. ایمان مذهبی یک مقوله است و اثبات علمی یک مقولهٔ دیگر. در کتاب «مشتاقی و مهجوری» استاد مصطفی ملکیان بحث مفصّلی در این زمینه وجود دارد.
تندرست و شادکام باشید
#کوانتوم #فیزیک_کوانتوم #انرژی #دکتر_سرگلزایی
#drsargolzaei
@drsargolzaei
❓پرسش:
درود و ارادت استاد ارجمند
سپاس ویژه بابت نوشتههای بسیار ارزنده و کارآمدتان در تلگرام و آرزوی نیک فرجامی و سرافرازی برای شما و همه ایرانیان. پرسشی چند گاهی است برایم به وجود آمده و در هر پیام و نوشتار شما هم افزونتر میشود و آن این که چنین مینماید که شما باوری به آن چه #قانون_جذب نامیده میشود ندارید و بیشتر به کنش و واکنش دانش - پایه، باور دارید که صد البته بجا و اندیشمندانه است. بنده دانش روانشناسی ندارم، بلکه به سبب کنجکاوی چند کتابی با محتوای "قانون جذب" خواندهام و به نظرم با برخی از باورهای فرا زمینی و دینی ما هم سو میباشد. بسا این که "روح" و وابستههایش هنوز در درک دانش ما نمیگنجد و نخواهد گنجید (...قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَ ما أُوتيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلاَّ قَليلاً. اسراء/85) و از دیگر سو، دانش جدیدی که در زمینه فیزیک کوانتوم بیان میشود، نشانگر این است که قانون جذب را میتوان با دیدگاه دانش- پایه آن جناب باور کرد!. خواهشمندم بزرگواری فرمایید و تردید و دو دلی مرا پاسخی - همچون همیشه درخور و شایسته - عنایت فرمایید. سپاس فراوان
✍ پاسخ #دکترسرگلزایی:
سلام و ارادت
آنچه راجع به ارتباط بین قانون جذب و یافتههای فیزیک کوانتوم گفته میشود ناشی از فهم نادرست فیزیک کوانتوم است. حوزهٔ فیزیک کوانتوم مربوط به «سطح زیر اتمی» است، یافتههای فیزیک نسبیّت هم مربوط به سرعت نزدیک به سرعت نور، در حالی که ما نه در سطح sub-atomic زندگی میکنیم و نه در سرعت نزدیک به سرعت نور! بنابراین زندگی ما با مکانیک نیوتنی بیشتر قابل فهم است تا فیزیک کوانتوم و فیزیک نسبیّت. قانون «کارما» که این روزها با نام قانون جذب معروف شده است یک باور مذهبی کهن است و نه یک قانون علمی. ایمان مذهبی یک مقوله است و اثبات علمی یک مقولهٔ دیگر. در کتاب «مشتاقی و مهجوری» استاد مصطفی ملکیان بحث مفصّلی در این زمینه وجود دارد.
تندرست و شادکام باشید
#کوانتوم #فیزیک_کوانتوم #انرژی #دکتر_سرگلزایی
#drsargolzaei
@drsargolzaei
👍6