sur l'art
حالا شاید براتون جالب باشه خود Basquiat و کارهاش رو ببینید
Jean-Michel Basquiat in his studio, New York, 1982
Neo-experssionism artist
Neo-experssionism artist
❤1
sur l'art
Jean-Michel Basquiat in his studio, New York, 1982 Neo-experssionism artist
© by Jean Michel Basquiat
❤1
sur l'art
Photo
Bird on Money by Jean Michel Basquiat, 1981
A tribute to a jazz musician, Charlie Parker, who his nickname was "bird".
A tribute to a jazz musician, Charlie Parker, who his nickname was "bird".
❤1
sur l'art
Bird on Money by Jean Michel Basquiat, 1981 A tribute to a jazz musician, Charlie Parker, who his nickname was "bird".
این اثر رو شاید روی کاور آلبوم The Strokes دیده باشین.
🔥1
It took me 4 years to draw like Raphael, but a lifetime to paint like a child.
-Pablo Picasso
-Pablo Picasso
🎨 تقریبا میشه گفت هر کاری یک سیر و سلسله مراتب خاص خودش رو داره
یک چیزی که همیشه برام جالبه شوخیها و مسخره کردنهای آدمها درباره abstract art یا neo-expressionismه از سمت کسایی که خیلی با هنر درگیر نیستن.
مسئله اینه که شما ذوق و قریحه و tasteتون باید به اندازه کافی رشد کرده باشه و train شده باشه که بتونید توی هنر یه چیزهایی رو درک کنید. چشم یک آدم رندم و چشم یک هنرمند یا یک دوستدار هنر تواناییهای متفاوتی توی دیدن جزئیات، ترکیب رنگها، کامپوزیشنها، تکنیکها، اشارهها و... دارن
مثال هم بخوام بزنم،
شما اول نیاز دارید منطق بدونید و تاریخ فلسفه خونده باشید تا بتونید برید سراغ مطالعه متون نیچه.
این تقدم و تاخر رو معمولا توی حوزههای دیگه رعایت میکنن ولی توی هنر کسی نیست دست مردم عوام رو بگیره و بهشون راه رو نشون بده. نتیجهش هم میشه همین شوخیهای آبکی درباره هنر انتزاعی که زیاد میشنویم یا حتی درباره یک سری آثار سوررئال.
کلا این رعایت ترتیب مراحل کاری که میکنید رو به بخشهای دیگه زندگیتون هم تعمیم بدید.
Kisses :*
یک چیزی که همیشه برام جالبه شوخیها و مسخره کردنهای آدمها درباره abstract art یا neo-expressionismه از سمت کسایی که خیلی با هنر درگیر نیستن.
مسئله اینه که شما ذوق و قریحه و tasteتون باید به اندازه کافی رشد کرده باشه و train شده باشه که بتونید توی هنر یه چیزهایی رو درک کنید. چشم یک آدم رندم و چشم یک هنرمند یا یک دوستدار هنر تواناییهای متفاوتی توی دیدن جزئیات، ترکیب رنگها، کامپوزیشنها، تکنیکها، اشارهها و... دارن
مثال هم بخوام بزنم،
شما اول نیاز دارید منطق بدونید و تاریخ فلسفه خونده باشید تا بتونید برید سراغ مطالعه متون نیچه.
این تقدم و تاخر رو معمولا توی حوزههای دیگه رعایت میکنن ولی توی هنر کسی نیست دست مردم عوام رو بگیره و بهشون راه رو نشون بده. نتیجهش هم میشه همین شوخیهای آبکی درباره هنر انتزاعی که زیاد میشنویم یا حتی درباره یک سری آثار سوررئال.
کلا این رعایت ترتیب مراحل کاری که میکنید رو به بخشهای دیگه زندگیتون هم تعمیم بدید.
Kisses :*
1❤6💘1
📑 The Aesthetics of Composition: A Study of Mondrian
هر بار هم که کسی میگه "من هم میتونم رنگ بریزم روی بوم تا یه هنر انتزاعی بشه" یاد این مطالعه میافتم.
ببخشید که ناراحتت میکنم، ولی تو نمیتونی.
آثار هنر انتزاعی با وجود بینظمیای که توشون دیده میشه، یک نظمهای هندسیای دارن.
توی یک پژوهشی که نتیجهش سال ۱۹۹۳ چاپ شد، چند تصویر به افرادی که هنرمند یا مخاطب هنر نیستن نمایش داده شد. یک اثر کپی از اثر اصلی Piet Mondarian بود و چند نسخه تابلوی "تغییر یافته" به سبک نقاشیهای همین هنرمند، با نسبتهای متفاوت بین خطوط.
تعداد شرکتکنندههایی که کپی ِ اثر اصلی رو به عنوان اثر "بهتر" یا "زیباتر" انتخاب میکردن اونقدری بود که دیگه نمیشد گفت این اتفاق شانسیه.
در نتیجه دیدن که کارهای Mondarian از نسبتهای هندسی و قواعد بصری خاصی پیروی میکنن که به چشم ما انسانها خوشاینده.
نتیجه این پژوهش رو خودتون میتونید از لینک پایین بخونید
📌 https://journals.sagepub.com/doi/10.2190/HXR4-VU9A-P5D9-BPQQ
و این چیزی نیست که فقط توی آثار Mondarian اتفاق بیفته. مثلا شما نسبت طلایی رو میتونید توی آثار جکسون پولاک هم پیدا کنید و از فرکتالهاش لذت ببرید.
درباره این که فرکتالها چطور خوشایندی آثار هنری برای ما انسانها رو شکل میدن میتونید از لینک پایین بخونید
📌 https://3feed.ir/is-consciousness-fractal/
📌 و برای مطالعه بیشتر درباره این که چرا هنر رو به شکل کلاسیکش نباید محدود کنید، به پیشنهاد دوستم رئوف ;) برید کتاب "هنر به منزله تجربه" نوشته "جان دیویی" رو بخونید.
هر بار هم که کسی میگه "من هم میتونم رنگ بریزم روی بوم تا یه هنر انتزاعی بشه" یاد این مطالعه میافتم.
ببخشید که ناراحتت میکنم، ولی تو نمیتونی.
آثار هنر انتزاعی با وجود بینظمیای که توشون دیده میشه، یک نظمهای هندسیای دارن.
توی یک پژوهشی که نتیجهش سال ۱۹۹۳ چاپ شد، چند تصویر به افرادی که هنرمند یا مخاطب هنر نیستن نمایش داده شد. یک اثر کپی از اثر اصلی Piet Mondarian بود و چند نسخه تابلوی "تغییر یافته" به سبک نقاشیهای همین هنرمند، با نسبتهای متفاوت بین خطوط.
تعداد شرکتکنندههایی که کپی ِ اثر اصلی رو به عنوان اثر "بهتر" یا "زیباتر" انتخاب میکردن اونقدری بود که دیگه نمیشد گفت این اتفاق شانسیه.
در نتیجه دیدن که کارهای Mondarian از نسبتهای هندسی و قواعد بصری خاصی پیروی میکنن که به چشم ما انسانها خوشاینده.
نتیجه این پژوهش رو خودتون میتونید از لینک پایین بخونید
📌 https://journals.sagepub.com/doi/10.2190/HXR4-VU9A-P5D9-BPQQ
و این چیزی نیست که فقط توی آثار Mondarian اتفاق بیفته. مثلا شما نسبت طلایی رو میتونید توی آثار جکسون پولاک هم پیدا کنید و از فرکتالهاش لذت ببرید.
درباره این که فرکتالها چطور خوشایندی آثار هنری برای ما انسانها رو شکل میدن میتونید از لینک پایین بخونید
📌 https://3feed.ir/is-consciousness-fractal/
📌 و برای مطالعه بیشتر درباره این که چرا هنر رو به شکل کلاسیکش نباید محدود کنید، به پیشنهاد دوستم رئوف ;) برید کتاب "هنر به منزله تجربه" نوشته "جان دیویی" رو بخونید.
1❤8
sur l'art
Jean-Michel Basquiat in his studio, New York, 1982 Neo-experssionism artist
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1❤4