✳️ یک سال و چهار کار مهم!
در سالی که گذشت در چهار حوزه به صورت مستمر فعالیت داشته ام و امیدوارم امسال بتوانم این فعالیت ها را به جایی که ضروری و درخور است برسانم.
نخست #روزشمار #ایران_پس_از_انقلاب_اسلامی که تا جلد پنجم آن منتشر شده بود را به گام هشتم رساندم و مجلدات نهم تا پانزدهم این مجموعه که به تاریخ ایران در برهه سال های 1360 و 1361 می پردازد را برای ویراستاری تقدیم دوستان #خبرگزاری_فارس کردم. در سال جاری امیدوارم که مجلدات اخیر نیز منتشر شده و بتوانم زمستان 1361 و سال 1362 را نیز برای ویراستاری نهایی آماده کنم.
کار دوم فعالیت روزانه برای تدوین #روزشمار_پهلوی برای #موسسه_مطالعات_تاریخ_معاصر_ایران بود ، در سال گذشته موفق به تدوین روزشمار سال 1340 شمسی با استفاده از منابع روزنامه ای آن دوره شدم.
دوستان برای دسترسی به روزشمار سال 1340 می توانند به لینک زیر مراجعه کنند ؛
https://yon.ir/HV6gt
کار سوم جمع آوری #آرشیو_مطبوعات قدیمی بود که موفق شدیم مجموعه قبلی را ارتقا داده و بیش از 500 روزنامه و مجله #دوره_پهلوی را نیز به این گنجینه اضافه کنیم. در حال حاضر نزدیک ده ترابایت آرشیو مطبوعات ، #مستند و #تصاویر_تاریخی در این گنجینه موجود است که در سال جاری بایستی این مجموعه علاوه بر ارتقا دسته بندی نیز شود.
کار چهارم تلاش برای ویراستاری مجدد روزشمار #ایران_پس_از_انقلاب_اسلامی بود ، از سال 1390 که این کار شروع شد با توجه به منابع موجود دست به تدوین و انتشار روزانه آن زدم که امروز با اضافه شدن منابع در اختیار ضرورت تدوین و ویراستاری مجدد به شدت احساس می شود، امیدوارم در سال جاری بتوانم سال های 1358 و 1359 را با استفاده از منابع جدید بخصوص بولتن های #خبرگزاری_پارس دوباره نویسی و تدوین مجدد کنم و بی شک مجموعه جدید گنجینه ای عظیم خواهد شد و در اختیار مخاطبان و علاقمندان به تاریخ معاصر کشورمان قرار خواهد گرفت.
خدایا چنان کن سرانجام کار
تو خشنود باشی و ما رستگار ...
rouzshomar.ir
@rohollahaminabadi
@oldnewspaper
در سالی که گذشت در چهار حوزه به صورت مستمر فعالیت داشته ام و امیدوارم امسال بتوانم این فعالیت ها را به جایی که ضروری و درخور است برسانم.
نخست #روزشمار #ایران_پس_از_انقلاب_اسلامی که تا جلد پنجم آن منتشر شده بود را به گام هشتم رساندم و مجلدات نهم تا پانزدهم این مجموعه که به تاریخ ایران در برهه سال های 1360 و 1361 می پردازد را برای ویراستاری تقدیم دوستان #خبرگزاری_فارس کردم. در سال جاری امیدوارم که مجلدات اخیر نیز منتشر شده و بتوانم زمستان 1361 و سال 1362 را نیز برای ویراستاری نهایی آماده کنم.
کار دوم فعالیت روزانه برای تدوین #روزشمار_پهلوی برای #موسسه_مطالعات_تاریخ_معاصر_ایران بود ، در سال گذشته موفق به تدوین روزشمار سال 1340 شمسی با استفاده از منابع روزنامه ای آن دوره شدم.
دوستان برای دسترسی به روزشمار سال 1340 می توانند به لینک زیر مراجعه کنند ؛
https://yon.ir/HV6gt
کار سوم جمع آوری #آرشیو_مطبوعات قدیمی بود که موفق شدیم مجموعه قبلی را ارتقا داده و بیش از 500 روزنامه و مجله #دوره_پهلوی را نیز به این گنجینه اضافه کنیم. در حال حاضر نزدیک ده ترابایت آرشیو مطبوعات ، #مستند و #تصاویر_تاریخی در این گنجینه موجود است که در سال جاری بایستی این مجموعه علاوه بر ارتقا دسته بندی نیز شود.
کار چهارم تلاش برای ویراستاری مجدد روزشمار #ایران_پس_از_انقلاب_اسلامی بود ، از سال 1390 که این کار شروع شد با توجه به منابع موجود دست به تدوین و انتشار روزانه آن زدم که امروز با اضافه شدن منابع در اختیار ضرورت تدوین و ویراستاری مجدد به شدت احساس می شود، امیدوارم در سال جاری بتوانم سال های 1358 و 1359 را با استفاده از منابع جدید بخصوص بولتن های #خبرگزاری_پارس دوباره نویسی و تدوین مجدد کنم و بی شک مجموعه جدید گنجینه ای عظیم خواهد شد و در اختیار مخاطبان و علاقمندان به تاریخ معاصر کشورمان قرار خواهد گرفت.
خدایا چنان کن سرانجام کار
تو خشنود باشی و ما رستگار ...
rouzshomar.ir
@rohollahaminabadi
@oldnewspaper
سرنوشت یکی از مدعیان دروغین به روایت مطبوعات دوره پهلوی!
#سیدغضنفر_وزیری از معروفترین مدعیان امامت در تاریخ معاصر به مدت نیم قرن در نواحی مختلف ایران و به ویژه در روستاهای اطراف #محلات و نیز در #روستای_ون در نزدیکی #کاشان ادعای #امام_زمان بودن داشت، مریدان بسیار به گرد خویش جمع کرد و توسط همین مریدان، مرتکب قتل شمار زیادی از افراد گردید.
نمونهای از مشهورترین قتل های انجام شده توسط وی، کشتار دست جمعی عدهای از مخالفین در حمام #روستای_عیسی_آباد محلات بود که طی آن شماری از مریدانی که سیدغضنفر به گرد خود جمع کرده بود، در سحرگاه یکی از روزهای تابستان ۱۳۱۰ ، بنا به دستور نامبرده به حمام مخالفین هجوم بردند و دوازده نفر را در آنجا کشته و سر بریدند و اجساد آنها را مثله ساختند.
غضنفر در سال ۱۳۱۰ و در ۳۹ سالگی وارد عیسی آباد محلات شد و به دروغ ادعای امام زمانی کرد، و برای موفقیت خود در این راه، فنونی نیز فراگرفته بود، در عیسی آباد محلات مردمی زندگی میکردند که طبع آنها برای پذیرفتن ادعاهای سیدغضنفر، بیشتر از سایر دهاتیها آمادگی داشت.وی بعد از چند ماه اقامت در عیسی آباد محلات، موفق شد عدّهٔ کثیری مرید برای خود جمعآوری کند. سردستهٔ مریدان او در عیسی آباد محلات، مردی به نام #مهدیقلی_ربیعی بود.
دوران محکومیت ده ساله غضنفر از سال ۱۳۱۰ تا ۱۳۲۰ به طول انجامید و اوایل سال ۱۳۲۰ بود که غضنفر از زندان بیرون آمد. در این زمان او بسیار پیر و شکسته به نظر میرسید و همه تصور میکردند که در زندان متنبه گردیده و آن افکار از مغزش خارج شدهاست. وی پس از رهایی از زندان به جای این که به عیسی آباد بازگردد، عازم کاشان شد و در قریه ون واقع در هفت فرسخی این شهر سکنی گزید. وی برای سالها بهطور ناشناس در این روستا اقامت و در خلال این مدت منتظر و مترصد فرصتی بود تا مجددا ادعاهای خویش را تکرار کرده و بساط سابق خویش را بگستراند.
این فرصت با طی دوران محکومیت و آزادی شاخص ترین مرید او، یعنی مهدیقلی ربیعی و پسرش حیدرقلی و چند نفر دیگر از مریدان سابق، که هریک به دورههای ده تا پانزده ساله زندان محکوم شده بودند، فراهم گردید. در واقع مریدها پس از آزادی از زندان، در به در به دنبال او بودند و چون مراد را در روستای ون یافتند، دوباره به دور او گرد آمدند و مجدداً بساط مرید و مرادبازی را به راه انداختند.
غضنفر که از دوران قبلی امامت دروغین خویش تجربه بسیار اندوخته و بعلاوه در طی ده سال محکومیت زندان خود، حسابی آبدیده شده بود، این بار با احتیاط عمل مینمود و سعی بسیار داشت که با وجود پرونده و سوابق خویش در نزد مراجع قضائی و انتظامی، کسی از هویت او و سوابقی که دارا بود، مطلع نشود. به همین دلیل موفق شد که چند سال دیگر به همراه مریدان خود در روستای ون به زندگی و امامت خویش ادامه دهد و در خلال این مدت از طریق تبلیغات خود و مریدانش، جمعی از روستائیان کاشانی را نیز به گرد خویش جمع نماید به طوری که کمکم وی در محدوده کاشان و بخصوص در روستای ون، شهرت پیدا کرد و توجه بسیاری به سمت او جلب گردید.
ماجرای قتل حاج آقا خلیل رحمانی خیلی زود در سرتاسر آبادی پخش شد و لحظاتی بعد به اطلاع پاسگاه ژاندارمری رسید و سرگرد مافی، فرمانده پاسگاه به اتفاق شماری از مأمورین پاسگاه ژاندارمری ون، بلافاصله در محل قتل حاج آقا خلیل حاضر شد و پس از انجام تحقیقات مقدماتی در صحنهٔ قتل، چهار نفر مریدان جانی غضنفر و سپس خود او را در منزلش دستگیر کردند.
بدین ترتیب در روز 14 فروردین ماه سال 1333 ، غضنفر به اتفاق چهار نفر از مریدانش به اسامی مهدیقلی ربیعی، حیدرقلی ربیعی، سلطانعلی خراسانی و عبدالحسین انصاریان، به اتهام قتل حاج آقا خلیل به کاشان منتقل شدند و در زندان شهربانی این شهر حبس گردیدند.
ساعت ده صبح سهشنبه 5 بهمن 1333 نخستین جلسه محاکمه سید غضنفر وزیری مدعی امامت و چهار نفر از مریدان او به اسامی مهدیقلی ربیعی، حیدر ربیعی، سلطانعلی خراسانی و عبدالحسین انصاریان به اتهام قتل شیخ خلیل رحمانی ساکن قریه «ون» کاشان در شعبه چهارم دادگاه جنایی مرکز به ریاست آقای شریف تشکیل شد. این دادگاه ده جلسه و تا هفدهم بهمن به طول انجامید و در اثنای آن سید غضنفر سکته کرد و درگذشت. اما در نهایت مریدانش هرکدام به اتهام قتل شیخ خلیل به چندین سال زندان با اعمال شاقه محکوم شدند.
#منابع
#تهران_مصور ، 22 بهمن 1333
مجله #خواندنی_ها ، سال 14 ، شماره 94 ، صص 12 و 13 و 30
#شرح_عکس
غضنفر وزیری به همراه دو تن از مریدان پس از دستگیری دوم ، تاریخ عکس : 19 آگوست 1954 / 28 مرداد 1333
عکس از آرشیو #تصاویر_تاریخی #سیدروح_الله_امین_آبادی
@seyedrohollahaminabadi
@oldnewspaper
#سیدغضنفر_وزیری از معروفترین مدعیان امامت در تاریخ معاصر به مدت نیم قرن در نواحی مختلف ایران و به ویژه در روستاهای اطراف #محلات و نیز در #روستای_ون در نزدیکی #کاشان ادعای #امام_زمان بودن داشت، مریدان بسیار به گرد خویش جمع کرد و توسط همین مریدان، مرتکب قتل شمار زیادی از افراد گردید.
نمونهای از مشهورترین قتل های انجام شده توسط وی، کشتار دست جمعی عدهای از مخالفین در حمام #روستای_عیسی_آباد محلات بود که طی آن شماری از مریدانی که سیدغضنفر به گرد خود جمع کرده بود، در سحرگاه یکی از روزهای تابستان ۱۳۱۰ ، بنا به دستور نامبرده به حمام مخالفین هجوم بردند و دوازده نفر را در آنجا کشته و سر بریدند و اجساد آنها را مثله ساختند.
غضنفر در سال ۱۳۱۰ و در ۳۹ سالگی وارد عیسی آباد محلات شد و به دروغ ادعای امام زمانی کرد، و برای موفقیت خود در این راه، فنونی نیز فراگرفته بود، در عیسی آباد محلات مردمی زندگی میکردند که طبع آنها برای پذیرفتن ادعاهای سیدغضنفر، بیشتر از سایر دهاتیها آمادگی داشت.وی بعد از چند ماه اقامت در عیسی آباد محلات، موفق شد عدّهٔ کثیری مرید برای خود جمعآوری کند. سردستهٔ مریدان او در عیسی آباد محلات، مردی به نام #مهدیقلی_ربیعی بود.
دوران محکومیت ده ساله غضنفر از سال ۱۳۱۰ تا ۱۳۲۰ به طول انجامید و اوایل سال ۱۳۲۰ بود که غضنفر از زندان بیرون آمد. در این زمان او بسیار پیر و شکسته به نظر میرسید و همه تصور میکردند که در زندان متنبه گردیده و آن افکار از مغزش خارج شدهاست. وی پس از رهایی از زندان به جای این که به عیسی آباد بازگردد، عازم کاشان شد و در قریه ون واقع در هفت فرسخی این شهر سکنی گزید. وی برای سالها بهطور ناشناس در این روستا اقامت و در خلال این مدت منتظر و مترصد فرصتی بود تا مجددا ادعاهای خویش را تکرار کرده و بساط سابق خویش را بگستراند.
این فرصت با طی دوران محکومیت و آزادی شاخص ترین مرید او، یعنی مهدیقلی ربیعی و پسرش حیدرقلی و چند نفر دیگر از مریدان سابق، که هریک به دورههای ده تا پانزده ساله زندان محکوم شده بودند، فراهم گردید. در واقع مریدها پس از آزادی از زندان، در به در به دنبال او بودند و چون مراد را در روستای ون یافتند، دوباره به دور او گرد آمدند و مجدداً بساط مرید و مرادبازی را به راه انداختند.
غضنفر که از دوران قبلی امامت دروغین خویش تجربه بسیار اندوخته و بعلاوه در طی ده سال محکومیت زندان خود، حسابی آبدیده شده بود، این بار با احتیاط عمل مینمود و سعی بسیار داشت که با وجود پرونده و سوابق خویش در نزد مراجع قضائی و انتظامی، کسی از هویت او و سوابقی که دارا بود، مطلع نشود. به همین دلیل موفق شد که چند سال دیگر به همراه مریدان خود در روستای ون به زندگی و امامت خویش ادامه دهد و در خلال این مدت از طریق تبلیغات خود و مریدانش، جمعی از روستائیان کاشانی را نیز به گرد خویش جمع نماید به طوری که کمکم وی در محدوده کاشان و بخصوص در روستای ون، شهرت پیدا کرد و توجه بسیاری به سمت او جلب گردید.
ماجرای قتل حاج آقا خلیل رحمانی خیلی زود در سرتاسر آبادی پخش شد و لحظاتی بعد به اطلاع پاسگاه ژاندارمری رسید و سرگرد مافی، فرمانده پاسگاه به اتفاق شماری از مأمورین پاسگاه ژاندارمری ون، بلافاصله در محل قتل حاج آقا خلیل حاضر شد و پس از انجام تحقیقات مقدماتی در صحنهٔ قتل، چهار نفر مریدان جانی غضنفر و سپس خود او را در منزلش دستگیر کردند.
بدین ترتیب در روز 14 فروردین ماه سال 1333 ، غضنفر به اتفاق چهار نفر از مریدانش به اسامی مهدیقلی ربیعی، حیدرقلی ربیعی، سلطانعلی خراسانی و عبدالحسین انصاریان، به اتهام قتل حاج آقا خلیل به کاشان منتقل شدند و در زندان شهربانی این شهر حبس گردیدند.
ساعت ده صبح سهشنبه 5 بهمن 1333 نخستین جلسه محاکمه سید غضنفر وزیری مدعی امامت و چهار نفر از مریدان او به اسامی مهدیقلی ربیعی، حیدر ربیعی، سلطانعلی خراسانی و عبدالحسین انصاریان به اتهام قتل شیخ خلیل رحمانی ساکن قریه «ون» کاشان در شعبه چهارم دادگاه جنایی مرکز به ریاست آقای شریف تشکیل شد. این دادگاه ده جلسه و تا هفدهم بهمن به طول انجامید و در اثنای آن سید غضنفر سکته کرد و درگذشت. اما در نهایت مریدانش هرکدام به اتهام قتل شیخ خلیل به چندین سال زندان با اعمال شاقه محکوم شدند.
#منابع
#تهران_مصور ، 22 بهمن 1333
مجله #خواندنی_ها ، سال 14 ، شماره 94 ، صص 12 و 13 و 30
#شرح_عکس
غضنفر وزیری به همراه دو تن از مریدان پس از دستگیری دوم ، تاریخ عکس : 19 آگوست 1954 / 28 مرداد 1333
عکس از آرشیو #تصاویر_تاریخی #سیدروح_الله_امین_آبادی
@seyedrohollahaminabadi
@oldnewspaper
Forwarded from عکس نگار
#نعمت_الله_نصیری سومین رئیس #ساواک بود که از بهمن ۱۳۴۳ تا تیرماه ۱۳۵۷ عهدهدار این سمت بود. در بهمن ۱۳۴۳، شاه ترور #حسنعلی_منصور را حمل بر ضعف ساواک نمود و برای ایجاد تغییراتی در آن، #پاکروان را برکنار کرد و نصیری را به جای وی برگزید. شاه مردی را برای ساواک میخواست که مشت آهنین #تیمور_بختیار (نخستین رئیس ساواک) و سرسپردگی پاکروان را یکجا داشته باشد و این مسئله در وجود نصیری، متجلی بود. ساواک در دوران نصیری به اوج خشونت و سرکوب مخالفان گرایش یافت. تیم سه نفره نصیری، #پرویز_ثابتی و #علی_معتضد ، از ساواک یک سرویس امنیتی خشن و بیرحم بهوجود آوردند.
یکی از ویژگیهای دوران ریاست نصیری بر ساواک این بود که ساواک در دوران وی فراتر از قانون عمل میکرد و قرار نبود به جایی جز شاه پاسخگو باشد البته این رویه در تمامی ادوار فعالیت ساواک دنبال میشد اما تنها در دوره نصیری بود که ساواک در بهکارگیری خشونت و پروندهسازی برای افراد مختلف هیچ ضابطهای نمیشناخت. ساواک در دوره نصیری، برای بیشتر رجال سیاسی پروندهای برای روز مبادا میساخت و در زدوبندهای اقتصادی و مقاطعهکاری نیز حضوری پررنگ داشت؛ از سوی دیگر ساواک نصیری به تکنولوژیهای روز شکنجه نیز مجهز شده بود و در برخورد با مخالفان، جنس و نوع شکنجهها پیچیدهتر و سیستماتیکتر نیز شده بود!
همچنانکه #پرویز_عدالت_منش ، از فعالان سیاسی آن دوره و یکی از کسانی که بهشدت #شکنجه شده بود، میگوید: همه ترفندهای شکنجه در دوره ریاست نصیری بر ساواک به کار گرفته میشد.
#پرویز_راجی آخرین سفیر #شاه در لندن در خاطرات چهارشنبه 18 اکتبر 1978 [26 مهر 1357] می نویسد: «... امروز با حیرت فراوان شنیدم: ارتشبد نصیری (رئیس سابق ساواک) را پس از آنکه از مقامش به عنوان سفیر ایران در پاکستان عزل شد، به تهران احضار کردهاند تا محاکمه شود. به نظر من این محاکمه به هر شکلی صورت بگیرد، نتیجهای جز محکومیت کل رژیم ندارد و در آن همه اتهامات فقط رو به سوی یک هدف مشخص خواهد داشت... خدای من!»
نصیری در آخرین ماه های عمر حکومت پهلوی برای نجات شاه همانند #هویدا زندانی و در حالی که پهلوی حتی سگ های خود را از ایران برد زمامداران سابق بخت برگشته در زندان ماندند و پس از انقلاب به دست انقلابیون افتاده و اعدام شدند.
نصیری ۲۶ بهمن ۱۳۵۷ پس از محاکمه توسط آیت الله خلخالی اعدام شد.
عکس از مجموعه آرشیو #تصاویر_تاریخی #سیدروح_الله_امین_آبادی
تاریخ عکس: یک نوامبر ۱۹۷۱ / ده آبان ۱۳۵۰
https://www.instagram.com/p/CZ_vE6PIEtC/?utm_medium=share_sheet
یکی از ویژگیهای دوران ریاست نصیری بر ساواک این بود که ساواک در دوران وی فراتر از قانون عمل میکرد و قرار نبود به جایی جز شاه پاسخگو باشد البته این رویه در تمامی ادوار فعالیت ساواک دنبال میشد اما تنها در دوره نصیری بود که ساواک در بهکارگیری خشونت و پروندهسازی برای افراد مختلف هیچ ضابطهای نمیشناخت. ساواک در دوره نصیری، برای بیشتر رجال سیاسی پروندهای برای روز مبادا میساخت و در زدوبندهای اقتصادی و مقاطعهکاری نیز حضوری پررنگ داشت؛ از سوی دیگر ساواک نصیری به تکنولوژیهای روز شکنجه نیز مجهز شده بود و در برخورد با مخالفان، جنس و نوع شکنجهها پیچیدهتر و سیستماتیکتر نیز شده بود!
همچنانکه #پرویز_عدالت_منش ، از فعالان سیاسی آن دوره و یکی از کسانی که بهشدت #شکنجه شده بود، میگوید: همه ترفندهای شکنجه در دوره ریاست نصیری بر ساواک به کار گرفته میشد.
#پرویز_راجی آخرین سفیر #شاه در لندن در خاطرات چهارشنبه 18 اکتبر 1978 [26 مهر 1357] می نویسد: «... امروز با حیرت فراوان شنیدم: ارتشبد نصیری (رئیس سابق ساواک) را پس از آنکه از مقامش به عنوان سفیر ایران در پاکستان عزل شد، به تهران احضار کردهاند تا محاکمه شود. به نظر من این محاکمه به هر شکلی صورت بگیرد، نتیجهای جز محکومیت کل رژیم ندارد و در آن همه اتهامات فقط رو به سوی یک هدف مشخص خواهد داشت... خدای من!»
نصیری در آخرین ماه های عمر حکومت پهلوی برای نجات شاه همانند #هویدا زندانی و در حالی که پهلوی حتی سگ های خود را از ایران برد زمامداران سابق بخت برگشته در زندان ماندند و پس از انقلاب به دست انقلابیون افتاده و اعدام شدند.
نصیری ۲۶ بهمن ۱۳۵۷ پس از محاکمه توسط آیت الله خلخالی اعدام شد.
عکس از مجموعه آرشیو #تصاویر_تاریخی #سیدروح_الله_امین_آبادی
تاریخ عکس: یک نوامبر ۱۹۷۱ / ده آبان ۱۳۵۰
https://www.instagram.com/p/CZ_vE6PIEtC/?utm_medium=share_sheet
✳️ حذف نخبگان؛ سیاستی که رضاشاه از آتاتورک یاد گرفت!
از پست قبل بخوانید؛
https://t.iss.one/oldnewspaper/10962
در ترکیه نیز، آتاتورک، همتای رضاشاه، شیوهای کاملاً مشابه داشت. او در مسیر رسیدن به ریاست جمهوری ترکیه، راه پرفراز و نشیبی را پیمود. آتاتورک هم، مانند رضاشاه، نخبگانی را که در رسیدن به قدرت به او کمک کرده بودند، اما در ادامه به مخالفت با وی برخاستند، از بین برد. پس از آغاز ریاست جمهوری آتاتورک، ترکیه به صورت کشوری مستقل درآمد، ولی مردمش گرسنه بودند و با مشکلات عدیدهای دست و پنجه نرم میکردند. یکی از کسانی که به دلیل شرایط موجود، در برابر آتاتورک ایستاد، #سرهنگ_عارف بود. او به عنوان یک سیاستمدار ناراضی، از نمایندگی مجلس استعفا و حزب مخالفی را به نام «پیشرو خلق» تأسیس کرد. مصطفی کمال خویشتنداری کرد و منتظر فرصت مناسب برای انتقام از کسانی که از او روی گردانده بودند، از جمله سرهنگ عارف، ماند. آتاتورک این فرصت را در بهار 1305، به دست آورد؛ فردی به نام «ضیا خورشید» ادعا کرد که قصد کشتن او را داشته است. معلوم نیست سرهنگ عارف تا چه حد با این توطئه مربوط بود، ولی متهم شد که «خورشید» یک بار به خانه او رفته است. پلیس اقدام به بازداشت دستهجمعی سیاستمداران مخالف آتاتورک کرد که سرهنگ عارف هم در میان آنان بود. یک محاکمه نمایشی در سینمای الحمرا ترتیب داده شد و قاضی، کلیه سیاستمداران مخالف آتاتورک را، بدون استثنا، به اعدام محکوم کرد.
در تصویر نخست صفحه اول روزنامه فرانسوی le petit journal دیده می شود که اعدام پانزده نفر از مخالفان آتاتورک از جمله سرهنگ عارف را به تصویر کشیده است/ تاریخ انتشار این روزنامه: یک آگوست 1926 میلادی / 9 مرداد 1305 شمسی
در تصویر دوم نیز سفر خرداد 1313 رضاشاه به ترکیه و دیدار او با آتاتورک مشاهده می شود.
تصاویر از آرشیو #تصاویر_تاریخی #سیدروح_الله_امین_آبادی
@seyedrohollahaminabadi
@oldnewspaper
از پست قبل بخوانید؛
https://t.iss.one/oldnewspaper/10962
در ترکیه نیز، آتاتورک، همتای رضاشاه، شیوهای کاملاً مشابه داشت. او در مسیر رسیدن به ریاست جمهوری ترکیه، راه پرفراز و نشیبی را پیمود. آتاتورک هم، مانند رضاشاه، نخبگانی را که در رسیدن به قدرت به او کمک کرده بودند، اما در ادامه به مخالفت با وی برخاستند، از بین برد. پس از آغاز ریاست جمهوری آتاتورک، ترکیه به صورت کشوری مستقل درآمد، ولی مردمش گرسنه بودند و با مشکلات عدیدهای دست و پنجه نرم میکردند. یکی از کسانی که به دلیل شرایط موجود، در برابر آتاتورک ایستاد، #سرهنگ_عارف بود. او به عنوان یک سیاستمدار ناراضی، از نمایندگی مجلس استعفا و حزب مخالفی را به نام «پیشرو خلق» تأسیس کرد. مصطفی کمال خویشتنداری کرد و منتظر فرصت مناسب برای انتقام از کسانی که از او روی گردانده بودند، از جمله سرهنگ عارف، ماند. آتاتورک این فرصت را در بهار 1305، به دست آورد؛ فردی به نام «ضیا خورشید» ادعا کرد که قصد کشتن او را داشته است. معلوم نیست سرهنگ عارف تا چه حد با این توطئه مربوط بود، ولی متهم شد که «خورشید» یک بار به خانه او رفته است. پلیس اقدام به بازداشت دستهجمعی سیاستمداران مخالف آتاتورک کرد که سرهنگ عارف هم در میان آنان بود. یک محاکمه نمایشی در سینمای الحمرا ترتیب داده شد و قاضی، کلیه سیاستمداران مخالف آتاتورک را، بدون استثنا، به اعدام محکوم کرد.
در تصویر نخست صفحه اول روزنامه فرانسوی le petit journal دیده می شود که اعدام پانزده نفر از مخالفان آتاتورک از جمله سرهنگ عارف را به تصویر کشیده است/ تاریخ انتشار این روزنامه: یک آگوست 1926 میلادی / 9 مرداد 1305 شمسی
در تصویر دوم نیز سفر خرداد 1313 رضاشاه به ترکیه و دیدار او با آتاتورک مشاهده می شود.
تصاویر از آرشیو #تصاویر_تاریخی #سیدروح_الله_امین_آبادی
@seyedrohollahaminabadi
@oldnewspaper
Telegram
مطبوعات قدیمی
مطبوعات قدیمی
Photo
✳️ سرنوشت یکی از مدعیان دروغین به روایت مطبوعات دوره پهلوی!
#سیدغضنفر_وزیری از معروفترین مدعیان امامت در تاریخ معاصر به مدت نیم قرن در نواحی مختلف ایران و به ویژه در روستاهای اطراف #محلات و نیز در #روستای_ون در نزدیکی #کاشان ادعای #امام_زمان بودن داشت، مریدان بسیار به گرد خویش جمع کرد و توسط همین مریدان، مرتکب قتل شمار زیادی از افراد گردید.
نمونهای از مشهورترین قتل های انجام شده توسط وی، کشتار دست جمعی عدهای از مخالفین در حمام #روستای_عیسی_آباد محلات بود که طی آن شماری از مریدانی که سیدغضنفر به گرد خود جمع کرده بود، در سحرگاه یکی از روزهای تابستان ۱۳۱۰ ، بنا به دستور نامبرده به حمام مخالفین هجوم بردند و دوازده نفر را در آنجا کشته و سر بریدند و اجساد آنها را مثله ساختند.
غضنفر در سال ۱۳۱۰ و در ۳۹ سالگی وارد عیسی آباد محلات شد و به دروغ ادعای امام زمانی کرد، و برای موفقیت خود در این راه، فنونی نیز فراگرفته بود، در عیسی آباد محلات مردمی زندگی میکردند که طبع آنها برای پذیرفتن ادعاهای سیدغضنفر، بیشتر از سایر دهاتیها آمادگی داشت.وی بعد از چند ماه اقامت در عیسی آباد محلات، موفق شد عدّهٔ کثیری مرید برای خود جمعآوری کند. سردستهٔ مریدان او در عیسی آباد محلات، مردی به نام #مهدیقلی_ربیعی بود.
دوران محکومیت ده ساله غضنفر از سال ۱۳۱۰ تا ۱۳۲۰ به طول انجامید و اوایل سال ۱۳۲۰ بود که غضنفر از زندان بیرون آمد. در این زمان او بسیار پیر و شکسته به نظر میرسید و همه تصور میکردند که در زندان متنبه گردیده و آن افکار از مغزش خارج شدهاست. وی پس از رهایی از زندان به جای این که به عیسی آباد بازگردد، عازم کاشان شد و در قریه ون واقع در هفت فرسخی این شهر سکنی گزید. وی برای سالها بهطور ناشناس در این روستا اقامت و در خلال این مدت منتظر و مترصد فرصتی بود تا مجددا ادعاهای خویش را تکرار کرده و بساط سابق خویش را بگستراند.
این فرصت با طی دوران محکومیت و آزادی شاخص ترین مرید او، یعنی مهدیقلی ربیعی و پسرش حیدرقلی و چند نفر دیگر از مریدان سابق، که هریک به دورههای ده تا پانزده ساله زندان محکوم شده بودند، فراهم گردید. در واقع مریدها پس از آزادی از زندان، در به در به دنبال او بودند و چون مراد را در روستای ون یافتند، دوباره به دور او گرد آمدند و مجدداً بساط مرید و مرادبازی را به راه انداختند.
غضنفر که از دوران قبلی امامت دروغین خویش تجربه بسیار اندوخته و بعلاوه در طی ده سال محکومیت زندان خود، حسابی آبدیده شده بود، این بار با احتیاط عمل مینمود و سعی بسیار داشت که با وجود پرونده و سوابق خویش در نزد مراجع قضائی و انتظامی، کسی از هویت او و سوابقی که دارا بود، مطلع نشود. به همین دلیل موفق شد که چند سال دیگر به همراه مریدان خود در روستای ون به زندگی و امامت خویش ادامه دهد و در خلال این مدت از طریق تبلیغات خود و مریدانش، جمعی از روستائیان کاشانی را نیز به گرد خویش جمع نماید به طوری که کمکم وی در محدوده کاشان و بخصوص در روستای ون، شهرت پیدا کرد و توجه بسیاری به سمت او جلب گردید.
ماجرای قتل حاج آقا خلیل رحمانی خیلی زود در سرتاسر آبادی پخش شد و لحظاتی بعد به اطلاع پاسگاه ژاندارمری رسید و سرگرد مافی، فرمانده پاسگاه به اتفاق شماری از مأمورین پاسگاه ژاندارمری ون، بلافاصله در محل قتل حاج آقا خلیل حاضر شد و پس از انجام تحقیقات مقدماتی در صحنهٔ قتل، چهار نفر مریدان جانی غضنفر و سپس خود او را در منزلش دستگیر کردند.
بدین ترتیب در روز 14 فروردین ماه سال 1333 ، غضنفر به اتفاق چهار نفر از مریدانش به اسامی مهدیقلی ربیعی، حیدرقلی ربیعی، سلطانعلی خراسانی و عبدالحسین انصاریان، به اتهام قتل حاج آقا خلیل به کاشان منتقل شدند و در زندان شهربانی این شهر حبس گردیدند.
ساعت ده صبح سهشنبه 5 بهمن 1333 نخستین جلسه محاکمه سید غضنفر وزیری مدعی امامت و چهار نفر از مریدان او به اسامی مهدیقلی ربیعی، حیدر ربیعی، سلطانعلی خراسانی و عبدالحسین انصاریان به اتهام قتل شیخ خلیل رحمانی ساکن قریه «ون» کاشان در شعبه چهارم دادگاه جنایی مرکز به ریاست آقای شریف تشکیل شد. این دادگاه ده جلسه و تا هفدهم بهمن به طول انجامید و در اثنای آن سید غضنفر سکته کرد و درگذشت. اما در نهایت مریدانش هرکدام به اتهام قتل شیخ خلیل به چندین سال زندان با اعمال شاقه محکوم شدند.
#منابع
#تهران_مصور ، 22 بهمن 1333
مجله #خواندنی_ها ، سال 14 ، شماره 94 ، صص 12 و 13 و 30
#شرح_عکس
غضنفر وزیری به همراه دو تن از مریدان پس از دستگیری دوم ، تاریخ عکس : 19 آگوست 1954 / 28 مرداد 1333
عکس از آرشیو #تصاویر_تاریخی #سیدروح_الله_امین_آبادی
@seyedrohollahaminabadi
@oldnewspaper
#سیدغضنفر_وزیری از معروفترین مدعیان امامت در تاریخ معاصر به مدت نیم قرن در نواحی مختلف ایران و به ویژه در روستاهای اطراف #محلات و نیز در #روستای_ون در نزدیکی #کاشان ادعای #امام_زمان بودن داشت، مریدان بسیار به گرد خویش جمع کرد و توسط همین مریدان، مرتکب قتل شمار زیادی از افراد گردید.
نمونهای از مشهورترین قتل های انجام شده توسط وی، کشتار دست جمعی عدهای از مخالفین در حمام #روستای_عیسی_آباد محلات بود که طی آن شماری از مریدانی که سیدغضنفر به گرد خود جمع کرده بود، در سحرگاه یکی از روزهای تابستان ۱۳۱۰ ، بنا به دستور نامبرده به حمام مخالفین هجوم بردند و دوازده نفر را در آنجا کشته و سر بریدند و اجساد آنها را مثله ساختند.
غضنفر در سال ۱۳۱۰ و در ۳۹ سالگی وارد عیسی آباد محلات شد و به دروغ ادعای امام زمانی کرد، و برای موفقیت خود در این راه، فنونی نیز فراگرفته بود، در عیسی آباد محلات مردمی زندگی میکردند که طبع آنها برای پذیرفتن ادعاهای سیدغضنفر، بیشتر از سایر دهاتیها آمادگی داشت.وی بعد از چند ماه اقامت در عیسی آباد محلات، موفق شد عدّهٔ کثیری مرید برای خود جمعآوری کند. سردستهٔ مریدان او در عیسی آباد محلات، مردی به نام #مهدیقلی_ربیعی بود.
دوران محکومیت ده ساله غضنفر از سال ۱۳۱۰ تا ۱۳۲۰ به طول انجامید و اوایل سال ۱۳۲۰ بود که غضنفر از زندان بیرون آمد. در این زمان او بسیار پیر و شکسته به نظر میرسید و همه تصور میکردند که در زندان متنبه گردیده و آن افکار از مغزش خارج شدهاست. وی پس از رهایی از زندان به جای این که به عیسی آباد بازگردد، عازم کاشان شد و در قریه ون واقع در هفت فرسخی این شهر سکنی گزید. وی برای سالها بهطور ناشناس در این روستا اقامت و در خلال این مدت منتظر و مترصد فرصتی بود تا مجددا ادعاهای خویش را تکرار کرده و بساط سابق خویش را بگستراند.
این فرصت با طی دوران محکومیت و آزادی شاخص ترین مرید او، یعنی مهدیقلی ربیعی و پسرش حیدرقلی و چند نفر دیگر از مریدان سابق، که هریک به دورههای ده تا پانزده ساله زندان محکوم شده بودند، فراهم گردید. در واقع مریدها پس از آزادی از زندان، در به در به دنبال او بودند و چون مراد را در روستای ون یافتند، دوباره به دور او گرد آمدند و مجدداً بساط مرید و مرادبازی را به راه انداختند.
غضنفر که از دوران قبلی امامت دروغین خویش تجربه بسیار اندوخته و بعلاوه در طی ده سال محکومیت زندان خود، حسابی آبدیده شده بود، این بار با احتیاط عمل مینمود و سعی بسیار داشت که با وجود پرونده و سوابق خویش در نزد مراجع قضائی و انتظامی، کسی از هویت او و سوابقی که دارا بود، مطلع نشود. به همین دلیل موفق شد که چند سال دیگر به همراه مریدان خود در روستای ون به زندگی و امامت خویش ادامه دهد و در خلال این مدت از طریق تبلیغات خود و مریدانش، جمعی از روستائیان کاشانی را نیز به گرد خویش جمع نماید به طوری که کمکم وی در محدوده کاشان و بخصوص در روستای ون، شهرت پیدا کرد و توجه بسیاری به سمت او جلب گردید.
ماجرای قتل حاج آقا خلیل رحمانی خیلی زود در سرتاسر آبادی پخش شد و لحظاتی بعد به اطلاع پاسگاه ژاندارمری رسید و سرگرد مافی، فرمانده پاسگاه به اتفاق شماری از مأمورین پاسگاه ژاندارمری ون، بلافاصله در محل قتل حاج آقا خلیل حاضر شد و پس از انجام تحقیقات مقدماتی در صحنهٔ قتل، چهار نفر مریدان جانی غضنفر و سپس خود او را در منزلش دستگیر کردند.
بدین ترتیب در روز 14 فروردین ماه سال 1333 ، غضنفر به اتفاق چهار نفر از مریدانش به اسامی مهدیقلی ربیعی، حیدرقلی ربیعی، سلطانعلی خراسانی و عبدالحسین انصاریان، به اتهام قتل حاج آقا خلیل به کاشان منتقل شدند و در زندان شهربانی این شهر حبس گردیدند.
ساعت ده صبح سهشنبه 5 بهمن 1333 نخستین جلسه محاکمه سید غضنفر وزیری مدعی امامت و چهار نفر از مریدان او به اسامی مهدیقلی ربیعی، حیدر ربیعی، سلطانعلی خراسانی و عبدالحسین انصاریان به اتهام قتل شیخ خلیل رحمانی ساکن قریه «ون» کاشان در شعبه چهارم دادگاه جنایی مرکز به ریاست آقای شریف تشکیل شد. این دادگاه ده جلسه و تا هفدهم بهمن به طول انجامید و در اثنای آن سید غضنفر سکته کرد و درگذشت. اما در نهایت مریدانش هرکدام به اتهام قتل شیخ خلیل به چندین سال زندان با اعمال شاقه محکوم شدند.
#منابع
#تهران_مصور ، 22 بهمن 1333
مجله #خواندنی_ها ، سال 14 ، شماره 94 ، صص 12 و 13 و 30
#شرح_عکس
غضنفر وزیری به همراه دو تن از مریدان پس از دستگیری دوم ، تاریخ عکس : 19 آگوست 1954 / 28 مرداد 1333
عکس از آرشیو #تصاویر_تاریخی #سیدروح_الله_امین_آبادی
@seyedrohollahaminabadi
@oldnewspaper
❌ آرشیو مطبوعات قدیمی عتیقه نیست/ مصائبی که پژوهشگران در دسترسی به اسناد مطبوعاتی تاریخ ایران با آن روبرو هستند!
ده سال می شود که بنا به درخواست یک دوست برای تدوین #روزشمار #دهه_شصت که حاصل آن امروز در 17 جلد #ایران_پس_از_انقلاب_اسلامی دیده می شود به سمت جمع آوری #آرشیو #اسکن_شده #مطبوعات_قدیمی حرکت کردم، ابتدا تنها روزنامه های اطلاعات و جمهوری اسلامی در دسترس بودند ولی به تدریج و با مرارت فراوان توانستم دیگر نشریات دهه شصت و پس از آن را نیز تهیه کنم.
اداره و نهادی نبود و نیست که نرفته باشم، فردی نیست که در زیر آسمان این شهر باشد و در حوزه آرشیو فعالیتی کرده و او را ندیده باشم، حتی به اندازه یک صفحه، یا خریداری کردم و یا تبادل شده، تا آرشیو تکمیل شود و تکمیل تر.
بسیاری به آرشیو مطبوعات به عنوان #عتیقه نگاه می کنند ولی من آرشیو را عتیقه نمی دانم که در موزه باشد و تنها به آن نگاه کرده و حس نوستالژیک خود را ارضا کرد.
من برای تدوین روزشمار دهه شصت و امروز دوره پهلوی به این آرشیو نیاز دارم و چه بسیار افرادی که میدانستم و می دانم که آرشیوی از این دوره ها را دارند و پیش آن ها رفته و به عجز و لابه افتاده ام که چند صفحه ای بگیرم ولی با مشت بسته مواجه گشته و دست از پا درازتر به خانه اول برگشته ولی ناامید نشده ام!
آرشیو مطبوعات، مستند، تصاویر و ... عتیقه نیستند، اگر قرار هست از این ها استفاده نکرد پس بهتر که نابودشان کرد و اصلا فراموش نمود که در این کشور هزاران عنوان روزنامه و مجله منتشر شده اند.
درد زیاد است و یارای گفتن این درد نیست، اگر دو بزرگواری که میخواهم اسمشان را به نیکی ببرم نبودند یعنی حضرات حجج اسلام آقایان دعایی و رسول جعفریان امروز ما یک صدم آن چه که از آرشیو مطبوعات قدیمی و کتاب های خطی در اختیار داریم نداشتیم.
من خود برخی نشریات را به صورت کاغذی خریداری و آن ها را اسکن کرده ام، هزینه ای فوق طاقت بشری بنده که از گفتن آن ابا دارم ولی از همه چیز زده ام تا این نشریات اسکن شوند.
و صد البته که این تنها هزینه خرید آرشیو و یا اسکن آن نیست که بر دوش انسان سنگینی می کند، تا امروز حدود 30 ترابایت آرشیو اعم از #مطبوعات ، #مستند ، #فیلم ، #تصاویر_تاریخی ، جراید خارجی روز و قدیمی، کتاب و ... جمع آوری کرده ام، که بایستی برای ذخیره سازی آن ها هارد با حجم بالا داشت، یک هارد ده ترابایت بالای شش میلیون قیمت دارد و با این وجود چگونه می شود که آن چه هست را جمع آوری و ذخیره سازی کرد.
بعضی اوقات که آرشیو جدیدی در حد دو یا سه ترابایت به دستم می رسد خوشحال می شوم و در عین حال عزا می گیرم، این دو سه یا پنج ترابایت را کجا ذخیره کنم، این چاه را بکنم و خاکش را کجا بریزم، یا باید بخشی از آرشیو را پاک کرده و آرشیو نو رسیده را جای آن ذخیره کرد و یا این که از قید آن چه که رخ نمایی می کند و از طلا نیز گرانبهاتر است گذشت!
حیف که در میانه هزاران مشکلی که کشور ما درگیر آن است نمی شود از مصیبت #اسناد مطبوعاتی و غیره در کشور سخن گفت و گرنه ساعت ها می شود نشست و گفت و گریست!
@seyedrohollahaminabadi
@oldnewspaper
ده سال می شود که بنا به درخواست یک دوست برای تدوین #روزشمار #دهه_شصت که حاصل آن امروز در 17 جلد #ایران_پس_از_انقلاب_اسلامی دیده می شود به سمت جمع آوری #آرشیو #اسکن_شده #مطبوعات_قدیمی حرکت کردم، ابتدا تنها روزنامه های اطلاعات و جمهوری اسلامی در دسترس بودند ولی به تدریج و با مرارت فراوان توانستم دیگر نشریات دهه شصت و پس از آن را نیز تهیه کنم.
اداره و نهادی نبود و نیست که نرفته باشم، فردی نیست که در زیر آسمان این شهر باشد و در حوزه آرشیو فعالیتی کرده و او را ندیده باشم، حتی به اندازه یک صفحه، یا خریداری کردم و یا تبادل شده، تا آرشیو تکمیل شود و تکمیل تر.
بسیاری به آرشیو مطبوعات به عنوان #عتیقه نگاه می کنند ولی من آرشیو را عتیقه نمی دانم که در موزه باشد و تنها به آن نگاه کرده و حس نوستالژیک خود را ارضا کرد.
من برای تدوین روزشمار دهه شصت و امروز دوره پهلوی به این آرشیو نیاز دارم و چه بسیار افرادی که میدانستم و می دانم که آرشیوی از این دوره ها را دارند و پیش آن ها رفته و به عجز و لابه افتاده ام که چند صفحه ای بگیرم ولی با مشت بسته مواجه گشته و دست از پا درازتر به خانه اول برگشته ولی ناامید نشده ام!
آرشیو مطبوعات، مستند، تصاویر و ... عتیقه نیستند، اگر قرار هست از این ها استفاده نکرد پس بهتر که نابودشان کرد و اصلا فراموش نمود که در این کشور هزاران عنوان روزنامه و مجله منتشر شده اند.
درد زیاد است و یارای گفتن این درد نیست، اگر دو بزرگواری که میخواهم اسمشان را به نیکی ببرم نبودند یعنی حضرات حجج اسلام آقایان دعایی و رسول جعفریان امروز ما یک صدم آن چه که از آرشیو مطبوعات قدیمی و کتاب های خطی در اختیار داریم نداشتیم.
من خود برخی نشریات را به صورت کاغذی خریداری و آن ها را اسکن کرده ام، هزینه ای فوق طاقت بشری بنده که از گفتن آن ابا دارم ولی از همه چیز زده ام تا این نشریات اسکن شوند.
و صد البته که این تنها هزینه خرید آرشیو و یا اسکن آن نیست که بر دوش انسان سنگینی می کند، تا امروز حدود 30 ترابایت آرشیو اعم از #مطبوعات ، #مستند ، #فیلم ، #تصاویر_تاریخی ، جراید خارجی روز و قدیمی، کتاب و ... جمع آوری کرده ام، که بایستی برای ذخیره سازی آن ها هارد با حجم بالا داشت، یک هارد ده ترابایت بالای شش میلیون قیمت دارد و با این وجود چگونه می شود که آن چه هست را جمع آوری و ذخیره سازی کرد.
بعضی اوقات که آرشیو جدیدی در حد دو یا سه ترابایت به دستم می رسد خوشحال می شوم و در عین حال عزا می گیرم، این دو سه یا پنج ترابایت را کجا ذخیره کنم، این چاه را بکنم و خاکش را کجا بریزم، یا باید بخشی از آرشیو را پاک کرده و آرشیو نو رسیده را جای آن ذخیره کرد و یا این که از قید آن چه که رخ نمایی می کند و از طلا نیز گرانبهاتر است گذشت!
حیف که در میانه هزاران مشکلی که کشور ما درگیر آن است نمی شود از مصیبت #اسناد مطبوعاتی و غیره در کشور سخن گفت و گرنه ساعت ها می شود نشست و گفت و گریست!
@seyedrohollahaminabadi
@oldnewspaper
هفت اردیبهشت ۱۳۵۹ آیت الله صادق #خلخالی در حال نگاه به جنازه یکی از تفنگداران امریکایی کشته شده در حمله ناکام #پنجه_عقاب معروف به #عملیات_طبس
#تصاویر_تاریخی
@oldnewspaper
#تصاویر_تاریخی
@oldnewspaper
✳️ #محمدرضا_پهلوی ۲۱ اسفند ۱۳۳۵ به دعوت ملک سعود پادشاه #عربستان برای بازدید از آن کشور عازم ریاض شد و ۲۴ اسفند همین سال برای انجام فریضه حج به مکه و از آن جا به مدینه رفت. در عکس علاوه بر شاه، رضا رفیع معروف به قائم مقام الملک هم دیده می شود.
پشت شانه سمت راست شاه، سپهبد مرتضی یزدان پناه و پشت سر سلیمان بهبودی حضور دارند
#تصاویر_تاریخی
@oldnewspaper
پشت شانه سمت راست شاه، سپهبد مرتضی یزدان پناه و پشت سر سلیمان بهبودی حضور دارند
#تصاویر_تاریخی
@oldnewspaper
✳️ دیدار #رضاشاه و #آتاتورک رئیس جمهور ترکیه در آنکارا به تاریخ ۶ تیر ۱۳۱۳
در خرداد ۱۳۱۳، رضاشاه تنها مسافرت خارجی خود را در دوران سلطنت با حرکت به سمت ترکیه آغاز کرد. او در رأس یک هیأت ۱۷ نفره که اکثرشان نظامی بودند، به ترکیه رفت.
در میان سران جهان رضاخان نخستین کسی بود که به محض اعلام جمهوریت در ترکیه، تغییر حکومت را به آتاتورک تبریک گفت. او که در آن زمان به تازگی به نخستوزیری منصوب شده بود، در آبان ۱۳۰۲ یک جلد قرآن و یک قبضه شمشیر مرصع به عنوان هدیه برای آتاتورک فرستاد و به او تبریک گفت.
#تصاویر_تاریخی
@oldnewspaper
در خرداد ۱۳۱۳، رضاشاه تنها مسافرت خارجی خود را در دوران سلطنت با حرکت به سمت ترکیه آغاز کرد. او در رأس یک هیأت ۱۷ نفره که اکثرشان نظامی بودند، به ترکیه رفت.
در میان سران جهان رضاخان نخستین کسی بود که به محض اعلام جمهوریت در ترکیه، تغییر حکومت را به آتاتورک تبریک گفت. او که در آن زمان به تازگی به نخستوزیری منصوب شده بود، در آبان ۱۳۰۲ یک جلد قرآن و یک قبضه شمشیر مرصع به عنوان هدیه برای آتاتورک فرستاد و به او تبریک گفت.
#تصاویر_تاریخی
@oldnewspaper
✳️ #رئیسی امروز در دمشق مورد استقبال #بشار_اسد رئیس جمهور سوریه قرار گرفت، #خاتمی رئیس جمهور وقت ایران هم ۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۲ در سومین سفر خود به سوریه، از سوی بشار اسد استقبال شده بود.
#تصاویر_تاریخی
@oldnewspaper
#تصاویر_تاریخی
@oldnewspaper
✳️ این هم سفر ۲۹ دی ۱۳۸۴ احمدی نژاد به سوریه و استقبال #بشار_اسد از رئیس جمهور وقت ایران، با روی کار آمدن روحانی به دلیل اوضاع آشفته سوریه سفر رسمی از سوی رئیس جمهور به دمشق صورت نگرفت تا این که امروز با عادی شدن کامل شرایط، رئیسی به سوریه رفت.
#تصاویر_تاریخی
@oldnewspaper
#تصاویر_تاریخی
@oldnewspaper