کاغذ
5.68K subscribers
815 photos
34 videos
54 files
734 links
کاغذ، رسانۀ کتاب
دربارهٔ کتاب و خواندنی‌های دیگر


«تنها توصیه‌ای که یک نفر می‌تواند دربارهٔ خواندن به دیگری بکند این است که به او بگوید هیچ توصیه‌ای دراین‌باره نپذیرد.»/ ویرجینیا وولف

در شبکه‌های اجتماعی دیگر:
Instagram.com/kaaqaz
Twitter.com/kaaqaz
Download Telegram
معرفی و پیشنهاد کتاب تازه: نظریه‌های منفی‌باف
محمدرضا مردانیان

کتاب نظریه‌های منفی‌باف با عنوان فرعی «چگونه پژوهش- کنشگری همه‌چیز را به نژاد، جنسیت و هویت ربط می‌دهد و چرا این مسئله به ضرر همه است»، یکی از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین آثار منتشرشدهٔ دههٔ اخیر در حوزهٔ کنشگری است. نویسندگان که خودشان اهل آکادمی، فعال فرهنگی و کنشگر اجتماعی هستند، با شجاعت و وضوحی تحسین‌برانگیز، نشان می‌دهند چگونه اندیشه‌های پست‌مدرن، که روزی فقط در فضای محدود دانشکده‌های علوم انسانی جریان داشت، امروز به نیرویی فرهنگی بدل شده که بسیاری از بحث‌های اخلاقی و سیاسی زمانهٔ ما را شکل می‌دهد.

پلاک‌روز و لینزی ریشه‌های این جریان را از فلسفهٔ شک‌گرایانه و منفی‌بافانهٔ متفکرانی چون میشل فوکو، ژاک دریدا و فرانسوا لیوتار تا نظریه‌های مدرنِ نژاد، جنسیت و هویت دنبال می‌کنند. از نظر آنان، نقد قدرت و دانش که در بدو ماجرا، ابزاری برای فهم بهتر و درست‌تر نابرابری‌ها بود، به ایدئولوژی‌ای بدل شده که قدرت را تنها معیار حقیقت می‌داند و عقل، شواهد و مدارک و ارزش‌های جهان‌شمول انسانی را چیزهایی به‌مثابهٔ ابزار سرکوب معرفی می‌کند.

یکی از نقاط قوت اصلی کتاب، وضوح و سادگی بیان آن است. نویسندگانْ مفاهیم دشوار و انتزاعی را به زبانی روشن و قابل‌فهم توضیح می‌دهند، بی‌آن‌که دست به ذبح معانی و مفاهیم عمیق بزنند. هر فصل شاخه‌ای از «پست‌مدرنیسم کاربردی» را معرفی و نقد کرده و نشان می‌دهد چگونه نیت‌های نخستین عدالت‌خواهانه در مسیرشان در نهایت به نتایج معکوس منجر شده‌اند.

در دل این کتاب، دفاعی قاطعانه از لیبرالیسم کلاسیک قرار دارد؛ نه به‌عنوان برچسبی سیاسی بلکه به‌عنوان سنتی فکری و اخلاقی که بر خرد، حقوق فردی و گفت‌وگوی آزاد استوار است. نویسندگان هشدار می‌دهند که این سنت که زیربنای پیشرفت علمی و تکوین جامعهٔ مدرن بوده، اکنون زیر فشار و ضرب ایدئولوژی‌هایی قرار گرفته که هویت را جایگزین حقیقت و احساس را جایگزین منطق و عقلانیت کرده‌اند.

پیام نویسندگان ساده اما ژرف است: اگر حقیقت به مسئله‌ای از جنس قدرت تبدیل شود، عدالت حقیقی دیگر میسر نخواهد بود. این هشدار، نه‌‌فقط برای غرب، بلکه برای کشورهایی مثل ایران نیز اهمیت دارد؛ جایی که ایدئولوژی و «حق انحصاری در تفسیر حقیقت» سال‌هاست مانع گفت‌وگوی آزادانه شده است. این کتاب یادآور می‌شود که حتی در جوامع به‌اصطلاح آزاد هم، دگماتیسم فکری می‌تواند از دل «عدالت‌خواهی» سر بیرون برآورد.

نویسندگان با وجود انتقادهای تند به ایدئولوژی‌های این‌چنینی، اما منصفانه برخورد می‌کنند. آنان اذعان دارند که نظریه‌های نژاد و جنسیت به بی‌عدالتی‌های حقیقی اشاره کرده‌اند، اما تأکید می‌کنند که طرد و نفی خردگرایی و عینیت، تحت لوای هواداری از عدالت، در نهایت به زیان همان هدف‌هاست. نقد آن‌ها علیه موضوع و هدف عدالت نیست، بلکه علیه نظریه‌هایی است که عدالت را تحریف می‌کنند.

گرچه برخی منتقدان می‌گویند کتاب در ساده‌سازی اندیشه‌های پیچیده اغراق کرده، اما به نظرم همین سادگی نقطهٔ قوت آن است. نظریه‌های منفی‌باف دریچه‌های گفت‌وگویی ضروری را در باب معنای حقیقت، آزادی و برابری در دنیای امروز می‌گشاید.

در پایان باید این را اضافه کنم که این کتاب دفاعیه‌ای متهورانه از آزادی فکری است. یادآوری می‌کند که جست‌وجوی حقیقت، محتاج تواضع، شجاعت و آمادگی برای گفت‌وگو با دیدگاه‌های مخالف است. نظریه‌های منفی‌باف برای هرکسی که دل‌نگران افول خرد و گفت‌وگو در سپهر عمومی است و برای کسانی که اشکال دیگری از همین تعصب را تجربه کرده‌اند، هم راهنماست و هم الهام‌بخش.

▪️نظریه‌های منفی‌باف: چگونه پژوهش–کنشگری همه‌چیز را به نژاد، جنسیت و هویت ربط می‌دهد – و چرا این مسئله به ضرر همه است | هلن پلاک‌رز، جیمز لینزی | ترجمهٔ مسعود یوسف‌حصیرچین | نشر کتاب پارسه | ۴۵۵ صفحه، رقعی | ۵۹۵,۰۰۰ تومان

▪️ Original title:
Cynical theories (2020), Helen Pluckrose & James Lindsay

#معرفی_کتاب_تازه

@kaaqaz
برای من، قدرتِ کلمه تنها راه نزدیک‌شدن به یک واقعیت پنهان است. هر آدمی نه‌فقط شخصیتی واقعی، که در آن واحد شخصیتی خیالی هم هست. من هم به جهان خیال تعلق دارم و هم به جهان واقعیت. در هر دو قلمرو حضور دارم. شما هم همین‌طور.
▪️لاسلو کراسناهورکایی


لاسلو کراسناهورکایی، نویسندهٔ مجارستانی، برندهٔ جایزهٔ نوبل ادبیات شد.

نشریهٔ پاریس ریویو، که مصاحبه‌های ادبی‌اش مشهور است، در تابستان ۲۰۱۸ با کراسناهورکایی هم گفت‌وگویی داشته. امروز، به مناسبت بردن جایزهٔ نوبل، دسترسی به این گفت‌وگو را آزاد و رایگان کرده که می‌توانید در این لینک بخوانید.

#خبر

@kaaghaz
گفت‌وگو با دکتر علی‌اشرف صادقی،
دربارهٔ تاریخ زبان فارسی


«زبان فارسی از کجای تاریخ آغاز می شود؟
چرا زبان فارسی یک زبان ملی است؟
در این گفت‌وگو با دکتر علی‌اشرف صادقی همراه شدیم و به سفری در دل تاریخ ایران رفتیم. از میان بابلیان، عیلامیان، پارسیان و پارتیان گذشتیم و در دل شاهنشاهی‌های هخامنشی و اشکانی و ساسانی به گشت‌وگذار پرداختیم و رشتهٔ تداوم زبان فارسی را دنبال کردیم. از شما نیز می‌خواهیم در این سفر جالب و حیرت‌انگیز با ما همراه شوید.
راستی نظر شما چیست؟ آیا زبان فارسی زبان ملی ایرانیان است؟»

نسخهٔ صوتی در تلگرام:
https://t.iss.one/aliashrafsadeqi/621

نسخهٔ تصویری در تلگرام:
https://t.iss.one/aliashrafsadeqi/622

نسخهٔ تصویری در یوتیوب:
https://youtu.be/jP4qj7nXA8g?si=KnRKYQtvf59u_oja

@kaaghaz
مؤلف در برابر ناشر
جولین بارنز


نویسندگان، خوب یا بد، به ناشران نیاز دارند (همچنین بالعکس) و رابطهٔ این دو، در گیرودار سلیقه و دوستی و پول، ممکن است، نه کمتر از رابطهٔ زن و شوهری، که درست به همان اندازه پیچیده و بادوام و نامتقارن باشد، چرا که نویسنده بی‌درنگ درمی‌یابد ناشرش نه فقط آثار او، که آثار نویسندگان دیگر را هم منتشر می‌کند. این مسئله می‌تواند خیلی راحت به هم‌چشمی و حسادت بینجامد. تام ماشلر سالیان سال بود که آثار رمان‌نویس ایرلندی، برایان مور، را در انتشارات جاناتان کیپ به چاپ می‌رساند. همچنین نشر آثار فیلیپ راث هم در دست او بود. همسر مور، جین، به شوخی می‌گفت ماشلر مثل زنش با مور رفتار می‌کند و با راث مثل معشوقش. البته این‌ها تنها نقش‌های موجود نیستند.

سه رمانِ نخست فلوبر –مادام بوواری، سالامبو و تربیت احساساتی– را میشل لِوی منتشر کرد و میان این دو نفر از شوخی زن و معشوق خبری نبود. رابطه‌ای که فلوبر بنا کرد کاملاً مشخص و سرراست بود: او در جایگاه هنرمند قرار داشت و ناشرش در جایگاه کاسب. این سؤال هم هرگز به وجود نیامد که ناشر باید از کدام در وارد خانهٔ فلوبر در کرواسه بشود، چون فلوبر هیچ‌وقت او را به خانه‌اش دعوت نکرد.

▪️پاره‌ای از تازه‌ترین جستار جولین بارنز دربارهٔ رابطه فلوبر و ناشرش در نشریهٔ نقد کتاب لندن، ترجمهٔ مهرداد اصیل

@kaaghaz
این با ما نیست که بگوییم زنده خواهیم ماند یا خواهیم مرد. آدم برای این زنده است که به زندگی ادامه دهد. زندگی مثل کار می‌ماند، پس بهتر این که آن را به انجام رساند نه این که هر جا مشکل شد نیمه‌کاره ولش کرد.
...
قلعه مالویل نوشته‌ی روبر مرل ترجمه‌ی محمد قاضی
کتاب کورش بزرگ: زندگی و جهانداری بنیادگذار شاهنشاهی ایران به قلم زنده‌یاد دکتر علیرضا شاپور شهبازی (انتشارات دانشگاه پهلوی شیراز، ۱۳۴۹) هنوز یکی از بهترین کتاب‌های تحقیقی موجود به زبان فارسی دربارهٔ کورش بزرگ است. به جای کتاب‌های بازاری، این کتاب خوب و عالمانه را بخوانید.

احسان شواربی


این کتاب در سال ۱۳۴۹ منتشر شده و جایزهٔ بهترین کتاب سال سلطنتی را هم برده (بر اساس صفحهٔ ویکی‌پدیای کتاب). چاپ فعلی آن ظاهراً این کتاب است. نمی‌دانم با اجازهٔ مالک یا مالکان اثر چاپ شده یا نه، و احیاناً دخل و تصرفی در متن شده یا نه:

▪️کورش بزرگ: زندگی و جهانداری | پروفسور علیرضا شاپور شهبازی | انتشارات کتابسرای میردشتی | ۳۹۲ ص. رقعی تمام گلاسه | ۵۹۰,۰۰۰ تومان

#پیشنهاد_دیگران

@kaaghaz
Forwarded from سَنْگ و سُخَن
اخلاق حرفه‌ای (ethics) یا اخلاق فردی (morality)
سرمقاله‌نویس روزنامه‌ی شرق از کدام اخلاق حرف می‌زند؟
---
در شماره‌ی ۱۰ آبان روزنامه‌ی شرق، سردبیر سابق این روزنامه، جناب احمد غلامی یادداشت کوتاهی نوشته‌اند با عنوان «هراس ماکس وبر» و در انتها اشاره کرده‌اند که «برای نوشتن این یادداشت از مقاله‌ی Max Weber’s Lessons for Democracies Under Siege نوشته‌ی انریکه کراوزه استفاده شده است.» (تلفظ درست نام خانوادگی نویسنده در اسپانیایی کراوسه است.) از قضا در شماره‌ی ۹۸ اندیشه‌پویا که حدود دو هفته پیش منتشر شده این مقاله با اندکی تلخیص به ترجمه‌ی من چاپ شده است و خیلی عجیب می‌نماید اگر آقای غلامی اتفاقاً مطلبی را که ۵ سپتامبر در «پراجکت سیندیکت» منتشر شده بود تازه دو ماه بعد و پس از انتشار ترجمه‌ی فارسی آن، به انگلیسی، خوانده باشند و یادداشت‌شان را از روی متن اصلی انگلیسی نوشته باشند، به‌ویژه که این نشریه بسیار پرکار است و هیچ مطلبی را در پیشخوان آن نمی‌توان دید که برای بیش از دو سه هفته پیش باشد. از طرفی دیگر، باورش سخت است که آقای غلامی با این سابقه‌ی مطبوعاتی از انتشار این ترجمه در اندیشه‌پویا اطلاع نداشته باشند. گزینه‌ی محتمل‌تر برای من این است که ایشان به دلایلی دوست نداشته‌اند زحمت گروه دیگری را در مطبوعات کشور لایق اعتبار و ارجاع بدانند و حداقل اشاره‌ای به آن کنند تا خواننده‌ی علاقمند بتواند کل متن را به فارسی بخواند.
این به کنار، از خواندن یادداشت مزبور به‌نظرم رسید این یادداشت برای توضیح موضوع بیش‌ازحد کوتاه و ساده‌کننده است. در بخش‌هایی از یادداشت ایشان می‌خوانیم: «وبر خواهان نوعی سیاست اخلاق‌محور اما عمل‌گرایانه بود که میان احساس و عقل تعادل ایجاد کند»، یا «او بیش از هرچیز می‌خواست سیاست را «اخلاقی» کند، همان رویکردی که آن را اخلاق مسئولیت می‌نامید.»
با توجه به اینکه جناب احمد غلامی در پایان یادداشت‌شان رئیس‌جمهورهای پیشین ایران را خیلی عجولانه با عناوین «اخلاق باور» و «اخلاق مسئولیت» برچسب‌گذاری کرده‌اند به‌نظرم رسید ایشان یا از ابتدا قصد مصادره به مطلوب داشته‌اند یا مقصودشان از اخلاق را روشن بیان نکرده‌اند، نقصی که باعث خلط دو مفهوم متفاوت و گمراهی خواننده می‌شود: اخلاقیات (ethics) اصول یا نظام عقلانی‌ای‌ست که به‌شکلی سیستماتیک و بیرونی شیوه‌ی رفتار انسان را هدایت می‌کند و می‌توان آن را به اخلاق حرفه‌ای نیز تعبیر کرد، و اخلاق (morality) یک‌جور وجدان فردی‌ست که بر اساس احساس و باورهای ارزشی و به‌شکل درونی عمل می‌کند. وبر مشخصاً از ethics حرف می‌زد و «اخلاقیات باور» را از این رو مذموم می‌دانست که به احساسات افراد چنگ می‌زند و خود را در باورهای اخلاقی (moral) افراد جای می‌دهد و یقین آنها را برمی‌انگیزد، درحالی که «اخلاقیات مسئولیت» گرچه شورمند است اما با خویشتن‌داری و استقلال رأی و مسئولیت‌پذیری همراه است.
بنابراین واضح است که وبر به‌هیچ‌وجه نمی‌خواست سیاست را آن‌طور که ما از این واژه می‌فهمیم «اخلاقی» (moral) کند یا «تعادلی بین عقل و احساس» برقرار کند. برعکس معتقد بود کسانی که تلاش می‌کنند باورهای اخلاقی را وارد سیاست کنند، باورهایی مثل «از نیکی جز نیکی برنمی‌خیزد و از بدی جز بدی»، ساده‌لوح و از نظر سیاسی خردسال‌اند. اما اگر منظور آقای غلامی از نوشتن این یادداشت این بوده که به درستی به سیاستمداران توصیه ‌کنند به اخلاق حرفه‌ای (ethics) پایبند باشند مطمئناً نباید روزنامه‌نگاری را از این قاعده مستثنا بدانند.
---
@sang_o_sokhan
Forwarded from کاغذ
آنچه را مکر پنهان می‌دارد گذر زمان آشکار خواهد کرد؛ و آن‌کس که گناهانش را کتمان می‌کند عاقبت به مضحکهٔ شرم گرفتار خواهد شد.

از شکسپیر
▪️King Lear, Act I, Scene I

#نقل_قول

@kaaghaz
نویسندهٔ آرژانتینی و سنّت
خورخه لوئیس بورخس
ترجمهٔ امین هاشمی

متن حاضر مکتوب یک سخنرانی است که بورخس آن را به سال ۱۹۵۱ در دانشگاه آزاد تحصیلات تکمیلی در بوئنوس آیرس ایراد کرد. بورخس در این سخنرانی موضع خود را در مسئلۀ رابطۀ نویسندگان آرژانتینی و سنّت تعریف کرده و در جبهۀ مقابل ناسیونالیست‌های محافظه‌کار می‌ایستد. او این باور که نویسنده می‌بایست در آثار خود تصویرسازی‌ها و علائم بومیِ کشورش را به کار ببرد رد کرده و تعلق اثری ادبی به یک فرهنگ را در اموری به‌مراتب ظریف‌تر، همچون «احتیاط» و «کم‌گوییِ» خاص آرژانتینی می‌جوید.

#جستارومقاله

@kaaghaz
شاید اگر آینده چنان وجود ملموس و منفردی داشت که ذهنی تواناتر می‌توانست آن را تصور کند، آن گاه گذشته این‌قدر اغواگر نمی‌بود.

از ولادیمیر نابوکوف

▪️Transparent things

#نقل_قول

@kaaghaz
.
چند سطر دربارهٔ ابن‌سینا و زبان پارسی
احسان شواربی


... باید که مر خادمان مجلس بزرگ وی را کتابی تصنیف کنم به پارسی دری که اندر وی اصلها و نکتهای پنج علم از علمهای حکمت پیشینگان گرد آورم به غایت مختصر
– ابن‌سینا، مقدمهٔ دانشنامهٔ علائی


‏از ابن‌سینا دست‌کم دو کتاب به زبان پارسی به روزگار ما رسیده است: دانشنامهٔ علائی و رگ‌شناسی. چند اثر پارسی دیگر نیز به او منسوب است. باقی آثار او مانند قانون و شفا به عربی است که در آن سده‌ها زبان میانجی علم در سرزمین‌های اسلامی بود، چنانکه امروز انگلیسی زبان میانجی علم است.

ابن‌سینا دانشنامهٔ علائی را در اصفهان برای علاءالدوله محمد بن دشمنزیار کاکویه به زبان پارسی نوشت. این کتاب، چنانکه از نامش پیداست، دانشنامه‌ای است در پنج بخش: علم منطق، علم طبیعیات، علم هیئت، علم موسیقی و علم آنچه بیرون از طبیعت است (مابعدالطبیعه).

ابن‌سینا در دانشنامهٔ علائی، همچون بیرونی در التفهیم، برای بسیاری از مفاهیم علمی و فلسفی، به جای واژه‌های رایج عربی، برابرهای پارسی برگزید، مانند: علم انگارش (ریاضیات)، علم برین (مابعدالطبیعه)، علم ترازو (منطق)، اندریافت (ادراک)، ایستاده‌به‌خود (قائم بالذات)، چرایی (علت)، ...

بستناکی (انجماد)، جنبش (حرکت)، جنبش‌دار (متحرک)، بی‌گسستگی (لاینقطع)، بویایی (شامه)، بینایی (باصره)، چشایی (ذائقه)، شنوایی (سامعه)، بسودنی (ملموس)، مایه (ماده)، نهاد (وضع)، چهارسو (مربع)، سه‌سو (مثلث)، شمار (عدد)، سربه‌سر (مساوی)، میانجی (واسطه)، میانگین (متوسط)‌ و جز اینها.

‏بهره‌گیری ابن‌سینا از واژه‌های پارسی بر فیلسوفان و حکیمان هم‌عصر و پس از او مانند ابوعبید جوزجانی، ناصر خسرو، محمد غزالی و افضل کاشانی نیز تأثیر داشت. نه تنها بسیاری از این واژه‌ها به نوشته‌های آنان راه یافت، بلکه خود نیز بر این قیاس واژه‌های پارسی تازه‌ای برگزیدند.

‏در این زمینه نگاه کنید به مقالهٔ زنده‌یاد دکتر محمد معین دربارهٔ لغات فارسی ابن‌سینا و مقالهٔ زنده‌یاد دکتر حسین خطیبی دربارهٔ سبک نثر فارسی ابن‌سینا در جلد دوم جشن‌نامهٔ ابن‌سینا، به کوشش دکتر ذبیح‌الله صفا (تهران: سلسلهٔ انتشارات انجمن آثار ملی).


#یادداشت #زبان_فارسی

@kaaghaz
کاغذ pinned «نویسندهٔ آرژانتینی و سنّت خورخه لوئیس بورخس ترجمهٔ امین هاشمی متن حاضر مکتوب یک سخنرانی است که بورخس آن را به سال ۱۹۵۱ در دانشگاه آزاد تحصیلات تکمیلی در بوئنوس آیرس ایراد کرد. بورخس در این سخنرانی موضع خود را در مسئلۀ رابطۀ نویسندگان آرژانتینی و سنّت تعریف…»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بریده‌ای از گفت‌وگوی محمدرضا جعفری، مدیر نشر نو و فرزند عبدالرحیم جعفری (بنیانگذار نشر امیرکبیر)، با پژمان موسوی.

لینک گفت‌وگو در یوتیوب

#مصاحبه #سانسور

@kaaghaz
Forwarded from نور سیاه
ابیات بحث‌برانگیز شاهنامه

ابیات بحث‌برانگیز شاهنامه از پژوهش‌های مهمی است که در سالیان اخیر دربارهٔ شاهنامه منتشر شده است؛ اثری مرجع و سودمند برای شاهنامه‌پژوهی. پژوهشگری که به‌طور جدی با شاهنامه سروکار دارد، برای آشنایی دقیق‌تر و آسان‌تر با پیشینهٔ مباحث و پژوهش‌ها، ناچار از مراجعه به این کتاب است.

در این کتاب مجموعهٔ مباحث مربوط به ابیات بحث‌برانگیز شاهنامه، که تا پایان سال ۱۳۸۵، در نشریات ادواری، مجموعه‌های مقالات و جشن‌نامه‌ها منتشر شده، فهرست و موضوعات آن با اختصار مشخص شده است. روش کار و شیوهٔ عرضهٔ اطلاعات در این اثر سنجیده، منظم و موجز است و زحمت زیادی برای تدوین آن کشیده شده است.

مؤلفان این کتاب را غمی نباید بود اگر برخی پژوهشگرانِ ناانصاف، به مدد کار آنان، در وقت خود صرفه‌جویی کنند و بر رونق تحقیقشان بیفزایند و حتی اشاره‌ای به کتابشان نکنند؛ چراکه این اثر، فارغ از این رفتارها، در زمرهٔ آثار مهم شاهنامه‌پژوهی جای دارد. نام مؤلفان بی‌تردید در شمار خادمان شاهنامه در صحیفهٔ ایام ثبت خواهد شد و این کتاب را می‌توان از جملهٔ باقیات‌الصالحاتِ مرکز نشر میراث مکتوب دانست.

https://t.iss.one/n00re30yah
دل رؤیا گرفته؛ چه کابوسی، مگه نه!
نه خورجینی، نه اسبی، نه فانوسی، مگه نه!
نه گلدسته، نه محراب، نه ناقوسی، مگه نه!
بر این تخت شکنجه، نه طاووسی، مگه نه!

در این خواب بدِ بد، من و تو خوب خوبیم.
من و تو شرق و غربیم، شمالیم و جنوبیم.

چه تصویر غریبی؛ همه بی‌سر، مگه نه!
یکی شده با زمین، بال کفتر، مگه نه!
گل قالی سرِ دار پلاسیده، مگه نه!
سر چل‌گیس قصه تراشیده، مگه نه!

نترس از این سیاهی
تو شب‌تابی، مگه نه!
نترس از مرگ دریا
خود آبی، مگه نه!


در این خواب بد بد، من و تو خوب خوبیم.
من و تو شرق و غربیم، شمالیم و جنوبیم.

هنوز دست تو تنها خودِ سازه، مگه نه!
با تو جمعهٔ دلگیر چه دل‌بازه، مگه نه!
صدای تو بی‌پایان، سرآغازه، مگه نه!
خواب این شرم شرقی چقدر نازه، مگه نه!

– شهیار قنبری
مسعود یوسف حصیرچین، مترجم خوشفکر، چند روزی است که در بازداشت به سر می‌برد – یکی از هزاران...
شعر معروف «عقاب» از آلفرد لرد تنیسن، به ترجمهٔ علی اسدالهی (شاعر) که او نیز در بازداشت است – یکی از هزاران...

فشارد به چنگ آنک او پاره‌سنگ،
در آفاقِ خالی، به نزدیکِ خورشیدِ زرینه‌رنگ،
بـاِستاده و در کبودآسمان گشته غرق.

ز تیغِ قلل بنگرد با دو دیده،
خروشیده‌دریا به زیرش خزیده،
فرود آید او همچو یک‌ رعدوبرق.
کاغذ pinned «دل رؤیا گرفته؛ چه کابوسی، مگه نه! نه خورجینی، نه اسبی، نه فانوسی، مگه نه! نه گلدسته، نه محراب، نه ناقوسی، مگه نه! بر این تخت شکنجه، نه طاووسی، مگه نه! در این خواب بدِ بد، من و تو خوب خوبیم. من و تو شرق و غربیم، شمالیم و جنوبیم. چه تصویر غریبی؛ همه بی‌سر،…»
بلشویک‌ها به انترناسیونالیسم مارکسیستی پایبند بودند و ناسیونالیسم را آگاهی کاذبی می‌دانستند. با وجود این از جاذبه‌اش برای مردم آگاه بودند و می‌دانستند که اگر در صدد نابودی آن برآیند، گرایش به رشد نشان می‌دهد. از این رو می‌کوشیدند مرتکب این اشتباه نشوند. راهبردشان ناسیونالیسم‌های غیرروس بود، نه‌تنها با استفادهٔ اداری از زبان‌های بومی و کمک به فرهنگ‌های ملی، بلکه همچنین با تأسیس ادارات جداگانهٔ منطقه‌ای، که از سطح جمهوری (مثل اوکراین) آغاز می‌شد و تا شوراهای روستایی پیش می‌رفت (تعدادی ناحیهٔ خودمختار یهودی، بلاروسی، روسی لتونیایی، یونانی و غیره در دل جمهوری اوکراین شکل گرفت). این یکی از تناقض‌نماهای شوروی بود که ساختارهای اداری‌اش نه‌تنها از هویت‌های ملی حمایت می‌کردند، بلکه به ایجاد آن‌ها کمک هم می‌کردند.

▪️تاریخ فشردهٔ اتحاد شوروی | شیلا فیتس‌پاتریک | ترجمهٔ حسن افشار | نشر مرکز | ۲۲۴ ص. رقعی، شومیز

#بریده_کتاب

@kaaghaz
‏آنچه در طلبش هستیم اغلب از دست می‌گریزد، و این بیش از همه در نویدبخش‌ترینِ اوقات رخ می‌دهد؛ آرزوهامان اغلب آن‌گاه به بار می‌نشینند که هیچ امیدی بدان‌ها نیست و یأس بیش از پیش در دل‌ها خانه کرده است.

از شکسپیر

▪️ All's well that ends well, act 2, scene 1

#نقل_قول

@kaaghaz