برای خواندن یادداشت های نوروزی اعضای انجمن علمی مطالعات صلح ایران و آگاهی از سایر مطالب و نشست های صلح لطفا کانال انجمن را دنبال بفرمایید:
https://t.iss.one/ipsan
https://t.iss.one/ipsan
Telegram
انجمن علمی مطالعات صلح ایران
کانال اطلاع رسانی انجمن علمی مطالعات صلح ایران
ipsan.ir
[email protected]
instagram.com/ipsan.ir
ipsan.ir
[email protected]
instagram.com/ipsan.ir
بدفهمی اندیشه ی ایرانشهری با قدرت ادامه دارد!
جواد رنجبر درخشیلر
در تداوم موج بدفهمی اندیشه ی ایرانشهری آقای هاشم آغاجری فهمی عجیب و غریب از آن ارایه کرده است.
نظریه ی آغاجری درباره روحانیت شیعه با عبارت هایی چون «چی چی الاسلام» که به حکم اعدام او منجر شد، جزو خاطره های بامزه نسل ماست و نشانه ی سطح توانایی های ایشان در صورت بندی های نظری است. بنابراین با ایشان سخن راندن بیهوده است. فقط برای آگاهی دوستان جوان باید تاکید کنم که هر چه آغاجری درباره اندیشه ایرانشهری گفت بی ربط و غلط بود.
اولا سنت زشت و پلید خاطره گویی درباره ی اشخاص درگذشته را باید برانداخت. متاسفانه نان ژورنالیسم در روغن خاطره گویی های عموما دروغ یا ناقص یا اغراق شده چرب می شود. این رسم مبنای افاضات آقای آغاجری است و بنابراین از اساس نادرست است. شاید مرحوم استاد طباطبایی در آن لحظه خشمگین بوده اند یا شوخی می کردهاند و یا مخاطب را قابل ندانسته اند و چیزی گفته اند که رها بشوند.
از خاطره گویی که بگذریم ردیف کردن واژه های عظمت طلب، قدرت طلب، سلطنت پایه، مخالف آزادی و دموکراسی و نسبت دادن همه ی آنها به اندیشه ی ایرانشهری سخت ناشیانه و نشانه ی آشفتگی نظری است.
اندیشه ایرانشهری به شکوه ایران می اندیشد، و پرسشی مهم این است که چرا جریانی سیاسی که آغاجری به آن تعلق دارد با شکوه ایران مخالف است؟
قدرت طلب بودن اندیشه ورزان ایرانشهر به شوخی شبیه تر است تا سخنی از سر خرد. از مرحوم استاد طباطبایی تا شاگردان او نه کسی در قدرت است و نه حتی شغلی عادی دارد. البته در قدرت نبودن و شعل نداشتن و این همه تاثیر گذاشتن فقط نشانه ی قدرت اندیشه ایرانشهری است. قدر آن را باید بدانیم.
افراد منتسب به ملی با تبصره مذهب که با روشنفکری دینی پیوندی محکم دارند و بروز سیاسی آنها اصلاح طلبی نام دارد چنان دچار آشفتگی نظری هستند که تقریبا هیچ مفهومی را در جایی درست به کار نمی برند. اصلا جایی درست (نظریه ای منسجم) وجود ندارد. نهایت سطح علمی در این بحث ها ژورنالیسمی جذاب است. بنابراین آغاجری نه معنای «ترک» را دریافته نه معنای «عرب» را از نظر تحول تاریخی اندیشه و نه چیزی از «تبریز» می داند که فکر می کند که تبریزی ها خود را ترک می دانند. از این ها که بگذریم از مفهوم غلط انداز و جعلی «ناسیونالیسم مدنی» نمی توان گذشت. بحثی دراز باید کرد در تبیین مفهوم ناسیونالیسم و همچنین در تبیین مفهوم مدنیت و صد من سریشی که باید ساخت برای چسباندن این دو مفهوم به هم. خلاصه این که ناسیونالیسم ربطی به ایران و اندیشه ایرانشهری ندارد، ناسیونالیسم نژادی است، کاملا برعکس فهم معیوب آغاجری و امثال او که اندیشه ایرانشهری را نژادی می دانند که مطلقا نیست. ناسیونالیسم مدنی جعلی سیاسی است که می خواهد که هم مزیت های سیاسی ملی گرایی ایرانی را به دست آورد و هم از ژست های روشنفکری روز باز نماند. ناسیونالیسم مدنی همان قدر بی معناست که «مردم سالاری» و همان طور که مردم سالاری به دموکراسی نمی انجامد ناسیونالیسم مدنی نیز به هیچ چیزی مهم و قابل فهم نمی انجامد.
t.iss.one/melliiran
جواد رنجبر درخشیلر
در تداوم موج بدفهمی اندیشه ی ایرانشهری آقای هاشم آغاجری فهمی عجیب و غریب از آن ارایه کرده است.
نظریه ی آغاجری درباره روحانیت شیعه با عبارت هایی چون «چی چی الاسلام» که به حکم اعدام او منجر شد، جزو خاطره های بامزه نسل ماست و نشانه ی سطح توانایی های ایشان در صورت بندی های نظری است. بنابراین با ایشان سخن راندن بیهوده است. فقط برای آگاهی دوستان جوان باید تاکید کنم که هر چه آغاجری درباره اندیشه ایرانشهری گفت بی ربط و غلط بود.
اولا سنت زشت و پلید خاطره گویی درباره ی اشخاص درگذشته را باید برانداخت. متاسفانه نان ژورنالیسم در روغن خاطره گویی های عموما دروغ یا ناقص یا اغراق شده چرب می شود. این رسم مبنای افاضات آقای آغاجری است و بنابراین از اساس نادرست است. شاید مرحوم استاد طباطبایی در آن لحظه خشمگین بوده اند یا شوخی می کردهاند و یا مخاطب را قابل ندانسته اند و چیزی گفته اند که رها بشوند.
از خاطره گویی که بگذریم ردیف کردن واژه های عظمت طلب، قدرت طلب، سلطنت پایه، مخالف آزادی و دموکراسی و نسبت دادن همه ی آنها به اندیشه ی ایرانشهری سخت ناشیانه و نشانه ی آشفتگی نظری است.
اندیشه ایرانشهری به شکوه ایران می اندیشد، و پرسشی مهم این است که چرا جریانی سیاسی که آغاجری به آن تعلق دارد با شکوه ایران مخالف است؟
قدرت طلب بودن اندیشه ورزان ایرانشهر به شوخی شبیه تر است تا سخنی از سر خرد. از مرحوم استاد طباطبایی تا شاگردان او نه کسی در قدرت است و نه حتی شغلی عادی دارد. البته در قدرت نبودن و شعل نداشتن و این همه تاثیر گذاشتن فقط نشانه ی قدرت اندیشه ایرانشهری است. قدر آن را باید بدانیم.
افراد منتسب به ملی با تبصره مذهب که با روشنفکری دینی پیوندی محکم دارند و بروز سیاسی آنها اصلاح طلبی نام دارد چنان دچار آشفتگی نظری هستند که تقریبا هیچ مفهومی را در جایی درست به کار نمی برند. اصلا جایی درست (نظریه ای منسجم) وجود ندارد. نهایت سطح علمی در این بحث ها ژورنالیسمی جذاب است. بنابراین آغاجری نه معنای «ترک» را دریافته نه معنای «عرب» را از نظر تحول تاریخی اندیشه و نه چیزی از «تبریز» می داند که فکر می کند که تبریزی ها خود را ترک می دانند. از این ها که بگذریم از مفهوم غلط انداز و جعلی «ناسیونالیسم مدنی» نمی توان گذشت. بحثی دراز باید کرد در تبیین مفهوم ناسیونالیسم و همچنین در تبیین مفهوم مدنیت و صد من سریشی که باید ساخت برای چسباندن این دو مفهوم به هم. خلاصه این که ناسیونالیسم ربطی به ایران و اندیشه ایرانشهری ندارد، ناسیونالیسم نژادی است، کاملا برعکس فهم معیوب آغاجری و امثال او که اندیشه ایرانشهری را نژادی می دانند که مطلقا نیست. ناسیونالیسم مدنی جعلی سیاسی است که می خواهد که هم مزیت های سیاسی ملی گرایی ایرانی را به دست آورد و هم از ژست های روشنفکری روز باز نماند. ناسیونالیسم مدنی همان قدر بی معناست که «مردم سالاری» و همان طور که مردم سالاری به دموکراسی نمی انجامد ناسیونالیسم مدنی نیز به هیچ چیزی مهم و قابل فهم نمی انجامد.
t.iss.one/melliiran
Telegram
ملی گرایی ایرانی/شاهنامه پژوهی
یاداشت ها، مقاله ها و سخنرانی های جواد رنجبر درخشی لر در فلسفه سیاسی و شاهنامه پژوهی.
I'm on Instagram as @javad_ranjbar_derakhshilar. Install the app to follow my photos and videos. https://www.instagram.com/invites/contact/?igsh=1x9t8w13dvxvh&utm_conte
I'm on Instagram as @javad_ranjbar_derakhshilar. Install the app to follow my photos and videos. https://www.instagram.com/invites/contact/?igsh=1x9t8w13dvxvh&utm_conte
Forwarded from انجمن علمی مطالعات صلح ایران
یادداشت نوروزی
نوروز؛ معادل اخلاقی جنگ
جواد رنجبر درخشیلر
نایب رییس انجمن علمی مطالعات صلح ایران
ویلیام جیمز روان شناس امریکایی در سال ۱۹۰۶م. در دانشگاه استانفورد سخن راند و از ضرورت معادل های اخلاقی جنگ گفت. خلاصه ی سخن جیمز این بود که جنگ و جنگاوری فضیلت تلقی می شود؛ همچون شجاعت و شهادت و قدرت تنی و شکوه سلاح ها و کاربرد آنها، اما صلح نه تنها فضیلت به شمار نمی رود، بلکه سازش و ضعف و بی شکوهی پنداشته می شود. بنابراین برای ترویج صلح نخست باید معادل های اخلاقی صلح آمیز را با هدف ساختن صلح یافت.
فضیلت پنداشتن صلح آسان نیست. در طول تاریخ در بیشتر جامعه ها کشتن، مبارزه، حق خواهی، قلدری و تنومندی ارزش بوده اند، نه صلح و سازش و نادیده گرفتن حق و فراموش کردن و بخشیدن. اگر این استدلال را بپذیریم راه فضیلت پنداشتن صلح بسته می شود، مگر آنکه در هر جامعه ای مولفه های فرهنگیی شناسایی شود که صلح را فضیلت شمارد.
در جلوه ای از فرهنگ ایرانشهری بخشش ارزشی ذاتی است. پهلوانان و عیاران با بخشیدن، و نه قلدری اعتبار می یافتند. برعکس، قلدرها معمولا بی اعتبار می شدند. دو واژه ی عامیانه این ارزش گذاری ذاتی را نمایان می کند: لات کسی است که قلدری می کند و آدم بی ارزشی است، اما لوطی آدم قوی و اخلاق گرایی است که بیش از زدن و کشتن می بخشد.
فرهنگ ایرانشهری با معادگرایی و توسل به بزرگان مذهبی نیز به بخشش و صلح اعتبار می بخشد. بسیاری از نزاع ها را می توان با نام بردن از شخصیت های بزرگ به مصالحه تبدیل کرد.
درخشان ترین عنصر اعتبار بخشنده به فضیلت صلح در فرهنگ ایرانی نوروز است. نوروز جشنی ملی و عمومی است؛ تقریبا هیچ فردی از دایره جذابیت آن خارج نیست و تقریبا هر کاری در ایران چه در حوزه ی عمومی و چه در حوزه ی خصوصی با نوروز سنجیده و برنامه ریزی می شود. به این ترتیب که برخی کارها حتما باید قبل از نوروز انجام شود و برخی به بعد از نوروز محول می شود.
آیین های نوروزی در حدود ۱۳ روز آن از چهارشنبه سوری تا سیزده بدر چون درنگی شیرین بین قبل و بعد از نوروز است. صلح به مثابه فضیلت در آیین های نوروزی، در آن درنگ شیرین، پدیدار شدنی است. در نوروز حل منازعه فرصتی طلایی می یابد و گویا تمام فضیلت های قدرت و حق خواهی و سختی و سخت گیری رنگ می بازد و جا برای فضیلت های صلح باز می شود.
جزییات آیین نوروزی در این جابجایی به طوری شگفت انگیز موثر است. حتی جامه ها و کفش های جدید، خریدن و خوردن شیرینی، همراهی با خانواده و بزرگان در فضیلت صلح موثر است.
صلح در ذات نوروز وجود دارد و بی آنکه به آن اندیشه شود پدیدار می شود.
هستی و معرفت و روش در روزمره ی زندگی انسان و پدیداری آن چون روحی پیش رونده در تاریخ، بی اغراق و تعارف و پرده پوشی های شاعرانه، هستیی منازعه آلوده است. دست کم تاکنون، بشر همه ی حوزه های زندگی خود را در جنگ به سر برده؛ حتی عشق را؛ داستان های عاشقانه جزو خونین ترین داستان ها هستند. صلح خواهی تلاشی برای توقف منازعه هاست. امید به صلح در آینده ای نه چندان دور امیدی واهی نیست. صلح خواهی واقع گرایانه است، اما آسان نیست. نوروز در کنار سایر مولفه های فضیلت بخش به صلح جزو مهم ترین پایه های تحقق آن در آینده است. بنابراین نوروز فرصتی طلایی برای صلح است.
در نوروز بخشیدن، از حق خود گذشتن، بوسیدن و دست فشردن، به خانه طرف نزاع رفتن و نمونه های مشابه باعث سرافکندگی نمی شود. شاید نیاکان حکیم ما نیک می دانستند که هستی درنگی می خواهد و بشر باید جایی بایستد؛ هم خانه را بتکاند و هم دل را؛ و همه اینها در این بیت خردمندانه حضرت فردوسی آمده است:
سر سال نو هرمز فوردین
برآسوده از رنج تن دل ز کین
https://t.iss.one/ipsan
نوروز؛ معادل اخلاقی جنگ
جواد رنجبر درخشیلر
نایب رییس انجمن علمی مطالعات صلح ایران
ویلیام جیمز روان شناس امریکایی در سال ۱۹۰۶م. در دانشگاه استانفورد سخن راند و از ضرورت معادل های اخلاقی جنگ گفت. خلاصه ی سخن جیمز این بود که جنگ و جنگاوری فضیلت تلقی می شود؛ همچون شجاعت و شهادت و قدرت تنی و شکوه سلاح ها و کاربرد آنها، اما صلح نه تنها فضیلت به شمار نمی رود، بلکه سازش و ضعف و بی شکوهی پنداشته می شود. بنابراین برای ترویج صلح نخست باید معادل های اخلاقی صلح آمیز را با هدف ساختن صلح یافت.
فضیلت پنداشتن صلح آسان نیست. در طول تاریخ در بیشتر جامعه ها کشتن، مبارزه، حق خواهی، قلدری و تنومندی ارزش بوده اند، نه صلح و سازش و نادیده گرفتن حق و فراموش کردن و بخشیدن. اگر این استدلال را بپذیریم راه فضیلت پنداشتن صلح بسته می شود، مگر آنکه در هر جامعه ای مولفه های فرهنگیی شناسایی شود که صلح را فضیلت شمارد.
در جلوه ای از فرهنگ ایرانشهری بخشش ارزشی ذاتی است. پهلوانان و عیاران با بخشیدن، و نه قلدری اعتبار می یافتند. برعکس، قلدرها معمولا بی اعتبار می شدند. دو واژه ی عامیانه این ارزش گذاری ذاتی را نمایان می کند: لات کسی است که قلدری می کند و آدم بی ارزشی است، اما لوطی آدم قوی و اخلاق گرایی است که بیش از زدن و کشتن می بخشد.
فرهنگ ایرانشهری با معادگرایی و توسل به بزرگان مذهبی نیز به بخشش و صلح اعتبار می بخشد. بسیاری از نزاع ها را می توان با نام بردن از شخصیت های بزرگ به مصالحه تبدیل کرد.
درخشان ترین عنصر اعتبار بخشنده به فضیلت صلح در فرهنگ ایرانی نوروز است. نوروز جشنی ملی و عمومی است؛ تقریبا هیچ فردی از دایره جذابیت آن خارج نیست و تقریبا هر کاری در ایران چه در حوزه ی عمومی و چه در حوزه ی خصوصی با نوروز سنجیده و برنامه ریزی می شود. به این ترتیب که برخی کارها حتما باید قبل از نوروز انجام شود و برخی به بعد از نوروز محول می شود.
آیین های نوروزی در حدود ۱۳ روز آن از چهارشنبه سوری تا سیزده بدر چون درنگی شیرین بین قبل و بعد از نوروز است. صلح به مثابه فضیلت در آیین های نوروزی، در آن درنگ شیرین، پدیدار شدنی است. در نوروز حل منازعه فرصتی طلایی می یابد و گویا تمام فضیلت های قدرت و حق خواهی و سختی و سخت گیری رنگ می بازد و جا برای فضیلت های صلح باز می شود.
جزییات آیین نوروزی در این جابجایی به طوری شگفت انگیز موثر است. حتی جامه ها و کفش های جدید، خریدن و خوردن شیرینی، همراهی با خانواده و بزرگان در فضیلت صلح موثر است.
صلح در ذات نوروز وجود دارد و بی آنکه به آن اندیشه شود پدیدار می شود.
هستی و معرفت و روش در روزمره ی زندگی انسان و پدیداری آن چون روحی پیش رونده در تاریخ، بی اغراق و تعارف و پرده پوشی های شاعرانه، هستیی منازعه آلوده است. دست کم تاکنون، بشر همه ی حوزه های زندگی خود را در جنگ به سر برده؛ حتی عشق را؛ داستان های عاشقانه جزو خونین ترین داستان ها هستند. صلح خواهی تلاشی برای توقف منازعه هاست. امید به صلح در آینده ای نه چندان دور امیدی واهی نیست. صلح خواهی واقع گرایانه است، اما آسان نیست. نوروز در کنار سایر مولفه های فضیلت بخش به صلح جزو مهم ترین پایه های تحقق آن در آینده است. بنابراین نوروز فرصتی طلایی برای صلح است.
در نوروز بخشیدن، از حق خود گذشتن، بوسیدن و دست فشردن، به خانه طرف نزاع رفتن و نمونه های مشابه باعث سرافکندگی نمی شود. شاید نیاکان حکیم ما نیک می دانستند که هستی درنگی می خواهد و بشر باید جایی بایستد؛ هم خانه را بتکاند و هم دل را؛ و همه اینها در این بیت خردمندانه حضرت فردوسی آمده است:
سر سال نو هرمز فوردین
برآسوده از رنج تن دل ز کین
https://t.iss.one/ipsan
Telegram
انجمن علمی مطالعات صلح ایران
کانال اطلاع رسانی انجمن علمی مطالعات صلح ایران
ipsan.ir
[email protected]
instagram.com/ipsan.ir
ipsan.ir
[email protected]
instagram.com/ipsan.ir
فایل صوتی
سخنرانی جواد رنجبر درخشیلر
در وبینار نوروز؛ پیامآور صلح، اتحاد و همبستگی میان ملتها
این رویداد با حضور سخنرانانی از کشورهای ترکیه، تاجیکستان، ارمنستان، اوزبیکستان، هندوستان، افغانستان و ایران برگزار شد.
۲ فروردین ۱۴۰۴
t.iss.one/melliiran
سخنرانی جواد رنجبر درخشیلر
در وبینار نوروز؛ پیامآور صلح، اتحاد و همبستگی میان ملتها
این رویداد با حضور سخنرانانی از کشورهای ترکیه، تاجیکستان، ارمنستان، اوزبیکستان، هندوستان، افغانستان و ایران برگزار شد.
۲ فروردین ۱۴۰۴
t.iss.one/melliiran
Forwarded from جرعه
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
♦️جواد رنجبر درخشیلر عنوان میکند که ایران میتواند الگویی در توسعه قلمداد شود 🔺
@joreah_journal
www.instagram.com/joreah_journal
@joreah_journal
www.instagram.com/joreah_journal
Forwarded from دیپلماسی
#اردوغان تبریز را جغرافیای معنوی ترک ها دانسته. در تبریز جز اقلیتی خائن ذره ای همدلی با ترکیه وجود ندارد.
تبریز نه تنها اشتراکی با ترکیه ندارد بلکه زخم صدها سال جنگ با نیاکان آنها را بر تن و روح دارد. و ترکیه، ضمن احترام به آن به عنوان کشوری مهم، اصلا جغرافیای معنوی ندارد.
✍جواد رنجبر درخشیلر/مدرس شاهنامه و دانش آموخته علوم سیاسی
t.iss.one/bestdiplomacy
تبریز نه تنها اشتراکی با ترکیه ندارد بلکه زخم صدها سال جنگ با نیاکان آنها را بر تن و روح دارد. و ترکیه، ضمن احترام به آن به عنوان کشوری مهم، اصلا جغرافیای معنوی ندارد.
✍جواد رنجبر درخشیلر/مدرس شاهنامه و دانش آموخته علوم سیاسی
t.iss.one/bestdiplomacy
خوانش و شرح قابوس نامه
(بر اساس اندیشه ایرانشهری)
اثر مهم عنصر المعالی کیکاووس بن اسکندر بن وشمگیر بن زیار
در کلاس های مجازی ادبیات و تاریخ ایرانشهری
آموزگار: جواد رنجبر درخشیلر
فایل های صوتی یکساعته در تلگرام
ثبت نام:
@aknaserionline
۰۹۳۹۰۱۷۱۸۳۷
t.iss.one/melliiran
(بر اساس اندیشه ایرانشهری)
اثر مهم عنصر المعالی کیکاووس بن اسکندر بن وشمگیر بن زیار
در کلاس های مجازی ادبیات و تاریخ ایرانشهری
آموزگار: جواد رنجبر درخشیلر
فایل های صوتی یکساعته در تلگرام
ثبت نام:
@aknaserionline
۰۹۳۹۰۱۷۱۸۳۷
t.iss.one/melliiran
Forwarded from اکوایران
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📹 نسخه شاهنامه برای اهالی قدرت
▫️شاهنامه؛ حماسه ای منظوم است که سرودن آن بیش از 30 سال زمان برده است. گفته می شود موضوع این اثر، اسطورهها و تاریخ ایران از آغاز تا حمله اعراب به ایران در سدهٔ هفتم میلادی است. اما سوال مهم این است که چرا شاهنامه کتاب مهمی تلقی می شود؟ و از چه زاویه ای به زندگی امروزه مردمان این کشور پیوند می خورد؟
▫️یک شاهنامهپژوه در پاسخ به چنین پرسشی معتقد است: شاهنامه مهمترین متن حماسی دنیا است. نکته مهم این است که زندگی پهلوانان روایت شده در این اثر به گونه ای است که نشان می دهد چطور در عین قدرت توانسته اند انسانی خردمند باشند.
▫️جواد رنجبر فلسفه تاریخی که در شاهنامه به تصویر کشیده شده چگونگی به حکومت رسیدن و برافتادن شاهان را روایت می کند.
▫️او در یک گفت و گو در برنامه پدیدار، درباره فلسفه سیاسی شاهنامه فردوسی توضیح داده است. نسخه کامل این برنامه به زودی از اکوایران منتشر خواهد شد.
#پدیدار
نسخه کامل در یوتیوب
نسخه کامل در سایت
📺 @ecoiran_webtv
▫️شاهنامه؛ حماسه ای منظوم است که سرودن آن بیش از 30 سال زمان برده است. گفته می شود موضوع این اثر، اسطورهها و تاریخ ایران از آغاز تا حمله اعراب به ایران در سدهٔ هفتم میلادی است. اما سوال مهم این است که چرا شاهنامه کتاب مهمی تلقی می شود؟ و از چه زاویه ای به زندگی امروزه مردمان این کشور پیوند می خورد؟
▫️یک شاهنامهپژوه در پاسخ به چنین پرسشی معتقد است: شاهنامه مهمترین متن حماسی دنیا است. نکته مهم این است که زندگی پهلوانان روایت شده در این اثر به گونه ای است که نشان می دهد چطور در عین قدرت توانسته اند انسانی خردمند باشند.
▫️جواد رنجبر فلسفه تاریخی که در شاهنامه به تصویر کشیده شده چگونگی به حکومت رسیدن و برافتادن شاهان را روایت می کند.
▫️او در یک گفت و گو در برنامه پدیدار، درباره فلسفه سیاسی شاهنامه فردوسی توضیح داده است. نسخه کامل این برنامه به زودی از اکوایران منتشر خواهد شد.
#پدیدار
نسخه کامل در یوتیوب
نسخه کامل در سایت
📺 @ecoiran_webtv
Forwarded from تلویزیون دیدارنیوز
گفتگوی دیدار در برنامه «ایرانشهر» با یک استاد فلسفه سیاسی
جواد رنجبر: مهمترین اقدام ضد وحدت ملی ایران از سوی روسها صورت گرفته/ آنها در برابر فرهنگ و زبان فارسی ایستادند/ چرا رئیسجمهور ما به زبان ترکی با میهمانانی از باکو صحبت میکند؟
«ایرانشهر» در سیزدهمین برنامه از سلسله گفتگوهای خود با جواد رنجبر درخشیلر، پژوهشگر فلسفه سیاسی و استاد شاهنامهپژوه به گپ و گفت نشسته و عوامل موثر و لازم در تقویت قدرت تمدنی ایران را مورد بررسی و تبیین قرار داده است.
✅ برای مشاهده این برنامه در یوتیوب روی لینک زیر کلیک کنید⬇️
▶️ youtube.com/watch?v=ibBEBjBJTt8
🔵 این برنامه در سایت دیدارنیوز
🔵 @didarnews1
🔵 @didarnewsir
جواد رنجبر: مهمترین اقدام ضد وحدت ملی ایران از سوی روسها صورت گرفته/ آنها در برابر فرهنگ و زبان فارسی ایستادند/ چرا رئیسجمهور ما به زبان ترکی با میهمانانی از باکو صحبت میکند؟
«ایرانشهر» در سیزدهمین برنامه از سلسله گفتگوهای خود با جواد رنجبر درخشیلر، پژوهشگر فلسفه سیاسی و استاد شاهنامهپژوه به گپ و گفت نشسته و عوامل موثر و لازم در تقویت قدرت تمدنی ایران را مورد بررسی و تبیین قرار داده است.
🔵 این برنامه در سایت دیدارنیوز
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
خوانش و شرح کلیله و دمنه
بر مبنای اندیشه سیاسی ایرانشهری
آموزگار: جواد رنجبر درخشیلر
۶۴ فایل یکساعته در تلگرام
ثبت نام و اطلاعات بیشتر پیام به تلگرام شماره ۰۹۳۹۰۱۷۱۸۳۷
@aknaserionline
t.iss.one/melliiran
بر مبنای اندیشه سیاسی ایرانشهری
آموزگار: جواد رنجبر درخشیلر
۶۴ فایل یکساعته در تلگرام
ثبت نام و اطلاعات بیشتر پیام به تلگرام شماره ۰۹۳۹۰۱۷۱۸۳۷
@aknaserionline
t.iss.one/melliiran
درس تاریخ ایرانشهر در مباحث مربوط به قرن ششم درباره خاقانی، زبان استوار او و قصیده معروف او درباره ایوان مدائن سخن می گویم.
خاقانی با زبان شکوه مند خود به تثبیت اندیشه ایرانی کمکی بی نظیر کرد.
صورت بندی اندیشه ای قصیده ی معروف او یکی از بهترین مثال ها در تداوم اندیشه ایرانشهری است.
ثبت نام:
۰۹۳۹۰۱۷۱۸۳۷
@aknaserionline
t.iss.one/melliiran
خاقانی با زبان شکوه مند خود به تثبیت اندیشه ایرانی کمکی بی نظیر کرد.
صورت بندی اندیشه ای قصیده ی معروف او یکی از بهترین مثال ها در تداوم اندیشه ایرانشهری است.
ثبت نام:
۰۹۳۹۰۱۷۱۸۳۷
@aknaserionline
t.iss.one/melliiran
Forwarded from دیپلماسی
🔵🔴زبان سیاست در ایران پارسی است
✍جواد رنجبر درخشیلر
دانش آموخته علم سیاست و شاهنامه پژوه
🔦 روزنامه سازندگی ۲۶ خرداد ۱۴۰۰
استاد ابوالفضل بیهقی از پندنامه سبکتگین به پسرش محمود غزنوی نوشته است. وقتی می خوانیم محتوایش یادآور تام و تمام پندنامه های شاهان ساسانی است و زبانش پارسی. چرا سبکتگین، غلام ترک با نبوغی حیرت انگیز، که از غلامی به شاهی رسیده، زبان ترکی را برای پندنامه به فرزندش برنگیزد؟
هر چه به طور خاص در ذهن آن مرد بزرگ بوده باشد، عامش در تاریخ این است که زبان پارسی چنان در تار و پود اندیشه ایرانیان رفته است که بی آن نمی توان سیاست را صورت بندی کرد، حتی اگر سیاستمدار، ترکی تازه به ایران رسیده باشد.
زبان پارسی زبان ملی ایرانیان است. زبان سیاست در دوره های مختلف تاریخی، از هخامنشیان تاکنون. زبان پارسی انتخاب شاهان و وزیران ایرانی نبوده، یک وضعیت محکم غیرقابل تغییر و غیر لازم برای تغییر بوده که اگر تغییر می کرد، مثلا عربی می شد، ایران در دل خلافت اسلامی هویت ویژه خود را از دست می داد. اگر ترکی می شد از مایه های چند قرنی ایرانشهری جدا می افتاد و در هر دو صورت ملیت و وحدت ملی فرومی پاشید. زبان پارسی بنایی اشتراکی است که همه ایرانیان در ساختن آن سهیم بوده اند. اتفاقا آن ها که امروزه، به غلط و به غرض، غیر فارس نامیده می شوند بیشترین سهم را داشته اند. بنابراین این زبان ملی در گفتمان ایرانشهری مقوم صورت بندی وحدت است و اگر از میان برداشته شود صورت بندی وحدت فرومی ریزد. دست کم مخدوش می شود.
دشمنان ایران قطعا این را می دانند و به درستی، برای تضعیف ایران، زبان پارسی را نشانه گرفته اند. این دشمنی آشکار توسط سرویس های امنیتی صهیونیستی و سعودی و.... گام به گام در ایران در پوشش های موجهی عملیاتی می شود. ادامه همان نظریه هایی که باقراف، رییس حزب کمونیست باکو، پردازش کرد و پیشه وری خیانت پیشه آن را در تبریز اجرا کرد.
سوال مهم و سخت حیرت آور این است که این خواست دشمنانه چگونه از زبان برخی نامزدهای ریاست جمهوری بیان می شود؟ تصادفی است؟ برای مقابله با آن است؟ سهوا در آن سمت و سوست؟
این توضیح دادنی است که هیچ کس منکر زبان های محلی ایرانی نیست و اگر باشد نادان است. زبان یک عنصر فرهنگی است و باید پاس داشته شود. مثلا زبان ترکی آذری که در آذربایجان رایج است و من هم به آن زبان سخن می گویم، زبانی است غنی، سرشار از مفاهیم ایرانشهری و گاه بسیار دلنشین. اما این زبان با زبان جعلی ساخته شده در ترکیه توسط آتاتورک فاصله ها دارد و آن زبان را با این زبان آمیختن قطعا خیانتی است به آذربایجان.
زبان ترکی آذری باید پاس داشته شود و از آمیختگی غرض ورزانه آن با زبان های بیگانه جلوگیری شود. بنابراین پاسداری از زبان ملی به معنای نادیده گرفتن زبان های محلی نیست و باید کاری برای حفظ اصالت زبان های محلی بکنیم. اما در هر حال زبان های محلی را به سیاست آمیختن و آن ها را ابزار رای جمع کنی کردن خلاف وحدت ملی و در راستای تضعیف ایران است و صورت بندی وحدت ملی را در هم می شکند.
دومین دلیل برای زشتی بهره گیری سیاسی از فرهنگ و زبان های محلی این است که باعث سرخوردگی می شود. عده ای می آیند و شعارهایی می دهند. رای می گیرند و می روند. واقعا برای زبان های محلی بیش از این که اکنون هست چه می شود؟ رسانه دارند، تدریس می شوند، گفتگو می شود. کار دیگری نمی شود کرد. این است که این ابزار جز سرخوردگی و احساس فریب در بین توده تاثیری نخواهد داشت. خوشبختانه این نوع بازی های سیاسی جز اقلیتی اهل سیاست، در بین آذری ها هم خریداری ندارد. آذربایجانی ها از باهوش ترین مردمان ها استند و فریب ساده انگاری های اینچنین را نمی خورند. اما همیشه باید کف جامعه را در نظر داشت.
سومین دلیل نادرستی این بهره گیری ها این است که امر سیاسی در ایران فراقبیله ای و فرااستانی است. در امر سیاسی که به قدرت ملی ایرانیان و منافع ملی ایران گره خورده است هیچ تفاوتی بین تبریزی ها با سنندجی ها یا تهرانی ها با بوشهری ها نیست. همه مردمان شهرها و روستاها در مساله قدرت ملی حکم عنصر واحد را دارند. هر نوع جدایی به شکست کلیت امر سیاسی می انجامد.
چهارمین دلیل این که در تاریخ ایران حتی یک واقعه سیاسی مبتنی بر زبان و قوم گرایی نداریم. جنبش مشروطه، نهضت نفت، 15 خرداد، انقلاب اسلامی، دفاع مقدس و هر آن چه که به عنوان تحولات سیاسی ایران معاصر می شناسیم، در ساحت ملی و در سطح منافع ملی تعریف و تبیین و عمل شده است.
وقتی دو بقال شریف برای ثبت معامله کوچک خود، در شهری کوچک در آذربایجان، بدون این که کسی مجبورشان کرده باشد، از زبان ملی پارسی بهره می برند بهتر است سیاستمداران هم برای حفظ وحدت ملی از زبان ملی بهره ببرند و برای چند روز قدرت، عناصر وحدت ملی را خدشه دار نکنند.
@melliiran
t.iss.one/bestdiplomacy
✍جواد رنجبر درخشیلر
دانش آموخته علم سیاست و شاهنامه پژوه
🔦 روزنامه سازندگی ۲۶ خرداد ۱۴۰۰
استاد ابوالفضل بیهقی از پندنامه سبکتگین به پسرش محمود غزنوی نوشته است. وقتی می خوانیم محتوایش یادآور تام و تمام پندنامه های شاهان ساسانی است و زبانش پارسی. چرا سبکتگین، غلام ترک با نبوغی حیرت انگیز، که از غلامی به شاهی رسیده، زبان ترکی را برای پندنامه به فرزندش برنگیزد؟
هر چه به طور خاص در ذهن آن مرد بزرگ بوده باشد، عامش در تاریخ این است که زبان پارسی چنان در تار و پود اندیشه ایرانیان رفته است که بی آن نمی توان سیاست را صورت بندی کرد، حتی اگر سیاستمدار، ترکی تازه به ایران رسیده باشد.
زبان پارسی زبان ملی ایرانیان است. زبان سیاست در دوره های مختلف تاریخی، از هخامنشیان تاکنون. زبان پارسی انتخاب شاهان و وزیران ایرانی نبوده، یک وضعیت محکم غیرقابل تغییر و غیر لازم برای تغییر بوده که اگر تغییر می کرد، مثلا عربی می شد، ایران در دل خلافت اسلامی هویت ویژه خود را از دست می داد. اگر ترکی می شد از مایه های چند قرنی ایرانشهری جدا می افتاد و در هر دو صورت ملیت و وحدت ملی فرومی پاشید. زبان پارسی بنایی اشتراکی است که همه ایرانیان در ساختن آن سهیم بوده اند. اتفاقا آن ها که امروزه، به غلط و به غرض، غیر فارس نامیده می شوند بیشترین سهم را داشته اند. بنابراین این زبان ملی در گفتمان ایرانشهری مقوم صورت بندی وحدت است و اگر از میان برداشته شود صورت بندی وحدت فرومی ریزد. دست کم مخدوش می شود.
دشمنان ایران قطعا این را می دانند و به درستی، برای تضعیف ایران، زبان پارسی را نشانه گرفته اند. این دشمنی آشکار توسط سرویس های امنیتی صهیونیستی و سعودی و.... گام به گام در ایران در پوشش های موجهی عملیاتی می شود. ادامه همان نظریه هایی که باقراف، رییس حزب کمونیست باکو، پردازش کرد و پیشه وری خیانت پیشه آن را در تبریز اجرا کرد.
سوال مهم و سخت حیرت آور این است که این خواست دشمنانه چگونه از زبان برخی نامزدهای ریاست جمهوری بیان می شود؟ تصادفی است؟ برای مقابله با آن است؟ سهوا در آن سمت و سوست؟
این توضیح دادنی است که هیچ کس منکر زبان های محلی ایرانی نیست و اگر باشد نادان است. زبان یک عنصر فرهنگی است و باید پاس داشته شود. مثلا زبان ترکی آذری که در آذربایجان رایج است و من هم به آن زبان سخن می گویم، زبانی است غنی، سرشار از مفاهیم ایرانشهری و گاه بسیار دلنشین. اما این زبان با زبان جعلی ساخته شده در ترکیه توسط آتاتورک فاصله ها دارد و آن زبان را با این زبان آمیختن قطعا خیانتی است به آذربایجان.
زبان ترکی آذری باید پاس داشته شود و از آمیختگی غرض ورزانه آن با زبان های بیگانه جلوگیری شود. بنابراین پاسداری از زبان ملی به معنای نادیده گرفتن زبان های محلی نیست و باید کاری برای حفظ اصالت زبان های محلی بکنیم. اما در هر حال زبان های محلی را به سیاست آمیختن و آن ها را ابزار رای جمع کنی کردن خلاف وحدت ملی و در راستای تضعیف ایران است و صورت بندی وحدت ملی را در هم می شکند.
دومین دلیل برای زشتی بهره گیری سیاسی از فرهنگ و زبان های محلی این است که باعث سرخوردگی می شود. عده ای می آیند و شعارهایی می دهند. رای می گیرند و می روند. واقعا برای زبان های محلی بیش از این که اکنون هست چه می شود؟ رسانه دارند، تدریس می شوند، گفتگو می شود. کار دیگری نمی شود کرد. این است که این ابزار جز سرخوردگی و احساس فریب در بین توده تاثیری نخواهد داشت. خوشبختانه این نوع بازی های سیاسی جز اقلیتی اهل سیاست، در بین آذری ها هم خریداری ندارد. آذربایجانی ها از باهوش ترین مردمان ها استند و فریب ساده انگاری های اینچنین را نمی خورند. اما همیشه باید کف جامعه را در نظر داشت.
سومین دلیل نادرستی این بهره گیری ها این است که امر سیاسی در ایران فراقبیله ای و فرااستانی است. در امر سیاسی که به قدرت ملی ایرانیان و منافع ملی ایران گره خورده است هیچ تفاوتی بین تبریزی ها با سنندجی ها یا تهرانی ها با بوشهری ها نیست. همه مردمان شهرها و روستاها در مساله قدرت ملی حکم عنصر واحد را دارند. هر نوع جدایی به شکست کلیت امر سیاسی می انجامد.
چهارمین دلیل این که در تاریخ ایران حتی یک واقعه سیاسی مبتنی بر زبان و قوم گرایی نداریم. جنبش مشروطه، نهضت نفت، 15 خرداد، انقلاب اسلامی، دفاع مقدس و هر آن چه که به عنوان تحولات سیاسی ایران معاصر می شناسیم، در ساحت ملی و در سطح منافع ملی تعریف و تبیین و عمل شده است.
وقتی دو بقال شریف برای ثبت معامله کوچک خود، در شهری کوچک در آذربایجان، بدون این که کسی مجبورشان کرده باشد، از زبان ملی پارسی بهره می برند بهتر است سیاستمداران هم برای حفظ وحدت ملی از زبان ملی بهره ببرند و برای چند روز قدرت، عناصر وحدت ملی را خدشه دار نکنند.
@melliiran
t.iss.one/bestdiplomacy
Telegram
دیپلماسی
MA International relations
Visiting Lecturer of Political Science
Instagram.com/diplomacy_cha
بهترین تحلیلهای سیاسی،اقتصادی،اجتماعی
Visiting Lecturer of Political Science
Instagram.com/diplomacy_cha
بهترین تحلیلهای سیاسی،اقتصادی،اجتماعی
در درس فلسفه سیاسی رسیدیم به نظریه ی انتقادی؛ مکتب فرانکفورت.
در سال ۱۴۰۴ درس فلسفه سیاسی با بررسی اندیشه سیاسی در قرن بیستم ادامه دارد؛ شنبه ها یک فایل صوتی یک ساعته با پرسش و پاسخ بعد از کلاس.
ثبت نام:
۰۹۳۹۰۱۷۱۸۳۷
@aknaserionline
t.iss.one/melliiran
در سال ۱۴۰۴ درس فلسفه سیاسی با بررسی اندیشه سیاسی در قرن بیستم ادامه دارد؛ شنبه ها یک فایل صوتی یک ساعته با پرسش و پاسخ بعد از کلاس.
ثبت نام:
۰۹۳۹۰۱۷۱۸۳۷
@aknaserionline
t.iss.one/melliiran
در درس مثنوی مولانا رسیده ایم به دفتر پنجم.
امروز فکر می کردم بعد از سالها انس با مثنوی چه قدر از این کتاب را بلدم؟
فهمیدم هنوز از جلد کتاب پیش تر نرفته ام و هنوز از فرسنگ ها دور کاخ بلند مثنوی را می بینم، اما در این فاصله ی دور هم می توانم بگویم که مثنوی کتاب «شناخت شناسی» و کتاب «عشق» است.
عشق مفهوم مرکزی مثنوی است.
در سال ۱۴۰۴ درس مثنوی که تاکنون حدود ۳۸۰ ساعت پیش رفته ادامه دارد؛ شنبه ها یک فایل صوتی یک ساعته با پرسش و پاسخ بعد از کلاس.
ثبت نام:
۰۹۳۹۰۱۷۱۸۳۷
@aknaserionline
t.iss.one/melliiran
امروز فکر می کردم بعد از سالها انس با مثنوی چه قدر از این کتاب را بلدم؟
فهمیدم هنوز از جلد کتاب پیش تر نرفته ام و هنوز از فرسنگ ها دور کاخ بلند مثنوی را می بینم، اما در این فاصله ی دور هم می توانم بگویم که مثنوی کتاب «شناخت شناسی» و کتاب «عشق» است.
عشق مفهوم مرکزی مثنوی است.
در سال ۱۴۰۴ درس مثنوی که تاکنون حدود ۳۸۰ ساعت پیش رفته ادامه دارد؛ شنبه ها یک فایل صوتی یک ساعته با پرسش و پاسخ بعد از کلاس.
ثبت نام:
۰۹۳۹۰۱۷۱۸۳۷
@aknaserionline
t.iss.one/melliiran
آموزش مجازی شاهنامه (دوره جدید)
از دوم فروردین ۱۴۰۴
(آغاز سال جدید با شاهنامه)
دو دوره قبلی هم همچنان در دسترس است.
۱ همه شاهنامه در ۱۱۲۵ فایل صوتی.
۲ دوره دوم که از ۱۹ فروردین ۱۴۰۲ آغاز شده و هنوز ادامه دارد.
دوره ها بر اساس چاپ استاد دکتر جلال خالقی مطلق
خوانش و شرح بیت به بیت
هر روز از شنبه تا چهارشنبه یک فایل ۲۵ دقیقه ای در تلگرام
امکان عرضه فایل ها در فلش
ثبت نام: ۰۹۳۹۰۱۷۱۸۳۷
@aknaserionline
t.iss.one/melliiran
از دوم فروردین ۱۴۰۴
(آغاز سال جدید با شاهنامه)
دو دوره قبلی هم همچنان در دسترس است.
۱ همه شاهنامه در ۱۱۲۵ فایل صوتی.
۲ دوره دوم که از ۱۹ فروردین ۱۴۰۲ آغاز شده و هنوز ادامه دارد.
دوره ها بر اساس چاپ استاد دکتر جلال خالقی مطلق
خوانش و شرح بیت به بیت
هر روز از شنبه تا چهارشنبه یک فایل ۲۵ دقیقه ای در تلگرام
امکان عرضه فایل ها در فلش
ثبت نام: ۰۹۳۹۰۱۷۱۸۳۷
@aknaserionline
t.iss.one/melliiran