فرگشت ، تحول گونه‌ها
10.1K subscribers
401 photos
86 videos
68 files
389 links
🐆 کانال علمی فرگشت در تلگرام 🐳

پست نخست کانال ↓
telegram.me/iran_evolution/8
Download Telegram
📚 معرفی کتاب

📙 انقراض ششم - یک تاریخ غیرطبیعی
: الیزابت_کلبرت
📝 ترجمۀ نیک گرگین
🔖 نشر ثالث

🔸در انقراضی که به دست ما انجام می‌شود چه اتفاقی برای خودمان خواهد افتاد؟ یک احتمال این است که ما هم بالاخره همراه با دگرگون ساختن طبیعت نابود شویم. با مختل کردن این نظام ــ نابود کردن جنگل‌های بارانی، تغییر ترکیبات جوّی، اسیدی کردن اقیانوس‌ها ــ بقای خود را به خطر می‌اندازیم. وقتی #انقراض گسترده به تحقق می‌پیوندد، قوی را به موقعیت ضعف می‌کشاند و ضعیف را نابود می‌کند. #بشر با راندن گونه‌های دیگر به انقراض، شاخه‌ای را که خود روی آن نشسته است، قطع می‌کند.
یک امکان دیگر این است که نبوغ انسانی بر هر فاجعه‌ای که با نبوغ انسانی ایجاد شده چیره خواهد شد و بشر به بقای خود ادامه خواهد داد.

🔹این کتاب در پی آن است که با گردآوری شواهد علمی از نقاط مختلف جهان نشان دهد که انقراض ششم چگونه سرنوشت #حیات را رقم خواهد زد.

🆔: @iran_evolution
چرا دانشمندان تمایل ندارند که جامعه نخستی‌ها را در انگیزش‌های‌ مثبت ما شریک بدانند، حال آنکه همین دانشمندان به وضوح مشتاق‌اند که ریشه‌های پرخاشگری ما را در گذشته نخستی‌ها بیابند!
چرا باید ناپاکی خود را به گذشته‌ی دور میمونی‌مان نسبت دهیم‌ و پاکی و مهربانی‌مان را منحصرا انسانی تلقی کنیم؟ چرا نباید ویژگی‌های "نیک" خود را نیز به گذشته میمونی‌مان نسبت دهیم؟

💡استیون جی گولد

کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
Forwarded from حیات و آگاهی (Sepanta Noroozian)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نام این طوطی گریفین است. او اخیراً موضوع پژوهشی درباره‌ی حافظه بوده است که در نشریه‌ی Scientific Reports به چاپ رسید. گریفین توانست در آزمون‌های این پژوهش، چند دانشجوی تازه‌واردِ دانشگاه هاروارد را در بازیِ حافظه شکست دهد.
در این ویدیو بخشی از هنرنمایی‌های گریفین را ببینید. او می‌تواند به سرعت هر صدایی را که از او خواسته می‌شود در حنجره‌اش تولید کند. از صدای حیوانات گرفته تا سفینه‌ی فضایی!

طوطی‌های خاکستریِ آفریقایی با نام علمیِ Psittacus erithacus که در بین عموم مردم به کاسکو هم شناخته می‌شوند، به نظر برخی پژوهشگران صرفاً واژگان را تقلید نمی‌کنند، بلکه حتا می‌توانند مفهوم واژگان را نیز بیاموزند.
این طوطی‌ها در شرایط ایده‌آل حداکثر تا ۵۰ سال نیز عمر می‌کنند.

دانش همگانی
@daneshhamegani
Forwarded from دانش، آگاهی
قهرمان ژیمناستیک المپیک در آرزوی شامپانزه بودن

یکی از تفاوت‌های ما به عنوان یک گونه زیستی با سایر پستانداران، گستردگی شبکه عصبی در بخش نئوکورتکس ما است. در واقع این گستردگی باعث ایجاد یک بستر مناسب برای پیشرفت‌های بعدی اجداد ما تا رسیدن به نقطه کنونی شده است.
عده زیادی باور دارند که ما متفاوت‌ترین در طبیعت هستیم چون توانسته‌ایم فضا را تسخیر کنیم و...، ولی چون شامپانزه‌ها به عنوان نزدیک‌ترین خویشآوند ما -که مورد ادعای علم است-، نتوانسته‌اند، این یعنی علم اشتباه می‌کند و ما برترین مخلوقات هستیم (البته، هنوز در پایه‌ی فرض دچار اشتباه هستند نتیجه‌گیری که بماند).
این ادعا، همچنین بیان می‌کند که قهرمانان المپیک ما انسان‌ها (به عنوان کاشفان فضا و برتربودن)، در رشته ژیمناستیک نمی‌توانند ساده‌ترین فعالیت‌های روزمره‌ی شامپانزه‌ها را انجام دهند.

اینکه ما فضا را تسخیر می کنیم تنها نتیجه روزی است که آتش را کشف کردیم و چرخ را ساختیم و نتایج یافته‌های خود را در طی صدها سال به نسل بعد منتقل کردیم و این نیازمند یک بستر انتقال اطلاعات بوده است. اینکه چرا شامپانزه ها نمی‌توانند مسائل را به شیوه ما حل کنند و نتایج را به نسل بعد منتقل کنند تنها یک علت دارد. تفاوت در تعداد ارتباطات شبکه عصبی مغز. در واقع بخش های مختلف مغز آنها به ویژه نئوکورتکس، به اندازه ما گسترده و پیچیده نیست. (در مطالب پیشین چرایی ارتباط تعدد ارتباطات شبکه عصبی و حل مسئله را توضیح داده بودم)

در سال 2015 در مقاله بسیار معتبری که در مجله نیچر منتشر شد، دانشمندان نشان دادند که آغاز تغیرات در گسترده شدن بخش نئوکورتکس مغز مربوط به ژن ARHGAP11B می باشد که با یک تغییر بسیار جزئی از ژنARHGAP11A به وجود آمده است. ژنARHGAP11A در اکثر پستانداران وجود دارد در صورتی که ژن ARHGAP11B تنها در گونه های وجود دارد که در مسیر فرگشتی بعد از جدایی از شامپانزه ها قرار دارند. نکته جالب تر این است که این ژن بین میلیون1.5 تا 500 هزار سال پیش به شکل کامل فعال شده است و همچنین امروز می دانیم که اولین گونه های انسان خردمند احتمالا در حدود 300 هزار سال قبل در قاره آفریقا مشاهده شده است.

این اطلاعات در کنار هم به ما نشان می دهد که تسخیر فضا تنها یک نتیجه تکامل یافته در طی صدها سال تجربه سعی و خطا در حل مسائل گوناگون است که نسل به نسل منتقل شده و ناشی از تعدد ارتباطات شبکه عصبی ما است و آن هم احتمالا ناشی از یک تغییر بسیار جزئی کد ژنتیکی از C به G. همانطور که شامپانزه‌ها به واسطه توانایی جابه‌جایی‌های روزمره خود در میان زمین و هوا، که آرزوی دست نیافتنی قهرمانان المپیک ما است، خود را اشرف آسمانها و زمین و ارباب جنگلها نمی‌دانند ما هم نباید به واسطه یک محصول جانبی فرگشت خود را اشرف مخلوقات بدانیم.

برای درک بهتر این ماجرا پیشنهاد می کنم فیلم بسیار جالب Rise of the Planet of the Apes را ببینید، در این فیلم خواهید دید که اشرف مخلوقات بودن چیزی بیشتر از یک توهم ناشی از ناآگاهی نیست.

سروش سارابی
@daneshagahi
Forwarded from دانش، آگاهی
به این تصویر خوب نگاه کنید، این تصویر نشان دهنده جایگاه ما در جهان زیستی است.

شما می توانید ادعا کنید که علم نمی‌تواند چگونگی پیدایش انسان را توضیح دهد و در هیچ آزمایشگاهی یک نمونه از چگونگی پیدایش انسان نشان داده نشده است.

بسیار خوب پس به آزمایشگاه طبیعت بروید، یک نمونه از گونه انسان، یک نمونه از مگس میوه و یک نمونه از انواع طنبدار نیزک را از هر گوشه‌ای از جهان که خواستید بردارید، کد ژنتیک آن را در هر آزمایشگاهی به هر تعداد بار که خواستید رمزگشایی کنید و ببینید که ژن‌های یکسان HOX چگونه ساختار نگهداری بدن آنها را شکل می‌دهند.

چه رابطه ای بین انسان، مگس میوه و نیزک وجود دارد؟!

دوباره به این ژنهای زیبای HOX نگاه کنید.
می‌بینید که انسان و همه این گونه‌ها، ماشین‌های زیستی هستند که تنها در برخی صفات متفاوتند.

علم بر اساس تجربه و تکرار کار می کند و بر همین اساس هیچ چهارچوب دیگری برای توصیف جهان طبیعی غیر از علم وجود ندارد که به این زیبایی بتواند مسیر پیدایش حیات را نشان دهد.

همین روش تجربی سایر سوالات بنیادی شما را به همین زیبایی پاسخ میدهد.

@daneshagahi
Forwarded from دانش، آگاهی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مغز ما چگونه در دام تقلید و رفتارهای جمعی می‌افتد؟

آیا مفهومی با عنوان اراده وجود دارد؟

زمانی که ما تصور می کنیم تصمیمی گرفته ایم چه اتفاقی در مغز ما رخ میدهد؟
مغز ما به عنوان یک ماشین زیستی چگونه تحت جبر فعالیت می کند؟

چرا ما ساده ترین پاسخ ها را سریع و عمیقتر می پذیریم؟
در این فایل سعی کرده ام به ساده ترین شکل ممکن به سوالات بالا پاسخ داده و توضیح دهم که مکانیسم پردازش چیست و مغز ما چگونه کار می کند.

با افتخار منتظر شنیدن نظرات شما هستم. @soroushsarabi
تولید: وب سایت دانش آگاهی

@daneshagahi
فرگشت یک تئوری است، یا حقیقت علمی (فکت)؟
Is Evolution a Theory or a Fact?

پاسخ هر دو است، اما این پاسخ نیازمند بررسی بیشتر و عمیقتر در معانی کلمات تئوری و حقیقت است. در کاربرد روزمره، تئوری اغلب به یک حدس یا یک گمانه زنی اشاره می‌کند. وقتی که مردم می‌گویند "من یک تئوری در مورد اینکه چرا این اتفاق افتاده است دارم" آنها اغلب بر اساس شواهد ناقص یا بی‌نتیجه، یک نتیجه‌گیری را در ذهن خود ترسیم می‌کنند.
اما تعریف رسمی تئوری در علم با آن چیزی که در کاربرد روزمره به شکل لغوی معنی می‌کنند، کاملاً متفاوت است.

کلمه تئوری در علم، به توضیحی جامع در مورد جنبه‌های از طبیعت اشاره می‌کند که توسط مقدار بسیار زیادی از شواهد حمایت می‌شود.
خیلی از تئوری‌های علمی به شکل بسیار خوبی پایدار شده‌اند به شکلی که احتمالاً هیچ شواهد جدیدی نمی‌تواند در آنها تغییر قابل توجهی ایجاد کند.
به عنوان مثال، هیچ شواهد جدیدی نشان نخواهد داد که زمین به دور خورشید نمی‌چرخد (تئوری خورشید مرکز) یا چیزهای زنده از سلول ساخته نشده‌اند (تئوری سلولی) یا ماده از اتم تشکیل نشده است یا پوسته کره زمین از صفحات سختی که در دوران‌های زمین شناسی بر روی هم حرکت کرده‌اند، تشکیل نشده است (تئوری صفحات تکتونیکی).

تئوری تکامل (فرگشت) نیز مانند این نمونه‌های دیگر از تئوری‌های بنیادی علمی توسط تعداد بسیار زیادی از مشاهدات و تجربیات تایید شده حمایت می‌شود به صورتی که دانشمندان مطمئن هستند که اجزاء پایه‌ای تئوری تکامل (فرگشت) توسط هیچ شواهد جدیدی دچار تغییر و ابطال نخواهد شد.

به هر حال مانند تمام تئوری‌های دیگر علمی، تئوری تکامل (فرگشت) هم موضوعی است که به طور مداوم با ظهور علوم جدید و تکنولوژی‌های نوین و امکان مشاهدات و تجربیاتی که قبلاً امکان‌پذیر نبوده، تکمیل‌تر خواهد شد.
یکی از مفیدترین خواص تئوری‌های علمی این است که می‌توان از آنها برای پیش‌بینی درباره رویدادهای طبیعی یا پدیده‌هایی که هنوز مشاهده نشده‌اند استفاده کرد.
به طور مثال، تئوری جاذبه رفتار اشیاء را بر روی ماه و سایر سیارات، خیلی قبل از اینکه توسط فعالیت فضاپیماها و فضانواردان تایید شود، پیش‌بینی کرده بود.
زیست‌شناسان فرگشتی [به رهبری دکتر نیل شوبین] که تیک‌تالیک را کشف کردند، قبل از کشف، پیش‌بینی کرده بودند که آنها می‌بایست فسیل‌هایی از جانور میانی بین ماهی و حیوانات چهار دست و پای خشک‌زی در میان رسوبات پیدا کنند، که مربوط به 375 میلیون سال قبل بوده باشند.
کشف آنها، پیش‌بینی که بر اساس مفاهیم بنیادی تئوری تکامل (فرگشت) انجام شده بود را تایید کرد و در لذا تایید هر پیش‌بینی بر اساس هر تئوری علمی، اعتماد به آن تئوری را افزایش می ‌هد.
در علم یک حقیقت معمولاً به یک مشاهده، اندازه‌گیری یا اشکال دیگری از شواهد اشاره می‌کند که بتوان انتظار داشت در همان مسیر و تحت همان شرایط دوباره رخ دهد.
با این حال، داشنمندان همچنین از عبارت حقیقت برای اشاره به توضیح علمی استفاده می‌کنند که بارها آزمایش شده و مورد تایید قرار گرفته است و دیگر هیچ دلیل قانع‌کننده‌ای برای آزمایش و یا جستجوی شواهد جدید برای آن ندارند.

بر این اساس گذشته و تداوم رخدادهای تکاملی (فرگشتی) حقیقت علمی (فکت) هستند.

چون شواهدی که آنها را حمایت می‌کنند بسیار قوی هستند و برای دانشمندان دیگر این پرسش وجود ندارد که آیا تکامل (فرگشت) در زیست‌شناسی رخ داده است و آیا هم اکنون هم در حال رخ دادن است یا نه. به جای این پرسش، آنها به دنبال تحقیق درباره مکانیزم‌های تکامل (فرگشت) و پرسش‌هایی از این دست که رویدادهای طبیعی چگونه بر نرخ تکامل (فرگشت) اثر می‌گذارند.

📗 برگرفته از کتاب علم، فرگشت، خلقت‌گرایی انتشارات آکادمی ملی علوم آمریکا

📄 متن منتشر شده در وب سایت آکادمی ملی علوم، مهندسی و درمان آمریکا

📝 مترجم: سروش سارابی، منتشر شده درسایت دانش آگاهی

https://www.nas.edu/evolution/TheoryOrFact.html

🆔: @iran_evolution
🔴 معرفی و فصلی از یک کتاب: جهش اجتماعی
🖌 نویسنده: ویلیام فون هیپل
🖋 مترجم: میثم محمدامینی
📚 انتشارات: فرهنگ نشر نو – 1399

⚪️ یافته‌های جدید نظریه تکامل درباره این که ما که هستیم، از کجا آمده‌ایم و چه چیزی شادکام‌مان می‌کند.

🔸 چرا از تاریکی می‌ترسیم؟
🔸 ریشه‌های قبیله‌گرایی، تعصب و نژادپرستی
🔸 از کجا می‌دانیم «لباس پوشیدن» چه زمانی ابداع شد؟
🔸 اهمیت مادربزرگ‌ها!
🔸 اجداد ما چگونه از «درون‌آمیزی» جلوگیری می‌کردند؟

📣 اینجا بشنوید:
https://t.iss.one/homosapiensfa/774

#روانشناسی_تکاملی

@HomosapiensFa
@Evolps
جهش اجتماعی
ویلیام فون هیپل
🔴 معرفی و فصلی از یک کتاب: جهش اجتماعی

🖌 نویسنده: ویلیام فون هیپل
🖋 مترجم: میثم محمدامینی
📚 انتشارات: فرهنگ نشر نو – 1399

⚪️ یافته‌های جدید نظریه تکامل درباره این که ما که هستیم، از کجا آمده‌ایم و چه چیزی شادکام‌مان می‌کند.

#روانشناسی_تکاملی

@iran_evolution
✳️ تغییرات اقلیمی احتمالا عامل انقراض گونه‌های اولیه انسان بوده است

مطالعه مدل‌سازی جدیدی نشان می‌دهد که احتمالا گونه‌های گذشته‌ی انسان نتوانسته‌اند دربرابر تغییرات اقلیمی مقاومت کنند و منقرض شدند.

از شش گونه‌ی مختلف انسان اولیه که همه به جنس انسان تعلق داشتند، فقط گونه‌ی ما، یعنی انسان خردمند، موفق شد بقا پیدا کند. مطالعه‌ای که به‌تازگی در مجله‌ی One Earth منتشر شده است، مدل‌های اقلیمی و رکوردهای فسیلی را در جست‌وجوی سرنخ‌هایی در زمینه‌ی عامل انقراض اجداد باستانی ما باهم ترکیب می‌کند و نشان می‌دهد که احتمالا تغییرات اقلیمی (ناتوانی در سازگاری به تغییرات دمایی) نقش مهمی در نابودی آن‌ها ایفا کرده است. پاسکوال ریا، از دانشگاه فردریکو دوم ناپل ایتالیا می‌گوید:

یافته‌های ما نشان می‌دهد که با وجود ابداعاتی مانند استفاده از آتش و ابزارهای سنگی اصلاح‌شده، تشکیل شبکه‌های اجتماعی پیچیده و درباره نئاندرتال‌ها حتی تولید سرنیزه‌های چسبانده‌شده، لباس‌های قالب تن و تبادلات درخور‌توجه فرهنگی و ژنتیکی با انسان خردمند، گونه‌های گذشته‌ی انسان نتوانستند از تغییرات اقلیمی جان سالم به‌در ببرند. آن‌ها به‌سختی تلاش کردند و با سردشدن اقلیم به‌دنبال پیداکردن مکان‌های گرم بودند؛ اما درنهایت، تلاش آن‌ها کافی نبود.

پژوهشگران برای کسب بینش درباره‌ی انقراض گونه‌های اولیه‌ی انسان شامل انسان ماهر، انسان کارورز، انسان راست‌قامت، انسان هایدلبرگی، انسان نئاندرتال و انسان خردمند از نمونه‌ساز اقلیم گذشته با وضوح درخورتوجه استفاده کردند که دما و بارندگی و اطلاعات دیگر مربوط به پنج‌میلیون سال گذشته را فراهم می‌کند.

همچنین، پژوهشگران برای مدل‌سازی نحوه‌ی تحول منطقه‌ی اقلیمی محل سکونت گونه‌های انسان در طول زمان، پایگاه داده فسیلی وسیعی را بررسی کردند که بیش از ۲،۷۵۰ رکورد باستان‌شناسی را شامل می‌شد. هدف درک اولویت‌های اقلیمی انسان‌های اولیه و نحوه‌ی پاسخ آن‌ها دربرابر تغییر در اقلیم بود. مطالعات آن‌ها شواهد محکمی ارائه می‌دهد که سه گونه از انسان (شامل انسان راست‌قامت و انسان هایدلبرگی و انسان نئاندرتال) درست پیش از اینکه منقرض شوند، بخش درخورتوجهی از منطقه‌ی اقلیمی مناسب خود را از دست دادند. آن‌ها گزارش می‌کنند که این کاهش با تغییرات شدید و نامساعد در اقلیم جهانی همراه بوده است.

درباره‌ی نئاندرتال‌ها، احتمالا رقابت با انسان خردمند وضعیت را بدتر کرد. ریا می‌گوید: «از نظم اثر تغییرات اقلیمی شگفت‌زده شدیم. درباره‌ی گونه‌های مقرض‌شده و فقط درباره‌ی آن‌ها کاملا آشکار بود که شرایط اقلیمی درست پیش از انقراض و فقط در آن لحظه‌ی خاص بسیار شدید بود.»

ریا خاطرنشان می‌کند که در بازسازی دیرینه‌اقلیم‌شناسی، شناسایی بقایای فسیل‌ها در سطح گونه‌ها و قدمت مکان‌های فسیل اطمینان کاملی وجود ندارد؛ اما بینش اصلی در هر فرضی درست است. او می‌گوید:

این یافته‌ها ممکن است به‌عنوان نوعی هشدار برای انسان امروزی باشد؛ زیرا ما نیز با تغییرات بی‌سابقه‌ای در اقلیم مواجه هستیم. کشف این موضوع نگران‌کننده است که اجداد ما که ازنظر قدرت ذهنی از دیگر گونه‌های زمین متفاوت بودند، نتوانستند دربرابر تغییرات اقلیمی مقاومت کنند. تغییرات اقلیمی در گذشته موجب آسیب‌پذیری و درماندگی گونه انسان شد و این مسئله ممکن دوباره اتفاق افتد.

🆔: @iran_evolution
✳️ مکائو سنبلی، شخصیت اصلی انیمیشن «ریو» رسما منقرض شد

اگر انیمیشن «ریو» (Rio) را دیده باشید حتما شخصیت «بلو» را به یاد می‌آورید. مکائو سنبلی که فکر می‌کرد آخرین بازمانده از گونه خود است. متاسفانه کابوس او به حقیقت پیوست و طوطی‌های مکائو سنبلی که حدود هفت سال پیش، در معرض انقراض اعلام شده بود، اکنون در حیات وحش به طور کامل و رسمی منقرض شده است.

طی تحقیق انجام شده توسط موسسه BirdLife International، این پرنده برزیلی که با نام مکائو اسپیکس هم شناخته می‌شود دیگر در حیات وحش قابل مشاهده نیست. در این تحقیق مشخص شد که این پرنده آبی رنگ تنها در اسارت و به عنوان حیوان خانگی وجود دارد و تعداد آنها به شدت کم و غم‌انگیز است. 

طبق گزارش این سازمان، مکائو سنبلی به دلیل افزایش جنگل‌زدایی و از بین رفتن دائمی زیستگاه، از مدت‌ها پیش منقرض شده بود. همچنین این پرندگان خیلی تطابق‌پذیر نبوده و نزدیک گونه‌های غالب و شکارچی زندگی می‌کرده‌اند. باور بر این است که هنوز تعدادی از این پرندگان در برنامه‌های تولیدمثل و پرورش وجود دارد اما هیچ مدرک رسمی دال بر این مدعا وجود ندارد.

تهدید انقراض این گونه و لزوم انجام اقداماتی از سوی ما برای حفظ آن، در دهه ۱۹۸۰ مطرح شد. حتی نویسنده‌ای به نام «تونی جانیپر» کتابی به نام «مکائو اسپیکس: مبارزه‌ای برای حفظ کمیاب‌ترین پرنده جهان» را در تلاش برای آگاه کردن مردم از این موقعیت در سال ۲۰۰۲، تالیف کرد. علاوه بر مکائو سنبلی، ۷ گونه پرنده دیگر هم منقرض اعلام شدند. اعلامیه انقراض این گونه‌ها که این هفته منتشر شد بر اساس تحلیل‌های آماری انجام شده توسط سازمان بین‌المللی زندگی پرندگان، بوده است. پنج مورد از این گونه‌ها متعلق به آمریکایی جنوبی و قربانی جنگل‌زدایی و دخالت بیش از حد انسان هستند. 

سه گونه به نام‌های شکارچی درختی مرموز و آلاگواس برگ جمع‌کن از برزیل و پواولی از هاوایی به طور کامل و برای همیشه منقرض شده‌اند. تمام این انقراض‌ها به دلیل دخالت‌های انسانی هستند نه علل طبیعی و این واقعا ناراحت‌کننده است. چند انقراض دیگر باید اتفاق بیافتد تا بالاخره انسان یاد بگیرد که به حریم حیوانات دیگر احترام بگذارد؟
‌‌‌
‌منبع: TheSciEarth
نویسنده: رئوف احمد
📝 ترجمه از @idfm_official

✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
«ما اینجاییم چون باله‌های گروهی از ماهی‌های عجیب آناتومی خاصی داشت که بعدها پای جانداران خشکی از فرگشت آنها پدید آمد؛ چون زمین طی دوران یخبندان هیچگاه به‌طور کامل یخ نبست؛ چون گونه‌ای کوچک و ضعیف و کم‌اهمیت حدود دویست و پنجاه هزار سال قبل در آفریقا ظهور کرد و تاکنون به هر لطایف‌الحیلی که بوده توانسته است دوام بیاورد و منقرض نشود.
ممکن است در آرزوی یافتن پاسخ "متعالی‌تری" برای چرایی حضور خود در زمین باشیم، ولی چنین پاسخی واقعاً وجود ندارد.»

استیون جی گولد (2002-1941)

✳️ کانال فرگشت:

🆔: @iran_evolution
لباس پوشیدن چه زمانی ابداع شد؟

🔹نوع بشر از این موهبت ویژه برخوردار است که میزبان سه گونه متفاوت از شپش باشد: شپش سر، شپش عانه (یا شپش ناحيه شرمگاهی)، و شپش تن. داستانِ این که چه شد که ما مسكن و همین طور خوراک در اختیار این انگل‌های کوچک قرار دادیم داستان پر پیچ و خمی است. اجداد شپش سر انسان در حدود بیست و پنج میلیون سال پیش نخستی‌ها را آلوده کردند، و این تقريبا زمانی است که گپی‌ها یا میمون‌های بی‌دُم از میمون‌های بَرّ‌ِ قدیم (یعنی میمون‌های دم‌دار افریقا و آسیا) جدا شدند.

🔸در حدود شش یا هفت میلیون سال پیش اجداد نزدیک‌ترمان از اجداد شامپانزه‌ها جدا شدند، شپش‌ها می‌توانستند روی بدنمان هرجا که می‌خواهند پرسه بزنند و به هر سو بروند، چون اجدادمان هنوز خیلی پُر مو بودند. این نوع قدیمی از شپش‌های تن تنها گونه‌ای بود که در آن زمان ما را آزار می‌داد، اما چند میلیون سال بعد، ظاهرا از گوریل‌ها، گونه تازه‌ای از شپش گرفتیم. دقیقا نمی‌دانم که اجدادمان چطور موفق به این کار شدند، اما این نظر را بیشتر می‌پسندم که آن‌ها در فاصله نزدیکی از گوریل‌ها زندگی می‌کردند، یا شاید هم گاه گاهی برای گرم ماندن، کنار هم می‌خوابیدند. به هر حال، به هر علت که بود، از حدود سه میلیون سال پیش رفته‌رفته میزبان دو گونهٔ متمایز از شپش‌ها شدیم.

🔹در ادامهٔ مسیر فرگشتی‌مان، سرانجام موهای ضخیم بدن را از دست دادیم. وضع تازه ما، که بی مو شده بودیم، مشکلی برای هر دو گونهٔ شپش‌ها به وجود آورد، چون برای تخم‌گذاری به جنگلی از مو نیاز داشتند. نتیجهٔ نهایی این بود که ما این دو گونه از شپش را وادار کردیم که متخصص شوند. شپش‌هایی که از خیلی وقت پیش همراه ما بودند به شمالی‌ترین نقطهٔ بدنمان عقب‌نشینی کردند و متخصص سر شدند. شپش‌هایی که از گوریل‌ها گرفته بودیم به منطقه استواییمان مهاجرت کردند و شدند متخصص خشتک.

🔸این دورهٔ صلح و آرامش میان دو گونه شپش ما حدود یک میلیون سال به طول انجامید، تا اینکه همین هفتاد‌هزار سال پیش گونهٔ سومی از شپش‌ها نیز بر صحنه ظاهر شد، گونه‌ای نشأت‌گرفته از شپش‌های سرمان. این شپش‌های تازه طوری فرگشت یافته بودند که روی بدن زندگی کنند، اما درست مانند شپش‌هایی که از آن‌ها به‌وجود آمده بودند، نمی‌توانستند تخم‌های خود را روی پوست ما (که حالا دیگر بی‌مو بود) بگذارند، چون تخم‌ها روی زمین می‌افتاد و از میان می‌رفت. به همین دلیل، فرگشت شپش تن شاهد بسیار خوبی است که نشان می‌دهد ما دست‌کم هفتادهزار سال پیش لباس پوشیدن را آغاز کردیم.

🔹البته پرسش دشوار این است که اصلاً چرا زحمت لباس پوشیدن به خودمان دادیم، و چرا در آن زمان؟ آن موقع تقریباً یک میلیون سالی می‌شد که اجدادمان بی‌مو شده بودند، و بیشترشان - البته نه تمامشان - هنوز هم در آب‌و‌هوای گرم افریقا زندگی می‌کردند. همان‌طور که خواهیم دید، درست پیش از پیدایش شپش تن، گونهٔ انسان خردمند
(هوموساپینس) مهاجرت به افريقا را آغاز کرده بود. شاید این مهاجرت به سوی مناطق سردسیرتر موجب ابداع لباس شده باشد. یا شاید هم پوشاک خیلی پیشتر، و به منظور محافظت در برابر آفتاب و همین طور سرما، اختراع شده باشد. توضیح محتمل دیگر این است که شاید اجداد ما فقط به دنبال آراستن خود یا متمایز کردن خود از دیگران بودند. به هر حال، علتش هرچه بود، از آن زمان به بعد دست کم گروهی از اجداد ما بایستی اکثر مواقع لباس به تن می‌داشتند، چون در غیر این صورت شپش‌های تنمان از میان می‌رفتند.

✳️ ادامه 👇
🆔: @iran_evolution
فرگشت ، تحول گونه‌ها
لباس پوشیدن چه زمانی ابداع شد؟ 🔹نوع بشر از این موهبت ویژه برخوردار است که میزبان سه گونه متفاوت از شپش باشد: شپش سر، شپش عانه (یا شپش ناحيه شرمگاهی)، و شپش تن. داستانِ این که چه شد که ما مسكن و همین طور خوراک در اختیار این انگل‌های کوچک قرار دادیم داستان…
🔸داستانِ فرگشتیِ شپش تن شواهد بسیار خوبی دربارهٔ ابداع پوشاک در اختیارمان می‌گذارد، اما چطور می‌توانیم به جزئیات آنچه در طول این روند رخ داد پی ببریم؟ و از کجا می‌دانیم که شپش عانه را سه میلیون سال پیش از اجداد گوریلمان گرفته‌ایم؟ دانشمندان برای پاسخ به این پرسش‌ها به ساعت‌های مولکولی متوسل می‌شوند؛ منظور روش تعیین زمان بر اساس آهنگ جهش‌های ژنتیکی در مولکول DNA است. وقتی که دو گونه از هم جدا می‌شوند، هر کدام جهش‌های تصادفی در DNA خود خواهند داشت. این جهش‌ها دیگر میان دو گونه مشترک نیست، و بنابراین منحصر به یک گونه است. چون سرعت متوسط جهش در شاخه‌های مختلف DNA را می‌دانیم، می‌توانیم جهش‌های منحصر به‌فرد در شاخه‌های DNA مشترک میان دو گونه را بشماریم تا بتوانیم برآورد کنیم دو گونه چه زمانی از هم جدا شده‌اند.

🔹مثلاً اگر در شاخهٔ خاصی از DNA در یک گونهٔ خاص، به‌طور میانگین هر بیست نسل یک بار جهش رخ دهد، و اگر روی این DNA در هر یک از دو گونه‌ای که پیشتر با هم مرتبط بوده‌اند، به طور میانگین پنجاه جهش متمایز بیابیم، می‌فهمیم که این دو گونه حدود هزار نسل پیش از هم جدا شده‌اند. اگر این شکل شمارش را همین‌طور رو به عقب ادامه دهیم، نهایتاً به گونهٔ والدی می‌رسیم که از لحاظ ژنتیکی به دو گونهٔ فرزند نزدیک‌تر از همه است.

🔸با بررسی شمار جهش‌ها در DNA شپش تن و شپش سر (که به همدیگر بسیار نزدیک‌اند، اما با شپش عانه تفاوت دارند) شاهد بسیار خوبی داریم در تأیید این که اجداد ما دست کم هفتاد هزار سال پیش، از لخت و عور این سو و آنسو رفتن دست برداشته‌اند. با همین رویه می‌توانیم شواهد محکمی هم پیدا کنیم که نشان می‌دهند گونهٔ شپش عانهٔ ما حدود سه میلیون سال پیش از گونهٔ شپش گوریل جدا شده است.

📕 برگرفته از کتاب "جهش اجتماعی"

✳️ کانال فرگشت:

🆔 : @iran_evolution
✳️ زنان در دوران نو‌سنگی شکارچی جانوران وحشی بزرگ بودند

تقریبا همه باستان‌پژوهان درباره تقسیم کار در دوران نو‌سنگی هم‌نظرند؛ زن‌ها به شکار جانوران کوچک می‌رفتند و شکار جانوران بزرگ کار مردها بود. اما یافته‌های بسیاری تردیدهای جدی درباره درستی این نظر به وجود می‌آورد.
یافته‌هایی در مکانی در ارتفاع ۴۰۰۰ متری رشته کوه آندن (بلندترین رشته کوه جهان به طول ۷۵۰۰ کیلومتر در آمریکای جنوبی) این نظریه دانشمندان را زیر سوال برده است که در دوره نو‌سنگی شکار جانواران بزرگ بر عهده مردها بود و زن‌ها تنها به شکار حیوانات کوچک می‌رفتند.

در این مکان قبر زنی کشف شده که متعلق به ۹۰۰۰ سال پیش است. این زن شکارچی گوزن‌های بزرگ رشته کوه آند و دیگر حیوانات بزرگ جثه بوده و تنها زنی در قاره آمریکا نبوده که به شکار جانوران بزرگ می‌رفته است. 

محققان دانشگاه کالیفرنیا در شهر دیویس نتیجه پژوهش‌هایی را در مجله پیشرفت‌های علمی "Science Advances" منتشر کرده که نشان می‌دهد در دوران نوسنگی (Jungesteinzeit) تفکیک وظایف بین دو جنس کمتر از آنچه تصور می‌شده وجود داشته است.

رندی هاس، نویسنده این پژوهش می‌گوید: «یافته‌های باستان‌شناسی و تجزیه و تحلیل مراسم خاکسپاری در این دوره این نظریه را که فقط مردان برای شکار می‌رفتند، رد می‌کند.» او درباره اهمیت این یافته‌ها اشاره می‌کند که آنها پرتوی هم بر بحث‌های فعلی درباره مسئله جنسیت و شغل می‌افکند. این انسان‌شناس تأکید می‌کند: «دستمزدهای نابرابر طبیعی نیست. حتی اجداد ما نیز وظایف را میان خود به طور مساوی تقسیم می‌کردند.»

باستان شناسان این مقبره را در سال ۲۰۱۸ در ویلامایا پاتجکسا در پرو کشف کردند. اشیائی که در گور گذاشته شده‌اند شامل نیزه و ابزارهایی برای فرآوری حیوانات است. از آنجا که در دوره نوسنگی در این منطقه مرسوم بود که مردگان را به همراه اشیا روزمره آنها دفن کنند، محققان تصور می‌کنند که فرد به خاک سپرده شده یک شکارچی بوده است. جنسیت او با بررسی ساختار استخوان و پروتئین‌های دندان‌های او تشخیص داده شده است.

این یافته سوال جدی در برابر باستان‌شناسان گذاشت؛ این که آیا این زن شکارچی یک استثنا بود یا قاعده؟ آنها برای یافتن پاسخ درست دست به تحلیل یافته‌هایی در گورهای دیگر متعلق به این دوره در آمریکای شمالی و جنوبی زدند. آنها ۴۲۹ باقی مانده جسد را  در ۱۰۷ گورستان را مورد بررسی قرار دادند. در ۲۷ مورد اشیاء شکار همراه مردگان بوده که ۱۵ تای آنها مرد و ۱۱ نفر زن بوده‌اند.

به باور پژوهشگران این پژوهش‌ها زمینه قابل اتکایی برای این نتیجه‌گیری هستند که زنان به هیچ عنوان در شکار جانواران بزرگ نقشی فرعی نداشته‌اند. گور کشف شده در ویلامایا پاتجکسا کهن‌ترین در نوع خود است که در قاره آمریکا کشف شده. پژوهشگران این احتمال را می‌دهند که ۳۰ تا ۵۰ درصد شکارچیان زن بودند.


https://advances.sciencemag.org/content/6/45/eabd0310


DOI: 10.1126/sciadv.abd0310

✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
✳️ جمجمه دو میلیون ساله 'عموزاده' اجداد انسان پیدا شد

🆔: @iran_evolution
✳️ جمجمه دو میلیون ساله 'عموزاده' اجداد انسان پیدا شد

پژوهشگران استرالیایی می‌گویند کشف یک جمجمه دو میلیون ساله در آفریقای جنوبی شناخت بهتری از روند فرگشت انسان به دست می‌دهد.

این جمجمه متعلق به یک پارانتروپوس روباستوس مذکر بود که از "عموزاده‌های" هومو ارکتوس است؛ گونه‌ای که تصور می‌شود از اجداد مستقیم انسان مدرن بوده باشد.

این دو گونه تقریباً در یک دوره زندگی می‌کردند، اما پارانتروپوس روباستوس زودتر منقرض شد.

محققان این کشف را هیجان‌آور خوانده‌اند.
دکتر انجلین لیس گفت: "بیشتر رکوردهای فسیلی فقط شامل یک تک دندان می‌شود بنابراین پیدا کردن چنین نمونه‌ای واقعا نادر و خوش اقبالی است."

محققان از دانشگاه لا تروب ملبورن تکه‌های جمجمه را در سال ۲۰۱۸ در محوطه باستانی دریمولن در شمال ژوهانسبورگ کشف کردند.

این جمجمه درست چند متر آن طرف‌تر از نقطه‌ای که یک کودک هوموارکتوس با قدمتی مشابه در سال ۲۰۱۵ کشف شد قرار داشت.

باستان‌شناسان با چند سال تلاش تکه‌های فسیل را به هم چسباندند و آن را تحلیل کردند. نتایج یافته‌های آنها روز سه شنبه در نشریه "نیچر، اکولوژی و فرگشت" چاپ شد.

جسی مارتین از دیگر محققان این مطالعه گفت که کار کردن با قطعات این فسیل مثل کار با "مقوای خیس" بود و اضافه کرد که او برای مکیدن آخرین ذرات خاک از آن از نی پلاستیکی استفاده کرد.

"گونه‌های رقیب"

دکتر لیس می‌گوید: " پارانتروپوس روباستوس احتمالاً در طول زمان طوری فرگشت پیدا کرد که موقع گاز زدن و جویدن غذای سفت بتواند با کمک آرواره و دندانش نیروی شدیدتری وارد کند."

در همین حال هومو ارکتوس با دندان‌های کوچکتر احتمالا هم از گیاهان و هم گوشت تغذیه می کرده است.

دکتر لیس می‌گوید: "این دو گونه که تفاوت های خیلی زیادی داشتند... نمایندگان مسیرهای فرگشتی واگرا هستند."

"هرچند ما نسلی هستیم که در نهایت جان به در برد، رکوردهای فسیلی نشان می‌دهد که دو میلیون سال قبل پارانتروپوس روباستوس حضور خیلی پررنگ‌تری از هومو ارکتوس در صحنه داشت."

✳️ کانال فرگشت:

🆔: @iran_evolution
✳️ دست‌نوشته‌های داروین احتمالا گم نشده، سرقت شده است

کتابخانه دانشگاه کمبریج در بریتانیا از احتمال سرقت تعدادی از جزوه‌ها و دست‌نوشته‌های چارلز داروین،‌ محقق برجسته نظریه تکامل، خبر داد که میلیون‌ها پوند ارزش دارند و سال‌هاست ناپدید شده‌اند.

روزنامه گاردین روز سه‌شنبه چهارم آذرماه نوشت کارمندان کتابخانه دانشگاه کمبریج معتقدند تعدادی از دست‌نوشته‌های داروین که دو دهه پیش برای آخرین‌بار در محل خود مشاهده شده بود،‌ به سرقت رفته‌اند.

براساس این گزارش، کارمندان کتابخانه کمبریج درباره ناپدید شدن اسناد معتقد بودند این دست‌نوشته‌های گرانبها در اواخر سال ۲۰۰۰ میلادی در بایگانی‌ها بد قفسه‌بندی شده بود و این موضوع تا ۲۰ ماه میلادی اکتبر امسال به پلیس گزارش نشد.

اکنون پلیس اعلام کرده با دریافت گزارش این موضوع، تحقیقات در این زمینه آغاز شده و به اینترپل هم اطلاع داده است.

گاردین براساس اعلام کارمندان كتابخانه، تخمین ارزش دست‌نوشته‌ها را با توجه به ماهیت منحصربه‌فرد آن‌ها دشوار خوانده، اما اشاره کرده احتمالا میلیون‌ها پوند ارزش دارند.

اسناد ناپدیدشده دو دفتر دست‌نویس، از جمله طرح اصلی «درخت زندگی» سال ۱۸۲۵ داروین، را در بر می‌گیرد.

این اسناد از انبار برداشته شده بود تا در واحد عکاسی کتابخانه تصویربرداری شود. در نوامبر سال ۲۰۰۰ میلادی گزارش شد که این کار در واحد عکسبرداری انجام شده است.

اما در بررسی دوره‌ای در ژانویه سال بعد از آن مشخص شد که جعبه کوچک آبی‌رنگ حاوی اسناد به جای خود بازگردانده نشده‌اند.

جسیکا گاردنر، کتابدار دانشگاه و مدیر خدمات کتابخانه که از سال ۲۰۱۷ میلادی در این سمت مشغول است، می‌گوید: «افراد پیش از من واقعا اعتقاد داشتند آنچه اتفاق افتاده این بوده که این اسناد بد قفسه‌بندی شده یا به اشتباه جا گذاری شده بودند.»

او افزود: «آن‌ها با همین اعتقاد واقعی، در این سال‌ها به جست‌وجوهای گسترده‌‌ای پرداختند.» گاردنر اشاره کرد اکنون تصور می‌شود «احتمال وقوع سرقت» وجود دارد.

مارک پورسل، معاون مجموعه‌های تحقیقاتی، در این زمینه به گاردین گفته که اطمینان دارد نسخه‌های خطی را نمی‌توان در بازار آزاد فروخت و احتمالا این اسناد مخفی شده‌اند.

✳️ کانال فرگشت:

🆔: @iran_evolution
✳️ آلودگی نوری و صوتی می‌تواند تاثیرات عمیقی بر تولیدمثل پرندگان داشته باشد

پژوهش‌ها نشان می‌دهند آلودگی نوری و صوتی تاثیرات عمیقی بر سلامت پرندگان دارند. یافته‌های جدید نشان می‌دهند که در چند دهه گذشته جمعیت پرندگان ۳۰ درصد کاهش یافته است. دانشمندان برای تغییر این روند به دنبال فهم علت‌های آن هستند.

پژوهشگران برای این مطالعه مجموعه عظیمی از اطلاعات را بررسی کردند تا اثر نور و صدا را بر بیش از ۵۸ هزار لانه متعلق به ۱۴۲ نوع پرنده در شمال آمریکا دریابند.

پرندگان زمان تولیدمثل‌شان را با دوران فراوانی غذا هماهنگ می‌کنند تا بتوانند به جوجه‌های خود غذا بدهند، و با توجه به نور روز این‌کار را در زمان ثابتی از سال انجام می‌دهند. حالا محققان فهمیده‌اند که آلودگی نوری باعث می‌شود پرندگان از ۱۸ روز تا یک‌ماه زودتر به تولیدمثل بپردازند. در نتیجه جوجه‌های گرسنه ممکن است بدون اینکه غذایی برایشان فراهم باشد متولد شوند. اما تغییر اقلیم ماجرا را حتی از این هم پیچیده‌تر می‌کند.

با گرم‌شدن کره‌ زمین، غذای پرندگان به خاطر دمای گرم‌تر زودتر آماده می‌شود. در این میان پرندگانی که با زمان‌بندی تاریخی درونی خود و با توجه به طول روزها تولیدمثل می‌کنند، غذای کمتری برای جوجه‌هایشان دارند چراکه در فصل تولیدمثل آنها دیگر غذایی باقی نیست.

اما پرندگانی که تولیدمثلشان را به خاطر آلودگی نوری جلو می‌اندازند در تامین غذای جوجه‌ها موفق‌تراند. پرندگانی که در معرض آلودگی نوری قرار دارند نسبت به پرندگانی که در محیط طبیعی تاریک‌تر زیست می‌کنند انطباق بیشتری با تغییر اقلیم نشان می‌دهند.

در رابطه با آلودگی صوتی نیز، یافته‌ها نشان می‌دهند که آلودگی صوتی تولیدمثل پرندگانی را که آوازشان در فرکانس پایین‌تری قرار دارد را به تعویق می‌اندازد زیرا آنها در میان اصوات فرکانس‌پایین انسانی به سختی می‌توانند بشنوند. تصمیم‌ جفت‌گیری بر اساس آواز پرنده‌ی نر انجام می‌شود و در برخی موارد پرندگان ماده بایستی آواز نر را بشوند تا از نظر جسمی برای جفت‌گیری حاضر شوند.

آلودگی نوری زمانی اتفاق می‌افتد که منابع نورهای مصنوعی، آسمان را روشن کرده و موجب ایجاد اختلال در اکوسیستم‌ها می‌شود. آلودگی نوری با افزایش گرمای اتمسفر، باعث تغییرات اقلیمی می‌شود. همچنین، پژوهش‌های علمی جدید گواه ارتباطِ مستقیم بین شنیدن صداهایی هر چند با شدت کم اما بطور مستمر، و سلامت عمومی، افزایش فشار خون و تپش قلب، کاهش قدرت یادگیری در کودکان، عصبیت، اختلالات خواب و غیره است.

منبع: ساینس دیلی

https://www.sciencedaily.com/releases/2020/11/201111122823.htm

✳️ کانال فرگشت:

🆔: @iran_evolution
✳️ هوای پاک‌تر زندگی میلیون‌ها پرنده را نجات می‌دهد

پژوهش‌ها نشان می‌دهند که اقدامات مقابله با آلودگی هوا در نجات جان پرندگان نیز موثر است. نتایج یک پژوهش گسترده در آمریکا که به تازگی منتشر شده است می‌گوید که تلاش‌ها برای بهبود کیفیت هوا و کاهش آلودگی ازون در چهل سال اخیر موجب پیشگیری از مرگ ۱ و نیم میلیارد پرنده در این کشور شده است؛ رقمی که معادل ۲۰ درصد تعداد پرندگان در آمریکاست.

یکی از محققان این پژوهش می‌گوید «تحقیقات ما نشان می‌دهد که ما مزایای رسیدگی به آلودگی هوا را دستکم گرفته بودیم، کاهش آلودگی در جاهای غیرمنتظره‌ای تاثیر مثبت می‌گذارد».

پژوهشگران برای انجام این تحقیق در طول پانزده‌سال تغییرات در تعداد پرندگان، کیفیت هوا، و مقررات مربوط را ماهیانه در بیش از ۳ هزار منطقه‌ی آمریکا دنبال کردند. تحقیقات نشان می‌دهد که آلودگی ازون بیش از همه بر پرندگان کوچک مهاجر (مانند گنجشک‌ها، چکاوک‌ها و فنچ‌ها) تاثیر می‌گذارد. آلودگی هوا به طور مستقیم با آسیب به سیستم تنفسی پرندگان و به طور غیرمستقیم از راه آلودن منابع غذایی به آنها صدمه می‌زند.

به همین دلیل، پرندگانی که قادر نیستند به مناطق سکونتی و منابع غذایی با کیفیت دسترسی پیدا کنند شانس کمتری برای زنده‌ ماندن و یا تولیدمثل موفق دارند.

سال گذشته پژوهش‌ دیگری نشان داده بود که از جمعیت پرندگان آمریکای شمالی از ۱۹۷۰ تا کنون در حدود ۳ میلیارد پرنده کاسته شده است. حال این پژوهش جدید نشان می‌دهد که بدون مقررات مقابله با آلودگی ازون، تعداد پرندگان می‌توانست ۱.۵ میلیارد پرنده کمتر باشد.

این پژوهش نشان می‌دهد که سرنوشت سلامتی انسان و محیط پیرامونش بهم پیوسته است. پیش از این نیز پژوهش‌ها از تاثیر عمیق آلودگی نوری و صوتی بر سلامت و تولید مثل پرندگان خبر داده بودند.

منبع: ساینس دیلی

https://www.sciencedaily.com/releases/2020/11/201124150845.htm

✳️ کانال فرگشت:

🆔: @iran_evolution