Forwarded from تغییر و تحول سازمانی
💢 داستان "هفت قدم تا تغییر"
آرمان مردی بود که همیشه احساس میکرد زندگی به جای او تصمیم میگیرد. صبحها با عجله از خواب بیدار میشد، بدون برنامه روزش را شروع میکرد و اغلب درگیر مشکلاتی میشد که دیگران برایش ایجاد کرده بودند. او همیشه میگفت: "چرا زندگی اینقدر سخت است؟ چرا هیچچیز آنطور که میخواهم پیش نمیرود؟"
یک روز که حسابی از دست خودش و اوضاع زندگیاش کلافه شده بود، به کتابخانهی قدیمی محلهشان رفت و کتابی با عنوان هفت عادت مردمان مؤثر پیدا کرد. با شک و تردید، آن را برداشت و شروع به خواندن کرد.
عادت اول: عامل بودن
اولین چیزی که فهمید این بود که او همیشه خودش را قربانی شرایط میدانست. اما نویسنده میگفت: "افراد مؤثر، مسئول زندگی خودشان هستند." آرمان فهمید که باید دست از سرزنش دنیا بردارد و خودش برای تغییر شرایط اقدام کند. از فردای آن روز، تصمیم گرفت به جای غر زدن، برای حل مشکلاتش دنبال راهکار بگردد.
عادت دوم: با پایان در ذهن آغاز کن
او یاد گرفت که باید چشماندازی برای زندگیاش داشته باشد. یک شب، دفترچهای برداشت و روی آن نوشت: "میخواهم زندگیای داشته باشم که در آن آرامش، موفقیت و روابط خوب جایگاه مهمی دارند." از آن روز، هر تصمیمی که میگرفت، اول از خودش میپرسید: "آیا این کار من را به هدفم نزدیکتر میکند؟"
عادت سوم: مهمها را اول انجام بده
آرمان همیشه درگیر کارهای کوچک و بیاهمیت بود. اما فهمید که افراد موفق اولویتهایشان را میشناسند. برای همین، لیستی از کارهای مهمش نوشت و هر روز روی انجام آنها تمرکز کرد. کمکم زندگیاش نظم گرفت و احساس کرد کمتر دچار استرس و سردرگمی میشود.
عادت چهارم: برد-برد فکر کن
در محل کارش همیشه رقابت و تنش زیادی داشت. اما با یاد گرفتن این عادت، فهمید که میتواند به جای اینکه فقط به برد خودش فکر کند، راهی پیدا کند که هم خودش و هم همکارانش سود ببرند. او در پروژهای که روی آن کار میکرد، پیشنهاد داد که هر کس مسئولیتی را بر عهده بگیرد که در آن مهارت بیشتری دارد. نتیجه این شد که کارشان سریعتر و بهتر انجام شد و همه راضی بودند.
عادت پنجم: اول بفهم، بعد فهمیده شو
آرمان همیشه وسط حرف دیگران میپرید و سعی میکرد نظر خودش را تحمیل کند. اما یاد گرفت که باید اول به دیگران گوش دهد و احساسشان را درک کند. کمکم روابطش با خانواده و همکارانش بهتر شد، چون آنها حس میکردند که واقعاً به حرفهایشان اهمیت میدهد.
عادت ششم: همافزایی
او متوجه شد که به جای اینکه بهتنهایی کار کند، میتواند از استعدادهای دیگران کمک بگیرد. برای همین، تیمی از همکارانش تشکیل داد که هرکدام در یک زمینه قوی بودند. آنها با هم ایدههای جدیدی خلق کردند که باعث شد شرکتشان پیشرفت زیادی کند.
عادت هفتم: اره را تیز کن
آرمان فهمید که برای موفقیت، باید به خودش هم رسیدگی کند. برای همین، ورزش را شروع کرد، مطالعهاش را بیشتر کرد و زمانی را به استراحت و تفریح اختصاص داد. این کارها باعث شد انرژی بیشتری داشته باشد و بتواند بهتر تصمیم بگیرد.
چند ماه بعد، آرمان همان آدمی نبود که قبلاً بود. او حالا احساس میکرد کنترل زندگیاش را در دست دارد. با خودش گفت: "زندگی هنوز چالشهای خودش را دارد، اما حالا من یاد گرفتهام که چطور با آنها روبهرو شوم."
✍گردآورنده: فاطمه اسکندری نسب
Hrhub
@transformation_m
آرمان مردی بود که همیشه احساس میکرد زندگی به جای او تصمیم میگیرد. صبحها با عجله از خواب بیدار میشد، بدون برنامه روزش را شروع میکرد و اغلب درگیر مشکلاتی میشد که دیگران برایش ایجاد کرده بودند. او همیشه میگفت: "چرا زندگی اینقدر سخت است؟ چرا هیچچیز آنطور که میخواهم پیش نمیرود؟"
یک روز که حسابی از دست خودش و اوضاع زندگیاش کلافه شده بود، به کتابخانهی قدیمی محلهشان رفت و کتابی با عنوان هفت عادت مردمان مؤثر پیدا کرد. با شک و تردید، آن را برداشت و شروع به خواندن کرد.
عادت اول: عامل بودن
اولین چیزی که فهمید این بود که او همیشه خودش را قربانی شرایط میدانست. اما نویسنده میگفت: "افراد مؤثر، مسئول زندگی خودشان هستند." آرمان فهمید که باید دست از سرزنش دنیا بردارد و خودش برای تغییر شرایط اقدام کند. از فردای آن روز، تصمیم گرفت به جای غر زدن، برای حل مشکلاتش دنبال راهکار بگردد.
عادت دوم: با پایان در ذهن آغاز کن
او یاد گرفت که باید چشماندازی برای زندگیاش داشته باشد. یک شب، دفترچهای برداشت و روی آن نوشت: "میخواهم زندگیای داشته باشم که در آن آرامش، موفقیت و روابط خوب جایگاه مهمی دارند." از آن روز، هر تصمیمی که میگرفت، اول از خودش میپرسید: "آیا این کار من را به هدفم نزدیکتر میکند؟"
عادت سوم: مهمها را اول انجام بده
آرمان همیشه درگیر کارهای کوچک و بیاهمیت بود. اما فهمید که افراد موفق اولویتهایشان را میشناسند. برای همین، لیستی از کارهای مهمش نوشت و هر روز روی انجام آنها تمرکز کرد. کمکم زندگیاش نظم گرفت و احساس کرد کمتر دچار استرس و سردرگمی میشود.
عادت چهارم: برد-برد فکر کن
در محل کارش همیشه رقابت و تنش زیادی داشت. اما با یاد گرفتن این عادت، فهمید که میتواند به جای اینکه فقط به برد خودش فکر کند، راهی پیدا کند که هم خودش و هم همکارانش سود ببرند. او در پروژهای که روی آن کار میکرد، پیشنهاد داد که هر کس مسئولیتی را بر عهده بگیرد که در آن مهارت بیشتری دارد. نتیجه این شد که کارشان سریعتر و بهتر انجام شد و همه راضی بودند.
عادت پنجم: اول بفهم، بعد فهمیده شو
آرمان همیشه وسط حرف دیگران میپرید و سعی میکرد نظر خودش را تحمیل کند. اما یاد گرفت که باید اول به دیگران گوش دهد و احساسشان را درک کند. کمکم روابطش با خانواده و همکارانش بهتر شد، چون آنها حس میکردند که واقعاً به حرفهایشان اهمیت میدهد.
عادت ششم: همافزایی
او متوجه شد که به جای اینکه بهتنهایی کار کند، میتواند از استعدادهای دیگران کمک بگیرد. برای همین، تیمی از همکارانش تشکیل داد که هرکدام در یک زمینه قوی بودند. آنها با هم ایدههای جدیدی خلق کردند که باعث شد شرکتشان پیشرفت زیادی کند.
عادت هفتم: اره را تیز کن
آرمان فهمید که برای موفقیت، باید به خودش هم رسیدگی کند. برای همین، ورزش را شروع کرد، مطالعهاش را بیشتر کرد و زمانی را به استراحت و تفریح اختصاص داد. این کارها باعث شد انرژی بیشتری داشته باشد و بتواند بهتر تصمیم بگیرد.
چند ماه بعد، آرمان همان آدمی نبود که قبلاً بود. او حالا احساس میکرد کنترل زندگیاش را در دست دارد. با خودش گفت: "زندگی هنوز چالشهای خودش را دارد، اما حالا من یاد گرفتهام که چطور با آنها روبهرو شوم."
✍گردآورنده: فاطمه اسکندری نسب
Hrhub
@transformation_m
💢یکی از حوزههای نوظهور در تحقیقات، مفاهیم سنتی رهبری و ساختار سازمانی را به چالش میکشد و مفهوم "رهبری توزیعشده" و "هولاکراسی" را بررسی میکند. در حالی که این مفاهیم کاملاً جدید نیستند، افزایش اهمیت آنها در محیطهای پیچیده و با سرعت در حال تغییر، باعث میشود که برای بسیاری نوآورانه به نظر برسند. رهبری توزیعشده بیان میکند که رهبری به یک فرد یا نقش واحد محدود نمیشود، بلکه از تعاملات و همکاریهای بازیگران متعدد در یک شبکه پدید میآید. این دیدگاه از نظریه "مرد بزرگ" رهبری فاصله میگیرد و بر هوش جمعی و عاملیت تیمها تأکید میکند. هولاکراسی، یک ساختار سازمانی مرتبط، تلاش میکند تا این توزیع قدرت را با سازماندهی شرکت به "حلقههای" خود مدیریتی به جای سلسله مراتب سنتی، رسمیت بخشد. هر حلقه نقشها و مسئولیتهای تعریف شده خود را دارد و اعضا در نحوه دستیابی به اهداف خود از خودمختاری قابل توجهی برخوردارند. در حالی که طرفداران استدلال میکنند که این رویکردها باعث چابکی، نوآوری و توانمندسازی کارکنان میشوند، منتقدان به پتانسیل سردرگمی، فقدان پاسخگویی و دشواری در مقیاسپذیری اشاره میکنند. شواهد تجربی هنوز تا حدودی محدود و متفاوت است، به طوری که برخی از مطالعات اثرات مثبت بر عملکرد تیم و نوآوری را نشان میدهند، در حالی که برخی دیگر هیچ تفاوت معناداری یا حتی پیامدهای منفی را نشان نمیدهند. ایده اینکه یک شرکت میتواند به طور مؤثر بدون یک "رئیس" سنتی عمل کند، مفروضات عمیقاً جاافتاده در مورد چگونگی اداره سازمانها را به چالش میکشد و علیرغم جذابیت نظری آن، پذیرش آن را برای بسیاری دشوار میکند. برای مثال، مطالعهای توسط لی و ادموندسون (۲۰۱۷) نشان داد که در حالی که رهبری توزیعشده میتواند یادگیری تیم را افزایش دهد، به یک پایه قوی از درک مشترک و اعتماد بین اعضای تیم نیز نیاز دارد که ایجاد آن میتواند دشوار باشد.
✍ Hrhub
@management_technique
✍ Hrhub
@management_technique
👍4❤1
Forwarded from آکادمی اقتصاد ایران
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
💢 آیا پول شما رو گستاخ میکنه؟
شگفت آوره که یک بازی روپولی دستکاری شده چه چیزهایی رو ثابت میکنه. در این سخنرانی سرگرم کننده اما هوشمندانه، جامعه شناس پائول پیف نتایج تحقیق خود در مورد چگونگی رفتار مردم وقتی که احساس ثروتمندی دارند رو به اشتراک میگذاره. (راهنمایی: رفتار بد.)
اما در حالیکه مسئله ی شکاف طبقاتی چالش بزرگ و پیچیده است، خبرهای خوب هم وجود داره.
@monetary_academy
شگفت آوره که یک بازی روپولی دستکاری شده چه چیزهایی رو ثابت میکنه. در این سخنرانی سرگرم کننده اما هوشمندانه، جامعه شناس پائول پیف نتایج تحقیق خود در مورد چگونگی رفتار مردم وقتی که احساس ثروتمندی دارند رو به اشتراک میگذاره. (راهنمایی: رفتار بد.)
اما در حالیکه مسئله ی شکاف طبقاتی چالش بزرگ و پیچیده است، خبرهای خوب هم وجود داره.
@monetary_academy
Forwarded from تفکر استراتژیک
💢فرآیند مدیریت استراتژیک
۱- هدفگذاری
مقصود از هدفگذاری این است که چشمانداز کسبوکار را تعیین کنید.
در این مرحله باید ۳ مسئله را شناسایی کنید:
ابتدا، اهداف کوتاهمدت و بلندمدت را شناسایی کنید.
در مرحله بعد، اقداماتی را که برای رسیدن به اهداف نیاز دارید مشخص کنید.
درنهایت با توجه به نیروی کار سازمان، فرآیند را درونیسازی کرده و به هرکدام از نیروها وظیفهای که احساس میکنید در آن موفق عمل خواهند کرد، محول کنید.
در طول این فرآیند بررسی کنید که اهداف به صورت دقیق و واقعبینانه در نظر گرفته شده
و با ارزشها و چشمانداز سازمان شما همخوانی داشته باشند. معمولاً اولین قدم در این مسیر این است که تلاش کنید این اهداف و خواستهها برای همه کارکنان تبیین شوند
۲- تجزیه و تحلیل
تجزیه و تحلیل یک مرحله کلیدی است. چراکه اطلاعاتی که در این مرحله به دست میآیند باعث شکلگیری قدمهای بعدی شما میشوند. در این مرحله به جمعآوری اطلاعاتی که به دستیابی شما به اهدافتان کمک میکند اقدام کنید.
تمرکز تحلیل استراتژیک باید بر درک نیازهای کسبوکار و شناسایی ابتکاراتی باشد که به رشد کسبوکار کمک میکنند. هر مشکل داخلی یا خارجی را که ممکن است بر اهداف و خواستههای شما اثر بگذارند بررسی کنید.
۳- تدوین استراتژی
اولین مرحله در تدوین استراتژی، مرور اطلاعاتی است که از تجزیه و تحلیل به دست آمده است.
تعیین کنید که کسبوکار شما چه منابعی دارد که میتواند در رسیدن به اهدافتان به شما کمک کند.
حوزههایی را که نیاز است تا از منابع بیرونی استفاده کنند تعیین کنید. مشکلاتی که جلوی موفقیت سازمان را میگیرند از نظر اهمیت باید مرتب شوند. زمانی که این کار انجام شد، شروع به تدوین استراتژی کنید.
۴- اجرای استراتژی
اجرای موفقیتآمیز استراتژی برای موفقیت سازمان امری ضروری است. اگر که استراتژی کلی با ساختار فعلی کسبوکار همخوانی نداشت، باید یک ساختار جدید در ابتدای این مرحله آغاز شود.
همه افراد در سازمان باید نسبت به وظایف، مسئولیتهای خود و این که این وظایف چگونه باعث رسیدن سازمان به اهدافش میشود آگاه باشند.
به علاوه کلیه منابع و سرمایه مورد نیاز باید در این مرحله فراهم باشند. به محض اینکه سرمایه تأمینشده و کارکنان آماده بودند، برنامه را اجرا کنید
۵- ارزیابی و کنترل
هر ارزیابی موفقی در محیط کسبوکار، با تعیین پارامترهایی که باید سنجیده شود انجام میشود. این پارامترها باید میزان دستیابی به اهدافی که در مرحله ۱ انتخاب کردهاید را مشخص کنند. میزان پیشرفت خود را با مقایسه نتایج بدستآمده و برنامهای که در نظر گرفتید مشخص کنید.
رصد مشکلات داخلی و خارجی سازمان به شما این امکان را میدهد تا به هر تغییر قابل توجهی در محیط کسبوکار به شکلی مناسب پاسخ دهید. اگر احساس کردید که استراتژی سازمان را به سمت اهدافش نمیبرد، فرآیند را از ابتدا آغاز کنید
✍آکادمی مدیریت استراتژیک
@strategym_academy
۱- هدفگذاری
مقصود از هدفگذاری این است که چشمانداز کسبوکار را تعیین کنید.
در این مرحله باید ۳ مسئله را شناسایی کنید:
ابتدا، اهداف کوتاهمدت و بلندمدت را شناسایی کنید.
در مرحله بعد، اقداماتی را که برای رسیدن به اهداف نیاز دارید مشخص کنید.
درنهایت با توجه به نیروی کار سازمان، فرآیند را درونیسازی کرده و به هرکدام از نیروها وظیفهای که احساس میکنید در آن موفق عمل خواهند کرد، محول کنید.
در طول این فرآیند بررسی کنید که اهداف به صورت دقیق و واقعبینانه در نظر گرفته شده
و با ارزشها و چشمانداز سازمان شما همخوانی داشته باشند. معمولاً اولین قدم در این مسیر این است که تلاش کنید این اهداف و خواستهها برای همه کارکنان تبیین شوند
۲- تجزیه و تحلیل
تجزیه و تحلیل یک مرحله کلیدی است. چراکه اطلاعاتی که در این مرحله به دست میآیند باعث شکلگیری قدمهای بعدی شما میشوند. در این مرحله به جمعآوری اطلاعاتی که به دستیابی شما به اهدافتان کمک میکند اقدام کنید.
تمرکز تحلیل استراتژیک باید بر درک نیازهای کسبوکار و شناسایی ابتکاراتی باشد که به رشد کسبوکار کمک میکنند. هر مشکل داخلی یا خارجی را که ممکن است بر اهداف و خواستههای شما اثر بگذارند بررسی کنید.
۳- تدوین استراتژی
اولین مرحله در تدوین استراتژی، مرور اطلاعاتی است که از تجزیه و تحلیل به دست آمده است.
تعیین کنید که کسبوکار شما چه منابعی دارد که میتواند در رسیدن به اهدافتان به شما کمک کند.
حوزههایی را که نیاز است تا از منابع بیرونی استفاده کنند تعیین کنید. مشکلاتی که جلوی موفقیت سازمان را میگیرند از نظر اهمیت باید مرتب شوند. زمانی که این کار انجام شد، شروع به تدوین استراتژی کنید.
۴- اجرای استراتژی
اجرای موفقیتآمیز استراتژی برای موفقیت سازمان امری ضروری است. اگر که استراتژی کلی با ساختار فعلی کسبوکار همخوانی نداشت، باید یک ساختار جدید در ابتدای این مرحله آغاز شود.
همه افراد در سازمان باید نسبت به وظایف، مسئولیتهای خود و این که این وظایف چگونه باعث رسیدن سازمان به اهدافش میشود آگاه باشند.
به علاوه کلیه منابع و سرمایه مورد نیاز باید در این مرحله فراهم باشند. به محض اینکه سرمایه تأمینشده و کارکنان آماده بودند، برنامه را اجرا کنید
۵- ارزیابی و کنترل
هر ارزیابی موفقی در محیط کسبوکار، با تعیین پارامترهایی که باید سنجیده شود انجام میشود. این پارامترها باید میزان دستیابی به اهدافی که در مرحله ۱ انتخاب کردهاید را مشخص کنند. میزان پیشرفت خود را با مقایسه نتایج بدستآمده و برنامهای که در نظر گرفتید مشخص کنید.
رصد مشکلات داخلی و خارجی سازمان به شما این امکان را میدهد تا به هر تغییر قابل توجهی در محیط کسبوکار به شکلی مناسب پاسخ دهید. اگر احساس کردید که استراتژی سازمان را به سمت اهدافش نمیبرد، فرآیند را از ابتدا آغاز کنید
✍آکادمی مدیریت استراتژیک
@strategym_academy
👍1
💢به عقیده سقراط فضیلت، ارزشمندترین دارایی است و هیچکس واقعاً به شرّ میل نمیکند. هر کس که شرارتی کند خلاف شعور خود عمل کرده است و به همین علت دچار ناراحتی میشود. از آنجا که همه ما برای آرامش خاطر یافتن تقلا میکنیم، این ناراحتی را به خواست خود فراهم نمیکنیم. او فکر کرد که شرّ به سبب فقدان خرد و دانش به پا میشود و نتیجه گرفت که: «فقط یک خیر وجود دارد و آن دانش است و یک شرّ هست که همان جهالت است.» دانش پیوندی ناگسستنی با اخلاق دارد- این تنها «خیر موجود» است و به همین سبب باید مدام زندگی خود را در بوته آزمایش بگذاریم.
✍ کانال مدیریت منابع انسانی
@management_technique
✍ کانال مدیریت منابع انسانی
@management_technique
💢چرخه عمر یک شرکت (تیم، استارتاپ یا سازمان)
و عواملی که درهرمرحله باید به آنها توجه ویژه شود
✍منبع: کتاب دوره عمر سازمان ها، پیدایش و مرگ و میر سازمان ها نوشته ایساک ادیزس
@management_technique
و عواملی که درهرمرحله باید به آنها توجه ویژه شود
✍منبع: کتاب دوره عمر سازمان ها، پیدایش و مرگ و میر سازمان ها نوشته ایساک ادیزس
@management_technique
Forwarded from برنامه ریزی و مدیریت زمان
💢 معرفی دو کانال ارزشمند برای ارتقای سواد مالی و سواد فناوری مخاطبین
✅ تحلیل مباحث اقتصاد، بورس، ارز دیجیتال
👇👇👇
@monetary_academy
✅ آموزش کاربردهای هوش مصنوعی و برنامه نویسی در کسب وکار
👇👇👇
@management_ai
✅ تحلیل مباحث اقتصاد، بورس، ارز دیجیتال
👇👇👇
@monetary_academy
✅ آموزش کاربردهای هوش مصنوعی و برنامه نویسی در کسب وکار
👇👇👇
@management_ai
👍1
Forwarded from موفقیت و توسعه فردی
💢 روانشناسی پنهان همهچیزدانها!
🔸همه ما در زندگی خود فردی را میشناسیم که همواره به بحث و اظهار نظر در مورد هر موضوعی علاقهمند است؛ حتی زمانی که تخصص یا دانش چندانی در آن حوزه ندارد. این رفتار معمولاً نه تنها آزاردهنده، بلکه گاهی خستهکننده است. برای اینکه بدانیم چرا برخی افراد اینگونه رفتار میکنند، لازم است به چند مفهوم روانشناختی توجه کنیم که ریشههای این رفتار را توضیح میدهند.
◀️ واقعگرایی سادهلوحانه؛ چرا برداشت ما از واقعیت گاهی دقیق نیست؟
یکی از مفاهیمی که به درک رفتار همهچیزدانها کمک میکند، پدیدهای به نام «واقعگرایی سادهلوحانه» است. این مفهوم به گرایش طبیعی انسانها برای فرض اینکه برداشت و ادراک آنها از جهان دقیق و بینقص است، اشاره دارد. اما واقعیت این است که همه چیزهایی که ما میپنداریم «میدانیم»، از فیلترهایی عبور کرده است که شامل تعصبات شناختی، میانبرهای حسی و خاطراتی با بار احساسی میشود. این فیلترها باعث میشوند که درک ما از جهان با واقعیت فاصله داشته باشد، اما اکثر افراد این تفاوت را درک نمیکنند و فکر میکنند که برداشت آنها دقیق است.
◀️ توهم کفایت اطلاعات؛ چرا فکر میکنیم بیشتر از آنچه میدانیم، میدانیم؟
علاوه بر واقعگرایی سادهلوحانه، تعصب شناختی دیگری که ممکن است در رفتار همهچیزدانها نقش داشته باشد، پدیدهای به نام «توهم کفایت اطلاعات» است. این پدیده به حالتی اشاره دارد که فرد با وجود داشتن اطلاعات ناکافی، تصور میکند که دانایی کافی برای قضاوت درست در مورد یک موضوع دارد.
◀️ انگیزههای روانی پشت رفتار همهچیزدانها؛ میل به کنترل و برتری
همه ما تا حدی این تعصبات شناختی را تجربه میکنیم، اما همهچیزدان بودن رفتاری نیست که در همه افراد دیده شود. برخی افراد به دلیل حساسیت بیشتر به موقعیت اجتماعی و جایگاه خود، تمایل دارند که دیدگاههایشان را به دیگران تحمیل کنند تا به نوعی احساس برتری و قدرت کنند. از آنجایی که ذهن انسان معمولاً میل به خودمختاری و کنترل بر محیط دارد، برخی افراد این نیاز به کنترل را با تلاش برای تحمیل نظراتشان بر دیگران برآورده میکنند.
◀️ اثر دانینگ-کروگر؛ چرا افراد با تخصص کم، خود را دانا میپندارند؟
یکی دیگر از تعصبات شناختی که در رفتار همهچیزدانها نقش بسزایی دارد، «اثر دانینگ-کروگر» است. این اثر به این اشاره دارد که افرادی که شایستگی کافی در یک حوزه ندارند، توانایی خود را در آن حوزه بیش از حد ارزیابی میکنند. این افراد به دلیل کمبود درک عمیق، نمیتوانند تشخیص دهند که کسی دانش و تخصص بیشتری نسبت به آنها دارد و در نتیجه با اعتماد به نفس بالا در مورد موضوعات اظهارنظر میکنند.
✍ منبع: sciencefocus
@success_pd
🔸همه ما در زندگی خود فردی را میشناسیم که همواره به بحث و اظهار نظر در مورد هر موضوعی علاقهمند است؛ حتی زمانی که تخصص یا دانش چندانی در آن حوزه ندارد. این رفتار معمولاً نه تنها آزاردهنده، بلکه گاهی خستهکننده است. برای اینکه بدانیم چرا برخی افراد اینگونه رفتار میکنند، لازم است به چند مفهوم روانشناختی توجه کنیم که ریشههای این رفتار را توضیح میدهند.
◀️ واقعگرایی سادهلوحانه؛ چرا برداشت ما از واقعیت گاهی دقیق نیست؟
یکی از مفاهیمی که به درک رفتار همهچیزدانها کمک میکند، پدیدهای به نام «واقعگرایی سادهلوحانه» است. این مفهوم به گرایش طبیعی انسانها برای فرض اینکه برداشت و ادراک آنها از جهان دقیق و بینقص است، اشاره دارد. اما واقعیت این است که همه چیزهایی که ما میپنداریم «میدانیم»، از فیلترهایی عبور کرده است که شامل تعصبات شناختی، میانبرهای حسی و خاطراتی با بار احساسی میشود. این فیلترها باعث میشوند که درک ما از جهان با واقعیت فاصله داشته باشد، اما اکثر افراد این تفاوت را درک نمیکنند و فکر میکنند که برداشت آنها دقیق است.
◀️ توهم کفایت اطلاعات؛ چرا فکر میکنیم بیشتر از آنچه میدانیم، میدانیم؟
علاوه بر واقعگرایی سادهلوحانه، تعصب شناختی دیگری که ممکن است در رفتار همهچیزدانها نقش داشته باشد، پدیدهای به نام «توهم کفایت اطلاعات» است. این پدیده به حالتی اشاره دارد که فرد با وجود داشتن اطلاعات ناکافی، تصور میکند که دانایی کافی برای قضاوت درست در مورد یک موضوع دارد.
◀️ انگیزههای روانی پشت رفتار همهچیزدانها؛ میل به کنترل و برتری
همه ما تا حدی این تعصبات شناختی را تجربه میکنیم، اما همهچیزدان بودن رفتاری نیست که در همه افراد دیده شود. برخی افراد به دلیل حساسیت بیشتر به موقعیت اجتماعی و جایگاه خود، تمایل دارند که دیدگاههایشان را به دیگران تحمیل کنند تا به نوعی احساس برتری و قدرت کنند. از آنجایی که ذهن انسان معمولاً میل به خودمختاری و کنترل بر محیط دارد، برخی افراد این نیاز به کنترل را با تلاش برای تحمیل نظراتشان بر دیگران برآورده میکنند.
◀️ اثر دانینگ-کروگر؛ چرا افراد با تخصص کم، خود را دانا میپندارند؟
یکی دیگر از تعصبات شناختی که در رفتار همهچیزدانها نقش بسزایی دارد، «اثر دانینگ-کروگر» است. این اثر به این اشاره دارد که افرادی که شایستگی کافی در یک حوزه ندارند، توانایی خود را در آن حوزه بیش از حد ارزیابی میکنند. این افراد به دلیل کمبود درک عمیق، نمیتوانند تشخیص دهند که کسی دانش و تخصص بیشتری نسبت به آنها دارد و در نتیجه با اعتماد به نفس بالا در مورد موضوعات اظهارنظر میکنند.
✍ منبع: sciencefocus
@success_pd
❤1
Forwarded from هوش مصنوعی در کسب وکار
💢هر روز خبر های جدیدی از ورود موفق هوش مصنوعی در موقعیت های مختلف می بینیم و می شنویم .
گاهی حس می کنیم این موضوعات برای ما در ایران دور است .
اما واقعیت این است که دنیاچنان بهم مرتبط شده است که ما ناگزیر در معرض بسیاری موجهای تغییر قرار می گیریم.
می توانیم انتخاب کنیم و از تحولات بهره برداری کنیم می توانیم بی توجهی کنیم و از این موجها و تغییرات آسیب ببینیم .
✍ مدیران ایران
@management_ai
گاهی حس می کنیم این موضوعات برای ما در ایران دور است .
اما واقعیت این است که دنیاچنان بهم مرتبط شده است که ما ناگزیر در معرض بسیاری موجهای تغییر قرار می گیریم.
می توانیم انتخاب کنیم و از تحولات بهره برداری کنیم می توانیم بی توجهی کنیم و از این موجها و تغییرات آسیب ببینیم .
✍ مدیران ایران
@management_ai
Forwarded from (MBA & DBA) مدیریت کسب وکار
💢مدیریت
🖊️دکتر علی محمد مصدق راد
■واژه انگلیسی «مدیریت» که به صورت Manage نوشته میشود، از فعل فرانسوی Mesnager به معنای «نگه داشتن افسار اسب» ناشی شده است. مدیریت به معنای علم و هنر انجام کارها توسط دیگران تعریف میشود. این فرآیند شامل برنامهریزی، سازماندهی، رهبری و کنترل فعالیتها به همراه استفاده بهینه از منابع برای بهبود بهرهوری در یک سازمان است.
□در واقع، مدیریت به عنوان مهمترین عامل موفقیت یا شکست یک سازمان به شمار میرود و کیفیت آن میتواند تأثیر قابل توجهی بر روی بهرهوری سازمان داشته باشد. یک مدیریت مؤثر میتواند به افزایش کارایی و کاهش هزینهها منجر شود.
در دنیای مدرن، که با تغییرات سریع و غیرقابل پیشبینی همراه است، مدیریت ابزارهای لازم را در اختیار سازمانها قرار میدهد تا بتوانند به خوبی به این تغییرات پاسخ دهند و انطباق یابند.
●مدیران با اتکا به اطلاعات و تجربیات خود، در تصمیمگیریهای استراتژیک فعالیت نموده و مسیر آینده سازمان را ترسیم میکنند. نقش مدیریت در هماهنگسازی فعالیتهای اعضای سازمان و استفاده بهینه از منابع انکارناپذیر است. مدیران همچنین، مسئول انگیزش و رهبری کارکنان هستند و میتوانند با فراهم آوردن یک محیط کاری مثبت، به بهبود عملکرد کارکنان کمک کنند.
○مدیریت به عنوان یک حرفه و تخصص، شامل ترکیبی از علم و هنر است. علم مدیریت به مجموعهای از اصول، روشها و تکنیکهایی اشاره دارد که به شکل سیستماتیک و منطقی برای حل مسائل و اتخاذ تصمیمات در یک سازمان طراحی شدهاند. این دانش به مدیران کمک میکند تا با درک عمیقتری از ساختار و فرهنگ سازمانی و فرآیندهای اجرایی بهترین شیوهها را برای مدیریت منابع اتخاذ کنند.
■از طرف دیگر، هنر مدیریت به معنای توانایی استفاده از تجربیات و مهارتهای مدیریتی برای حل چالشها و ترغیب دیگران است. این جنبه به مدیران اجازه میدهد تا راهحلهای خلاقانهای برای مسائل دشوار پیدا کنند و تیمهای خود را به بهترین روش هدایت نمایند. ترکیب این دو بعد به مدیران این امکان را میدهد که دانش نظری را با تجربیات شخصی و خلاقیت خود درآمیخته و به نتایج مطلوبتری دست پیدا کنند.
□مدیریت به عنوان یک فرآیند پیچیده، به ویژگیهای ذاتی و مهارتهای اکتسابی متکی است. افراد به طور ذاتی مدیر به دنیا نمیآیند، اما میتوانند با مطالعه و کسب تجربه از مدیران موفق، علم و هنر مدیریت را یاد بگیرند. مدیریت اکتسابی به دانش و مهارتهایی اشاره دارد که افراد میتوانند از طریق آموزش، مطالعه و کسب تجربههای عملی به آنها دست یابند. این نوع یادگیری شامل نظریههای مختلف مدیریت، تکنیکهای رهبری، مهارتهای ارتباطی و توانایی ایجاد انگیزه در دیگران است.
●دورههای آموزشی، کارگاههای مدیریتی و تمرینات عملی به توسعه این مهارتها و دانشهای ضروری کمک میکنند. علاوه بر دانش اکتسابی، برخی ویژگیهای شخصیتی نیز به طور طبیعی در افراد وجود دارند که میتوانند به موفقیت آنها در مدیریت کمک کنند. ویژگیهایی نظیر هوش، اعتماد به نفس، دقت و توانایی انگیزش از جنبههای مهمی هستند که در عملکرد مؤثر مدیران تأثیر دارند. ترکیب این ویژگیها و دانش اکتسابی به مدیران این ظرفیت را میدهد که در دنیای پیچیده کسب و کار به موفقیت دست یابند.
○در این راستا، مطالعه کتاب مدیریت (Management) تألیف پیتر دراکر (Peter Drucker) به اساتید، دانشجویان، مدیران و کارکنان توصیه میشود. همچنین، تماشای ویدئوی زیر میتواند به درک بهتر این مفاهیم کمک کند.
@mba_event
🖊️دکتر علی محمد مصدق راد
■واژه انگلیسی «مدیریت» که به صورت Manage نوشته میشود، از فعل فرانسوی Mesnager به معنای «نگه داشتن افسار اسب» ناشی شده است. مدیریت به معنای علم و هنر انجام کارها توسط دیگران تعریف میشود. این فرآیند شامل برنامهریزی، سازماندهی، رهبری و کنترل فعالیتها به همراه استفاده بهینه از منابع برای بهبود بهرهوری در یک سازمان است.
□در واقع، مدیریت به عنوان مهمترین عامل موفقیت یا شکست یک سازمان به شمار میرود و کیفیت آن میتواند تأثیر قابل توجهی بر روی بهرهوری سازمان داشته باشد. یک مدیریت مؤثر میتواند به افزایش کارایی و کاهش هزینهها منجر شود.
در دنیای مدرن، که با تغییرات سریع و غیرقابل پیشبینی همراه است، مدیریت ابزارهای لازم را در اختیار سازمانها قرار میدهد تا بتوانند به خوبی به این تغییرات پاسخ دهند و انطباق یابند.
●مدیران با اتکا به اطلاعات و تجربیات خود، در تصمیمگیریهای استراتژیک فعالیت نموده و مسیر آینده سازمان را ترسیم میکنند. نقش مدیریت در هماهنگسازی فعالیتهای اعضای سازمان و استفاده بهینه از منابع انکارناپذیر است. مدیران همچنین، مسئول انگیزش و رهبری کارکنان هستند و میتوانند با فراهم آوردن یک محیط کاری مثبت، به بهبود عملکرد کارکنان کمک کنند.
○مدیریت به عنوان یک حرفه و تخصص، شامل ترکیبی از علم و هنر است. علم مدیریت به مجموعهای از اصول، روشها و تکنیکهایی اشاره دارد که به شکل سیستماتیک و منطقی برای حل مسائل و اتخاذ تصمیمات در یک سازمان طراحی شدهاند. این دانش به مدیران کمک میکند تا با درک عمیقتری از ساختار و فرهنگ سازمانی و فرآیندهای اجرایی بهترین شیوهها را برای مدیریت منابع اتخاذ کنند.
■از طرف دیگر، هنر مدیریت به معنای توانایی استفاده از تجربیات و مهارتهای مدیریتی برای حل چالشها و ترغیب دیگران است. این جنبه به مدیران اجازه میدهد تا راهحلهای خلاقانهای برای مسائل دشوار پیدا کنند و تیمهای خود را به بهترین روش هدایت نمایند. ترکیب این دو بعد به مدیران این امکان را میدهد که دانش نظری را با تجربیات شخصی و خلاقیت خود درآمیخته و به نتایج مطلوبتری دست پیدا کنند.
□مدیریت به عنوان یک فرآیند پیچیده، به ویژگیهای ذاتی و مهارتهای اکتسابی متکی است. افراد به طور ذاتی مدیر به دنیا نمیآیند، اما میتوانند با مطالعه و کسب تجربه از مدیران موفق، علم و هنر مدیریت را یاد بگیرند. مدیریت اکتسابی به دانش و مهارتهایی اشاره دارد که افراد میتوانند از طریق آموزش، مطالعه و کسب تجربههای عملی به آنها دست یابند. این نوع یادگیری شامل نظریههای مختلف مدیریت، تکنیکهای رهبری، مهارتهای ارتباطی و توانایی ایجاد انگیزه در دیگران است.
●دورههای آموزشی، کارگاههای مدیریتی و تمرینات عملی به توسعه این مهارتها و دانشهای ضروری کمک میکنند. علاوه بر دانش اکتسابی، برخی ویژگیهای شخصیتی نیز به طور طبیعی در افراد وجود دارند که میتوانند به موفقیت آنها در مدیریت کمک کنند. ویژگیهایی نظیر هوش، اعتماد به نفس، دقت و توانایی انگیزش از جنبههای مهمی هستند که در عملکرد مؤثر مدیران تأثیر دارند. ترکیب این ویژگیها و دانش اکتسابی به مدیران این ظرفیت را میدهد که در دنیای پیچیده کسب و کار به موفقیت دست یابند.
○در این راستا، مطالعه کتاب مدیریت (Management) تألیف پیتر دراکر (Peter Drucker) به اساتید، دانشجویان، مدیران و کارکنان توصیه میشود. همچنین، تماشای ویدئوی زیر میتواند به درک بهتر این مفاهیم کمک کند.
@mba_event
💢انعطاف پذیری در مدیریت
انعطافپذیری در مدیریت به معنای توانایی سازگاری و تغییر در پاسخ به شرایط و محیطهای متغیر است. این ویژگی در دنیای امروز که تغییرات سریع و غیرقابل پیشبینی در بازار و فناوریها وجود دارد، اهمیت زیادی دارد. در زیر به برخی از جنبههای کلیدی انعطافپذیری در مدیریت اشاره میکنم:
۱. *توانایی سازگاری*
مدیران باید قادر باشند به سرعت به تغییرات پاسخ دهند و استراتژیهای خود را بر اساس شرایط جدید تنظیم کنند.
۲. *تصمیمگیری سریع*
در مواجهه با چالشها، مدیران باید سریعاً تصمیمگیری کنند و راهحلهای مؤثری ارائه دهند. ۳. *پذیرش نوآوری*
مدیران انعطافپذیر باید به نوآوری و تغییرات تکنولوژیک استقبال کنند و تیم خود را به سمت یادگیری و بهبود مستمر هدایت کنند.
۴. *مدیریت تنوع*
در یک محیط کاری متنوع، توانایی درک و مدیریت تفاوتهای فرهنگی و شخصیتی افراد اهمیت دارد.
۵. *ارتباط مؤثر*
مدیران باید به خوبی با تیم خود ارتباط برقرار کنند تا بتوانند نیازها و نگرانیهای آنها را درک کنند و به آنها پاسخ دهند.
🔹️ *نتیجهگیری*
انعطافپذیری در مدیریت نه تنها به بقا و موفقیت سازمان کمک میکند، بلکه به ایجاد یک فرهنگ سازمانی مثبت و خلاق نیز میانجامد. انعطاف پذیری الفبای موفقیت در مدیریت است، کارشناسانی که انعطاف پذیری را از خانواده تا جامعه و سازمان آموخته باشند مورد اقبال حداکثری قرار می گیرند و معمولا در بحث ارتقا سازمانی موفق خواهند بود فقط باید انعطاف را معادل چند رنگ بودن و بوقلمون صفتی را در یک ردیف در نظر گرفته نشود.
@management_technique
انعطافپذیری در مدیریت به معنای توانایی سازگاری و تغییر در پاسخ به شرایط و محیطهای متغیر است. این ویژگی در دنیای امروز که تغییرات سریع و غیرقابل پیشبینی در بازار و فناوریها وجود دارد، اهمیت زیادی دارد. در زیر به برخی از جنبههای کلیدی انعطافپذیری در مدیریت اشاره میکنم:
۱. *توانایی سازگاری*
مدیران باید قادر باشند به سرعت به تغییرات پاسخ دهند و استراتژیهای خود را بر اساس شرایط جدید تنظیم کنند.
۲. *تصمیمگیری سریع*
در مواجهه با چالشها، مدیران باید سریعاً تصمیمگیری کنند و راهحلهای مؤثری ارائه دهند. ۳. *پذیرش نوآوری*
مدیران انعطافپذیر باید به نوآوری و تغییرات تکنولوژیک استقبال کنند و تیم خود را به سمت یادگیری و بهبود مستمر هدایت کنند.
۴. *مدیریت تنوع*
در یک محیط کاری متنوع، توانایی درک و مدیریت تفاوتهای فرهنگی و شخصیتی افراد اهمیت دارد.
۵. *ارتباط مؤثر*
مدیران باید به خوبی با تیم خود ارتباط برقرار کنند تا بتوانند نیازها و نگرانیهای آنها را درک کنند و به آنها پاسخ دهند.
🔹️ *نتیجهگیری*
انعطافپذیری در مدیریت نه تنها به بقا و موفقیت سازمان کمک میکند، بلکه به ایجاد یک فرهنگ سازمانی مثبت و خلاق نیز میانجامد. انعطاف پذیری الفبای موفقیت در مدیریت است، کارشناسانی که انعطاف پذیری را از خانواده تا جامعه و سازمان آموخته باشند مورد اقبال حداکثری قرار می گیرند و معمولا در بحث ارتقا سازمانی موفق خواهند بود فقط باید انعطاف را معادل چند رنگ بودن و بوقلمون صفتی را در یک ردیف در نظر گرفته نشود.
@management_technique
👍2
Forwarded from هوش مصنوعی در کسب وکار
💢مهندسي يعني قدرت روبرو شدن با مشكلات، ساختن راهحلهاي خلاقانه و مديريت ايدهها
روز مهندس گرامی باد
@management_ai
روز مهندس گرامی باد
@management_ai
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢چرا باید ۱۰ درصد درآمد سالیانه خود را به یادگیری اختصاص دهیم؟
توصیه های "دارن هاردی"
دیدن این فیلم را اکیدا توصیه میکنیم.
✍کانال مدیریت منابع انسانی
@management_technique
توصیه های "دارن هاردی"
دیدن این فیلم را اکیدا توصیه میکنیم.
✍کانال مدیریت منابع انسانی
@management_technique
👍1👌1
🌲 همراهان گرامی 🌲
در ادامه آدرس چند کانال ارزشمند خدمت شما تقدیم می شود.
🔸شاید رمز توسعه فردی و موفقیت شغلی شما در یکی از نکاتی باشد که در این کانال ها ارائه شده است.
👇👇👇👇👇👇👇👇
📲 هوش مصنوعی در کسب وکار
@management_ai
💸 آکادمی اقتصاد ایران
@monetary_academy
💢مدیریت رفتار سازمانی
@organizationalbehavior
✅مهارت های مدیریت
@management_skill
🈵 برنامه ریزی و مدیریت زمان
@planing_tm
⭕️تکنیک های مدیریت
@management_technique
❌مدیریت به زبان ساده
@management_simple
🈷 مهارت های زندگی
@life_skills2022
🆗 موفقیت و توسعه فردی
@success_pd
💲 هوش مالی
@fqskill
✝ تفکر استراتژیک
@strategym_academy
🉑 تعالی منابع انسانی
@hrm_academy
📠 مدرسه کسب وکار
@business_school2022
💄ترفند بازاریابی
@tarfandbazaryabi
🏦 آکادمی استارتاپ و کارآفرینی
@startups_academy
🎯 تغییر و تحول سازمانی
@transformation_m
🆗 مدیریت کسب وکار MBA &DBA
@mba_event
در ادامه آدرس چند کانال ارزشمند خدمت شما تقدیم می شود.
🔸شاید رمز توسعه فردی و موفقیت شغلی شما در یکی از نکاتی باشد که در این کانال ها ارائه شده است.
👇👇👇👇👇👇👇👇
📲 هوش مصنوعی در کسب وکار
@management_ai
💸 آکادمی اقتصاد ایران
@monetary_academy
💢مدیریت رفتار سازمانی
@organizationalbehavior
✅مهارت های مدیریت
@management_skill
🈵 برنامه ریزی و مدیریت زمان
@planing_tm
⭕️تکنیک های مدیریت
@management_technique
❌مدیریت به زبان ساده
@management_simple
🈷 مهارت های زندگی
@life_skills2022
🆗 موفقیت و توسعه فردی
@success_pd
💲 هوش مالی
@fqskill
✝ تفکر استراتژیک
@strategym_academy
🉑 تعالی منابع انسانی
@hrm_academy
📠 مدرسه کسب وکار
@business_school2022
💄ترفند بازاریابی
@tarfandbazaryabi
🏦 آکادمی استارتاپ و کارآفرینی
@startups_academy
🎯 تغییر و تحول سازمانی
@transformation_m
🆗 مدیریت کسب وکار MBA &DBA
@mba_event
👍1
💢6 عادت بد در مکالمات و چگونگی رفع آنها
شاید متعجب شوید که در مورد بسیاری از افراد، گفته های آنها نیست که آنها را عقب نگاه می دارد، بلکه کارهایی است که انجام می دهند. در اینجا به 6 عادت بد می پردازیم که به ارتباطات شخصی صدمه می زنند:
1. قطع کردن صحبت دیگران
2. از این شاخه به آن شاخه پریدن
3. تکرار مداوم یک سری حرف های تکراری در طول مکالمه
4. ناتمام گذاشتن حرفهای طرف مقابل
5. وراجی کردن و بحث در طول مکالمه
6. نگاه کردن به گوشی در طول مکالمات
گرچه این شش عادتِ مخرب، اَشکال متفاوتی دارند، ولی همگی آنها نتیجۀ یک چیز هستند: گوش ندادن!
بسیار خوب، راه حل غلبه بر این شش عادت بد در مکالمات چیست؟
🔹درخصوص نحوۀ تعاملاتتان صادق باشید
اگر شما شخصی کلامی هستید، به اشخاص درونگراتر توضیح دهید که پیش از مشخص کردن موضعتان درخصوص یک موضوع نیاز دارید که آن را به طور کامل مورد بحث قرار دهید. اگر ترجیح می دهید که افراد توضیحات خود را به جای شرح مبسوط در قالب نکات کلیدی مطرح کنند، این را به آنها یادآوری کنید.
🔹 به مکالمه متعهد باشید
گوشی موبایل خود را از روی میز و از دسترستان دور سازید. در طول مدت زمان مکالمه، تماس چشمی خود را حفظ کرده و نسبت به بدن زبان، تون صدا، و کلمات ادا شده توسط گوینده حساسیت نشان دهید.
🔹 مکث کردن را تمرین کنید
اگر عادت دارید صحبت دیگران را پیش از پایان قطع کنید، سعی کنید با شمردن تا 5، پیش از هر گونه واکنش، خود را به چالش بکشید. این کار به شما اطمینان می دهد که شخص مقابلتان بازگو کردن افکار خود را تمام کرده و شما می توانید عقاید خود را مطرح کنید.
🔹 مطالب شنیده شده را خلاصه کرده و سپس سؤالاتی را مطرح سازید
با تکرار کردن سخنان طرف مقابل، وی را متوجه سازید که حرف هایش را فهمیده اید. «چیزی که من از صحبت های شما متوجه شدم، x,y,z است. آیا درست متوجه شده ام؟» آنگاه منتظر تأیید یا حرکت سر باشید. سؤالات برای نشان دادن حضور شما در مکالمه بسیار مفید هستند.
🔹افکار خود را منسجم سازید
از مکث کردن برای سازماندهی افکارتان استفاده کنید تا بتوانید موجز و روشن صحبت کنید. به صحبت های خود گوش دهید و وقتی متوجه تکراری بودن حرف هایتان شدید، افکارتان را مهار سازید.
🔹از نشانه های بصری بهره بجویید
شیئی را به عنوان نماد هدف خود برای تبدیل شدن به یک شنوندۀ مؤثر بر روی میزتان قرار دهید تا هدفتان را به شما یادآوری کند. من به شخصه یک کریستال صورتی با برش های بسیار را روی میزم قرار داده ام. هر بار که آن را می بینم به خاطر می آورم که باید به وجوه مختلف صحبت های طرف مقابلم گوش دهم.
🔹 اجازه دهید دیگران اول صحبت کنند
اگر از دسته کسانی هستید که تمام زمان مکالمه را اشغال می کنید، به دیگران اجازه دهید اول برنامه هایشان را مطرح کنند و سپس به سراغ ایده های خود بروید. همچنین می توانید مدت زمان صحبتتان در طول جلسات را مدنظر داشته باشید تا بدین ترتیب پیشرفت خود در واگذار کردن زمین به طرف مقابل را اندازه بگیرید.
✅زمانیکه فرآیند بهبود عمدی تعاملات بین شخصی خود را آغاز می کنید، از اعضای تیمتان بپرسید که آیا تغییری را در نحوۀ رفتار شما متوجه شده اند یا خیر. پرسیدن این سؤال این علامت را به دیگران می دهد که شما در حال بهبود عادات ارتباطی خود هستید و همچنین باعث می شود در مورد تغییرات مثبت در شما نیز اندیشه کنند.
@management_technique
شاید متعجب شوید که در مورد بسیاری از افراد، گفته های آنها نیست که آنها را عقب نگاه می دارد، بلکه کارهایی است که انجام می دهند. در اینجا به 6 عادت بد می پردازیم که به ارتباطات شخصی صدمه می زنند:
1. قطع کردن صحبت دیگران
2. از این شاخه به آن شاخه پریدن
3. تکرار مداوم یک سری حرف های تکراری در طول مکالمه
4. ناتمام گذاشتن حرفهای طرف مقابل
5. وراجی کردن و بحث در طول مکالمه
6. نگاه کردن به گوشی در طول مکالمات
گرچه این شش عادتِ مخرب، اَشکال متفاوتی دارند، ولی همگی آنها نتیجۀ یک چیز هستند: گوش ندادن!
بسیار خوب، راه حل غلبه بر این شش عادت بد در مکالمات چیست؟
🔹درخصوص نحوۀ تعاملاتتان صادق باشید
اگر شما شخصی کلامی هستید، به اشخاص درونگراتر توضیح دهید که پیش از مشخص کردن موضعتان درخصوص یک موضوع نیاز دارید که آن را به طور کامل مورد بحث قرار دهید. اگر ترجیح می دهید که افراد توضیحات خود را به جای شرح مبسوط در قالب نکات کلیدی مطرح کنند، این را به آنها یادآوری کنید.
🔹 به مکالمه متعهد باشید
گوشی موبایل خود را از روی میز و از دسترستان دور سازید. در طول مدت زمان مکالمه، تماس چشمی خود را حفظ کرده و نسبت به بدن زبان، تون صدا، و کلمات ادا شده توسط گوینده حساسیت نشان دهید.
🔹 مکث کردن را تمرین کنید
اگر عادت دارید صحبت دیگران را پیش از پایان قطع کنید، سعی کنید با شمردن تا 5، پیش از هر گونه واکنش، خود را به چالش بکشید. این کار به شما اطمینان می دهد که شخص مقابلتان بازگو کردن افکار خود را تمام کرده و شما می توانید عقاید خود را مطرح کنید.
🔹 مطالب شنیده شده را خلاصه کرده و سپس سؤالاتی را مطرح سازید
با تکرار کردن سخنان طرف مقابل، وی را متوجه سازید که حرف هایش را فهمیده اید. «چیزی که من از صحبت های شما متوجه شدم، x,y,z است. آیا درست متوجه شده ام؟» آنگاه منتظر تأیید یا حرکت سر باشید. سؤالات برای نشان دادن حضور شما در مکالمه بسیار مفید هستند.
🔹افکار خود را منسجم سازید
از مکث کردن برای سازماندهی افکارتان استفاده کنید تا بتوانید موجز و روشن صحبت کنید. به صحبت های خود گوش دهید و وقتی متوجه تکراری بودن حرف هایتان شدید، افکارتان را مهار سازید.
🔹از نشانه های بصری بهره بجویید
شیئی را به عنوان نماد هدف خود برای تبدیل شدن به یک شنوندۀ مؤثر بر روی میزتان قرار دهید تا هدفتان را به شما یادآوری کند. من به شخصه یک کریستال صورتی با برش های بسیار را روی میزم قرار داده ام. هر بار که آن را می بینم به خاطر می آورم که باید به وجوه مختلف صحبت های طرف مقابلم گوش دهم.
🔹 اجازه دهید دیگران اول صحبت کنند
اگر از دسته کسانی هستید که تمام زمان مکالمه را اشغال می کنید، به دیگران اجازه دهید اول برنامه هایشان را مطرح کنند و سپس به سراغ ایده های خود بروید. همچنین می توانید مدت زمان صحبتتان در طول جلسات را مدنظر داشته باشید تا بدین ترتیب پیشرفت خود در واگذار کردن زمین به طرف مقابل را اندازه بگیرید.
✅زمانیکه فرآیند بهبود عمدی تعاملات بین شخصی خود را آغاز می کنید، از اعضای تیمتان بپرسید که آیا تغییری را در نحوۀ رفتار شما متوجه شده اند یا خیر. پرسیدن این سؤال این علامت را به دیگران می دهد که شما در حال بهبود عادات ارتباطی خود هستید و همچنین باعث می شود در مورد تغییرات مثبت در شما نیز اندیشه کنند.
@management_technique
👍4
Forwarded from مدیریت به زبان ساده
💢چگونه در محیط کار از تنش و حاشیه جلوگیری کنیم؟
🔸حاشیه و تنش در محل کار میتواند به شکلهای مختلفی مثل مشاجره و بحث مکرر یا رقابت ناسالم اتفاق بیفتد و به عملکرد سازمان آسیب بزند و محیط ناسالمی را برای کارمندان ایجاد کند.
وظیفه مدیران این است که سعی کنند با رفتارهای مناسب تا جای ممکن جلوی این اتفاقات را بگیرند. در اینجا به چند روش مقابله اشاره میشود.
▪️خودتان الگو باشید
از غیبت و حاشیه دوری کنید و روی صداقت، شفافیت و احترام تمرکز کنید. رفتار شما به عنوان مدیر نحوه برخورد دیگران را شکل میدهد؛ پس الگوی مثبتی برای تیم باشید.
▪️شیوهای برای حل مشکل تعریف کنید
به افراد نحوه مدیریت شرایط مختلف را آموزش دهید و مسیر حل مشکلات را مشخص کنید. ممکن است آنها متوجه مخرب بودن رفتار خود نباشند و بتوانید با آموزش به اصلاح رفتارشان کمک کنید.
▪️افراد را به گفتگوی رو در رو تشویق کنید
مشکلات را رو در رو و با حضور افراد درگیر با آن حل کنید. از قضاوت یک طرفه جلوگیری کنید و همیشه هر دو دیدگاه را بشنوید تا تصمیم گیری منصفانهتری داشته باشید.
▪️جلوی افراد مشکلساز را بگیرید
اگر فردی عمداً مشکل ایجاد کند ابتدا وارد حواشی او نشوید در صورت تکرار به او و دیگران یادآوری کنید که حرف و حدیث و حاشیه در محیط کار شما جایی ندارد.
▪️افراد با رفتار درست را تشویق کنید
از افرادی که در شرایط سخت رفتار مثبتی دارند به صورت عمومی قدردانی کنید تا الگوی دیگران شود. همچنین اگر خودتان اشتباهی کردید بپذیرید و عذرخواهی کنید تا این فرهنگ در محل کار جا بیفتد.
@management_simple
🔸حاشیه و تنش در محل کار میتواند به شکلهای مختلفی مثل مشاجره و بحث مکرر یا رقابت ناسالم اتفاق بیفتد و به عملکرد سازمان آسیب بزند و محیط ناسالمی را برای کارمندان ایجاد کند.
وظیفه مدیران این است که سعی کنند با رفتارهای مناسب تا جای ممکن جلوی این اتفاقات را بگیرند. در اینجا به چند روش مقابله اشاره میشود.
▪️خودتان الگو باشید
از غیبت و حاشیه دوری کنید و روی صداقت، شفافیت و احترام تمرکز کنید. رفتار شما به عنوان مدیر نحوه برخورد دیگران را شکل میدهد؛ پس الگوی مثبتی برای تیم باشید.
▪️شیوهای برای حل مشکل تعریف کنید
به افراد نحوه مدیریت شرایط مختلف را آموزش دهید و مسیر حل مشکلات را مشخص کنید. ممکن است آنها متوجه مخرب بودن رفتار خود نباشند و بتوانید با آموزش به اصلاح رفتارشان کمک کنید.
▪️افراد را به گفتگوی رو در رو تشویق کنید
مشکلات را رو در رو و با حضور افراد درگیر با آن حل کنید. از قضاوت یک طرفه جلوگیری کنید و همیشه هر دو دیدگاه را بشنوید تا تصمیم گیری منصفانهتری داشته باشید.
▪️جلوی افراد مشکلساز را بگیرید
اگر فردی عمداً مشکل ایجاد کند ابتدا وارد حواشی او نشوید در صورت تکرار به او و دیگران یادآوری کنید که حرف و حدیث و حاشیه در محیط کار شما جایی ندارد.
▪️افراد با رفتار درست را تشویق کنید
از افرادی که در شرایط سخت رفتار مثبتی دارند به صورت عمومی قدردانی کنید تا الگوی دیگران شود. همچنین اگر خودتان اشتباهی کردید بپذیرید و عذرخواهی کنید تا این فرهنگ در محل کار جا بیفتد.
@management_simple
💢مدیریت قدم زدن در سازمان(گمبا)
روشی موثر برای شناخت مسائل و مشکلات سازمان و برقراری ارتباط موثر با کارکنان،
برای قدم زدن در سازمان:
▪️این روش را برای تمامی کارمندان بکار برید.
▪️این کار را هر زمان ممکن بود انجام دهید.
▪️تنها به میان کارمندان بروید.
▪️مدیران زیر دست خود را دور نزنید.
▪️سوال بپرسید.
▪️تماشا کنید و گوش دهید.
▪️اهداف سازمان را به اشتراک بگذارید.
▪️حامل خبرهای خوب باشید.
▪️صرفا و فقط منتقد نباشید.
▪️موفقیت ها را جستجو کنید.
✍ کانال مدیریت منابع انسانی
@management_technique
روشی موثر برای شناخت مسائل و مشکلات سازمان و برقراری ارتباط موثر با کارکنان،
برای قدم زدن در سازمان:
▪️این روش را برای تمامی کارمندان بکار برید.
▪️این کار را هر زمان ممکن بود انجام دهید.
▪️تنها به میان کارمندان بروید.
▪️مدیران زیر دست خود را دور نزنید.
▪️سوال بپرسید.
▪️تماشا کنید و گوش دهید.
▪️اهداف سازمان را به اشتراک بگذارید.
▪️حامل خبرهای خوب باشید.
▪️صرفا و فقط منتقد نباشید.
▪️موفقیت ها را جستجو کنید.
✍ کانال مدیریت منابع انسانی
@management_technique
🙏3👍1
💢میسوفونیا در سازمانها: صدای مزاحم یا اختلالی جدی؟
🖊دکتر حسن بودلایی
■میسوفونیا یا صدابیزاری به اختلالی اشاره دارد که در آن فرد نسبت به برخی صداها واکنشهای شدیدی مانند عصبانیت، اضطراب یا حتی تحریکات فیزیکی نشان میدهد. این صداها ممکن است در محیطهای کاری موجب اختلال در تمرکز، روابط اجتماعی و بهرهوری کارکنان شوند. در این مقاله به بررسی مصادیق میسوفونیا در سازمانها و راهکارهای روانشناختی برای مدیریت آن خواهیم پرداخت.
□مصادیق میسوفونیا در سازمانها
• صدای تایپ کیبورد یا کلیک موس: برخی افراد در محیطهای اداری وقتی صدای تایپ کردن یا کلیک موس دیگران را میشنوند، دچار استرس و عصبانیت شدید میشوند. این صداها میتوانند تمرکز فرد را از بین برده و موجب کاهش کارایی او شوند.
• صدای جویدن یا خوردن غذا: در بسیاری از محیطهای کاری، صداهایی که افراد هنگام خوردن یا جویدن غذا ایجاد میکنند، میتواند برای افرادی که دچار میسوفونیا هستند آزاردهنده باشد. این صداها به طور خاص در اتاقهای کنفرانس یا فضاهای عمومی سازمانها موجب ایجاد احساس ناراحتی میشود.
• صحبتهای بلند یا خنده: صداهای بلند یا خندههای مکرر همکاران میتواند برای افرادی که به میسوفونیا دچار هستند، به عنوان یک عامل مزاحم محسوب شود و آنان را از فعالیتهای کاری خود بازدارد.
• صدای تلفن یا زنگ هشدار: در فضاهای کاری پر سر و صدا، صدای تلفنهای زنگزده یا هشدارهای سیستم میتواند ایجاد استرس کند و فرد را دچار اضطراب یا عصبانیت شدید کند.
● راهکارهای روانشناختی برای مدیریت میسوفونیا در سازمانها
▪︎آموزش آگاهی و مدیریت صدا: یکی از بهترین روشها برای کمک به افراد مبتلا به میسوفونیا، آگاهیبخشی به اعضای تیم است. آموزش در خصوص نحوه مدیریت صدا و کاهش عوامل مزاحم میتواند به بهبود شرایط کمک کند. افرادی که دچار میسوفونیا هستند، ممکن است نیاز به فضای آرامتر و دور از صداهای مزاحم داشته باشند.
▪︎استفاده از ابزارهای کاهش صدا: استفاده از هدفونهای ضد صدا یا برنامههای مخصوص کاهش نویز میتواند به افراد کمک کند تا در محیطهای شلوغ بهتر تمرکز کنند و از اضطراب ناشی از صداهای مزاحم رهایی یابند.
▪︎فضاهای کاری خصوصی یا آرامتر: ایجاد فضاهایی که افراد دچار میسوفونیا بتوانند در آن تمرکز کنند و از صداهای مزاحم دور بمانند، میتواند در بهبود عملکرد آنان کمک کند. این کار میتواند شامل اتاقهای خصوصی، یا بخشهای خاصی از دفتر کار باشد که نویز کمتری دارند.
▪︎مراجعه به مشاور روانشناسی: افراد مبتلا به میسوفونیا میتوانند از مشاورههای روانشناختی برای کاهش اضطرابهای خود استفاده کنند. این مشاوران میتوانند به آنها کمک کنند تا تکنیکهای مدیریت استرس و اضطراب را بیاموزند و بر مشکلات ناشی از صداهای مزاحم غلبه کنند.
▪︎ارائه آموزشهای مربوط به آرامش و تمرینهای تنفسی: تمرینهای تنفسی و مدیتیشن میتواند به کاهش تنشهای ناشی از میسوفونیا کمک کند و به افراد کمک کند که واکنشهای بهتری به صداهای مزاحم نشان دهند.
○نتیجهگیری:
میسوفونیا میتواند تأثیرات منفی زیادی بر محیط کار داشته باشد. این اختلال باعث کاهش تمرکز، کاهش کارایی و ایجاد تنشهای اجتماعی در سازمانها میشود. اما با آگاهیبخشی، پشتیبانی روانشناختی و استفاده از تکنیکهای مدیریتی میتوان به افراد مبتلا کمک کرد تا این اختلال را مدیریت کنند و در محیط کاری با بهرهوری بالا فعالیت کنند.
@management_technique
🖊دکتر حسن بودلایی
■میسوفونیا یا صدابیزاری به اختلالی اشاره دارد که در آن فرد نسبت به برخی صداها واکنشهای شدیدی مانند عصبانیت، اضطراب یا حتی تحریکات فیزیکی نشان میدهد. این صداها ممکن است در محیطهای کاری موجب اختلال در تمرکز، روابط اجتماعی و بهرهوری کارکنان شوند. در این مقاله به بررسی مصادیق میسوفونیا در سازمانها و راهکارهای روانشناختی برای مدیریت آن خواهیم پرداخت.
□مصادیق میسوفونیا در سازمانها
• صدای تایپ کیبورد یا کلیک موس: برخی افراد در محیطهای اداری وقتی صدای تایپ کردن یا کلیک موس دیگران را میشنوند، دچار استرس و عصبانیت شدید میشوند. این صداها میتوانند تمرکز فرد را از بین برده و موجب کاهش کارایی او شوند.
• صدای جویدن یا خوردن غذا: در بسیاری از محیطهای کاری، صداهایی که افراد هنگام خوردن یا جویدن غذا ایجاد میکنند، میتواند برای افرادی که دچار میسوفونیا هستند آزاردهنده باشد. این صداها به طور خاص در اتاقهای کنفرانس یا فضاهای عمومی سازمانها موجب ایجاد احساس ناراحتی میشود.
• صحبتهای بلند یا خنده: صداهای بلند یا خندههای مکرر همکاران میتواند برای افرادی که به میسوفونیا دچار هستند، به عنوان یک عامل مزاحم محسوب شود و آنان را از فعالیتهای کاری خود بازدارد.
• صدای تلفن یا زنگ هشدار: در فضاهای کاری پر سر و صدا، صدای تلفنهای زنگزده یا هشدارهای سیستم میتواند ایجاد استرس کند و فرد را دچار اضطراب یا عصبانیت شدید کند.
● راهکارهای روانشناختی برای مدیریت میسوفونیا در سازمانها
▪︎آموزش آگاهی و مدیریت صدا: یکی از بهترین روشها برای کمک به افراد مبتلا به میسوفونیا، آگاهیبخشی به اعضای تیم است. آموزش در خصوص نحوه مدیریت صدا و کاهش عوامل مزاحم میتواند به بهبود شرایط کمک کند. افرادی که دچار میسوفونیا هستند، ممکن است نیاز به فضای آرامتر و دور از صداهای مزاحم داشته باشند.
▪︎استفاده از ابزارهای کاهش صدا: استفاده از هدفونهای ضد صدا یا برنامههای مخصوص کاهش نویز میتواند به افراد کمک کند تا در محیطهای شلوغ بهتر تمرکز کنند و از اضطراب ناشی از صداهای مزاحم رهایی یابند.
▪︎فضاهای کاری خصوصی یا آرامتر: ایجاد فضاهایی که افراد دچار میسوفونیا بتوانند در آن تمرکز کنند و از صداهای مزاحم دور بمانند، میتواند در بهبود عملکرد آنان کمک کند. این کار میتواند شامل اتاقهای خصوصی، یا بخشهای خاصی از دفتر کار باشد که نویز کمتری دارند.
▪︎مراجعه به مشاور روانشناسی: افراد مبتلا به میسوفونیا میتوانند از مشاورههای روانشناختی برای کاهش اضطرابهای خود استفاده کنند. این مشاوران میتوانند به آنها کمک کنند تا تکنیکهای مدیریت استرس و اضطراب را بیاموزند و بر مشکلات ناشی از صداهای مزاحم غلبه کنند.
▪︎ارائه آموزشهای مربوط به آرامش و تمرینهای تنفسی: تمرینهای تنفسی و مدیتیشن میتواند به کاهش تنشهای ناشی از میسوفونیا کمک کند و به افراد کمک کند که واکنشهای بهتری به صداهای مزاحم نشان دهند.
○نتیجهگیری:
میسوفونیا میتواند تأثیرات منفی زیادی بر محیط کار داشته باشد. این اختلال باعث کاهش تمرکز، کاهش کارایی و ایجاد تنشهای اجتماعی در سازمانها میشود. اما با آگاهیبخشی، پشتیبانی روانشناختی و استفاده از تکنیکهای مدیریتی میتوان به افراد مبتلا کمک کرد تا این اختلال را مدیریت کنند و در محیط کاری با بهرهوری بالا فعالیت کنند.
@management_technique
👍1