تحلیل مسائل اجتماعی ایران
301 subscribers
55 photos
7 videos
70 links
یادداشت های علی میرزامحمدی
دانش آموخته دکترای جامعه‌شناسی
Download Telegram
روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان

🔺مجمع عمومی سازمان ملل متحد در ۱۷ اکتبر ۱۹۹۹ میلادی نامگذاری این روز را به عنوان روزی جهانی تصویب کرد. این تاریخ به خاطر قتل وحشیانه سه خواهر میرابال، فعالان سیاسی اهل جمهوری دومینیکن انتخاب شده‌ است.

🔺خواهران میرابال: پاتریا، مینروا و ماریا ترزا که در خانواده‌ای کشاورز از طبقه متوسط به دنیا آمدند، در جمهوری دومینیکن زندگی نسبتاً راحتی داشتند.

🔺اما با به قدرت رسیدن رافائل تروخیو، دیکتاتور خشن، در سال ۱۹۳۰، زنجیره‌ای از حوادث به راه افتاد که خواهران میرابال را رادیکال کرد و آن‌ها را به رهبران مقاومت تبدیل کرد.

🔺این خواهران، چندین بار دستگیر شدند و بار‌ها جان خود را برای جنبش خود به خطر انداختند، تا اینکه در نهایت در سال ۱۹۶۰ ترور شدند. اما تلاش آن‌ها بیهوده نبود.

این داستان خواهران میرابال، فعالان نترس دومینیکن است که به انقلابی منجر شد که در نهایت رافائل تروخیو را سرنگون کرد
4
متن زیر ترجمه انگلیسی یکی از یادداشت هایم در روزنامه ستاره صبح به عنوان سرمقاله است که توسط خانم سبا ادیبی ترجمه شده است. علی میرزامحمدی

Reread a note
International Day Against Violence Against Women

From spousal abuse to spousal murder
Dr. Ali Mirzamohammadi-sociologist_ editorial in Setareh Sobh newspaper

The murder of a young woman in Ahvaz by her husband in a heinous way and its publication in cyberspace and media has brought another social shock to the society and once again highlighted violence against women as a problem and social harm in public opinion. Unfortunately, admitting that the possibility of persecuting people in the family is twice as much as outside the family, is a bitter issue and shows the tragedy of family violence in Iran and the world.
There are several points to be mentioned regarding the explanation of this type of murder and similar cases:

 The first point is that the husband's use of violence against his wife is more common in families whose members witnessed or experienced parental violence during their childhood. Also, this violence is seen more in cultures and sub-cultures, whose values, norms, attitudes and beliefs confirm and strengthen the husband's violence against the women of the family.

The important point in this tragedy from the point of view of criminology is that the killer and the victim knew each other fairly well through their family and marital relationship, which played a decisive role in the development of the crime. According to the theory of "David Lockenbeal", behaviors, actions, arguments and conversations in this type of murders have a specific pattern. The victim did something that was considered a threatening move from the attacker's point of view, and the attacker retaliated verbally or with a move that ended in the tragedy of murder. According to this, wife killing may be done with a previous decision and plan, or a critical moment and instant madness, or accidentally and unintentionally.

In the person-centered explanations of this type of murders, one can focus on the personal characteristics of the husband and his family and attribute it to violent upbringing, the possibility of mental illness and nervous weakness and inability to self-control, failure and feelings of deprivation and ignorance and extreme adherence to violent customs and poverty. attributed culture. In structural explanations, violence against women is a reflection of the structures of sexual and economic inequality in society. In other words, men's violence against their wives is not a violation of the social order, but on the contrary, it is the confirmation of a certain type of social order and is caused by the socio-cultural belief that women are not equal to men.
In this regard, one of the most important factors in the repetition of honor killings is the structure through which men consider legal evasion and favoritism to their benefit in resorting to violence against their wives; Because the culture that governs our family and society is sometimes such that men's violence against women is not considered unusual, and women are sometimes victimized.

One of the reasons for wife killing is that, despite husbands' violence against women in various dimensions, most women do not report the violent situation of their lives to others, legal authorities, and influential people for various reasons. These violences form the reserves that are gradually completed with the tragedy of murder.
👇👇👇
3
👆👆👆👆👆
 In some regions of Iran, due to some tribal, tribal, and tribal traditions and customs, a significant population of women get married at a young age and sometimes forced by the family. It is possible that some of these women at the peak of their intellectual maturity, due to the violent behavior of their husbands and because of the disgrace of divorce and the man's authority over divorce, as well as ignorance and ignorance, seek the only way to run away from home. If their return to the family is not under the supervision and control of government institutions, family counseling centers and influential traditional institutions and the safety of this category of women is not guaranteed, the possibility of honor killings will increase.The last point is about the necessity of social policy to control the process of wife killing in families. Unfortunately, the structure of families has been damaged due to economic conditions and social and cultural crises, and until these crises are resolved, there can be little hope of reducing family violence and such tragedies. In addition to controlling these crises, revising the current laws and passing new laws in order to deal with aggressive people and protect women can be a way forward.
Also, based on valid research on practical measures at the individual level, we should not neglect the effects of legal and family counseling and the influence of well-known local people in controlling the emotions of men who intend to kill their wives.
 
In general, in societies where there is child marriage and forced family marriage, the gate of legitimate divorce (for women) is closed, and there is a false definition of honor and honor in the society, and if legal levers are not used to stand against violence, violence against women will continue to be repeated. became.
👍3🔥1
🔻ابومفلس های سپهر سیاسی ایران

👈روزنامه ستاره صبح ۳۱ خرداد ۱۴۰۱

علی میرزامحمدی (جامعه شناس)


🔻ابومفلس پیشکار قصر کوفه، شخصیت تاریخی سریال مختارنامه است که به احتمال، بیشتر از مبنای مستندات تاریخی بر اساس خلاقیت های نویسنده فیلم نامه شخصیت پردازی شده است. وجه جالب این شخصیت آن است که او در سلسله دولت های مختلف که یکی توسط دیگری سرنگون و جایگزین می شود بدون تغییر ابقا می شود و هیچ حکومتی نیازی به تغییر او احساس نمی کند؟!

🔻دکتر سریع القلم نیز در ریشه یابی مشکلات ایران در نحوه تفکر غالب ایرانیان به مواردی اشاره می کند که یکی از آنها چندشخصیتی بودن است؛ به این معنا که فرد، گرایش و منش سیاسی مشخص ندارد و با توجه به تغییرات سیاسی جامعه، رنگ عوض می کند. فردی، هم در دولت سازندگی و هم دولت اصلاحات صاحب سمت است و هم در دوره حاکمیت اصول گرایان و نو اصول گرایان سمت دارد؟

🔻متاسفانه چند شخصیتی بودن، در محافل سیاسی با رنگ و لعاب «تعامل و انعطاف سیاسی و مدیریتی» توجیه می شود.

🔻اصطلاح" ابومفلس های مدیریتی "  به ما کمک می‌کند تا با کنکاش در تغییرات دولتها به ویژه پس از پیروزی انقلاب به پس زمینه های رشد تیپی مدیران در سطوح مختلف بپردازیم که با رویکرد محافظه کارانه خود، سکون و ایستایی  را در صحنه  مدیریتی حاکم می کنند.

🔻مردان " کت و شلوار و ... . شیفتگان تقویم و مناسبت که با سخنرانی های بی محتوای خود حرفی برای گفتن ندارند. در قاموس فکری این تیپ مدیران خلاقیت و نوآوری جایی ندارد. آنها به جای نوآوری و خلاقیت به ذخایر بخشنامه های سالهای گذشته متوسل می‌شوند و با  حاکمیت دیوانسالاری، خلاقیت و نوآوری را خفه می کنند. آنها هرگز فرصت طرح مسایل و مشکلات حوزه کاری خود را نمی‌دهند و با تحریف و تغییر مسایل و به حاشیه راندن فرصت تغییرات مثبت را از صاحبان خلاقیت و نوآوری می‌گیرند.

🔻در این فضای ساکن و ایستا صاحبان خلاقیت و نوآوری منزوی می‌شوند و کارکنان با بهره هوشی زیرمتوسط فرصت جولان پیدا می‌کنند!؟

🔻ابومفلس های مدیریتی هرچند منشاء تحول مثبت نیستند اما بواسطه آنکه حساسیت و انتقاد سیاسی را بر نمی انگیزند، همچنان بر اریکه قدرت تکیه می زنند.

🔻ابومفلس های سپهر سیاسی ایران، را با عبارت «چند زیستان سیاسی» نیز می توان توصیف نمود؛ آنها محاسبه گرانی هستند که برای برافراشته نگه داشتن پرچم منافع خود، در نسیمگاه‌های سیاسی رنگ عوض می‌کنند.

🔻آنها برای حیات سیاسی خود به کاربست استراتژی‌ها متوسل می‌شوند. برای مثال اعضای یک خانواده بزرگ در تصمیمی محاسبه گرانه به دو گروه تقسیم می‌شوند. برخی از آنها مدعی گرایش اصول گرایی و برخی دیگر مدعی اصلاح طلبی می‌شوند. در دهه 90 نیز برخی مدعیان اصول گرایی خانواده به گرایش اعتدال گرایی نزدیک می‌شوند؟

به این شیوه این خانواده در تغییرات سیاسی کشور، سهمی کم و بیش از قدرت را کسب می‌کنند. به این معنا که اگر اصول گرایان در راس قدرت باشند، اعضای دیگر خانواده را زیر پروبال حمایت خود قرار می‌دهند و در برابر انتقادهای هم حزبی‌های خود به در هم شکستن مصالح حزبی، مدعی عمل فراجناحی و استفاده از تخصص نیروها می‌شوند و این را به نفع مصالح حزبی قلمداد می‌کنند.

🔻در مقیاسی بزرگتر ما با هم این گونه خانواده‌ها سروکار داریم که با یکدیگر پیوند خویشاوندی دارند‌. ابومفلس ها یا به عبارت صحیح‌تر چند زیستان سیاسی در هر جو سیاسی، قدرت تنفس و حیات دارند. با وجود چند زیستان سیاسی، گردش نخبگان روی نمی‌دهد.

🔻در چنین فضایی تغییر مدیریتها صوری و ظاهری است و معدود افرادی نیز که فرصت راهیابی به نظام مدیریتی را خواهند داشت از طریق حامی طلبی و حامی پروری، مجری سیاستهایی خواهند بود که تقویت کننده شبکه آقازاده‌ها است.

🔻 شبکه ابومفلس ها یا چند زیستان سیاسی فضایی مصنوعی برای شور و اشتیاق انتخابات خلق می‌کنند، اما در عمل نمی‌توانند به تحقق مطالبات وعده داده شده تن بدهند.

🔻رشد جریان اصلاح طلبی با رشد قارچی شبکه ابومفلس ها یا  چند زیستان سیاسی متوقف شده و حتی به عقب رانده شده است. آنها براساس «استراتژی فاخته ای» با تظاهر و ابراز علاقه ابزاری، با امکانات و هزینه‌های متعلق به اصلاحات، پرورش و رشد می‌یابند تا در زمان مناسب با حذف و سقوط نیروهای واقعی اصلاحات، خود در سپهر سیاسی به پرواز درآیند!؟

🔻شبکه چند زیستان سیاسی فساد اقتصادی را نهادینه و مبارزه با آنرا دشوار می‌کنند. نشاط سیاسی و فرهنگی را از جامعه می‌گیرند و برنامه ریزی برای توسعه را به ویروس آمارسازی‌ کاذب آلوده می‌کنند. در بستر چنین شبکه‌ای، اصول گرایان به وصول گرا مبدل می‌شوند، اصلاح طلبان طریق فرصت طلبی در پیش می‌گیرند و اعتدال گرایان به انفعال می‌گرایند!؟

ادامه و متن کامل در لینک زیر:

https://telegra.ph/Ali-07-11-9
👏3
🔺ایرانیان و خشونت در فضای مجازی

✍️دکتر علی میرزامحمدی(جامعه شناس)


@iransocialproblems

🔺خشونت ، رفتاری است که در آن فرد تلاش می‌کند با استفاده از زور، خواسته خود را به دیگران تحمیل ‌کند. این زور در فضای مجازی، با محتوای تولید شده نوشتاری، دیداری و شنیداری و تلفیقی از آنها اعمال می‌شود.

برخی از مهمترین جلوه‌های خشونت در فضای مجازی را می‌توان موارد زیر دانست:

🔹تمسخر و تحقیر:
محتواهای تسمخرآمیز در فضای مجازی شامل نگارش جمله های طنز آمیز و نسبت دادن القاب زشت و ناپسند، کاریکاتور، تقلید گویش‌ها و لهجه‌های اقوام و ملت ها و... می‌باشد. استفاده از استعاره‌بازی مجازی مانند صداگذاری، تلفیق تصاویر و القای شباهت بین حیوانات و انسان‌ها جلوه‌های بصری و شنیداری جذابی را خلق می‌کند که دستمایه تمسخر و تحقیر است.

🔹خشونت‌های هویتی:
در این نوع، به نگرش‌ها، ویژگی‌ها و روحیات متمایز کننده فرد، گروه، قوم یا ملتی دیگر توهین و تعرض می‌شود. هویت جنسی، شغلی، قومی، زبانی، و ملی آماج خشونت‌های مجازی هستند.

در این نوع، خشونت‌هایی قابل رصد است که در آن افراد به خاطر تغییر جنسیت(مبتنی بر قانون و شریعت)، و تغییر ملیت(کسب تابعیت کشورهای دیگر)، و نظایر آن آماج مطالب توهین آمیز و طرد اجتماعی قرار می‌گیرند.

بخش مهمی از محتواهای خشونت آمیز فضای مجازی به توهین، تحقیر و فحاشی علیه هویت جنسی زنان و استفاده ابزاری از بدن به ویژه بدن زنان برای افزایش مخاطب اختصاص دارد.

🔹خشونت سفید :
جلوه‌ای از خشونت هویتی که به ظاهر عاری از خشونت است اما با حرکت روی گسل‌های فرهنگی جامعه، موجی از محتواهای خشونت آمیز تولید می‌کند. برخی صفحه‌های اینستاگرامی با درج مطالب ظاهرا" بی طرف درباره اقوام ایرانی، به عمد آغازگر مطالب توهین‌آمیز و تحریک‌کننده اقوام علیه یکدیگر هستند.

متاسفانه برخی با عطش دیده شدن تلاش دارند  تا با فعال کردن گسل‌های فرهنگی جامعه ایران، تعاملات و دوستی های بین اقوام ایرانی و ملت‌های منطقه را تضعیف و با تسری خشونت مجازی به خشونت چهره به چهره چالشی جدی برای امنیت ایرانیان تولید کنند.

🔹خشونت کلامی: متاسفانه کاربرد کلمات رکیک و خارج از عرف و نزاکت مانند فحش و هجویات در فضای مجازی در حال افزایش است. اشاعه این نوع ادبیات با قبح زدایی، در میان نسل جدید و کودکان و نوجوان به کابوسی برای والدین تبدیل شده است.

🔹خشونت‌های تصویری:
انتشار تصاویر و فیلم های ضبط شده از خشونت‌های دنیای واقعی در فضای مجازی مانند صحنه‌های نزاع، قتل، آزار حیوانات، همسرآزاری، کودک آزاری، سالمندآزاری، و نظایر آن نیز از جلوه‌های مهم خشونت مجازی است.

خشونت از فضای چهره به چهره به فضای مجازی جاری می شود و با بازتولید خود در فضای مجازی، به فضای چهره به چهره بر می‌گردد. این دو نوع خشونت، همدیگر را تشدید و تکمیل می‌کنند. درباره بسترها و دلایل افزایش خشونت در فضای مجازی می‌توان به موارد زیر اشاره نمود:

🔍ارزش‌های حاکم بر فضای مجازی:
برخی ارزش‌های فضای مجازی، مانند جذب فالوور، لایک خوردن، تعداد بازدید و نظرات هر پست، بدون توجه به اخلاق رسانه‌ای بستری برای افزایش خشونت مجازی است.

🔍مکان زدایی و سیالیت زمان :
فضای مجازی، با مکان زدایی و سیالیت زمان،  بستری برای تعاملات رسانه‌ای گسترده است که خشونت‌های مجازی به سرعت غیر قابل تصوری در آن تکثیر می‌شود. 

🔍ناترازی‌های قدرت در فضای واقعی:  از دیدگاه نویسنده  درباره دلایل انتقال خشونت از فضای واقعی به فضای مجازی و افزایش آن در جامعه ایران، باید به  ناترازی قدرت در فضای واقعی اشاره نمود. به این معنا که افراد جامعه از نظر دسترسی به منابع  قدرت در فضای واقعی با همدیگر برابر نیستند. این نابرابری در منابع قدرت در سه سطح خرد(روابط بین فردی)، میانه(روابط بین گروه ها و نهادها)، کلان( روابط بین اقوام و ملت ها) خود را نشان می‌دهد.

فضای مجازی بستری برای افراد فراهم می‌کند تا بخشی از ضعف قدرت خود را جبران کنند. هر چند بخشی از افراد برای این فعالیت جبرانی، راههای انتقادی مسالمت آمیز را انتخاب می‌کنند اما برخی نیز خشونت را بر می‌گزینند.

افزایش خشونت در فضای مجازی به دشواری کنترل آن نیز مربوط می‌شود که دو دلیل عمده آن  عبارتند از:

🔍تله دیده شدن :
متاسفانه هرگونه ایجاد حساسیت در برابر خشونت مجازی به تله‌ای شباهت دارد که موجب بالا رفتن امکان دیده شدن صفحه فرد و یا گروه هتاک می‌شود و این به جری شدن و تکرار این گونه حرکت‌ها منجر می‌شود.

🔍نقاب فضای مجازی: فضای مجازی، ناشناخته ماندن و امکان تقلب و جعل هویت را برای افراد فراهم می‌کند. افراد به راحتی می‌توانند هویتی جعلی و مغایر با واقعیت برای خود درست کنند. این مساله اعتماد را به مساله‌ای چالش برانگیز در فضای مجازی تبدیل می‌کند. در نتیجه، سو استفاده از اعتماد دیگران از مهمترین جلوه‌های خشونت در فضای مجازی است.
👏3
دعوت نامه ای برای روز دانشجو

دکترعلی میرزامحمدی(جامعه‌شناس )


@iransocialproblems

♦️بچه که بودم از کردها بسیار می‌ترسیدم. در تصورات کودکانه‌ام، آنها در زیر شال خود دشنه ای تیز پنهان کرده بودند و عن قریب بود که سرم را ببرند!؟
اما این تصورات کودکانه با مشاهده مردان، زنان، پسر بچه‌ها و دخترکان معصومی که در کوره‌های آجرپزی نزدیک محل زندگی ما در زیر آفتاب سوزان عرق سوز می‌شدند به تناقض منتهی می‌شد. با خودم می‌گفتم اینها معصومتر از آنند که سر ببرند!؟

کسانی که جنگ و بیکاری آنها را از محل زندگی خود به شهرهای دیگر کوچانده بود. فکر می‌کنم رنگ زرد غروب با تداعی حال و هوای زادگاه، دیوانه شان می‌کرد و دلتنگی امانشان را می‌برید. برای همین بود که عصرها با حزن عجیبی به بهانه خرید در میدان شهر پرسه می‌زدند.
بچه‌های کار و بازمانده‌های مهر، همراه پدر و مادرهای رانده شده از زادگاه، تاوان جنگ و نابرابری‌های اجتماعی را مظلومانه می‌پرداختند.

♦️وقتی وارد دانشگاه شدم به صورت اتفاقی با بچه‌های کرد هم اتاق شدم. اوایل حس خوشی نداشتم اما کمی که گذشت حصارهای زبان، قومیت و مذهب را در هم شکستیم و همانند برادران غریب که تازه متوجه همخونی با همدیگر شده بودند لذت با هم بودن را تجربه کردیم.

کردهای دانشکده شیمی تبریز بواسطه روحیات خاص که در تعاملات روزمره حصارهای قومیتی، زبانی و مذهبی را به رسمیت نمی‌شناخت احترام ویژه ای برایم قایل بودند. آنها که در شهرهای دو قومیتی ( ترک- کرد) آذربجان غربی زندگی می‌کردند، از تبعیض هایی که در حق آنها در مدارس شده بود خاطرات تلخی را تعریف می‌کردند.

♦️برایم از پیش داوری‌هایی که اقوام مختلف ایرانی درباره همدیگر و علیه یکدیگر داشتند شکوه می‌کردند. ما گاهی درباره این تصورات نادرست و احمقانه صحبت می‌کردیم و به آنها می‌خندیدیم.

♦️جمع دوستانه شبانه ما در برخی اتاق‌های دانشجویی با حضور دانشجویانی از دیگر شهرهای ایران پرشورتر می‌شد. رنگین کمانی از اقوام مختلف فرهنگ ایران. شما می‌توانستید به راحتی در گوشه ای از خوابگاه، راحت بنشینید و نظاره گر این رنگین کمان زیبا باشید. در این نشست‌های شبانه، سوغاتی و میوه‌های شهر‌های مختلف ایران را می‌توانستید نوش جان کنید. حتی اگر میوه و سوغاتی نبود بساط چایی به راه بود.

♦️راستش را بخواهید پس از گذشت سال‌ها، دلم برای دوستان کردم تنگ شده است. دلم لک زده برای گپ‌ها و تریبون‌های پرشور دانشجویی دهه هفتاد! دلم لک زده برای موسیقی کردی که در خوابگاه دانشجویی بپیچد و بی آنکه حتی کلمه ای از آن را بفهم، نصفه و نیمه زمزمه‌اش کنم. دلم لک زده برای نمازهای اول وقت دوستان کردم. دوست دارم بدانم آن دانشجوی کرد که عاشق دختر دانشجوی تبریزی شده بود و دختر نیز او را دوست داشت، توانست از حصار مذهب و قومیت خود را رها کند و به عشقش برسد!؟

♦️ایکاش ایران بزرگ، همانند یک اتاق بزرگ دانشجویی بود که همه اقوام ایرانی فرصت آشنایی و دوستی با همدیگر را در آن پیدا می‌کردند. در یک سفره کنار هم می‌نشستند و همه پیش داوری‌های احمقانه را دور می‌ریختند. دست کم هر شب، فرصتی به اندازه یک چایی خوردن در کنار هم داشتند.

🔺ایکاش این همه غریبه نبودیم با همدیگر.
ایکاش فرصت و مجالی برای تنش‌های قومی، زبانی و مذهبی نمی‌دادیم. ایکاش اینهمه از همدیگر دور نمی‌شدیم. ایکاش ایران بزرگ، همانند یک اتاق بزرگ دانشجویی بود که همه اقوام ایرانی فرصت آشنایی و دوستی با همدیگر را در آن پیدا می‌کردند.

♦️من در اتاق دانشجویی تخیلات معصومانه خود، سفره بزرگی پهن کرده ام تا دانشجویان اقوام مختلف ایرانی را برای شام دعوت کنم. اگر بخواهید شما هم می‌توانید در این تخیل شیرین با من شریک بشوید!

♦️در این سفره بزرگ همه دعوت شده‌اند؛ فارس‌ها، ترک‌ها، کردها، لرها، عرب ها، بلوچ‌ها، گیلکی‌ها، مازنی‌ها، تالشی‌ها، کرمانجی‌ها، حتی گرجی‌زبان‌های ایران، و سیاه پوستان جنوب. در سفره بزرگ ما هیچ محدودیت قومی، دینی و زبانی وجود ندارد. دوستان مسیحی، یهودی و زرتشتی و حتی صائبیان خوزستان هم دعوت شده‌اند.

♦️تقریبا" همه دوستان آمده اند؛ اما هنوز خبری از دوستانم بلوچمان نیست. به ساعت نگاه می‌کنم؛ کمی دیر کرده اند. دلواپس شان هستم!...خدا را شکر! آنها هم دارند می‌رسند. رو به میهمانان می‌کنم و می‌گویم : دوستان، کمی صمیمی تر بنشینید تا دوستان بلوچمان نیز سر سفره بنشینند. تو را به خدا! تعارف نکنید از خودتان پذیرایی کنید!

ایکاش ایران بزرگ همانند یک اتاق بزرگ دانشجویی بود. ایکاش این‌‌همه با همدیگر غریبه نبودیم.

#روزدانشجو #۱۶آذر
👏31👍1
🔺الزامات حضور مستشاری در دیگر کشورها

✍️دکتر علی میرزامحمدی(جامعه شناس)

@iransocialproblems

سرمقاله روزنامه آرمان امروز ۲۶ آذر ۱۴۰۳

🔺عبارت «حضور مستشاری» در ادبیات سیاسی- اجتماعی ایرانیان چندان شناخته شده نیست و تنها در سالهای اخیر کاربرد یافته است. این حضور زمانی تحقق می‌یابد که دولت کشوری، بنابر مصالح مطابق قوانین خود، از متخصصان، مشاوران، اهل فن و دانشمندان کشور دیگر در قالب سازمان‌ها و شرکت‌های مختلف برای حل مسایل و مشکلات خویش دعوت به عمل بیاورد و قراردادی منعقد نماید.

🔺کشورهای مختلف برای حضور مستشاری در دیگر کشورها قوانین خاص خود را دارند؛ اما این حضور  همیشه با چالش‌های مختلفی در کشور مبدا و هدف همراه بوده است.

تاریخ کشورهای مختلف غربی را می‌توان بر اساس حضور مستشاری در دیگر کشورها کنکاش نمود. یکی از نمونه‌های بارز، حضور مستشاری آمریکا در ایران و تصویب قانون کاپیتولاسیون است که تنش‌های جدی برای حکومت پهلوی و دولت امریکا ایجاد کرده بود.

🔺با اینهمه کشور ایران از جمله کشورهایی است که در چند دهه اخیر به جمع کشورهای مستشاری اضافه شده است؛ هر چند پیش از انقلاب هم نمونه هایی از حضور مستشاری ایران مانند شورش ظفار عمان وجود داشته است.

🔺لازمه بهره‌مندی از مزایای حضور مستشاری و کنترل چالش‌های آن، توجه به عوامل مختلف از جمله موارد زیر است:

🔹اطلاعات جامع از فرهنگ کشور هدف و تحلیل درست آنها: در محافل دانشگاهی غربی، حضور مستشاری در دیگر کشورها، نیازمند مطالعات انسان شناسی فرهنگی، قوم شناسی، جامعه شناسی، علوم سیاسی، و زبان شناسی تلقی می‌شود و تا اطلاعات کافی از لایه‌ها و گسل‌های فرهنگی- اجتماعی و سیاسی جامعه مقصد و بر هم کنش دو فرهنگ مبدا و مقصد به دست نیاورده‌ایم، نباید در تصمیم گیری‌ها و اقدامات مستشاری تعجیل کنیم.

با الهام از دیدگاه گری پی فرارو (Gary P Ferraro) از اندیشمندان انسان شناسی فرهنگی آمریکا می‌توان گفت هر حضور مستشاری در دیگر کشورها باید مبتنی بر دانش علوم انسانی و سنجیدن همه جوانب باشد.

🔹تاسیس مطالعات حضور مستشاری ایران: نویسنده، پیشنهاد می‌کند مطالعات حضور مستشاری ایران در دیگر کشورها به عنوان یک رشته جدید دانشگاهی و پژوهشی تاسیس شود.

این دانش بین‌رشته‌ای جدید  می‌تواند تحلیل‌های خود را از داده‌های مختلف حقوق، جامعه‌شناسی، علوم سیاسی، اقتصاد، بازاریابی، روانشناسی، زبان‌شناسی، انسان‌شناسی و مردم‌شناسی اخذ نماید. همچنین این دانش جدید می‌تواند با بهره‌گیری از تکنولوژی هوش مصنوعی، به تحلیل و ارزیابی حضور مستشاری ایران در دیگر کشورها بپردازد.

🔹توجه به گسل‌های اجتماعی کشور هدف و بر همکنش آنها با جامعه ایرانی: گسل‌های مختلف قومی، زبانی، مذهبی و فرهنگی کشور هدف نباید با حضور مستشاری ایران تشدید شود. همچنین نباید در کشور هدف، بین این گسل‌ها و گسل‌های جامعه ایران تقارن معنایی شکل بگیرد.

🔹ارزیابی سود و زیان حضور مستشاری: لازم است منافع/ زیان‌های مختلف اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و حتی امنیتی حضور مستشاری ایران در دیگر کشورها ارزیابی شود تا درباره تداوم حضور تصمیم‌گیری شود.

🔹در نظر گرفتن آینده حضور مستشاری: هر چند حضور مستشاری بنا بر دعوت حاکمیت کشور هدف صورت می‌گیرد اما باید به مشروعیت و جایگاه حاکمیت در میان مردم توجه نمود. به عبارت دیگر اصل بر این است که بین سقوط دولت و حضور مستشاری ما در افکار عمومی تقارن معنایی شکل نگیرد. در غیر این صورت افکار عمومی آن کشور، حضور دوباره ما را در آن کشور، تحمل نخواهد کرد.

🔹ضمانت اجرایی قوی در عمل به توافقات مستشاری: قراردادهای منعقد شده با کشور هدف حتی به فرض تغییر حاکمیت آن باید قابلیت اجرایی، جبرانی و پیگیری داشته باشند. این مساله به ویژه در مستشاری نظامی اهمیت خاصی دارد.

🔹ارزیابی رقابت‌های مستشاری:  در ارزیابی تبعات رقابت مستشاری ایران  با دیگر کشورها، چنانچه  این رقابت‌ها به روابط کشور ما با کشورهای دیگر منطقه آسیب جدی وارد می‌کند و منافع ملی ما را به خطر می‌اندازد، تداوم حضور مستشاری به مصلحت نیست و باید در شکل و چگونگی آن تجدید نظر نمود.

🔹کنترل ضربه فرهنگ:  ضربه فرهنگ به این معنا است که مستشاران حضور یافته در دیگر کشورها به اختلال و عارضه روانی دچار شوند که از ناآشنایی و غربت در محیط فرهنگی بیگانه و متفاوت با فرهنگ و محیط خودشان منشاء می‌گیرد.

این مساله در حضور نظامی بسیار حادتر از حضور مستشاری غیر نظامی است، و در صورت عدم کنترل، با خستگی روحی و جسمی نیروهای مستشاری نتایج بدی به همراه دارد.

#مستشاری #فرهنگ #ایران
👍21👏1
🔺دلواپسی‌ صدا زدن همسر با نام کوچک! 

علی میرزامحمدی
*

@iransocialproblems

 🔺سالها پیش اظهار نظر یکی از خطیبان مذهبی کشور درباره صدا زدن زوجین با نام کوچک در حریم خانواده و محاورات روزمره، واکنشهای مختلفی را به همراه داشت.

🔺از دیدگاه «روش شناسی مردم نگارانه» ، تعاملات انسان‌ها در زندگی روزمره، جلوه‌های قدرت را در سطح خرد به همه انسان‌ها یادآور می‌شود.

🔺اگر به یک تماس تلفنی ساده گوش بدهید، بدون آنکه حتی طرفین را بشناسید، می‌توانید نابرابری قدرت را در میان آنها احساس کنید. به احتمال یکی از آنها، طرف خود را با اسم کوچک صدا می‌زند اما دیگری طرف خود را با اسامی آقا، دکتر یا. . . مخاطب قرار می‌دهد. فرد قدرتمند صحبت‌های طرف دیگر را به راحتی قطع می‌کند و طرف بی قدرت نمی‌تواند اعتراضی بکند!؟

🔺 در جلوه‌ای دیگر در جلسه هیات دولت، رییس جمهور نزدیک یک ساعت صحبت می‌کند و وزرا که در بسیاری از حوزه‌ها از او آگاه‌تر و مسلط‌تر هستند فقط گوش می‌دهند.

در جلسات شورای اداری نیز، اعضا برای تایید جملات نادرست مافوق خود، مزورانه لبخند می‌زنند و اعتماد به نفس کاذب او را تقویت می‌کنند؟
 
🔺«قدرت خرد» به شما گوشزد می‌کند که چه کسی زودتر به یک مکان وارد یا خارج شود. چه کسی در روی صندلی بنشیند و چه کسی روی زمین. چه کسی در عکس‌های خبری دیده شود و چه کسی از آنها حذف شود. مطلب چه کسی چاپ شود و مطالب کدام شخص به حاشیه رانده شود.

🔺اما  با همه اینها مقاومت علیه «قدرت خرد» ، همیشه وجود داشته است. انسان‌ها تلاش می‌کنند جلوه‌های قدرت خرد را نقد کنند.

🔺رسانه‌های نوین، به ویژه پیام رسان‌های مجازی فرصتی مناسب و یا به تعبیری «انقلابی در جهت  نقد قدرت خرد» فراهم نمودند. یکی از مهمترین این جلوه‌ها در روابط زناشویی است.

🔺ساختار خانواده ایرانی که بر پدرسالاری استوار است در طول چند دهه اخیر به چالش کشیده شد و بسیاری از «نابرابری‌های جنسیتی» ظالمانه تلقی گردید. این روند، افکار عمومی را برای پذیرش تغییراتی در جهت رفع این نابرابری‌ها آماده نمود. دهه هفتاد شمسی، آغازی برای این روند فرهنگی و اجتماعی بود که بازتاب آن در رسانه‌ها و روزنامه‌ها به عینه قابل مشاهده بود.

🔺صدا و سیمای آن دوره، فارغ از جناح‌بندی‌های سیاسی با سریال‌های ماندگاری چون «پدرسالار» و «خانه سبز» این ساختار را به نقد کشید. در سریال «پدرسالار» ، مرد خانه از «حاکم  مستبد و مطلق خانواده» که همه باید بدون سوال و جواب، مطیع و فرمانبردار او باشند به «مدیر فرهمند خانواده» ارتقای درجه داد که با محبت و عاطفه در کنار توجه به نیازهای همسر و دیگر اعضای خانواده  و به کمک آنها باید کشتی خانواده را به جزیره خوشبختی و آرامش ناخدایی کند. مرد از «ادعای خدایی در خانه» دست کشید و به «مقام ناخدایی» رسید!

 🔺این روند نقد ساختار خانواده ایرانی، در «سریال خانه سبز» نیز که زنده یاد خسرو شکیبایی در آن نقش آفرینی کرده است ادامه داشت. او در این سریال نقش وکیلی را به نام رضا  بازی می‌کرد.

🔺همسرش که او نیز وکیل بود او را مدام به نام کوچک رضا صدا می‌زد. رضا به فرزند جوان خود، که تازه ازدواج کرده بود گوشزد می‌کرد که «در خانواده رئیس باش ولی ریاست نکن!» 

🔺اینچنین در «فضای خانه سبزی» آن دوران، رییس جمهور خاتمی، در  پاسخ این سوال «که در خانواده شما حرف آخر را چه کسی می‌زند»، لبخندی زد و گفت: من! ... من حرف آخر را می‌زنم و در مقابل همسرم می‌گویم: چشم! 

🔺خانواده ایرانی به تدریج یاد گرفت که بهترین نام برای صدا زدن همسر، «اسامی کوچک» آنهاست نه واژه هایی چون ضعیفه، منزل، بچه ها، و... خانواده ایرانی یاد گرفت «مرد ظالم» به همان‌اندازه» زن مظلوم» قربانی ظلم‌های خود خواهد شد.

🔺مرد ایرانی به زنش عشق ورزید؛ به او لبخند زد؛ برایش جشن تولد گرفت؛ روز زن را گرامی داشت؛ برایش کادو خرید؛ و با لبخندها و شادی‌های او، عکس یادگاری گرفت.  خانواده ایرانی دیگر جایگاه اصلی زن را  اندرون یا سپهر خصوصی نمی‌داند. و زن این حق را دارد که در سپهر عمومی نیز توانمندی‌های خود را اثبات کند. 

🔺اکنون در این فضای خانواده ایرانی، دلواپسی هایی از جنس «صدا زدن زن و مرد به اسم کوچک»  نه مبنای دینی دارد و نه مبنای انسانی.

🔺این دلواپسی ها، فقط دلواپسی‌های افرادی است که «مزه قدرت» را در سطوح مختلف آن تجربه کرده‌اند و نمی‌توانند به چالش کشیده شدن آن را حتی در خصوصی‌ترین روابط انسانی که همان روابط زناشویی است تحمل کنند.

#زن #زنان_ایرانی #خانواده
👍3👏1
از بزرگترین چالش های خانواده های ایرانی مساله وفاداری در روابط است. این چالش، هراس جوانان مجرد را به "ازدواج" و هراس آنهایی که یکبار در زندگی مشترک شکست خورده اند به "ازدواج مجدد" را افزایش خواهد داد.
متاسفانه "مجرد زیستی" به عنوان یکی از سبک های زندگی ایرانیان رشد خواهد یافت.
👍4
🔺تاملی بر ضعف فرهنگ استعفا

✍️دکتر علی میرزامحمدی(جامعه شناس)

@iransocialproblems

🔺با وجود اشتباهات و خطاهایی که مسئولیت مستقیم آنها به کارگزاران دولتی مربوط می‌شود استعفا و عذرخواهی از مردم در فرهنگ سیاسی-اجتماعی کارگزاران کشور ما جایگاه چندانی ندارد و مدیران و کارگزاران در مقابل درخواست استعفا مقاومت می‌کنند.ریشه‌های این مقاومت را باید در فرایند عذرخواهی و استعفا از دیدگاه روانشناسی اجتماعی جستجو کرد.

🔺استعفا گاهی به این دلیل روی می‌دهد که فرد در آن سازمان یا گروه نمی‌تواند اهداف خود را پیش ببرد. در این حالت، فرد با خروج از آن سازمان، فرصتی جدید برای ورود به سازمانی دیگر و موفقیت احتمالی خود خلق می‌کند. اما بیشتر استعفاها نتیجه ناکارآمدی‌ها، رخدادهای منفی و خطاهای افراد است.

در این حالت استعفا و عذرخواهی واکنشی روانی-اجتماعی است که فرد در قبال پذیرش خطا و اهمال در کار، و اذعان به سهم خود در آن، مسئولیت آن را می‌پذیرد و تلاش می‌کند با کنار رفتن خود، زمینه‌های دلجویی از زیان دیدگان و فرصت بهبود و عدم تکرار خطاها و رخدادهای مشابه را فراهم نماید.

🔺🔺با این تعریف، عدم استعفا را در فرهنگ سیاسی-اجتماعی کشورمان می‌توان در دلایل زیر جستجو نمود:

🔹– برخی کارگزاران، سهم خود را در رخدادهای بد، و ناکارآمدی‌ها نمی‌پذیرند و آن را یا به کارگزاران دیگر و کارگزاران پیش از خود و یا ضعف ساختارها منتسب می‌کنند. متاسفانه این مسئله یکی از دلایل مهم توجیه در دولت‌های مختلف پساانقلابی برای ناکارآمدی‌ها و مقاومت در برابر استعفا است.

🔹– اما در کنار اینها علاقه به قدرت و امتیازهای قابل توجه آن موجب می‌شود که کارگزاران در برابر خواست درونی خود و دیگر افراد برای استعفا مقاومت کند.

🔹– هراس از استعفا در میان کارگزاران، علاوه بر دلایل پیش از استعفا، به دیدگاهی که جامعه به فرد مستعفی دارد مربوط می‌شود. جامعه ما فرد مستعفی را مهره سوخته و فراموش شده مدیریتی می‌داند که دیگر شانسی برای بازگشت به صحنه قدرت ندارد. این مسئله موجب می‌شود برخی افراد ترجیح بدهند به هر قیمتی شده، از صحنه خارج نشوند.

🔹– عامل بسیار مهم دیگر برای عدم استعفا در جامعه ما، آن است که استعفای فرد کارگزار، به عنوان نماینده یک طیف یا جناح فکری و سیاسی، شکست و استعفا فردی تلقی نمی‌شود بلکه این استعفا به ناکارآمدی آن جناح و گفتمان مربوطه گره می‌خورد.در نتیجه جناح حامی با وجود ایمان به ناکارآمدی فرد، همچنان از او حمایت می‌کند و مانع استعفای او می‌شود.

🔺بر اساس آنچه آمد، باید گفت که میراث غلط مدیریتی در جامعه ما، با رسوب و انجماد مزمن، کانال‌های گردش سالم نخبگان و جابجایی آنها را بسته است که یکی از تبعات آن به مقاومت کارگزاران ناکارآمد در استعفا و پذیرش مسئولیت خطاها مربوط می‌شود.

ایجاد فرهنگ سالم استعفا، نیازمند تسهیل کانال‌های گردش نخبگان، توجه به شایسته سالاری، اولویت دادن به منافع عامه به جای منافع جناحی، رشد فرهنگ پرسشگری و مسئولیت پذیری است.

#استعفا #ایران #مسائل_اجتماعی_ایران
3👏2👍1🔥1
امام علی(ع) :

" صلحی که دشمنت تو را بدان فرا می خواند و رضای خدا در آن است ، از خود دور مکن . زیرا در صلح [ فواید مهمی چون؛] حفظ قوای مسلح تو ، آسایش فکر و فراغ بال تو ، و امنیت سرزمین‌ات نهفته است. ولکن همواره از دشمنت بعد از صلح غفلت مکن»

_نهج البلاغه، نامه 53.

💠 کانال رسمی "مجمع مدرسین و محققین " حاوی تولیدات فکری در حوزه نواندیشی دینی  
👏3
تمایل شدید عده قابل توجهی از دانش آموزان و دانشجویان به تقلب در آزمون ها نشان دهنده شکست ما در انتقال ارزش هایی چون درستکاری و امانتداری است.
خودتان آینده ایران را با نسلی که این ارزش ها را باور ندارد تصور کنید.
👏5
🔺ایرانیان و مقابله با تقلب در ‌آزمون‌ها

✍️  علی میرزامحمدی(جامعه شناس)

@iransocialproblems

🔺هر فرد در طول دوره دانش‌آموزی خود تا دیپلم انواع مختلف آزمون کتبی و شفاهی مستمر و پایانی را می‌گذراند.  ‌آزمون‌ها را در حالت کلی می‌توان به سه دسته تقسیم بندی نمود:

🔹دسته اول آزمون‌هایی هستند که بر اساس سطح دانش افراد طراحی می‌شوند. ‌آزمون‌های تحصیلی مدارس و دانشگاه‌ها، آزمون کنکور، ‌آزمون‌های ورودی تیزهوشان و مدارس نمونه و ‌آزمون‌های استخدامی از این نوع‌اند.

🔹دسته دوم ‌آزمون‌های عملی‌اند که سطح مهارت فرد را در اجرای یک تکنیک و کار می‌سنجند. ‌آزمون‌های راهنمایی و رانندگی، ‌آزمون‌های مهارتی موسسات فنی و حرفه‌ای در این دسته قرار می‌گیرند.

🔹و دسته سوم ‌آزمون‌هایی هستند که استانداردهای سلامتی و  فیزیولوژیکی لازم را برای اخذ یک مجوز می‌سنجند. تست‌های پزشکی برای ورود به یک شغل یا رشته های خاص دانشگاهی و تست‌های پزشکی برای ازدواج در این دسته قرار می‌گیرند.   

🔺متاسفانه در همه این سه دسته آزمون، امکان و احتمال تقلب وجود دارد. درباره تقلب برخی ایرانیان در ‌آزمون‌ها پرسش‌های مختلفی می‌توان مطرح نمود. برای مثال، چرا در سال‌های اخیر تمایل به تقلب در ‌آزمون‌ها افزایش یافته است(البته اگر گزاره افزایش تمایل به تقلب در ‌آزمون‌ها را بپذیریم)؟ و چه شیوه‌هایی برای کنترل تقلب در ‌آزمون‌ها وجود دارد؟

سیاستگذاران کنترل اجتماعی ممکن است بیش از دلایل، به شیوه های کنترل بپردازند اما تا دلایل افزایش تمایل به تقلب شناسایی نشود کنترل این مساله موضوعی سخت افزاری خواهد بود.

🔺به احتمال در آینده نزدیک، تکنولوژی هوش مصنوعی، تدابیری را برای کنترل تقلب در ‌آزمون‌ها معرفی خواهد نمود، اما پدیدارشناسی مساله تقلب در ‌آزمون‌های مختلف بر کنترل آن اولویت دارد.

نویسنده با تجربیات شخصی در گفتگو با برخی دانشجویان و دانش آموزان و بهره گیری از تجربیات دیگر اساتید و معلمان، مهم‌ترین دلایل توجیهی افراد برای تقلب را در سه دسته تقسیم‌بندی کرده است:

🔍شرایط شخصی: در این دسته، فرد به شرایط خاص فردی و خانوادگی خود اشاره می‌کند. با این عبارت کلیشه‌ای که : مجبورم تقلب کنم چون شرایط من خاص است!

🔍فشار اجتماعی : در این دسته، فرد دلیل تقلب را جو حاکم بر ساختار و فشار  اجتماعی  می‌داند. با این عبارت کلیشه‌ای که : دیگران تقلب می‌کنند و اگر من تقلب نکنم در رقابت عقب خواهم ماند!

🔍قدرت اجتماعی: در این دسته، فرد با اشاره به نابرابری قدرت در کنترل اجتماعی، با این دلیل که قدرتمندان، متقلبان اصلی هستند، تقلب خود را کم‌اهمیت جلوه می‌دهد. با این عبارت کلیشه‌ای که : چرا زورتان به من می‌رسد، متقلبان بزرگ اون بالا بالاها هستند! 

🔺تمایل به تقلب در ‌آزمون‌ها را در ساختار اجتماعی ناكارآمد، بي‌سازماني اجتماعی و شرايط آنومی مي‌توان تبيين نمود. با الهام از «رابرت مرتون» جامعه‌شناس امريكايی، رفتارهاي نابهنجار و ضد ارزش را مي‌توان محصول ناهماهنگی بين اهداف و ابزاري تلقی نمود كه جامعه براي رسيدن به آنها در نظر مي‌گيرد.

🔺متاسفانه دانش آموزان و دانشجویان در تجربیات زیسته خود شاهد افرادي هستند كه با حداقل تلاش، تنها به واسطه روابط و موقعيت‌هاي انتسابی و نه اكتسابی به اهداف ارزشمند جامعه چون موقعیت بالای شغلی، اقتصادی و اجتماعی دست يافته‌اند. در چنين حالتی رابطه بين «تلاش‌هاي مشروع و قانونی با كسب موفقيت»، معناداري خود را از دست مي‌دهد و تمایل به دور زدن قوانین و مقررات در قالب تقلب فراگیر می‌شود.

🔺تقلب در مربع روابط بین آزمون شونده، آزمونگر،آزمون و نهادهای کنترل‌کننده محقق می‌شود. اگر روابط بین این عناصر مختل شود، تقلب تشدید خواهد شد.

به فرض طراحی آزمون استاندارد و مبتنی بر عدالت، اختلال در رابطه بین آزمون‌شونده و آزمونگر می‌تواند مهمترین عامل تشدید تقلب در آزمون باشد. آزمون شونده می‌تواند به شیوه های مختلفی، چون واکنش های عاطفی (گریه، و التماس)، سفارش، تطمیع و تهدید آزمون‌گر( معلم، مراقب امتحان و...) را تحت تاثیر قرار دهد و راه را برای تقلب خود هموار کند.

🔺همچنین باید به دگرگونی ارزش های اجتماعی اشاره نمود که در آنها ارزش علم در مقایسه با ثروت تنزل یافته است. این واژگونی، علم و متولیان علم را از جایگاه بالای خود به زیر کشیده است و اهمیت آزمون و ابهت معلمان و اساتید را به عنوان متولیان و طراحان آزمون تنزل داده است. 

🔺با توجه به افزایش تمایل تعداد قابل توجهی از دانش آموزان، و دانشجویان برای تقلب در ‌آزمون‌های تحصیلی و حتی دیگر ‌آزمون‌های غیر تحصیلی مانند ‌آزمون‌های شغلی و مهارتی لازم است درباره اهداف و شیوه های کاربردی نظام آموزش و پرورش در معنای کلی آن ( مدارس، دانشگاه ها، خانواده، نهادهای دینی، رسانه ها و ...) در انتقال ارزش‌های بنیادین اخلاقی چون درستکاری و امانتداری تجدید نظر نمود.
👍3
🔺ایرانیان و قلمرو آداب و نا-آدابی

✍️علی میرزامحمدی(جامعه شناس)

@iransocialproblems

🔺در تمامی فرهنگ‌ها لیستی از گفتار، نوشتار، و رفتار وجود دارد که افراد جامعه از آنها در بیشتر تعاملات و محافل خانوادگی و اجتماعی منع می‌شوند. این لیست نه یک شبه بلکه در طول قرن‌ها و در طی متمدن شدن جوامع، به ایجاد فرهنگ «آداب» منتهی شده است. آداب، برساختی اجتماعی و نسبی و در کنار ضد خود یعنی نا-آدابی معنا پیدا می‌کند.

🔺با الهام از «نوربرت الیاس» جامعه‌شناس آلمانی می‌توان تغییرات تدریجی رخ داده در این لیست ممنوعه را در بین اقشار مختلف جامعه ایران دنبال نمود.

🔺رصد فرایند نا-آدابی در جامعه ایران از اهمیت زیادی از منظر فرهنگی و آینده اخلاقی جامعه برخوردار است. امید است این نوشتار حساسیت اجتماعی لازم را برای بازنگری در سیاستگذاری‌های فرهنگی برانگیزد.

🔺ایرانیان باستان از جمله مردمانی بودند که قلمرو آدابی آنها بسیار فراخ‌تر از دیگر جوامع بوده است. آنها با آداب خاص برای قضای حاجت، در هر مکانی به این کار مبادرت نمی‌کردند. در صورتیکه به استناد الیاس، در قرون وسطی اروپا، قضای حاجت در انظار عمومی امری کاملا" رایج بوده است.

🔺به استناد تاریخ هرودت، ایرانیان آداب خاصی برای غذاخوردن و نوشیدن داشتند. آنها نه تنها از گفتن هرگونه سخن بي‌ادبانه كه حتي از خنديدن بلند در حضور ديگران هم خودداري مي‌كردند. انداختن آب دهان، گرفتن دماغ يا هرگونه رفتار خلاف عرف ديگر در حضور ديگران، در نظر ایرانیان شرم آور شمرده مي‌شد.

با وجود این پشتوانه قوی فرهنگی، در سال های اخیر قلمرو آدابی فرهنگ ایرانیان دچار تغییراتی شده است که نیازمند تامل است.

🔺برخی از جلوه‌های جدید و مهم نا-آدابی در فرهنگ روزمره ایرانیان عبارتند از : 

🔹ناهنجاری‌های زبان شناختی در ساختار و معنای جملات: نا-آدابی کلامی به تدریج با ناهنجاری‌های زبان‌شناختی در ساختار و معنای جملات، فهم زبان محاوره را برای افراد دشوار نموده و شکاف بین زبان معیار و زبان محاوره‌ای کوچه و بازار را افزایش داده است. به این معنا که افراد برای تخلیه خشم روانی ناشی از رفتار و گفتار فرد دیگر، جملاتی حاوی پارادوکس و یا جابجایی های معنایی به کار می‌گیرند.

برای مثال مخاطب قرار دادن فرد با عنوان «پروفسور! اندیشمند!» به معنای نادانی و نفهم بودن فرد است. این شکل محاوره با جابجایی‌های معنایی در دیالوگ فیلم ها و سریال‌های دهه‌ اخیر به ویژه فیلم‌های نمایش خانگی، نا-آدابی گفتاری ایرانیان را با حلاوت جلوه‌های تصویری تشدید نموده است.

🔹جنسیت زدگی نا-آدابی: بخش مهمی از نا-آدابی جامعه ایران جنسیت زده است. پدرسالاری حاکم بر جامعه موجب می‌شود زنان با هویتی وابسته به مردان به عنوان ناموس آنها تصور شوند. در نتیجه، توهین به زنان فامیل (مادر، عروس، مادر زن،خواهر، دختر، عمه و خاله) از سوژه‌های کلامی همیشگی نا-آدابی هستند.

🔹تشبیه‌سازی افراد به حیوانات:
بخشی از نا-آدابی‌های گفتاری فرهنگ ایرانیان به تشبیه افراد به حیوانات مربوط می‌شود. در این میان چهار پایان در صدر تشبیه‌سازی‌هاست؛ هرچند دیگر حیوانات نیز به این لیست افزوده می‌شود.

🔹موج نا-آدابی مجازی:  نویسنده معتقد است بر خلاف تصور، موج نا-آدابی در جامعه ایران در فضای چهره به چهره واقعی شکل نگرفته است؛ موجی که نه در پایان  جنگ در دهه 70 و آغاز روند توسعه بلکه در اواخر دهه 90 و با  ظهور رسانه‌های مجازی شکل گرفته است.

🔺 حساسیت‌های اجتماعی به گسترش نا-آدابی‌های چهره به چهره جدید در جامعه ایران اجازه ظهور نمی‌دهد؛ اما فضای مجازی، با ناشناخته ماندن و امکان تقلب و جعل هویت، و عدم وجود ابزارهای کنترلی شدید مشابه فضای واقعی، موجی از نا-آدابی مجازی را در جامعه ایران به وجود آورده است که نیازمند آسیب شناسی فرهنگی و رسانه‌ای است.

🔺نویسنده معتقد است «کالایی شدن نا-آدابی» یعنی بهره‌گیری جامعه مدرن از نمایش نا-آدابی به عنوان کالایی قابل فروش نیز در ایجاد این موج مجازی موثر است.

🔺 کالایی شدن نا-آدابی که  نمونه بارز آن پورنوگرافی در جهان غرب است با الگوگیری از موسسات رسانه‌ای به صفحات مجازی فردی راه یافته است و حتی با وجود قوانین ضد نا-آدابی اینستاگرام و تلگرام، نمایش نا-آدابی به عامل مهم جذب فالوور در بلاگرها تبدیل شده است.

🔺به احتمال پیشرفت تکنولوژی هوش مصنوعی به این پیام رسان‌ها کمک خواهد کرد با پدیده نا-آدابی مقابله کنند. اما بخشی از نا-آدابی وابسته به فرهنگ و نیازمند تفسیر مخاطب است که تمایز آن نیازمند همکاری موسسات فرهنگی کشورها با متخصصان هوش مصنوعی پیام رسان های پرکاربرد جهانی است.
👏31
🔺ایرانیان و مناقشه نامگذاری

✍️ علی میرزامحمدی( جامعه شناس)

@iransocialproblems

🔺نامگذاری افراد، اشیاء و مکان‌های جغرافیایی چون میدان، خیابان، روستا، شهر، رود، دریا،کوه  و.... و صدا زدن آنها به این نام، پدیده‌ای اجتماعی، فرهنگی و حتی سیاسی است. تغییر نام‌های قدیمی و پیشین، توجه‌ها را به مناقشه‌نامگذاری(Naming controversy) جلب می‌کند.

🔺مناقشه نامگذاری  در تمامی سطوح خرد، میانی، و کلان(ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی) قابل رصد است. در سطح خرد، اداره ثبت احوال، ممکن است با اصرار برخی والدین در انتخاب نام‌هایی برای فرزند خود مواجه شود که آنها را ممنوعه و یا غیر متداول تلقی می‌کند. نامگذاری یا تغییر نام خیابان‌ها و میادین توسط شورای اسلامی شهر و روستا گاهی سر منشاء مناقشه‌ها و اختلاف‌هاست.

🔺در تبارشناسی مناقشه نامگذاری در سطح ملی باید به  سیاست دوره پهلوی در یکسان‌سازی فرهنگی اشاره نمود که با تغییر نام برخی شهرها، روستاها، و مکان‌ها، گسل‌های اجتماعی جامعه ایران تشدید شد. سیاست پهلوی در این مساله، بر تغییر نام‌های محلی به شبیه‌ترین کلمات فارسی استوار بود.

🔺این اقدام غیرعلمی با دشوارسازی فهم وجه تسمیه مکان‌های تاریخی، هویتی جعلی به آنها بخشیده و آشفتگی‌ در پژوهش‌های تاریخی را تشدید می‌کرد. در دوره پساانقلابی نیز تغییر نام ایدئولوژیکی برخی مکان‌های جغرافیایی(مانند تغییر نام کرمانشاه به باختران به بهانه وجود کلمه شاه در آن)، بر دوگانگی‌های فرهنگی جامعه ایران افزوده بود. 

🔺اما ریشه‌های اصلی مناقشه نامگذاری در سطح منطقه‌ای را باید در تغییر جغرافیای دولت- ملت‌ها جستجو نمود. به این معنا که "میراث تاریخی نامگذاری پدیده‌های جفرافیایی" همیشه در راستای هویت دولت-ملت های جدید پیرامون آنها قرار ندارد. به این جهت برخی دولت- ملت‌های جدید تلاش می‌کنند با تغییر نامگذاری، مکان‌های جغرافیایی را در راستای هویت خویش بازتعریف کنند.

نمونه عینی این مساله در تغییر نام خلیج فارس توسط کشورهای عربی حاشیه آن روی داد. آنها برای رسمیت بخشیدن به این تغییر نام، از شگردهای مختلف تبلیغاتی بهره جسته‌اند؛ کاری که با واکنش مقابل از سوی ایران مواجه شده است. این مناقشه نامگذاری، کاربرد دو نام تاریخی(خلیج فارس) و جعلی(خلیج عرب) را به اهرمی در تعاملات قدرت خارجی و داخلی تبدیل کرده است.

🔅در سطح خارجی این تغییر نام نه تنها بر واگرایی کشورهای حاشیه خلیج فارس با ایران دامن زده است بلکه موجب شده است برخی کشورها برای تامین منافع خویش و امتیازگیری از کشورهای عربی، مزورانه با این تغییر نام، همراهی کنند.

🔅این مساله حتی در سطح داخلی نیز مسایل جدیدی را در جامعه چند قومیتی ایران پدید آورده است. به این معنا که در صورت فعال شدن گسل‌های اجتماعی- فرهنگی،  گروه های تجزیه طلب برای عقده‌گشایی از آن سو استفاده می‌کنند و به صورت جهت دار در میان اقوام ایرانی نیز القا می‌کنند که در نوع خود قابل تامل و نیازمند بررسی است.

🔺بر اساس آنچه گفته شد، برای کنترل مناقشه نامگذاری در سطح داخلی و منطقه‌ای ایران چند نکته قابل ذکر است:

🔹نخست آنکه مناقشه‌های نامگذاری در ایران در سطوح خرد و منطقه‌ای جدا از یکدیگر نیستند و باید به صورت نظامند و یکپارچه به آنها توجه نمود. بر این اساس، با حل مناقشات نامگذاری سطوح خرد، موفقیت در کنترل مناقشات منطقه‌ای نامگذاری افزایش خواهد یافت.

🔹دوم آنکه با کمی تسامح و مدارا در سطوح خرد، می‌توان از شیوع مناقشه‌های نامگذاری به سطوح بالا جلوگیری نمود. این باور را بارور سازیم که ایران سرزمین مادری فرهنگ های مختلف منطقه است که در دامن آن فرهنگ اقوام مختلف اعتلا می یابند.

از گسترش فرهنگ اقوام ايراني به ویژه در نامگذاری‌ها نهراسيم؛ چراكه با گسترش تلقي ايران به عنوان سرزمين مادري، هيچ كسي از مردم منطقه، از كوچك و ناامن‌شدن ايران حمايت نخواهند كرد و به عكس ايران را آباد و آزاد خواهند خواست.

🔹سوم، با وجود آنکه برگزاری همایش، سمینار و حمایت از پژوهش‌های تاریخی می‌تواند وضعیت ایران را در مناقشه‌های نامگذاری به ویژه از منظر حقوق بین‌الملل بهبود ببخشد، ولی واقعیت آن است که کشورهای طرف مناقشه، از وجود این اسناد تاریخی به خوبی مطلع‌اند اما با وجود این، بر نامگذاری جعلی اصرار دارند.

🔺عنصر مغفول در مناقشات نامگذاری آن است که وضعیت اقتصادی کشورها در صحنه روابط بین الملل و وجهه جهانی آنها برای کرسی نشاندن ادعاها موثر است. نمونه اخیر این مساله را می‌توان در تغییر نام رسمی «خلیج مکزیک » به «خلیج آمریکا» دانست؛ هرچند مقاومت های قابل توجهی نیز در برابر این نوع زورگویی‌های منطقه‌ای شکل گرفته است.
👍4
🔺تراژدی شادی برای باخت تیم های ایرانی

✍️دکتر علی میرزامحمدی(جامعه شناس)

@iransocialproblems

🔺ورزش همانند آینه‌ای بخشی از تغییرات اجتماعی ایران را با جلوه‌های زشت و زیبا به تصویر می‌کشد. به قدرت می‌توان گفت هیچ پدیده اجتماعی به اندازه ورزش، «مسایل و مشکلات هویتی جامعه ایران» را بازتاب نمی‌دهد.

🔺یکی از جلوه‌های نگران کننده هویتی، ابراز شادی برخی از هم وطنان از باخت تیم های باشگاهی ایران در رقابت با دیگر تیم های آسیایی است.

🔺رقابت و کری خوانی هواداران تیم های ورزشی ایران با همدیگر از دیرباز وجود داشته است. آنها با یادآوری بردهای خود مقابل تیم های رقیب داخلی، قدرت تیم خود را به حریف گوشزد می‌کنند. آنها حتی در مسابقات تیم رقیب با دیگر تیم های داخلی، ممکن است از تیم‌های مقابل حمایت کنند و به هواداران تیم رقیب  گوشه و کنایه بزنند که شما از پس فلان تیم داخلی بر نیامدید!

🔺این مسایل در دایره و محدوده تیم‌های داخلی قابل درک و فهم است و کسی را نگران نمی‌کند. اما وقتی، تیمی از ایران مقابل تیم خارجی مسابقه می‌دهد، ابراز شادی برخی ایرانیان از باخت تیم ایرانی، پدیده ای نابهنجار و نگران کننده است.

🔺 این ابراز شادی، مسایل و مشکلات هویتی جامعه ایران را در پرده ای به نام ورزش به تصویر می‌کشد. متاسفانه این «تراژدی هویتی»، بسیار ریشه‌دار از آن است که آن را به دهه اخیر نسبت دهیم. با اینهمه با ظهور فضای مجازی، نمود آن بیشتر شده است.

🔺درباره این پدیده سه نکته قابل ذکر است:

🔹نکته اول آنکه، رصد دلایل این پدیده توسط خود افراد شادی کننده، می‌تواند بخشی از واقعیت ها را منعکس کند. کلیدواژه این دلایل، «تبعیض، ناعدالتی و نابرابری‌های اجتماعی» است که حتی در حمایت حاکمیتی از تیم‌های ورزشی نیز می‌توان رد آنها را جست و جو کرد.

در این حالت هواداری ورزشی، و سکوهای تماشاگران همانند یک رسانه عمل می‌کند که گلایه و نارضایتی بخشی از اقشار جامعه را به آنچه که به زعم آنها نابرابری و تبعیض اجتماعی است منعکس می‌کند.

حاکمیت با رصد اینگونه اظهارات، و با نگاهی هوشمندانه، دلسوزانه و نه امنیتی و سیاسی، می‌تواند شیوه‌های ارتقای رضایت اقشار مختلف مردم را فراهم کند و جلوی فعال شدن گسل‌های اجتماعی و قومی را سد کند.

🔹نکته دوم آنکه این پدیده نیاز ضروری جامعه ایران را به اشاعه رعایت «اخلاق هویتی» نشان می‌دهد . اخلاق هویتی به این معناست که اگر فردی به هر دلیلی، هویت دیگری برای خویش انتخاب می‌کند نباید به خاطر هویت جدیدش آماج توهین و بی‌حرمتی قرار بگیرد.

🔺اخلاق هویتی درباره تیم‌های ورزشی از دیگر حوزه‌ها حساسیت بیشتری دارد. وقتی ورزشکاری از تیمی به تیم دیگر نقل مکان می‌کند و هویت تیمی دیگری بر می‌گزیند نباید از طرف هواداران تیم سابقش، مورد هجمه قرار گیرد. همچنین وقتی یکی از ورزشکاران ایرانی تابعیت کشوری دیگر را انتخاب می کند نباید مورد بی حرمتی قرار بگیرد.

هر چند تغییر هویت تیمی ورزشکاران، برای هواداران «شوکه آور و ناراحت کننده» است، ولی این مساله نباید سر منشاء توهین، شعارهای نژادپرستانه و خشونت باشد.

🔹- نکته سوم آنکه تراژدی هویتی در ورزش ایران، عوامل تشدید کننده نیز دارد و یکی از مهم‌ترین آنها«سیاستگذاری‌های نامناسب رسانه‌ای» است. رسانه‌هایی که از بودجه‌های ملی و حاکمیتی استفاده می‌کنند، باید «اصل بی طرفی» را در تحلیل‌ها، انعکاس اخبار و گزارش‌های ورزشی تیم‌های داخلی رعایت کنند.

این اصل را حتی نمی‌توان به این بهانه که تعداد هواداران یک تیم، «میلیونی» و تیم دیگر، «اندک» است، زیر پا گذاشت.

🔺متاسفانه برخی رسانه‌های ملی برای افزایش مخاطبان خود، از تیم های خاص یا تیمی که هوادار بیشتری دارد جانبدارانه حمایت می‌کنند؛ غافل از اینکه عدم رعایت اصل بی طرفی، به شدت به «هویت ملی ایران» آسیب می‌زند.

احساس تبعیض در بین هواداران تیم‌های داخلی، به شکل پدیده‌های نابهنجاری چون خشونت و شادی از باخت تیم های ایرانی ظاهر می‌شود.
👏4
🔺🔺تحلیل مسائل اجتماعی ایران

یادداشت های علی میرزامحمدی
روزنامه نگار و جامعه شناس

این کانال را به دیگران نیز معرفی نمایید.

https://t.iss.one/iransocialproblems
👍2
⬇️مهم ترین آثار بد اجتماعی افزایش قیمت ارز و طلا در جامعه ایران

🔻افزایش شکاف طبقاتی و نابودی طبقه متوسط

🔺برهم خوردن ساختار طبقاتی جامعه و  رشد تازه به دوران‌رسیده ها یا نوکیسه ها

🔻فرار سرمایه های مالی و انسانی

🔻واژگونی ارزش‌های اجتماعی

🔺 جلوگیری از  گسترش مشاغل تخصصی، رشد ایده‌ها و خلاقیت‌ها

🔻افزایش جرایم و آسیب های اجتماعی

🔺اختلال در درک ایرانیان از مفهوم آینده  و ترس از آینده

🔺کاهش انگیزه و توان مالی برای ازدواج و تشکیل خانواده در بین جوانان
🔥4
🔺جوامع یملیخایی

✍️علی میرزامحمدی(جامعه شناس)

@iransocialproblems

🔺در متون دینی، یملیخا یکی از  اصحاب کهف بود که با بیداری از خواب 300 ساله به اجبار برای خرید نان به شهر گسیل شد و با دیدن تغییرات محیط اطرافش به ویژه شهر فیلادلفیا دچار شگفتی شد.

🔻نویسنده عبارت «جامعه یملیخایی» را با عاریت گرفتن از این داستان مذهبی- تاریخی به جامعه‌ای اطلاق می‌کند که نسل‌های در قید حیات آن شاهد «تغییرات جهشی» در برخی حوزه های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی یا فرهنگی بوده یا هستند که این تغییرات و آهنگ آنها در سالهای پیشین غیرقابل تصور بوده است.

🔺به احتمال می‌توان «خاورمیانه» را «مرکز ثقل جوامع یملیخایی» دانست. جوامع یملیخایی را می‌توان به دو دسته جوامع «پیشرو» و پسرو(قهقرا) تقسیم‌بندی نمود.

🔻تغییرات جوامع یملیخایی پیشرو در جهت توسعه، پیشرفت، افزایش امکانات و رفاه اجتماعی است؛ اما در جوامع یملیخایی پسرو، تغییرات در جهت بدتر شدن وضعیت، فقر و نابرابری اجتماعی است؛ به این معنا که یک روز از خواب بیدار می‌شوید و می‌بینید ارزش پول ملی‌تان به نصف کاهش یافته است و برای خرید کالاهای لازم باید دو برابر دیروز پول پرداخت کنید.

🔺در کشورهای اینچنینی بیداری از خواب شبانه به «کابوس» شباهت دارد، چرا که هر روز شاهد افزایش تورم، و خبر حوادث تلخ خواهید بود و هیچ آینده روشنی برای افراد آن متصور نیست.

کشورهای جنوب خلیج فارس را می‌توان جوامع یملیخایی پیشرو دانست. این کشورها که نیم قرن پیش با کلیشه «شن، کویر، شتر و چادر» به تصویر کشیده می‌شدند، امروز با سواحل زیبا، کشاورزی مدرن، ماشین‌های لاکچری گران قیمت، صنعت گردشگری پیشرفته، شرکت های هواپیمایی برجسته، میزبانی رویدادهای ورزشی جهانی‌، لیگ‌های ورزشی گران، آسمانخراش‌ها و بازارهای پر رونق و پر مشتری، .... جلوه‌گر شده‌اند.

چه کسی باور می‌کرد عربستان، مهد سنت و گروه‌های مذهبی افراطی، پروژه رویایی شهر  نئوم را طراحی کرده و یا در آن برنامه سرگرمی و جشنواره بین‌المللی چون «موسم‌الریاض» برگزار خواهد شد.

چه کسی تصورش را می‌کرد قطر میزبانی شایسته برای جام جهانی فوتبال 2022 خواهد بود. و یا چه کسی خوابش را هم می‌دید در سال ۲۰۲۴ شرکت‌های اماراتی در پروژه‌های هوش مصنوعی فرانسه مشارکت خواهند داشت.

🔺در خاورمیانه محل تجمع جوامع یملیخایی پیشرو و پسرو، شما به راحتی با سفری چند صدکیلومتری می‌توانید تضاد بین آنها را مشاهده کنید. برخورد این دو نوع جامعه یملیخایی با همدیگر، چالش‌های مختلفی را به همراه دارد که مهمترین آنها عبارتند از :

حسرت اجتماعی: ساکنان جوامع یملیخایی قهقرا، حسرت کشورهای یملیخایی پیشرو را می‌خورند. این حسرت اجتماعی به مدد فضای مجازی هر لحظه تشدید می‌شود.

🔹فخرفروشی: اختلاف شدید سطح رفاه و پیشرفت در دو نوع جامعه، موجب افزایش فخر فروشی و ادبیات تحقیرآمیز کشورهای یملیخایی پیشرو شده است.

🔹فرار سرمایه: سرمایه مالی و انسانی از کشورهای یملیخایی پسرو به سرعت در حال مهاجرت به کشورهای یملیخایی پیشرو است.

🔹تقابل ایدئولوژیکی: کشورهای یملیخایی پیشرو، خود را از ایدئولوژی‌های سنتی و دینی رهانده‌اند، در حالی که حاکمیت کشورهای پسرو همچنان به ایدئولوژی‌های سنتی و دینی وفادار هستند.

🔹شکاف بین مردم و حاکمیت :  در جوامع پیشرو، حاکمیت و قشر نخبه از نظر فکری به مراتب جلوتر از متوسط عامه مردم است؛ در حالیکه در برخی جوامع یملیخایی پسرو، سطح فکری متوسط عامه مردم و انگیزه آنها برای پیشرفت بالاتر از حاکمیت است و حاکمیت تن به خواسته‌های پیشرو عامه مردم نمی‌دهد.

در جوامع یملیخایی پیشرو، این حاکمیت است که مردم را به بالاتر از سطح  انتظارات، افکار و اندیشه هایشان سوق می‌دهد. در نتیجه با وجود غیر دموکراتیک بودن این نوع جوامع، جنبش‌های اجتماعی در آنها شکل نمی‌گیرد؛ مضاف بر اینکه در این نوع جوامع حاکمیت با انجام اصلاحات با پیش‌دستی به خواسته‌های فعالان اجتماعی پاسخی شایسته می‌دهند.

🔹پارادوکس حفظ وضع موجود:
پارادوکس مهم کشورهای یملیخایی پیشرو آن است که درخشش و سفیدی رشد و توسعه آنها در بستر تاریکی و سیاهی عقب ماندن برخی کشورهای یملیخایی منطقه معنا پیدا کرده است که روزگاری به گرد پای آنها هم نمی‌رسیدند و اگر روزگاری این کشورها به مسیر توسعه خویش بر اساس پتانسیل‌های واقعی خود برگردند، ممکن است جایگاه پیشتاز خویش را از دست بدهند.

🔺اما از سویی دیگر، ماندن کشورهای یملیخایی پسرو در این وضعیت می‌تواند سر منشاء مشکلات جدی برای ترویج خشونت و افراطی‌گری در مسیر رشد و توسعه و آینده درخشان آنها باشد و  سرمایه آنها را به یک‌باره به خاکستر تبدیل کند. بر این اساس این جوامع، تلاش می‌کنند دیگر کشورهای منطقه در محدوده‌ای از عقب ماندگی و پیشرفت (یعنی حفظ وضعیت موجود) در جا بزنند.
👍71
آیا دکتر پزشکیان دوباره پیشنهاد اعلام حالت ویژه و جنگی را خواهد داد؟

دکتر پزشکیان به عنوان نایب‌ رئیس اول مجلس در اواخر خرداد 1397 در پيشنهادي خواستار اعلام حالت ویژه و جنگی در كشور شده بود تا بر اين اساس با كنترل بازار و مقابله با سودجوياني كه از تحريم هاي آمريكا در پي سوء استفاده هستند از اقشار كم درآمد جامعه حمايت شود.

👈👈درباره این پیشنهاد بنده سرمقاله ای را در 5 تیر 1397 در روزنامه آفتاب یزد منتشر کرده بودم با این عنوان
تاملي بر پيشنهاد اعلام حالت ويژه در كشور
لینک زیر :
https://www.pishkhan.com/news/92678

پرسش این است که ایشان که در خرداد 1397 پیشنهاد اعلام حالت ویژه و جنگی را به عنوان نایب رییس مجلس داده بود این بار در مقام رئیس جمهور دوباره این پیشنهاد را خواهد داد یا نه؟
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺تهدید کنندگان به خودکشی، آشکارا مستقیم و شفاف اعلام می‌کنند که قصد دارند به حیات خود خاتمه دهند. اما اینگونه افراد، واقعا" به زندگی علاقه دارند و تهدید آنها دستیابی به راهی برای ادامه زندگی و برداشتن موانع موجود در مسیر آن است.

حتی اقدام‌کنندگان به خودکشی هم در فضاها یا به شیوه‌هایی عمل می‌کنند که نجات آنها ممکن و محتمل باشد. اینها نشان‌دهنده عدم قطعیت تصمیم آنها برای مردن است. به عبارت دیگر ، این افراد با نمایش خودکشی، می‌خواهند راهی برای زندگی پیدا کنند.

🔺تلاش کنیم این افراد دوباره به مسیر زندگی برگردند.

اما بیشتر از تلاش‌های فردی، خانوادگی، و مدنی، تلاش حاکمیت برای خروج از بحران‌های اقتصادی، و اجتماعی در این باب موثر است.
😢3