Forwarded from FaraDars_Course
🎓 جمعبندی برای موفقیت در کنکور ارشد با فرادرس
📚 مرور مطالب مهم و تمرین سؤالات پرتکرار، همگی در «مجموعه دروس کنکور ارشد»...!
➕ ۸۰ درصد تخفیف برای همه آموزشها
🔹 مهندسی کامپیوتر [+]
🔹 حسابداری [+]
🔹 مدیریت [+]
🔹 آمار [+]
🔹 مهندسی صنایع [+]
🔗 مشاهده سایر رشتههای ارشد — [کلیک کنید]
🔄 FaraDars - فرادرس
📚 مرور مطالب مهم و تمرین سؤالات پرتکرار، همگی در «مجموعه دروس کنکور ارشد»...!
➕ ۸۰ درصد تخفیف برای همه آموزشها
🔹 مهندسی کامپیوتر [+]
🔹 حسابداری [+]
🔹 مدیریت [+]
🔹 آمار [+]
🔹 مهندسی صنایع [+]
🔗 مشاهده سایر رشتههای ارشد — [کلیک کنید]
🔄 FaraDars - فرادرس
Forwarded from مهارت های زندگی
💢تئوری انتخاب در عمل
🔴صبح یکشنبه بود و محسن با عجله وارد شرکت شد. هنوز چند دقیقه از حضورش نگذشته بود که مدیر واحد با لحنی انتقادی از تأخیر در اجرای یکی از پروژهها گلایه کرد. محسن نیز مانند همیشه در ذهن خود فهرستی از مقصران تهیه کرد؛ مدیرانی که تصمیمهای درستی نمیگرفتند، همکارانی که مسئولیتپذیر نبودند و شرایطی که به نظر او مانع موفقیتش میشدند.
🟢در جلسه صبحگاهی، یکی از همکاران بخشی از اطلاعات مورد نیاز را آماده نکرده بود و همین موضوع باعث شد بحثی تند میان آنها شکل بگیرد. محسن با ناراحتی جلسه را ترک کرد و با خود گفت: «تا وقتی این آدمها تغییر نکنند، هیچ چیز درست نخواهد شد!»
🔵چند روز بعد، شرکت کارگاهی آموزشی درباره تئوری انتخاب برگزار کرد. مدرس در ابتدای جلسه پرسید: «بیشترین تنشهای زندگی شما با چه کسانی است؟»
🟤پاسخها متفاوت بود؛ مدیر، همکار، همسر، فرزند و حتی دوستان.
🟠سپس مدرس سؤال دیگری مطرح کرد: «چند نفر از شما توانستهاید رفتار این افراد را مطابق خواسته خود تغییر دهید؟»
🔻سکوتی معنادار کلاس را فرا گرفت.
🟡او گفت تئوری انتخاب که توسط ویلیام گلسر ارائه شده است، بر یک اصل ساده استوار است: ما نمیتوانیم دیگران را کنترل کنیم؛ تنها چیزی که واقعاً در اختیار ماست، انتخاب رفتار و واکنش خودمان است.
🟣این جمله ذهن محسن را درگیر کرد. او متوجه شد بخش بزرگی از انرژی روزانهاش صرف تلاش برای تغییر دیگران میشود؛ تلاشی که اغلب نتیجهای جز تنش و ناامیدی ندارد.
⚫️مدرس در ادامه درباره پنج نیاز اساسی انسانها صحبت کرد: بقا، عشق و تعلق، قدرت و پیشرفت، آزادی و تفریح. توضیح داد که بیشتر رفتارهای انسانها تلاشی برای تأمین یکی از این نیازهاست. وقتی این نیازها به شیوهای مناسب برآورده نشوند، تعارض و نارضایتی شکل میگیرد.
⚪️محسن به یکی از همکارانش فکر کرد که همیشه در جلسات مخالفت میکرد. او تا آن روز تصور میکرد آن همکار صرفاً فردی لجباز است. اما حالا احتمال میداد که شاید نیاز به دیده شدن و تأثیرگذاری داشته باشد.
🔴چند هفته بعد فرصتی پیش آمد تا آموختههایش را در عمل آزمایش کند. در یکی از جلسات، همان همکار بار دیگر با پیشنهاد او مخالفت کرد. محسن به جای بحث و دفاع از موضع خود پرسید: «به نظر تو چه راهحل بهتری وجود دارد؟»
🟢فضای جلسه تغییر کرد. گفتوگویی سازنده شکل گرفت و در نهایت راهکاری بهتر از پیشنهاد اولیه به دست آمد. محسن برای نخستین بار فهمید که گوش دادن میتواند مؤثرتر از تلاش برای کنترل کردن باشد.
🔵به تدریج محسن متوجه شد که تئوری انتخاب فقط یک نظریه روانشناختی نیست، بلکه روشی عملی برای زندگی است. در محیط کار به او یاد داد به جای مقصر دانستن دیگران، بر اقداماتی تمرکز کند که در اختیار خودش هستند. در خانواده نیز آموخت که روابط سالم از کنترل و اجبار به وجود نمیآیند، بلکه بر پایه احترام، انتخاب و مسئولیتپذیری شکل میگیرند.
🟤چند ماه بعد، مشکلات زندگی محسن به طور کامل از بین نرفته بود. هنوز پروژههای دشوار وجود داشتند، بازار همچنان پرنوسان بود و فرزندش نیز گاهی اشتباه میکرد. اما یک چیز تغییر کرده بود؛ او دیگر خود را قربانی شرایط نمیدانست.
🟠اکنون هر زمان با مسئلهای روبهرو میشد، به جای پرسیدن «چه کسی مقصر است؟» از خود میپرسید: «در این شرایط، بهترین انتخابی که میتوانم انجام دهم چیست؟»
🟡همین تغییر ساده در نوع نگاه، کیفیت روابط، تصمیمها و آرامش ذهنی او را دگرگون کرد. محسن دریافت که قدرت واقعی نه در کنترل دیگران، بلکه در توانایی مدیریت انتخابهای خود نهفته است؛ درسی که هم در محیط کار و هم در زندگی شخصی، ارزشمندترین دستاورد او شد.
@life_skills2022
🔴صبح یکشنبه بود و محسن با عجله وارد شرکت شد. هنوز چند دقیقه از حضورش نگذشته بود که مدیر واحد با لحنی انتقادی از تأخیر در اجرای یکی از پروژهها گلایه کرد. محسن نیز مانند همیشه در ذهن خود فهرستی از مقصران تهیه کرد؛ مدیرانی که تصمیمهای درستی نمیگرفتند، همکارانی که مسئولیتپذیر نبودند و شرایطی که به نظر او مانع موفقیتش میشدند.
🟢در جلسه صبحگاهی، یکی از همکاران بخشی از اطلاعات مورد نیاز را آماده نکرده بود و همین موضوع باعث شد بحثی تند میان آنها شکل بگیرد. محسن با ناراحتی جلسه را ترک کرد و با خود گفت: «تا وقتی این آدمها تغییر نکنند، هیچ چیز درست نخواهد شد!»
🔵چند روز بعد، شرکت کارگاهی آموزشی درباره تئوری انتخاب برگزار کرد. مدرس در ابتدای جلسه پرسید: «بیشترین تنشهای زندگی شما با چه کسانی است؟»
🟤پاسخها متفاوت بود؛ مدیر، همکار، همسر، فرزند و حتی دوستان.
🟠سپس مدرس سؤال دیگری مطرح کرد: «چند نفر از شما توانستهاید رفتار این افراد را مطابق خواسته خود تغییر دهید؟»
🔻سکوتی معنادار کلاس را فرا گرفت.
🟡او گفت تئوری انتخاب که توسط ویلیام گلسر ارائه شده است، بر یک اصل ساده استوار است: ما نمیتوانیم دیگران را کنترل کنیم؛ تنها چیزی که واقعاً در اختیار ماست، انتخاب رفتار و واکنش خودمان است.
🟣این جمله ذهن محسن را درگیر کرد. او متوجه شد بخش بزرگی از انرژی روزانهاش صرف تلاش برای تغییر دیگران میشود؛ تلاشی که اغلب نتیجهای جز تنش و ناامیدی ندارد.
⚫️مدرس در ادامه درباره پنج نیاز اساسی انسانها صحبت کرد: بقا، عشق و تعلق، قدرت و پیشرفت، آزادی و تفریح. توضیح داد که بیشتر رفتارهای انسانها تلاشی برای تأمین یکی از این نیازهاست. وقتی این نیازها به شیوهای مناسب برآورده نشوند، تعارض و نارضایتی شکل میگیرد.
⚪️محسن به یکی از همکارانش فکر کرد که همیشه در جلسات مخالفت میکرد. او تا آن روز تصور میکرد آن همکار صرفاً فردی لجباز است. اما حالا احتمال میداد که شاید نیاز به دیده شدن و تأثیرگذاری داشته باشد.
🔴چند هفته بعد فرصتی پیش آمد تا آموختههایش را در عمل آزمایش کند. در یکی از جلسات، همان همکار بار دیگر با پیشنهاد او مخالفت کرد. محسن به جای بحث و دفاع از موضع خود پرسید: «به نظر تو چه راهحل بهتری وجود دارد؟»
🟢فضای جلسه تغییر کرد. گفتوگویی سازنده شکل گرفت و در نهایت راهکاری بهتر از پیشنهاد اولیه به دست آمد. محسن برای نخستین بار فهمید که گوش دادن میتواند مؤثرتر از تلاش برای کنترل کردن باشد.
🔵به تدریج محسن متوجه شد که تئوری انتخاب فقط یک نظریه روانشناختی نیست، بلکه روشی عملی برای زندگی است. در محیط کار به او یاد داد به جای مقصر دانستن دیگران، بر اقداماتی تمرکز کند که در اختیار خودش هستند. در خانواده نیز آموخت که روابط سالم از کنترل و اجبار به وجود نمیآیند، بلکه بر پایه احترام، انتخاب و مسئولیتپذیری شکل میگیرند.
🟤چند ماه بعد، مشکلات زندگی محسن به طور کامل از بین نرفته بود. هنوز پروژههای دشوار وجود داشتند، بازار همچنان پرنوسان بود و فرزندش نیز گاهی اشتباه میکرد. اما یک چیز تغییر کرده بود؛ او دیگر خود را قربانی شرایط نمیدانست.
🟠اکنون هر زمان با مسئلهای روبهرو میشد، به جای پرسیدن «چه کسی مقصر است؟» از خود میپرسید: «در این شرایط، بهترین انتخابی که میتوانم انجام دهم چیست؟»
🟡همین تغییر ساده در نوع نگاه، کیفیت روابط، تصمیمها و آرامش ذهنی او را دگرگون کرد. محسن دریافت که قدرت واقعی نه در کنترل دیگران، بلکه در توانایی مدیریت انتخابهای خود نهفته است؛ درسی که هم در محیط کار و هم در زندگی شخصی، ارزشمندترین دستاورد او شد.
@life_skills2022
💢9 توصیه برای ارزشیابی عملکرد کارکنان
1️⃣عملکرد را ارزشیابی کنید نه خصیصه های شخصیتی را.
2️⃣ارزشیابی را بر تجزیه و تحلیل کامل شغل بنا کنید.
3️⃣از وقایع حساس استفاده کنید، نه عملیات جزئی.
4️⃣روشهای مورد استفادۀ ارزیابی کنند گان را آموزش داده و از خطاهای ارزیابی آنها را آگاه کنید.
5️⃣مدیران و سرپرستان ارزیابی کننده را از موضوعات قانونی آگاه سازید.
6️⃣ارزشیابی ها را مکتوب کنید و مطمئن شوید که کارکنان از نتایج درجه بندی ها مطلع شده اند.
7️⃣ارزشیابی های گذشته را به عنوان معیاری برای ارزشیابی های فعلی به کار نبرید.
8️⃣اطمینان دهید که فرم ارزشیابی برای هر منظوری که استفاده شده است؛ معتبر است.
9️⃣به طور ادواری ارزشیابی را بررسی کنید و در صورت نیاز تعدیل هایی انجام دهید.
✍کانال مدیریت منابع انسانی
@management_simple
1️⃣عملکرد را ارزشیابی کنید نه خصیصه های شخصیتی را.
2️⃣ارزشیابی را بر تجزیه و تحلیل کامل شغل بنا کنید.
3️⃣از وقایع حساس استفاده کنید، نه عملیات جزئی.
4️⃣روشهای مورد استفادۀ ارزیابی کنند گان را آموزش داده و از خطاهای ارزیابی آنها را آگاه کنید.
5️⃣مدیران و سرپرستان ارزیابی کننده را از موضوعات قانونی آگاه سازید.
6️⃣ارزشیابی ها را مکتوب کنید و مطمئن شوید که کارکنان از نتایج درجه بندی ها مطلع شده اند.
7️⃣ارزشیابی های گذشته را به عنوان معیاری برای ارزشیابی های فعلی به کار نبرید.
8️⃣اطمینان دهید که فرم ارزشیابی برای هر منظوری که استفاده شده است؛ معتبر است.
9️⃣به طور ادواری ارزشیابی را بررسی کنید و در صورت نیاز تعدیل هایی انجام دهید.
✍کانال مدیریت منابع انسانی
@management_simple
❤2
Forwarded from موفقیت و توسعه فردی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢استرس هنگام اجرا (Performance Pressure یا Pre‑Performance Stress)
استرس هنگام اجرا به وضعیت روانی و فیزیولوژیکی گفته میشود که فرد هنگام انجام یک فعالیت مهم—مانند مسابقه ورزشی، سخنرانی، یا تصمیمگیری مدیریتی—به دلیل ارزیابی شدن عملکردش توسط دیگران تجربه میکند. این فشار میتواند تمرکز، تصمیمگیری و کیفیت عملکرد را تحت تأثیر قرار دهد.
دلایل بروز در ورزشکاران و مدیران:
اهمیت بالای نتیجه و پیامدهای مالی یا حرفها
ترس از شکست یا از دست دادن اعتبار
انتظار زیاد از سوی سازمان، تیم یا هواداران
رقابت شدید و مقایسه مداوم با دیگران
تجربههای منفی قبلی در اجرا
عدم آمادگی ذهنی و مهارتهای تنظیم هیجان
@success_pd
استرس هنگام اجرا به وضعیت روانی و فیزیولوژیکی گفته میشود که فرد هنگام انجام یک فعالیت مهم—مانند مسابقه ورزشی، سخنرانی، یا تصمیمگیری مدیریتی—به دلیل ارزیابی شدن عملکردش توسط دیگران تجربه میکند. این فشار میتواند تمرکز، تصمیمگیری و کیفیت عملکرد را تحت تأثیر قرار دهد.
دلایل بروز در ورزشکاران و مدیران:
اهمیت بالای نتیجه و پیامدهای مالی یا حرفها
ترس از شکست یا از دست دادن اعتبار
انتظار زیاد از سوی سازمان، تیم یا هواداران
رقابت شدید و مقایسه مداوم با دیگران
تجربههای منفی قبلی در اجرا
عدم آمادگی ذهنی و مهارتهای تنظیم هیجان
@success_pd
💢 طبق آمار رسمی بانک مرکزی، تورم سالانه به حدود ۸۸ درصد رسیده و میانگین تورم مواد غذایی به بالای ۱۰۰ درصد.
👈با توجه به این شرایط پیش بینی تورم و قیمت دلار، سکه و طلا برای امسال چقدر است؟
👌 در شرایط با تورم بالای ایران چگونه سرمایه گذاری کنیم؟
🆗 آیا در این شرایط می توانیم درآمدمان را افزایش دهیم؟
💸 در این شرایط چگونه هزینه هایمان را مدیریت کنیم؟
❌ سرمایه گذاری در بازار مسکن و خودرو در سال ۱۴۰۵ ارزندگی دارد؟
🧠 آیا در شرایط اقتصادی دشوار کنونی می توان پس انداز هم داشت؟
👈 جهت عضویت و دریافت اشتراک در گروه هوش مالی با ادمین در ارتباط باشید: @obhrm
👈با توجه به این شرایط پیش بینی تورم و قیمت دلار، سکه و طلا برای امسال چقدر است؟
👌 در شرایط با تورم بالای ایران چگونه سرمایه گذاری کنیم؟
🆗 آیا در این شرایط می توانیم درآمدمان را افزایش دهیم؟
💸 در این شرایط چگونه هزینه هایمان را مدیریت کنیم؟
❌ سرمایه گذاری در بازار مسکن و خودرو در سال ۱۴۰۵ ارزندگی دارد؟
🧠 آیا در شرایط اقتصادی دشوار کنونی می توان پس انداز هم داشت؟
👈 جهت عضویت و دریافت اشتراک در گروه هوش مالی با ادمین در ارتباط باشید: @obhrm
💢۵ دلیل اصلی خروج نیروهای ارزشمند
۱. نبود فرصت رشد
افراد بااستعداد به دنبال پیشرفت هستند.
اگر احساس کنند که در جایگاه فعلی متوقف شدهاند و چشمانداز روشنی برای توسعه حرفهای خود ندارند، دیر یا زود به دنبال فرصتهای جدید خواهند رفت.
۲. دیده نشدن تلاشها
یکی از نیازهای اساسی انسان، مورد توجه قرار گرفتن است.
زمانی که کارکنان احساس کنند تلاشها و دستاوردهایشان نادیده گرفته میشود، انگیزه آنها به مرور کاهش پیدا میکند.
گاهی یک قدردانی صادقانه، اثر بیشتری از یک پاداش مالی دارد.
۳. مدیریت خرد (Micromanagement)
هیچ فرد حرفهای دوست ندارد برای کوچکترین تصمیم، منتظر تأیید مدیر بماند.
کنترل بیش از حد، خلاقیت را از بین میبرد و حس مالکیت را کاهش میدهد.
کارکنان توانمند به دنبال اعتماد هستند، نه نظارت دائمی.
۴. بیعدالتی سازمانی
حتی اگر حقوق مناسبی پرداخت شود، احساس بیعدالتی میتواند انگیزه کارکنان را نابود کند.
وقتی افراد تصور کنند فرصتها، پاداشها یا ارتقاها به شکل عادلانه توزیع نمیشوند، اعتمادشان به سازمان از بین میرود.
۵. نبود معنا در کار
نسل جدید کارکنان فقط برای دریافت حقوق کار نمیکنند.
آنها میخواهند بدانند کاری که انجام میدهند چه تأثیری دارد و چگونه به موفقیت بزرگتر سازمان کمک میکند.
✍آکادمی مدیریت استراتژیک
@management_simple
۱. نبود فرصت رشد
افراد بااستعداد به دنبال پیشرفت هستند.
اگر احساس کنند که در جایگاه فعلی متوقف شدهاند و چشمانداز روشنی برای توسعه حرفهای خود ندارند، دیر یا زود به دنبال فرصتهای جدید خواهند رفت.
۲. دیده نشدن تلاشها
یکی از نیازهای اساسی انسان، مورد توجه قرار گرفتن است.
زمانی که کارکنان احساس کنند تلاشها و دستاوردهایشان نادیده گرفته میشود، انگیزه آنها به مرور کاهش پیدا میکند.
گاهی یک قدردانی صادقانه، اثر بیشتری از یک پاداش مالی دارد.
۳. مدیریت خرد (Micromanagement)
هیچ فرد حرفهای دوست ندارد برای کوچکترین تصمیم، منتظر تأیید مدیر بماند.
کنترل بیش از حد، خلاقیت را از بین میبرد و حس مالکیت را کاهش میدهد.
کارکنان توانمند به دنبال اعتماد هستند، نه نظارت دائمی.
۴. بیعدالتی سازمانی
حتی اگر حقوق مناسبی پرداخت شود، احساس بیعدالتی میتواند انگیزه کارکنان را نابود کند.
وقتی افراد تصور کنند فرصتها، پاداشها یا ارتقاها به شکل عادلانه توزیع نمیشوند، اعتمادشان به سازمان از بین میرود.
۵. نبود معنا در کار
نسل جدید کارکنان فقط برای دریافت حقوق کار نمیکنند.
آنها میخواهند بدانند کاری که انجام میدهند چه تأثیری دارد و چگونه به موفقیت بزرگتر سازمان کمک میکند.
✍آکادمی مدیریت استراتژیک
@management_simple
❤1
Forwarded from تعالی منابع انسانی
Forwarded from FaraDars_Course
🏖 ۸۰ درصد تخفیف تابستانی فرادرس برای تمامی آموزشها
✅ جدیدترین آموزشهای منتشر شده 👇
🟡 اصطلاحات انگلیسی مدیریت پروژه + مفاهیم و واژگان تخصصی
🟡 طراحی ساختار سازمانی – اصول و مبانی
🟡 تکنیکهای مذاکره حرفه ای در فروش سازمانی B2B
🟡 تصمیم گیری در شرایط عدم قطعیت و ریسک در سازمان
🟡 مهارتهای مصاحبه شغلی برای مدیران غیر منابع انسانی
🔗 مشاهده سایر آموزشها [+]
➕ اشتراک فرادرس را با ۷۵ درصد تخفیف فعال کنید و به مدت یکسال به بیش از ۱۸,۰۰۰ آموزش، دسترسی رایگان داشته باشید.👇
🔗 فعالسازی اشتراک — [کلیک کنید]
🔄 FaraDars - فرادرس
✅ جدیدترین آموزشهای منتشر شده 👇
🟡 اصطلاحات انگلیسی مدیریت پروژه + مفاهیم و واژگان تخصصی
🟡 طراحی ساختار سازمانی – اصول و مبانی
🟡 تکنیکهای مذاکره حرفه ای در فروش سازمانی B2B
🟡 تصمیم گیری در شرایط عدم قطعیت و ریسک در سازمان
🟡 مهارتهای مصاحبه شغلی برای مدیران غیر منابع انسانی
🔗 مشاهده سایر آموزشها [+]
➕ اشتراک فرادرس را با ۷۵ درصد تخفیف فعال کنید و به مدت یکسال به بیش از ۱۸,۰۰۰ آموزش، دسترسی رایگان داشته باشید.👇
🔗 فعالسازی اشتراک — [کلیک کنید]
🔄 FaraDars - فرادرس
Forwarded from تفکر استراتژیک
💢مزیت رقابتی پایدار چگونه شکل میگیرد؟
بسیاری از مدیران تصور میکنند کاهش قیمت یا افزایش تبلیغات، مزیت رقابتی ایجاد میکند.
اما در ادبیات استراتژی رقابتی که توسط Michael Porter توسعه یافت، مزیت رقابتی زمانی پایدار است که:
🔹برای مشتری ارزش واقعی خلق کند
🔹برای رقبا بهراحتی قابل تقلید نباشد
🔹ریشه در ساختار فعالیتهای سازمان داشته باشد
کاهش قیمت، بهتنهایی مزیت نیست؛
بلکه گاهی آغاز یک جنگ فرسایشی است.
📌 اصل استراتژیک:
مزیت رقابتی پایدار، نتیجه «سیستم فعالیتهای هماهنگ» است؛ نه یک اقدام منفرد.
✍آکادمی مدیریت استراتژیک
@strategym_academy
بسیاری از مدیران تصور میکنند کاهش قیمت یا افزایش تبلیغات، مزیت رقابتی ایجاد میکند.
اما در ادبیات استراتژی رقابتی که توسط Michael Porter توسعه یافت، مزیت رقابتی زمانی پایدار است که:
🔹برای مشتری ارزش واقعی خلق کند
🔹برای رقبا بهراحتی قابل تقلید نباشد
🔹ریشه در ساختار فعالیتهای سازمان داشته باشد
کاهش قیمت، بهتنهایی مزیت نیست؛
بلکه گاهی آغاز یک جنگ فرسایشی است.
📌 اصل استراتژیک:
مزیت رقابتی پایدار، نتیجه «سیستم فعالیتهای هماهنگ» است؛ نه یک اقدام منفرد.
✍آکادمی مدیریت استراتژیک
@strategym_academy
❤2👎1
💢 ۱۰ نشانه فرهنگ سازمانی سالم
1. همه مسیر آینده را میشناسند.
مدیران ارشد، رهبران تیم، مدیران میانی و حتی کارکنان تازهوارد میتوانند آینده و چشمانداز سازمان را توصیف کنند. یک چشمانداز مشترک وجود دارد و همه میدانند چگونه با همکاری یکدیگر ارزش خلق خواهند کرد.
2. رهبری افقی (Lateral Leadership) قوی است.
هدایت افرادی که مستقیماً به شما گزارش میدهند مهم است، اما توانایی تأثیرگذاری بر همکارانی که تحت اختیار مستقیم شما نیستند، نشانه یک فرهنگ سالم است. افراد در کنار یکدیگر برای حل مسائل همکاری میکنند و یکدیگر را تشویق میکنند.
3. کارکنان احساس میکنند برای سازمان اهمیت دارند.
فضایی وجود دارد که نشان میدهد همکاری کارکنان ضروری است. سیستمها و فرآیندهای سازمان، از بدو استخدام تا آموزش و توسعه، این پیام را منتقل میکنند که «افراد اهمیت دارند»، حتی در شرایط دشوار.
4. ارتباطات بهراحتی انجام میشود.
کارکنان از کانالهای رسمی و غیررسمی برای ارتباط استفاده میکنند. اطلاعات مهم پیش از جلسات عمومی یا ایمیلهای گروهی در اختیار افراد قرار میگیرد و رهبران از کارکنان میخواهند در شکلگیری راهحلها مشارکت داشته باشند.
5. کار بخش مهمی از زندگی افراد است.
کار فقط یک شغل نیست؛ کارکنان محل کار خود را جایی ارزشمند میدانند. احساس هدف مشترک، ارزشهای مشترک و حمایت متقابل میان همکاران وجود دارد.
6. محیط کار انرژیبخش است.
با ورود به محیط کار، احساس همکاری، پویایی و انرژی دیده میشود. محیط کار به گونهای است که افراد واقعاً دوست دارند در آن حضور داشته باشند.
7. افراد از حضور در محل کار نمیترسند.
کارکنان نگران نیستند که اگر حرف اشتباهی بزنند، با پیامد منفی روبهرو شوند. بدون توجه به سابقه کاری، میتوانند نگرانیهای خود را با مدیر مطرح کنند و مطمئن باشند که حرفشان شنیده میشود.
8. جنگی برای جذب و حفظ استعدادها وجود ندارد.
کارکنان احساس میکنند کارهایی که انجام میدهند به رشد حرفهای آنها کمک میکند. انگیزه اصلی تنها حقوق و مزایا نیست، بلکه فرصت یادگیری و پیشرفت نیز اهمیت دارد.
9. نرخ ترک خدمت پایین است.
ماندگاری کارکنان، بهویژه در سطوح ابتدایی و میانی، نشاندهنده قدرت فرهنگ سازمانی است. اگر افراد برای مدت طولانی در سازمان بمانند، احتمالاً فرهنگ سازمان قوی است. اگر نرخ خروج کارکنان بالا باشد، باید بررسی شود که آیا مشکل از فرصتهای رشد، توانمندسازی یا فرهنگ سازمان است.
10. تغییر بهعنوان یک فرصت دیده میشود.
اگرچه همه افراد تغییر را دوست ندارند، اما در فرهنگهای سالم، تغییر بخشی طبیعی از زندگی سازمانی است. کارکنان از تغییر نمیترسند، زیرا تجربه کردهاند که تغییرات با شفافیت، احترام و توجه به افراد مدیریت میشود.
✍منبع:
Davis, E., & Navarre, J. (2018). The Culture Cure for Digital: How to Fix What’s Ailing Business. Cognizant’s Center for the Future of Work.
@management_simple
1. همه مسیر آینده را میشناسند.
مدیران ارشد، رهبران تیم، مدیران میانی و حتی کارکنان تازهوارد میتوانند آینده و چشمانداز سازمان را توصیف کنند. یک چشمانداز مشترک وجود دارد و همه میدانند چگونه با همکاری یکدیگر ارزش خلق خواهند کرد.
2. رهبری افقی (Lateral Leadership) قوی است.
هدایت افرادی که مستقیماً به شما گزارش میدهند مهم است، اما توانایی تأثیرگذاری بر همکارانی که تحت اختیار مستقیم شما نیستند، نشانه یک فرهنگ سالم است. افراد در کنار یکدیگر برای حل مسائل همکاری میکنند و یکدیگر را تشویق میکنند.
3. کارکنان احساس میکنند برای سازمان اهمیت دارند.
فضایی وجود دارد که نشان میدهد همکاری کارکنان ضروری است. سیستمها و فرآیندهای سازمان، از بدو استخدام تا آموزش و توسعه، این پیام را منتقل میکنند که «افراد اهمیت دارند»، حتی در شرایط دشوار.
4. ارتباطات بهراحتی انجام میشود.
کارکنان از کانالهای رسمی و غیررسمی برای ارتباط استفاده میکنند. اطلاعات مهم پیش از جلسات عمومی یا ایمیلهای گروهی در اختیار افراد قرار میگیرد و رهبران از کارکنان میخواهند در شکلگیری راهحلها مشارکت داشته باشند.
5. کار بخش مهمی از زندگی افراد است.
کار فقط یک شغل نیست؛ کارکنان محل کار خود را جایی ارزشمند میدانند. احساس هدف مشترک، ارزشهای مشترک و حمایت متقابل میان همکاران وجود دارد.
6. محیط کار انرژیبخش است.
با ورود به محیط کار، احساس همکاری، پویایی و انرژی دیده میشود. محیط کار به گونهای است که افراد واقعاً دوست دارند در آن حضور داشته باشند.
7. افراد از حضور در محل کار نمیترسند.
کارکنان نگران نیستند که اگر حرف اشتباهی بزنند، با پیامد منفی روبهرو شوند. بدون توجه به سابقه کاری، میتوانند نگرانیهای خود را با مدیر مطرح کنند و مطمئن باشند که حرفشان شنیده میشود.
8. جنگی برای جذب و حفظ استعدادها وجود ندارد.
کارکنان احساس میکنند کارهایی که انجام میدهند به رشد حرفهای آنها کمک میکند. انگیزه اصلی تنها حقوق و مزایا نیست، بلکه فرصت یادگیری و پیشرفت نیز اهمیت دارد.
9. نرخ ترک خدمت پایین است.
ماندگاری کارکنان، بهویژه در سطوح ابتدایی و میانی، نشاندهنده قدرت فرهنگ سازمانی است. اگر افراد برای مدت طولانی در سازمان بمانند، احتمالاً فرهنگ سازمان قوی است. اگر نرخ خروج کارکنان بالا باشد، باید بررسی شود که آیا مشکل از فرصتهای رشد، توانمندسازی یا فرهنگ سازمان است.
10. تغییر بهعنوان یک فرصت دیده میشود.
اگرچه همه افراد تغییر را دوست ندارند، اما در فرهنگهای سالم، تغییر بخشی طبیعی از زندگی سازمانی است. کارکنان از تغییر نمیترسند، زیرا تجربه کردهاند که تغییرات با شفافیت، احترام و توجه به افراد مدیریت میشود.
✍منبع:
Davis, E., & Navarre, J. (2018). The Culture Cure for Digital: How to Fix What’s Ailing Business. Cognizant’s Center for the Future of Work.
@management_simple
❤1
🧠 آزمایشگاه فکرپروری❤️
پیوند فلسفه با زیستن، حرفه و ارتباطات؛👌
در آزمایشگاه فکرپروری،
تفکر انتقادی نقطهٔ عزیمتِ ما و ذهنپروری افقِ ماست. 🎯
این فضا برای کسانی طراحی شده است که میخواهند از پیشفرضهای شتابزده فراتر بروند و در مواجهه با چالشهای زندگی شخصی، تصمیمات سازمانی و روابط حرفهای، ذهنی مجهزتر، منعطفتر و کارآمدتر داشته باشند.
🔬 قلمرو و تمرکز محتوایی ما:
• فکرپروری و تفکرانتقادی
• اخلاق کاربردی، مهارتهای نرم، فضایل فکری_ذهنی
• مدیریت انگارهها و پالایش داوریها، ریشهیابی خطاهای شناختی مؤثر بر قضاوت.
• تصمیمگیری در شرایط ابهام: مواجههٔ عقلانی و روشمند با مسائل پیچیده در سازمان.
• گفتوگو و مدیریت اختلاف: توسعه مهارتهای ارتباطی مبتنی بر استدلال و پذیرش دیدگاههای مخالف.
• حکمت عملی و مشاوره فکری: کاربرد مستقیمِ اصول فکری در مسائل زندگی.
اگر به دنبال محتوایی روشمند، مستند، علمی، عمیق و کاربردی برای توسعه فکری هستید، با ما همراه شوید:
دکتر فرشته ابوالحسنی نیارکی 👼
عضو هیئت علمی دانشگاه مازندران (دانشیار)
گروه تلگرام:
@thinking_cultivation_lab
کانال بله:
https://ble.ir/thinking_lab
پیوند فلسفه با زیستن، حرفه و ارتباطات؛👌
در آزمایشگاه فکرپروری،
تفکر انتقادی نقطهٔ عزیمتِ ما و ذهنپروری افقِ ماست. 🎯
این فضا برای کسانی طراحی شده است که میخواهند از پیشفرضهای شتابزده فراتر بروند و در مواجهه با چالشهای زندگی شخصی، تصمیمات سازمانی و روابط حرفهای، ذهنی مجهزتر، منعطفتر و کارآمدتر داشته باشند.
🔬 قلمرو و تمرکز محتوایی ما:
• فکرپروری و تفکرانتقادی
• اخلاق کاربردی، مهارتهای نرم، فضایل فکری_ذهنی
• مدیریت انگارهها و پالایش داوریها، ریشهیابی خطاهای شناختی مؤثر بر قضاوت.
• تصمیمگیری در شرایط ابهام: مواجههٔ عقلانی و روشمند با مسائل پیچیده در سازمان.
• گفتوگو و مدیریت اختلاف: توسعه مهارتهای ارتباطی مبتنی بر استدلال و پذیرش دیدگاههای مخالف.
• حکمت عملی و مشاوره فکری: کاربرد مستقیمِ اصول فکری در مسائل زندگی.
اگر به دنبال محتوایی روشمند، مستند، علمی، عمیق و کاربردی برای توسعه فکری هستید، با ما همراه شوید:
دکتر فرشته ابوالحسنی نیارکی 👼
عضو هیئت علمی دانشگاه مازندران (دانشیار)
گروه تلگرام:
@thinking_cultivation_lab
کانال بله:
https://ble.ir/thinking_lab
💢همراهان گرامی
🆗 با توجه به اتصال مجدد اینترنت بین المللی در ایران و تقاضای بعضی از اعضای کانال، لیست ذیل که شامل چند کانال ارزشمند است خدمت شما تقدیم می شود.
🔸شاید رمز توسعه فردی و موفقیت شغلی شما در یکی از نکاتی باشد که در این کانال ها ارائه شده است.
👇👇👇👇👇👇👇👇
📲 هوش مصنوعی در کسب وکار
@management_ai
💸 آکادمی اقتصاد ایران
@monetary_academy
💢مدیریت رفتار سازمانی
@organizationalbehavior
✅مهارت های مدیریت
@management_skill
🈵 برنامه ریزی و مدیریت زمان
@planing_tm
⭕️تکنیک های مدیریت
@management_technique
❌مدیریت به زبان ساده
@management_simple
🈷 مهارت های زندگی
@life_skills2022
🆗 موفقیت و توسعه فردی
@success_pd
💲 هوش مالی
@fqskill
✝ تفکر استراتژیک
@strategym_academy
🉑 تعالی منابع انسانی
@hrm_academy
📠 مدرسه کسب وکار
@business_school2022
💄ترفند بازاریابی
@tarfandbazaryabi
🏦 آکادمی استارتاپ و کارآفرینی
@startups_academy
🎯 تغییر و تحول سازمانی
@transformation_m
🆗 مدیریت کسب وکار MBA &DBA
@mba_event
🆗 با توجه به اتصال مجدد اینترنت بین المللی در ایران و تقاضای بعضی از اعضای کانال، لیست ذیل که شامل چند کانال ارزشمند است خدمت شما تقدیم می شود.
🔸شاید رمز توسعه فردی و موفقیت شغلی شما در یکی از نکاتی باشد که در این کانال ها ارائه شده است.
👇👇👇👇👇👇👇👇
📲 هوش مصنوعی در کسب وکار
@management_ai
💸 آکادمی اقتصاد ایران
@monetary_academy
💢مدیریت رفتار سازمانی
@organizationalbehavior
✅مهارت های مدیریت
@management_skill
🈵 برنامه ریزی و مدیریت زمان
@planing_tm
⭕️تکنیک های مدیریت
@management_technique
❌مدیریت به زبان ساده
@management_simple
🈷 مهارت های زندگی
@life_skills2022
🆗 موفقیت و توسعه فردی
@success_pd
💲 هوش مالی
@fqskill
✝ تفکر استراتژیک
@strategym_academy
🉑 تعالی منابع انسانی
@hrm_academy
📠 مدرسه کسب وکار
@business_school2022
💄ترفند بازاریابی
@tarfandbazaryabi
🏦 آکادمی استارتاپ و کارآفرینی
@startups_academy
🎯 تغییر و تحول سازمانی
@transformation_m
🆗 مدیریت کسب وکار MBA &DBA
@mba_event
💢 ۳ مسیر منتهی به موفقیت جمعی کدامند؟
🔸تبدیل شدن به یک مدیر عالی فقط به معنای کمک به افراد برای دستیابی به پتانسیل کامل آنها نیست، بلکه به معنای رهبری تیم به عنوان یک واحد هم هست. نشریه هاروارد بیزنس ریویو (HBR) سه رویکرد مربیگری (کوچینگ) را معرفی کرده است که میتواند به تیم شما کمک کند تا با هم پیشرفت کنند و به اهداف جمعی دست یابند:
1⃣ مربیگریِ مبتنی بر مشکل
با مشکلات و چالشها به عنوان فرصتهایی برای توسعه تیم برخورد کنید. به جای اینکه در هنگام بروز مشکل وارد عمل شوید و مسئولیت را بر عهده بگیرید، تیم خود را تشویق کنید تا با در دسترس بودنتان و حمایت شما، برای حل آن با یکدیگر همکاری کنند. این رویکرد منجر به یادگیری سریع، افزایش اعتماد به نفس و سرمایهگذاری جمعی در کار خواهد شد.
2⃣ مربیگریِ مبتنی بر بحث
رویکرد سقراطی را برای بحثهای تیمی در نظر بگیرید، پرسشهای عالی بپرسید و به تیم خود فضایی بدهید تا به روش خود آنها را حل کنند و با هم همفکری کنند. با این رویکرد، بینشی در مورد اینکه اعضای تیم چقدر کار را خوب میفهمند و کجا ممکن است به پشتیبانی اضافی نیاز باشد، به دست خواهید آورد.
3⃣ مربیگریِ بدون سرزنش
مواجهه با هر دو مفهوم موفقیت و شکست به عنوان فرصتهایی برای یادگیری، به تیم شما این امکان را میدهد که تمایل بیشتری برای به چالش کشیدن مفروضات، اعتراف کردن زمانی که چیزی درست کار نمیکند و دور شدن از اشتباهات داشته باشد – که به نوبه خود باعث شکست زودگذرتر و ارزانتر و پیشرفتهای بزرگتر خواهد شد.
✍ آکادمی مدیریت
@management_simple
🔸تبدیل شدن به یک مدیر عالی فقط به معنای کمک به افراد برای دستیابی به پتانسیل کامل آنها نیست، بلکه به معنای رهبری تیم به عنوان یک واحد هم هست. نشریه هاروارد بیزنس ریویو (HBR) سه رویکرد مربیگری (کوچینگ) را معرفی کرده است که میتواند به تیم شما کمک کند تا با هم پیشرفت کنند و به اهداف جمعی دست یابند:
1⃣ مربیگریِ مبتنی بر مشکل
با مشکلات و چالشها به عنوان فرصتهایی برای توسعه تیم برخورد کنید. به جای اینکه در هنگام بروز مشکل وارد عمل شوید و مسئولیت را بر عهده بگیرید، تیم خود را تشویق کنید تا با در دسترس بودنتان و حمایت شما، برای حل آن با یکدیگر همکاری کنند. این رویکرد منجر به یادگیری سریع، افزایش اعتماد به نفس و سرمایهگذاری جمعی در کار خواهد شد.
2⃣ مربیگریِ مبتنی بر بحث
رویکرد سقراطی را برای بحثهای تیمی در نظر بگیرید، پرسشهای عالی بپرسید و به تیم خود فضایی بدهید تا به روش خود آنها را حل کنند و با هم همفکری کنند. با این رویکرد، بینشی در مورد اینکه اعضای تیم چقدر کار را خوب میفهمند و کجا ممکن است به پشتیبانی اضافی نیاز باشد، به دست خواهید آورد.
3⃣ مربیگریِ بدون سرزنش
مواجهه با هر دو مفهوم موفقیت و شکست به عنوان فرصتهایی برای یادگیری، به تیم شما این امکان را میدهد که تمایل بیشتری برای به چالش کشیدن مفروضات، اعتراف کردن زمانی که چیزی درست کار نمیکند و دور شدن از اشتباهات داشته باشد – که به نوبه خود باعث شکست زودگذرتر و ارزانتر و پیشرفتهای بزرگتر خواهد شد.
✍ آکادمی مدیریت
@management_simple
❤3
Forwarded from برنامه ریزی و مدیریت زمان
💢به بهانه تعطیلات اجباری: در تعطیلات احساس بیهودگی و کلافگی می کنیم؟!
✴️ "معتاد فوریت" شده ایم!
✍دکتر فاطمه قیطرانی
📌روزهای تعطیلی اجباری، دام روح و روان ماست! به جای آرامش، عطشمان برای انجام، چند برابر است.
کلافه از تعطیلی گوشی را مدام چک میکنیم، کارهای بیربط خانه بهانه شلوغ کردن زمان روزمان است. با اضطراب و گیجی، به یادگیری چیزهایی میپردازیم که هیچیک مهم نیستند!
واقعا چرا؟!
📌ما به «فوریت» معتاد شدهایم!
✴️ذهن معتاد به فوریت، در تنش و فشار حس ارزشمندی دارد، و در خلا گیج میشود. وقتی ددلاین کاری و تماس بیوقفه و شلوغی نباشد،سیستم پاداش مغزش به هم میریزد. دوپامینش از واکنش نشان دادن است، حالا که محرکی برای واکنش نیست، دنبال هرچیزی است که دوباره آن حس مشغول بودنِ کاذب را به او برگرداند؛
اما فریب است؛ فقط یک حواس پرتی است، بی هدفی در میان دوندگی و شتاب کاذب، مهم و موثر بودن فیک؛ در حالیکه کارهای مهمش همچنان روی هم تلنبار شده.
تعطیل اجباری می گذرد، دوباره دوپامین کاذب ناشی از فوریت و شلوغی برمیگردد،
ولی پیشرفت مستمر خیر، رضایتمندی از خود خیر،
در نهایت بی معنایی، بله.
📌بین «فوری» و «مهم» جنگی ناتمام است بویژه در تعطیل اجباری، جنگ، قرار کاری و جلسه کنسل شده و پروژه عقب افتاده.
📌اما اگر در این روزها جرأت «انجام ندادن» امور بی اثر فوری را پیدا کنیم و کارهای مهم و غیر فوری که در کوتاه مدت حس اثرگذاری کاذب ندارند،
📌ولی معنادارند، تاب آورمان میکنند، کنترل بدن و کلام و زمان و بی واکنشی را یادمان میدهند، پیدا کنیم، معنا و بلوغ به زندگی شخصی و حرفه ای ما بازگشته.
💥بهبود روابط با عزیزان! فکر و نگاه به درون، خواندن کتاب عمیق، پخت غذا، چک آپ سلامتی، بستن کارهای باز...
📌یک بله عمیق در برابر نه های مصنوعی؛ به ویژه برای ما که در دهه 45 تا 55 سالگی عمرمانیم و سالها با فوری های اعتیادآور در پی تایید گرفتن برای اثرگذاری بودیم و حالا در نیمه ۲ عمر، حس بی معنایی داریم.
📌آرامشِ و قرار عمیق پایدار،حاصلِ پُرکاریِ بیهدف نیست؛ حاصلِ زندگی بر اساس ارزشهای ناب زندگی، نه بر اساس فشارو بحران لحظهای و خودساخته است!
✴️با برداشتی جانبی از دیدگاه استفان کاوی در هفت عادت مردمان موثر (عادت سوم).
@planing_tm
✴️ "معتاد فوریت" شده ایم!
✍دکتر فاطمه قیطرانی
📌روزهای تعطیلی اجباری، دام روح و روان ماست! به جای آرامش، عطشمان برای انجام، چند برابر است.
کلافه از تعطیلی گوشی را مدام چک میکنیم، کارهای بیربط خانه بهانه شلوغ کردن زمان روزمان است. با اضطراب و گیجی، به یادگیری چیزهایی میپردازیم که هیچیک مهم نیستند!
واقعا چرا؟!
📌ما به «فوریت» معتاد شدهایم!
✴️ذهن معتاد به فوریت، در تنش و فشار حس ارزشمندی دارد، و در خلا گیج میشود. وقتی ددلاین کاری و تماس بیوقفه و شلوغی نباشد،سیستم پاداش مغزش به هم میریزد. دوپامینش از واکنش نشان دادن است، حالا که محرکی برای واکنش نیست، دنبال هرچیزی است که دوباره آن حس مشغول بودنِ کاذب را به او برگرداند؛
اما فریب است؛ فقط یک حواس پرتی است، بی هدفی در میان دوندگی و شتاب کاذب، مهم و موثر بودن فیک؛ در حالیکه کارهای مهمش همچنان روی هم تلنبار شده.
تعطیل اجباری می گذرد، دوباره دوپامین کاذب ناشی از فوریت و شلوغی برمیگردد،
ولی پیشرفت مستمر خیر، رضایتمندی از خود خیر،
در نهایت بی معنایی، بله.
📌بین «فوری» و «مهم» جنگی ناتمام است بویژه در تعطیل اجباری، جنگ، قرار کاری و جلسه کنسل شده و پروژه عقب افتاده.
📌اما اگر در این روزها جرأت «انجام ندادن» امور بی اثر فوری را پیدا کنیم و کارهای مهم و غیر فوری که در کوتاه مدت حس اثرگذاری کاذب ندارند،
📌ولی معنادارند، تاب آورمان میکنند، کنترل بدن و کلام و زمان و بی واکنشی را یادمان میدهند، پیدا کنیم، معنا و بلوغ به زندگی شخصی و حرفه ای ما بازگشته.
💥بهبود روابط با عزیزان! فکر و نگاه به درون، خواندن کتاب عمیق، پخت غذا، چک آپ سلامتی، بستن کارهای باز...
📌یک بله عمیق در برابر نه های مصنوعی؛ به ویژه برای ما که در دهه 45 تا 55 سالگی عمرمانیم و سالها با فوری های اعتیادآور در پی تایید گرفتن برای اثرگذاری بودیم و حالا در نیمه ۲ عمر، حس بی معنایی داریم.
📌آرامشِ و قرار عمیق پایدار،حاصلِ پُرکاریِ بیهدف نیست؛ حاصلِ زندگی بر اساس ارزشهای ناب زندگی، نه بر اساس فشارو بحران لحظهای و خودساخته است!
✴️با برداشتی جانبی از دیدگاه استفان کاوی در هفت عادت مردمان موثر (عادت سوم).
@planing_tm
Forwarded from FaraDars_Course
🔴 آخرین فرصت — ۸۰ درصد تخفیف فرادرس برای تمامی آموزشها
✅ پرطرفدارترین آموزشهای منتشر شده 👇
▪️ اصول و مبانی سازمان و مدیریت
▪️ آموزش فن بیان و اصول سخنوری و سخنرانی
▪️ حسابداری حقوق و مدیریت منابع انسانی شرکت
▪️ آموزش مقدماتی اقتصاد کلان
▪️ آمار و کاربرد آن در مدیریت
🔗 مشاهده سایر آموزشها [+]
➕ دسترسی رایگان به تمامی آموزشها با دریافت اشتراک فرادرس (۷۵ درصد تخفیف) 👇
🔗 فعالسازی اشتراک — [کلیک کنید]
🔄 FaraDars - فرادرس
✅ پرطرفدارترین آموزشهای منتشر شده 👇
▪️ اصول و مبانی سازمان و مدیریت
▪️ آموزش فن بیان و اصول سخنوری و سخنرانی
▪️ حسابداری حقوق و مدیریت منابع انسانی شرکت
▪️ آموزش مقدماتی اقتصاد کلان
▪️ آمار و کاربرد آن در مدیریت
🔗 مشاهده سایر آموزشها [+]
➕ دسترسی رایگان به تمامی آموزشها با دریافت اشتراک فرادرس (۷۵ درصد تخفیف) 👇
🔗 فعالسازی اشتراک — [کلیک کنید]
🔄 FaraDars - فرادرس
Forwarded from تفکر استراتژیک
💢نورسکوت پارکینسون، مورخ و نویسنده انگلیسی در سال ۱۹۵۷ «اصل پیش پا افتادگی» یا «قانون علاقه به چرندیات» را مطرح کرد.
او متوجه شد مردم به موضوعات مبتذل و پیش پا افتاده ارزشی بیشتر از موضوعات تخصصی میدهند. نظریهی پارکینسون بر اساس مشاهداتش از کمیته مسئول تصویب طرح احداث یک نیروگاه اتمی بود.
ماجرا از این قرار بود افراد کمیته اکثر وقت جلسات را صرف بحث روی موضوعات بیهوده و پیش پا افتاده و غیرمهم، ولی قابل فهم برای عوام کرده بودند. مثلاً مدت طولانی را صرف بحث دربارهی شکل و نوع سقف جایگاه دوچرخهی کارمندان کرده بودند، در حالی که به موضوعاتی چون طراحی ساختمان و تجهیزات اصلی خود نیروگاه اتمی کم توجهی میشد؛ موضوعی که بسیار مهم تر و پیچیده تر بوده، و بررسی آن دشوار تر و تخصصی تر بود.
او نشان داد که زمانیکه صرف هر موضوع مرتبط با طرح میشد، نسبت معکوس با میزان بودجهاش داشت. درباره امضای قرارداد ده میلیون پوندی ساخت راکتور ظرف ۲.۵ دقیقه گفتگو تصمیمگیری شد، اما کمیته روی پارکینگ دوچرخه ۴۵ دقیقه بحث کرد تا میان پارکینگ «بهتر و راحتتر» یا «سادهتر و ارزانتر» تصمیم بگیرد، حال آنکه فرق دو حالت حدود ۵۰ پوند بود.
یک راکتور بقدری پیچیده و گران قیمت است که یک انسان معمولی قادر به درک آن نیست و تخصصی در مورد ساختار و تجهیزات آن ندارد، لذا به راحتی با جمع کنار میآید و برای اینکه احمق به نظر نرسد سکوت میکند. اما همه میتوانند یک پارکینگ دوچرخه ارزان و ساده را در ذهنشان مجسم کنند و هرکسی میتواند یکی از آنها بسازد.
در نتیجه افراد عادی برای اینکه در بحث حضور داشته و در تصمیمسازی نقش داشته باشند وارد این بحث کم اهمیت شده و برنامهریزی برای این موضوع ساده منجر به بحثهای چرند بی پایان میشود و هرکسی میخواهد چیزی اضافه کند و سهم خودش را در تصمیم گیری کلان نشان دهد.
✍مجله مشاور مدیریت
@strategym_academy
او متوجه شد مردم به موضوعات مبتذل و پیش پا افتاده ارزشی بیشتر از موضوعات تخصصی میدهند. نظریهی پارکینسون بر اساس مشاهداتش از کمیته مسئول تصویب طرح احداث یک نیروگاه اتمی بود.
ماجرا از این قرار بود افراد کمیته اکثر وقت جلسات را صرف بحث روی موضوعات بیهوده و پیش پا افتاده و غیرمهم، ولی قابل فهم برای عوام کرده بودند. مثلاً مدت طولانی را صرف بحث دربارهی شکل و نوع سقف جایگاه دوچرخهی کارمندان کرده بودند، در حالی که به موضوعاتی چون طراحی ساختمان و تجهیزات اصلی خود نیروگاه اتمی کم توجهی میشد؛ موضوعی که بسیار مهم تر و پیچیده تر بوده، و بررسی آن دشوار تر و تخصصی تر بود.
او نشان داد که زمانیکه صرف هر موضوع مرتبط با طرح میشد، نسبت معکوس با میزان بودجهاش داشت. درباره امضای قرارداد ده میلیون پوندی ساخت راکتور ظرف ۲.۵ دقیقه گفتگو تصمیمگیری شد، اما کمیته روی پارکینگ دوچرخه ۴۵ دقیقه بحث کرد تا میان پارکینگ «بهتر و راحتتر» یا «سادهتر و ارزانتر» تصمیم بگیرد، حال آنکه فرق دو حالت حدود ۵۰ پوند بود.
یک راکتور بقدری پیچیده و گران قیمت است که یک انسان معمولی قادر به درک آن نیست و تخصصی در مورد ساختار و تجهیزات آن ندارد، لذا به راحتی با جمع کنار میآید و برای اینکه احمق به نظر نرسد سکوت میکند. اما همه میتوانند یک پارکینگ دوچرخه ارزان و ساده را در ذهنشان مجسم کنند و هرکسی میتواند یکی از آنها بسازد.
در نتیجه افراد عادی برای اینکه در بحث حضور داشته و در تصمیمسازی نقش داشته باشند وارد این بحث کم اهمیت شده و برنامهریزی برای این موضوع ساده منجر به بحثهای چرند بی پایان میشود و هرکسی میخواهد چیزی اضافه کند و سهم خودش را در تصمیم گیری کلان نشان دهد.
✍مجله مشاور مدیریت
@strategym_academy
💢 برای پاسخ به سوالات ذیل به گروه آموزشی هوش مالی و سواد اقتصادی مراجعه کنید:
۱. تعریف هوش مالی چیست؟
۲. سواد اقتصادی یا شم اقتصادی چیست؟
۳. چگونه درآمد خود را افزایش دهیم و درآمد غیرفعال و دلاری ایجاد کنیم؟
۴. چگونه در شرایط سخت اقتصادی ایران، هزینه های خود را کنترل و مدیریت کنیم؟
۵. آیا پس انداز کردن در شرایط اقتصادی کنونی امکان پذیر است؟
۶. ایجاد پورتفو سرمایه گذاری چگونه است؟
۵. قیمت طلای تا انتهای سال چقدر می شود؟
۷. آیا مسکن در ایران از شرایط رکوردی خارج می شود؟
۸. آیا رشد قیمت دلار در ایران ادامه خواهد داشت؟
۹. برای خرید خودرو ایرانی یا خارجی کی اقدام کنیم؟
۱۰. آیا بازار بورس برای سرمایه گذاری مناسب است؟
👈👈👈 جهت عضویت در گروه با ادمین در ارتباط باشید: @obhrm
۱. تعریف هوش مالی چیست؟
۲. سواد اقتصادی یا شم اقتصادی چیست؟
۳. چگونه درآمد خود را افزایش دهیم و درآمد غیرفعال و دلاری ایجاد کنیم؟
۴. چگونه در شرایط سخت اقتصادی ایران، هزینه های خود را کنترل و مدیریت کنیم؟
۵. آیا پس انداز کردن در شرایط اقتصادی کنونی امکان پذیر است؟
۶. ایجاد پورتفو سرمایه گذاری چگونه است؟
۵. قیمت طلای تا انتهای سال چقدر می شود؟
۷. آیا مسکن در ایران از شرایط رکوردی خارج می شود؟
۸. آیا رشد قیمت دلار در ایران ادامه خواهد داشت؟
۹. برای خرید خودرو ایرانی یا خارجی کی اقدام کنیم؟
۱۰. آیا بازار بورس برای سرمایه گذاری مناسب است؟
👈👈👈 جهت عضویت در گروه با ادمین در ارتباط باشید: @obhrm
💢عقلانیت محدود چیست؟
در دنیای واقعی، مدیران معمولاً بهترین تصمیم ممکن را اتخاد نمیکنند؛ بلکه تصمیمی را اتخاذ میکنند که «به اندازه کافی خوب» باشد.
به این فرآیند اصطلاحاً، رضایتبخشی (Satisficing) گفته میشود.
یعنی:
به جای جستجوی بیپایان برای یافتن بهترین گزینه، مدیر گزینهای قابل قبول و عملی را انتخاب میکند.
✍آکادمی مدیریت استراتژیک
@management_simple
در دنیای واقعی، مدیران معمولاً بهترین تصمیم ممکن را اتخاد نمیکنند؛ بلکه تصمیمی را اتخاذ میکنند که «به اندازه کافی خوب» باشد.
به این فرآیند اصطلاحاً، رضایتبخشی (Satisficing) گفته میشود.
یعنی:
به جای جستجوی بیپایان برای یافتن بهترین گزینه، مدیر گزینهای قابل قبول و عملی را انتخاب میکند.
✍آکادمی مدیریت استراتژیک
@management_simple
💢قانون پنجره شکسته: چگونه بیتوجهی به مسائل کوچک، بحرانهای بزرگ میآفریند؟
🔴تصور کنید وارد محلهای میشوید که شیشه یکی از ساختمانها شکسته است و هفتههاست کسی آن را تعمیر نکرده. دیوارها پر از خطخطی است، زبالهها گوشه خیابان رها شدهاند و کسی هم ظاهراً اهمیتی نمیدهد. به نظر شما نفر بعدی که از آنجا عبور میکند، چقدر احتمال دارد زبالهاش را روی زمین بیندازد یا به اموال عمومی آسیب بزند؟
🔵داستان از دهه ۱۹۸۰ آغاز میشود. آن روزها متروی نیویورک یکی از ناامنترین و آشفتهترین نقاط شهر بود. دیوار واگنها سراسر دیوارنویسی شده بود، شیشههای شکسته مدتها تعمیر نمیشد، فرار از پرداخت کرایه به رفتاری عادی تبدیل شده بود و بسیاری از مردم از سوار شدن به مترو احساس ترس میکردند.
🟤بیشتر کارشناسان معتقد بودند باید با جرائم بزرگ مقابله کرد؛ اما مدیران مترو تصمیم دیگری گرفتند. آنها از کوچکترین بینظمیها شروع کردند. واگنهای آلوده به دیوارنویسی را پاک کردند، شیشههای شکسته را سریع تعویض کردند و با فرار از پرداخت کرایه برخورد جدیتری انجام دادند. این اقدامات بهتنهایی معجزه نکرد، اما یک پیام روشن داشت: «اینجا بینظمی امری عادی نیست و یکی هست که حواسش به همه چیز هست!»
🟠سالهای بعد، همزمان با اصلاحات گستردهتر، میزان بسیاری از جرائم کاهش یافت. این تجربه توجه جهان را به یک واقعیت مهم جلب کرد: بحرانهای بزرگ، اغلب از بیتوجهی به مشکلات کوچک آغاز میشوند.
🟡چند سال قبل تر از آن، دو جرمشناس آمریکایی، جیمز ویلسون و جورج کلینگ، نظریهای را مطرح کرده بودند که بعدها به «پنجره شکسته» مشهور شد. آنها میگفتند اگر یک پنجره شکسته برای مدت طولانی تعمیر نشود، این پیام به دیگران منتقل میشود که «اینجا کسی مسئول نیست.» همین پیام، احتمال تخریب بیشتر، قانونشکنی و حتی جرائم جدیتر را افزایش میدهد.
♦️اما آیا این نظریه واقعاً درست بود؟
🟣در سال ۲۰۰۸، سه پژوهشگر هلندی، کیس کایزر، سیگوارت لیندنبرگ و لیندا استگ تصمیم گرفتند این فرضیه را در دنیای واقعی آزمایش کنند. آنها خیابانها، پارکینگها و محلههای شهری را به آزمایشگاه خود تبدیل کردند.
🟥یکی از آزمایشها بسیار جالب بود. آنها روی فرمان دوچرخههای پارکشده یک برگه تبلیغاتی گذاشتند. وقتی دیوار کنار دوچرخهها تمیز بود، حدود یکسوم افراد برگه را روی زمین انداختند؛ اما وقتی همان دیوار پر از دیوارنویسی بود، این عدد تقریباً به دو برابر رسید. تنها تفاوت، وجود خط خطی های روی دیوار بود که پیام بی نظمی را مخابره می کرد
🟩در آزمایشی دیگر، پاکتی که بخشی از یک اسکناس از آن بیرون زده بود، در معرض دید رهگذران قرار گرفت. در محیطی مرتب، افراد کمتری وسوسه شدند آن را بردارند؛ اما در محیطی که زباله یا دیوارنویسی وجود داشت، احتمال برداشتن پاکت به شکل محسوسی افزایش یافت
🟦نتیجه سایر آزمایشها نیز همین پیام را تکرار میکرد. وجود چند چرخدستی رهاشده در پارکینگ باعث میشد افراد بیشتری زباله روی زمین بیندازند. حتی شنیدن صدای ترقه در جایی که استفاده از آن ممنوع بود، احتمال بیتوجهی مردم به قوانین دیگر را افزایش میداد. گویی قانونشکنی، رفتاری مسری است
🟫 این پدیده را «سرایت بینظمی» نامیدند آنها نشان دادند رفتار ما فقط محصول شخصیت و تربیت نیست؛ محیط نیز دائماً به ما پیام میدهد که چه رفتاری در اینجا طبیعی و قابل قبول است و چه رفتاری نه.
⚫️این قانون فقط درباره خیابانها و شهرها نیست؛ زندگی شخصی و سازمانها نیز از همین منطق پیروی میکنند: پوشهای از کارهای نیمهتمام روی میز، چند دقیقه تأخیر همیشگی، بیتوجهی به گلایه کوچک یک کارمند، قولی که بارها به تعویق افتاده، ورزشی که هر هفته به بهانهای کنار گذاشته میشود یا کتابی که همیشه قرار است «از فردا» خوانده شود، همگی پنجرههای شکسته زندگی ما هستند.
⚪️هیچکدام بهتنهایی فاجعه نمیآفرینند؛ اما تکرارشان آرامآرام استانداردهای ما را پایین میآورد. آنچه روزی استثنا بود، کمکم به عادت تبدیل میشود و همان عادتها آینده ما را میسازند.
🔴شاید به همین دلیل است که تغییرهای بزرگ، معمولاً با تصمیمهای بزرگ آغاز نمیشوند. آنها از همان لحظهای شروع میشوند که نخستین پنجره شکسته را تعمیر میکنیم؛ همان کار کوچک و سادهای که بارها از کنار آن گذشتهایم.
🟢پس بد نیست امروز از خودمان بپرسیم: پنجره شکسته زندگی یا سازمان من چیست؟ شاید پاسخ، تنها پنج دقیقه نظم بیشتر، یک گفتوگوی بهموقع، انجام یک قول قدیمی یا رسیدگی به یک مشکل کوچک باشد.
🔵گاهی تعمیر یک پنجره، فقط تعمیر یک پنجره نیست؛ بلکه اعلام این پیام است که «اینجا هنوز کسی هست که اهمیت میدهد.» و شاید مدیریت، پیش از آنکه هنر حل بحرانهای بزرگ باشد، هنر نادیده نگرفتن ترکهای کوچک است.
@management_simple
🔴تصور کنید وارد محلهای میشوید که شیشه یکی از ساختمانها شکسته است و هفتههاست کسی آن را تعمیر نکرده. دیوارها پر از خطخطی است، زبالهها گوشه خیابان رها شدهاند و کسی هم ظاهراً اهمیتی نمیدهد. به نظر شما نفر بعدی که از آنجا عبور میکند، چقدر احتمال دارد زبالهاش را روی زمین بیندازد یا به اموال عمومی آسیب بزند؟
🔵داستان از دهه ۱۹۸۰ آغاز میشود. آن روزها متروی نیویورک یکی از ناامنترین و آشفتهترین نقاط شهر بود. دیوار واگنها سراسر دیوارنویسی شده بود، شیشههای شکسته مدتها تعمیر نمیشد، فرار از پرداخت کرایه به رفتاری عادی تبدیل شده بود و بسیاری از مردم از سوار شدن به مترو احساس ترس میکردند.
🟤بیشتر کارشناسان معتقد بودند باید با جرائم بزرگ مقابله کرد؛ اما مدیران مترو تصمیم دیگری گرفتند. آنها از کوچکترین بینظمیها شروع کردند. واگنهای آلوده به دیوارنویسی را پاک کردند، شیشههای شکسته را سریع تعویض کردند و با فرار از پرداخت کرایه برخورد جدیتری انجام دادند. این اقدامات بهتنهایی معجزه نکرد، اما یک پیام روشن داشت: «اینجا بینظمی امری عادی نیست و یکی هست که حواسش به همه چیز هست!»
🟠سالهای بعد، همزمان با اصلاحات گستردهتر، میزان بسیاری از جرائم کاهش یافت. این تجربه توجه جهان را به یک واقعیت مهم جلب کرد: بحرانهای بزرگ، اغلب از بیتوجهی به مشکلات کوچک آغاز میشوند.
🟡چند سال قبل تر از آن، دو جرمشناس آمریکایی، جیمز ویلسون و جورج کلینگ، نظریهای را مطرح کرده بودند که بعدها به «پنجره شکسته» مشهور شد. آنها میگفتند اگر یک پنجره شکسته برای مدت طولانی تعمیر نشود، این پیام به دیگران منتقل میشود که «اینجا کسی مسئول نیست.» همین پیام، احتمال تخریب بیشتر، قانونشکنی و حتی جرائم جدیتر را افزایش میدهد.
♦️اما آیا این نظریه واقعاً درست بود؟
🟣در سال ۲۰۰۸، سه پژوهشگر هلندی، کیس کایزر، سیگوارت لیندنبرگ و لیندا استگ تصمیم گرفتند این فرضیه را در دنیای واقعی آزمایش کنند. آنها خیابانها، پارکینگها و محلههای شهری را به آزمایشگاه خود تبدیل کردند.
🟥یکی از آزمایشها بسیار جالب بود. آنها روی فرمان دوچرخههای پارکشده یک برگه تبلیغاتی گذاشتند. وقتی دیوار کنار دوچرخهها تمیز بود، حدود یکسوم افراد برگه را روی زمین انداختند؛ اما وقتی همان دیوار پر از دیوارنویسی بود، این عدد تقریباً به دو برابر رسید. تنها تفاوت، وجود خط خطی های روی دیوار بود که پیام بی نظمی را مخابره می کرد
🟩در آزمایشی دیگر، پاکتی که بخشی از یک اسکناس از آن بیرون زده بود، در معرض دید رهگذران قرار گرفت. در محیطی مرتب، افراد کمتری وسوسه شدند آن را بردارند؛ اما در محیطی که زباله یا دیوارنویسی وجود داشت، احتمال برداشتن پاکت به شکل محسوسی افزایش یافت
🟦نتیجه سایر آزمایشها نیز همین پیام را تکرار میکرد. وجود چند چرخدستی رهاشده در پارکینگ باعث میشد افراد بیشتری زباله روی زمین بیندازند. حتی شنیدن صدای ترقه در جایی که استفاده از آن ممنوع بود، احتمال بیتوجهی مردم به قوانین دیگر را افزایش میداد. گویی قانونشکنی، رفتاری مسری است
🟫 این پدیده را «سرایت بینظمی» نامیدند آنها نشان دادند رفتار ما فقط محصول شخصیت و تربیت نیست؛ محیط نیز دائماً به ما پیام میدهد که چه رفتاری در اینجا طبیعی و قابل قبول است و چه رفتاری نه.
⚫️این قانون فقط درباره خیابانها و شهرها نیست؛ زندگی شخصی و سازمانها نیز از همین منطق پیروی میکنند: پوشهای از کارهای نیمهتمام روی میز، چند دقیقه تأخیر همیشگی، بیتوجهی به گلایه کوچک یک کارمند، قولی که بارها به تعویق افتاده، ورزشی که هر هفته به بهانهای کنار گذاشته میشود یا کتابی که همیشه قرار است «از فردا» خوانده شود، همگی پنجرههای شکسته زندگی ما هستند.
⚪️هیچکدام بهتنهایی فاجعه نمیآفرینند؛ اما تکرارشان آرامآرام استانداردهای ما را پایین میآورد. آنچه روزی استثنا بود، کمکم به عادت تبدیل میشود و همان عادتها آینده ما را میسازند.
🔴شاید به همین دلیل است که تغییرهای بزرگ، معمولاً با تصمیمهای بزرگ آغاز نمیشوند. آنها از همان لحظهای شروع میشوند که نخستین پنجره شکسته را تعمیر میکنیم؛ همان کار کوچک و سادهای که بارها از کنار آن گذشتهایم.
🟢پس بد نیست امروز از خودمان بپرسیم: پنجره شکسته زندگی یا سازمان من چیست؟ شاید پاسخ، تنها پنج دقیقه نظم بیشتر، یک گفتوگوی بهموقع، انجام یک قول قدیمی یا رسیدگی به یک مشکل کوچک باشد.
🔵گاهی تعمیر یک پنجره، فقط تعمیر یک پنجره نیست؛ بلکه اعلام این پیام است که «اینجا هنوز کسی هست که اهمیت میدهد.» و شاید مدیریت، پیش از آنکه هنر حل بحرانهای بزرگ باشد، هنر نادیده نگرفتن ترکهای کوچک است.
@management_simple
❤1
💢مکان کنترل؛ درونی یا بیرونی!
🔴دو کارمند را تصور کنید که هر دو در ارزیابی عملکرد سالانه، امتیاز مطلوبی نگرفتهاند. نفر اول میگوید: «مدیر با من مشکل دارد، سیستم عادلانه نیست و هیچ تلاشی نتیجه نمیدهد.» نفر دوم، با وجود پذیرش کاستیهای سازمان، از خود میپرسد: «من چه مهارتی را باید تقویت کنم تا در ارزیابی بعدی بهتر ظاهر شوم؟» این تفاوت، فقط اختلاف در نوع نگاه نیست؛ بلکه بازتاب مفهومی است که روانشناس آمریکایی جولیان راتر (Julian Rotter) آن را «مکان کنترل» (Locus of Control) نامید.
🟢راتر در دهه ۱۹۶۰ نشان داد که انسانها از نظر منشأ کنترل رویدادهای زندگی، گرایشهای متفاوتی دارند. افرادی که مکان کنترل درونی دارند، معتقدند موفقیتها و شکستهایشان تا حد زیادی نتیجه انتخابها، تلاشها و رفتارهای خودشان است. در مقابل، کسانی که مکان کنترل بیرونی دارند، بیشتر شانس، تقدیر، شرایط محیطی یا رفتار دیگران را عامل اصلی نتایج میدانند.
🔵البته هیچ انسانی کاملاً درونی یا کاملاً بیرونی نیست. همه ما روی یک طیف قرار داریم و بسته به شرایط، ممکن است هر دو نوع نگرش را تجربه کنیم. اما گرایش غالب ما، تأثیر قابلتوجهی بر کیفیت تصمیمگیری، انگیزه، تابآوری و حتی رضایت از زندگی دارد.
🟤پژوهشهای متعدد نشان دادهاند افرادی که مکان کنترل درونی قویتری دارند، معمولاً مسئولیتپذیرترند، برای خود هدف تعیین میکنند، در برابر شکست زود تسلیم نمیشوند و بیشتر به دنبال یادگیری و اصلاح رفتار هستند. آنها شکست را نه یک بنبست، بلکه بازخوردی برای بهتر شدن میبینند. در مقابل، غلبه مکان کنترل بیرونی میتواند به احساس درماندگی، کاهش انگیزه و انتظار منفعلانه برای تغییر شرایط منجر شود.
🟠در مدیریت نیز این تفاوت بهخوبی دیده میشود. مدیری که همه مشکلات را به اقتصاد، قوانین، کمبود بودجه یا کارکنان نسبت میدهد، معمولاً فرصت اندکی برای تغییر ایجاد میکند. اما مدیری که میپرسد «در محدوده اختیارات من انجام چه اقداماتی ممکن است؟» حتی در شرایط دشوار نیز راههایی برای پیشرفت پیدا میکند.
🟡با اینحال، مکان کنترل درونی به معنای نادیده گرفتن واقعیتهای بیرونی نیست. رکود اقتصادی، تغییرات فناوری، بحرانهای اجتماعی یا تصمیمهای کلان، واقعیتهایی هستند که بر عملکرد افراد و سازمانها اثر میگذارند. تفاوت در این است که افراد دارای مکان کنترل درونی، پس از پذیرش این واقعیتها، تمرکز خود را بر بخش قابلکنترل ماجرا قرار میدهند.
🟣برای کارکنان، این نگرش پیام روشنی دارد. اگر به جای گلایه دائمی از مدیر، حقوق، قوانین یا همکاران، بخشی از انرژی خود را صرف یادگیری یک مهارت جدید، بهبود ارتباطات، افزایش کیفیت کار یا مدیریت زمان کنند، احتمال پیشرفت شغلی آنها بهمراتب بیشتر خواهد بود. شاید همه عوامل در اختیار ما نباشد، اما تقریباً همیشه میتوانیم کیفیت عملکرد خود را ارتقا دهیم.
⚫برای مدیران نیز مکان کنترل درونی یک مزیت راهبردی است. رهبرانی که مسئولیت نتایج را میپذیرند، فرهنگ یادگیری و پاسخگویی را در سازمان تقویت میکنند. در مقابل، اگر مدیر دائماً دیگران را مقصر بداند، این فرهنگ بهتدریج در سراسر سازمان گسترش مییابد و کارکنان نیز به جای حل مسئله، به دنبال یافتن مقصر خواهند بود.
⚪این مفهوم برای شهروندان نیز کاربرد فراوانی دارد. بسیاری از مسائل اجتماعی، اقتصادی یا فرهنگی ممکن است خارج از اختیار ما باشند، اما شیوه رانندگی، رعایت قانون، احترام به حقوق دیگران، صرفهجویی در منابع، مطالعه، ارتقای مهارتهای فردی، مشارکت در فعالیتهای داوطلبانه و تربیت صحیح فرزندان، همگی در حوزه انتخابهای ما قرار دارند. جامعه زمانی پیشرفت میکند که افراد، سهم خود را در بهبود شرایط جدی بگیرند.
🔴اگر میخواهید گرایش خود را بسنجید، هر زمان که با مشکلی روبهرو شدید، از خود سه پرسش بپرسید:
- چه بخشی از این وضعیت خارج از کنترل من است؟
- چه بخشی در اختیار من قرار دارد؟
- اولین اقدام کوچکی که همین امروز میتوانم انجام دهم چیست؟
همین سه پرسش، ذهن را از گلایه به اقدام منتقل میکند.
🟢تفاوت افراد موفق با دیگران همیشه در استعداد، سرمایه یا شانس نیست. بسیاری از آنها فقط یک عادت ذهنی متفاوت دارند: به جای تمرکز بر آنچه نمیتوانند تغییر دهند، بر آنچه در اختیارشان است تمرکز میکنند. این تغییر ساده، تصمیمهای بهتر، انگیزه بیشتر و احساس اثربخشی بالاتری ایجاد میکند. شاید نتوانیم همه اتفاقات زندگی را انتخاب کنیم، اما تقریباً همیشه میتوانیم نگرش و واکنش خود را انتخاب کنیم. و گاهی همین انتخاب، آغاز بزرگترین تغییرات فردی، سازمانی و اجتماعی است.
@management_simple
🔴دو کارمند را تصور کنید که هر دو در ارزیابی عملکرد سالانه، امتیاز مطلوبی نگرفتهاند. نفر اول میگوید: «مدیر با من مشکل دارد، سیستم عادلانه نیست و هیچ تلاشی نتیجه نمیدهد.» نفر دوم، با وجود پذیرش کاستیهای سازمان، از خود میپرسد: «من چه مهارتی را باید تقویت کنم تا در ارزیابی بعدی بهتر ظاهر شوم؟» این تفاوت، فقط اختلاف در نوع نگاه نیست؛ بلکه بازتاب مفهومی است که روانشناس آمریکایی جولیان راتر (Julian Rotter) آن را «مکان کنترل» (Locus of Control) نامید.
🟢راتر در دهه ۱۹۶۰ نشان داد که انسانها از نظر منشأ کنترل رویدادهای زندگی، گرایشهای متفاوتی دارند. افرادی که مکان کنترل درونی دارند، معتقدند موفقیتها و شکستهایشان تا حد زیادی نتیجه انتخابها، تلاشها و رفتارهای خودشان است. در مقابل، کسانی که مکان کنترل بیرونی دارند، بیشتر شانس، تقدیر، شرایط محیطی یا رفتار دیگران را عامل اصلی نتایج میدانند.
🔵البته هیچ انسانی کاملاً درونی یا کاملاً بیرونی نیست. همه ما روی یک طیف قرار داریم و بسته به شرایط، ممکن است هر دو نوع نگرش را تجربه کنیم. اما گرایش غالب ما، تأثیر قابلتوجهی بر کیفیت تصمیمگیری، انگیزه، تابآوری و حتی رضایت از زندگی دارد.
🟤پژوهشهای متعدد نشان دادهاند افرادی که مکان کنترل درونی قویتری دارند، معمولاً مسئولیتپذیرترند، برای خود هدف تعیین میکنند، در برابر شکست زود تسلیم نمیشوند و بیشتر به دنبال یادگیری و اصلاح رفتار هستند. آنها شکست را نه یک بنبست، بلکه بازخوردی برای بهتر شدن میبینند. در مقابل، غلبه مکان کنترل بیرونی میتواند به احساس درماندگی، کاهش انگیزه و انتظار منفعلانه برای تغییر شرایط منجر شود.
🟠در مدیریت نیز این تفاوت بهخوبی دیده میشود. مدیری که همه مشکلات را به اقتصاد، قوانین، کمبود بودجه یا کارکنان نسبت میدهد، معمولاً فرصت اندکی برای تغییر ایجاد میکند. اما مدیری که میپرسد «در محدوده اختیارات من انجام چه اقداماتی ممکن است؟» حتی در شرایط دشوار نیز راههایی برای پیشرفت پیدا میکند.
🟡با اینحال، مکان کنترل درونی به معنای نادیده گرفتن واقعیتهای بیرونی نیست. رکود اقتصادی، تغییرات فناوری، بحرانهای اجتماعی یا تصمیمهای کلان، واقعیتهایی هستند که بر عملکرد افراد و سازمانها اثر میگذارند. تفاوت در این است که افراد دارای مکان کنترل درونی، پس از پذیرش این واقعیتها، تمرکز خود را بر بخش قابلکنترل ماجرا قرار میدهند.
🟣برای کارکنان، این نگرش پیام روشنی دارد. اگر به جای گلایه دائمی از مدیر، حقوق، قوانین یا همکاران، بخشی از انرژی خود را صرف یادگیری یک مهارت جدید، بهبود ارتباطات، افزایش کیفیت کار یا مدیریت زمان کنند، احتمال پیشرفت شغلی آنها بهمراتب بیشتر خواهد بود. شاید همه عوامل در اختیار ما نباشد، اما تقریباً همیشه میتوانیم کیفیت عملکرد خود را ارتقا دهیم.
⚫برای مدیران نیز مکان کنترل درونی یک مزیت راهبردی است. رهبرانی که مسئولیت نتایج را میپذیرند، فرهنگ یادگیری و پاسخگویی را در سازمان تقویت میکنند. در مقابل، اگر مدیر دائماً دیگران را مقصر بداند، این فرهنگ بهتدریج در سراسر سازمان گسترش مییابد و کارکنان نیز به جای حل مسئله، به دنبال یافتن مقصر خواهند بود.
⚪این مفهوم برای شهروندان نیز کاربرد فراوانی دارد. بسیاری از مسائل اجتماعی، اقتصادی یا فرهنگی ممکن است خارج از اختیار ما باشند، اما شیوه رانندگی، رعایت قانون، احترام به حقوق دیگران، صرفهجویی در منابع، مطالعه، ارتقای مهارتهای فردی، مشارکت در فعالیتهای داوطلبانه و تربیت صحیح فرزندان، همگی در حوزه انتخابهای ما قرار دارند. جامعه زمانی پیشرفت میکند که افراد، سهم خود را در بهبود شرایط جدی بگیرند.
🔴اگر میخواهید گرایش خود را بسنجید، هر زمان که با مشکلی روبهرو شدید، از خود سه پرسش بپرسید:
- چه بخشی از این وضعیت خارج از کنترل من است؟
- چه بخشی در اختیار من قرار دارد؟
- اولین اقدام کوچکی که همین امروز میتوانم انجام دهم چیست؟
همین سه پرسش، ذهن را از گلایه به اقدام منتقل میکند.
🟢تفاوت افراد موفق با دیگران همیشه در استعداد، سرمایه یا شانس نیست. بسیاری از آنها فقط یک عادت ذهنی متفاوت دارند: به جای تمرکز بر آنچه نمیتوانند تغییر دهند، بر آنچه در اختیارشان است تمرکز میکنند. این تغییر ساده، تصمیمهای بهتر، انگیزه بیشتر و احساس اثربخشی بالاتری ایجاد میکند. شاید نتوانیم همه اتفاقات زندگی را انتخاب کنیم، اما تقریباً همیشه میتوانیم نگرش و واکنش خود را انتخاب کنیم. و گاهی همین انتخاب، آغاز بزرگترین تغییرات فردی، سازمانی و اجتماعی است.
@management_simple
❤2
💢آزمون کوتاه برای تشخیص اینکه آیا سازمان شما استراتژی دارد یا خیر
به این پنج سؤال پاسخ دهید.
۱. اگر بودجه شما نصف شود، اولین فعالیتی که حذف میکنید چیست؟
اگر پاسخ مشخصی ندارید، احتمالاً اولویتهای استراتژیک شما نیز مشخص نیست.
۲. اگر رقیب فردا قیمت محصولاتش را ۴۰ درصد کاهش دهد، آیا مجبور میشوید همان کار را انجام دهید؟
اگر پاسخ مثبت است، مزیت رقابتی ندارید؛ بلکه فقط در حال تقلید هستید.
۳. کدام مشتری را عمداً انتخاب کردهاید که به او خدمات ندهید؟
تقریباً تمام شرکتهای ضعیف یک ویژگی مشترک دارند:
میخواهند برای همه، بهترین باشند.
اما شرکتهای ماندگار دقیقاً میدانند برای چه کسانی ساخته نشدهاند.
۴. اگر مدیرعامل عوض شود، آیا استراتژی شرکت نیز عوض میشود؟
اگر پاسخ مثبت است، آنچه دارید استراتژی نیست؛ بلکه ترجیحات مدیرعامل است.
۵. آیا کارکنان خط مقدم میتوانند بر اساس استراتژی، بین دو تصمیم متناقض یکی را انتخاب کنند؟
اگر استراتژی نتواند تصمیمهای روزمره را هدایت کند، صرفاً یک فایل پاورپوینت زیباست.
✍آکادمی مدیریت استراتژیک
@management_simple
به این پنج سؤال پاسخ دهید.
۱. اگر بودجه شما نصف شود، اولین فعالیتی که حذف میکنید چیست؟
اگر پاسخ مشخصی ندارید، احتمالاً اولویتهای استراتژیک شما نیز مشخص نیست.
۲. اگر رقیب فردا قیمت محصولاتش را ۴۰ درصد کاهش دهد، آیا مجبور میشوید همان کار را انجام دهید؟
اگر پاسخ مثبت است، مزیت رقابتی ندارید؛ بلکه فقط در حال تقلید هستید.
۳. کدام مشتری را عمداً انتخاب کردهاید که به او خدمات ندهید؟
تقریباً تمام شرکتهای ضعیف یک ویژگی مشترک دارند:
میخواهند برای همه، بهترین باشند.
اما شرکتهای ماندگار دقیقاً میدانند برای چه کسانی ساخته نشدهاند.
۴. اگر مدیرعامل عوض شود، آیا استراتژی شرکت نیز عوض میشود؟
اگر پاسخ مثبت است، آنچه دارید استراتژی نیست؛ بلکه ترجیحات مدیرعامل است.
۵. آیا کارکنان خط مقدم میتوانند بر اساس استراتژی، بین دو تصمیم متناقض یکی را انتخاب کنند؟
اگر استراتژی نتواند تصمیمهای روزمره را هدایت کند، صرفاً یک فایل پاورپوینت زیباست.
✍آکادمی مدیریت استراتژیک
@management_simple
❤2