علی بزرگیان: یک کتابی نی منتشر کرده به نام «صدایی که شنیده نشد». نظرسنجی از مردم تهران در سال ۵۵ است و تحلیل آن. نتایج نظرسنجی خیلی عجیبه. دو سال پیش از انقلاب پرسیدن مهمترین مسئلهی جامعه چیست؟ تنها ۳درصد مشکلات سیاسی رو انتخاب کردن. اکثریت گفتند آب و برق و گاز.
https://goo.gl/2c136H
لیلا پاپلی: همین مبحثی که در مورد کتاب «صدایی که...» نوشتهاید در کتاب «سیاستهای خیابانی» [از آصف بیات] هم خیلی خوب بیان شده؛ همین که مسئلهی اصلی در دههی پنجاه زندگی روزمره بوده، بهویژه در محلات حاشیهای.
https://goo.gl/6Y1I0L
#پیشخان
@kaaghaz
https://goo.gl/2c136H
لیلا پاپلی: همین مبحثی که در مورد کتاب «صدایی که...» نوشتهاید در کتاب «سیاستهای خیابانی» [از آصف بیات] هم خیلی خوب بیان شده؛ همین که مسئلهی اصلی در دههی پنجاه زندگی روزمره بوده، بهویژه در محلات حاشیهای.
https://goo.gl/6Y1I0L
#پیشخان
@kaaghaz
احمد محمود سال ۱۳۷۶ رمان«آدم زنده»، نوشتهی خودش، را برای فرار از سانسور به نام ممدوح بن عاطل ابونزال، که مثلاً نویسندهای عراقی است، منتشر کرد.
https://goo.gl/0fzDmg
#سانسور #برای_اطلاع
@kaaghaz
https://goo.gl/0fzDmg
#سانسور #برای_اطلاع
@kaaghaz
Forwarded from احساننامه
فهرست نامزدهای کتاب سال در حوزه ادبیات اعلام شد. اینها نامزدهای بخش داستان ترجمه هستند. امسال هم در بین نامزدهای معتبرترین جایزه کتاب کشورمان هیچ رمان ایرانی نیست @ehsanname
آرامگاه ناصر خسرو در یمگان بدخشان، افغانستان. از توییتر حسن کریمی:
https://goo.gl/AOMBZn
#کاغذ_مصور
@kaaghaz
https://goo.gl/AOMBZn
#کاغذ_مصور
@kaaghaz
Forwarded from Khabgard | خوابگرد
📚 فروغ با سی سال تأخیر!
کتاب «زنی تنها، فروغ و شعرش» به فارسی منتشر شد (تهران: نشر هنوز ۱۳۹۵). این کتاب را مایکل هیلمن در ۱۹۸۷ نوشته بود، و سرانجام، پس از سی سال، همراه با پیشگفتاری که مولف بر ترجمۀ فارسی نوشته است، به دنیای فارسیزبانان آمد.
«زنی تنها» بررسی مستند زندگی و اشعار فرخزاد در فضای فرهنگی روشنفکران ایرانی در دهههای ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ است.
اگر این کتاب زودتر به فارسی منتشر شده بود، علاقهمندان زندگی و شعر فرخزاد این روزها از خواندن برخی وقایع زندگی فرخزاد شگفتزده نمیشدند. تقریباً همۀ آنچه را اخیراً در نظر بعضی مخاطبان نویافته تلقی شده، مایکل هیلمن در کتابش آورده بود.
@KhabGard
متن کامل یادداشت سایه اقتصادینیا دربارهی این کتاب را در راهک بخوانید:
https://raahak.com/?p=11896
کتاب «زنی تنها، فروغ و شعرش» به فارسی منتشر شد (تهران: نشر هنوز ۱۳۹۵). این کتاب را مایکل هیلمن در ۱۹۸۷ نوشته بود، و سرانجام، پس از سی سال، همراه با پیشگفتاری که مولف بر ترجمۀ فارسی نوشته است، به دنیای فارسیزبانان آمد.
«زنی تنها» بررسی مستند زندگی و اشعار فرخزاد در فضای فرهنگی روشنفکران ایرانی در دهههای ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ است.
اگر این کتاب زودتر به فارسی منتشر شده بود، علاقهمندان زندگی و شعر فرخزاد این روزها از خواندن برخی وقایع زندگی فرخزاد شگفتزده نمیشدند. تقریباً همۀ آنچه را اخیراً در نظر بعضی مخاطبان نویافته تلقی شده، مایکل هیلمن در کتابش آورده بود.
@KhabGard
متن کامل یادداشت سایه اقتصادینیا دربارهی این کتاب را در راهک بخوانید:
https://raahak.com/?p=11896
«دنیا زشتی کم ندارد.
زشتیهای دنیا بیشتر بود اگر آدمی بر آنها دیده بسته بود.
اما آدمی چارهساز است.»
از گفتار فیلم«خانه سیاه است»، ابراهیم گلستان، متن در کتاب«گفتهها»چاپ شده
#بریده_کتاب
@kaaghaz
زشتیهای دنیا بیشتر بود اگر آدمی بر آنها دیده بسته بود.
اما آدمی چارهساز است.»
از گفتار فیلم«خانه سیاه است»، ابراهیم گلستان، متن در کتاب«گفتهها»چاپ شده
#بریده_کتاب
@kaaghaz
«وجدان بیدار» یکی از سه کتابی است که میرحسین موسوی پیشنهاد کرد خوانده شود. کتاب دربارهٔ زندگانی کاستلیو و قیام او علیه کالون در سدهٔ شانزدهم است. برشی از آن را بخوانید:
#بریده_کتاب
@kaaghaz
#بریده_کتاب
@kaaghaz
«"پشهای در نبرد پیل"؛ این توصیف را سباستین کاستلیو در یادداشتی بر نسخهٔ چاپ بازل "ستیزنامه" خود با کالوٙن آورده است و در وهلهٔ نخست، غریب جلوه میکند و نهچندان بهدور از گزافهپردازیهای اومانیستی. اما کاستلیو این سخنان را نه به گزافه میگوید و نه از سر رندی.
این ازجانگذشتهٔ دلیر میخواهد با چنین مقایسهٔ تند و تیزی به دوستش، آمرباخ، بفهماند که نیک میداند با نشاندن آشکارای کالونِ خشکاندیش بر سکوی اتهامِ قتلِ انسانی دیگراندیش و بدینسان نابود کردن آزادی وجدان در درون جنبش اصلاح دینی، به چه نبرد نابرابری، با حریفی زورمند، دست یازیده است.
از همان آغاز کاستلیو در این معرکهٔ خطرخیز کِلک را همچون نیزهٔ نبرد به دست میگیرد، خود از ناتوانی هر درگیریِ ناب ِ وجدانی در برابر قدرتی استبدادمنش، پرتوان و پرخاشگر و آسیبناپذیر بهخوبی آگاه است و از همینرو به بدفرجامی چنین خطر کردنی. آخر چگونه میتوان با دست تهی یکتنه با چون کالونی به جنگ برخاست و پیروز شد؟با کسی که هزارانهزار تن هواخواه اویند و افزون بر آن، دستگاه تعرضجوی قدرت حکومت نیز در پشت سر اوست؟ کالون به مدد توانایی شگفتانگیزش در سازماندهی توانسته بود تمامی یک شهر، تمامی یک سرزمین و هزارانهزار شهروندِ تا بدان روز آزادِ آن را به دستگاهی یکسره فرمانبردار تبدیل کند، هرگونه استقلالی را از ریشه براندازد و هرگونه آزاداندیشی را به سود مکتب انحصارگرای خود نابود کند. هر آنچه در هر جا نشانهای از قدرت دارد، در سیطرهٔ اقتدار بیچونوچرای اوست: همهٔ مقامات و اختیارات و مناصب کلیسایی، از شهرداری و دانشگاه و محاکم گرفته تا مالیّه و مدارس و زندانها، از گزمگی گرفته تا کشیشی، و هر آنچه به نوشتن درمیآید و هر آنچه به گفتن.
[...]
اما مخالفخوان او، سباستین کاستلیو، مردی آرمانخواه و تنها که به نام نامی آزادی اندیشهٔ انسانی در برابر این استبدادمنشی فکری– این یکی از بسیارها– قد برافراشته است. او کیست؟ در سنجش با قدرت شگرف بیکرانهٔ کالون براستی پشهای است در برابر پیل. هیچ است و هیچکس. نه نفوذی دارد، نه ثروتی. معلمی است فقیر و دستبهدهان که هرچندگاه با ترجمهای یا چند ساعتی تعلیم در خانهها شکم زن و فرزندان را سیر نگاه میدارد. آوارهای خانهبهدوش و محروم از حقوق شهروندی و سکونت دائم، مردی در غربت مضاعف.»
وجدان بیدار (تساحل یا تسامح) | اشتفان تسوایگ | سیروس آرینپور | نشر فرزان روز | ۲۵۴ص، رقعی | ۲۰ هزار تومان
#پیشنهاد_دیگران #بریده_کتاب
@kaaghaz
این ازجانگذشتهٔ دلیر میخواهد با چنین مقایسهٔ تند و تیزی به دوستش، آمرباخ، بفهماند که نیک میداند با نشاندن آشکارای کالونِ خشکاندیش بر سکوی اتهامِ قتلِ انسانی دیگراندیش و بدینسان نابود کردن آزادی وجدان در درون جنبش اصلاح دینی، به چه نبرد نابرابری، با حریفی زورمند، دست یازیده است.
از همان آغاز کاستلیو در این معرکهٔ خطرخیز کِلک را همچون نیزهٔ نبرد به دست میگیرد، خود از ناتوانی هر درگیریِ ناب ِ وجدانی در برابر قدرتی استبدادمنش، پرتوان و پرخاشگر و آسیبناپذیر بهخوبی آگاه است و از همینرو به بدفرجامی چنین خطر کردنی. آخر چگونه میتوان با دست تهی یکتنه با چون کالونی به جنگ برخاست و پیروز شد؟با کسی که هزارانهزار تن هواخواه اویند و افزون بر آن، دستگاه تعرضجوی قدرت حکومت نیز در پشت سر اوست؟ کالون به مدد توانایی شگفتانگیزش در سازماندهی توانسته بود تمامی یک شهر، تمامی یک سرزمین و هزارانهزار شهروندِ تا بدان روز آزادِ آن را به دستگاهی یکسره فرمانبردار تبدیل کند، هرگونه استقلالی را از ریشه براندازد و هرگونه آزاداندیشی را به سود مکتب انحصارگرای خود نابود کند. هر آنچه در هر جا نشانهای از قدرت دارد، در سیطرهٔ اقتدار بیچونوچرای اوست: همهٔ مقامات و اختیارات و مناصب کلیسایی، از شهرداری و دانشگاه و محاکم گرفته تا مالیّه و مدارس و زندانها، از گزمگی گرفته تا کشیشی، و هر آنچه به نوشتن درمیآید و هر آنچه به گفتن.
[...]
اما مخالفخوان او، سباستین کاستلیو، مردی آرمانخواه و تنها که به نام نامی آزادی اندیشهٔ انسانی در برابر این استبدادمنشی فکری– این یکی از بسیارها– قد برافراشته است. او کیست؟ در سنجش با قدرت شگرف بیکرانهٔ کالون براستی پشهای است در برابر پیل. هیچ است و هیچکس. نه نفوذی دارد، نه ثروتی. معلمی است فقیر و دستبهدهان که هرچندگاه با ترجمهای یا چند ساعتی تعلیم در خانهها شکم زن و فرزندان را سیر نگاه میدارد. آوارهای خانهبهدوش و محروم از حقوق شهروندی و سکونت دائم، مردی در غربت مضاعف.»
وجدان بیدار (تساحل یا تسامح) | اشتفان تسوایگ | سیروس آرینپور | نشر فرزان روز | ۲۵۴ص، رقعی | ۲۰ هزار تومان
#پیشنهاد_دیگران #بریده_کتاب
@kaaghaz
کاغذ
«وجدان بیدار» یکی از سه کتابی است که میرحسین موسوی پیشنهاد کرد خوانده شود. کتاب دربارهٔ زندگانی کاستلیو و قیام او علیه کالون در سدهٔ شانزدهم است. برشی از آن را بخوانید: #بریده_کتاب @kaaghaz
#توضیح: آقای فلاحی، از همراهان «کاغذ»، یادآوری کردند که کتاب «وجدان بیدار» را مترجم بنام زبان فارسی، عبدالله توکل، هم با نام «کالون و قیام کاستلیون» ترجمه کرده است. مشخصات این کتاب را برای دوستانی که مایل به خواندن این ترجمه هستند در زیر میآوریم:
کالون و قیام کاستلیون | اشتفان تسوایگ | عبدالله توکل | نشر مرکز | ۲۱۰ص، رقعی | ۱۲۹۰۰ تومان
@kaaghaz
کالون و قیام کاستلیون | اشتفان تسوایگ | عبدالله توکل | نشر مرکز | ۲۱۰ص، رقعی | ۱۲۹۰۰ تومان
@kaaghaz
امروز، ۱۴ فوریه، روز جهانی هدیه دادن کتاب هم بود؛ این هم پوسترش. متأسفانه ما دیر فهمیدیم و گذشت. البته شاید یک روز تأخیر ایرادی نداشته باشد!
منبع:
https://goo.gl/5oYE83
#کاغذ_مصور
@kaaghaz
منبع:
https://goo.gl/5oYE83
#کاغذ_مصور
@kaaghaz
Forwarded from Khabgard | خوابگرد
تصویری ناب و کمتر دیده شده از فروغ فرخزاد در کنار دوستعلیخان معیرالممالک، نوه ناصرالدینشاه قاجار.
عکاس: استاد هادی شفاییه
فرزانه ابراهیمزاده
https://goo.gl/bdjtMr
#کاغذ_مصور
@kaaghaz
عکاس: استاد هادی شفاییه
فرزانه ابراهیمزاده
https://goo.gl/bdjtMr
#کاغذ_مصور
@kaaghaz
#توضیح
عکس کمتر دیده شدهٔ فروغ و دوستعلیخان که در مطلب بالا منتشر کردهایم در اصل از کانال تلگرامی «تو مشغول مردنت بودی» است. گویا عکس از آرشیو میرعلیرضا میرعلینقی است که در اختیار این کانال گذاشته.
https://telegram.me/tomashghulemordanatboudi
عکس کمتر دیده شدهٔ فروغ و دوستعلیخان که در مطلب بالا منتشر کردهایم در اصل از کانال تلگرامی «تو مشغول مردنت بودی» است. گویا عکس از آرشیو میرعلیرضا میرعلینقی است که در اختیار این کانال گذاشته.
https://telegram.me/tomashghulemordanatboudi
«عشق اول» سه داستان از دو غول ادبیات روسیه، تورگنیف و داستایفسکی، است که سروش حبیبی ترجمهشان کرده. بخشی از معرفی را در زیر و متن کامل را در لینک بخوانید:
https://goo.gl/2zUG6C
@kaaghaz
https://goo.gl/2zUG6C
@kaaghaz
ایوان تورگنیف «عشق اول» را بر اساس آنچه خودش در دوران نوجوانی از سر گذرانده بود پرداخته است. داستان از زبان مردی چهل ساله روایت میشود. ولادیمیر پتروویچ پس از پایان ضیافتی شبانه در جرگهی دوستان به شرح اولین عشقش میپردازد، عشقی که سالها پیش در شانزدهسالگی بر دلش نشسته بود. دلدار ولادیمیرِ جوان پرنسسی تنگدست اما زیبا بود که خود عشق دیگری در دل داشت. آنچه بیش از پیش دل شکستهی ولادیمیر را به درد میآورد شناختن کسی است که پرنسس زیناییدا تماماً تسلیم عشق او بوده است. راوی از پس سالها هنوز توصیهی پدرش را در آن هنگام به خاطر دارد که خطاب به او نوشته بود: «فرزندم از عشق زنان بترس! از این سعادت، از این زهر شیرین و فریبنده بر حذر باش…».
متن کامل معرفی را در لینک بخوانید:
https://goo.gl/2zUG6C
عشق اول | تورگنیف، داستایفسکی | سروش حبیبی | انتشارات فرهنگ معاصر | ۲۷۴ص، رقعی | ۲۰هزار تومان
#پیشنهاد_کتاب #معرفی_کتاب
@kaaghaz
متن کامل معرفی را در لینک بخوانید:
https://goo.gl/2zUG6C
عشق اول | تورگنیف، داستایفسکی | سروش حبیبی | انتشارات فرهنگ معاصر | ۲۷۴ص، رقعی | ۲۰هزار تومان
#پیشنهاد_کتاب #معرفی_کتاب
@kaaghaz
پول و اقتصاد {کتابی برای آشنایی کودکان با اقتصاد}، نوشتهی داریوش آشوری، از اولین کتابهای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، دیماه ۱۳۴۹.
حسین نوروزی
https://goo.gl/SmqFut
@kaaghaz
حسین نوروزی
https://goo.gl/SmqFut
@kaaghaz
#کاغذ_مصور
اینجا پاتریارک پاندز است، در داونتاون مسکو. جایی که در «مرشد و مارگریتا»، بزودمنی و برلیوز اتفاقی با ولند روبهرو میشوند. عکس و توضیح از لیلی کریمووا:
https://goo.gl/CvCiwU
@kaaghaz
اینجا پاتریارک پاندز است، در داونتاون مسکو. جایی که در «مرشد و مارگریتا»، بزودمنی و برلیوز اتفاقی با ولند روبهرو میشوند. عکس و توضیح از لیلی کریمووا:
https://goo.gl/CvCiwU
@kaaghaz