Forwarded from FaraDars_Course
‼️ فقط با ۱۱۹ هزار تومن، مهارت جدید یاد بگیر ‼️
♨️ قیمت استثنایی برای ۶۰۰ دوره آموزشیِ فرادرس
📣 برای مشاهده آموزشهای هر دسته بندی، روی عنوان مورد نظر کلیک کنید: 👇
✅ مدیریت و صنایع | دروس دانشگاهی
✅ هوش مصنوعی | برنامه نویسی
✅ زبانهای خارجی | اکسل Excel
✅ بازاریابی و کسب و کار | بازارهای مالی
✅ مهارتهای عمومی | طراحی سایت
🔗 لیست تمامی ۶۰۰ آموزش - [کلیک کنید]
🔄 FaraDars - فرادرس
♨️ قیمت استثنایی برای ۶۰۰ دوره آموزشیِ فرادرس
📣 برای مشاهده آموزشهای هر دسته بندی، روی عنوان مورد نظر کلیک کنید: 👇
✅ مدیریت و صنایع | دروس دانشگاهی
✅ هوش مصنوعی | برنامه نویسی
✅ زبانهای خارجی | اکسل Excel
✅ بازاریابی و کسب و کار | بازارهای مالی
✅ مهارتهای عمومی | طراحی سایت
🔗 لیست تمامی ۶۰۰ آموزش - [کلیک کنید]
🔄 FaraDars - فرادرس
💢معضلی بنام درک پایین عدالت!
وقتی کارکنان با درک عدم عدالت مواجه می شوند چه میکنند؟
گاهی اوقات در سازمان ها عدالتی وجود ندارد. بنابراین احساس بی عدالتی و به تبع آن بروز برخی از رفتار های نامناسب و افزایش بی انگیزگی بین کارکنان طبیعی است. اما گاها ما در سازمانها شاهد نوعی عدالت نسبی هستیم لیکن کارکنان چنین چیزی برداشت نمی کنند. این موضوع بیشتر ناشی از عدم شفافیت دستورالعمل های حقوق، پاداش، ارتقاء و ... است. توصیه ما این است که از انجام برخی از کارها و اخذ تصمیماتی که منجر به کاهش درک از عدالت می شود بپرهیزیم. درک پایین از عدالت منجر به ایجاد تبعاتی می شود که در زیر به برخی از آنها اشاره می کنیم:
1️⃣کارکنان میزان آورده های خود را تغییر می دهند.مثلا انرژی کمتری صرف کار می کنند زیرا آنها اعتقاد دارند به اندازه تمام انرژی و انگیزه ای که برای سازمان خرج می کنند، عایدی ندارند.
2️⃣از آنجاییکه احساس می کنند مطابق با تلاش، تخصص، تجربه، مهارت و ... خود دریافت های مادی و معنوی کافی نداشته اند، برای تغییر نتایج یا دریافتی خود از سازمان، تقاضای افزایش حقوق یا ارتقاء می کنند.
3️⃣اگر نتوانند مدیران خود را به دریافت حقوق و مزایای بیشتر راضی کنند، انگیزه آنها برای ترک سازمان بالا می رود زیرا به این ترتیب پاسخی به چالش و درگیری درونی خودشان می دهند که این سازمان لیاقت وی را ندارد!
4️⃣ برای جبران بخشی از این عدم عدالت سعی می کنند تا حضور کمتری در سازمان داشته باشند. لذا ممکن است غیبت های خود را افزایش دهند.
5️⃣ممکن است بر سایرین تاثیر منفی بگذارند بدین گونه که با مقایسه شرایط نامتعادل و دور از عدالت در سازمان با سایر سازمانها، بر افراد دیگر تاثیر گذاشته و از آنها بخواهند سخت تلاش نکنند.
واحد منابع انسانی سازمان ها باید تلاش کنند تا شرایطی که منجر به درک پایین از عدالت می شود را به حداقل مقدار خود رسانده و در جهت شفافیت هر چه بیشتر گام بردارند. این موضوع با نگاه سیستمی به موضوعات اساسی منابع انسانی و فرآیندهای آن قابل اجراست. کافی است کارکنان احساس نکنند که در حقوق و دستمزد، ارتقاء، پاداش، آکورد و ... پارتی بازی می شود.
✍مرتضی جوشقانی
@organizationalbehavior
وقتی کارکنان با درک عدم عدالت مواجه می شوند چه میکنند؟
گاهی اوقات در سازمان ها عدالتی وجود ندارد. بنابراین احساس بی عدالتی و به تبع آن بروز برخی از رفتار های نامناسب و افزایش بی انگیزگی بین کارکنان طبیعی است. اما گاها ما در سازمانها شاهد نوعی عدالت نسبی هستیم لیکن کارکنان چنین چیزی برداشت نمی کنند. این موضوع بیشتر ناشی از عدم شفافیت دستورالعمل های حقوق، پاداش، ارتقاء و ... است. توصیه ما این است که از انجام برخی از کارها و اخذ تصمیماتی که منجر به کاهش درک از عدالت می شود بپرهیزیم. درک پایین از عدالت منجر به ایجاد تبعاتی می شود که در زیر به برخی از آنها اشاره می کنیم:
1️⃣کارکنان میزان آورده های خود را تغییر می دهند.مثلا انرژی کمتری صرف کار می کنند زیرا آنها اعتقاد دارند به اندازه تمام انرژی و انگیزه ای که برای سازمان خرج می کنند، عایدی ندارند.
2️⃣از آنجاییکه احساس می کنند مطابق با تلاش، تخصص، تجربه، مهارت و ... خود دریافت های مادی و معنوی کافی نداشته اند، برای تغییر نتایج یا دریافتی خود از سازمان، تقاضای افزایش حقوق یا ارتقاء می کنند.
3️⃣اگر نتوانند مدیران خود را به دریافت حقوق و مزایای بیشتر راضی کنند، انگیزه آنها برای ترک سازمان بالا می رود زیرا به این ترتیب پاسخی به چالش و درگیری درونی خودشان می دهند که این سازمان لیاقت وی را ندارد!
4️⃣ برای جبران بخشی از این عدم عدالت سعی می کنند تا حضور کمتری در سازمان داشته باشند. لذا ممکن است غیبت های خود را افزایش دهند.
5️⃣ممکن است بر سایرین تاثیر منفی بگذارند بدین گونه که با مقایسه شرایط نامتعادل و دور از عدالت در سازمان با سایر سازمانها، بر افراد دیگر تاثیر گذاشته و از آنها بخواهند سخت تلاش نکنند.
واحد منابع انسانی سازمان ها باید تلاش کنند تا شرایطی که منجر به درک پایین از عدالت می شود را به حداقل مقدار خود رسانده و در جهت شفافیت هر چه بیشتر گام بردارند. این موضوع با نگاه سیستمی به موضوعات اساسی منابع انسانی و فرآیندهای آن قابل اجراست. کافی است کارکنان احساس نکنند که در حقوق و دستمزد، ارتقاء، پاداش، آکورد و ... پارتی بازی می شود.
✍مرتضی جوشقانی
@organizationalbehavior
❤5👍2👏2
💢۷۱ درصد مدیران جلسات کاری را بیفایده میدانند!
🔸یک جلسه برگزار کردید که بیش از حد طول کشید. موضوعات زیادی برای بررسی وجود داشت و همه احساس میکردند باید نظرشان را بیان کنند. حالا هم خودتان برای جلسه بعدی دیر کردهاید و هم اعضای تیم، پس از بازگشت به میز کارشان، باید دوباره به یاد بیاورند پیش از اینکه جلسه کارشان را متوقف کند، مشغول انجام چه کاری بودند.
🔸این نه مشکل تمرکز است و نه مشکل بهرهوری. این مشکل به نحوه مدیریت شما برمیگردد؛ مشکلی که احتمالا هزینهای بسیار بیشتر از آنچه تصور میکنید به سازمانتان تحمیل میکند.
زمانی را که میتوانستید بازیابی کنید، و تمرکزی که تیم شما برای انجام بهترین کارشان نیاز دارد، وقتی یک بار از بین برود، بازسازی آن نزدیک به نیم ساعت زمان میبرد و این در هر جلسه اتفاق میافتد.
🔸بر اساس پژوهش دانشگاه کالیفرنیا، پس از هر وقفه یا مزاحمت، بهطور میانگین ۲۳ دقیقه زمان لازم است تا فرد دوباره بتواند بهطور کامل روی کار خود تمرکز کند. همچنین انجمن روانشناسی آمریکا نشان داده که جابهجایی بین کارها میتواند بهرهوری کلی را تا ۴۰ درصد کاهش دهد. ۴۰ درصد از بین میرود، فقط به این دلیل که مجبور شدهاید دوباره تمرکز خود را تنظیم کنید.
🔸روانشناسان این وضعیت را «باقیماندن توجه» مینامند. یعنی وقتی فرد از یک کار به کار دیگری میرود، بخشی از تمرکز ذهنی او همچنان در کار قبلی باقی میماند. در نتیجه، افراد در جلسه شما از نظر ذهنی هنوز درگیر کاری هستند که از آن جدا شدهاند. پس شما در حال مدیریت یک تیم نیستید، بلکه در حال تکهتکه کردن آن هستید.
🔸مدیرانی که نسبت به نتیجهها مطمئن نیستند، جلسه برگزار میکنند تا احساس کنند کار مفیدی انجام میدهند و نشان دهند که در حال «انجام کاری» هستند. مدیرانی که حس میکنند دیده نمیشوند، جلسههای روزانه یا سرپایی برگزار میکنند تا حضورشان دیده و شنیده شود.
روانشناسان سازمانی اینطور میگویند: اگر نمیتوانید دقیقا مشخص کنید این جلسه قرار است به چه تصمیمی منجر شود، نیازی به آن جلسه ندارید. آن را لغو کنید.
◀️ محافظت از تمرکز
▪️بهجای گزارشهای شفاهی وضعیت، از ایمیلهای کوتاه و مکتوب استفاده کنید. دو پاراگراف متن باعث نمیشود کسی ۲۳ دقیقه زمان برای بازیابی تمرکزش از دست بدهد. اگر واقعا جلسه لازم است، ۱۵ دقیقه کاملا کافی است.
▪️برای تیم خود حداقل روزی یک بازه سهساعته کار عمیق بدون وقفه در نظر بگیرید. این بازه سهساعته غیرقابل مذاکره است و قرار نیست جلسهای بین آن برگزار شود. آن را مانند یک تعهد به مشتری در نظر بگیرید، چون در واقع هم همین است. اگر گفتهاید دوشنبهها جلسه نیست، به آن پایبند بمانید.
✳️ خطرناکترین جلسهای که در تقویم کاری شما وجود دارد، همان جلسهای است که فقط از روی عادت برگزارش میکنید. تیم شما بهترین فکرها و تصمیمهایش را در همان سکوتی انجام میدهد که مدام از آن محرومش میکنید؛ آن سکوت را دوباره به آنها بازگردانید.
✍منبع: Forbes
@organizationalbehavior
🔸یک جلسه برگزار کردید که بیش از حد طول کشید. موضوعات زیادی برای بررسی وجود داشت و همه احساس میکردند باید نظرشان را بیان کنند. حالا هم خودتان برای جلسه بعدی دیر کردهاید و هم اعضای تیم، پس از بازگشت به میز کارشان، باید دوباره به یاد بیاورند پیش از اینکه جلسه کارشان را متوقف کند، مشغول انجام چه کاری بودند.
🔸این نه مشکل تمرکز است و نه مشکل بهرهوری. این مشکل به نحوه مدیریت شما برمیگردد؛ مشکلی که احتمالا هزینهای بسیار بیشتر از آنچه تصور میکنید به سازمانتان تحمیل میکند.
زمانی را که میتوانستید بازیابی کنید، و تمرکزی که تیم شما برای انجام بهترین کارشان نیاز دارد، وقتی یک بار از بین برود، بازسازی آن نزدیک به نیم ساعت زمان میبرد و این در هر جلسه اتفاق میافتد.
🔸بر اساس پژوهش دانشگاه کالیفرنیا، پس از هر وقفه یا مزاحمت، بهطور میانگین ۲۳ دقیقه زمان لازم است تا فرد دوباره بتواند بهطور کامل روی کار خود تمرکز کند. همچنین انجمن روانشناسی آمریکا نشان داده که جابهجایی بین کارها میتواند بهرهوری کلی را تا ۴۰ درصد کاهش دهد. ۴۰ درصد از بین میرود، فقط به این دلیل که مجبور شدهاید دوباره تمرکز خود را تنظیم کنید.
🔸روانشناسان این وضعیت را «باقیماندن توجه» مینامند. یعنی وقتی فرد از یک کار به کار دیگری میرود، بخشی از تمرکز ذهنی او همچنان در کار قبلی باقی میماند. در نتیجه، افراد در جلسه شما از نظر ذهنی هنوز درگیر کاری هستند که از آن جدا شدهاند. پس شما در حال مدیریت یک تیم نیستید، بلکه در حال تکهتکه کردن آن هستید.
🔸مدیرانی که نسبت به نتیجهها مطمئن نیستند، جلسه برگزار میکنند تا احساس کنند کار مفیدی انجام میدهند و نشان دهند که در حال «انجام کاری» هستند. مدیرانی که حس میکنند دیده نمیشوند، جلسههای روزانه یا سرپایی برگزار میکنند تا حضورشان دیده و شنیده شود.
روانشناسان سازمانی اینطور میگویند: اگر نمیتوانید دقیقا مشخص کنید این جلسه قرار است به چه تصمیمی منجر شود، نیازی به آن جلسه ندارید. آن را لغو کنید.
◀️ محافظت از تمرکز
▪️بهجای گزارشهای شفاهی وضعیت، از ایمیلهای کوتاه و مکتوب استفاده کنید. دو پاراگراف متن باعث نمیشود کسی ۲۳ دقیقه زمان برای بازیابی تمرکزش از دست بدهد. اگر واقعا جلسه لازم است، ۱۵ دقیقه کاملا کافی است.
▪️برای تیم خود حداقل روزی یک بازه سهساعته کار عمیق بدون وقفه در نظر بگیرید. این بازه سهساعته غیرقابل مذاکره است و قرار نیست جلسهای بین آن برگزار شود. آن را مانند یک تعهد به مشتری در نظر بگیرید، چون در واقع هم همین است. اگر گفتهاید دوشنبهها جلسه نیست، به آن پایبند بمانید.
✳️ خطرناکترین جلسهای که در تقویم کاری شما وجود دارد، همان جلسهای است که فقط از روی عادت برگزارش میکنید. تیم شما بهترین فکرها و تصمیمهایش را در همان سکوتی انجام میدهد که مدام از آن محرومش میکنید؛ آن سکوت را دوباره به آنها بازگردانید.
✍منبع: Forbes
@organizationalbehavior
❤5👍2
Forwarded from هوش مصنوعی در کسب وکار
💢حقوق سالیانه ۴۰۰ هزار دلاری برای فیلسوفها در صنعت هوش مصنوعی!
شرکتهایی مانند OpenAI، Anthropic و DeepMind از فیلسوفان برای توسعه و ارزیابی مدلهای هوش مصنوعی استفاده میکنند.
بر اساس گزارش اکونومیست، ۵ درصد از مشاغل جدید AI به نقشهای مرتبط با فلسفه اختصاص دارد و متخصصان حوزه اخلاق و حکمرانی هوش مصنوعی میتوانند تا ۴۰۰ هزار دلار در سال درآمد داشته باشند.
اما فیلسوفها دقیقاً چه میکنند؟ آنها با تحلیل منطقی، بررسی انسجام قوانین و شناسایی تناقضها، به مدلهای هوش مصنوعی کمک میکنند تا فقط ظاهر قوانین را اجرا نکنند و به هدف واقعی آنها نیز پایبند باشند.
به نظر شما، در آینده چه رشتههای دیگری به دلیل گسترش هوش مصنوعی اهمیت بیشتری پیدا خواهند کرد؟
✍هفته نامه شنبه
@management_ai
شرکتهایی مانند OpenAI، Anthropic و DeepMind از فیلسوفان برای توسعه و ارزیابی مدلهای هوش مصنوعی استفاده میکنند.
بر اساس گزارش اکونومیست، ۵ درصد از مشاغل جدید AI به نقشهای مرتبط با فلسفه اختصاص دارد و متخصصان حوزه اخلاق و حکمرانی هوش مصنوعی میتوانند تا ۴۰۰ هزار دلار در سال درآمد داشته باشند.
اما فیلسوفها دقیقاً چه میکنند؟ آنها با تحلیل منطقی، بررسی انسجام قوانین و شناسایی تناقضها، به مدلهای هوش مصنوعی کمک میکنند تا فقط ظاهر قوانین را اجرا نکنند و به هدف واقعی آنها نیز پایبند باشند.
به نظر شما، در آینده چه رشتههای دیگری به دلیل گسترش هوش مصنوعی اهمیت بیشتری پیدا خواهند کرد؟
✍هفته نامه شنبه
@management_ai
👍2❤1
💢اگر در طول روز احساس سردرگمی و خستگی ذهنی داری، نیازی به کارهای عجیب و غریب نیست. فقط پانزده دقیقه با خودت خلوت کن و اجازه بده ذهنت بدون هیچ مزاحمتی نفس بکشد. همین کار ساده میتواند آرامش از دست رفته را به تو برگرداند.
بر اساس مطالعهای که توسط پژوهشگران دانشگاه راچستر انجام و در نشریه روانشناسی شخصیت و جامعهشناسی منتشر شده است، روزانه فقط پانزده دقیقه خلوت خودخواسته میتواند شدت هیجانهای منفی مانند اضطراب و خشم را به طور محسوسی کاهش دهد و احساس آرامش را جایگزین آن کند.
اول اینکه نیاز به هیچ تکنیک پیچیده، ذهنآگاهی یا مدیتیشن خاصی نیست؛ صرفاً نشستن در یک محیط آرام بدون تعامل اجتماعی و بدون گوشی موبایل کافی است.
دوم اینکه این اثر مثبت زمانی رخ میدهد که فرد با تمایل و انتخاب خود این خلوت را تجربه کند.
سوم اینکه این کار استرس را کاهش میدهد و تأثیر مثبت و آرامکننده آن بر سیستم عصبی کاملاً تأیید شده است.
✍مجله مشاور مدیریت
@organizationalbehavior
بر اساس مطالعهای که توسط پژوهشگران دانشگاه راچستر انجام و در نشریه روانشناسی شخصیت و جامعهشناسی منتشر شده است، روزانه فقط پانزده دقیقه خلوت خودخواسته میتواند شدت هیجانهای منفی مانند اضطراب و خشم را به طور محسوسی کاهش دهد و احساس آرامش را جایگزین آن کند.
سه نکته کلیدی دربارۀ این یافته علمی:
اول اینکه نیاز به هیچ تکنیک پیچیده، ذهنآگاهی یا مدیتیشن خاصی نیست؛ صرفاً نشستن در یک محیط آرام بدون تعامل اجتماعی و بدون گوشی موبایل کافی است.
دوم اینکه این اثر مثبت زمانی رخ میدهد که فرد با تمایل و انتخاب خود این خلوت را تجربه کند.
سوم اینکه این کار استرس را کاهش میدهد و تأثیر مثبت و آرامکننده آن بر سیستم عصبی کاملاً تأیید شده است.
✍مجله مشاور مدیریت
@organizationalbehavior
❤4
Forwarded from میلیاردر
خوشبختی مانند یک پروانه است... اگر تعقیبش کنید فرار خواهد کرد! اما وقتی سرگرم کارهایی که دوست دارید شوید، خودش پیش شما خواهد آمد...
رازهای ثروت را در كانال ميلياردر بخوانيد
@milyarder
رازهای ثروت را در كانال ميلياردر بخوانيد
@milyarder
👍7❤3👏1
Forwarded from برنامه ریزی و مدیریت زمان
💢همهی اطرافیان شما یک معلم هستند! آنها میتوانند برای شما یک الگو و یا یک هشدار باشند. اما کلید اصلی این است که بتوانید آنها را درست در این دستهبندیها جای دهید.
👤 دارن هاردی
@planing_tm
👤 دارن هاردی
@planing_tm
❤8
Forwarded from FaraDars_Course
💢 ۶۰۰ آموزش ۱۱۹ هزار تومنی
➕ ۸۰٪ تخفیف برای سایر آموزشهای فرادرس
✔️ در این طرح یادگیری، ۶۰۰ آموزش منتخب با قیمت ۱۱۹,۰۰۰ تومن در دسترس شماست و علاوه بر آن، سایر آموزشها با ۸۰ درصد تخفیف قابل دریافت است.
👇 دسترسی آسان به منابع آموزشی 👇
🔗 [آموزشهای مدیریت و صنایع]
🔗 [تمامی آموزشهای ۱۱۹ هزار تومنی]
برای مشاهده سایر آموزشها و استفاده از تخفیف ۸۰ درصدی، روی لینک زیر کلیک کنید:
🔗 [مشاهده سایر آموزشها]
🔄 FaraDars - فرادرس
➕ ۸۰٪ تخفیف برای سایر آموزشهای فرادرس
✔️ در این طرح یادگیری، ۶۰۰ آموزش منتخب با قیمت ۱۱۹,۰۰۰ تومن در دسترس شماست و علاوه بر آن، سایر آموزشها با ۸۰ درصد تخفیف قابل دریافت است.
👇 دسترسی آسان به منابع آموزشی 👇
🔗 [آموزشهای مدیریت و صنایع]
🔗 [تمامی آموزشهای ۱۱۹ هزار تومنی]
برای مشاهده سایر آموزشها و استفاده از تخفیف ۸۰ درصدی، روی لینک زیر کلیک کنید:
🔗 [مشاهده سایر آموزشها]
🔄 FaraDars - فرادرس
👎1
Forwarded from تعالی منابع انسانی
💢خودشکوفایی؛ از مازلو تا راجرز و یونگ، انسان چگونه به بهترین نسخه خودش تبدیل میشود؟
🌱 انسان فقط نمیخواهد زنده بماند؛ میخواهد رشد کند، معنا پیدا کند. شاید به همین دلیل، یکی از جذابترین پرسشهای روانشناسی این باشد: «انسان چگونه میتواند به آن چیزی تبدیل شود که ظرفیتش را دارد؟»
❇️ آبراهام مازلو بیش از هر چیز با مفهوم «خودشکوفایی» (Self-Actualization) شناخته میشود. در نگاه او، انسان علاوه بر نیازهای فیزیولوژیک، امنیت، تعلق و احترام، نیاز به رشد و تحقق ظرفیتهای بالقوه خود نیز دارد. خودشکوفایی یعنی حرکت به سوی آنچه فرد «میتواند باشد»؛ نه صرفاً دستیابی به پول، موقعیت، شهرت یا تأیید دیگران. مازلو بعدها در اندیشه خود فراتر رفت و از «خودفراروی» (Self-Transcendence) نیز سخن گفت؛ یعنی عبور از تمرکز صرف بر خود و پیوند دادن زندگی با معنا، ارزشها، دیگران یا هدفی بزرگتر.
❇️کارل راجرز، روانشناس برجسته مکتب انسانگرا، به جای تأکید صرف بر یک «مرحله نهایی»، از «گرایش به شکوفایی» (Actualizing Tendency) سخن گفت؛ یک نیروی بنیادی که انسان را به سمت رشد، سازگاری، استقلال و تحقق ظرفیتهایش سوق میدهد. در نظریه راجرز، انسان موجودی ایستا نیست؛ بلکه دائماً در حال شدن است.
از نگاه راجرز، مشکل زمانی آغاز میشود که تصویری که از خودمان ساختهایم با تجربه واقعیمان فاصله بگیرد. ممکن است یاد گرفته باشیم برای دوستداشتنی بودن، موفق بودن یا پذیرفتهشدن، چیزی باشیم که دیگران میخواهند؛ نه چیزی که واقعاً هستیم. راجرز این فاصله را میان «خود واقعی» و «خودپنداره» مهم میدانست.
بنابراین در نگاه راجرز، خودشکوفایی فقط «موفقتر شدن» نیست؛ «اصیلتر شدن» است. فرد رشدیافته بیشتر به تجربههای درونی خود گوش میدهد، نسبت به تجربههای تازه گشودهتر است، انعطاف بیشتری دارد و زندگی را نه به عنوان یک پروژه از پیش تعیینشده، بلکه به عنوان فرایندی زنده و در حال شکلگیری تجربه میکند.
❇️از نگاه کارل گوستاو یونگ: «فردیتیابی» (Individuation). یونگ خودشکوفایی را دقیقاً به معنای مازلو دنبال نمیکرد؛ اما فردیتیابی را فرایندی میدانست که طی آن شخصیت انسان به سوی یکپارچگی و تمامیت بیشتر حرکت میکند. در این فرایند، فرد فقط بخشهای دوستداشتنی شخصیت خود را نمیپذیرد؛ بلکه با بخشهای ناآگاه و حتی ناخوشایند وجود خود نیز مواجه میشود.
اینجا مفهوم «سایه» (Shadow) اهمیت پیدا میکند. هر انسانی بخشهایی از خود دارد که ترجیح میدهد نبیند، نپذیرد یا از دیگران پنهان کند؛ خشم، حسادت، ترس، نیاز به قدرت، ضعف یا حتی استعدادهایی که فرصت بروز پیدا نکردهاند. به همین دلیل، خودشناسی واقعی همیشه خوشایند نیست؛ گاهی لازم است با بخشهایی از خودمان روبهرو شویم که تصویر مطلوبی از آنها نداریم.
❇️ویکتور فرانکل، بنیانگذار لوگوتراپی، یک گام دیگر برداشت. از نظر او، پرسش اصلی انسان لزوماً «چگونه خودم را شکوفا کنم؟» نیست؛ بلکه «برای چه زندگی کنم؟» است. فرانکل بر «معنا» تأکید میکرد و معتقد بود انسان میتواند حتی در شرایط دشوار، نسبت خود با زندگی و نگرش خود را انتخاب کند. در این نگاه، رشد انسان زمانی عمیقتر میشود که زندگی فقط حول «من» نچرخد و فرد خود را در خدمت معنا، یک رابطه، یک مسئولیت یا هدفی فراتر از خود قرار دهد.
👈این دیدگاه فرانکل، مارا به مفهوم مهمی میرساند:
«خودفراروی» (Self-Transcendence).
شاید رشد واقعی در جایی اتفاق بیفتد که دیگر فقط نپرسیم «چگونه بهترین نسخه خودم باشم؟» بلکه بپرسیم «بهترین نسخه من قرار است چه چیزی را بهتر کند؟» استعداد، دانش، قدرت و موفقیت زمانی معنای عمیقتری پیدا میکنند که در خدمت چیزی فراتر از خود فرد قرار بگیرند.
🪞 حالا شاید بتوانیم خودشکوفایی را با چند سؤال سادهتر بررسی کنیم: آیا خودتان را همانگونه که هستید میشناسید یا بیشتر بر اساس تصویری زندگی میکنید که دیگران از شما انتظار دارند؟ آیا میتوانید ضعفهای خود را ببینید بدون اینکه ارزش خودتان را زیر سؤال ببرید؟ آیا از تجربههای تازه استقبال میکنید؟ آیا میتوانید اشتباه خود را بپذیرید؟ آیا برای تصمیمهای مهم، بیشتر به ارزشهای خودتان تکیه میکنید یا به تأیید دیگران؟ آیا کاری که انجام میدهید برایتان معنا دارد؟ و مهمتر از همه، آیا رشد شما فقط به نفع خودتان است یا دیگران نیز از رشد شما بهرهمند میشوند؟
🌱 انسان رشدیافته فقط فردی نیست که تواناییهای بیشتری دارد؛ کسی است که خودش را بهتر میشناسد، واقعیت را صادقانهتر میبیند، بخشهای مختلف وجودش را میپذیرد، ظرفیتهایش را پرورش میدهد و در نهایت، رشد خود را به چیزی فراتر از منافع شخصی پیوند میزند.
✍گاهنامه مدیریت
@hrm_academy
🌱 انسان فقط نمیخواهد زنده بماند؛ میخواهد رشد کند، معنا پیدا کند. شاید به همین دلیل، یکی از جذابترین پرسشهای روانشناسی این باشد: «انسان چگونه میتواند به آن چیزی تبدیل شود که ظرفیتش را دارد؟»
❇️ آبراهام مازلو بیش از هر چیز با مفهوم «خودشکوفایی» (Self-Actualization) شناخته میشود. در نگاه او، انسان علاوه بر نیازهای فیزیولوژیک، امنیت، تعلق و احترام، نیاز به رشد و تحقق ظرفیتهای بالقوه خود نیز دارد. خودشکوفایی یعنی حرکت به سوی آنچه فرد «میتواند باشد»؛ نه صرفاً دستیابی به پول، موقعیت، شهرت یا تأیید دیگران. مازلو بعدها در اندیشه خود فراتر رفت و از «خودفراروی» (Self-Transcendence) نیز سخن گفت؛ یعنی عبور از تمرکز صرف بر خود و پیوند دادن زندگی با معنا، ارزشها، دیگران یا هدفی بزرگتر.
❇️کارل راجرز، روانشناس برجسته مکتب انسانگرا، به جای تأکید صرف بر یک «مرحله نهایی»، از «گرایش به شکوفایی» (Actualizing Tendency) سخن گفت؛ یک نیروی بنیادی که انسان را به سمت رشد، سازگاری، استقلال و تحقق ظرفیتهایش سوق میدهد. در نظریه راجرز، انسان موجودی ایستا نیست؛ بلکه دائماً در حال شدن است.
از نگاه راجرز، مشکل زمانی آغاز میشود که تصویری که از خودمان ساختهایم با تجربه واقعیمان فاصله بگیرد. ممکن است یاد گرفته باشیم برای دوستداشتنی بودن، موفق بودن یا پذیرفتهشدن، چیزی باشیم که دیگران میخواهند؛ نه چیزی که واقعاً هستیم. راجرز این فاصله را میان «خود واقعی» و «خودپنداره» مهم میدانست.
بنابراین در نگاه راجرز، خودشکوفایی فقط «موفقتر شدن» نیست؛ «اصیلتر شدن» است. فرد رشدیافته بیشتر به تجربههای درونی خود گوش میدهد، نسبت به تجربههای تازه گشودهتر است، انعطاف بیشتری دارد و زندگی را نه به عنوان یک پروژه از پیش تعیینشده، بلکه به عنوان فرایندی زنده و در حال شکلگیری تجربه میکند.
❇️از نگاه کارل گوستاو یونگ: «فردیتیابی» (Individuation). یونگ خودشکوفایی را دقیقاً به معنای مازلو دنبال نمیکرد؛ اما فردیتیابی را فرایندی میدانست که طی آن شخصیت انسان به سوی یکپارچگی و تمامیت بیشتر حرکت میکند. در این فرایند، فرد فقط بخشهای دوستداشتنی شخصیت خود را نمیپذیرد؛ بلکه با بخشهای ناآگاه و حتی ناخوشایند وجود خود نیز مواجه میشود.
اینجا مفهوم «سایه» (Shadow) اهمیت پیدا میکند. هر انسانی بخشهایی از خود دارد که ترجیح میدهد نبیند، نپذیرد یا از دیگران پنهان کند؛ خشم، حسادت، ترس، نیاز به قدرت، ضعف یا حتی استعدادهایی که فرصت بروز پیدا نکردهاند. به همین دلیل، خودشناسی واقعی همیشه خوشایند نیست؛ گاهی لازم است با بخشهایی از خودمان روبهرو شویم که تصویر مطلوبی از آنها نداریم.
❇️ویکتور فرانکل، بنیانگذار لوگوتراپی، یک گام دیگر برداشت. از نظر او، پرسش اصلی انسان لزوماً «چگونه خودم را شکوفا کنم؟» نیست؛ بلکه «برای چه زندگی کنم؟» است. فرانکل بر «معنا» تأکید میکرد و معتقد بود انسان میتواند حتی در شرایط دشوار، نسبت خود با زندگی و نگرش خود را انتخاب کند. در این نگاه، رشد انسان زمانی عمیقتر میشود که زندگی فقط حول «من» نچرخد و فرد خود را در خدمت معنا، یک رابطه، یک مسئولیت یا هدفی فراتر از خود قرار دهد.
👈این دیدگاه فرانکل، مارا به مفهوم مهمی میرساند:
«خودفراروی» (Self-Transcendence).
شاید رشد واقعی در جایی اتفاق بیفتد که دیگر فقط نپرسیم «چگونه بهترین نسخه خودم باشم؟» بلکه بپرسیم «بهترین نسخه من قرار است چه چیزی را بهتر کند؟» استعداد، دانش، قدرت و موفقیت زمانی معنای عمیقتری پیدا میکنند که در خدمت چیزی فراتر از خود فرد قرار بگیرند.
🪞 حالا شاید بتوانیم خودشکوفایی را با چند سؤال سادهتر بررسی کنیم: آیا خودتان را همانگونه که هستید میشناسید یا بیشتر بر اساس تصویری زندگی میکنید که دیگران از شما انتظار دارند؟ آیا میتوانید ضعفهای خود را ببینید بدون اینکه ارزش خودتان را زیر سؤال ببرید؟ آیا از تجربههای تازه استقبال میکنید؟ آیا میتوانید اشتباه خود را بپذیرید؟ آیا برای تصمیمهای مهم، بیشتر به ارزشهای خودتان تکیه میکنید یا به تأیید دیگران؟ آیا کاری که انجام میدهید برایتان معنا دارد؟ و مهمتر از همه، آیا رشد شما فقط به نفع خودتان است یا دیگران نیز از رشد شما بهرهمند میشوند؟
🌱 انسان رشدیافته فقط فردی نیست که تواناییهای بیشتری دارد؛ کسی است که خودش را بهتر میشناسد، واقعیت را صادقانهتر میبیند، بخشهای مختلف وجودش را میپذیرد، ظرفیتهایش را پرورش میدهد و در نهایت، رشد خود را به چیزی فراتر از منافع شخصی پیوند میزند.
✍گاهنامه مدیریت
@hrm_academy
❤4👍1
💢۱۳ آگوست روز جهانی چپدست ها است. از جمله هدفهای نامگذاری این روز، رفع محدودیتهایی است که چپدستها گاه در جامعه یا محیط کار با آن مواجه میشوند.
@organizationalbehavior
@organizationalbehavior
👍4
Forwarded from آرامش روزخوش /کوچمدیران
🔴 هر قانونشکنی، نشونهی یک کارمند مسئلهدار نیست.
گاهی کارمند از یه قانون عبور میکنه، چون اون قانون با واقعیت کار جور درنمیاد.
🔻مقالهای در Harvard Business Review با مرور بیش از ۲۵۰ پژوهش در چهار دهه، به یه نکته مهم میرسه:
برای فهمیدن قانونشکنی کارکنان، فقط خودِ تخلف رو نبینید؛ انگیزه، شرایط و حتی سیستم رو هم بررسی کنید.
۱۰ اصل برای مواجهه با قانونشکنی کارکنان:
۱. هر تخلفی یه مسئله انضباطی نیست؛ گاهی یه پیام مدیریتیه.
۲. وقتی یه قانون مدام شکسته میشه، شاید وقتشه خودِ قانون رو هم بررسی کنید.
۳. تکرار یه تخلف میتونه درباره نقص سیستم بهتون اطلاعات بده.
۴. قبل از برخورد، بفهمید انگیزه پشت قانونشکنی چی بوده.
۵. همه قانونشکنیها از منفعت شخصی نمیان.
۶. گاهی کارکنان برای کمک به مشتری، همکار یا حتی خودِ سازمان از یه قاعده عبور میکنن.
۷. دو رفتار مشابه ممکنه انگیزههای کاملاً متفاوتی داشته باشن.
۸. گاهی کارمند بین رعایت قانون و درست انجام دادن کار گیر میکنه.
۹. تنبیه ممکنه رفتار رو متوقف کنه، اما لزوماً علتش رو برطرف نمیکنه.
۱۰. یه تخلف ممکنه مسئله یک فرد باشه؛ تکرار یک تخلف میتونه مسئله سیستم باشه.
📌اگر مدیر یا صاحب کسبوکارید و دوست دارید با ایدهها و پژوهشهای روز مدیریت جلو برید، آکادمی مدیران برجسته رو دنبال کنید
🖊️آرامش روزخوش
آکادمی مدیران برجسته
✅ آدرس اینستاگرام: https://www.instagram.com/arameshrouzkhosh?igsh=N21lY3B3ajNmMXA5&igsi=N21lY3B3ajNmMXA5&utm_source=qr
https://t.iss.one/arameshrouzkhoshcoach
گاهی کارمند از یه قانون عبور میکنه، چون اون قانون با واقعیت کار جور درنمیاد.
🔻مقالهای در Harvard Business Review با مرور بیش از ۲۵۰ پژوهش در چهار دهه، به یه نکته مهم میرسه:
برای فهمیدن قانونشکنی کارکنان، فقط خودِ تخلف رو نبینید؛ انگیزه، شرایط و حتی سیستم رو هم بررسی کنید.
۱۰ اصل برای مواجهه با قانونشکنی کارکنان:
۱. هر تخلفی یه مسئله انضباطی نیست؛ گاهی یه پیام مدیریتیه.
۲. وقتی یه قانون مدام شکسته میشه، شاید وقتشه خودِ قانون رو هم بررسی کنید.
۳. تکرار یه تخلف میتونه درباره نقص سیستم بهتون اطلاعات بده.
۴. قبل از برخورد، بفهمید انگیزه پشت قانونشکنی چی بوده.
۵. همه قانونشکنیها از منفعت شخصی نمیان.
۶. گاهی کارکنان برای کمک به مشتری، همکار یا حتی خودِ سازمان از یه قاعده عبور میکنن.
۷. دو رفتار مشابه ممکنه انگیزههای کاملاً متفاوتی داشته باشن.
۸. گاهی کارمند بین رعایت قانون و درست انجام دادن کار گیر میکنه.
۹. تنبیه ممکنه رفتار رو متوقف کنه، اما لزوماً علتش رو برطرف نمیکنه.
۱۰. یه تخلف ممکنه مسئله یک فرد باشه؛ تکرار یک تخلف میتونه مسئله سیستم باشه.
📌اگر مدیر یا صاحب کسبوکارید و دوست دارید با ایدهها و پژوهشهای روز مدیریت جلو برید، آکادمی مدیران برجسته رو دنبال کنید
🖊️آرامش روزخوش
آکادمی مدیران برجسته
✅ آدرس اینستاگرام: https://www.instagram.com/arameshrouzkhosh?igsh=N21lY3B3ajNmMXA5&igsi=N21lY3B3ajNmMXA5&utm_source=qr
https://t.iss.one/arameshrouzkhoshcoach
Telegram
آرامش روزخوش /کوچمدیران
کوچینگ سازمانی
👍1
💢همراهان گرامی
🆗 با توجه به اتصال مجدد اینترنت بین المللی در ایران و تقاضای بعضی از اعضای کانال، لیست ذیل که شامل چند کانال ارزشمند است خدمت شما تقدیم می شود.
🔸شاید رمز توسعه فردی و موفقیت شغلی شما در یکی از نکاتی باشد که در این کانال ها ارائه شده است.
👇👇👇👇👇👇👇👇
📲 هوش مصنوعی در کسب وکار
@management_ai
💸 آکادمی اقتصاد ایران
@monetary_academy
💢مدیریت رفتار سازمانی
@organizationalbehavior
✅مهارت های مدیریت
@management_skill
🈵 برنامه ریزی و مدیریت زمان
@planing_tm
⭕️تکنیک های مدیریت
@management_technique
❌مدیریت به زبان ساده
@management_simple
🈷 مهارت های زندگی
@life_skills2022
🆗 موفقیت و توسعه فردی
@success_pd
💲 هوش مالی
@fqskill
✝ تفکر استراتژیک
@strategym_academy
🉑 تعالی منابع انسانی
@hrm_academy
📠 مدرسه کسب وکار
@business_school2022
💄ترفند بازاریابی
@tarfandbazaryabi
🏦 آکادمی استارتاپ و کارآفرینی
@startups_academy
🎯 تغییر و تحول سازمانی
@transformation_m
🆗 مدیریت کسب وکار MBA &DBA
@mba_event
🆗 با توجه به اتصال مجدد اینترنت بین المللی در ایران و تقاضای بعضی از اعضای کانال، لیست ذیل که شامل چند کانال ارزشمند است خدمت شما تقدیم می شود.
🔸شاید رمز توسعه فردی و موفقیت شغلی شما در یکی از نکاتی باشد که در این کانال ها ارائه شده است.
👇👇👇👇👇👇👇👇
📲 هوش مصنوعی در کسب وکار
@management_ai
💸 آکادمی اقتصاد ایران
@monetary_academy
💢مدیریت رفتار سازمانی
@organizationalbehavior
✅مهارت های مدیریت
@management_skill
🈵 برنامه ریزی و مدیریت زمان
@planing_tm
⭕️تکنیک های مدیریت
@management_technique
❌مدیریت به زبان ساده
@management_simple
🈷 مهارت های زندگی
@life_skills2022
🆗 موفقیت و توسعه فردی
@success_pd
💲 هوش مالی
@fqskill
✝ تفکر استراتژیک
@strategym_academy
🉑 تعالی منابع انسانی
@hrm_academy
📠 مدرسه کسب وکار
@business_school2022
💄ترفند بازاریابی
@tarfandbazaryabi
🏦 آکادمی استارتاپ و کارآفرینی
@startups_academy
🎯 تغییر و تحول سازمانی
@transformation_m
🆗 مدیریت کسب وکار MBA &DBA
@mba_event
❤4👎1
Forwarded from فیلیمومدرسه
طرح فروش سازمانی فیلیمومدرسه
با تخفیف ویژه🎉
هدیه مناسب برای همکاران شما به مناسبت بازگشایی مدارس🎁 🎁
FilimoSchool.com
اطلاعات بیشتر از طریق تماس:
📞 09335415376
با تخفیف ویژه
هدیه مناسب برای همکاران شما به مناسبت بازگشایی مدارس
FilimoSchool.com
اطلاعات بیشتر از طریق تماس:
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from مهارت های مدیریت
💢هوشهای چندگانه؛ شما در کدام نوع باهوشترید؟
🧠 وقتی میگوییم «فلانی باهوش است»، معمولاً چه چیزی در ذهنمان میآید؟ نمرههای خوب، توانایی حل مسائل ریاضی، سرعت یادگیری یا قدرت تحلیل؟ سالها در روانشناسی، هوش عمدتاً با تواناییهای شناختی و بهویژه استدلال منطقی و زبانی سنجیده میشد. اما هوارد گاردنر، در دهه ۱۹۸۰ با ارائه نظریه «هوشهای چندگانه» (Multiple Intelligences) نگاه متفاوتی مطرح کرد: انسان فقط یک نوع هوش ندارد و تواناییهای انسان را نمیتوان صرفاً با یک نمره IQ توضیح داد.
🗣️ هوش زبانی ـ کلامی (Linguistic Intelligence) یعنی توانایی استفاده مؤثر از زبان، درک ظرافتهای کلام، انتخاب واژه مناسب و انتقال دقیق افکار. نویسندگان، سخنرانان، روزنامهنگاران، وکلا و افرادی که میتوانند ایدههای پیچیده را به زبان ساده بیان کنند، معمولاً در این نوع هوش توانمندند. در محیط کار، مذاکره، ارائه، نوشتن گزارش و برقراری ارتباط مؤثر به این توانایی وابسته است.
🔢 هوش منطقی ـ ریاضی (Logical-Mathematical Intelligence) به توانایی استدلال، تحلیل روابط، کشف الگوها، حل مسئله و کار با مفاهیم منطقی مربوط است. دانشمندان، مهندسان، تحلیلگران داده و افرادی که در تصمیمگیری ساختاریافته توانمندند، معمولاً از این ظرفیت بیشتر استفاده میکنند. البته این هوش فقط به محاسبات ریاضی محدود نیست؛ توانایی تشخیص رابطه علت و معلولی نیز بخشی از آن است.
🧭 هوش دیداری ـ فضایی (Spatial Intelligence) یعنی توانایی تصور و دستکاری ذهنی اشیا، شکلها و روابط فضایی. معماران، طراحان، عکاسان، مهندسان، جراحان و حتی افرادی که مسیرها را بهخوبی در ذهن خود تصور میکنند، ممکن است از این نوع هوش بهره بیشتری داشته باشند. در کسبوکار نیز طراحی محصول، تجسم دادهها و درک نقشهها و نمودارها به این توانایی مرتبط است.
🏃 هوش بدنی ـ جنبشی (Bodily-Kinesthetic Intelligence) به توانایی استفاده هماهنگ و ماهرانه از بدن برای بیان، ساختن یا حل مسئله اشاره دارد. ورزشکاران، بازیگران، رقصندگان، صنعتگران و جراحان نمونههایی از افرادی هستند که این توانایی در فعالیتشان اهمیت زیادی دارد. گاردنر تأکید میکند که بدن فقط وسیله اجرای دستورهای ذهن نیست؛ خودِ بدن میتواند در فرایند شناخت و حل مسئله نقش داشته باشد.
🎵 هوش موسیقایی (Musical Intelligence) شامل توانایی تشخیص، تولید و درک الگوهای موسیقایی، ریتم، صدا و زیر و بمی است. نوازندگان و آهنگسازان نمونههای روشن این نوع هوشاند، اما حساسیت به ریتم و الگوهای صوتی میتواند در فعالیتهای دیگری نیز کاربرد داشته باشد.
🤝 هوش میانفردی (Interpersonal Intelligence) توانایی درک دیگران، تشخیص احساسات و انگیزههای آنان و برقراری ارتباط مؤثر با آنهاست. مدیران، رهبران، مذاکرهکنندگان، معلمان و فروشندگان موفق معمولاً به این توانایی نیاز زیادی دارند. شناختن اینکه «چه کسی چه میخواهد و چرا چنین رفتاری دارد»، بخشی از این هوش است.
🪞 هوش درونفردی (Intrapersonal Intelligence) به توانایی شناخت خود مربوط میشود؛ شناخت احساسات، انگیزهها، نقاط قوت، ضعفها، ارزشها و اهداف شخصی. فردی که میتواند احساسات خود را تشخیص دهد و بفهمد چرا در موقعیتهای مختلف واکنش خاصی نشان میدهد، از ظرفیت بالاتری در این حوزه برخوردار است. خودشناسی، تصمیمگیری و مدیریت رفتار تا حد زیادی به این توانایی وابستهاند.
🌿 هوش طبیعتگرا (Naturalistic Intelligence) توانایی تشخیص، تمایز و طبقهبندی پدیدههای طبیعی و موجودات زنده است. شناخت گیاهان و حیوانات، تشخیص الگوهای طبیعی و حساسیت به محیط زیست نمونههایی از این توانایی هستند. گاردنر این نوع هوش را بعدها به چارچوب خود اضافه کرد.
🌌 هوش وجودی (Existential Intelligence) نیز از سوی گاردنر بهعنوان نامزدی برای یک هوش دیگر مطرح شد؛ توانایی درگیرشدن با پرسشهای عمیق درباره معنا، زندگی، مرگ، هستی و جایگاه انسان در جهان. با این حال، گاردنر در مقایسه با هشت هوش دیگر، درباره قرارگرفتن آن بهعنوان یک «هوش» کامل محتاطتر بود.
⚠️ نظریه هوشهای چندگانه بسیار تأثیرگذار بوده، اما در روانشناسی علمی درباره اینکه این تواناییها واقعاً «هوشهای مستقل» هستند، بحث و نقدهای جدی وجود دارد. بنابراین بهتر است این نظریه را ابزاری برای شناخت تنوع تواناییهای انسان بدانیم، نه اینکه تصور کنیم هر فرد دقیقاً یک «نوع هوش» دارد یا میتوان تواناییهای او را به چند برچسب ثابت محدود کرد.
🎯 برای مدیران، شاید مهمترین پیام نظریه گاردنر این باشد که باهوشبودن فقط خوب حلکردن مسئله ریاضی یا گرفتن نمره بالا نیست. ممکن است فردی در تحلیل داده متوسط باشد، اما در شناخت آدمها، مذاکره، برقراری ارتباط یا خلق ایدههای جدید فوقالعاده عمل کند.
✍ گاهنامه مدیر
@management_skill
🧠 وقتی میگوییم «فلانی باهوش است»، معمولاً چه چیزی در ذهنمان میآید؟ نمرههای خوب، توانایی حل مسائل ریاضی، سرعت یادگیری یا قدرت تحلیل؟ سالها در روانشناسی، هوش عمدتاً با تواناییهای شناختی و بهویژه استدلال منطقی و زبانی سنجیده میشد. اما هوارد گاردنر، در دهه ۱۹۸۰ با ارائه نظریه «هوشهای چندگانه» (Multiple Intelligences) نگاه متفاوتی مطرح کرد: انسان فقط یک نوع هوش ندارد و تواناییهای انسان را نمیتوان صرفاً با یک نمره IQ توضیح داد.
🗣️ هوش زبانی ـ کلامی (Linguistic Intelligence) یعنی توانایی استفاده مؤثر از زبان، درک ظرافتهای کلام، انتخاب واژه مناسب و انتقال دقیق افکار. نویسندگان، سخنرانان، روزنامهنگاران، وکلا و افرادی که میتوانند ایدههای پیچیده را به زبان ساده بیان کنند، معمولاً در این نوع هوش توانمندند. در محیط کار، مذاکره، ارائه، نوشتن گزارش و برقراری ارتباط مؤثر به این توانایی وابسته است.
🔢 هوش منطقی ـ ریاضی (Logical-Mathematical Intelligence) به توانایی استدلال، تحلیل روابط، کشف الگوها، حل مسئله و کار با مفاهیم منطقی مربوط است. دانشمندان، مهندسان، تحلیلگران داده و افرادی که در تصمیمگیری ساختاریافته توانمندند، معمولاً از این ظرفیت بیشتر استفاده میکنند. البته این هوش فقط به محاسبات ریاضی محدود نیست؛ توانایی تشخیص رابطه علت و معلولی نیز بخشی از آن است.
🧭 هوش دیداری ـ فضایی (Spatial Intelligence) یعنی توانایی تصور و دستکاری ذهنی اشیا، شکلها و روابط فضایی. معماران، طراحان، عکاسان، مهندسان، جراحان و حتی افرادی که مسیرها را بهخوبی در ذهن خود تصور میکنند، ممکن است از این نوع هوش بهره بیشتری داشته باشند. در کسبوکار نیز طراحی محصول، تجسم دادهها و درک نقشهها و نمودارها به این توانایی مرتبط است.
🏃 هوش بدنی ـ جنبشی (Bodily-Kinesthetic Intelligence) به توانایی استفاده هماهنگ و ماهرانه از بدن برای بیان، ساختن یا حل مسئله اشاره دارد. ورزشکاران، بازیگران، رقصندگان، صنعتگران و جراحان نمونههایی از افرادی هستند که این توانایی در فعالیتشان اهمیت زیادی دارد. گاردنر تأکید میکند که بدن فقط وسیله اجرای دستورهای ذهن نیست؛ خودِ بدن میتواند در فرایند شناخت و حل مسئله نقش داشته باشد.
🎵 هوش موسیقایی (Musical Intelligence) شامل توانایی تشخیص، تولید و درک الگوهای موسیقایی، ریتم، صدا و زیر و بمی است. نوازندگان و آهنگسازان نمونههای روشن این نوع هوشاند، اما حساسیت به ریتم و الگوهای صوتی میتواند در فعالیتهای دیگری نیز کاربرد داشته باشد.
🤝 هوش میانفردی (Interpersonal Intelligence) توانایی درک دیگران، تشخیص احساسات و انگیزههای آنان و برقراری ارتباط مؤثر با آنهاست. مدیران، رهبران، مذاکرهکنندگان، معلمان و فروشندگان موفق معمولاً به این توانایی نیاز زیادی دارند. شناختن اینکه «چه کسی چه میخواهد و چرا چنین رفتاری دارد»، بخشی از این هوش است.
🪞 هوش درونفردی (Intrapersonal Intelligence) به توانایی شناخت خود مربوط میشود؛ شناخت احساسات، انگیزهها، نقاط قوت، ضعفها، ارزشها و اهداف شخصی. فردی که میتواند احساسات خود را تشخیص دهد و بفهمد چرا در موقعیتهای مختلف واکنش خاصی نشان میدهد، از ظرفیت بالاتری در این حوزه برخوردار است. خودشناسی، تصمیمگیری و مدیریت رفتار تا حد زیادی به این توانایی وابستهاند.
🌿 هوش طبیعتگرا (Naturalistic Intelligence) توانایی تشخیص، تمایز و طبقهبندی پدیدههای طبیعی و موجودات زنده است. شناخت گیاهان و حیوانات، تشخیص الگوهای طبیعی و حساسیت به محیط زیست نمونههایی از این توانایی هستند. گاردنر این نوع هوش را بعدها به چارچوب خود اضافه کرد.
🌌 هوش وجودی (Existential Intelligence) نیز از سوی گاردنر بهعنوان نامزدی برای یک هوش دیگر مطرح شد؛ توانایی درگیرشدن با پرسشهای عمیق درباره معنا، زندگی، مرگ، هستی و جایگاه انسان در جهان. با این حال، گاردنر در مقایسه با هشت هوش دیگر، درباره قرارگرفتن آن بهعنوان یک «هوش» کامل محتاطتر بود.
⚠️ نظریه هوشهای چندگانه بسیار تأثیرگذار بوده، اما در روانشناسی علمی درباره اینکه این تواناییها واقعاً «هوشهای مستقل» هستند، بحث و نقدهای جدی وجود دارد. بنابراین بهتر است این نظریه را ابزاری برای شناخت تنوع تواناییهای انسان بدانیم، نه اینکه تصور کنیم هر فرد دقیقاً یک «نوع هوش» دارد یا میتوان تواناییهای او را به چند برچسب ثابت محدود کرد.
🎯 برای مدیران، شاید مهمترین پیام نظریه گاردنر این باشد که باهوشبودن فقط خوب حلکردن مسئله ریاضی یا گرفتن نمره بالا نیست. ممکن است فردی در تحلیل داده متوسط باشد، اما در شناخت آدمها، مذاکره، برقراری ارتباط یا خلق ایدههای جدید فوقالعاده عمل کند.
✍ گاهنامه مدیر
@management_skill
❤4👍3
🖼 هوش مصنوعی را به مزیت رقابتی سازمان خود تبدیل کنید
🔹 تحول در روابط عمومی و رسانه، از همین امروز آغاز شده است. سازمانهایی که بتوانند ظرفیتهای هوش مصنوعی را بهدرستی در فرایندهای ارتباطی خود به کار بگیرند، سریعتر، دقیقتر و اثربخشتر عمل خواهند کرد.
🔹 دوره تخصصی «هوش مصنوعی در روابط عمومی و رسانه» با تمرکز بر نیازهای حرفهای تیمهای روابط عمومی، رسانه و ارتباطات طراحی شده است؛ از پایش و تحلیل رسانهها و افکار عمومی تا تولید محتوای هدفمند و مدیریت ارتباطات در شرایط بحران.
ثبتنام انفرادی:
📝 ثبت نام دوره آنلاین
📝 ثبت نام دوره حضوری
برای دریافت اطلاعات و تهیه اشتراک سازمانی:
📞 ۰۲۱-۴۲۰۸۲۳۲۴
🔹 تحول در روابط عمومی و رسانه، از همین امروز آغاز شده است. سازمانهایی که بتوانند ظرفیتهای هوش مصنوعی را بهدرستی در فرایندهای ارتباطی خود به کار بگیرند، سریعتر، دقیقتر و اثربخشتر عمل خواهند کرد.
🔹 دوره تخصصی «هوش مصنوعی در روابط عمومی و رسانه» با تمرکز بر نیازهای حرفهای تیمهای روابط عمومی، رسانه و ارتباطات طراحی شده است؛ از پایش و تحلیل رسانهها و افکار عمومی تا تولید محتوای هدفمند و مدیریت ارتباطات در شرایط بحران.
ثبتنام انفرادی:
📝 ثبت نام دوره آنلاین
📝 ثبت نام دوره حضوری
برای دریافت اطلاعات و تهیه اشتراک سازمانی:
📞 ۰۲۱-۴۲۰۸۲۳۲۴
Forwarded from مدرسه کسب وکار
💢آموزش کارمندان توسط کارمندان باتجربهتر
روش آموزش درون سازمانی، مخصوصاً در مواقعی که کارمندان به سطوح ارشد میرسند بسیار مفید خواهد بود. با این حال، گاه دیده شده رهبران اجرایی و مدیران ارشد به شکل سنتی، به برگزاری کلاسهای آموزشی و جلسات کنفرانس مقاومت نشان میدهند.
سازمانهای سالم بر توسعه منابع انسانی اعتقاد داشته و تمام اصول آن را مورد نظر قرار میدهند. یکی از روشهای خوب و موثر برای توسعه منابع انسانی آموزش درون سازمانی است؛ به جای آنکه مبلغی را برای مربی و مشاور بپردازید از همکاران خود درون سازمان بهره ببرید.
توسعه درونسازمانی نقاط قوت کارمندان را به طور فزایندهای افزایش داده و باعث میشود آنها حس مشارکت بیشتری در سازمان داشته باشند. انتخابهای گوناگونی در توسعه منابع انسانی به صورت درونسازمانی پیش روی شما وجود دارد. توسعه درونسازمانی میتواند به صورت جلساتی از پیش طراحی شده برای سازمان، ایجاد یک باشگاه کتابخوانی، درخواست انجام کارهای چالشزا از همکاران، سفرهای آموزشی، مطالعه در منزل، کلاسهای سازمانیافته یا گزینههای بسیار دیگر باشد. با بکارگیری اندک خلاقیت خواهید دید گزینهها بسیار بیش از این نیز خواهند بود. کلید موفقیت توسعه منابع انسانی، همراهی و همافزایی است. هرچه بیشتر در کنار هم وقت بگذرانید، تبادل نظر کنید، ایدههای مطالعاتی خود را به اشتراک بگذارید، سرعت پیشرفت و همینطور روحیه تیم چند برابر خواهد شد.
✍ کانال مدیریت منابع انسانی
@business_school2022
روش آموزش درون سازمانی، مخصوصاً در مواقعی که کارمندان به سطوح ارشد میرسند بسیار مفید خواهد بود. با این حال، گاه دیده شده رهبران اجرایی و مدیران ارشد به شکل سنتی، به برگزاری کلاسهای آموزشی و جلسات کنفرانس مقاومت نشان میدهند.
سازمانهای سالم بر توسعه منابع انسانی اعتقاد داشته و تمام اصول آن را مورد نظر قرار میدهند. یکی از روشهای خوب و موثر برای توسعه منابع انسانی آموزش درون سازمانی است؛ به جای آنکه مبلغی را برای مربی و مشاور بپردازید از همکاران خود درون سازمان بهره ببرید.
توسعه درونسازمانی نقاط قوت کارمندان را به طور فزایندهای افزایش داده و باعث میشود آنها حس مشارکت بیشتری در سازمان داشته باشند. انتخابهای گوناگونی در توسعه منابع انسانی به صورت درونسازمانی پیش روی شما وجود دارد. توسعه درونسازمانی میتواند به صورت جلساتی از پیش طراحی شده برای سازمان، ایجاد یک باشگاه کتابخوانی، درخواست انجام کارهای چالشزا از همکاران، سفرهای آموزشی، مطالعه در منزل، کلاسهای سازمانیافته یا گزینههای بسیار دیگر باشد. با بکارگیری اندک خلاقیت خواهید دید گزینهها بسیار بیش از این نیز خواهند بود. کلید موفقیت توسعه منابع انسانی، همراهی و همافزایی است. هرچه بیشتر در کنار هم وقت بگذرانید، تبادل نظر کنید، ایدههای مطالعاتی خود را به اشتراک بگذارید، سرعت پیشرفت و همینطور روحیه تیم چند برابر خواهد شد.
✍ کانال مدیریت منابع انسانی
@business_school2022
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نرمافزار CRM جدید دیجیکالا؛ تجربه اجرای یک پروژه در مقیاس Enterprise
نرمافزار CRM جدید خدمات مشتریان دیجیکالا توسط شرکت دانشبنیان سامانههای مدیریت طراحی و پیادهسازی شده است؛ مجموعهای با بیش از ۱۵ سال سابقه در اجرای بزرگترین پروژههای CRM ایران.
دهها هزار تماس روزانه، الزام پایداری ۹۹.۹ درصدی و یکپارچهسازی CRM با Core System دیجیکالا و زیرساخت مرکز تماس، از مهمترین الزامات این پروژه بودهاند.
در این ویدئو، مدیران خدمات مشتریان دیجیکالا از چالشهای پروژه و تجربههایی میگویند که آشنایی با آنها میتواند به سایر سازمانها در انتخاب و پیادهسازی CRM کمک کند.
مشاهده ویدئو و جزئیات پروژه:
https://www.bmsd.net/fa-ir/digikala-success-story/?utm_source=organizationalbehavior&utm_medium=telegram&utm_campaign=digikala_crm
سامانههای مدیریت؛ انتخاب سازمانهای حرفهای برای پیادهسازی CRM
#CRM #دیجی_کالا #سامانه_های_مدیریت
نرمافزار CRM جدید خدمات مشتریان دیجیکالا توسط شرکت دانشبنیان سامانههای مدیریت طراحی و پیادهسازی شده است؛ مجموعهای با بیش از ۱۵ سال سابقه در اجرای بزرگترین پروژههای CRM ایران.
دهها هزار تماس روزانه، الزام پایداری ۹۹.۹ درصدی و یکپارچهسازی CRM با Core System دیجیکالا و زیرساخت مرکز تماس، از مهمترین الزامات این پروژه بودهاند.
در این ویدئو، مدیران خدمات مشتریان دیجیکالا از چالشهای پروژه و تجربههایی میگویند که آشنایی با آنها میتواند به سایر سازمانها در انتخاب و پیادهسازی CRM کمک کند.
مشاهده ویدئو و جزئیات پروژه:
https://www.bmsd.net/fa-ir/digikala-success-story/?utm_source=organizationalbehavior&utm_medium=telegram&utm_campaign=digikala_crm
سامانههای مدیریت؛ انتخاب سازمانهای حرفهای برای پیادهسازی CRM
#CRM #دیجی_کالا #سامانه_های_مدیریت
👍1
💢 فیدبک، راهحل بهبود و توسعه مداوم...
فیدبک، یک فرهنگه، که برای ایجادش باید تلاش کرد، ممارست داشت و رهاش نکرد. باید مستندش کرد، آموزشش دارد، به عنوان ارزش و روش نهادینهاش کرد و از روز آنبوردینگ روش تکیه کرد؛ تا بتونه در میان/بلند مدت میوه بده.
🥕🪓 فیدبک: فراتر از هویج و چماق
خیلی از ما فیدبک رو با «نقد کردن» یا «تشویق کردن» اشتباه میگیریم. فکر میکنیم ابزاریه که الزاما مدیر از موضوع بالا نسبت به کارمند استفاده میکنه تا بتونه با تشویق و تنبیه یا ملقمهای از هر دو وادارش کنه تا رفتار و کارآمدی دلخواهش رو دنبال کنه! (رویکرد هویج و چماق).
اما واقعیت چیز دیگهایه: فیدبک یک فرهنگه، نه یک سخنرانی یکطرفه. برای اینه که یک تیم یا سازمان یا حتی ارتباط انسانی، زنده بمونه و رشد کنه، بازخورد باید در تمام رگهای سازمان جریان داشته باشه؛ از مدیر به همکار، از همکار به مدیر، و از همکار به همکار. فیدبک سازنده، اکسیژنِ فضای کاری سالمه.
چرا فیدبکهای "حسی" کار نمیکنند؟
همه ما جملههایی مثل «کارت عالی بود» یا «باید بیشتر دقت کنی» را شنیدیم. اینها فیدبک نیستن؛ اینها نظرات گُنگ هستند! فیدبک مبهم نه تنها باعث بهبود یا اصلاح رفتارها نمیشه، بلکه میتونه باعث سوءتفاهم و گارد گرفتن طرف مقابل بشه. برای حل این مشکل، ما به مدلهای ساختاریافته نیاز داریم تا بتونیم قبل از ارائه بازخورد محتوا رو بریزیم توی یک قالب استاندارد، ببینیم آیا قالب رو پر میکنه؟ یا باید ازش کم و زیاد کنیم!
۱. مدل SBI: شفافیت به جای قضاوت
مدل SBI (مخفف Situation-Behavior-Impact) یکی از بهترین روشها برای حذف قضاوت شخصی و تمرکز روی واقعیتهاست.
- موقعیت (Situation): دقیقاً بگید این عمل کِی و کجا رخ داده. (عمل یا اتفاق میتونه مثبت یا منفی باشه)
- رفتار (Behavior): دقیقاً چه رفتاری دیدید؟ (بدون استفاده از صفاتی مثل تنبل، بیدقت، عالی، دقیق و...).
- اثر (Impact): آن رفتار چه تاثیری روی شما، تیم یا پروژه گذاشته.
❌ مثال غلط: «تو توی جلسات خیلی بینظمی.»
✅ مثال با SBI: «امروز صبح در جلسه بررسی اسپرینت (موقعیت)، وقتی وسط صحبت جعفر پریدی و صدات رو بالا بردی (رفتار)، باعث شد بقیه اعضای تیم ساکت بشن و دیگه ایدههاشون رو مطرح نکنن (اثر).»
۲. مدل EEC: چرخه یادگیری و اصلاح
مدل EEC (مخفف Example-Effect-Change/Continue) هم برای بازخورد اصلاحی (منفی) و هم برای بازخورد تقویتی (مثبت) خوبه.
- مثال (Example): یک مثال مشخص از رفتار رو بیان کنید.
- اثر (Effect): نتیجه رو شفاف بیان کنین.
- تغییر/ادامه (Change/Continue): اگر بازخورد منفیه، چه تغییری انتظار دارید؟ اگر مثبته، به ادامه دادنش تشویق کنید.
مثال برای ادامه (Continue): «گزارشی که دیروز فرستادی (مثال)، خیلی دادههای دقیقی داشت و باعث شد مشتری قانع بشه (اثر). لطفاً همین ساختار رو برای گزارشهای بعدی هم حفظ کن (ادامه).»
⚠️خطر » سوگیریهای ناخودآگاه در کمین ما هستن! (Unconscious Biases)
یه فیدبک رو میشه ریخت توی قالب SBI یا EEC یا هر مدل دیگهای. ولی این کافیه؟ نه. باید حواسمون باشه که فیدبک دادن میتونه به سوگیریهای ناخودآکاه ما یا Unconscious Biases آلوده بشه و از مسیر سازنده بودن خارج! ۳ دشمن نامرئی فیدبک سازنده:
۱. سوگیری شباهت
ما ناخودآگاه با کسانی که شبیه به ما فکر میکنن، لباس میپوشن یا پیشزمینه مشابهی دارن، راحتتریم. توی فیدبک، این باعث میشه با افراد «شبیه به خودمون» مهربونتر باشیم و خطاهاشون را نادیده بگیریم، در حالی که نسبت به بقیه سختگیرتریم. این سمِ تنوع و رشد تیمه.
۲. سوگیری تأییدی
اگر من باور داشته باشم که «فلانی کارمند بیدقتیه»، مغز من فقط لحظاتی رو ثبت میکنه که اون اشتباه کرده و تمام کارهای دقیقش رو نادیده میگیره تا باور قبلیام تأیید بشه! فیدبک بر اساس این سوگیری، فقط تکرار مکرراتِ ذهن فیدبکدهنده است؛ نه واقعیتِ عملکرد فیدبکگیرنده.
۳. سوگیریِ رویدادهای اخیر
این آفتِ ارزیابیهای پایان سال است. ممکنه همکار شما ۱۰ ماه عالی کار کرده باشه، اما چون دو هفته پیش یک اشتباه کرده، تمام ارزیابی سالانهاش تحتالشعاع اون خطای اخیر قرار میگیره. یا برعکس؛ یک سال کمکاری کرده ولی با یک ماه تلاشِ دقیقه نودی، همهچیز پوشیده میشه!
❓ پادزهر سوگیری چیه؟ ساختار به جای احساس
یکی از دلایل پیدایش مدلهایی مثل SBI یا EEC همینه، که جلو سوگیریها گرفته بشه. باید با داده صحبت کنیم، پس باید دادهها رو ثبت کنیم و مغزمون رو مجبور کنیم از قضاوت حسی فاصله بگیره و به فکتها نگاه کنه.
💬 میشه ساعتها در مورد شیوههای بیان فیدبک، اشتباهات رایج، عکسالعمل در قبال سوءبرداشتها و شرایط پیچیدهی تقابلی صحبت کرد. خوشحال میشم تجربیات و نظراتتون رو بشنوم 😊
✍ تک افترنون
@organizationalbehavior
فیدبک، یک فرهنگه، که برای ایجادش باید تلاش کرد، ممارست داشت و رهاش نکرد. باید مستندش کرد، آموزشش دارد، به عنوان ارزش و روش نهادینهاش کرد و از روز آنبوردینگ روش تکیه کرد؛ تا بتونه در میان/بلند مدت میوه بده.
🥕🪓 فیدبک: فراتر از هویج و چماق
خیلی از ما فیدبک رو با «نقد کردن» یا «تشویق کردن» اشتباه میگیریم. فکر میکنیم ابزاریه که الزاما مدیر از موضوع بالا نسبت به کارمند استفاده میکنه تا بتونه با تشویق و تنبیه یا ملقمهای از هر دو وادارش کنه تا رفتار و کارآمدی دلخواهش رو دنبال کنه! (رویکرد هویج و چماق).
اما واقعیت چیز دیگهایه: فیدبک یک فرهنگه، نه یک سخنرانی یکطرفه. برای اینه که یک تیم یا سازمان یا حتی ارتباط انسانی، زنده بمونه و رشد کنه، بازخورد باید در تمام رگهای سازمان جریان داشته باشه؛ از مدیر به همکار، از همکار به مدیر، و از همکار به همکار. فیدبک سازنده، اکسیژنِ فضای کاری سالمه.
چرا فیدبکهای "حسی" کار نمیکنند؟
همه ما جملههایی مثل «کارت عالی بود» یا «باید بیشتر دقت کنی» را شنیدیم. اینها فیدبک نیستن؛ اینها نظرات گُنگ هستند! فیدبک مبهم نه تنها باعث بهبود یا اصلاح رفتارها نمیشه، بلکه میتونه باعث سوءتفاهم و گارد گرفتن طرف مقابل بشه. برای حل این مشکل، ما به مدلهای ساختاریافته نیاز داریم تا بتونیم قبل از ارائه بازخورد محتوا رو بریزیم توی یک قالب استاندارد، ببینیم آیا قالب رو پر میکنه؟ یا باید ازش کم و زیاد کنیم!
۱. مدل SBI: شفافیت به جای قضاوت
مدل SBI (مخفف Situation-Behavior-Impact) یکی از بهترین روشها برای حذف قضاوت شخصی و تمرکز روی واقعیتهاست.
- موقعیت (Situation): دقیقاً بگید این عمل کِی و کجا رخ داده. (عمل یا اتفاق میتونه مثبت یا منفی باشه)
- رفتار (Behavior): دقیقاً چه رفتاری دیدید؟ (بدون استفاده از صفاتی مثل تنبل، بیدقت، عالی، دقیق و...).
- اثر (Impact): آن رفتار چه تاثیری روی شما، تیم یا پروژه گذاشته.
❌ مثال غلط: «تو توی جلسات خیلی بینظمی.»
✅ مثال با SBI: «امروز صبح در جلسه بررسی اسپرینت (موقعیت)، وقتی وسط صحبت جعفر پریدی و صدات رو بالا بردی (رفتار)، باعث شد بقیه اعضای تیم ساکت بشن و دیگه ایدههاشون رو مطرح نکنن (اثر).»
۲. مدل EEC: چرخه یادگیری و اصلاح
مدل EEC (مخفف Example-Effect-Change/Continue) هم برای بازخورد اصلاحی (منفی) و هم برای بازخورد تقویتی (مثبت) خوبه.
- مثال (Example): یک مثال مشخص از رفتار رو بیان کنید.
- اثر (Effect): نتیجه رو شفاف بیان کنین.
- تغییر/ادامه (Change/Continue): اگر بازخورد منفیه، چه تغییری انتظار دارید؟ اگر مثبته، به ادامه دادنش تشویق کنید.
مثال برای ادامه (Continue): «گزارشی که دیروز فرستادی (مثال)، خیلی دادههای دقیقی داشت و باعث شد مشتری قانع بشه (اثر). لطفاً همین ساختار رو برای گزارشهای بعدی هم حفظ کن (ادامه).»
⚠️خطر » سوگیریهای ناخودآگاه در کمین ما هستن! (Unconscious Biases)
یه فیدبک رو میشه ریخت توی قالب SBI یا EEC یا هر مدل دیگهای. ولی این کافیه؟ نه. باید حواسمون باشه که فیدبک دادن میتونه به سوگیریهای ناخودآکاه ما یا Unconscious Biases آلوده بشه و از مسیر سازنده بودن خارج! ۳ دشمن نامرئی فیدبک سازنده:
۱. سوگیری شباهت
ما ناخودآگاه با کسانی که شبیه به ما فکر میکنن، لباس میپوشن یا پیشزمینه مشابهی دارن، راحتتریم. توی فیدبک، این باعث میشه با افراد «شبیه به خودمون» مهربونتر باشیم و خطاهاشون را نادیده بگیریم، در حالی که نسبت به بقیه سختگیرتریم. این سمِ تنوع و رشد تیمه.
۲. سوگیری تأییدی
اگر من باور داشته باشم که «فلانی کارمند بیدقتیه»، مغز من فقط لحظاتی رو ثبت میکنه که اون اشتباه کرده و تمام کارهای دقیقش رو نادیده میگیره تا باور قبلیام تأیید بشه! فیدبک بر اساس این سوگیری، فقط تکرار مکرراتِ ذهن فیدبکدهنده است؛ نه واقعیتِ عملکرد فیدبکگیرنده.
۳. سوگیریِ رویدادهای اخیر
این آفتِ ارزیابیهای پایان سال است. ممکنه همکار شما ۱۰ ماه عالی کار کرده باشه، اما چون دو هفته پیش یک اشتباه کرده، تمام ارزیابی سالانهاش تحتالشعاع اون خطای اخیر قرار میگیره. یا برعکس؛ یک سال کمکاری کرده ولی با یک ماه تلاشِ دقیقه نودی، همهچیز پوشیده میشه!
❓ پادزهر سوگیری چیه؟ ساختار به جای احساس
یکی از دلایل پیدایش مدلهایی مثل SBI یا EEC همینه، که جلو سوگیریها گرفته بشه. باید با داده صحبت کنیم، پس باید دادهها رو ثبت کنیم و مغزمون رو مجبور کنیم از قضاوت حسی فاصله بگیره و به فکتها نگاه کنه.
💬 میشه ساعتها در مورد شیوههای بیان فیدبک، اشتباهات رایج، عکسالعمل در قبال سوءبرداشتها و شرایط پیچیدهی تقابلی صحبت کرد. خوشحال میشم تجربیات و نظراتتون رو بشنوم 😊
✍ تک افترنون
@organizationalbehavior
👍3❤2
Forwarded from FaraDars_Course
🔴 آخرین فرصت — ۶۰۰ آموزش منتخب در فرادرس، فقط ۱۱۹ هزار تومن
😉 برای یادگیری هیچ وقت دیر نیست 👇
▪️ داشبوردهای مدیریتی اکسل Excel
▪️ آموزش افزایش تمرکز و تقویت حافظه
▪️ اکسل – ابزارهای کاربردی Excel
▪️ استفاده از توابع و فرمول نویسی در اکسل
▪️ آموزش ۱۱۰۰ واژه ضروری زبان انگلیسی
🔗 لیست تمامی ۶۰۰ آموزش - [کلیک کنید]
🎁 سایر آموزشها با ۸۰ درصد تخفیف در دسترس شماست!
🔄 FaraDars - فرادرس
😉 برای یادگیری هیچ وقت دیر نیست 👇
▪️ داشبوردهای مدیریتی اکسل Excel
▪️ آموزش افزایش تمرکز و تقویت حافظه
▪️ اکسل – ابزارهای کاربردی Excel
▪️ استفاده از توابع و فرمول نویسی در اکسل
▪️ آموزش ۱۱۰۰ واژه ضروری زبان انگلیسی
🔗 لیست تمامی ۶۰۰ آموزش - [کلیک کنید]
🎁 سایر آموزشها با ۸۰ درصد تخفیف در دسترس شماست!
🔄 FaraDars - فرادرس