خدا و نظام قانونی سکولار
🔰کتاب «خدا و نظام قانونی سکولار» رویکردی جدید برای سیستم های سکولار ارائه می دهد که شامل یک ایده خداباوری در برابر تصورات ساده انگارانه و الحادی است.
🔰باورهای مذهبی ادیان مختلف منجر به ایجاد دولت مدرن شده است که به نظر می رسد باید سکولار باشد یک دیدگاه این است که دولت بر تمامی ادیان برتری دارد، از این رو به مرجع مذهبی سکولار خود تبدیل می شود که جانشین دین خواهد بود. دیدگاه دیگر این است که دولت در کنار مذهب قرار گرفته و هیچ مشکلی برای کنترل آن ندارد. همچنین استدلال می کند که تقلیل خدا و مذهب توسط دولت و تبدیل آن به یک مقوله ی سیاسی یا قانونی نوعی بت پرستی سیاسی و یا حتی کفر است.
🔰این استدلال به تمایز پیچیده ای از حوزه های مختلف زندگی و قدرت بستگی دارد. این استدلال پیش بینی توانایی اندیشمندان و نظام قانونی سکولار برای کار با ادیان به عنوان یک متحد و نه به عنوان یک هدف یا دشمن است.
🔰هدف نویسنده کتاب «خدا و نظام قانونی سکولار» این است که تعریف متفاوتی از رابطه بین خدا، دین، وجدان و قانون را ارائه دهد، و سیستم های قانونی #سکولار باید با احترام نسبت به این مفاهیم رفتار کنند.
سکولاریسم که برای اولین بار در فرهنگ مسیحیت غرب ظهور کرد، معادلی در سایر سنت های مذهبی و #مسیحیت شرق نداشته و فرآیند تمایز سکولار از نهادهای مذهبی است. قادر ساختن شهروندان برای زندگی و توسعه مشترک در یک چارچوب واحد، علی رغم اختلاف نظر در مورد اصول، هدف یک نظام قانونی سکولار است.
نویسنده معتقد است که به رسمیت شناختن خدا، سیستم های حقوقی سکولار را تقویت می کند، بدون این که هیچ یک از اصول #لیبرال دموکراتیک را قربانی کند، زیرا خدای متالگان سایر عقاید متالگال مانند برابری، حقوق انسانی و… را توسعه میدهد که این عقاید قلب تمامی سیستمهای دموکراتیک است./ ردنا
mafaz.ir/5569
@mafaz_news
🔰کتاب «خدا و نظام قانونی سکولار» رویکردی جدید برای سیستم های سکولار ارائه می دهد که شامل یک ایده خداباوری در برابر تصورات ساده انگارانه و الحادی است.
🔰باورهای مذهبی ادیان مختلف منجر به ایجاد دولت مدرن شده است که به نظر می رسد باید سکولار باشد یک دیدگاه این است که دولت بر تمامی ادیان برتری دارد، از این رو به مرجع مذهبی سکولار خود تبدیل می شود که جانشین دین خواهد بود. دیدگاه دیگر این است که دولت در کنار مذهب قرار گرفته و هیچ مشکلی برای کنترل آن ندارد. همچنین استدلال می کند که تقلیل خدا و مذهب توسط دولت و تبدیل آن به یک مقوله ی سیاسی یا قانونی نوعی بت پرستی سیاسی و یا حتی کفر است.
🔰این استدلال به تمایز پیچیده ای از حوزه های مختلف زندگی و قدرت بستگی دارد. این استدلال پیش بینی توانایی اندیشمندان و نظام قانونی سکولار برای کار با ادیان به عنوان یک متحد و نه به عنوان یک هدف یا دشمن است.
🔰هدف نویسنده کتاب «خدا و نظام قانونی سکولار» این است که تعریف متفاوتی از رابطه بین خدا، دین، وجدان و قانون را ارائه دهد، و سیستم های قانونی #سکولار باید با احترام نسبت به این مفاهیم رفتار کنند.
سکولاریسم که برای اولین بار در فرهنگ مسیحیت غرب ظهور کرد، معادلی در سایر سنت های مذهبی و #مسیحیت شرق نداشته و فرآیند تمایز سکولار از نهادهای مذهبی است. قادر ساختن شهروندان برای زندگی و توسعه مشترک در یک چارچوب واحد، علی رغم اختلاف نظر در مورد اصول، هدف یک نظام قانونی سکولار است.
نویسنده معتقد است که به رسمیت شناختن خدا، سیستم های حقوقی سکولار را تقویت می کند، بدون این که هیچ یک از اصول #لیبرال دموکراتیک را قربانی کند، زیرا خدای متالگان سایر عقاید متالگال مانند برابری، حقوق انسانی و… را توسعه میدهد که این عقاید قلب تمامی سیستمهای دموکراتیک است./ ردنا
mafaz.ir/5569
@mafaz_news
فردگرایی در معنویتهای نوپدید
💢فردگرایی در معنای تام خود اولویت دادن به آزادیهای حداکثری فرد در برابر جامعه و یکی از اصول نظامهای سیاسی #لیبرال(آزادیگرا) است که تنها حدود آزادیهای انسان را پایمال کردن حقوق دیگران ميداند.
💢از طرفی، توسعه و تعمیق این نگاه در دوره گذار به پسامدرن و شکلگیری ابرفردیتها که به دنبال خود-ابرازی مطلق و مقاومت در برابر اتوریته اجتماعیاند، نوعی پارادوکس بیپاسخ خلق میکنند که ازقضا، مهمترین انتقاد وارده به طرفداران فردگرایی است؛ بهواقع، بستر خود-ابرازیهای فرد فردهای مجزا، جایی نیست جز متن جامعه. به تعبیری، شرایط جامعه در شکوفایی انسان -که ذاتاً موجودی اجتماعی است- نقش محوری دارد.
💢به این ترتیب، از آنجا که شکوفایی انسان، منوط به حضور در دل جامعهای خاص است، ملاک حق داشتن -شکوفایی حق- موجب میشود در دوراهی فرد-جامعه، اولویت را به جامعه بدهیم. بر این اساس، فردگرایی نه در ساحت عقلانیت بدون علقه(منفصل) قابل دفاع است و نه در ساحت تقدم فرد بر اجتماع؛ ازاینرو، یکی از ایدههای اصلی که تصویر انسانشناسی #معنویتهای نوین را ترسیم میکند، دچار مشکل نظری جدی خواهد بود.
@mafaz_news
💢فردگرایی در معنای تام خود اولویت دادن به آزادیهای حداکثری فرد در برابر جامعه و یکی از اصول نظامهای سیاسی #لیبرال(آزادیگرا) است که تنها حدود آزادیهای انسان را پایمال کردن حقوق دیگران ميداند.
💢از طرفی، توسعه و تعمیق این نگاه در دوره گذار به پسامدرن و شکلگیری ابرفردیتها که به دنبال خود-ابرازی مطلق و مقاومت در برابر اتوریته اجتماعیاند، نوعی پارادوکس بیپاسخ خلق میکنند که ازقضا، مهمترین انتقاد وارده به طرفداران فردگرایی است؛ بهواقع، بستر خود-ابرازیهای فرد فردهای مجزا، جایی نیست جز متن جامعه. به تعبیری، شرایط جامعه در شکوفایی انسان -که ذاتاً موجودی اجتماعی است- نقش محوری دارد.
💢به این ترتیب، از آنجا که شکوفایی انسان، منوط به حضور در دل جامعهای خاص است، ملاک حق داشتن -شکوفایی حق- موجب میشود در دوراهی فرد-جامعه، اولویت را به جامعه بدهیم. بر این اساس، فردگرایی نه در ساحت عقلانیت بدون علقه(منفصل) قابل دفاع است و نه در ساحت تقدم فرد بر اجتماع؛ ازاینرو، یکی از ایدههای اصلی که تصویر انسانشناسی #معنویتهای نوین را ترسیم میکند، دچار مشکل نظری جدی خواهد بود.
@mafaz_news
معنویت بیمذهب در عصر جدید
♦️گسترش سبک زندگی و فرهنگ #لیبرال در زندگی روزانه مردم، ابزاری برای به عمل رساندن نظریههای فرهنگی غرب بود، اما نه غربِ متعهد به آرمانهای مدرنیته، بلکه انسانهای غربی که پس از بحرانهای حاصل از زندگی مدرن مانند جنگ جهانی دوم قرار گرفته و در بیاعتمادی به دنیایی قرار داشت که خودش بنیانگذار آن بود. قابل توجه است که معنویتگرایی جدید و عمومیتیافته در غرب، مختص به نوعی معنویتگرایی آمریکایی عنوان شده، اما در عصر ارتباطات و تشکیل دهکده جهانی، تفاوت ریشهای میان فرهنگ آمریکایی با جامعه اروپایی و دیگر جوامع وجود ندارد و هر جامعهای که فرهنگ غربی را پذیرفته باشد، جزئی از جامعه غرب محسوب میشود.
♦️معنویتگرایی فارغ از دین، به نحوی بیسابقه در حال رشد است و برخلاف پیشبینیهای محققان مبنی بر کنار گذاشتن دین از جامعه، جهان به جای حذف کامل #ادیان، شاهد تحریف ادیان سنتی به ادیان نوپدید شد. حال ادیان نوپدید با تعاریف جدید از معنویت، دنیای که معنوی اما غیرمذهبی را به زعم خود آغاز کردند. دقیقا آنچه در این دوره اتفاق افتاده، چیزی میان #الحاد و دینداری است که نهتنها خود را رازگرایی، جادوگری و... نمیداند، بلکه در کمال اعتماد بنفس، خویشتن را معنویتگرایی میخواند.
♦️از اولین و مهمترین بررسیها در علت کجفهمی و برداشتهای کژتاب معنویتهای #سکولار، بیمذهب و بریده از عالم وحی، شناخت چگونگی نگرش این جریانها نسبت به جهان پیرامون خویش است. در عصر ما از یک طرف، هویت این جنبشها را ظهور شبه #معنویتهای_نوظهور، دعوت به خود، مبارزه با ادیان و مذاهب الهی، ترویج #پلورالیسم دینی و معنوی، التقاط و... تشکیل میدهد و از طرف دیگر نیز آسیبهای تعریف توهمزا از انسان مانند درجهسازی انسان تا حد خدایی و... باعث شده تا این جریانها در معرض نقد قرار بگیرند.
🔚با همه این مسائل، معنویتگرایی جدید به عنوان یک جریان نامرئی، هم میتواند تهدیدی برای ادیان نهادینه بهشمار آید و هم زمینهای باشد تا این ادیان به برخی ظرفیتهای خود، نگاهی دوباره بیندازند.
@mafaz_news
♦️گسترش سبک زندگی و فرهنگ #لیبرال در زندگی روزانه مردم، ابزاری برای به عمل رساندن نظریههای فرهنگی غرب بود، اما نه غربِ متعهد به آرمانهای مدرنیته، بلکه انسانهای غربی که پس از بحرانهای حاصل از زندگی مدرن مانند جنگ جهانی دوم قرار گرفته و در بیاعتمادی به دنیایی قرار داشت که خودش بنیانگذار آن بود. قابل توجه است که معنویتگرایی جدید و عمومیتیافته در غرب، مختص به نوعی معنویتگرایی آمریکایی عنوان شده، اما در عصر ارتباطات و تشکیل دهکده جهانی، تفاوت ریشهای میان فرهنگ آمریکایی با جامعه اروپایی و دیگر جوامع وجود ندارد و هر جامعهای که فرهنگ غربی را پذیرفته باشد، جزئی از جامعه غرب محسوب میشود.
♦️معنویتگرایی فارغ از دین، به نحوی بیسابقه در حال رشد است و برخلاف پیشبینیهای محققان مبنی بر کنار گذاشتن دین از جامعه، جهان به جای حذف کامل #ادیان، شاهد تحریف ادیان سنتی به ادیان نوپدید شد. حال ادیان نوپدید با تعاریف جدید از معنویت، دنیای که معنوی اما غیرمذهبی را به زعم خود آغاز کردند. دقیقا آنچه در این دوره اتفاق افتاده، چیزی میان #الحاد و دینداری است که نهتنها خود را رازگرایی، جادوگری و... نمیداند، بلکه در کمال اعتماد بنفس، خویشتن را معنویتگرایی میخواند.
♦️از اولین و مهمترین بررسیها در علت کجفهمی و برداشتهای کژتاب معنویتهای #سکولار، بیمذهب و بریده از عالم وحی، شناخت چگونگی نگرش این جریانها نسبت به جهان پیرامون خویش است. در عصر ما از یک طرف، هویت این جنبشها را ظهور شبه #معنویتهای_نوظهور، دعوت به خود، مبارزه با ادیان و مذاهب الهی، ترویج #پلورالیسم دینی و معنوی، التقاط و... تشکیل میدهد و از طرف دیگر نیز آسیبهای تعریف توهمزا از انسان مانند درجهسازی انسان تا حد خدایی و... باعث شده تا این جریانها در معرض نقد قرار بگیرند.
🔚با همه این مسائل، معنویتگرایی جدید به عنوان یک جریان نامرئی، هم میتواند تهدیدی برای ادیان نهادینه بهشمار آید و هم زمینهای باشد تا این ادیان به برخی ظرفیتهای خود، نگاهی دوباره بیندازند.
@mafaz_news