شما فکر میکنید اسم این دروغ چیست؟
دروغ واقعیت؟
دروغ خیالی؟
دروغ اخلاقی؟
🧠نگاه فلسفی به چهره ی نمادین جشن سال نومیلادی
🆔https://t.iss.one/philos_ASMU
دروغ واقعیت؟
دروغ خیالی؟
دروغ اخلاقی؟
🧠نگاه فلسفی به چهره ی نمادین جشن سال نومیلادی
ممنون از توجه شما متفکران عزیز
🆔https://t.iss.one/philos_ASMU
Telegram
انجمن فلسفه و کلام اسلامی ASMU
انجمن علمی دانشجویی
فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان
👤دبیر انجمن: زهرا جوانشیر @Javanshirr20
📎کانال جامع انجمنها: @anjomanelmi_ASMU
📎کانال شورای اجرایی: @EC_ASMU
فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان
👤دبیر انجمن: زهرا جوانشیر @Javanshirr20
📎کانال جامع انجمنها: @anjomanelmi_ASMU
📎کانال شورای اجرایی: @EC_ASMU
❤🔥4❤1👌1
💐روز پدر؛💐
🧠 تأملی فلسفی وکلامی در ولادت امیرالمؤمنین(ع)
در سنت اندیشهی اسلامی، «پدر» صرفاً یک نسبت طبیعی نیست، بلکه مفهومی هستیشناختی و معرفتی است؛ نماد مبدأ، علت، و انتقال معنا. از این منظر، پیوند روز پدر با ولادت امیرالمؤمنین علی(ع)، پیوندی صرفاً تقویمی نیست، بلکه حامل دلالتی عمیق در فهم جایگاه پدر در نظام معناست.
امیرالمؤمنین(ع)، که ولادتش در «بیتالله» واقع شد، تجلی پیوند میان توحید و انسان کامل است؛ گویی حقیقت پدری، در عالیترین مرتبهی خود، با هدایت، عقلانیت و عدالت معنا مییابد. در کلام اسلامی، پدر بودن تنها در تولید نسل خلاصه نمیشود، بلکه در هدایت، قوامبخشی و افاضهی معنا تحقق مییابد؛ همان نقشی که امام، بهعنوان «ولیّ» و «حجت»، در نسبت با جامعه ایفا میکند.
از این رو، روز پدر فرصتی است برای تأمل در الگویی از پدری که عقل و ایمان را جمع میکند، و میان قدرت و عدالت، و میان محبت و حکمت، توازن برقرار میسازد.
ولادت علی(ع)، یادآور آن است که پدری، در افق فلسفه و کلام، صورتی از مسئولیت وجودی در قبال حقیقت و انسان است.
این روز فرخنده را گرامی میداریم؛ نهتنها بهمثابه یک مناسبت، بلکه بهعنوان دعوتی به بازاندیشی در معنای پدر، ولایت و عقلانیت در حیات انسانی.
اعضای انجمن علمی_دانشجویی فلسفه وکلام اسلامی این روز بزرگ را بر شما اندیشمندان عزیز تبریک میگوید🌿
🆔https://t.iss.one/philos_ASMU
🧠 تأملی فلسفی وکلامی در ولادت امیرالمؤمنین(ع)
در سنت اندیشهی اسلامی، «پدر» صرفاً یک نسبت طبیعی نیست، بلکه مفهومی هستیشناختی و معرفتی است؛ نماد مبدأ، علت، و انتقال معنا. از این منظر، پیوند روز پدر با ولادت امیرالمؤمنین علی(ع)، پیوندی صرفاً تقویمی نیست، بلکه حامل دلالتی عمیق در فهم جایگاه پدر در نظام معناست.
امیرالمؤمنین(ع)، که ولادتش در «بیتالله» واقع شد، تجلی پیوند میان توحید و انسان کامل است؛ گویی حقیقت پدری، در عالیترین مرتبهی خود، با هدایت، عقلانیت و عدالت معنا مییابد. در کلام اسلامی، پدر بودن تنها در تولید نسل خلاصه نمیشود، بلکه در هدایت، قوامبخشی و افاضهی معنا تحقق مییابد؛ همان نقشی که امام، بهعنوان «ولیّ» و «حجت»، در نسبت با جامعه ایفا میکند.
از این رو، روز پدر فرصتی است برای تأمل در الگویی از پدری که عقل و ایمان را جمع میکند، و میان قدرت و عدالت، و میان محبت و حکمت، توازن برقرار میسازد.
ولادت علی(ع)، یادآور آن است که پدری، در افق فلسفه و کلام، صورتی از مسئولیت وجودی در قبال حقیقت و انسان است.
این روز فرخنده را گرامی میداریم؛ نهتنها بهمثابه یک مناسبت، بلکه بهعنوان دعوتی به بازاندیشی در معنای پدر، ولایت و عقلانیت در حیات انسانی.
اعضای انجمن علمی_دانشجویی فلسفه وکلام اسلامی این روز بزرگ را بر شما اندیشمندان عزیز تبریک میگوید🌿
🆔https://t.iss.one/philos_ASMU
Telegram
انجمن فلسفه و کلام اسلامی ASMU
انجمن علمی دانشجویی
فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان
👤دبیر انجمن: زهرا جوانشیر @Javanshirr20
📎کانال جامع انجمنها: @anjomanelmi_ASMU
📎کانال شورای اجرایی: @EC_ASMU
فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان
👤دبیر انجمن: زهرا جوانشیر @Javanshirr20
📎کانال جامع انجمنها: @anjomanelmi_ASMU
📎کانال شورای اجرایی: @EC_ASMU
❤9
خوکی را به حمام ببرید همینکه کارتان تمام شود دوباره خودش را در گل می اندازد نه از سر لجاجت
بلکه چون طبیعتش همین است.
قورباغه عقرب را از رودخانه عبور میدهد اما عقرب باز هم نیش میزند.
📜حقیقت ساده است:
هرگز نمیتوان نادانی را باانبوهی از واقعیت ها قانع کرد
اگر ذهنی برپایه ی ابتذال وسطحی نگری بنا شده هرنوری را که سایه های محبوبش را تهدید کند
پس میزند
جهل فقط فقدان دانایی نیست بسیاری از وقت ها انتخاب آسودگی است
افلاطون هشدار داده بودکه بسیاری،سایه های غار را ترجیح میدهند چرا که نور چشمهایشان را می آزارد
به همین دلیل است برخی را هرگز نمیتوان بیدار کرد
نه چون تو شکست خورده ای،بلکه انان گل وسایه را برشفافیت برگزیده اند
وآنگاه که این انتخاب شکل گرفت
هیچ مدرک وهیچ حقیقتی
نخواهد توانست انهارا بیرون بکشد
پس نیروی خود را هدر نده برقانع کردن کسانی که برماندن در تاریکی
سرمایه گذاری کرده اند.
🆔https://t.iss.one/philos_ASMU
🆔https://t.iss.one/anjomanelmi_ASMU
بلکه چون طبیعتش همین است.
قورباغه عقرب را از رودخانه عبور میدهد اما عقرب باز هم نیش میزند.
📜حقیقت ساده است:
هرگز نمیتوان نادانی را باانبوهی از واقعیت ها قانع کرد
اگر ذهنی برپایه ی ابتذال وسطحی نگری بنا شده هرنوری را که سایه های محبوبش را تهدید کند
پس میزند
جهل فقط فقدان دانایی نیست بسیاری از وقت ها انتخاب آسودگی است
افلاطون هشدار داده بودکه بسیاری،سایه های غار را ترجیح میدهند چرا که نور چشمهایشان را می آزارد
به همین دلیل است برخی را هرگز نمیتوان بیدار کرد
نه چون تو شکست خورده ای،بلکه انان گل وسایه را برشفافیت برگزیده اند
وآنگاه که این انتخاب شکل گرفت
هیچ مدرک وهیچ حقیقتی
نخواهد توانست انهارا بیرون بکشد
پس نیروی خود را هدر نده برقانع کردن کسانی که برماندن در تاریکی
سرمایه گذاری کرده اند.
🆔https://t.iss.one/philos_ASMU
🆔https://t.iss.one/anjomanelmi_ASMU
❤9
بازخوانی فلسفهٔ سیاسی ایرانی و تاریخنگاری آن
دکتر احمد بستانی
▫️ بازخوانی فلسفهٔ سیاسی ایرانی و تاریخنگاری آن: ضرورت، امکانات و محدودیتها
👤 دکتر احمد بستانی
🏠 ارائهشده در موسسهٔ پژوهشی حکمت و فلسفه ایران
#علوم_سیاسی
#فلسفه_سیاسی
#بستانی
#سخنرانی
#صوتی
❇️
🔮 t.iss.one/nutqiyyat
🔮 t.iss.one/nutqiyyatlib
🔮 t.iss.one/nutqiyyat_classes
🔮 instagram.com/nutqiyyat
🔮 https://youtube.com/@nutqiyyat
👤 دکتر احمد بستانی
🏠 ارائهشده در موسسهٔ پژوهشی حکمت و فلسفه ایران
#علوم_سیاسی
#فلسفه_سیاسی
#بستانی
#سخنرانی
#صوتی
❇️
🔮 t.iss.one/nutqiyyat
🔮 t.iss.one/nutqiyyatlib
🔮 t.iss.one/nutqiyyat_classes
🔮 instagram.com/nutqiyyat
🔮 https://youtube.com/@nutqiyyat
❤6
Forwarded from m
با سلام و احترام 🙂
🌴در حال اجرای پایان نامه 📚 کارشناسی ارشد هستم.
🌲تقاضا دارم همکاری نموده و پرسشنامه ✍ زیر را با صداقت پر بفرمایید. انجام آن تنها ۱۵ دقیقه از وقت باارزش شما را صرف پیشبرد اهداف عالی این حیطه پژوهشی می کند. اطلاعات شما بصورت کاملا ناشناس ثبت شده و صرفا برای مقاصد پژوهشی استفاده می شود.
☹️☹️ طی جمع آوری های صورت گرفته، همکاری های داوطلبانه پسران 🙎♂بسیار کمتر از دختران 🙍♀ بوده است. بنابراین از پسران دانشجو خواهشمندم مشارکت بیشتری کنند.
🎁 همچنین به پاس قدردانی از همکاری شما، هدیه ناقابلی تقدیم می شود. در صورت تمایل می توانید اسکرین شات اتمام پرسشنامه را به آیدی زیر ارسال کرده و آن را دریافت کنید @A3emoonn
با تشکر و آرزوی اوقاتی خوش 🌞🍃
https://survey.porsline.ir/s/y96U01qB
🌴در حال اجرای پایان نامه 📚 کارشناسی ارشد هستم.
🌲تقاضا دارم همکاری نموده و پرسشنامه ✍ زیر را با صداقت پر بفرمایید. انجام آن تنها ۱۵ دقیقه از وقت باارزش شما را صرف پیشبرد اهداف عالی این حیطه پژوهشی می کند. اطلاعات شما بصورت کاملا ناشناس ثبت شده و صرفا برای مقاصد پژوهشی استفاده می شود.
☹️☹️ طی جمع آوری های صورت گرفته، همکاری های داوطلبانه پسران 🙎♂بسیار کمتر از دختران 🙍♀ بوده است. بنابراین از پسران دانشجو خواهشمندم مشارکت بیشتری کنند.
🎁 همچنین به پاس قدردانی از همکاری شما، هدیه ناقابلی تقدیم می شود. در صورت تمایل می توانید اسکرین شات اتمام پرسشنامه را به آیدی زیر ارسال کرده و آن را دریافت کنید @A3emoonn
با تشکر و آرزوی اوقاتی خوش 🌞🍃
https://survey.porsline.ir/s/y96U01qB
Porsline
پایان نامه
با پُرسلاین به راحتی پرسشنامه خود را طراحی و ارسال کنید و با گزارشهای لحظهای آن به سرعت تصمیم بگیرید.
> اگر جهان آفریدهٔ خدایی دانا، توانا و خیرخواه است، چرا انسانها از نظر ثروت، سلامت، استعدادها و شرایط زندگی به طور برابر آفریده نشدهاند؟ چرا فقر، بیماری، رنج و محرومیت در کنار رفاه و کامیابی وجود دارد؟
پاسخ فیلسوفان مسلمان
فیلسوفان مسلمان مانند ابنسینا، ملاصدرا و علامه طباطبایی چند پاسخ اصلی دادهاند:
۱. تفاوت لازمهٔ نظام جهان است
آنها معتقد بودند اگر همه انسانها دقیقاً یکسان بودند، جامعه انسانی شکل نمیگرفت.
برای مثال:
اگر همه پزشک بودند، کسی کشاورزی نمیکرد.
اگر همه ثروتمند بودند، بسیاری از روابط اقتصادی و اجتماعی از بین میرفت.
پس تنوع و تفاوت، بخشی از ساختار جهان است.
۲. جهان مادی ذاتاً محدود است
از دیدگاه آنان، عالم ماده جهانی محدود است و هر موجودی نمیتواند همه کمالات را با هم داشته باشد.
مثلاً:
داشتن بدن مادی امکان بیماری را به همراه دارد.
وجود زمینلرزه نتیجه برخی قوانین طبیعی است که در عین حال فواید فراوانی برای حیات دارند.
بنابراین حذف کامل همه رنجها مستلزم حذف بسیاری از خیرهای جهان نیز خواهد بود.
۳. شرّ امر عدمی است
یکی از مشهورترین نظریات فلسفه اسلامی این است که:
> شرّ وجود مستقل ندارد؛ بلکه فقدان یک خیر است.
مثال:
بیماری فقدان سلامتی است.
فقر فقدان ثروت است.
نابینایی فقدان بینایی است.
در این دیدگاه خداوند شر را به صورت موجودی مستقل نیافریده است.
۴. دنیا محل آزمون و رشد است
متکلمان و بسیاری از فیلسوفان مسلمان معتقدند:
صبر در بیماری
کمک به فقرا
مبارزه با ظلم
همگی زمینه رشد اخلاقی و معنوی انسان هستند.
اگر هیچ رنج و کمبودی وجود نداشت، بسیاری از فضایل انسانی نیز پدید نمیآمد.
پاسخ فیلسوفان غیرمسلمان
۱. لایبنیتس: بهترین جهان ممکن
گوتفرید ویلهلم لایبنیتس معتقد بود:
> خدا بهترین جهان ممکن را آفریده است.
او میگفت شاید ما علت برخی رنجها را نفهمیم، اما حذف آنها ممکن است به از بین رفتن خیرهای بزرگتر منجر شود.
۲. جان هیک: نظریه پرورش روح
جان هیک میگفت:
> جهان مانند یک مدرسه برای رشد روح انسان است.
شجاعت، ایثار، صبر و مسئولیتپذیری فقط در مواجهه با سختیها معنا پیدا میکنند.
۳. دیوید هیوم: نقد الهیاتی
دیوید هیوم استدلال میکرد:
اگر خدا:
کاملاً خیرخواه است،
کاملاً تواناست،
کاملاً آگاه است،
پس وجود این همه رنج نیازمند توضیح جدی است.
هیوم از نخستین فیلسوفانی بود که مسئله شر را به صورت انتقادی مطرح کرد.
۴. اگزیستانسیالیستها
فیلسوفانی مانند ژان پل سارتر معتقد بودند:
جهان لزوماً برای تحقق عدالت طراحی نشده است. انسان خود باید با فقر، بیماری و بیعدالتی مقابله کند و به زندگی معنا ببخشد.
یک اشکال مهم
ممکن است گفته شود:
> اگر تفاوتها لازماند، چرا این تفاوتها تا این اندازه زیادند؟ چرا یکی در رفاه کامل و دیگری در فقر شدید متولد میشود؟
پاسخ رایج الهیدانان این است که:
1. بخشی از این نابرابریها نتیجه رفتار و انتخابهای انسانهاست.
2. همه واقعیت زندگی به دنیا محدود نیست و عدالت نهایی در جهانی دیگر تحقق مییابد.
3. ما همه آثار و پیامدهای بلندمدت رویدادها را نمیشناسیم.
جمعبندی
به طور کلی پاسخهای فلسفی را میتوان در سه دسته قرار داد:
1. تفاوتها لازمه ساختار جهاناند (ابنسینا، ملاصدرا، لایبنیتس).
2. رنجها زمینه رشد اخلاقی و معنویاند (متکلمان مسلمان، جان هیک).
3. وجود این همه رنج چالشی برای باور به خدای خیرخواه است (هیوم و برخی منتقدان دین).
هیچیک از این پاسخها مورد توافق همه فیلسوفان نیست، اما اینها مهمترین رویکردهایی هستند که در طول تاریخ فلسفه برای توضیح فقر، بیماری و نابرابری مطرح شدهاند.
♻️ با ما همراه باشید
🆔https://t.iss.one/philos_ASMU
🌐 https://zil.ink/EC_ASMU
🆔 @anjomanelmi_ASMU
پاسخ فیلسوفان مسلمان
فیلسوفان مسلمان مانند ابنسینا، ملاصدرا و علامه طباطبایی چند پاسخ اصلی دادهاند:
۱. تفاوت لازمهٔ نظام جهان است
آنها معتقد بودند اگر همه انسانها دقیقاً یکسان بودند، جامعه انسانی شکل نمیگرفت.
برای مثال:
اگر همه پزشک بودند، کسی کشاورزی نمیکرد.
اگر همه ثروتمند بودند، بسیاری از روابط اقتصادی و اجتماعی از بین میرفت.
پس تنوع و تفاوت، بخشی از ساختار جهان است.
۲. جهان مادی ذاتاً محدود است
از دیدگاه آنان، عالم ماده جهانی محدود است و هر موجودی نمیتواند همه کمالات را با هم داشته باشد.
مثلاً:
داشتن بدن مادی امکان بیماری را به همراه دارد.
وجود زمینلرزه نتیجه برخی قوانین طبیعی است که در عین حال فواید فراوانی برای حیات دارند.
بنابراین حذف کامل همه رنجها مستلزم حذف بسیاری از خیرهای جهان نیز خواهد بود.
۳. شرّ امر عدمی است
یکی از مشهورترین نظریات فلسفه اسلامی این است که:
> شرّ وجود مستقل ندارد؛ بلکه فقدان یک خیر است.
مثال:
بیماری فقدان سلامتی است.
فقر فقدان ثروت است.
نابینایی فقدان بینایی است.
در این دیدگاه خداوند شر را به صورت موجودی مستقل نیافریده است.
۴. دنیا محل آزمون و رشد است
متکلمان و بسیاری از فیلسوفان مسلمان معتقدند:
صبر در بیماری
کمک به فقرا
مبارزه با ظلم
همگی زمینه رشد اخلاقی و معنوی انسان هستند.
اگر هیچ رنج و کمبودی وجود نداشت، بسیاری از فضایل انسانی نیز پدید نمیآمد.
پاسخ فیلسوفان غیرمسلمان
۱. لایبنیتس: بهترین جهان ممکن
گوتفرید ویلهلم لایبنیتس معتقد بود:
> خدا بهترین جهان ممکن را آفریده است.
او میگفت شاید ما علت برخی رنجها را نفهمیم، اما حذف آنها ممکن است به از بین رفتن خیرهای بزرگتر منجر شود.
۲. جان هیک: نظریه پرورش روح
جان هیک میگفت:
> جهان مانند یک مدرسه برای رشد روح انسان است.
شجاعت، ایثار، صبر و مسئولیتپذیری فقط در مواجهه با سختیها معنا پیدا میکنند.
۳. دیوید هیوم: نقد الهیاتی
دیوید هیوم استدلال میکرد:
اگر خدا:
کاملاً خیرخواه است،
کاملاً تواناست،
کاملاً آگاه است،
پس وجود این همه رنج نیازمند توضیح جدی است.
هیوم از نخستین فیلسوفانی بود که مسئله شر را به صورت انتقادی مطرح کرد.
۴. اگزیستانسیالیستها
فیلسوفانی مانند ژان پل سارتر معتقد بودند:
جهان لزوماً برای تحقق عدالت طراحی نشده است. انسان خود باید با فقر، بیماری و بیعدالتی مقابله کند و به زندگی معنا ببخشد.
یک اشکال مهم
ممکن است گفته شود:
> اگر تفاوتها لازماند، چرا این تفاوتها تا این اندازه زیادند؟ چرا یکی در رفاه کامل و دیگری در فقر شدید متولد میشود؟
پاسخ رایج الهیدانان این است که:
1. بخشی از این نابرابریها نتیجه رفتار و انتخابهای انسانهاست.
2. همه واقعیت زندگی به دنیا محدود نیست و عدالت نهایی در جهانی دیگر تحقق مییابد.
3. ما همه آثار و پیامدهای بلندمدت رویدادها را نمیشناسیم.
جمعبندی
به طور کلی پاسخهای فلسفی را میتوان در سه دسته قرار داد:
1. تفاوتها لازمه ساختار جهاناند (ابنسینا، ملاصدرا، لایبنیتس).
2. رنجها زمینه رشد اخلاقی و معنویاند (متکلمان مسلمان، جان هیک).
3. وجود این همه رنج چالشی برای باور به خدای خیرخواه است (هیوم و برخی منتقدان دین).
هیچیک از این پاسخها مورد توافق همه فیلسوفان نیست، اما اینها مهمترین رویکردهایی هستند که در طول تاریخ فلسفه برای توضیح فقر، بیماری و نابرابری مطرح شدهاند.
♻️ با ما همراه باشید
🆔https://t.iss.one/philos_ASMU
🌐 https://zil.ink/EC_ASMU
🆔 @anjomanelmi_ASMU
❤4
دکتر سیدجواد طباطبایی در یک نگاه
دکتر علیاکبر احمدی افرمجانی
🖍 دکتر جواد طباطبایی در یک نگاه
🚮 دکتر علیاکبر احمدی افرمجانی (دانشیار فلسفه - گروه فلسفهٔ دانشگاه علامه طباطبایی)
🗓ارائهشده در ۱۴۰۲/۱۲/۸
⏺مفهوم مرکزی اندیشهٔ دکتر جواد طباطبایی مفهوم جامعهٔ متجدد ایرانی است...
🆔https://t.iss.one/philos_ASMU
🆔@anjomanelmi_ASMU
🚮 دکتر علیاکبر احمدی افرمجانی (دانشیار فلسفه - گروه فلسفهٔ دانشگاه علامه طباطبایی)
🗓ارائهشده در ۱۴۰۲/۱۲/۸
⏺مفهوم مرکزی اندیشهٔ دکتر جواد طباطبایی مفهوم جامعهٔ متجدد ایرانی است...
🆔https://t.iss.one/philos_ASMU
🆔@anjomanelmi_ASMU
❤7
ایران فقط یک قطعه خاک بر روی نقشه نیست؛ ایران خاطرهٔ هزاران سال ایستادگی، اندیشه و امید است.
در روزهای سخت، ملتها چهرهٔ حقیقی خود را نشان میدهند. آن هنگام که خطر نزدیک میشود، تفاوت سلیقهها و اختلافها رنگ میبازد و حقیقتی عمیق آشکار میشود: ما بیش از آنکه افراد پراکنده باشیم، اعضای یک سرنوشت مشترکیم.
فیلسوفان گفتهاند انسان بدون جامعه کامل نمیشود. شاید به همین دلیل است که در لحظات دشوار، قلبها به یکدیگر نزدیکتر میشوند و معنای «ما» از همیشه روشنتر میگردد.
شجاعت تنها در میدان نبرد معنا نمییابد؛ شجاعت آن است که در اوج اضطراب، امید را حفظ کنیم؛ در میان هیاهوی ناامیدی، از آینده سخن بگوییم؛ و در برابر هر طوفانی، ریشههای خود را فراموش نکنیم.
ایران بارها از گردنههای دشوار عبور کرده است؛ زیرا قدرت یک ملت فقط در توان نظامی یا اقتصادی آن نیست، بلکه در روح مشترکی است که مردمانش را به هم پیوند میدهد.
وطن، جایی است که برای آن نگران میشوی، به آن میاندیشی و برای سربلندیاش آرزو میکنی.
ایران، نام یک سرزمین نیست؛ نام یک استمرار تاریخی است؛ روایتی از ماندن، برخاستن و امید داشتن.
ایران متحد ❤️🩹
در روزهای سخت، ملتها چهرهٔ حقیقی خود را نشان میدهند. آن هنگام که خطر نزدیک میشود، تفاوت سلیقهها و اختلافها رنگ میبازد و حقیقتی عمیق آشکار میشود: ما بیش از آنکه افراد پراکنده باشیم، اعضای یک سرنوشت مشترکیم.
فیلسوفان گفتهاند انسان بدون جامعه کامل نمیشود. شاید به همین دلیل است که در لحظات دشوار، قلبها به یکدیگر نزدیکتر میشوند و معنای «ما» از همیشه روشنتر میگردد.
شجاعت تنها در میدان نبرد معنا نمییابد؛ شجاعت آن است که در اوج اضطراب، امید را حفظ کنیم؛ در میان هیاهوی ناامیدی، از آینده سخن بگوییم؛ و در برابر هر طوفانی، ریشههای خود را فراموش نکنیم.
ایران بارها از گردنههای دشوار عبور کرده است؛ زیرا قدرت یک ملت فقط در توان نظامی یا اقتصادی آن نیست، بلکه در روح مشترکی است که مردمانش را به هم پیوند میدهد.
وطن، جایی است که برای آن نگران میشوی، به آن میاندیشی و برای سربلندیاش آرزو میکنی.
ایران، نام یک سرزمین نیست؛ نام یک استمرار تاریخی است؛ روایتی از ماندن، برخاستن و امید داشتن.
ایران متحد ❤️🩹
❤7
حال دراین شرایط بیشتراین سوال برایمان نمایان میشود 🤔 که آیا وطن فقط یک مرز جغرافیایی است 🌍، یا بخشی از هویت و وجود ما؟
از اهل تفکر واندیشه ودانشجویان فلسفه خواهشمندیم پاسخ های خود دراین باب را برایمان به اشتراک بگذارند🧠
🆔https://t.iss.one/philos_ASMU
🆔https://t.iss.one/anjomanelmi_ASMU
از اهل تفکر واندیشه ودانشجویان فلسفه خواهشمندیم پاسخ های خود دراین باب را برایمان به اشتراک بگذارند🧠
🆔https://t.iss.one/philos_ASMU
🆔https://t.iss.one/anjomanelmi_ASMU
❤5
Forwarded from انجمن فلسفه و کلام اسلامی ASMU (Mobina.G)
سید جلالالدین آشتیانی (۱۳۰۴ – ۳ فروردین ۱۳۸۴) فیلسوف، عارف، مصحّح و از نامدارترین استادان حکمت اسلامی در دوران معاصر بود. از او در محافل علمی و فلسفی به عنوان «ملاصدرای ثانی» یاد میشود؛ چرا که نقش بیبدیلی در احیا و تدریس مکتب حکمت متعالیه (فلسفه صدرایی) در ایران مدرن داشت.
⚪️او در سال ۱۳۰۴ در خانوادهای متدین در شهر آشتیان به دنیا آمد. پس از اتمام تحصیلات ابتدایی، به دلیل اشتیاق وافر به علوم دینی و فلسفه، راهی حوزه علمیه قم شد. او تمام دارایی و ارثیه پدری خود را در این راه صرف خرید کتاب و تحصیل کرد.
از استادان برجسته ی ایشان:علامه سید محمدحسین طباطبایی
آیتالله سید ابوالحسن رفیعی قزوینی
امام خمینی
⚪️او در سال ۱۳۰۴ در خانوادهای متدین در شهر آشتیان به دنیا آمد. پس از اتمام تحصیلات ابتدایی، به دلیل اشتیاق وافر به علوم دینی و فلسفه، راهی حوزه علمیه قم شد. او تمام دارایی و ارثیه پدری خود را در این راه صرف خرید کتاب و تحصیل کرد.
از استادان برجسته ی ایشان:علامه سید محمدحسین طباطبایی
آیتالله سید ابوالحسن رفیعی قزوینی
امام خمینی
❤7
Forwarded from انجمن فلسفه و کلام اسلامی ASMU (Mobina.G)
مهمترین اصول فکری و برجستهترین آثار علمی ایشان:
الف) مهمترین مبانی فکری و فلسفی
۱. اصالت دادن به «حکمت متعالیه» (مکتب ملاصدرا)
آشتیانی یک صدرایی تمامعیار بود. او اعتقاد داشت که ملاصدرا با ترکیبِ «برهان عقلی»، «شهود عرفانی» و «ظواهر قرآن و حدیث»، کاملترین نظام فلسفی جهان اسلام را پایهگذاری کرده است. او در تمام عمر به تبیین و دفاع از اصول اصلی این مکتب پرداخت؛ اصولی مانند:
اصالت وجود: اینکه آنچه در عالم واقعیت دارد «وجود» است و ماهیات اعتباری هستند.
حرکت جوهری: جهان مادی و ذات موجودات در هر لحظه در حال نو شدن و تکامل است.
اتحاد عاقل و معقول: فرایند شناخت علمی، نوعی اتحاد میان روح انسان و حقیقت آن علم است.
۲.دفاع از تفکر عقلی در تشیع و نقد تفریطها
آشتیانی به شدت با جریانهای ضد عقل و مخالف فلسفه (مانند مکتب تفکیک یا اخباریگری) مرزبندی داشت. او معتقد بود شیعه بر پایه عقلانیت بنا شده و احادیث ائمه (ع) سرشار از دقیقترین مباحث فلسفی است. او کسانی را که بدون فهم عمیق، با فلسفه مخالفت میکردند، به سطحینگری متهم میکرد.
۳.احیای سنت فلسفی ایران پس از ملاصدرا
یکی از تزهای مهم او این بود که جریان فلسفه اسلامی با مرگ ملاصدرا قطع نشده است. او اثبات کرد که در سه قرن گذشته، فلاسفه بزرگی در اصفهان، تهران و خراسان ظهور کردهاند که آثار درخشانی نوشتهاند اما غبار فراموشی روی آنها نشسته است. او خود را موظف به بیرون کشیدن این گنجینهها از گمنامی میدانست.
الف) مهمترین مبانی فکری و فلسفی
۱. اصالت دادن به «حکمت متعالیه» (مکتب ملاصدرا)
آشتیانی یک صدرایی تمامعیار بود. او اعتقاد داشت که ملاصدرا با ترکیبِ «برهان عقلی»، «شهود عرفانی» و «ظواهر قرآن و حدیث»، کاملترین نظام فلسفی جهان اسلام را پایهگذاری کرده است. او در تمام عمر به تبیین و دفاع از اصول اصلی این مکتب پرداخت؛ اصولی مانند:
اصالت وجود: اینکه آنچه در عالم واقعیت دارد «وجود» است و ماهیات اعتباری هستند.
حرکت جوهری: جهان مادی و ذات موجودات در هر لحظه در حال نو شدن و تکامل است.
اتحاد عاقل و معقول: فرایند شناخت علمی، نوعی اتحاد میان روح انسان و حقیقت آن علم است.
۲.دفاع از تفکر عقلی در تشیع و نقد تفریطها
آشتیانی به شدت با جریانهای ضد عقل و مخالف فلسفه (مانند مکتب تفکیک یا اخباریگری) مرزبندی داشت. او معتقد بود شیعه بر پایه عقلانیت بنا شده و احادیث ائمه (ع) سرشار از دقیقترین مباحث فلسفی است. او کسانی را که بدون فهم عمیق، با فلسفه مخالفت میکردند، به سطحینگری متهم میکرد.
۳.احیای سنت فلسفی ایران پس از ملاصدرا
یکی از تزهای مهم او این بود که جریان فلسفه اسلامی با مرگ ملاصدرا قطع نشده است. او اثبات کرد که در سه قرن گذشته، فلاسفه بزرگی در اصفهان، تهران و خراسان ظهور کردهاند که آثار درخشانی نوشتهاند اما غبار فراموشی روی آنها نشسته است. او خود را موظف به بیرون کشیدن این گنجینهها از گمنامی میدانست.
❤6
Forwarded from انجمن فلسفه و کلام اسلامی ASMU (Mobina.G)
ملاصدرای ثانی:حقیقت، ملکِ طلقِ هیچکس نیست؛ حقیقت نوری است که بر هر دلِ پاک و آمادهای میتابد، چه در شرق باشد و چه در غرب. کارِ فیلسوف و عارف، زدودن غبار از آینهٔ دل است تا این نور را منعکس کند.🌟
ممنون از توجه شما اهل اندیشه وتفکر💬
ممنون از توجه شما اهل اندیشه وتفکر💬
❤6
نظام آموزشی فلسفه در اتحاد جماهیر شوروی و آلمان نازی
⚫️ از اکانت ایکس دکتر ایرج آذرفزا:
دیروز کتاب رسمی (دولتی) آموزش فلسفه در مجارستان را در دوران اتحاد جماهیر شوروی میدیدم. کتاب با واگویهای از لنین شروع میشد. و دارای دو بخش اصلی بود: فلسفهٔ پیشامارکسی، و پسامارکسی!!!
این بهانهای شد که کمی دربارهٔ نظام آموزشی فلسفه در اتحاد جماهیر شوروی و آلمان نازی مطالعه کنم.
۱. اتحاد جماهیر شوروی: فلسفۀ نظاممند و «علمی»
فلسفهٔ شوروی بهشدت نظاممند و یکپارچه بود؛ و به عنوان یک علم دقیق معرفی میشد. هر دانشجو ملزم به مطالعه فلسفۀ مارکسیسم-لنینیسم بود که خود به دو بخش اصلی تقسیم میشد: دیامات (ماتریالیسم دیالکتیکی) و ایستمات (ماتریالیسم تاریخی).
- کتاب درسی استالینیستی (۱۹۵۳–۱۹۳۸):
ژوزف استالین — «تاریخ حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی: دوره کوتاه» (*История ВКП(б): Краткий курс*): با عنوان «دربارهٔ ماتریالیسم دیالکتیکی و تاریخی»، این فصل متن انکارناپذیری بود که هر دانشجوی دانشگاه باید آن را حفظ میکرد.
- کتاب درسی پس از استالین (دهه ۱۹۸۰–۱۹۵۴):
فئودور کنستانتینوف (Fedor Konstantinov) —»مبانی فلسفهٔ مارکسیستی-لنینیستی» (*Основы марксистско-ленинской философии*): کتابی عظیم و استاندارد که توسط حکومت و بهصورت میلیونی چاپ شد تا جایگزین متن استالین شود و قوانین ضروریِ «دیالکتیک» را توضیح دهد.
- متن ضدغربی: ولادیمیر لنین
*ماتریالیسم و امپریو-کریتیسیسم* (*Материализм и эмпириокритицизм*): سلاح ایدئولوژیکی برای حمله به فلسفههای "بورژوایی" غربی و دفاع از ماتریالیسم مطلق.
- متن علمی: فریدریش انگلس
*دیالکتیک طبیعت* (*Dialektik der Natur*): برای آموزش دانشجویان جهت مشاهدهٔ علوم طبیعی (فیزیک، شیمی، زیستشناسی) از دریچهای مارکسیستی-لنینیستی استفاده میشد.
- متن منطقی: ولادیمیر لنین
*دفترچههای فلسفی* (*Философские тетради*): کتاب درسی اصلی برای مطالعه چگونگیِ تحول مارکسیسیسم از درونِ دیالکتیک (کلاسیک) هگلی.
۲. آلمان نازی: فلسفۀ اراده
فلسفه نازیها منطق و متافیزیک سنتی را کنار گذاشت و به جبرگرایی زیستی، برتریِ نژادی، و عمل سیاسی روی آورد. نازیها بهجای استفاده از یک کتاب درسی واحد و یکپارچه، به مانیفستهای پراکنده متکی بودند.
آدولف هیتلر
*نبرد من* (*Mein Kampf*): یکی از متونِ اصلی که دانشجویان فلسفه باید آن را مطالعه میکردند. سمینارها به تحلیل و بررسی نظریات آن در مورد سلسلهمراتب نژادی و «خواستِ قدرت» اختصاص داشتند.
- کتاب درسی سیستماتیک:
*آلفرد بوملر (Alfred Bäumler) —* *پداگوژی سیاسی* (*Politische Pädagogik*): راهنمای استاندارد برای اساتید فلسفه بود که استدلال میکرد فلسفه باید پژوهش دربارۀ حقیقت منتزع از واقعیت (سیاسی) را کنار بگذارد و به ارادهٔ سیاسی ملت و دولت خدمت کند.
- چارچوب نژادی:
*ارنست کریِک (Ernst Krieck) —* *ملت در روندِ شدن* (*Volk im Werden*): متنی مرکزی در حوزه آموزش که اخلاقیات سنتی را با تعهدات جامعه (نژاد) جایگزین کرد.
- مانیفستِ دانشگاهی
مارتین هایدگر، *خوداثباتی دانشگاه آلمانی* (*Die Selbstbehauptung der deutschen Universität*): سخنرانی معروف سال 1933 هایدگر که استدلال میکرد آزادی آکادمیک باید با «خدمت» مطلقه به ملت و «رسالتِ معنوی/تاریخی ملتِ آلمانی» جایگزین شود:
«آزادی دانشگاهی که بسیار ستایش شده است، از دانشگاههای آلمان حذف خواهد شد؛ زیرا این آزادی دروغین است، چراکه صرفاً سلبی است. معنی این سخن آن است که خود مفهوم آزادی دستخوش دگرگونی خواهد شد. اولین پیوندی که ما را مقید میکند، همان پیوندی است که ما را به ملت (Volk) متصل میکند.» و در ادامه سه کارکرد برای دانشگاه برمیشمارد: «خدمت کارگری»، «خدمت نظامی»، و «خدمت علمی». (تمامی این خدمات در نظامِ سیاسی یا دولت فعلیت مییابد.)
- تحریفِ فیلسوفان و متونِ فلسفی پیشانازی:
فریدریش نیچه
کتابِ *خواستِ قدرت* (*Der Wille zur Macht*) نیچه که توسط خواهر نیچه (الیزابت) و یکی از «دوستانِ» نیچه (هاینریش کوزِلیتز--نام مستعار: پیتر گاست) پس از مرگِ نیچه گردآوری و منتشر شد، یکی از منابعِ اصلی فلسفه در آلمان نازی بود! تقریباً کلِ تفسیرِ نازیها از نیچه ذیلِ دو مفهومِ ابرانسان (Übermensch) و خواستِ قدرت میچرخید.
گئورگ ویلهلم فریدریش هگل
تأکید هگل بر مرجعیتِ مطلقۀ دولت در کتاب عناصرِ فلسفۀ حق ابزارِ اصلیِ نازیها برای اثباتِ مرجعیتِ مطلقه دولتِ رایشِ سوم بود: «دولت، گام برداشتن خدا در جهان است.»
همچنین مفاهیمی چون «دیالکتیک» و «ضرورتِ تاریخی» نیز از جمله مفاهیم فلسفۀ هگلی بود که برای اثباتِ برتری نازیها در پایانِ تاریخ بهکار میآمد.
🆔https://t.iss.one/philos_ASMU
🆔https://t.iss.one/anjomanelmi_ASMU
⚫️ از اکانت ایکس دکتر ایرج آذرفزا:
دیروز کتاب رسمی (دولتی) آموزش فلسفه در مجارستان را در دوران اتحاد جماهیر شوروی میدیدم. کتاب با واگویهای از لنین شروع میشد. و دارای دو بخش اصلی بود: فلسفهٔ پیشامارکسی، و پسامارکسی!!!
این بهانهای شد که کمی دربارهٔ نظام آموزشی فلسفه در اتحاد جماهیر شوروی و آلمان نازی مطالعه کنم.
۱. اتحاد جماهیر شوروی: فلسفۀ نظاممند و «علمی»
فلسفهٔ شوروی بهشدت نظاممند و یکپارچه بود؛ و به عنوان یک علم دقیق معرفی میشد. هر دانشجو ملزم به مطالعه فلسفۀ مارکسیسم-لنینیسم بود که خود به دو بخش اصلی تقسیم میشد: دیامات (ماتریالیسم دیالکتیکی) و ایستمات (ماتریالیسم تاریخی).
- کتاب درسی استالینیستی (۱۹۵۳–۱۹۳۸):
ژوزف استالین — «تاریخ حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی: دوره کوتاه» (*История ВКП(б): Краткий курс*): با عنوان «دربارهٔ ماتریالیسم دیالکتیکی و تاریخی»، این فصل متن انکارناپذیری بود که هر دانشجوی دانشگاه باید آن را حفظ میکرد.
- کتاب درسی پس از استالین (دهه ۱۹۸۰–۱۹۵۴):
فئودور کنستانتینوف (Fedor Konstantinov) —»مبانی فلسفهٔ مارکسیستی-لنینیستی» (*Основы марксистско-ленинской философии*): کتابی عظیم و استاندارد که توسط حکومت و بهصورت میلیونی چاپ شد تا جایگزین متن استالین شود و قوانین ضروریِ «دیالکتیک» را توضیح دهد.
- متن ضدغربی: ولادیمیر لنین
*ماتریالیسم و امپریو-کریتیسیسم* (*Материализм и эмпириокритицизм*): سلاح ایدئولوژیکی برای حمله به فلسفههای "بورژوایی" غربی و دفاع از ماتریالیسم مطلق.
- متن علمی: فریدریش انگلس
*دیالکتیک طبیعت* (*Dialektik der Natur*): برای آموزش دانشجویان جهت مشاهدهٔ علوم طبیعی (فیزیک، شیمی، زیستشناسی) از دریچهای مارکسیستی-لنینیستی استفاده میشد.
- متن منطقی: ولادیمیر لنین
*دفترچههای فلسفی* (*Философские тетради*): کتاب درسی اصلی برای مطالعه چگونگیِ تحول مارکسیسیسم از درونِ دیالکتیک (کلاسیک) هگلی.
۲. آلمان نازی: فلسفۀ اراده
فلسفه نازیها منطق و متافیزیک سنتی را کنار گذاشت و به جبرگرایی زیستی، برتریِ نژادی، و عمل سیاسی روی آورد. نازیها بهجای استفاده از یک کتاب درسی واحد و یکپارچه، به مانیفستهای پراکنده متکی بودند.
آدولف هیتلر
*نبرد من* (*Mein Kampf*): یکی از متونِ اصلی که دانشجویان فلسفه باید آن را مطالعه میکردند. سمینارها به تحلیل و بررسی نظریات آن در مورد سلسلهمراتب نژادی و «خواستِ قدرت» اختصاص داشتند.
- کتاب درسی سیستماتیک:
*آلفرد بوملر (Alfred Bäumler) —* *پداگوژی سیاسی* (*Politische Pädagogik*): راهنمای استاندارد برای اساتید فلسفه بود که استدلال میکرد فلسفه باید پژوهش دربارۀ حقیقت منتزع از واقعیت (سیاسی) را کنار بگذارد و به ارادهٔ سیاسی ملت و دولت خدمت کند.
- چارچوب نژادی:
*ارنست کریِک (Ernst Krieck) —* *ملت در روندِ شدن* (*Volk im Werden*): متنی مرکزی در حوزه آموزش که اخلاقیات سنتی را با تعهدات جامعه (نژاد) جایگزین کرد.
- مانیفستِ دانشگاهی
مارتین هایدگر، *خوداثباتی دانشگاه آلمانی* (*Die Selbstbehauptung der deutschen Universität*): سخنرانی معروف سال 1933 هایدگر که استدلال میکرد آزادی آکادمیک باید با «خدمت» مطلقه به ملت و «رسالتِ معنوی/تاریخی ملتِ آلمانی» جایگزین شود:
«آزادی دانشگاهی که بسیار ستایش شده است، از دانشگاههای آلمان حذف خواهد شد؛ زیرا این آزادی دروغین است، چراکه صرفاً سلبی است. معنی این سخن آن است که خود مفهوم آزادی دستخوش دگرگونی خواهد شد. اولین پیوندی که ما را مقید میکند، همان پیوندی است که ما را به ملت (Volk) متصل میکند.» و در ادامه سه کارکرد برای دانشگاه برمیشمارد: «خدمت کارگری»، «خدمت نظامی»، و «خدمت علمی». (تمامی این خدمات در نظامِ سیاسی یا دولت فعلیت مییابد.)
- تحریفِ فیلسوفان و متونِ فلسفی پیشانازی:
فریدریش نیچه
کتابِ *خواستِ قدرت* (*Der Wille zur Macht*) نیچه که توسط خواهر نیچه (الیزابت) و یکی از «دوستانِ» نیچه (هاینریش کوزِلیتز--نام مستعار: پیتر گاست) پس از مرگِ نیچه گردآوری و منتشر شد، یکی از منابعِ اصلی فلسفه در آلمان نازی بود! تقریباً کلِ تفسیرِ نازیها از نیچه ذیلِ دو مفهومِ ابرانسان (Übermensch) و خواستِ قدرت میچرخید.
گئورگ ویلهلم فریدریش هگل
تأکید هگل بر مرجعیتِ مطلقۀ دولت در کتاب عناصرِ فلسفۀ حق ابزارِ اصلیِ نازیها برای اثباتِ مرجعیتِ مطلقه دولتِ رایشِ سوم بود: «دولت، گام برداشتن خدا در جهان است.»
همچنین مفاهیمی چون «دیالکتیک» و «ضرورتِ تاریخی» نیز از جمله مفاهیم فلسفۀ هگلی بود که برای اثباتِ برتری نازیها در پایانِ تاریخ بهکار میآمد.
🆔https://t.iss.one/philos_ASMU
🆔https://t.iss.one/anjomanelmi_ASMU
Telegram
انجمن فلسفه و کلام اسلامی ASMU
انجمن علمی دانشجویی
فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان
👤دبیر انجمن: زهرا جوانشیر @Javanshirr20
📎کانال جامع انجمنها: @anjomanelmi_ASMU
📎کانال شورای اجرایی: @EC_ASMU
فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان
👤دبیر انجمن: زهرا جوانشیر @Javanshirr20
📎کانال جامع انجمنها: @anjomanelmi_ASMU
📎کانال شورای اجرایی: @EC_ASMU
❤6
📚 کتاب تهافت الفلاسفه از مهمترین آثار فکری تمدن اسلامی است که ابوحامد محمد غزالی آن را در نقد فلسفه مشائی نوشت. غزالی در این کتاب به بررسی و نقد آرای فیلسوفانی چون ابن سینا و فارابی میپردازد و معتقد است که برخی از نتایج فلسفی آنان با اصول دین اسلام سازگار نیست. او در بیست مسئله فلسفی به استدلالهای فیلسوفان پاسخ میدهد و در سه موضوعِ ازلیت عالم، علم خداوند به جزئیات، و معاد جسمانی، دیدگاه آنان را به شدت رد میکند. اهمیت کتاب در این است که غزالی برای نقد فلسفه از خودِ ابزارهای عقلانی و استدلالی بهره میگیرد، نه صرفاً از نقل متون دینی. انتشار این اثر تأثیر عمیقی بر تاریخ اندیشه اسلامی گذاشت و بحث گستردهای میان طرفداران فلسفه و کلام پدید آورد. چند دهه بعد، ابن رشد در دفاع از فلسفه کتاب تهافت التهافت را نوشت و به نقدهای غزالی پاسخ داد. به همین دلیل، «تهافت الفلاسفه» را میتوان یکی از مهمترین آثار در مناقشه تاریخی میان فلسفه و الهیات در جهان اسلام دانست.
❗دریافت کتاب
✍🏻 انجمن علمی فلسفه و کلام اسلامی
♻️ با ما همراه باشید
🆔https://t.iss.one/philos_ASMU
🌐 https://zil.ink/EC_ASMU
🆔 @anjomanelmi_ASMU
❗دریافت کتاب
✍🏻 انجمن علمی فلسفه و کلام اسلامی
♻️ با ما همراه باشید
🆔https://t.iss.one/philos_ASMU
🌐 https://zil.ink/EC_ASMU
🆔 @anjomanelmi_ASMU
❤3👍1
Forwarded from امیرحسین عابدی
شیخ احمد أحسایی
شیخ از مشهورترین مخالفان ملاصدرا و حکمت متعالیه است.
او بر دو کتاب مهم از صدرا به نامهای عرشیه و مشاعر شرح نوشت و به جرح مبانی حکمت متعالیه پرداخت.
پیروان او بعدها با نام «شیخیه» شناخته میشدند.
#احسایی
#شیخیه
#ملاصدرا
شیخ از مشهورترین مخالفان ملاصدرا و حکمت متعالیه است.
او بر دو کتاب مهم از صدرا به نامهای عرشیه و مشاعر شرح نوشت و به جرح مبانی حکمت متعالیه پرداخت.
پیروان او بعدها با نام «شیخیه» شناخته میشدند.
#احسایی
#شیخیه
#ملاصدرا
❤5
Forwarded from امیرحسین عابدی
یکی از بزرگان مکتب شیخیه، کریمخان کرمانی است.
برخی قائلند او بنیانگذار نظریۀ رکن رابع است.
کرمانی در بسیاری از کتابهایش به تشیید مبانی «رکن رابع» میپردازد.
تویسرکانی یکی از فقهای همعصر او به نقد نظریه رکن رابع پرداخته و بین او و کرمانی مراسلاتی رخ داده است که برای اهل فن بسیار مفید و جذاب خواهد بود.
این مراسلات با تصحیح بنده در بوستان کتاب قم به چاپ رسیده است.
#شیخیه
#کرمانی
#تویسرکانی
#رکن رابع
برخی قائلند او بنیانگذار نظریۀ رکن رابع است.
کرمانی در بسیاری از کتابهایش به تشیید مبانی «رکن رابع» میپردازد.
تویسرکانی یکی از فقهای همعصر او به نقد نظریه رکن رابع پرداخته و بین او و کرمانی مراسلاتی رخ داده است که برای اهل فن بسیار مفید و جذاب خواهد بود.
این مراسلات با تصحیح بنده در بوستان کتاب قم به چاپ رسیده است.
#شیخیه
#کرمانی
#تویسرکانی
#رکن رابع
❤3
Forwarded from امیرحسین عابدی
فلسفه و مبادی علوم
📘 یکی از روابطی که میتوان بین فلسفه و علوم دیگر بررسی کرد، رابطه از جهت مبادی علوم است.
منطقدانان اجزاء علوم را سه قسم دانستهاند که از آن جمله، مبادی علم است.
از آنجا که هر علمی عبارت است از مجموعهای از مسائل كه مشتمل است بر موضوع و محمول و نسبت، زمانی میتوان به این مسائل و قضایا اذعان نمود كه اولاً ذهن تصور روشن و صریحی از موضوع مسأله و همچنین از محمول آن داشته باشد تا مورد تصدیق خویش را بشناسد
و ثانیاً یک نوع دلیل و حجتی در كار باشد كه سند قضاوت واقع شود.
آنچه در مقام ارائۀ تصوّر از موضوعات و محمولات آورده میشود همان «تعریفات» است، و آنچه در مقام حجت و دلیل ذهن واقع می شود یک سلسله «اصول متعارفه» یا «اصول موضوعه» هستند.
تعریفات، اصول متعارفه و اصول موضوعۀ هر علمی به عنوان «مبادی» آن علم شناخته می-شود.
در جای خود محقق شده است که مبادی هر علم را نمیتوان در خود آن علم مورد کاوش قرار داد و لازم است در علم دیگری به آن پرداخته شود.
ابن سینا تبیین مبادی در هر علمی را منتهی به اعمّ علوم یعنی فلسفه دانسته و میگوید:
قد وضعنا أن من مبادئ العلوم ما ليس بيّناً بنفسه، فيجب أن يبيّن في علم آخر إمّا جزئي مثله أو أعمّ منه فننتهي لا محالة إلى أعمّ العلوم. فيجب أن تكون مبادئ سائر العلوم تصحّ في هذا العلم.
(الشفاء(المنطق)، البرهان، ص: 165.)
همانگونه که از متن ابن سینا ظاهر است، این قاعده تنها شامل مبادی غیر بدیهی علم است و طبعاً مبادی ضروری نیاز به اثبات و بررسی ندارند.
#فلسفه
#منطق
#مبادی_علوم
📘 یکی از روابطی که میتوان بین فلسفه و علوم دیگر بررسی کرد، رابطه از جهت مبادی علوم است.
منطقدانان اجزاء علوم را سه قسم دانستهاند که از آن جمله، مبادی علم است.
از آنجا که هر علمی عبارت است از مجموعهای از مسائل كه مشتمل است بر موضوع و محمول و نسبت، زمانی میتوان به این مسائل و قضایا اذعان نمود كه اولاً ذهن تصور روشن و صریحی از موضوع مسأله و همچنین از محمول آن داشته باشد تا مورد تصدیق خویش را بشناسد
و ثانیاً یک نوع دلیل و حجتی در كار باشد كه سند قضاوت واقع شود.
آنچه در مقام ارائۀ تصوّر از موضوعات و محمولات آورده میشود همان «تعریفات» است، و آنچه در مقام حجت و دلیل ذهن واقع می شود یک سلسله «اصول متعارفه» یا «اصول موضوعه» هستند.
تعریفات، اصول متعارفه و اصول موضوعۀ هر علمی به عنوان «مبادی» آن علم شناخته می-شود.
در جای خود محقق شده است که مبادی هر علم را نمیتوان در خود آن علم مورد کاوش قرار داد و لازم است در علم دیگری به آن پرداخته شود.
ابن سینا تبیین مبادی در هر علمی را منتهی به اعمّ علوم یعنی فلسفه دانسته و میگوید:
قد وضعنا أن من مبادئ العلوم ما ليس بيّناً بنفسه، فيجب أن يبيّن في علم آخر إمّا جزئي مثله أو أعمّ منه فننتهي لا محالة إلى أعمّ العلوم. فيجب أن تكون مبادئ سائر العلوم تصحّ في هذا العلم.
(الشفاء(المنطق)، البرهان، ص: 165.)
همانگونه که از متن ابن سینا ظاهر است، این قاعده تنها شامل مبادی غیر بدیهی علم است و طبعاً مبادی ضروری نیاز به اثبات و بررسی ندارند.
#فلسفه
#منطق
#مبادی_علوم
❤3
Forwarded from امیرحسین عابدی
پیشینه استفاده از مباحث فلسفی در فقه اسلامی
🔹 دورههای اصلی
قرون اولیه (قرن ۲ و ۳ هجری):
در این دوره، فقه بیشتر بر نصوص و روایتها تکیه داشت. اما مباحث کلامی (مانند جبر و اختیار، حسن و قبح عقلی) کمکم وارد اصول فقه شدند. اما اینها هنوز فلسفه به معنای خاص نبود.
قرن ۴ و ۵ هجری (دوران ابنسینا و پس از او):
با گسترش فلسفه مشاء، برخی فقها و اصولیان برای توضیح مفاهی از مباحث فلسفی بهره گرفتند. مثلاً در بحث اجتماع امر و نهی یا استصحاب.
قرن ۶ و ۷ هجری (خواجه نصیرالدین طوسی و علامه حلی):
اینجا فلسفه بهطور جدی وارد فقه شد. علامه حلی در آثار فقهی و اصولی خود از مباحث فلسفی مانند جوهر و عرض و کلی و جزئی استفاده کرد. خواجه نصیر نیز با تلفیق کلام و فلسفه، زمینه را برای ورود فلسفه به اصول فقه فراهم کرد.
قرن ۱۰ و ۱۱ هجری (ملاصدرا و حکمت متعالیه):
با ظهور ملاصدرا، مباحثی مثل حرکت جوهری و تشکیک وجود بهطور غیرمستقیم در فقه و اصول اثر گذاشتند.
دوران معاصر (قرن ۱۴ و ۱۵ هجری):
فقهایی مانند نایینی در بحث اجتماع امر و نهی به ترکیب اتحادی و انضمامی (مفهوم فلسفی) استناد میکند.
#فقه
#فلسفه
🔹 دورههای اصلی
قرون اولیه (قرن ۲ و ۳ هجری):
در این دوره، فقه بیشتر بر نصوص و روایتها تکیه داشت. اما مباحث کلامی (مانند جبر و اختیار، حسن و قبح عقلی) کمکم وارد اصول فقه شدند. اما اینها هنوز فلسفه به معنای خاص نبود.
قرن ۴ و ۵ هجری (دوران ابنسینا و پس از او):
با گسترش فلسفه مشاء، برخی فقها و اصولیان برای توضیح مفاهی از مباحث فلسفی بهره گرفتند. مثلاً در بحث اجتماع امر و نهی یا استصحاب.
قرن ۶ و ۷ هجری (خواجه نصیرالدین طوسی و علامه حلی):
اینجا فلسفه بهطور جدی وارد فقه شد. علامه حلی در آثار فقهی و اصولی خود از مباحث فلسفی مانند جوهر و عرض و کلی و جزئی استفاده کرد. خواجه نصیر نیز با تلفیق کلام و فلسفه، زمینه را برای ورود فلسفه به اصول فقه فراهم کرد.
قرن ۱۰ و ۱۱ هجری (ملاصدرا و حکمت متعالیه):
با ظهور ملاصدرا، مباحثی مثل حرکت جوهری و تشکیک وجود بهطور غیرمستقیم در فقه و اصول اثر گذاشتند.
دوران معاصر (قرن ۱۴ و ۱۵ هجری):
فقهایی مانند نایینی در بحث اجتماع امر و نهی به ترکیب اتحادی و انضمامی (مفهوم فلسفی) استناد میکند.
#فقه
#فلسفه
❤3