Forwarded from دانش، آگاهی
دستاوردی دیگر در اکتشاف منشا حیات
(با این اخبار فوق العاده جذاب متعدد این چند وقت اخیر خیلی سریع داریم میریم به سمت شبیه سازی حیات اولیه در آزمایشگاه؛ سروش سارابی)
@daneshagahi
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
دانش آگاهی پلی به سوی دانایی
دانش آگاهی پلی به سوی دانایی | مدل سازی سرچشمههای حیات شواهد جدید برای دنیای RNA
دانشمندان با ارائه شواهد قانعکننده در حمایت از فرضیه دنیای RNA، درک جدیدی از چگونگی پیدایش حیات ارائه میدهند. در این پژوهش، یک آنزیم RNA کشف شده است که توانایی ایجاد کپیهای دقیق از دیگر رشتههای کاربردی (functional) RNA را دارد. این آنزیم همچنین امکان…
Forwarded from degargoonesh (mahsa badiee)
انسان رودولفی
تاریخ کشف: ۱۹۸۶
محل زندگی: شرق آفریقا (شمال کنیا، احتمالاً شمال تانزانیا و مالاوی)
زمان زندگی: حدود ۱.۹ تا ۱.۸ میلیون سال پیش
تنها یک فسیل واقعاً خوب از هومو رودلفنسیس وجود دارد. این فسیل دارای یک ویژگی بسیار مهم است: اندازه جمجمه 775 سانتی متر مکعب، که به طور قابل توجهی بالاتر از حداکثر اندازه جمجمه هومو هابیلیس است. حداقل یک جمجمه دیگر از همان منطقه نیز چنین ظرفیت جمجمه بزرگی را نشان میدهد.
در ابتدا تصور میشد که انسان رودولفی، نوعی از هومو هابیلیس است، اما نسبت به هومو هابیلیس، جمجمهی بزرگتر، صورت کشیدهتر و دندانهای آسیاب و پیش آسیاب بزرگتری دارد. با این حال، به دلیل دو ویژگی آخر، برخی از دانشمندان هنوز معتقدند که این گونه را بهتر میتوان به عنوان یک آسترالوپیتکوس در نظر گرفت، اگرچه با یک مغز بزرگ!
انسان رودولفی دندانهای آسیاب بزرگتر و پهنتری نسبت به هومو هابیلیس داشت. در حالی که دندانهایش فقط کمی کوچکتر از دندانهای آسترالوپیتکوسها بود، دارای فک سنگین و اتصالات قوی عضلات فک مانند انسانهای اولیه نبود. این تفاوتهای آناتومیکی احتمالاً نشان دهندهی رژیم غذایی متفاوت بین انسان رودولفی و گونههای آسترالوپیتکوس اولیه است که قدرت جویدن بیشتری داشتند.
مانند سایر گونههای اولیهی جنس هومو، هومو رودلفنسیس ممکن است از ابزارهای سنگی برای فرآوری غذا استفاده کرده باشد. با این حال، از آنجایی که بیش از یک گونه از انسانهای اولیه در زمان ساخت و استفاده از ابزار زندگی میکردند، برای دانشمندان دشوار است که به طور قطع مشخص کنند کدام گونه مسئول ساخت و استفاده از اولین ابزارهای سنگی بوده است. در حال حاضر هیچ ابزار سنگی در همان لایههای فسیلهای انسان رودولفی یافت نشده است، اما ابزارهای سنگی در همان دوره زمانی که او زندگی میکرد وجود دارد.
هنوز درباره اجداد اولیه خود همه چیز را نمیدانیم، اما هر روز چیزهای بیشتری یاد میگیریم. دیرین انسانشناسان دائماً در حال کاوش مناطق جدید، استفاده از فناوریهای پیشگام و تکمیل شکافهای موجود در درک ما از فرگشت انسان هستند.
در زیر به برخی از سوالات بی پاسخ دربارهی انسان رودولفی اشاره میکنیم که ممکن است با اکتشافات آینده پاسخ داده شوند:
- آیا انسان رودولفی در زنجیرهی فرگشتی منتهی به گونههای بعدی هومو و حتی شاید گونهی خود ما، هومو ساپینس، قرار داشته است؟
- آیا انسان رودولفی و هومو هابیلیس واقعاً گونههای متفاوتی هستند، یا بخشی از یک گونهی واحد و متغیر هستند؟ یا یکی اجداد دیگری بوده است؟
- آیا همانطور که برخی از دانشمندان پیشنهاد کردهاند، فسیلهای انسان رودولفی بیشتر شبیه آسترالوپیتکوسها هستند تا سایر فسیلهای هومو؟
- اندازهی انسان رودولفی چقدر بوده است؟ آیا نرها و مادههای این گونه، اندازهی متفاوتی داشتند؟
ترجمه: مهسا بدیعی
https://humanorigins.si.edu/evidence/human-fossils/species/homo-rudolfensis
تاریخ کشف: ۱۹۸۶
محل زندگی: شرق آفریقا (شمال کنیا، احتمالاً شمال تانزانیا و مالاوی)
زمان زندگی: حدود ۱.۹ تا ۱.۸ میلیون سال پیش
تنها یک فسیل واقعاً خوب از هومو رودلفنسیس وجود دارد. این فسیل دارای یک ویژگی بسیار مهم است: اندازه جمجمه 775 سانتی متر مکعب، که به طور قابل توجهی بالاتر از حداکثر اندازه جمجمه هومو هابیلیس است. حداقل یک جمجمه دیگر از همان منطقه نیز چنین ظرفیت جمجمه بزرگی را نشان میدهد.
در ابتدا تصور میشد که انسان رودولفی، نوعی از هومو هابیلیس است، اما نسبت به هومو هابیلیس، جمجمهی بزرگتر، صورت کشیدهتر و دندانهای آسیاب و پیش آسیاب بزرگتری دارد. با این حال، به دلیل دو ویژگی آخر، برخی از دانشمندان هنوز معتقدند که این گونه را بهتر میتوان به عنوان یک آسترالوپیتکوس در نظر گرفت، اگرچه با یک مغز بزرگ!
انسان رودولفی دندانهای آسیاب بزرگتر و پهنتری نسبت به هومو هابیلیس داشت. در حالی که دندانهایش فقط کمی کوچکتر از دندانهای آسترالوپیتکوسها بود، دارای فک سنگین و اتصالات قوی عضلات فک مانند انسانهای اولیه نبود. این تفاوتهای آناتومیکی احتمالاً نشان دهندهی رژیم غذایی متفاوت بین انسان رودولفی و گونههای آسترالوپیتکوس اولیه است که قدرت جویدن بیشتری داشتند.
مانند سایر گونههای اولیهی جنس هومو، هومو رودلفنسیس ممکن است از ابزارهای سنگی برای فرآوری غذا استفاده کرده باشد. با این حال، از آنجایی که بیش از یک گونه از انسانهای اولیه در زمان ساخت و استفاده از ابزار زندگی میکردند، برای دانشمندان دشوار است که به طور قطع مشخص کنند کدام گونه مسئول ساخت و استفاده از اولین ابزارهای سنگی بوده است. در حال حاضر هیچ ابزار سنگی در همان لایههای فسیلهای انسان رودولفی یافت نشده است، اما ابزارهای سنگی در همان دوره زمانی که او زندگی میکرد وجود دارد.
هنوز درباره اجداد اولیه خود همه چیز را نمیدانیم، اما هر روز چیزهای بیشتری یاد میگیریم. دیرین انسانشناسان دائماً در حال کاوش مناطق جدید، استفاده از فناوریهای پیشگام و تکمیل شکافهای موجود در درک ما از فرگشت انسان هستند.
در زیر به برخی از سوالات بی پاسخ دربارهی انسان رودولفی اشاره میکنیم که ممکن است با اکتشافات آینده پاسخ داده شوند:
- آیا انسان رودولفی در زنجیرهی فرگشتی منتهی به گونههای بعدی هومو و حتی شاید گونهی خود ما، هومو ساپینس، قرار داشته است؟
- آیا انسان رودولفی و هومو هابیلیس واقعاً گونههای متفاوتی هستند، یا بخشی از یک گونهی واحد و متغیر هستند؟ یا یکی اجداد دیگری بوده است؟
- آیا همانطور که برخی از دانشمندان پیشنهاد کردهاند، فسیلهای انسان رودولفی بیشتر شبیه آسترالوپیتکوسها هستند تا سایر فسیلهای هومو؟
- اندازهی انسان رودولفی چقدر بوده است؟ آیا نرها و مادههای این گونه، اندازهی متفاوتی داشتند؟
ترجمه: مهسا بدیعی
https://humanorigins.si.edu/evidence/human-fossils/species/homo-rudolfensis
Forwarded from degargoonesh (mahsa badiee)
تحقیقات جدید نشان میدهد که میتوان از فرگشت خرد برای پیشبینی نحوه عملکرد فرگشت در مقیاسهای زمانی بسیار طولانیتر استفاده کرد.
از زمانی که چارلز داروین نظریه برجسته خود را در مورد چگونگی فرگشت گونهها منتشر کرد، زیستشناسان مجذوب مکانیسمهای پیچیدهای شدهاند که فرگشت را ممکن میسازد.
آیا مکانیسمهای مسئول فرگشت یک گونه در طول چند نسل، که فرگشت خرد نامیده میشود، میتواند چگونگی فرگشت گونهها در طول دورههای زمانی هزاران یا میلیونها نسل، که فرگشت کلان نیز نامیده میشود را توضیح دهد؟
مقاله جدیدی که به تازگی در ژورنالِ Science منتشر شده است، نشان میدهد که توانایی جمعیتها برای فرگشت و سازگاری در طول چند نسل، که فرگشتپذیری نامیده میشود، به طور مؤثر به ما کمک میکند تا بفهمیم فرگشت در مقیاسهای زمانی بسیار طولانیتر چگونه عمل میکند.
محققان با گردآوری و تجزیه و تحلیل مجموعه دادههای عظیم از گونههای موجود و همچنین فسیلها، توانستند نشان دهند که فرگشتپذیری مسئول فرگشت خرد بسیاری از صفات مختلف، میزان تغییرات مشاهده شده بین جمعیتها و گونههای جدا شده تا یک میلیون سال را پیشبینی میکند.
کریستوف پلاون، استاد گروه زیستشناسی و نویسنده ارشد این مقاله، گفت: «داروین اظهار داشت که گونهها به تدریج فرگشت مییابند، اما آنچه ما دریافتیم این است که حتی اگر جمعیتها در کوتاهمدت به سرعت فرگشت یابند، این فرگشت (کوتاهمدت) در طول زمان انباشته نمیشود. با این حال، اینکه جمعیتها و گونهها به طور متوسط در دورههای طولانی چقدر متفاوت هستند، به توانایی آنها برای فرگشت در کوتاهمدت بستگی دارد.»
مجموعه دادههای بزرگ از موجودات زنده و فسیلها
توانایی پاسخ به انتخاب و سازگاری، یعنی فرگشتپذیری، به میزان تنوع ژنتیکی بستگی دارد. محققان تجزیه و تحلیل خود را با جمعآوری یک مجموعه دادهی عظیم با معیارهای فرگشتپذیری برای جمعیتها و گونههای زنده از اطلاعات در دسترس عموم انجام دادند. سپس آنها فرگشتپذیری را در مقابل واگرایی جمعیت و گونهها برای صفات مختلف مانند اندازه منقار، تعداد فرزندان، اندازه گل و موارد دیگر رسم کردند.
آنها همچنین اطلاعات 150 دودمان مختلف فسیلی را بررسی کردند، جایی که محققان دیگر تفاوت در صفات مورفولوژیکی را در فسیلها در طول دورههای زمانی به کوتاهی 10 سال و تا 7.6 میلیون سال اندازهگیری کرده بودند.
آنها دیدند که صفات با فرگشتپذیری بالاتر، در بین جمعیتها و گونههای موجود متفاوتتر بودند و صفات با فرگشتپذیری بالاتر به احتمال زیاد بین دو نمونه فسیلی متوالی با یکدیگر متفاوت بودند.
برعکس، صفاتی که فرگشتپذیری یا تنوع کمی دارند، بین جمعیتها یا بین نمونههای فسیلی متوالی تغییر چندانی نمیکنند.
نوسانات محیطی کلید اصلی است
پلاون گفت، صفاتی که فرگشتپذیری بالاتری دارند به سرعت تغییر میکنند زیرا میتوانند سریعتر به تغییرات محیطی پاسخ دهند.
محیط - چیزهایی مانند دما، نوع غذای موجود، یا هر ویژگی دیگری که برای بقا و تولید مثل فرد مهم است - نیروی محرکه تغییرات فرگشتی است زیرا جمعیتها سعی میکنند با محیط خود سازگار شوند. به طور معمول، محیطها از سالی به سال دیگر یا از دهه به دهه دیگر در حال تغییر هستند و در اطراف میانگینهای پایدار در نوسان هستند. این باعث نوسان در جهت انتخاب میشود.
صفات بسیار فرگشتپذیر میتوانند به سرعت به این نوسانات در انتخاب پاسخ دهند و در طول زمان با دامنه بالا در نوسان باشند. صفاتی که فرگشتپذیری کمی دارند نیز نوسان خواهند داشت اما کندتر و بنابراین با دامنه پایینتر.
پلاون گفت: «جمعیتها یا گونههایی که از نظر جغرافیایی از یکدیگر دور هستند در معرض محیطهایی قرار میگیرند که نوسانات آنها همزمان نیست. در نتیجه، این جمعیتها مقادیر صفتی متفاوتی خواهند داشت و اندازه این تفاوت به دامنه نوسان صفت و بنابراین به فرگشتپذیری صفت بستگی دارد.»
ترجمه: مهسا بدیعی
https://phys.org/news/2024-05-microevolution-evolution-longer-timescales.html
از زمانی که چارلز داروین نظریه برجسته خود را در مورد چگونگی فرگشت گونهها منتشر کرد، زیستشناسان مجذوب مکانیسمهای پیچیدهای شدهاند که فرگشت را ممکن میسازد.
آیا مکانیسمهای مسئول فرگشت یک گونه در طول چند نسل، که فرگشت خرد نامیده میشود، میتواند چگونگی فرگشت گونهها در طول دورههای زمانی هزاران یا میلیونها نسل، که فرگشت کلان نیز نامیده میشود را توضیح دهد؟
مقاله جدیدی که به تازگی در ژورنالِ Science منتشر شده است، نشان میدهد که توانایی جمعیتها برای فرگشت و سازگاری در طول چند نسل، که فرگشتپذیری نامیده میشود، به طور مؤثر به ما کمک میکند تا بفهمیم فرگشت در مقیاسهای زمانی بسیار طولانیتر چگونه عمل میکند.
محققان با گردآوری و تجزیه و تحلیل مجموعه دادههای عظیم از گونههای موجود و همچنین فسیلها، توانستند نشان دهند که فرگشتپذیری مسئول فرگشت خرد بسیاری از صفات مختلف، میزان تغییرات مشاهده شده بین جمعیتها و گونههای جدا شده تا یک میلیون سال را پیشبینی میکند.
کریستوف پلاون، استاد گروه زیستشناسی و نویسنده ارشد این مقاله، گفت: «داروین اظهار داشت که گونهها به تدریج فرگشت مییابند، اما آنچه ما دریافتیم این است که حتی اگر جمعیتها در کوتاهمدت به سرعت فرگشت یابند، این فرگشت (کوتاهمدت) در طول زمان انباشته نمیشود. با این حال، اینکه جمعیتها و گونهها به طور متوسط در دورههای طولانی چقدر متفاوت هستند، به توانایی آنها برای فرگشت در کوتاهمدت بستگی دارد.»
مجموعه دادههای بزرگ از موجودات زنده و فسیلها
توانایی پاسخ به انتخاب و سازگاری، یعنی فرگشتپذیری، به میزان تنوع ژنتیکی بستگی دارد. محققان تجزیه و تحلیل خود را با جمعآوری یک مجموعه دادهی عظیم با معیارهای فرگشتپذیری برای جمعیتها و گونههای زنده از اطلاعات در دسترس عموم انجام دادند. سپس آنها فرگشتپذیری را در مقابل واگرایی جمعیت و گونهها برای صفات مختلف مانند اندازه منقار، تعداد فرزندان، اندازه گل و موارد دیگر رسم کردند.
آنها همچنین اطلاعات 150 دودمان مختلف فسیلی را بررسی کردند، جایی که محققان دیگر تفاوت در صفات مورفولوژیکی را در فسیلها در طول دورههای زمانی به کوتاهی 10 سال و تا 7.6 میلیون سال اندازهگیری کرده بودند.
آنها دیدند که صفات با فرگشتپذیری بالاتر، در بین جمعیتها و گونههای موجود متفاوتتر بودند و صفات با فرگشتپذیری بالاتر به احتمال زیاد بین دو نمونه فسیلی متوالی با یکدیگر متفاوت بودند.
برعکس، صفاتی که فرگشتپذیری یا تنوع کمی دارند، بین جمعیتها یا بین نمونههای فسیلی متوالی تغییر چندانی نمیکنند.
نوسانات محیطی کلید اصلی است
پلاون گفت، صفاتی که فرگشتپذیری بالاتری دارند به سرعت تغییر میکنند زیرا میتوانند سریعتر به تغییرات محیطی پاسخ دهند.
محیط - چیزهایی مانند دما، نوع غذای موجود، یا هر ویژگی دیگری که برای بقا و تولید مثل فرد مهم است - نیروی محرکه تغییرات فرگشتی است زیرا جمعیتها سعی میکنند با محیط خود سازگار شوند. به طور معمول، محیطها از سالی به سال دیگر یا از دهه به دهه دیگر در حال تغییر هستند و در اطراف میانگینهای پایدار در نوسان هستند. این باعث نوسان در جهت انتخاب میشود.
صفات بسیار فرگشتپذیر میتوانند به سرعت به این نوسانات در انتخاب پاسخ دهند و در طول زمان با دامنه بالا در نوسان باشند. صفاتی که فرگشتپذیری کمی دارند نیز نوسان خواهند داشت اما کندتر و بنابراین با دامنه پایینتر.
پلاون گفت: «جمعیتها یا گونههایی که از نظر جغرافیایی از یکدیگر دور هستند در معرض محیطهایی قرار میگیرند که نوسانات آنها همزمان نیست. در نتیجه، این جمعیتها مقادیر صفتی متفاوتی خواهند داشت و اندازه این تفاوت به دامنه نوسان صفت و بنابراین به فرگشتپذیری صفت بستگی دارد.»
ترجمه: مهسا بدیعی
https://phys.org/news/2024-05-microevolution-evolution-longer-timescales.html
phys.org
New research shows microevolution can be used to predict how evolution works on much longer timescales
Ever since Charles Darwin published his landmark theory of how species evolve, biologists have been fascinated with the intricate mechanisms that make evolution possible.
Forwarded from دانش، آگاهی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چرا پیدایش حیات نیاز به خالق ندارد؟
پیدایش تصادفی و خود به خودی به چه معناست؟
فکر می کنم این ویدئو یکی از مهمترین کارهایی بوده که در تمام سالهای اخیر انجام دادم، حداقل از نظر خودم.
کیفیت این نسخه 720p60 هست سایر کیفیت ها رو هم از لینک های زیر میتونید دریافت کنید، در ضمن این ویدئو در کانال یوتیوب هم آپلود شده.
کیفیت 240
کیفیت 420
کیفیت 1080p60
سروش سارابی
@daneshagahi
پیدایش تصادفی و خود به خودی به چه معناست؟
فکر می کنم این ویدئو یکی از مهمترین کارهایی بوده که در تمام سالهای اخیر انجام دادم، حداقل از نظر خودم.
این ویدئو به شما کمک میکنه که با اصول بنیادی اولیه تفکر در مورد چگونگی بروز پدیده های طبیعی از جمله حیات و صفات موجودات زنده آشنا شوید.
کیفیت این نسخه 720p60 هست سایر کیفیت ها رو هم از لینک های زیر میتونید دریافت کنید، در ضمن این ویدئو در کانال یوتیوب هم آپلود شده.
کیفیت 240
کیفیت 420
کیفیت 1080p60
سروش سارابی
@daneshagahi
Forwarded from اخبار تحلیلی :: جام جمشید
دانشمندان زمان تولد انسانها با نئاندرتالها را مشخص کردند
کارولین وای. جانسون
۱۲ دسامبر ۲۰۲۴
WASHINGTONPOST
خلاصه متن:
مطالعات جدید نشان میدهد که انسانهای مدرن و نئاندرتالها برای مدت طولانی با هم بچهدار شدهاند و اثرات ژنتیکی آن در انسانهای امروزی باقی مانده است. این تحقیقات که در مجلات Science و Nature منتشر شدهاند، نشان میدهند که این جفتگیریها به اوج خود در حدود ۴۷,۰۰۰ سال پیش رسیده و برای ۷,۰۰۰ سال ادامه داشته است. ژنومهای ۲۷۵ انسان امروزی و ۵۹ انسان پیشتاریخی بررسی شده و نشان میدهد که نئاندرتالها و انسانها از حدود ۵۰,۵۰۰ سال پیش با هم جفتگیری کردهاند. این تحقیقات همچنین قدیمیترین خانواده انسانی مدرن را شناسایی کردهاند که شامل مادری و نوزادی با اجداد نئاندرتالی است. این یافتهها نشان میدهد که برخوردهای بین انسانها و نئاندرتالها رایج بوده و تأثیرات ژنتیکی آن همچنان در ژنوم انسانهای امروزی مشاهده میشود. این تحقیقات همچنین تأکید میکند که شاخه انسانیت ما تنها یکی از بسیاری از شاخههای درخت خانواده انسانی است و انسانهای مدرن اولیه به گروههای مختلفی تقسیم شدهاند که برخی از آنها با نئاندرتالها مخلوط شدهاند.
متن کامل فارسی:
https://jamjamshid.com/farsi/scientists-pinpoint-when-humans-had-babies-with-neanderthals.html
DANESHAGAHI NEWS
Cup Of Jamshid
FULL AUTOMATED BY AI AGENT
2024-2025
@daneshagahi_coj
کارولین وای. جانسون
۱۲ دسامبر ۲۰۲۴
WASHINGTONPOST
خلاصه متن:
مطالعات جدید نشان میدهد که انسانهای مدرن و نئاندرتالها برای مدت طولانی با هم بچهدار شدهاند و اثرات ژنتیکی آن در انسانهای امروزی باقی مانده است. این تحقیقات که در مجلات Science و Nature منتشر شدهاند، نشان میدهند که این جفتگیریها به اوج خود در حدود ۴۷,۰۰۰ سال پیش رسیده و برای ۷,۰۰۰ سال ادامه داشته است. ژنومهای ۲۷۵ انسان امروزی و ۵۹ انسان پیشتاریخی بررسی شده و نشان میدهد که نئاندرتالها و انسانها از حدود ۵۰,۵۰۰ سال پیش با هم جفتگیری کردهاند. این تحقیقات همچنین قدیمیترین خانواده انسانی مدرن را شناسایی کردهاند که شامل مادری و نوزادی با اجداد نئاندرتالی است. این یافتهها نشان میدهد که برخوردهای بین انسانها و نئاندرتالها رایج بوده و تأثیرات ژنتیکی آن همچنان در ژنوم انسانهای امروزی مشاهده میشود. این تحقیقات همچنین تأکید میکند که شاخه انسانیت ما تنها یکی از بسیاری از شاخههای درخت خانواده انسانی است و انسانهای مدرن اولیه به گروههای مختلفی تقسیم شدهاند که برخی از آنها با نئاندرتالها مخلوط شدهاند.
متن کامل فارسی:
https://jamjamshid.com/farsi/scientists-pinpoint-when-humans-had-babies-with-neanderthals.html
DANESHAGAHI NEWS
Cup Of Jamshid
FULL AUTOMATED BY AI AGENT
2024-2025
@daneshagahi_coj
Jamjamshid
دانشمندان زمان تولد انسانها با نئاندرتالها را مشخص کردند
مطالعات جدید نشان میدهد که انسانهای مدرن و نئاندرتالها برای مدت طولانی با هم بچهدار شدهاند و این امر اثرات ژنتیکی در انسانهای امروزی به جا گذاشته است.
Forwarded from دانش، آگاهی
مرثیهای برای «تصادف»:
چگونه بقایای سیّارک بنو آخرین پناهگاه آفرینشباوری را ویران کرد؟
از سیارهوارِ کهن در دل تاریخ تا آزمایشگاه شیمیایی خشن زمین: نردبان ۷ پلهای جبرِ فیزیک و شیمی.
نویسنده: سروش سارابی | پژوهشگر منشأ حیات
تاریخ انتشار: دسامبر ۲۰۲۵
🔥 مبتنی بر یافتهها و تحقیقات منتشر شده بر روی نمونههای سیارک بنو در نشریات Nature Astronomy و Nature Geoscience، سال ۲۰۲۵.
پایان عصر «نیروهای رخنهپوش و ماورایی»
قرنهاست که آفرینشباوران از تمامی ایدئولوژیها و مکاتب، در تاریکترین نقاط ناآگاهی بشر سنگر گرفتهاند. بزرگترین پناهگاه آنها، مفهوم « پیچیدگی حیات » بود. آنان با نادیده گرفتن مقیاسهای کیهانی و گسترهی زمان میپرسیدند: «چگونه ممکن است مولکولهای کور، تصادفاً و بدون هدفی از پیش تعیین شده، حیات را بسازند؟» آنها این ناتوانی در درک فرآیند و زمان را «حفره» نامیدند و آن حفره را با «نیروهای آسمانی و معجزه» پر کردند.
اما آن چندین گِرم سیاهرنگ از دلِ منظومهی شمسیِ اولیه که با قدمتی بیش از ۴/۵ میلیارد سال دستنخورده باقی مانده بود، این سنگر را در هم کوبید.
یافتههای محققان نشان داد که بنو حاوی آب، کربن فراوان، و مهمتر از همه مولکولهای آلی پیچیده مانند اسیدهای آمینه و تمام ترکیبات آلی مورد نیاز برای ساخت اسکلت حیات و مهمتر و حیاتیتر اینکه حامل بلوکهای سازندهی RNA است.
این یافتهها یک پیام تکاندهنده داشت: آجرهای سازندهی حیات، مختص زمین نیستند؛ آنها در تار و پود کیهان بافته شده و به مقاصد مختلفی ارسال شدهاند و زمین تنها یکی از دریافتکنندگان این بستهی کیهانی بوده است. برای فهم دقیق این موضوع، در ادامه به زبان ساده میخوانیم که چگونه قوانین فیزیک و شیمی، ظهور حیات را نه یک معجزه، بلکه یک ضرورت کیهانی و شیمیایی خشن [ اجتناب ناپذیر ] ساختهاند.
ما در اینجا از «نردبان ۷ پلهای جبر قوانین فیزیک و بستر شیمی آشوبناک» سخن میگوییم؛ مسیری که مادهی بیجان در مسیری بدون هدف و تحت فشار قوانین بنیادی و پایهی فیزیک مجبور به طی آن بوده تا به سلول زنده برسد.
نسخهی بهینه شده برای نمایش در موبایل را اینجا بخوانید.
با تشکر از همراهی دوستان عزیزم
دکتر پاشا مجیدی عزیز که راهنماییهای فراوان کرد
مهندس میثم پاشایی عزیزم که زحمت فراوان برای ویراستاری کشید
و نولان همیشه همراه عزیز برای پیشنهاداتش
تلاش خواهم کرد برداشتهای دیگری هم از این دستاورد فوقالعاده برای شما دوستان عزیز آماده کنم
سرباز وطن در نبرد علیه تاریکی
سروش سارابی
@daneshagahi
چگونه بقایای سیّارک بنو آخرین پناهگاه آفرینشباوری را ویران کرد؟
از سیارهوارِ کهن در دل تاریخ تا آزمایشگاه شیمیایی خشن زمین: نردبان ۷ پلهای جبرِ فیزیک و شیمی.
نویسنده: سروش سارابی | پژوهشگر منشأ حیات
تاریخ انتشار: دسامبر ۲۰۲۵
پایان عصر «نیروهای رخنهپوش و ماورایی»
قرنهاست که آفرینشباوران از تمامی ایدئولوژیها و مکاتب، در تاریکترین نقاط ناآگاهی بشر سنگر گرفتهاند. بزرگترین پناهگاه آنها، مفهوم « پیچیدگی حیات » بود. آنان با نادیده گرفتن مقیاسهای کیهانی و گسترهی زمان میپرسیدند: «چگونه ممکن است مولکولهای کور، تصادفاً و بدون هدفی از پیش تعیین شده، حیات را بسازند؟» آنها این ناتوانی در درک فرآیند و زمان را «حفره» نامیدند و آن حفره را با «نیروهای آسمانی و معجزه» پر کردند.
زمانی که کپسول حاوی نمونههای سیارک «بنو» در صحرای یوتا بر زمین نشست، تنها گرد و غبار کیهانی را با خود نیاورده بود؛ بلکه حامل نشانههایی مستند و غیر قابل انکار برای یکی از قدیمیترین منازعات بشری بود. برای قرنها، شکافی عمیق میان مادهی بیجان و موجود زنده وجود داشت. شکافی که بسیاری آن را با «تصادف محض» یا «دخالت ماوراءالطبیعه» پر میکردند.
آفرینشباوری (Creationism) در مدرنترین شکلهای خود، همواره به این سنگر پناه میبرد که پیچیدگی حیات نمیتواند حاصل فرآیندهای کور طبیعی باشد و با سوءاستفاده از ضرب و تقسیمهای نجومی و بیتوجه به اصل انباشت ویژگیها، تلاش میکردند تا کمی بیشتر در سنگر پوشالی خود آسوده بمانند.
اما آن چندین گِرم سیاهرنگ از دلِ منظومهی شمسیِ اولیه که با قدمتی بیش از ۴/۵ میلیارد سال دستنخورده باقی مانده بود، این سنگر را در هم کوبید.
یافتههای محققان نشان داد که بنو حاوی آب، کربن فراوان، و مهمتر از همه مولکولهای آلی پیچیده مانند اسیدهای آمینه و تمام ترکیبات آلی مورد نیاز برای ساخت اسکلت حیات و مهمتر و حیاتیتر اینکه حامل بلوکهای سازندهی RNA است.
این یافتهها یک پیام تکاندهنده داشت: آجرهای سازندهی حیات، مختص زمین نیستند؛ آنها در تار و پود کیهان بافته شده و به مقاصد مختلفی ارسال شدهاند و زمین تنها یکی از دریافتکنندگان این بستهی کیهانی بوده است. برای فهم دقیق این موضوع، در ادامه به زبان ساده میخوانیم که چگونه قوانین فیزیک و شیمی، ظهور حیات را نه یک معجزه، بلکه یک ضرورت کیهانی و شیمیایی خشن [ اجتناب ناپذیر ] ساختهاند.
ما در اینجا از «نردبان ۷ پلهای جبر قوانین فیزیک و بستر شیمی آشوبناک» سخن میگوییم؛ مسیری که مادهی بیجان در مسیری بدون هدف و تحت فشار قوانین بنیادی و پایهی فیزیک مجبور به طی آن بوده تا به سلول زنده برسد.
نسخهی بهینه شده برای نمایش در موبایل را اینجا بخوانید.
با تشکر از همراهی دوستان عزیزم
دکتر پاشا مجیدی عزیز که راهنماییهای فراوان کرد
مهندس میثم پاشایی عزیزم که زحمت فراوان برای ویراستاری کشید
و نولان همیشه همراه عزیز برای پیشنهاداتش
تلاش خواهم کرد برداشتهای دیگری هم از این دستاورد فوقالعاده برای شما دوستان عزیز آماده کنم
سرباز وطن در نبرد علیه تاریکی
سروش سارابی
@daneshagahi
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
دانش آگاهی پلی به سوی دانایی
دانش آگاهی پلی به سوی دانایی | مرثیهای برای «تصادف»: چگونه بقایای سیّارک بنو آخرین پناهگاه آفرینشباوری را ویران کرد؟
زمانی که کپسول حاوی نمونههای سیارک «بنو» در صحرای یوتا بر زمین نشست، تنها گرد و غبار کیهانی را با خود نیاورده بود؛ بلکه حامل نشانههایی مستند و غیر قابل انکار برای یکی از قدیمیترین منازعات بشری بود. برای قرنها، شکافی عمیق میان مادهی بیجان و موجود زنده…