This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔮 این یک کهکشان نیست، فعالیت شگفت انگیز سلول عصبی مغز است که با سرعت ۶۰ فریم بر ثانیه ثبت شده است.
🆔: @iran_evolution
🆔: @iran_evolution
🐒 فکر میکنید حیوانها کثیفند؟
🔸تحقیقی در دانشگاه نورث کارولینا میگوید لانه شامپانزهها از تختخواب انسان تمیزتر است.
🔹شامپانزهها هر روز با برگ تازه برای خودشان رختخواب تمیز درست میکنند.
https://www.nationalgeographic.com/news/2018/05/chimpanzee-animals-beds-health/
🆔: @iran_evolution
🔸تحقیقی در دانشگاه نورث کارولینا میگوید لانه شامپانزهها از تختخواب انسان تمیزتر است.
🔹شامپانزهها هر روز با برگ تازه برای خودشان رختخواب تمیز درست میکنند.
https://www.nationalgeographic.com/news/2018/05/chimpanzee-animals-beds-health/
🆔: @iran_evolution
🔴 ریش مردان بیشتر از موی سگ حاوی میکروب است
🔹پژوهشگران کلینیک «هیرس لاندن» در سوئیس با بررسی میزان باکتری در ریش ۱۸ مرد و موی ۳۰ سگ به این نتیجه رسیدند که ریش مردان باکتری بیشتری دارد.
🔸آنها این آزمایش را از طریق پویشگر ام آر آی انجام دادند و میزان آلودگی در پویشگری که توسط انسان و سگ استفاده شده را با آلودگی در دستگاهی که تنها توسط انسان استفاده شده مقایسه کرده اند.
🔹نتیجه آزمایش نشان داد تمامی مردان ریش دار حاوی میزان بالایی میکروب بودند، در حالی که تنها ۲۳ سگ از ۳۰ سگ آزمایش شده دارای باکتری بودند. حتی، میزان میکروب در ریش هفت تن از مردان به قدری بالا بود که احتمال داشت به بیماری فرد منجر شوند.
🔸پویشگری که تنها توسط انسان استفاده شده بود نیز میزان آلودگی بالاتری نسبت به پویشگری که سگ و انسان در آن آزمایش شده بودند داشت.
پژوهشگران پس از انجام این آزمایش به این نتیجه رسیدند که میزان باکتری موجود در ریش مردان به مراتب بیشتر از میزان میکروب در همان اندازه موی سگ هاست و این میکروب ها اغلب برای انسان بیماری زا است.
🔹آنها می گویند در آینده این آزمایش را با موی سر زنان تکرار می کنند، اما گمان می کنند به نتیجه ای مشابه دست پیدا کنند.
https://www.livescience.com/65293-beards-are-super-germy.html
🆔: @iran_evolution
🔹پژوهشگران کلینیک «هیرس لاندن» در سوئیس با بررسی میزان باکتری در ریش ۱۸ مرد و موی ۳۰ سگ به این نتیجه رسیدند که ریش مردان باکتری بیشتری دارد.
🔸آنها این آزمایش را از طریق پویشگر ام آر آی انجام دادند و میزان آلودگی در پویشگری که توسط انسان و سگ استفاده شده را با آلودگی در دستگاهی که تنها توسط انسان استفاده شده مقایسه کرده اند.
🔹نتیجه آزمایش نشان داد تمامی مردان ریش دار حاوی میزان بالایی میکروب بودند، در حالی که تنها ۲۳ سگ از ۳۰ سگ آزمایش شده دارای باکتری بودند. حتی، میزان میکروب در ریش هفت تن از مردان به قدری بالا بود که احتمال داشت به بیماری فرد منجر شوند.
🔸پویشگری که تنها توسط انسان استفاده شده بود نیز میزان آلودگی بالاتری نسبت به پویشگری که سگ و انسان در آن آزمایش شده بودند داشت.
پژوهشگران پس از انجام این آزمایش به این نتیجه رسیدند که میزان باکتری موجود در ریش مردان به مراتب بیشتر از میزان میکروب در همان اندازه موی سگ هاست و این میکروب ها اغلب برای انسان بیماری زا است.
🔹آنها می گویند در آینده این آزمایش را با موی سر زنان تکرار می کنند، اما گمان می کنند به نتیجه ای مشابه دست پیدا کنند.
https://www.livescience.com/65293-beards-are-super-germy.html
🆔: @iran_evolution
Live Science
Men's Beards Contain More Harmful Bacteria Than Dogs' Fur, Small Study Suggests
A small European study has found that the average man's beard is more replete with human-pathogenic bacteria than the dirtiest part of a dog's fur.
Forwarded from كاوه مدنى | Kaveh Madani
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در #روز_زمین یادمان باشد که این انسان ها هستند که برای بقا به زمین نیازمندند. زمین بدون ما هم می تواند به حیات خود ادامه دهد.
🌏 @KavehMadani
🌏 @KavehMadani
✅ نئاندرتالها خلاق بودهاند
📃منبع: روزنامه جامجم
📝 مترجم: آتنا حسنآبادی
🔹 مطالعات انجام شده توسط باستانشناسان دانشگاه لستر انگلیس نشان میدهد نئاندرتالها آنچنان که تصور میشده کندذهن و کودن نبودهاند.
🔸دکتر تری هاپکینسون، مدرس دانشکده باستانشناسی و تاریخ باستانی دانشگاه لستر میگوید: انسانهای نئاندرتال از تصویر کلیشهای که در ذهن همه ما هست فاصله زیادی داشته و نه تنها کودن نبوده بلکه انسانهای خلاق و نوآوری بودهاند.
🔹نئاندرتالها گونه خواهری انسانهای هوشمند یا همان گونه انسانهای امروزی بوده که در اروپا و اواسط دوره پالئولیتیک یا همان دوره پارینه سنگی که حدود ۳۰۰ هزار سال قبل آغاز شد، میزیستهاند.
🔸انسان نئاندرتالبسیاری بر این باورند که در این دوران به لحاظ فرهنگی و تکاملی شاهد رویداد قابل توجه و خاصی نبودهایم. در حال حاضر دکتر هاپکینسون این موضوع را به چالش کشیده و نشان داده این موضوع با یافتههای باستانشناسی او تناسب و تطابق چندانی ندارد.
🔹او معتقد است نئاندرتالهای اولیه، فناوریهای تولید ابزارهای سنگی جدید را ابداع کرده و پس از آن هم با چالشهای زیست محیطی که باعث از بین رفتن اجداد آنها یعنی انسان هایدلبرگی شد، مواجه بودهاند. تمرکز نظریههای متعارف کنونی بیشتر روی نوآوریهای ابزارهای پس از آن دوره، یعنی حدود ۴۰ هزار سال پیش است که
در نهایت به دورهای رسید که انسانهای مدرن امروزی جایگزین نئاندرتالها شدند.
🔸در رابطه با این موضوع که ذهن انسانهای مدرن امروزی همانند سوئیچی بود که حدود ۵۰ هزار سال قبل در آفریقا فعال شد، اتفاق نظر وجود دارد. بسیاری از صفات مدرن امروزی مانند استفاده از سنگ آسیاب یا بازی شکار بزرگ حدود ۳۰۰ هزار سال قبل در آفریقا شروع شد.
🔹این امر در اروپا و در مورد نئاندرتالها هم اتفاق افتاد و تجمع تدریجی فناوری کمکم آغاز شد. نئاندرتالها نهتنها فناوریهای قدیمی ابزار سنگی برای ایجاد روشهای جدید استفاده از ابزار را به شکلی خلاقانه با هم ترکیب کردند، بلکه از غرب اروپا به نواحی مرکزی و شرقی اروپا، مکانی که اجداد آنها قادر به سکونت در آنجا نبودند، مهاجرت کردند.
🔸گسترش نئاندرتالها به سمت شرق اروپا نشان میدهد آنها قادر به کنترل زندگی خود و زمینهای تحت تملکشان در محیطی بشدت فصلی بودهاند.
🔹تاکنون تصور عمومی بر این بود که نئاندرتالها فاقد قدرت نوآوری و خلاقیت که معمولا به انسانهای اندیشهورز امروزی نسبت داده میشود، بودهاند. با توجه به شواهدی که مبنی بر خلاقیت نئاندرتالها کشف شده بسیار سخت است آنها را از مفهوم بشریت مستثنا کرد و به دور دانست.
🆔: @iran_evolution
📃منبع: روزنامه جامجم
📝 مترجم: آتنا حسنآبادی
🔹 مطالعات انجام شده توسط باستانشناسان دانشگاه لستر انگلیس نشان میدهد نئاندرتالها آنچنان که تصور میشده کندذهن و کودن نبودهاند.
🔸دکتر تری هاپکینسون، مدرس دانشکده باستانشناسی و تاریخ باستانی دانشگاه لستر میگوید: انسانهای نئاندرتال از تصویر کلیشهای که در ذهن همه ما هست فاصله زیادی داشته و نه تنها کودن نبوده بلکه انسانهای خلاق و نوآوری بودهاند.
🔹نئاندرتالها گونه خواهری انسانهای هوشمند یا همان گونه انسانهای امروزی بوده که در اروپا و اواسط دوره پالئولیتیک یا همان دوره پارینه سنگی که حدود ۳۰۰ هزار سال قبل آغاز شد، میزیستهاند.
🔸انسان نئاندرتالبسیاری بر این باورند که در این دوران به لحاظ فرهنگی و تکاملی شاهد رویداد قابل توجه و خاصی نبودهایم. در حال حاضر دکتر هاپکینسون این موضوع را به چالش کشیده و نشان داده این موضوع با یافتههای باستانشناسی او تناسب و تطابق چندانی ندارد.
🔹او معتقد است نئاندرتالهای اولیه، فناوریهای تولید ابزارهای سنگی جدید را ابداع کرده و پس از آن هم با چالشهای زیست محیطی که باعث از بین رفتن اجداد آنها یعنی انسان هایدلبرگی شد، مواجه بودهاند. تمرکز نظریههای متعارف کنونی بیشتر روی نوآوریهای ابزارهای پس از آن دوره، یعنی حدود ۴۰ هزار سال پیش است که
در نهایت به دورهای رسید که انسانهای مدرن امروزی جایگزین نئاندرتالها شدند.
🔸در رابطه با این موضوع که ذهن انسانهای مدرن امروزی همانند سوئیچی بود که حدود ۵۰ هزار سال قبل در آفریقا فعال شد، اتفاق نظر وجود دارد. بسیاری از صفات مدرن امروزی مانند استفاده از سنگ آسیاب یا بازی شکار بزرگ حدود ۳۰۰ هزار سال قبل در آفریقا شروع شد.
🔹این امر در اروپا و در مورد نئاندرتالها هم اتفاق افتاد و تجمع تدریجی فناوری کمکم آغاز شد. نئاندرتالها نهتنها فناوریهای قدیمی ابزار سنگی برای ایجاد روشهای جدید استفاده از ابزار را به شکلی خلاقانه با هم ترکیب کردند، بلکه از غرب اروپا به نواحی مرکزی و شرقی اروپا، مکانی که اجداد آنها قادر به سکونت در آنجا نبودند، مهاجرت کردند.
🔸گسترش نئاندرتالها به سمت شرق اروپا نشان میدهد آنها قادر به کنترل زندگی خود و زمینهای تحت تملکشان در محیطی بشدت فصلی بودهاند.
🔹تاکنون تصور عمومی بر این بود که نئاندرتالها فاقد قدرت نوآوری و خلاقیت که معمولا به انسانهای اندیشهورز امروزی نسبت داده میشود، بودهاند. با توجه به شواهدی که مبنی بر خلاقیت نئاندرتالها کشف شده بسیار سخت است آنها را از مفهوم بشریت مستثنا کرد و به دور دانست.
🆔: @iran_evolution
#سوال
اول مرغ بوده یا تخممرغ؟
#پاسخ
این سوال غلط است . زیرا پاسخ دهنده را در بین دو انتخاب که هیچکدام درست نیستند قرار میدهد در حالی که سناریوهای دیگری برای پاسخ وجود دارد.
دراثر جابجائی ژنی بتدریج تخم گذاری هم درطول۳۵۰ ملیون سال ایجاد شد. دایناسورها هم تخمگذار بودند و پرندگان فرگشت یافته دایناسورها هستند.
اول دایناسورهایی فرگشت یافتند که تخم گذاری هم میکردند و بعد پرندگان از آنها منشعب شدند.
با تشکر از فرازتد
🆔: @iran_evolution
اول مرغ بوده یا تخممرغ؟
#پاسخ
این سوال غلط است . زیرا پاسخ دهنده را در بین دو انتخاب که هیچکدام درست نیستند قرار میدهد در حالی که سناریوهای دیگری برای پاسخ وجود دارد.
دراثر جابجائی ژنی بتدریج تخم گذاری هم درطول۳۵۰ ملیون سال ایجاد شد. دایناسورها هم تخمگذار بودند و پرندگان فرگشت یافته دایناسورها هستند.
اول دایناسورهایی فرگشت یافتند که تخم گذاری هم میکردند و بعد پرندگان از آنها منشعب شدند.
با تشکر از فرازتد
🆔: @iran_evolution
Forwarded from دانش، آگاهی
جناب دکتر حسام نوذری اخیرا و البته در دفعات متعدد در گفتگو های صوتی خود فرموده اند که رفتار های انسان ارتباطی به سیستم ژنتیک ندارد و به جای آن رفتارهای انسان را اینگونه تببین فرموده اند:
رفتارهای ما یک پیکر آسمانی هستند(1:04)
توانایی های انسان یک پیکر آسمانی هستند (5:17)
انعطاف پذیری در مغز به ایمجاناسیون (تصویر سازی) حیات داده و انسان به یک مقام خاص رسیده (5:56)
(زمان های صوت مشخص شده)
برای یک نمونه ساده از نقش سیستم ژنتیک در رفتار، به هورمون بسیار معروف اکسیتوسین اشاره می کنم.
اکسیتوسین (به انگلیسی: Oxytocin) یک هورمون است که در هیپوتالاموس تولید می شود و در رفتارهای اجتماعی و غیر اجتماعی بسیار زیادی تاثیر دارد. اکسیتوسین یکی از نمونه های بدیهی نقش یک ساختار مولکولی در رفتارهای انسان و پستانداران است. مقالات فراوانی در این مورد وجود دارد و جزء بدیهیات این حوزه محسوب میشود
https://scholar.google.co.uk/scholar?q=Oxytocin+and+behavior&hl=en&as_sdt=0&as_vis=1&oi=scholart
بدیهی است که نقشه تولید و کنترل این هورمون مانند سایر اجزاء بدن در سیستم ژنتیک نهفته است اما برای اینکه بیشتر به اشتباهات دکتر حسام نوذری پی ببرید کافیست نقش بیان ژن های مختلف را در شبکه مسیرهای اکسیتوسین در مغز انسان ببینید مقاله ای که در سال 2019 در نشریه نیچر منتشر شده است
یک مطالعه بسیار ساده بین این مطالب، نشان می دهد که نحوه بیان یک ژن و در حالت کلی ساختار ژنتیکی به عنوان دستورالعمل سازنده همه اجزاء بدن چگونه میتواند تاثیر مستقیم در رفتارها داشته باشد.
نقش این هورمون و تاثیر بیان ژن بر آن تنها یک نمونه بسیار معروف و شاخص برای رد این ادعای غلط بود.
https://bit.ly/35OtnwE
https://www.nature.com/articles/s41467-019-08503-8
@daneshagahi
رفتارهای ما یک پیکر آسمانی هستند(1:04)
توانایی های انسان یک پیکر آسمانی هستند (5:17)
انعطاف پذیری در مغز به ایمجاناسیون (تصویر سازی) حیات داده و انسان به یک مقام خاص رسیده (5:56)
(زمان های صوت مشخص شده)
برای یک نمونه ساده از نقش سیستم ژنتیک در رفتار، به هورمون بسیار معروف اکسیتوسین اشاره می کنم.
اکسیتوسین (به انگلیسی: Oxytocin) یک هورمون است که در هیپوتالاموس تولید می شود و در رفتارهای اجتماعی و غیر اجتماعی بسیار زیادی تاثیر دارد. اکسیتوسین یکی از نمونه های بدیهی نقش یک ساختار مولکولی در رفتارهای انسان و پستانداران است. مقالات فراوانی در این مورد وجود دارد و جزء بدیهیات این حوزه محسوب میشود
https://scholar.google.co.uk/scholar?q=Oxytocin+and+behavior&hl=en&as_sdt=0&as_vis=1&oi=scholart
بدیهی است که نقشه تولید و کنترل این هورمون مانند سایر اجزاء بدن در سیستم ژنتیک نهفته است اما برای اینکه بیشتر به اشتباهات دکتر حسام نوذری پی ببرید کافیست نقش بیان ژن های مختلف را در شبکه مسیرهای اکسیتوسین در مغز انسان ببینید مقاله ای که در سال 2019 در نشریه نیچر منتشر شده است
یک مطالعه بسیار ساده بین این مطالب، نشان می دهد که نحوه بیان یک ژن و در حالت کلی ساختار ژنتیکی به عنوان دستورالعمل سازنده همه اجزاء بدن چگونه میتواند تاثیر مستقیم در رفتارها داشته باشد.
نقش این هورمون و تاثیر بیان ژن بر آن تنها یک نمونه بسیار معروف و شاخص برای رد این ادعای غلط بود.
https://bit.ly/35OtnwE
https://www.nature.com/articles/s41467-019-08503-8
@daneshagahi
Forwarded from دانش، آگاهی
«راز کارآیی مغز، اندازه و وزن آن نیست، آموزش و پرورش آن است و گستره و فرهنگی که در آن به سر می برد.
مَنیشار(پرفسور) نوذری»
باتوجه به اینکه پروفسور نوذری فرمودهاند که راز کارایی مغز، اندازه و وزن آن نیست پس چرا
ناسا نتوانسته است موش فضانورد آموزش بدهد و یا متخصص هدایت فضاپیما پرورش دهد؟
چرا انواع موشها در کنار انسانها مورد تعلیم و تربیت قرار نمیگیرند تا فرهنگ درست زیستن را بیاموزند و منجر به انتشار بیماریها نشوند؟ مگر غیر از آن است که آنها هم حدود ۲ گرم مغز و حدود ۱۹۰ میلیون نورون دارند.
"مسئولیت مطلب نقل شده با ادمین گروه ایشان است"
مَنیشار(پرفسور) نوذری»
باتوجه به اینکه پروفسور نوذری فرمودهاند که راز کارایی مغز، اندازه و وزن آن نیست پس چرا
ناسا نتوانسته است موش فضانورد آموزش بدهد و یا متخصص هدایت فضاپیما پرورش دهد؟
چرا انواع موشها در کنار انسانها مورد تعلیم و تربیت قرار نمیگیرند تا فرهنگ درست زیستن را بیاموزند و منجر به انتشار بیماریها نشوند؟ مگر غیر از آن است که آنها هم حدود ۲ گرم مغز و حدود ۱۹۰ میلیون نورون دارند.
"مسئولیت مطلب نقل شده با ادمین گروه ایشان است"
❗️برخلاف گفته ها: داروین ترسی نداشت
✅ یک بررسی تاریخی می گوید این تصور که چارلز داروین انتشار کتاب “سرمنشا گونه ها” را به خاطر ترس از تمسخر برای ۲۰ سال عقب انداخت افسانه ای بیش نیست.
🔹یک مورخ اهل کمبریج که به نوشته های داروین دسترسی دارد می گوید مطلقا هیچ نوع شاهدی وجود ندارد که نشان دهد این طبیعی دان انگلیسی نظریه فرگشت را برای سال های طولانی مخفی نگاه داشت.
🔸دکتر جان ون وای می گوید اشتغال شدید داروین به نگارش سایر آثارش و به علاوه بیماری های گهگاهی مانع از آماده شدن کتابش می شد.
🔹 تحلیل های او از وقایع آن زمان در نشریه “انجمن سلطنتی” چاپ شده است.
🔸 وی به سایت خبری بی بی سی گفت: “اگر نامه های او را از ‘سال های شکاف’، چنانکه من آن دوره را می نامم، بخوانید در آن خطاب به دوستان و اقوامش اشارات زیادی به اینکه قصد دارد با نظریه اش چه کار کند دارد – و آن این است که او قصد داشته کتاب را پس از اتمام کارهای دیگرش به چاپ برساند.”
🔹وی افزود: “مشکل این است که این ‘کارهای دیگر’ خیلی بیش از انتظار او طول کشید.”
🔸 کار دیگر مورد بحث از جمله شامل ثبت اوصاف دقیق حیوانات، گیاهان و صخره هایی بود که او در سفر سرنوشت ساز خود به جزایر گالاپاگوس با کشتی “اچ ام اس بیگل” انجام داد.
🔹کتاب پرنفوذ و اثرگذار چارلز داروین به نام “در باب سرمنشا گونه ها به شیوه انتخاب طبیعی” ابتدا در سال ۱۸۵۹ منتشر شد. وی در صفحات آغازین آن به این موضوع اشاره می کند که ایده های محوری نظریه در سال ۱۸۳۷ به ذهن او خطور کرد.
🔸 تاکنون توضیحات متفاوتی درباره اینکه چرا انتشار آن ایده ها ۲۲ سال طول کشید ارائه شده است.
🔹برخی می گویند که داروین انتشار کتاب را پشت گوش می انداخت چون نگران تحقیر آن از سوی جامعه علمی بود، سایرین بر این نظرند که او نگران بود از سوی کلیسا سرکوب شود و عده ای نیز حتی می گویند که احتمال دارد ایده های داروین همسر مذهبی اش را به خشم می آورد یا اینکه اصولا منعکس کننده یک نوع پریشانی عمیق روحی بوده است.
🔸اما دکتر ون وای از دانشگاه کمبریج از موقعیت خاصی برای داوری در مورد انگیزه های واقعی داروین برخوردار است.
🔹وی عمر حرفه ای خود را صرف مطالعه داروین کرده و شمار عظیمی از یادداشت ها، خاطرات و سایر اسناد داروین را برای یک کتابخانه اینترنتی جمع آوری کرده است.
🔸دکتر ون وای می گوید معاینه دقیق این متون نشان می دهد که عزم داروین برای انتشار کتاب هرگز خللی نپذیرفت.
🔹وی می گوید: “داروین آگاه بود که نظریه هایش مورد استهزاء قرار خواهد گرفت اما این به آن معنی نیست که او از بیان اعتقاداتش بیم داشت.”
🔸 “پروژه او بسیار بلندپروازانه و دارای ابعادی عظیم بود و او برای جمع آوری شواهد به زمان نیاز داشت. اما او همچنین درگیر پروژه های دیگر بود – کارهای مربوط به سفر با بیگل، سایر مطالعاتش – و همین موضوع باعث تاخیر زیادی شد تا اینکه کار بر نظریه گونه ها را آغاز کرد.”
🔹نظریه فرگشت داروین که می گوید گونه ها در طول نسل ها از طریق انتخاب طبیعی خصوصیات مطلوب، تحول پیدا می کنند به یکی از ارکان اساسی علم زیست شناسی بدل شده و بر رشته های دیگر علمی نیز اثر گذاشته است.
↩️ برگرفته از بی بی سی
🆔: @iran_evolution
✅ یک بررسی تاریخی می گوید این تصور که چارلز داروین انتشار کتاب “سرمنشا گونه ها” را به خاطر ترس از تمسخر برای ۲۰ سال عقب انداخت افسانه ای بیش نیست.
🔹یک مورخ اهل کمبریج که به نوشته های داروین دسترسی دارد می گوید مطلقا هیچ نوع شاهدی وجود ندارد که نشان دهد این طبیعی دان انگلیسی نظریه فرگشت را برای سال های طولانی مخفی نگاه داشت.
🔸دکتر جان ون وای می گوید اشتغال شدید داروین به نگارش سایر آثارش و به علاوه بیماری های گهگاهی مانع از آماده شدن کتابش می شد.
🔹 تحلیل های او از وقایع آن زمان در نشریه “انجمن سلطنتی” چاپ شده است.
🔸 وی به سایت خبری بی بی سی گفت: “اگر نامه های او را از ‘سال های شکاف’، چنانکه من آن دوره را می نامم، بخوانید در آن خطاب به دوستان و اقوامش اشارات زیادی به اینکه قصد دارد با نظریه اش چه کار کند دارد – و آن این است که او قصد داشته کتاب را پس از اتمام کارهای دیگرش به چاپ برساند.”
🔹وی افزود: “مشکل این است که این ‘کارهای دیگر’ خیلی بیش از انتظار او طول کشید.”
🔸 کار دیگر مورد بحث از جمله شامل ثبت اوصاف دقیق حیوانات، گیاهان و صخره هایی بود که او در سفر سرنوشت ساز خود به جزایر گالاپاگوس با کشتی “اچ ام اس بیگل” انجام داد.
🔹کتاب پرنفوذ و اثرگذار چارلز داروین به نام “در باب سرمنشا گونه ها به شیوه انتخاب طبیعی” ابتدا در سال ۱۸۵۹ منتشر شد. وی در صفحات آغازین آن به این موضوع اشاره می کند که ایده های محوری نظریه در سال ۱۸۳۷ به ذهن او خطور کرد.
🔸 تاکنون توضیحات متفاوتی درباره اینکه چرا انتشار آن ایده ها ۲۲ سال طول کشید ارائه شده است.
🔹برخی می گویند که داروین انتشار کتاب را پشت گوش می انداخت چون نگران تحقیر آن از سوی جامعه علمی بود، سایرین بر این نظرند که او نگران بود از سوی کلیسا سرکوب شود و عده ای نیز حتی می گویند که احتمال دارد ایده های داروین همسر مذهبی اش را به خشم می آورد یا اینکه اصولا منعکس کننده یک نوع پریشانی عمیق روحی بوده است.
🔸اما دکتر ون وای از دانشگاه کمبریج از موقعیت خاصی برای داوری در مورد انگیزه های واقعی داروین برخوردار است.
🔹وی عمر حرفه ای خود را صرف مطالعه داروین کرده و شمار عظیمی از یادداشت ها، خاطرات و سایر اسناد داروین را برای یک کتابخانه اینترنتی جمع آوری کرده است.
🔸دکتر ون وای می گوید معاینه دقیق این متون نشان می دهد که عزم داروین برای انتشار کتاب هرگز خللی نپذیرفت.
🔹وی می گوید: “داروین آگاه بود که نظریه هایش مورد استهزاء قرار خواهد گرفت اما این به آن معنی نیست که او از بیان اعتقاداتش بیم داشت.”
🔸 “پروژه او بسیار بلندپروازانه و دارای ابعادی عظیم بود و او برای جمع آوری شواهد به زمان نیاز داشت. اما او همچنین درگیر پروژه های دیگر بود – کارهای مربوط به سفر با بیگل، سایر مطالعاتش – و همین موضوع باعث تاخیر زیادی شد تا اینکه کار بر نظریه گونه ها را آغاز کرد.”
🔹نظریه فرگشت داروین که می گوید گونه ها در طول نسل ها از طریق انتخاب طبیعی خصوصیات مطلوب، تحول پیدا می کنند به یکی از ارکان اساسی علم زیست شناسی بدل شده و بر رشته های دیگر علمی نیز اثر گذاشته است.
↩️ برگرفته از بی بی سی
🆔: @iran_evolution
کشف آثار جدیدی در مورد همزيستی انسان نوین و نئاندرتالها در اروپا
🔸کشف باقیمانده آثار انسانی در غاری در نواحی مرکزی بلغارستان نشان میدهد که گونه انسان خردمند (هومو ساپینس، انسان نوین) در اروپا مدتی طولانی با گونه نئاندرتال در تماس بوده است.
🔹این کشفیات در عین حال سرنخهای جدیدی در مورد دلایل انقراض نئاندرتالها ارائه میکند.
🔸دانشمندان از مدتها پیش کشف کرده بودند که قبل از انقراض نسل نئاندرتالها، انسان نوین در آسیا و اروپا حضور داشته و با این گونه دیگر در تماس بودهاست. ولی در مورد مدت همزمانی این دو گونه انسانی و پیامدهای آن اختلاف نظر وجود دارد.
◀️ توضیحات بیشتر:
https://www.radiofarda.com/a/science/30609059.html
🆔: @iran_evolution
🔸کشف باقیمانده آثار انسانی در غاری در نواحی مرکزی بلغارستان نشان میدهد که گونه انسان خردمند (هومو ساپینس، انسان نوین) در اروپا مدتی طولانی با گونه نئاندرتال در تماس بوده است.
🔹این کشفیات در عین حال سرنخهای جدیدی در مورد دلایل انقراض نئاندرتالها ارائه میکند.
🔸دانشمندان از مدتها پیش کشف کرده بودند که قبل از انقراض نسل نئاندرتالها، انسان نوین در آسیا و اروپا حضور داشته و با این گونه دیگر در تماس بودهاست. ولی در مورد مدت همزمانی این دو گونه انسانی و پیامدهای آن اختلاف نظر وجود دارد.
◀️ توضیحات بیشتر:
https://www.radiofarda.com/a/science/30609059.html
🆔: @iran_evolution
رادیو فردا
کشف جدید در مورد همزيستی انسان نوین و نئاندرتالها
کشف باقیمانده آثار انسانی در غاری در نواحی مرکزی بلغارستان نشان میدهد که گونه انسان خردمند (هومو ساپینس، انسان نوین) در اروپا مدتی طولانی با گونه نئاندرتال در تماس بوده است.
Forwarded from پارینه/پالئوگرام (Erfan Khosravi)
بازی جعل و جهل
دوباره بهار آمد؛ مردم جانوری دیدند که برایشان عجیب بوده، پس شاهد گزارشهای ابلهانهای هستیم که یک سرش به بیسوادانی موسوم به «مدیر اداره فلان» میرسد و سر دیگرش به هالوهایی موسوم به «روزنامهنگار [مدعی علم، اما در حقیقت یاوه]» که مثل بز اخفش هرچه ژاژ است، نشخوار میکنند.
چرا این خبر مهمل است؟
۱ - خرچنگ نعل اسبی (که اصلا خرچنگ نیست، بلکه خویشاوند عنکبوتهاست) در آبهای شور و لبشور سواحل اقیانوسهای هند و آرام و آتلانتیک زندگی میکند. نه بعد مسافت اجازه میدهد، نه شرایط بومشناختی که این جانور دریایی سر از آبگیرهای رشتخوار خراسان درآورد.
۲ - زیستشناسی تولیدمثل خرچنگ نعلاسبی هیچ وابستگی به باران ندارد. خرچنگ نعلاسبی از دریا به ساحل میآید، در شنهای مرطوب مجاور آب تخمریزی میکند و تخمها فارغ از شرایط بارش، تفریخ میشوند و بچهها به دریا میروند؛ تقریبا شبیه لاکپشتهای دریایی.
۳ - جانوری که این ایام در سعدآباد رشتخوار (و بسیاری نواحی دیگر) دیده میشود، میگوی بچهقورباغهای است، سختپوستی ساکن آب شیرین که خویشاوندی نزدیکی با پریمیگوهای دریاچه ارومیه دارد.
۴ - میگوی بچهقورباغهای ربطی به خرچنگ نعلاسبی ندارد، جز شباهتهای بسیار سطحی و هالوپسند.
۵ - ولع مدیران فلان اداره برای مهم جلوهدادن کار و تخصص و جایگاه خود قابل درک است؛ شهوت خبرنویسان بیلیاقت و نادان نیز؛ حتی بقای توأمان جهل و جعل نیز بدیهی است؛ اما جعل این اخبار و تصاویر نه کسی را مهم میکند، نه سربلند؛ همانطور که #مستعان نکرد.
۶ - نادانهایی که دست به دست هم دادند و این خبر را جعل و منتشر کردند، اگر جستجوی سادهای میکردند، به راحتی توضیحات دقیق و واضحی به زبان فارسی درباره ماهیت این موجود و تفاوت آن با خرچنگ نعلاسبی پیدا میکردند؛ اما از همین اندک هم عاجزند.
۷ - این خبر هزارمین مشت نمونه خروار بیلیاقتی انباشتهشده در این کشور است؛ مملکتی که به شیوه تیولداری اداره میشود و سفرهاش نصیب سفلگان است.
۸ - اگر میخواهید بدانید موجودی که امسال و پارسال و سالهای قبل در فصل بهار زاده میشود و باعث وحشت مردم و سورچرانی خبری مسئولین میشود، نام میگوی بچهقورباغهای را جستجو کنید.
۹ - لُب کلام؛ این موجود:
الف: از ماقبل تاریخ نیامده،
ب: خرچنگ نعل اسبی یا تریلوبیت نیست،
ج: از دوره دایناسورها بیتغییر نمانده،
د: سود و زیان خاصی ندارد،
ه: قدیمیترین جانور زمین نیست (درواقع قدمت همه جانداران زمین یک اندازه است)،
و: تعبیر فسیل زنده تعبیری دقیق و علمی نیست.
دوباره بهار آمد؛ مردم جانوری دیدند که برایشان عجیب بوده، پس شاهد گزارشهای ابلهانهای هستیم که یک سرش به بیسوادانی موسوم به «مدیر اداره فلان» میرسد و سر دیگرش به هالوهایی موسوم به «روزنامهنگار [مدعی علم، اما در حقیقت یاوه]» که مثل بز اخفش هرچه ژاژ است، نشخوار میکنند.
چرا این خبر مهمل است؟
۱ - خرچنگ نعل اسبی (که اصلا خرچنگ نیست، بلکه خویشاوند عنکبوتهاست) در آبهای شور و لبشور سواحل اقیانوسهای هند و آرام و آتلانتیک زندگی میکند. نه بعد مسافت اجازه میدهد، نه شرایط بومشناختی که این جانور دریایی سر از آبگیرهای رشتخوار خراسان درآورد.
۲ - زیستشناسی تولیدمثل خرچنگ نعلاسبی هیچ وابستگی به باران ندارد. خرچنگ نعلاسبی از دریا به ساحل میآید، در شنهای مرطوب مجاور آب تخمریزی میکند و تخمها فارغ از شرایط بارش، تفریخ میشوند و بچهها به دریا میروند؛ تقریبا شبیه لاکپشتهای دریایی.
۳ - جانوری که این ایام در سعدآباد رشتخوار (و بسیاری نواحی دیگر) دیده میشود، میگوی بچهقورباغهای است، سختپوستی ساکن آب شیرین که خویشاوندی نزدیکی با پریمیگوهای دریاچه ارومیه دارد.
۴ - میگوی بچهقورباغهای ربطی به خرچنگ نعلاسبی ندارد، جز شباهتهای بسیار سطحی و هالوپسند.
۵ - ولع مدیران فلان اداره برای مهم جلوهدادن کار و تخصص و جایگاه خود قابل درک است؛ شهوت خبرنویسان بیلیاقت و نادان نیز؛ حتی بقای توأمان جهل و جعل نیز بدیهی است؛ اما جعل این اخبار و تصاویر نه کسی را مهم میکند، نه سربلند؛ همانطور که #مستعان نکرد.
۶ - نادانهایی که دست به دست هم دادند و این خبر را جعل و منتشر کردند، اگر جستجوی سادهای میکردند، به راحتی توضیحات دقیق و واضحی به زبان فارسی درباره ماهیت این موجود و تفاوت آن با خرچنگ نعلاسبی پیدا میکردند؛ اما از همین اندک هم عاجزند.
۷ - این خبر هزارمین مشت نمونه خروار بیلیاقتی انباشتهشده در این کشور است؛ مملکتی که به شیوه تیولداری اداره میشود و سفرهاش نصیب سفلگان است.
۸ - اگر میخواهید بدانید موجودی که امسال و پارسال و سالهای قبل در فصل بهار زاده میشود و باعث وحشت مردم و سورچرانی خبری مسئولین میشود، نام میگوی بچهقورباغهای را جستجو کنید.
۹ - لُب کلام؛ این موجود:
الف: از ماقبل تاریخ نیامده،
ب: خرچنگ نعل اسبی یا تریلوبیت نیست،
ج: از دوره دایناسورها بیتغییر نمانده،
د: سود و زیان خاصی ندارد،
ه: قدیمیترین جانور زمین نیست (درواقع قدمت همه جانداران زمین یک اندازه است)،
و: تعبیر فسیل زنده تعبیری دقیق و علمی نیست.
Instagram
ᴉʌɐɹsoɥʞ ɟɹǝ - عرڡاں حسروے
بازی جعل و جهل دوباره بهار آمد؛ مردم جانوری دیدند که برایشان عجیب بوده، پس شاهد گزارشهای ابلهانهای هستیم که یک سرش به بیسوادانی موسوم به «مدیر اداره فلان» میرسد و سر دیگرش به هالوهایی موسوم به «روزنامهنگار [مدعی علم، اما در حقیقت یاوه]» که مثل بز اخفش…
Forwarded from Nick Gorguin (Nick Gorguin)
در انقراضی که به دست ما انجام می شود چه اتفاقی برای خودمان خواهد افتاد؟ یک احتمال این است که ما هم بالاخره همراه با دگرگون ساختن طبیعت نابود شویم. با مختل کردن این نظام _نابود کردن جنگلهای بارانی، تغییر ترکیبات جوّی، اسیدی کردن اقیانوسها _ بقای خود را به خطر میاندازیم. وقتی انقراض گسترده به تحقق میپیوندد، قوی را به موقعيت ضعف میکشاند و ضعيف را نابود میکند. بشر با راندن گونههای دیگر به انقراض، شاخهای را که خود روی آن نشسته است، قطع میکند.
یک امکان دیگر این است که نبوغ انسانی بر هر فاجعهای که با نبوغ انسانی ایجاد شده چیره خواهد شد و بشر به بقای خود ادامه خواهد داد.
این کتاب در پی آن است که با گردآوری شواهد علمی از نقاط مختلف جهان نشان دهد که انقراض ششم چگونه سرنوشت حیات را رقم خواهد زد.
.
یک امکان دیگر این است که نبوغ انسانی بر هر فاجعهای که با نبوغ انسانی ایجاد شده چیره خواهد شد و بشر به بقای خود ادامه خواهد داد.
این کتاب در پی آن است که با گردآوری شواهد علمی از نقاط مختلف جهان نشان دهد که انقراض ششم چگونه سرنوشت حیات را رقم خواهد زد.
.
Forwarded from Nick Gorguin (Nick Gorguin)
از کتاب انقراض ششم
ترجمه نيک گرگين
واژۀ «آنتروپوسين» ابداع پاول کراتزن، شيمیدانان هلندی است.
«آنتروپوسين» نشان میدهد که عصر زمينشناسی کنونی از زوايای گوناگونی تحت تسلط بشر است».
تغييرات زمين از جمله شامل موارد زير میشود:
• فعاليت بشری بين يک سوم تا نيمی از سطح خشکی سياره را دگرگون کرده است.
• اغلب رودهای بزرگ جهان سدبندی يا منحرف شدهاند.
• نيتروژنی که کود گياهی توليد میکند بيشتر است از ميزان توليد طبيعی نيتروژن توسط تمام اکوسيستمهای خشکی.
• ماهيگيری بيش از يک سوم توليد اولية ماهی را از آبهای ساحلی اقيانوسها خارج میکند.
• بشر بيش از نيمی از آب تازة قابل دسترس را مصرف میکند.
مهمترين چيز اين است که انسانها ترکيب اتمسفر را تغيير دادهاند. به دليل ترکيب سوخت سنگوارهای و نابودی جنگلها، تمرکز دی اکسيد کربن در هوا طی دو قرن اخير بيش از چهل درصد افزايش داشته است، در حالیکه تمرکز گاز متان، که گاز گلخانهای باز هم قویتری است، بيش از ده برابر شده است.
شرايط اقليمی جهانی به دليل گازهايی که توسط بشر منتشر شده است، به ميزان برجستهای متفاوت از وضعيت طبيعی طی هزارههای بیشمار بوده است.
.
ترجمه نيک گرگين
واژۀ «آنتروپوسين» ابداع پاول کراتزن، شيمیدانان هلندی است.
«آنتروپوسين» نشان میدهد که عصر زمينشناسی کنونی از زوايای گوناگونی تحت تسلط بشر است».
تغييرات زمين از جمله شامل موارد زير میشود:
• فعاليت بشری بين يک سوم تا نيمی از سطح خشکی سياره را دگرگون کرده است.
• اغلب رودهای بزرگ جهان سدبندی يا منحرف شدهاند.
• نيتروژنی که کود گياهی توليد میکند بيشتر است از ميزان توليد طبيعی نيتروژن توسط تمام اکوسيستمهای خشکی.
• ماهيگيری بيش از يک سوم توليد اولية ماهی را از آبهای ساحلی اقيانوسها خارج میکند.
• بشر بيش از نيمی از آب تازة قابل دسترس را مصرف میکند.
مهمترين چيز اين است که انسانها ترکيب اتمسفر را تغيير دادهاند. به دليل ترکيب سوخت سنگوارهای و نابودی جنگلها، تمرکز دی اکسيد کربن در هوا طی دو قرن اخير بيش از چهل درصد افزايش داشته است، در حالیکه تمرکز گاز متان، که گاز گلخانهای باز هم قویتری است، بيش از ده برابر شده است.
شرايط اقليمی جهانی به دليل گازهايی که توسط بشر منتشر شده است، به ميزان برجستهای متفاوت از وضعيت طبيعی طی هزارههای بیشمار بوده است.
.
🥗 نئاندرتالها از سبزیجات پخته هم استفاده میکردند.
✍ نویسنده: پالاب گش
🔸 یک مطالعه روی بقایای نئاندرتال ها حاکیست که این موجودات گیاهان و سبزیجات را می پخته و مصرف میکردند.
🔹 محققان در آمریکا دانه های مواد گیاهی پخته را لای دندان های نئاندرتال ها یافته اند.
🔸 این اولین بار است که تایید می شود رژیم غذایی نئاندرتال ها فقط به گوشت محدود نمی شده و کاملتر از آنچه تاکنون تصور می شد بوده است.
🔹 تصور عمومی از نئاندرتال ها، به عنوان موجوداتی شدیدا گوشتخوار حاصل شواهد جسته گریخته بوده است. تحلیل شیمیایی استخوان های آنها حاکی از آن است که میزان مصرف سبزیجات توسط آنها کم یا صفر بوده است.
🔸این اتکای ظاهری بر گوشت از سوی برخی به عنوان علل انقراض انسان نئاندرتال مطرح شده است. براساس این نظریه با از میان رفتن ماموت ها با شروع عصر یخ، نئاندرتال از یک منبع مهم غذایی محروم شدند.
🔹اما تحلیلی از بقایای نئاندرتال ها از سراسر جهان، شواهد مستقیمی که ناقض این نظریه است یافته است. محققان دریافتند که دانه های فسیل شده مواد گیاهی لای دندان های آنها وجود دارد و بعضی از آنها پخته است.
🔸هرچند گردهای گیاهی قبلا در محل های زندگی و اجاق های نئاندرتال ها پیدا شده بود، اما تاکنون شواهد روشنی از تغذیه این انسان ها از مواد گیاهی به دست نیامده بود.
🔹 پروفسور الیسون بروکس از دانشگاه جورج واشنگتن به بی بی سی گفت: “ما قبلا گردهای گیاهی را در محل زندگی نئاندرتال ها پیدا کرده بودیم، اما نمی شد گفت که آیا آنها گیاهان را می خورده اند یا روی آن می خوابیده اند یا چه استفاده دیگری از آن می کردند.”
🔸“اما اینجا در این مورد می بینیم که مقدار کمی گیاه در دهان آنها هست بنابراین می دانیم که نئاندرتال ها آن را به عنوان غذا می خورده اند.”
🔹 سوالی که این مطالعه پیش می آورد این است که چرا مطالعات شیمیایی به روی نئاندرتال ها تا این حد به خطا رفته است. به گفته پروفسور بروکس، در این مطالعات میزان پروتئینی اندازه گیری می شد که به تصور محققان منبع آن گوشت بوده است.
🔸 او گفت: “ما مایل به این فرض بودیم که اگر ارزش زیادی برای پروتئین در رژیم غذایی قائل باشید، منبع این پروتئین باید گوشت باشد. اما … این امکان هست که بخشی از پروتئین موجود در رژیم این موجودات از گیاهان می آمده است.”
🔹 این مطالعه تحقیقی است که حکایت از آن دارد که نئاندرتال ها بیش از آنکه موجوداتی وحشی و بی رحم باشند، شبیه به ما بوده اند.
🆔: @iran_evolution
✍ نویسنده: پالاب گش
🔸 یک مطالعه روی بقایای نئاندرتال ها حاکیست که این موجودات گیاهان و سبزیجات را می پخته و مصرف میکردند.
🔹 محققان در آمریکا دانه های مواد گیاهی پخته را لای دندان های نئاندرتال ها یافته اند.
🔸 این اولین بار است که تایید می شود رژیم غذایی نئاندرتال ها فقط به گوشت محدود نمی شده و کاملتر از آنچه تاکنون تصور می شد بوده است.
🔹 تصور عمومی از نئاندرتال ها، به عنوان موجوداتی شدیدا گوشتخوار حاصل شواهد جسته گریخته بوده است. تحلیل شیمیایی استخوان های آنها حاکی از آن است که میزان مصرف سبزیجات توسط آنها کم یا صفر بوده است.
🔸این اتکای ظاهری بر گوشت از سوی برخی به عنوان علل انقراض انسان نئاندرتال مطرح شده است. براساس این نظریه با از میان رفتن ماموت ها با شروع عصر یخ، نئاندرتال از یک منبع مهم غذایی محروم شدند.
🔹اما تحلیلی از بقایای نئاندرتال ها از سراسر جهان، شواهد مستقیمی که ناقض این نظریه است یافته است. محققان دریافتند که دانه های فسیل شده مواد گیاهی لای دندان های آنها وجود دارد و بعضی از آنها پخته است.
🔸هرچند گردهای گیاهی قبلا در محل های زندگی و اجاق های نئاندرتال ها پیدا شده بود، اما تاکنون شواهد روشنی از تغذیه این انسان ها از مواد گیاهی به دست نیامده بود.
🔹 پروفسور الیسون بروکس از دانشگاه جورج واشنگتن به بی بی سی گفت: “ما قبلا گردهای گیاهی را در محل زندگی نئاندرتال ها پیدا کرده بودیم، اما نمی شد گفت که آیا آنها گیاهان را می خورده اند یا روی آن می خوابیده اند یا چه استفاده دیگری از آن می کردند.”
🔸“اما اینجا در این مورد می بینیم که مقدار کمی گیاه در دهان آنها هست بنابراین می دانیم که نئاندرتال ها آن را به عنوان غذا می خورده اند.”
🔹 سوالی که این مطالعه پیش می آورد این است که چرا مطالعات شیمیایی به روی نئاندرتال ها تا این حد به خطا رفته است. به گفته پروفسور بروکس، در این مطالعات میزان پروتئینی اندازه گیری می شد که به تصور محققان منبع آن گوشت بوده است.
🔸 او گفت: “ما مایل به این فرض بودیم که اگر ارزش زیادی برای پروتئین در رژیم غذایی قائل باشید، منبع این پروتئین باید گوشت باشد. اما … این امکان هست که بخشی از پروتئین موجود در رژیم این موجودات از گیاهان می آمده است.”
🔹 این مطالعه تحقیقی است که حکایت از آن دارد که نئاندرتال ها بیش از آنکه موجوداتی وحشی و بی رحم باشند، شبیه به ما بوده اند.
🆔: @iran_evolution
🔴 انقلاب شناختی به روایت «انسان خردمند»
✍ عرفان خسروی
📃 روزنامه شرق ، پنجشنبه ۸ آذر ۱۳۹۷، شماره ۳۳۰۳
🔹کتاب Sapiens: A Brief History of Humankind نوشته یووال نواح هراری، استاد تاریخ، یکی از خوش اقبال ترین آثار عامه پسند علمی درباره تاریخ بشر است. این کتاب نخست در سال ۲۰۱۱ به زبان عبری منتشر شد و در سال ۲۰۱۴ به انگلیسی ترجمه شد. استقبال از این کتاب به قدری گسترده بود که در اوایل سال ۱۳۹۶ برگردان فارسی آن نیز به نام انسان خردمند: تاریخ مختصر بشر به ترجمه نیک گرگین از سوی نشر نو منتشر شد و به سرعت چاپ های پی درپی آن فروش رفت. برگردان دیگری نیز به نام ساپی ینس: گشت وگذاری در تاریخ بشر در اواخر سال ۱۳۹۶، به ترجمه محسن مینوخرد، از سوی نشر چشمه به طبع رسید. با وجود استقبال گسترده نسبت به این کتاب، بسیاری از انسان شناسان نقدهایی به محتوای آن وارد کرده اند؛ نقدهایی که اغلب در فضای علوم انسانی به خصوص تاریخ سیر می کند، اما نقدهایی نیز نسبت به محتوای علمی کتاب وجود دارد که باید مورد توجه بیشتر قرار گیرند. شاید مهم ترین این نقدها، مربوط به عدم تمایز میان فرضیات خود هراری و باقی پژوهشگران در این کتاب است. از مهم ترین فرضیاتی که هراری روی آن دست می گذارد «انقلاب شناختی» است که با وجود ضعف های نظری و شواهد فراوانی که خلاف آن گواهی می دهد، یکی از عمودهای خیمه این کتاب است.
🔴 نظریه انقلاب شناختی
🔹بخش عمده کتاب انسان خردمند به تاریخ مفاهیم اجتماعی انسان می پردازد و موضوع آن بیشتر در حوزه علوم انسانی می گنجد، نه زیست شناسی؛ اما هراری برای تشریح تکامل اجتماعی بشر، از تکامل زیستی آغاز می کند و گرچه بسیار سریع از این مبحث می گذرد؛ اما یکی از پی رنگ های اصلی کتاب او که عنوان پاره نخست کتاب نیز هست؛ یعنی «انقلاب شناختی»، در دل همین مقدمات زیستی مطرح می شود و بارها مورد ارجاع قرار می گیرد. آنچه او درباره ماهیت انقلاب شناختی می گوید، بسیار مختصر، ولی صریح است:
ظهور شیوه های جدید تفکر و برقراری ارتباط، بین ۷۰ هزار تا ۳۰ هزار سال قبل، «انقلاب شناختی» نامیده شده است؛ اما علتش چه بود؟ به درستی نمی دانیم. براساس رایج ترین نظریه پذیرفته شده، جهش های ژنتیکی اتفاقی سیم کشی داخلی مغز انسان های خردمند را تغییر داد و آنها را قادر ساخت که به شیوه های نوینی بیندیشند و با به کارگیری یک نوع زبان کاملا تازه با هم ارتباط برقرار کنند. شاید بتوان نام «جهش درخت دانش» بر آن گذاشت. چرا این جهش در دی ان ای انسان خردمند به وجود آمد و نه در نئاندرتال ها؟ تا جایی که می دانیم، کاملا اتفاقی بود. (ترجمه نیک گرگین، نشر نو، صص ۴۷-۴۸).
🔹او «انقلاب شناختی» را متکی به «نظریه ای رایج و پذیرفته شده»، ناشی از جهش های ژنتیک منتهی به تغییر سیم کشی داخل مغز انسان خردمند می شمرد. در اینجا دو مسئله مطرح می شود: نخست اینکه آیا به واقع ۷۰ هزار سال پیش، نقطه عطفی در توانایی ذهنی گونه ما رخ داده؟ دوم اینکه اگر چنین انقلابی رخ داده، آن گونه که هراری می گوید، نظریه ای رایج و پذیرفته شده وجود دارد که سبب این موضوع را جهش ژنتیک و تغییر سیم کشی مغز انسان می داند؟
🔸در اصل، شاید دقیق ترین عبارتی که هراری درباره این انقلاب شناختی و علتش ذکر کرده، جمله کوتاهی باشد که به سرعت از روی آن می گذرد و داستان خودش را از سر می گیرد: «به درستی نمی دانیم». یکی از عمده ترین نقدهایی که به شیوه روایی هراری وارد شده، همین موضوع است که هراری در نقالی خطیر و هیجان انگیزش، هرگز تفاوتی میان فرضیات خودش با نظریات انسان شناسان تکاملی دیگر قائل نمی شود. به علاوه او تفاوتی میان نظریات قوی و رایج با نظریات حاشیه ای و نظریات مورد انتقاد قائل نیست. هرچه او برگزیده تا شرح قصار خود را با آن کامل کند، بدون قیدهای دست وپاگیری مثل تردید یا تشکیک بیان می کند. اگر هم جاهایی چند فرضیه رقیب مطرح می شوند، او صحبتی درباره پیشینه و بازخوردهای هریک در میان جامعه علمی به دست نمی دهد. کسی که کتاب او را بخواند و باور کند، برداشت درستی از سازوکار علم به دست نخواهد آورد؛ چون روایت او، کمتر متوجه جدل ها و مناقشات دانشمندان است و بیشتر درگیر کشیدن خطی یکدست و صاف به دور نظریاتی گلچین شده تا مخاطب کمتر صابون اندیشه را به تن خیال بکشد و صرفا دل دهد به شنیدن قصه ای که هراری تعریف می کند.
🔹آنچه هراری درباره انقلاب شناختی میگوید مصداق واضحی از کم فروشی علمی به قصد راست و درست کردن قصه ای است که براساس این نظریه پی می گیرد. او فهرستی از دستاوردهای بشر به دست می دهد که به روایت او، همگی تنها پس از هفتاد هزار سال پیش ظاهر شده اند. سپس از طریق «استنتاج از راه بهترین تبیین» نتیجه می گیرد لابد ۷۰ هزار سال پیش اتفاقی افتاده و همه این هنرها پس از گذر از آن رویداد ممکن شده است.
◀️ ادامه 👇
🆔: @iran_evolution
✍ عرفان خسروی
📃 روزنامه شرق ، پنجشنبه ۸ آذر ۱۳۹۷، شماره ۳۳۰۳
🔹کتاب Sapiens: A Brief History of Humankind نوشته یووال نواح هراری، استاد تاریخ، یکی از خوش اقبال ترین آثار عامه پسند علمی درباره تاریخ بشر است. این کتاب نخست در سال ۲۰۱۱ به زبان عبری منتشر شد و در سال ۲۰۱۴ به انگلیسی ترجمه شد. استقبال از این کتاب به قدری گسترده بود که در اوایل سال ۱۳۹۶ برگردان فارسی آن نیز به نام انسان خردمند: تاریخ مختصر بشر به ترجمه نیک گرگین از سوی نشر نو منتشر شد و به سرعت چاپ های پی درپی آن فروش رفت. برگردان دیگری نیز به نام ساپی ینس: گشت وگذاری در تاریخ بشر در اواخر سال ۱۳۹۶، به ترجمه محسن مینوخرد، از سوی نشر چشمه به طبع رسید. با وجود استقبال گسترده نسبت به این کتاب، بسیاری از انسان شناسان نقدهایی به محتوای آن وارد کرده اند؛ نقدهایی که اغلب در فضای علوم انسانی به خصوص تاریخ سیر می کند، اما نقدهایی نیز نسبت به محتوای علمی کتاب وجود دارد که باید مورد توجه بیشتر قرار گیرند. شاید مهم ترین این نقدها، مربوط به عدم تمایز میان فرضیات خود هراری و باقی پژوهشگران در این کتاب است. از مهم ترین فرضیاتی که هراری روی آن دست می گذارد «انقلاب شناختی» است که با وجود ضعف های نظری و شواهد فراوانی که خلاف آن گواهی می دهد، یکی از عمودهای خیمه این کتاب است.
🔴 نظریه انقلاب شناختی
🔹بخش عمده کتاب انسان خردمند به تاریخ مفاهیم اجتماعی انسان می پردازد و موضوع آن بیشتر در حوزه علوم انسانی می گنجد، نه زیست شناسی؛ اما هراری برای تشریح تکامل اجتماعی بشر، از تکامل زیستی آغاز می کند و گرچه بسیار سریع از این مبحث می گذرد؛ اما یکی از پی رنگ های اصلی کتاب او که عنوان پاره نخست کتاب نیز هست؛ یعنی «انقلاب شناختی»، در دل همین مقدمات زیستی مطرح می شود و بارها مورد ارجاع قرار می گیرد. آنچه او درباره ماهیت انقلاب شناختی می گوید، بسیار مختصر، ولی صریح است:
ظهور شیوه های جدید تفکر و برقراری ارتباط، بین ۷۰ هزار تا ۳۰ هزار سال قبل، «انقلاب شناختی» نامیده شده است؛ اما علتش چه بود؟ به درستی نمی دانیم. براساس رایج ترین نظریه پذیرفته شده، جهش های ژنتیکی اتفاقی سیم کشی داخلی مغز انسان های خردمند را تغییر داد و آنها را قادر ساخت که به شیوه های نوینی بیندیشند و با به کارگیری یک نوع زبان کاملا تازه با هم ارتباط برقرار کنند. شاید بتوان نام «جهش درخت دانش» بر آن گذاشت. چرا این جهش در دی ان ای انسان خردمند به وجود آمد و نه در نئاندرتال ها؟ تا جایی که می دانیم، کاملا اتفاقی بود. (ترجمه نیک گرگین، نشر نو، صص ۴۷-۴۸).
🔹او «انقلاب شناختی» را متکی به «نظریه ای رایج و پذیرفته شده»، ناشی از جهش های ژنتیک منتهی به تغییر سیم کشی داخل مغز انسان خردمند می شمرد. در اینجا دو مسئله مطرح می شود: نخست اینکه آیا به واقع ۷۰ هزار سال پیش، نقطه عطفی در توانایی ذهنی گونه ما رخ داده؟ دوم اینکه اگر چنین انقلابی رخ داده، آن گونه که هراری می گوید، نظریه ای رایج و پذیرفته شده وجود دارد که سبب این موضوع را جهش ژنتیک و تغییر سیم کشی مغز انسان می داند؟
🔸در اصل، شاید دقیق ترین عبارتی که هراری درباره این انقلاب شناختی و علتش ذکر کرده، جمله کوتاهی باشد که به سرعت از روی آن می گذرد و داستان خودش را از سر می گیرد: «به درستی نمی دانیم». یکی از عمده ترین نقدهایی که به شیوه روایی هراری وارد شده، همین موضوع است که هراری در نقالی خطیر و هیجان انگیزش، هرگز تفاوتی میان فرضیات خودش با نظریات انسان شناسان تکاملی دیگر قائل نمی شود. به علاوه او تفاوتی میان نظریات قوی و رایج با نظریات حاشیه ای و نظریات مورد انتقاد قائل نیست. هرچه او برگزیده تا شرح قصار خود را با آن کامل کند، بدون قیدهای دست وپاگیری مثل تردید یا تشکیک بیان می کند. اگر هم جاهایی چند فرضیه رقیب مطرح می شوند، او صحبتی درباره پیشینه و بازخوردهای هریک در میان جامعه علمی به دست نمی دهد. کسی که کتاب او را بخواند و باور کند، برداشت درستی از سازوکار علم به دست نخواهد آورد؛ چون روایت او، کمتر متوجه جدل ها و مناقشات دانشمندان است و بیشتر درگیر کشیدن خطی یکدست و صاف به دور نظریاتی گلچین شده تا مخاطب کمتر صابون اندیشه را به تن خیال بکشد و صرفا دل دهد به شنیدن قصه ای که هراری تعریف می کند.
🔹آنچه هراری درباره انقلاب شناختی میگوید مصداق واضحی از کم فروشی علمی به قصد راست و درست کردن قصه ای است که براساس این نظریه پی می گیرد. او فهرستی از دستاوردهای بشر به دست می دهد که به روایت او، همگی تنها پس از هفتاد هزار سال پیش ظاهر شده اند. سپس از طریق «استنتاج از راه بهترین تبیین» نتیجه می گیرد لابد ۷۰ هزار سال پیش اتفاقی افتاده و همه این هنرها پس از گذر از آن رویداد ممکن شده است.
◀️ ادامه 👇
🆔: @iran_evolution
🔹او ابتدا از از اولین نبرد ثبت شده بین نئاندرتال ها و انسان های خردمند میگوید که حدود صد هزار سال پیش در شرق مدیترانه رخ داد و به عقب نشینی انسان های خردمند از خاورمیانه انجامید. هراری از این رویداد نتیجه ای بدیع می گیرد:
شاید ساختارهای داخلی مغز این انسان های خردمند با ما متفاوت بوده است. آنها شبیه ما بودند، اما قابلیت های شناختی شان -یادگیری، به خاطر سپردن و برقراری ارتباط- بسیار محدودتر بود. (ترجمه نیک گرگین، ص ۴۶).
🔸سپس او بقیه روایت را پیش می گذارد:
اما بعد، نزدیک به ۷۰ هزار سال قبل، انسان های خردمند شروع به انجام دادن کارهایی بسیار خاص کردند. در حوالی آن تاریخ، گروه هایی از انسان های خردمند برای بار دوم از آفریقا خارج شدند و این بار نئاندرتال ها و همه دیگر گونه های انسانی را نه فقط از خاورمیانه بلکه از صحنه زمین بیرون راندند. انسان های خردمند در زمانی بسیار کوتاه به اروپا و شرق آسیا رسیدند. حدود ۴۵ هزار سال پیش به طریقی از دریاها گذشتند و در استرالیا پا به خشکی گذاردند؛ قاره ای که پای هیچ انسانی تا آن زمان به آن نرسیده بود. دوره میان ۷۰ هزار تا ۳۰ هزار سال پیش شاهد اختراع قایق، چراغ نفتی، تیر و کمان و سوزن (ضروری برای دوختن لباس های گرم) بود. اولین اشیایی که با اطمینان می توان آثار هنری نامید، متعلق به این دوره اند (بنگرید به تصویر مجسمه «مرد شیرنما»ی اشتادل)؛ همچنان که اولین نشانه های دین و تجارت و لایه بندی اجتماعی نیز به این دوره برمی گردد. (ترجمه نیک گرگین، ص ۴۶)
🔹آیا چنان که هراری می گوید، نظریه ای رایج و پذیرفته شده وجود دارد که بتوان چنین نتیجه سختی از آن گرفت؟ نباید نظریه «انقلاب شناختی» مورد علاقه هراری را با جنبش روشن فکری «انقلاب شناختی» اشتباه گرفت. مورد دومی، حرکتی فکری بود که در دهه ۱۹۵۰ میلادی آغاز شد و به پژوهش های میان رشته ای ذهن و عصب شناسی منتهی شد. نقدهای کسانی مانند نوام چامسکی به «رویکرد رفتارشناختی» که در سال ۱۹۵۹ منتشر شد، آغازگر جنبش «انقلاب شناختی» بود. این تمایز را از این جهت باید مورد توجه قرار داد که اعتبار جنبش روشن فکری «انقلاب شناختی» خرج دفاع از نظریه کاملا متفاوت «انقلاب شناختی» نشود.
🔸آنچه هراری از آن به عنوان «نظریه رایج و پذیرفته شده» سخن می گوید، در اغلب متن های دیرینه انسان شناختی به عنوان «تجدد رفتاری» ذکر شده است. تجدد رفتاری مجموعه ای از نوآوری های رفتارشناسانه است که با تفکر انتزاعی، برنامه ریزی، ماهیگیری، رفتار نمادین از قبیل تزئین و موسیقی، دفن مردگان، هنر نقاشی و مجسمه سازی، کاربرد رنگدانه ها برای رنگ آمیزی، استفاده از استخوان به عنوان ابزار و فناوری های متاخر و پیچیده مثل ساخت تیغه و سوزن، انسان های واجد این توانایی ها را از انسان های پیشین متمایز می کند.
🖇 Hill، Kim; et al. (۲۰۰۹). “The Emergence of Human Uniqueness: Characters Underlying Behavioral Modernity”. Evolutionary Anthropology. ۱۸: ۱۸۷-۲۰۰.
خود هراری به همه این توانایی ها (مثلا ماهیگیری، زندگی ساحلی و ساخت قایق) به صورت یک جا اشاره نمی کند، هرچند در جاهای دیگری، مثلا شکل گیری دهکده های ماهیگیری در ۴۵ هزار سال پیش در سواحل جزایر اندونزی اشاره می کند و می گوید: احتمالا همین دهکده ها پایگاه اولین ماجراجویی فرااقیانوسی انسان خردمند باشد.
تفوق انسان خردمند بر نئاندرتال ها نیز از پیامدهای همین تجدد رفتاری انسان خردمند (البته در کنار تغییرات اقلیمی و عوامل طبیعی دیگر) دانسته شده است.
🖇 Henshilwood، Christopher; Marean، Curtis (۲۰۰۳). “The Origin of Modern Human Behavior: Critique of the Models and Their Test Implications”. Current Anthropology. ۴۴ (۵): ۶۲۷-۶۵۱.
doi: ۱۰. ۱۰۸۶/۳۷۷۶۶۵
🖇 D’Errico، F; et al. (۱۹۹۸). “Neanderthal Acculturation in Western Europe? A Critical Review of the Evidence and Its Interpretation”. Current Anthropology. ۳۹ (S۱): S۱-S۴۴.
doi: ۱۰. ۱۰۸۶/۲۰۴۶۸۹..
🔸 گمانی نیست که زمانی نیاکان ما توانایی های فوق را نداشتند و زمانی هم این توانایی ها را کسب کردند و به نسل های بعدی تا امروز به ارث رسیده است. اما تردیدها و اختلاف نظرها بر سر دو چیز است: این توانایی ها چه زمانی پیدا شده و آیا همه اینها در فاصله زمانی اندکی پیدا شده و این پیدایش ناگهانی، معلول نوعی جهش و تغییر در سیم کشی مغز بوده یا اصلا روند پیدایی این صفات، تدریجی و حاصل انباشت فرهنگی بوده است؟ در تاریخ انسان شناسی تکاملی، نسبت به این سوالات دو رویکرد متفاوت وجود دارد:
1⃣ این تغییرات انقلابی و سریع پیدا شده اند
2⃣ این تغییرات تدریجی بوده اند.
◀️ ادامه 👇
🆔: @iran_evolution
شاید ساختارهای داخلی مغز این انسان های خردمند با ما متفاوت بوده است. آنها شبیه ما بودند، اما قابلیت های شناختی شان -یادگیری، به خاطر سپردن و برقراری ارتباط- بسیار محدودتر بود. (ترجمه نیک گرگین، ص ۴۶).
🔸سپس او بقیه روایت را پیش می گذارد:
اما بعد، نزدیک به ۷۰ هزار سال قبل، انسان های خردمند شروع به انجام دادن کارهایی بسیار خاص کردند. در حوالی آن تاریخ، گروه هایی از انسان های خردمند برای بار دوم از آفریقا خارج شدند و این بار نئاندرتال ها و همه دیگر گونه های انسانی را نه فقط از خاورمیانه بلکه از صحنه زمین بیرون راندند. انسان های خردمند در زمانی بسیار کوتاه به اروپا و شرق آسیا رسیدند. حدود ۴۵ هزار سال پیش به طریقی از دریاها گذشتند و در استرالیا پا به خشکی گذاردند؛ قاره ای که پای هیچ انسانی تا آن زمان به آن نرسیده بود. دوره میان ۷۰ هزار تا ۳۰ هزار سال پیش شاهد اختراع قایق، چراغ نفتی، تیر و کمان و سوزن (ضروری برای دوختن لباس های گرم) بود. اولین اشیایی که با اطمینان می توان آثار هنری نامید، متعلق به این دوره اند (بنگرید به تصویر مجسمه «مرد شیرنما»ی اشتادل)؛ همچنان که اولین نشانه های دین و تجارت و لایه بندی اجتماعی نیز به این دوره برمی گردد. (ترجمه نیک گرگین، ص ۴۶)
🔹آیا چنان که هراری می گوید، نظریه ای رایج و پذیرفته شده وجود دارد که بتوان چنین نتیجه سختی از آن گرفت؟ نباید نظریه «انقلاب شناختی» مورد علاقه هراری را با جنبش روشن فکری «انقلاب شناختی» اشتباه گرفت. مورد دومی، حرکتی فکری بود که در دهه ۱۹۵۰ میلادی آغاز شد و به پژوهش های میان رشته ای ذهن و عصب شناسی منتهی شد. نقدهای کسانی مانند نوام چامسکی به «رویکرد رفتارشناختی» که در سال ۱۹۵۹ منتشر شد، آغازگر جنبش «انقلاب شناختی» بود. این تمایز را از این جهت باید مورد توجه قرار داد که اعتبار جنبش روشن فکری «انقلاب شناختی» خرج دفاع از نظریه کاملا متفاوت «انقلاب شناختی» نشود.
🔸آنچه هراری از آن به عنوان «نظریه رایج و پذیرفته شده» سخن می گوید، در اغلب متن های دیرینه انسان شناختی به عنوان «تجدد رفتاری» ذکر شده است. تجدد رفتاری مجموعه ای از نوآوری های رفتارشناسانه است که با تفکر انتزاعی، برنامه ریزی، ماهیگیری، رفتار نمادین از قبیل تزئین و موسیقی، دفن مردگان، هنر نقاشی و مجسمه سازی، کاربرد رنگدانه ها برای رنگ آمیزی، استفاده از استخوان به عنوان ابزار و فناوری های متاخر و پیچیده مثل ساخت تیغه و سوزن، انسان های واجد این توانایی ها را از انسان های پیشین متمایز می کند.
🖇 Hill، Kim; et al. (۲۰۰۹). “The Emergence of Human Uniqueness: Characters Underlying Behavioral Modernity”. Evolutionary Anthropology. ۱۸: ۱۸۷-۲۰۰.
خود هراری به همه این توانایی ها (مثلا ماهیگیری، زندگی ساحلی و ساخت قایق) به صورت یک جا اشاره نمی کند، هرچند در جاهای دیگری، مثلا شکل گیری دهکده های ماهیگیری در ۴۵ هزار سال پیش در سواحل جزایر اندونزی اشاره می کند و می گوید: احتمالا همین دهکده ها پایگاه اولین ماجراجویی فرااقیانوسی انسان خردمند باشد.
تفوق انسان خردمند بر نئاندرتال ها نیز از پیامدهای همین تجدد رفتاری انسان خردمند (البته در کنار تغییرات اقلیمی و عوامل طبیعی دیگر) دانسته شده است.
🖇 Henshilwood، Christopher; Marean، Curtis (۲۰۰۳). “The Origin of Modern Human Behavior: Critique of the Models and Their Test Implications”. Current Anthropology. ۴۴ (۵): ۶۲۷-۶۵۱.
doi: ۱۰. ۱۰۸۶/۳۷۷۶۶۵
🖇 D’Errico، F; et al. (۱۹۹۸). “Neanderthal Acculturation in Western Europe? A Critical Review of the Evidence and Its Interpretation”. Current Anthropology. ۳۹ (S۱): S۱-S۴۴.
doi: ۱۰. ۱۰۸۶/۲۰۴۶۸۹..
🔸 گمانی نیست که زمانی نیاکان ما توانایی های فوق را نداشتند و زمانی هم این توانایی ها را کسب کردند و به نسل های بعدی تا امروز به ارث رسیده است. اما تردیدها و اختلاف نظرها بر سر دو چیز است: این توانایی ها چه زمانی پیدا شده و آیا همه اینها در فاصله زمانی اندکی پیدا شده و این پیدایش ناگهانی، معلول نوعی جهش و تغییر در سیم کشی مغز بوده یا اصلا روند پیدایی این صفات، تدریجی و حاصل انباشت فرهنگی بوده است؟ در تاریخ انسان شناسی تکاملی، نسبت به این سوالات دو رویکرد متفاوت وجود دارد:
1⃣ این تغییرات انقلابی و سریع پیدا شده اند
2⃣ این تغییرات تدریجی بوده اند.
◀️ ادامه 👇
🆔: @iran_evolution
مهم ترین مدافع رویکردی که مورد علاقه هراری است و او آن را «انقلاب شناختی» نامیده است، مقاله ای است مروری که در سال ۱۹۹۵ میلادی در نشریه ماقبل تاریخ جهان منتشر شد و از مجموعه اطلاعات و دانش همان سال، به همان شیوه «استنتاج از طریق بهترین تبیین» نتیجه می گیرد زمانی حدود ۴۰ هزار تا ۵۰ هزار سال پیش، انقلابی در توانایی ذهنی بشر پیدا شده است.
🖇 Klein، Richard (۱۹۹۵). “Anatomy، behavior، and modern human origins”. Journal of World Prehistory. ۹: ۱۶۷-۱۹۸. doi: ۱۰. ۱۰۰۷/bf۰۲۲۲۱۸۳۸.
🔹 مهم ترین شواهد مورد اشاره در این مقاله، ماهیگیری، ابزارهای استخوانی، اجاق، تنوع ابزاری و گورهایی است که طبق دانش آن زمان، همگی قدمتی کمتر از ۵۰ هزار سال دارند. پس از این چند مقاله دیگر نیز با همین رویکرد به جمع بندی داده های دیرینه انسان شناختی به خصوص در رابطه با تاریخ خروج انسان از آفریقا پرداختند
🖇 Hoffecker، John (۲۰۰۹). “The spread of modern humans in Europe”. PNAS.. ۱۰۶ (۳۸): ۱۶۰۴۰-۱۶۰۴۵. Bibcode: ۲۰۰۹PNAS.. ۱۰۶۱۶۰۴۰H. doi: ۱۰. ۱۰۷۳ pnas. ۰۹۰۳۴۴۶۱۰۶.
🔸اما تنها اثر مشهور دیگری که از این فرضیه حمایت کرده، کتاب انسان خردمند هراری است. اغلب آثار پژوهشی از نظریه رقیب حمایت کردند که میگوید تغییرات رفتاری و شناختی انسان، حاصل روندی تدریجی بوده.
🖇 Henshilwood، Christopher; Marean، Curtis (۲۰۰۳). “The Origin of Modern Human Behavior: Critique of the Models and Their Test Implications”. Current Anthropology. ۴۴ (۵): ۶۲۷-۶۵۱. doi: ۱۰. ۱۰۸۶/۳۷۷۶۶۵.
🔹به خصوص که هرازچندی، شواهد غیرقابل انکاری به دست آمده که نافی نظریه مورد علاقه هراری است.
🖇 Marean، Curtis; et al. (۲۰۰۷). “Early human use of marine resources and pigment in South Africa during the Middle Pleistocene”. Nature. ۴۴۹: ۹۰۵-۹۰۸. Bibcode: ۲۰۰۷Natur. ۴۴۹. ۹۰۵M. doi: ۱۰. ۱۰۳۸/nature۰۶۲۰۴.
🔸بد نیست نگاهی مختصر به برخی از مهم ترین نقدهایی بیندازیم که نسبت به نظریه «انقلاب شناختی» مورد علاقه هراری وجود دارد. این نقدها به جز اتکا به شواهد جدیدی که در ۲۰ سال اخیر به دست آمده، شامل نقدهای روش شناسانه و حتی فلسفی نیز می شود. برای مثال توجه به نوفه و اعوجاج اطلاعاتی که ناشی از شرایط حفظ شدگی سنگواره ها و آثار باستانی به جامانده از انسان های نخستین است، تردیدی جدی بر سر این موضوع به وجود می آورد که واقعا همه شواهد تجدد رفتاری، پس از ۷۰ هزار سال پیش پیدا شدند یا شاید شرایط نامساعد حفظ شدگی، مانع از به جای ماندن شواهد قدیمی تر رقیب شده باشد.
🖇 Shea، John (۲۰۱۱). “Homo sapiens Is as Homo sapiens Was”. Current Anthropology. ۵۲ (۱): ۱-۳۵. doi: ۱۰. ۱۰۸۶/۶۵۸۰۶۷.
🔹تردید دیگر به این حقیقت بازمی گردد که در خلال بازه زمانی ۱۹۵ هزار تا ۱۳۰ هزار سال پیش، شرایط اقلیمی خشک و سردتری بر آفریقا حاکم بوده و از این رو یافته های باستان شناسی قدمت یابی شده مربوط به این بازه زمانی بسیار اندک است.
🖇 Marean، C. W. & Assefa، Z. in African Archaeology (ed. Stahl، A. B.) ۹۳-۱۲۹ (Blackwell، New York، ۲۰۰۵)
🔸این تردید با پیداشدن تدریجی شواهدی تقویت می شود که یا قدمتی بیش از قدمت تصورشده برای انقلاب شناختی دارند، یا مربوط به زمان ها و مکان هایی هستند که در آن دوره، هنوز پای انسان های خردمند به آن باز نشده بود. ماهیگیرانی باستانی که ۱۶۴ هزار سال پیش در جنوب آفریقا دهکده های ماهیگیری داشتند، اقلام دریایی را تجارت می کردند و از رنگ دانه های دریایی، برای تزیین و خلق آثار هنری استفاده می کردند، یکی از مهم ترین نمونه های این شواهد است که در سال ۲۰۰۷ گزارش شد.
🖇 Marean، Curtis; et al. (۲۰۰۷). “Early human use of marine resources and pigment in South Africa during the Middle Pleistocene”. Nature. ۴۴۹: ۹۰۵-۹۰۸. Bibcode: ۲۰۰۷Natur. ۴۴۹. . ۹۰۵M. doi: ۱۰. ۱۰۳۸/nature۰۶۲۰۴.
🔹حتی پیش از این یافته نیز می دانستیم که انسان ها از ۱۲۵ هزار سال پیش در سواحل دریای سرخ دهکده های ماهیگیری داشتند.
🖇 Walter، R. C. et al. Early human occupation of the Red Sea coast of Eritrea during the last interglacial. Nature ۴۰۵، ۶۵-۶۹ (۲۰۰۰)
🔸 علاوه بر این شواهد دیگری نیز نشان میدهد رفتار نمادین مرتبط با صدف های دریایی (از قبیل کاربرد صدف به عنوان تزیین) از حدود ۱۳۵ هزار تا ۷۰ هزار سال پیش در آفریقا و خاورمیانه رواج داشته است.
🖇 Henshilwood، C. ، d’Errico، F. ، Vanhaeren، M. ، van Niekerk، K. & Jacobs، Z. Middle Stone Age shell beads from South Africa. Science ۳۰۴، ۴۰۴ (۲۰۰۴)
◀️ ادامه 👇
🆔: @iran_evolution
🖇 Klein، Richard (۱۹۹۵). “Anatomy، behavior، and modern human origins”. Journal of World Prehistory. ۹: ۱۶۷-۱۹۸. doi: ۱۰. ۱۰۰۷/bf۰۲۲۲۱۸۳۸.
🔹 مهم ترین شواهد مورد اشاره در این مقاله، ماهیگیری، ابزارهای استخوانی، اجاق، تنوع ابزاری و گورهایی است که طبق دانش آن زمان، همگی قدمتی کمتر از ۵۰ هزار سال دارند. پس از این چند مقاله دیگر نیز با همین رویکرد به جمع بندی داده های دیرینه انسان شناختی به خصوص در رابطه با تاریخ خروج انسان از آفریقا پرداختند
🖇 Hoffecker، John (۲۰۰۹). “The spread of modern humans in Europe”. PNAS.. ۱۰۶ (۳۸): ۱۶۰۴۰-۱۶۰۴۵. Bibcode: ۲۰۰۹PNAS.. ۱۰۶۱۶۰۴۰H. doi: ۱۰. ۱۰۷۳ pnas. ۰۹۰۳۴۴۶۱۰۶.
🔸اما تنها اثر مشهور دیگری که از این فرضیه حمایت کرده، کتاب انسان خردمند هراری است. اغلب آثار پژوهشی از نظریه رقیب حمایت کردند که میگوید تغییرات رفتاری و شناختی انسان، حاصل روندی تدریجی بوده.
🖇 Henshilwood، Christopher; Marean، Curtis (۲۰۰۳). “The Origin of Modern Human Behavior: Critique of the Models and Their Test Implications”. Current Anthropology. ۴۴ (۵): ۶۲۷-۶۵۱. doi: ۱۰. ۱۰۸۶/۳۷۷۶۶۵.
🔹به خصوص که هرازچندی، شواهد غیرقابل انکاری به دست آمده که نافی نظریه مورد علاقه هراری است.
🖇 Marean، Curtis; et al. (۲۰۰۷). “Early human use of marine resources and pigment in South Africa during the Middle Pleistocene”. Nature. ۴۴۹: ۹۰۵-۹۰۸. Bibcode: ۲۰۰۷Natur. ۴۴۹. ۹۰۵M. doi: ۱۰. ۱۰۳۸/nature۰۶۲۰۴.
🔸بد نیست نگاهی مختصر به برخی از مهم ترین نقدهایی بیندازیم که نسبت به نظریه «انقلاب شناختی» مورد علاقه هراری وجود دارد. این نقدها به جز اتکا به شواهد جدیدی که در ۲۰ سال اخیر به دست آمده، شامل نقدهای روش شناسانه و حتی فلسفی نیز می شود. برای مثال توجه به نوفه و اعوجاج اطلاعاتی که ناشی از شرایط حفظ شدگی سنگواره ها و آثار باستانی به جامانده از انسان های نخستین است، تردیدی جدی بر سر این موضوع به وجود می آورد که واقعا همه شواهد تجدد رفتاری، پس از ۷۰ هزار سال پیش پیدا شدند یا شاید شرایط نامساعد حفظ شدگی، مانع از به جای ماندن شواهد قدیمی تر رقیب شده باشد.
🖇 Shea، John (۲۰۱۱). “Homo sapiens Is as Homo sapiens Was”. Current Anthropology. ۵۲ (۱): ۱-۳۵. doi: ۱۰. ۱۰۸۶/۶۵۸۰۶۷.
🔹تردید دیگر به این حقیقت بازمی گردد که در خلال بازه زمانی ۱۹۵ هزار تا ۱۳۰ هزار سال پیش، شرایط اقلیمی خشک و سردتری بر آفریقا حاکم بوده و از این رو یافته های باستان شناسی قدمت یابی شده مربوط به این بازه زمانی بسیار اندک است.
🖇 Marean، C. W. & Assefa، Z. in African Archaeology (ed. Stahl، A. B.) ۹۳-۱۲۹ (Blackwell، New York، ۲۰۰۵)
🔸این تردید با پیداشدن تدریجی شواهدی تقویت می شود که یا قدمتی بیش از قدمت تصورشده برای انقلاب شناختی دارند، یا مربوط به زمان ها و مکان هایی هستند که در آن دوره، هنوز پای انسان های خردمند به آن باز نشده بود. ماهیگیرانی باستانی که ۱۶۴ هزار سال پیش در جنوب آفریقا دهکده های ماهیگیری داشتند، اقلام دریایی را تجارت می کردند و از رنگ دانه های دریایی، برای تزیین و خلق آثار هنری استفاده می کردند، یکی از مهم ترین نمونه های این شواهد است که در سال ۲۰۰۷ گزارش شد.
🖇 Marean، Curtis; et al. (۲۰۰۷). “Early human use of marine resources and pigment in South Africa during the Middle Pleistocene”. Nature. ۴۴۹: ۹۰۵-۹۰۸. Bibcode: ۲۰۰۷Natur. ۴۴۹. . ۹۰۵M. doi: ۱۰. ۱۰۳۸/nature۰۶۲۰۴.
🔹حتی پیش از این یافته نیز می دانستیم که انسان ها از ۱۲۵ هزار سال پیش در سواحل دریای سرخ دهکده های ماهیگیری داشتند.
🖇 Walter، R. C. et al. Early human occupation of the Red Sea coast of Eritrea during the last interglacial. Nature ۴۰۵، ۶۵-۶۹ (۲۰۰۰)
🔸 علاوه بر این شواهد دیگری نیز نشان میدهد رفتار نمادین مرتبط با صدف های دریایی (از قبیل کاربرد صدف به عنوان تزیین) از حدود ۱۳۵ هزار تا ۷۰ هزار سال پیش در آفریقا و خاورمیانه رواج داشته است.
🖇 Henshilwood، C. ، d’Errico، F. ، Vanhaeren، M. ، van Niekerk، K. & Jacobs، Z. Middle Stone Age shell beads from South Africa. Science ۳۰۴، ۴۰۴ (۲۰۰۴)
◀️ ادامه 👇
🆔: @iran_evolution
🔸شواهد دیگری نشان می دهد که نه تنها تمام انسان های خردمند (از جمله انسان های ماقبل مرز «انقلاب شناختی»)، بلکه حتی نئاندرتال ها نیز قادر به تفکر انتزاعی و خلق آثار هنری بوده اند. برخی از این شواهد مدت ها پیش به دست آمد، ولی اکنون مورد تردید هستند. برای مثال کشف گرده های گل روی پیکر پیشانئاندرتال های غار شانه در در عراق، در سال ۱۹۷۵ به عنوان نشانه ای بر مراسم تدفین و باور به زندگی پس از مرگ تلقی شد؛
🖇 R. S. Solecki (۱۹۷۵). “Shanidar IV، a Neanderthal Flower Burial in Northern Iraq”. Science. ۱۹۰(۴۲۱۷): ۸۸۰-۸۱.
Bibcode: ۱۹۷۵Sci. . . ۱۹۰. . ۸۸۰S. doi: ۱۰. ۱۱۲۶/science. ۱۹۰. ۴۲۱۷. ۸۸۰.
🔹 اما این فرضیه اکنون مورد تردید قرار دارد. شاهد دیگر از بررسی بقایای پرندگان در ۱۶۹۹ محل باستانی در سراسر اوراسیا به دست آمده که در آن ادعا می شود نئاندرتال ها از پرهای پرندگانی که استخوان هایشان در مجاورت نئاندرتال ها انباشته شده، به عنوان تزیین استفاده می کردند.
🖇 Finlayson، Clive; et al. (۱۷ September ۲۰۱۲). “Birds of a Feather: Neanderthal Exploitation of Raptors and
Corvids”. PLOS One. ۷ (۹): e۴۵۹۲۷. Bibcode: ۲۰۱۲PLoSO. . . ۷۴۵۹۲۷F. doi: ۱۰. ۱۳۷۱/journal. pone. ۰۰۴۵۹۲۷.
🔸 در سال ۲۰۱۲ خراش هایی عمیق در دیواره غاری در جبل الطارق کشف شد و به عنوان هنر نئاندرتال ها تفسیر شد.
🖇 E. Callaway (۲۰۱۴). “Neanderthals made some of
Europe’s oldest art”. Nature News. doi: ۱۰. ۱۰۳۸/nature. ۲۰۱۴. ۱۵۸۰۵.
🔹 دو حلقه استالاگمیتی به عرض چندین متر و سن ۱۷۶ هزار سال در عمق غار برونیکل فرانسه، شاهد دیگری بر فعالیت انتزاعی افکار نئاندرتال هایی است که در اعماقی تاریک و به مدد مشعل هایشان، ساختارهایی بزرگ برای مقاصد آیینی و اجتماعی آفریده اند.
🖇 Jaubert، Jacques; et al. (۲ June ۲۰۱۶) [online ۲۵ May ۲۰۱۶]. “Early Neanderthal Constructions deep in Bruniquel Cave in Southwestern France”. Nature. ۵۳۴ (۷۶۰۵): ۱۱۱-۱۴. Bibcode: ۲۰۱۶Natur. ۵۳۴. . ۱۱۱J. doi: ۱۰. ۱۰۳۸/nature۱۸۲۹۱.
🔸همچنین پنجه های ۱۳۰ هزار ساله عقاب که در کنار بقایای نئاندرتال ها در کراپینای کرواسی کشف شده، نشان می دهد نئاندرتال ها از این پنجه ها به عنوان زینت استفاده می کردند.
🖇 Radovčić، D. ; Sršen، A. O. ; Radovčić، J. ; Frayer، D. W. (۲۰۱۵). “Evidence for Neandertal jewelry: Modified white-tailed eagle claws at Krapina”. PLOS ONE. ۱۰ (۳): e۰۱۱۹۸۰۲. doi: ۱۰. ۱۳۷۱/journal. pone. ۰۱۱۹۸۰۲.
🔹 اما جالب ترین و محکم ترین شواهدی که نشان می دهد توانایی های شناختی محدود به نسل انسان های خردمند خارج شده از آفریقا نیست، کشف نقاشی هایی ۶۵هزارساله در غاری در اسپانیاست؛ نقاشی هایی که بی شک توسط نئاندرتال ها کشیده شده اند؛ زیرا پای انسان خردمند ۲۰ هزار سال بعد از کشیده شدن این نقاشی ها به ایبری رسید.
🖇 Hoffmann، D. L. et al. U-Th dating of carbonate crusts reveals Neandertal origin of Iberian cave art. Science ۳۵۹، ۹۱۲-۹۱۵ (۲۰۱۸)
Marris، Emma. Neanderthal artists made oldest-known cave paintings. Nature News. www. nature. com/articles/
d۴۱۵۸۶-۰۱۸-۰۲۳۵۷-۸.
🔸 عجیب ترین یافته هم که در اوایل سال گذشته منتشر شد، کشف آثار فعالیت انسانی به جز انسان خردمند در آمریکای شمالی است که ۱۳۰ هزار سال قدمت دارد. این یافته نشان می دهد حتی پیش از آنکه انسان خردمند از آفریقا خارج شده باشد، گونه دیگری از انسان (شاید جمعیتی از نئاندرتال ها یا انسان های دنیس آوا که پیش از انسان امروزی در آسیا ساکن بودند) به آمریکای شمالی رفته و در آنجا ماستودون شکار می کرده است.
🖇 Holen، Steven R. et al. A ۱۳۰،۰۰۰-year-old archaeological site in southern California، USA. Nature ۵۴۴، ۴۷۹-۴۸۳ (۲۰۱۷) doi: ۱۰. ۱۰۳۸/nature۲۲۰۶۵.
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
🖇 R. S. Solecki (۱۹۷۵). “Shanidar IV، a Neanderthal Flower Burial in Northern Iraq”. Science. ۱۹۰(۴۲۱۷): ۸۸۰-۸۱.
Bibcode: ۱۹۷۵Sci. . . ۱۹۰. . ۸۸۰S. doi: ۱۰. ۱۱۲۶/science. ۱۹۰. ۴۲۱۷. ۸۸۰.
🔹 اما این فرضیه اکنون مورد تردید قرار دارد. شاهد دیگر از بررسی بقایای پرندگان در ۱۶۹۹ محل باستانی در سراسر اوراسیا به دست آمده که در آن ادعا می شود نئاندرتال ها از پرهای پرندگانی که استخوان هایشان در مجاورت نئاندرتال ها انباشته شده، به عنوان تزیین استفاده می کردند.
🖇 Finlayson، Clive; et al. (۱۷ September ۲۰۱۲). “Birds of a Feather: Neanderthal Exploitation of Raptors and
Corvids”. PLOS One. ۷ (۹): e۴۵۹۲۷. Bibcode: ۲۰۱۲PLoSO. . . ۷۴۵۹۲۷F. doi: ۱۰. ۱۳۷۱/journal. pone. ۰۰۴۵۹۲۷.
🔸 در سال ۲۰۱۲ خراش هایی عمیق در دیواره غاری در جبل الطارق کشف شد و به عنوان هنر نئاندرتال ها تفسیر شد.
🖇 E. Callaway (۲۰۱۴). “Neanderthals made some of
Europe’s oldest art”. Nature News. doi: ۱۰. ۱۰۳۸/nature. ۲۰۱۴. ۱۵۸۰۵.
🔹 دو حلقه استالاگمیتی به عرض چندین متر و سن ۱۷۶ هزار سال در عمق غار برونیکل فرانسه، شاهد دیگری بر فعالیت انتزاعی افکار نئاندرتال هایی است که در اعماقی تاریک و به مدد مشعل هایشان، ساختارهایی بزرگ برای مقاصد آیینی و اجتماعی آفریده اند.
🖇 Jaubert، Jacques; et al. (۲ June ۲۰۱۶) [online ۲۵ May ۲۰۱۶]. “Early Neanderthal Constructions deep in Bruniquel Cave in Southwestern France”. Nature. ۵۳۴ (۷۶۰۵): ۱۱۱-۱۴. Bibcode: ۲۰۱۶Natur. ۵۳۴. . ۱۱۱J. doi: ۱۰. ۱۰۳۸/nature۱۸۲۹۱.
🔸همچنین پنجه های ۱۳۰ هزار ساله عقاب که در کنار بقایای نئاندرتال ها در کراپینای کرواسی کشف شده، نشان می دهد نئاندرتال ها از این پنجه ها به عنوان زینت استفاده می کردند.
🖇 Radovčić، D. ; Sršen، A. O. ; Radovčić، J. ; Frayer، D. W. (۲۰۱۵). “Evidence for Neandertal jewelry: Modified white-tailed eagle claws at Krapina”. PLOS ONE. ۱۰ (۳): e۰۱۱۹۸۰۲. doi: ۱۰. ۱۳۷۱/journal. pone. ۰۱۱۹۸۰۲.
🔹 اما جالب ترین و محکم ترین شواهدی که نشان می دهد توانایی های شناختی محدود به نسل انسان های خردمند خارج شده از آفریقا نیست، کشف نقاشی هایی ۶۵هزارساله در غاری در اسپانیاست؛ نقاشی هایی که بی شک توسط نئاندرتال ها کشیده شده اند؛ زیرا پای انسان خردمند ۲۰ هزار سال بعد از کشیده شدن این نقاشی ها به ایبری رسید.
🖇 Hoffmann، D. L. et al. U-Th dating of carbonate crusts reveals Neandertal origin of Iberian cave art. Science ۳۵۹، ۹۱۲-۹۱۵ (۲۰۱۸)
Marris، Emma. Neanderthal artists made oldest-known cave paintings. Nature News. www. nature. com/articles/
d۴۱۵۸۶-۰۱۸-۰۲۳۵۷-۸.
🔸 عجیب ترین یافته هم که در اوایل سال گذشته منتشر شد، کشف آثار فعالیت انسانی به جز انسان خردمند در آمریکای شمالی است که ۱۳۰ هزار سال قدمت دارد. این یافته نشان می دهد حتی پیش از آنکه انسان خردمند از آفریقا خارج شده باشد، گونه دیگری از انسان (شاید جمعیتی از نئاندرتال ها یا انسان های دنیس آوا که پیش از انسان امروزی در آسیا ساکن بودند) به آمریکای شمالی رفته و در آنجا ماستودون شکار می کرده است.
🖇 Holen، Steven R. et al. A ۱۳۰،۰۰۰-year-old archaeological site in southern California، USA. Nature ۵۴۴، ۴۷۹-۴۸۳ (۲۰۱۷) doi: ۱۰. ۱۰۳۸/nature۲۲۰۶۵.
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution