◀️ چرا میکروبها فرگشت مییابند تا ما رو بُکشند؟
🔹طبیعی است که میلی داشته باشیم فقط از نقطه نظر خودمان به بیماریها فکر کنیم: چه کاری میتوانیم انجام دهیم که خودمان را نجات دهیم و میکروبها را نابود کنیم؟ بگذار این بچههای شیطان را ساکت کنیم؛ گور پدر انگیزهشان! اما در طول زندگی به طورکلی، باید دشمن را شناخت تا بتوان او را شکست داد و این به ویژه در پزشکی صادق است. از این رو موقتاً تعصب انسانی خود را کنار میگذاریم و از منظر میکروبها به موضوع نگاه میکنیم.
🔸به هرحال، میکروبها همانقدر محصولی انتخاب طبیعی هستند که ما انسانها. میکروبها با بیمار کردن ما به شیوه های عجیب وغریب، مانند ایجاد زخم روی اندامهای تناسلی یا اسهال، چه نفع فرگشتی میبرند؟ و چرا میکروب ها فرگشت مییابند که ما را بکشند؟ این موضوع به نظر معما گونه میرسد و نتیجهی معکوس میدهد زیرا میکروبی که میزبان خود را میکشد خود را نیز میکشد.
🔹اساسا، میکروبها مانند سایر انواع دیگر موجودات فرگشت مییابند. فرگشت کارآمدترین شرایط را برای زادوولد افراد انتخاب و به آنها کمک میکند تا در مکانهای مناسب برای زندگی گسترش یابند. گسترش یک میکروب را از لحاظ ریاضی میتوان از تعداد قربانیان جدیدی تعیین کرد که توسط یک بیمار اولیه مبتلا میشوند. این تعداد به این بستگی دارد که هر قربانی تا چه زمان قادر به مبتلا کردن قربانیان جدید است و انتقالی مؤثر میکروب از یک قربانی به قربانی بعدی چگونه بوده است.
🔸میکروبها شیوههای متنوعی را برای گسترش خود از فردی به فرد دیگر، و از حیوانات به انسانها فرگشت بخشیدهاند. میکروبی که بهتر گسترش مییابد، زادوولد بهتری دارد و سرانجام انتخاب طبیعی آن را مطلوب تشخیصی میدهد. بسیاری از «نشانههای» بیماری ما عملاً بیانگر شیوههایی است که در آن چند میکروب باهوش بدن یا رفتار ما را به گونهایی تغییر میدهند تا ما انسانها برای پخش میکروب آمادهی خدمت شویم.
🔹بیدردسرترین روشی که میکروبی میتواند گسترش یابد، این است که فقط منتظر بماند تا به نحو منفعلانهیی به قربانی بعدی انتقال یابد. این استراتژییی است که میکروبها در پیش می گیرند: منتظر میمانند تا یک میزبان توسط میزبان دیگری خورده شود: مثلاً باکتری سالمونلا که با خوردن تخم مرغ یا گوشت آلوده به آن مبتلا میشویم؛ کرم تریشین به این شکل از خوکها به انسان میرسد که منتظر میماند خوکی را بکشیم و آن را بدون پخت مناسب بخوریم؛ و کرمی که عامل بیماری آنی ساکی یوسیز است، هرازگاه علاقهمندان ژاپنی و آمریکایی به غذای سوشی را با خام خوردن این ماهی آلوده میکند.
🔸این انگلها از خوردن حیوانی به انسان انتقال مییابند، اما ویروس عامل بیماری خنده (کورو) در ارتفاعات گینهی نو از فردی که خورده شده به فرد دیگر میرسد. انتقال این ویروس از طریق آدمخواری است: کودکان ارتفاعات این منطقه مرتکب این اشتباه مرگبار میشوند که انگشتان خود را پس از بازی با مغزهای خام میلیسند که مادرانشان تازه از قربانی مردهی کورو جدا و برای پختن آماده میکنند.
🔹برخی از میکروبها منتظر نمیمانند که میزبان قدیمی بمیرد و خورده شود، بلکه در بزاق حشرهیی که میزبان را گزیده سواری مجانی میگیرند و به این طریق به جستوجوی میزبان جدیدی میروند. سواری مجانی ممکن است توسط پشهها، ککها، شپش یا مگس تسهتسه که به ترتیب موجب سرایت مالاریا، طاعون، تیفوس یا بیماری خواب میشوند، انجام شود.
🔸کثیفترین حیله برای انتقالی منفعلانه توسط میکروبهایی تدارک دیده میشوند که از زنی به جنین آن انتقال مییابد و به این طریق نوزادان متولد نشده را مبتلا میکنند مثل میکروبهای عامل سیفلیس، سرخجه و اکنون ایدز. مجازاً باید گفت میکروبهای دیگر اوضاع را در اختیار خود میگیرند.
🔹آنها کالبد یا عادات میزبان خود را به طریقی تغییر میدهند که انتقالی خود را تسریع بخشند. از دیدگاه ما، زخمهای باز روی اندامهای تناسلی که ناشی از بیماریهای مقاربتی مانند سیفلیس هستند، یک بیحرمتی پنهان است. اما از منظر میکروبها، آنها فقط وسائل مفیدی هستند تا به کمک میزبان، میکروبها را به پیکر میزبان جدیدی تلقیح کند.
🔸ضایعات پوستی ناشی از آبله، میکروبها را با تماسی مستقیم یا غیرمستقیم پوست گسترش میدهد. (گاهی بسیار غیرمستقیم، مثلاً سفیدپوستان ایالات متحد که میخواستند سرخپوستان «جنگطلب» را نیست و نابود کنند، پتوهایی را به نشانهی هدیه نزد آنان میفرستادند که پیشتر بیماران مبتلا به آبله از آنها استفاده کرده بودند.)
🔹قویترین استراتژی را میکروبهای آنفلونزا، سرماخوردگی معمولی و سیاهسرفه به کار میگیرند: قربانی را وادار به عطسه یا سرفه میکنند و به این طریق ابری از میکروبها را به سمت میزبان جدیدی میفرستند.
ادامه 👇
🔹طبیعی است که میلی داشته باشیم فقط از نقطه نظر خودمان به بیماریها فکر کنیم: چه کاری میتوانیم انجام دهیم که خودمان را نجات دهیم و میکروبها را نابود کنیم؟ بگذار این بچههای شیطان را ساکت کنیم؛ گور پدر انگیزهشان! اما در طول زندگی به طورکلی، باید دشمن را شناخت تا بتوان او را شکست داد و این به ویژه در پزشکی صادق است. از این رو موقتاً تعصب انسانی خود را کنار میگذاریم و از منظر میکروبها به موضوع نگاه میکنیم.
🔸به هرحال، میکروبها همانقدر محصولی انتخاب طبیعی هستند که ما انسانها. میکروبها با بیمار کردن ما به شیوه های عجیب وغریب، مانند ایجاد زخم روی اندامهای تناسلی یا اسهال، چه نفع فرگشتی میبرند؟ و چرا میکروب ها فرگشت مییابند که ما را بکشند؟ این موضوع به نظر معما گونه میرسد و نتیجهی معکوس میدهد زیرا میکروبی که میزبان خود را میکشد خود را نیز میکشد.
🔹اساسا، میکروبها مانند سایر انواع دیگر موجودات فرگشت مییابند. فرگشت کارآمدترین شرایط را برای زادوولد افراد انتخاب و به آنها کمک میکند تا در مکانهای مناسب برای زندگی گسترش یابند. گسترش یک میکروب را از لحاظ ریاضی میتوان از تعداد قربانیان جدیدی تعیین کرد که توسط یک بیمار اولیه مبتلا میشوند. این تعداد به این بستگی دارد که هر قربانی تا چه زمان قادر به مبتلا کردن قربانیان جدید است و انتقالی مؤثر میکروب از یک قربانی به قربانی بعدی چگونه بوده است.
🔸میکروبها شیوههای متنوعی را برای گسترش خود از فردی به فرد دیگر، و از حیوانات به انسانها فرگشت بخشیدهاند. میکروبی که بهتر گسترش مییابد، زادوولد بهتری دارد و سرانجام انتخاب طبیعی آن را مطلوب تشخیصی میدهد. بسیاری از «نشانههای» بیماری ما عملاً بیانگر شیوههایی است که در آن چند میکروب باهوش بدن یا رفتار ما را به گونهایی تغییر میدهند تا ما انسانها برای پخش میکروب آمادهی خدمت شویم.
🔹بیدردسرترین روشی که میکروبی میتواند گسترش یابد، این است که فقط منتظر بماند تا به نحو منفعلانهیی به قربانی بعدی انتقال یابد. این استراتژییی است که میکروبها در پیش می گیرند: منتظر میمانند تا یک میزبان توسط میزبان دیگری خورده شود: مثلاً باکتری سالمونلا که با خوردن تخم مرغ یا گوشت آلوده به آن مبتلا میشویم؛ کرم تریشین به این شکل از خوکها به انسان میرسد که منتظر میماند خوکی را بکشیم و آن را بدون پخت مناسب بخوریم؛ و کرمی که عامل بیماری آنی ساکی یوسیز است، هرازگاه علاقهمندان ژاپنی و آمریکایی به غذای سوشی را با خام خوردن این ماهی آلوده میکند.
🔸این انگلها از خوردن حیوانی به انسان انتقال مییابند، اما ویروس عامل بیماری خنده (کورو) در ارتفاعات گینهی نو از فردی که خورده شده به فرد دیگر میرسد. انتقال این ویروس از طریق آدمخواری است: کودکان ارتفاعات این منطقه مرتکب این اشتباه مرگبار میشوند که انگشتان خود را پس از بازی با مغزهای خام میلیسند که مادرانشان تازه از قربانی مردهی کورو جدا و برای پختن آماده میکنند.
🔹برخی از میکروبها منتظر نمیمانند که میزبان قدیمی بمیرد و خورده شود، بلکه در بزاق حشرهیی که میزبان را گزیده سواری مجانی میگیرند و به این طریق به جستوجوی میزبان جدیدی میروند. سواری مجانی ممکن است توسط پشهها، ککها، شپش یا مگس تسهتسه که به ترتیب موجب سرایت مالاریا، طاعون، تیفوس یا بیماری خواب میشوند، انجام شود.
🔸کثیفترین حیله برای انتقالی منفعلانه توسط میکروبهایی تدارک دیده میشوند که از زنی به جنین آن انتقال مییابد و به این طریق نوزادان متولد نشده را مبتلا میکنند مثل میکروبهای عامل سیفلیس، سرخجه و اکنون ایدز. مجازاً باید گفت میکروبهای دیگر اوضاع را در اختیار خود میگیرند.
🔹آنها کالبد یا عادات میزبان خود را به طریقی تغییر میدهند که انتقالی خود را تسریع بخشند. از دیدگاه ما، زخمهای باز روی اندامهای تناسلی که ناشی از بیماریهای مقاربتی مانند سیفلیس هستند، یک بیحرمتی پنهان است. اما از منظر میکروبها، آنها فقط وسائل مفیدی هستند تا به کمک میزبان، میکروبها را به پیکر میزبان جدیدی تلقیح کند.
🔸ضایعات پوستی ناشی از آبله، میکروبها را با تماسی مستقیم یا غیرمستقیم پوست گسترش میدهد. (گاهی بسیار غیرمستقیم، مثلاً سفیدپوستان ایالات متحد که میخواستند سرخپوستان «جنگطلب» را نیست و نابود کنند، پتوهایی را به نشانهی هدیه نزد آنان میفرستادند که پیشتر بیماران مبتلا به آبله از آنها استفاده کرده بودند.)
🔹قویترین استراتژی را میکروبهای آنفلونزا، سرماخوردگی معمولی و سیاهسرفه به کار میگیرند: قربانی را وادار به عطسه یا سرفه میکنند و به این طریق ابری از میکروبها را به سمت میزبان جدیدی میفرستند.
ادامه 👇
🔹در واقع میکروب آنفولانزا، فرد بیمار را تبدیل به یک ماشین بیماریزا کرده و از طریق بیمار خود را پخش و منتشر میکند.
🔸به همین نحو، باکتری وبا قربانی خود را به اسهال شدیدی میاندازد تا باکتری را به منابع تامین آب انسانهای سالم (یعنی قربانیان بالقوه جدید) برساند، این در حالی است که ویروس عامل تب خونریزی کرهیی خود را از طریق ادرار موشها منتشر میسازد. در مورد تغییر رفتار میزبان، هیچ چیز با ویروس هاری قابل مقایسه نیست، چرا که نه تنها در بزاق سگ آلوده وارد میشود بلکه سگها را چنان از خودبیخود میکند که دیگران را گاز میگیرد و به این طریق بسیاری از قربانیان جدید را آلوده میکند.
🔹اما در مورد تلاش جسمانی از سوی میکروبها، مقام اولی هنوز در اختیار کرمهایی مانند کرم قلابدار و شیستوسوم است که فعالانه از طریق آب یا از راه خاک، که لارو آنها همراه فضولات قربانی قبلی در آنها دفع شده است، به پوست میزبان راه مییابند و در آن نقب میزنند.
🔸به این ترتیب، از دیدگاه ما، زخمهای اندام تناسلی، اسهال و سرفه «نشانه های بیماری» هستند. از منظر میکروبها، اینها استراتژیهای هوشمندانه تحولی برای انتقال میکروب است. همین است که میکروب علاقهمند است «ما را بیمار کند.»
🔹اما چرا میکروب آشکارا استراتژییی را در پیش میگیرد که نتیجهی معکوس میدهد و میزبان را میکشد؟ از منظر میکروب این امر فقط پیآمد یا عوارض جنبی و ناخواستهی نشانههایی در میزبان است که کار انتقال مؤثر میکروب را پیش برده است! بله، بیمار مبتلا به وبا، که معالجه نشده، شاید سرانجام از اسهالی شدید با سرعت چندین گالن در روز بمیرد.
🔸با این همه، دست کم برای مدتی، تا زمانی که بیمار هنوز زنده است، باکتری وبا از این که به طور گسترده به منابع آب قربانی بعدی انتقال داده میشود و سود میبرد در صورتی که هر قربانی از این طریق بتواند بهطور متوسط بیش از یک قربانی جدید را مبتلا کند، باکتری پخش خواهد شد حتی اگر نخستین میزبان بمیرد.
📚 منبع: کتاب اسلحه، میکروب و فولاد
✍ نویسنده: جرد دایموند
📄 مترجم: حسن مرتضوی
🆔: @iran_evolution
🔸به همین نحو، باکتری وبا قربانی خود را به اسهال شدیدی میاندازد تا باکتری را به منابع تامین آب انسانهای سالم (یعنی قربانیان بالقوه جدید) برساند، این در حالی است که ویروس عامل تب خونریزی کرهیی خود را از طریق ادرار موشها منتشر میسازد. در مورد تغییر رفتار میزبان، هیچ چیز با ویروس هاری قابل مقایسه نیست، چرا که نه تنها در بزاق سگ آلوده وارد میشود بلکه سگها را چنان از خودبیخود میکند که دیگران را گاز میگیرد و به این طریق بسیاری از قربانیان جدید را آلوده میکند.
🔹اما در مورد تلاش جسمانی از سوی میکروبها، مقام اولی هنوز در اختیار کرمهایی مانند کرم قلابدار و شیستوسوم است که فعالانه از طریق آب یا از راه خاک، که لارو آنها همراه فضولات قربانی قبلی در آنها دفع شده است، به پوست میزبان راه مییابند و در آن نقب میزنند.
🔸به این ترتیب، از دیدگاه ما، زخمهای اندام تناسلی، اسهال و سرفه «نشانه های بیماری» هستند. از منظر میکروبها، اینها استراتژیهای هوشمندانه تحولی برای انتقال میکروب است. همین است که میکروب علاقهمند است «ما را بیمار کند.»
🔹اما چرا میکروب آشکارا استراتژییی را در پیش میگیرد که نتیجهی معکوس میدهد و میزبان را میکشد؟ از منظر میکروب این امر فقط پیآمد یا عوارض جنبی و ناخواستهی نشانههایی در میزبان است که کار انتقال مؤثر میکروب را پیش برده است! بله، بیمار مبتلا به وبا، که معالجه نشده، شاید سرانجام از اسهالی شدید با سرعت چندین گالن در روز بمیرد.
🔸با این همه، دست کم برای مدتی، تا زمانی که بیمار هنوز زنده است، باکتری وبا از این که به طور گسترده به منابع آب قربانی بعدی انتقال داده میشود و سود میبرد در صورتی که هر قربانی از این طریق بتواند بهطور متوسط بیش از یک قربانی جدید را مبتلا کند، باکتری پخش خواهد شد حتی اگر نخستین میزبان بمیرد.
📚 منبع: کتاب اسلحه، میکروب و فولاد
✍ نویسنده: جرد دایموند
📄 مترجم: حسن مرتضوی
🆔: @iran_evolution
«من پیشنهاد میکنم ما اول به وضعیت بد سیارهٔ خودمان رسیدگی کنیم قبل از اینکه برای اثبات تکبرمان، تمدنهای به شدت ناقصمان را به سیارههای دیگر ارسال کنیم، حتی اگر این سیارهها کاملاً خالی از سکنه باشند».
پاتریک استوارت
🆔: @iran_evolution
پاتریک استوارت
🆔: @iran_evolution
Forwarded from کانال علمی بیگ بنگ
یک کرم احتمالا جد مشترک همه جانوران زمین است!
دانشمندان که این یافتهها را از روی فسیلی در استرالیا کشف کرده اند میگویند کرم “ایکاریا واریوتیا”نخستین دوسوئه یا ارگانیسم در جهان است که احتمالا نیای بیشتر جانوران از جمله دایناسورها است.
دوسوئیان به همه موجوداتی که به صورت متقارن از دو طرف ساختار بدن خود به شکل صعودی و نزولی برای حرکت استفاده میکنند، گفته میشود. این موجودات ممکن است از هر دو طرف بدن خود برای حرکت رو به جلو (داشتن دو سر) استفاده کنند. زیستشناسان فرگشتی با توجه به ژنتیک حیوانات مدرن پیشبینی میکردند که قدیمیترین جد همه دو سوئیان دارای اندام کوچک و سر راست با ارگانهای حسی ابتدایی بوده است.
دانشمندان با استفاده از یک اسکنر لیزری سه بعدی ساختار این جاندار قدیمی را بررسی کردند. آنها دریافتند این حیوان که در بستر دریا می زیسته است، بین ۲تا۷ میلی متر طول و حدود ۱ تا ۲/۵ میلیمتر عرض داشته و احتمالا به اندازۀ یک دانه برنج بوده است...
جزئیات بیشتر در سایت:
bigbangpage.com/?p=91120
🆔 @big_bangpage
دانشمندان که این یافتهها را از روی فسیلی در استرالیا کشف کرده اند میگویند کرم “ایکاریا واریوتیا”نخستین دوسوئه یا ارگانیسم در جهان است که احتمالا نیای بیشتر جانوران از جمله دایناسورها است.
دوسوئیان به همه موجوداتی که به صورت متقارن از دو طرف ساختار بدن خود به شکل صعودی و نزولی برای حرکت استفاده میکنند، گفته میشود. این موجودات ممکن است از هر دو طرف بدن خود برای حرکت رو به جلو (داشتن دو سر) استفاده کنند. زیستشناسان فرگشتی با توجه به ژنتیک حیوانات مدرن پیشبینی میکردند که قدیمیترین جد همه دو سوئیان دارای اندام کوچک و سر راست با ارگانهای حسی ابتدایی بوده است.
دانشمندان با استفاده از یک اسکنر لیزری سه بعدی ساختار این جاندار قدیمی را بررسی کردند. آنها دریافتند این حیوان که در بستر دریا می زیسته است، بین ۲تا۷ میلی متر طول و حدود ۱ تا ۲/۵ میلیمتر عرض داشته و احتمالا به اندازۀ یک دانه برنج بوده است...
جزئیات بیشتر در سایت:
bigbangpage.com/?p=91120
🆔 @big_bangpage
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔮 این یک کهکشان نیست، فعالیت شگفت انگیز سلول عصبی مغز است که با سرعت ۶۰ فریم بر ثانیه ثبت شده است.
🆔: @iran_evolution
🆔: @iran_evolution
🐒 فکر میکنید حیوانها کثیفند؟
🔸تحقیقی در دانشگاه نورث کارولینا میگوید لانه شامپانزهها از تختخواب انسان تمیزتر است.
🔹شامپانزهها هر روز با برگ تازه برای خودشان رختخواب تمیز درست میکنند.
https://www.nationalgeographic.com/news/2018/05/chimpanzee-animals-beds-health/
🆔: @iran_evolution
🔸تحقیقی در دانشگاه نورث کارولینا میگوید لانه شامپانزهها از تختخواب انسان تمیزتر است.
🔹شامپانزهها هر روز با برگ تازه برای خودشان رختخواب تمیز درست میکنند.
https://www.nationalgeographic.com/news/2018/05/chimpanzee-animals-beds-health/
🆔: @iran_evolution
🔴 ریش مردان بیشتر از موی سگ حاوی میکروب است
🔹پژوهشگران کلینیک «هیرس لاندن» در سوئیس با بررسی میزان باکتری در ریش ۱۸ مرد و موی ۳۰ سگ به این نتیجه رسیدند که ریش مردان باکتری بیشتری دارد.
🔸آنها این آزمایش را از طریق پویشگر ام آر آی انجام دادند و میزان آلودگی در پویشگری که توسط انسان و سگ استفاده شده را با آلودگی در دستگاهی که تنها توسط انسان استفاده شده مقایسه کرده اند.
🔹نتیجه آزمایش نشان داد تمامی مردان ریش دار حاوی میزان بالایی میکروب بودند، در حالی که تنها ۲۳ سگ از ۳۰ سگ آزمایش شده دارای باکتری بودند. حتی، میزان میکروب در ریش هفت تن از مردان به قدری بالا بود که احتمال داشت به بیماری فرد منجر شوند.
🔸پویشگری که تنها توسط انسان استفاده شده بود نیز میزان آلودگی بالاتری نسبت به پویشگری که سگ و انسان در آن آزمایش شده بودند داشت.
پژوهشگران پس از انجام این آزمایش به این نتیجه رسیدند که میزان باکتری موجود در ریش مردان به مراتب بیشتر از میزان میکروب در همان اندازه موی سگ هاست و این میکروب ها اغلب برای انسان بیماری زا است.
🔹آنها می گویند در آینده این آزمایش را با موی سر زنان تکرار می کنند، اما گمان می کنند به نتیجه ای مشابه دست پیدا کنند.
https://www.livescience.com/65293-beards-are-super-germy.html
🆔: @iran_evolution
🔹پژوهشگران کلینیک «هیرس لاندن» در سوئیس با بررسی میزان باکتری در ریش ۱۸ مرد و موی ۳۰ سگ به این نتیجه رسیدند که ریش مردان باکتری بیشتری دارد.
🔸آنها این آزمایش را از طریق پویشگر ام آر آی انجام دادند و میزان آلودگی در پویشگری که توسط انسان و سگ استفاده شده را با آلودگی در دستگاهی که تنها توسط انسان استفاده شده مقایسه کرده اند.
🔹نتیجه آزمایش نشان داد تمامی مردان ریش دار حاوی میزان بالایی میکروب بودند، در حالی که تنها ۲۳ سگ از ۳۰ سگ آزمایش شده دارای باکتری بودند. حتی، میزان میکروب در ریش هفت تن از مردان به قدری بالا بود که احتمال داشت به بیماری فرد منجر شوند.
🔸پویشگری که تنها توسط انسان استفاده شده بود نیز میزان آلودگی بالاتری نسبت به پویشگری که سگ و انسان در آن آزمایش شده بودند داشت.
پژوهشگران پس از انجام این آزمایش به این نتیجه رسیدند که میزان باکتری موجود در ریش مردان به مراتب بیشتر از میزان میکروب در همان اندازه موی سگ هاست و این میکروب ها اغلب برای انسان بیماری زا است.
🔹آنها می گویند در آینده این آزمایش را با موی سر زنان تکرار می کنند، اما گمان می کنند به نتیجه ای مشابه دست پیدا کنند.
https://www.livescience.com/65293-beards-are-super-germy.html
🆔: @iran_evolution
Live Science
Men's Beards Contain More Harmful Bacteria Than Dogs' Fur, Small Study Suggests
A small European study has found that the average man's beard is more replete with human-pathogenic bacteria than the dirtiest part of a dog's fur.
Forwarded from كاوه مدنى | Kaveh Madani
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در #روز_زمین یادمان باشد که این انسان ها هستند که برای بقا به زمین نیازمندند. زمین بدون ما هم می تواند به حیات خود ادامه دهد.
🌏 @KavehMadani
🌏 @KavehMadani
✅ نئاندرتالها خلاق بودهاند
📃منبع: روزنامه جامجم
📝 مترجم: آتنا حسنآبادی
🔹 مطالعات انجام شده توسط باستانشناسان دانشگاه لستر انگلیس نشان میدهد نئاندرتالها آنچنان که تصور میشده کندذهن و کودن نبودهاند.
🔸دکتر تری هاپکینسون، مدرس دانشکده باستانشناسی و تاریخ باستانی دانشگاه لستر میگوید: انسانهای نئاندرتال از تصویر کلیشهای که در ذهن همه ما هست فاصله زیادی داشته و نه تنها کودن نبوده بلکه انسانهای خلاق و نوآوری بودهاند.
🔹نئاندرتالها گونه خواهری انسانهای هوشمند یا همان گونه انسانهای امروزی بوده که در اروپا و اواسط دوره پالئولیتیک یا همان دوره پارینه سنگی که حدود ۳۰۰ هزار سال قبل آغاز شد، میزیستهاند.
🔸انسان نئاندرتالبسیاری بر این باورند که در این دوران به لحاظ فرهنگی و تکاملی شاهد رویداد قابل توجه و خاصی نبودهایم. در حال حاضر دکتر هاپکینسون این موضوع را به چالش کشیده و نشان داده این موضوع با یافتههای باستانشناسی او تناسب و تطابق چندانی ندارد.
🔹او معتقد است نئاندرتالهای اولیه، فناوریهای تولید ابزارهای سنگی جدید را ابداع کرده و پس از آن هم با چالشهای زیست محیطی که باعث از بین رفتن اجداد آنها یعنی انسان هایدلبرگی شد، مواجه بودهاند. تمرکز نظریههای متعارف کنونی بیشتر روی نوآوریهای ابزارهای پس از آن دوره، یعنی حدود ۴۰ هزار سال پیش است که
در نهایت به دورهای رسید که انسانهای مدرن امروزی جایگزین نئاندرتالها شدند.
🔸در رابطه با این موضوع که ذهن انسانهای مدرن امروزی همانند سوئیچی بود که حدود ۵۰ هزار سال قبل در آفریقا فعال شد، اتفاق نظر وجود دارد. بسیاری از صفات مدرن امروزی مانند استفاده از سنگ آسیاب یا بازی شکار بزرگ حدود ۳۰۰ هزار سال قبل در آفریقا شروع شد.
🔹این امر در اروپا و در مورد نئاندرتالها هم اتفاق افتاد و تجمع تدریجی فناوری کمکم آغاز شد. نئاندرتالها نهتنها فناوریهای قدیمی ابزار سنگی برای ایجاد روشهای جدید استفاده از ابزار را به شکلی خلاقانه با هم ترکیب کردند، بلکه از غرب اروپا به نواحی مرکزی و شرقی اروپا، مکانی که اجداد آنها قادر به سکونت در آنجا نبودند، مهاجرت کردند.
🔸گسترش نئاندرتالها به سمت شرق اروپا نشان میدهد آنها قادر به کنترل زندگی خود و زمینهای تحت تملکشان در محیطی بشدت فصلی بودهاند.
🔹تاکنون تصور عمومی بر این بود که نئاندرتالها فاقد قدرت نوآوری و خلاقیت که معمولا به انسانهای اندیشهورز امروزی نسبت داده میشود، بودهاند. با توجه به شواهدی که مبنی بر خلاقیت نئاندرتالها کشف شده بسیار سخت است آنها را از مفهوم بشریت مستثنا کرد و به دور دانست.
🆔: @iran_evolution
📃منبع: روزنامه جامجم
📝 مترجم: آتنا حسنآبادی
🔹 مطالعات انجام شده توسط باستانشناسان دانشگاه لستر انگلیس نشان میدهد نئاندرتالها آنچنان که تصور میشده کندذهن و کودن نبودهاند.
🔸دکتر تری هاپکینسون، مدرس دانشکده باستانشناسی و تاریخ باستانی دانشگاه لستر میگوید: انسانهای نئاندرتال از تصویر کلیشهای که در ذهن همه ما هست فاصله زیادی داشته و نه تنها کودن نبوده بلکه انسانهای خلاق و نوآوری بودهاند.
🔹نئاندرتالها گونه خواهری انسانهای هوشمند یا همان گونه انسانهای امروزی بوده که در اروپا و اواسط دوره پالئولیتیک یا همان دوره پارینه سنگی که حدود ۳۰۰ هزار سال قبل آغاز شد، میزیستهاند.
🔸انسان نئاندرتالبسیاری بر این باورند که در این دوران به لحاظ فرهنگی و تکاملی شاهد رویداد قابل توجه و خاصی نبودهایم. در حال حاضر دکتر هاپکینسون این موضوع را به چالش کشیده و نشان داده این موضوع با یافتههای باستانشناسی او تناسب و تطابق چندانی ندارد.
🔹او معتقد است نئاندرتالهای اولیه، فناوریهای تولید ابزارهای سنگی جدید را ابداع کرده و پس از آن هم با چالشهای زیست محیطی که باعث از بین رفتن اجداد آنها یعنی انسان هایدلبرگی شد، مواجه بودهاند. تمرکز نظریههای متعارف کنونی بیشتر روی نوآوریهای ابزارهای پس از آن دوره، یعنی حدود ۴۰ هزار سال پیش است که
در نهایت به دورهای رسید که انسانهای مدرن امروزی جایگزین نئاندرتالها شدند.
🔸در رابطه با این موضوع که ذهن انسانهای مدرن امروزی همانند سوئیچی بود که حدود ۵۰ هزار سال قبل در آفریقا فعال شد، اتفاق نظر وجود دارد. بسیاری از صفات مدرن امروزی مانند استفاده از سنگ آسیاب یا بازی شکار بزرگ حدود ۳۰۰ هزار سال قبل در آفریقا شروع شد.
🔹این امر در اروپا و در مورد نئاندرتالها هم اتفاق افتاد و تجمع تدریجی فناوری کمکم آغاز شد. نئاندرتالها نهتنها فناوریهای قدیمی ابزار سنگی برای ایجاد روشهای جدید استفاده از ابزار را به شکلی خلاقانه با هم ترکیب کردند، بلکه از غرب اروپا به نواحی مرکزی و شرقی اروپا، مکانی که اجداد آنها قادر به سکونت در آنجا نبودند، مهاجرت کردند.
🔸گسترش نئاندرتالها به سمت شرق اروپا نشان میدهد آنها قادر به کنترل زندگی خود و زمینهای تحت تملکشان در محیطی بشدت فصلی بودهاند.
🔹تاکنون تصور عمومی بر این بود که نئاندرتالها فاقد قدرت نوآوری و خلاقیت که معمولا به انسانهای اندیشهورز امروزی نسبت داده میشود، بودهاند. با توجه به شواهدی که مبنی بر خلاقیت نئاندرتالها کشف شده بسیار سخت است آنها را از مفهوم بشریت مستثنا کرد و به دور دانست.
🆔: @iran_evolution
#سوال
اول مرغ بوده یا تخممرغ؟
#پاسخ
این سوال غلط است . زیرا پاسخ دهنده را در بین دو انتخاب که هیچکدام درست نیستند قرار میدهد در حالی که سناریوهای دیگری برای پاسخ وجود دارد.
دراثر جابجائی ژنی بتدریج تخم گذاری هم درطول۳۵۰ ملیون سال ایجاد شد. دایناسورها هم تخمگذار بودند و پرندگان فرگشت یافته دایناسورها هستند.
اول دایناسورهایی فرگشت یافتند که تخم گذاری هم میکردند و بعد پرندگان از آنها منشعب شدند.
با تشکر از فرازتد
🆔: @iran_evolution
اول مرغ بوده یا تخممرغ؟
#پاسخ
این سوال غلط است . زیرا پاسخ دهنده را در بین دو انتخاب که هیچکدام درست نیستند قرار میدهد در حالی که سناریوهای دیگری برای پاسخ وجود دارد.
دراثر جابجائی ژنی بتدریج تخم گذاری هم درطول۳۵۰ ملیون سال ایجاد شد. دایناسورها هم تخمگذار بودند و پرندگان فرگشت یافته دایناسورها هستند.
اول دایناسورهایی فرگشت یافتند که تخم گذاری هم میکردند و بعد پرندگان از آنها منشعب شدند.
با تشکر از فرازتد
🆔: @iran_evolution
Forwarded from دانش، آگاهی
جناب دکتر حسام نوذری اخیرا و البته در دفعات متعدد در گفتگو های صوتی خود فرموده اند که رفتار های انسان ارتباطی به سیستم ژنتیک ندارد و به جای آن رفتارهای انسان را اینگونه تببین فرموده اند:
رفتارهای ما یک پیکر آسمانی هستند(1:04)
توانایی های انسان یک پیکر آسمانی هستند (5:17)
انعطاف پذیری در مغز به ایمجاناسیون (تصویر سازی) حیات داده و انسان به یک مقام خاص رسیده (5:56)
(زمان های صوت مشخص شده)
برای یک نمونه ساده از نقش سیستم ژنتیک در رفتار، به هورمون بسیار معروف اکسیتوسین اشاره می کنم.
اکسیتوسین (به انگلیسی: Oxytocin) یک هورمون است که در هیپوتالاموس تولید می شود و در رفتارهای اجتماعی و غیر اجتماعی بسیار زیادی تاثیر دارد. اکسیتوسین یکی از نمونه های بدیهی نقش یک ساختار مولکولی در رفتارهای انسان و پستانداران است. مقالات فراوانی در این مورد وجود دارد و جزء بدیهیات این حوزه محسوب میشود
https://scholar.google.co.uk/scholar?q=Oxytocin+and+behavior&hl=en&as_sdt=0&as_vis=1&oi=scholart
بدیهی است که نقشه تولید و کنترل این هورمون مانند سایر اجزاء بدن در سیستم ژنتیک نهفته است اما برای اینکه بیشتر به اشتباهات دکتر حسام نوذری پی ببرید کافیست نقش بیان ژن های مختلف را در شبکه مسیرهای اکسیتوسین در مغز انسان ببینید مقاله ای که در سال 2019 در نشریه نیچر منتشر شده است
یک مطالعه بسیار ساده بین این مطالب، نشان می دهد که نحوه بیان یک ژن و در حالت کلی ساختار ژنتیکی به عنوان دستورالعمل سازنده همه اجزاء بدن چگونه میتواند تاثیر مستقیم در رفتارها داشته باشد.
نقش این هورمون و تاثیر بیان ژن بر آن تنها یک نمونه بسیار معروف و شاخص برای رد این ادعای غلط بود.
https://bit.ly/35OtnwE
https://www.nature.com/articles/s41467-019-08503-8
@daneshagahi
رفتارهای ما یک پیکر آسمانی هستند(1:04)
توانایی های انسان یک پیکر آسمانی هستند (5:17)
انعطاف پذیری در مغز به ایمجاناسیون (تصویر سازی) حیات داده و انسان به یک مقام خاص رسیده (5:56)
(زمان های صوت مشخص شده)
برای یک نمونه ساده از نقش سیستم ژنتیک در رفتار، به هورمون بسیار معروف اکسیتوسین اشاره می کنم.
اکسیتوسین (به انگلیسی: Oxytocin) یک هورمون است که در هیپوتالاموس تولید می شود و در رفتارهای اجتماعی و غیر اجتماعی بسیار زیادی تاثیر دارد. اکسیتوسین یکی از نمونه های بدیهی نقش یک ساختار مولکولی در رفتارهای انسان و پستانداران است. مقالات فراوانی در این مورد وجود دارد و جزء بدیهیات این حوزه محسوب میشود
https://scholar.google.co.uk/scholar?q=Oxytocin+and+behavior&hl=en&as_sdt=0&as_vis=1&oi=scholart
بدیهی است که نقشه تولید و کنترل این هورمون مانند سایر اجزاء بدن در سیستم ژنتیک نهفته است اما برای اینکه بیشتر به اشتباهات دکتر حسام نوذری پی ببرید کافیست نقش بیان ژن های مختلف را در شبکه مسیرهای اکسیتوسین در مغز انسان ببینید مقاله ای که در سال 2019 در نشریه نیچر منتشر شده است
یک مطالعه بسیار ساده بین این مطالب، نشان می دهد که نحوه بیان یک ژن و در حالت کلی ساختار ژنتیکی به عنوان دستورالعمل سازنده همه اجزاء بدن چگونه میتواند تاثیر مستقیم در رفتارها داشته باشد.
نقش این هورمون و تاثیر بیان ژن بر آن تنها یک نمونه بسیار معروف و شاخص برای رد این ادعای غلط بود.
https://bit.ly/35OtnwE
https://www.nature.com/articles/s41467-019-08503-8
@daneshagahi
Forwarded from دانش، آگاهی
«راز کارآیی مغز، اندازه و وزن آن نیست، آموزش و پرورش آن است و گستره و فرهنگی که در آن به سر می برد.
مَنیشار(پرفسور) نوذری»
باتوجه به اینکه پروفسور نوذری فرمودهاند که راز کارایی مغز، اندازه و وزن آن نیست پس چرا
ناسا نتوانسته است موش فضانورد آموزش بدهد و یا متخصص هدایت فضاپیما پرورش دهد؟
چرا انواع موشها در کنار انسانها مورد تعلیم و تربیت قرار نمیگیرند تا فرهنگ درست زیستن را بیاموزند و منجر به انتشار بیماریها نشوند؟ مگر غیر از آن است که آنها هم حدود ۲ گرم مغز و حدود ۱۹۰ میلیون نورون دارند.
"مسئولیت مطلب نقل شده با ادمین گروه ایشان است"
مَنیشار(پرفسور) نوذری»
باتوجه به اینکه پروفسور نوذری فرمودهاند که راز کارایی مغز، اندازه و وزن آن نیست پس چرا
ناسا نتوانسته است موش فضانورد آموزش بدهد و یا متخصص هدایت فضاپیما پرورش دهد؟
چرا انواع موشها در کنار انسانها مورد تعلیم و تربیت قرار نمیگیرند تا فرهنگ درست زیستن را بیاموزند و منجر به انتشار بیماریها نشوند؟ مگر غیر از آن است که آنها هم حدود ۲ گرم مغز و حدود ۱۹۰ میلیون نورون دارند.
"مسئولیت مطلب نقل شده با ادمین گروه ایشان است"
❗️برخلاف گفته ها: داروین ترسی نداشت
✅ یک بررسی تاریخی می گوید این تصور که چارلز داروین انتشار کتاب “سرمنشا گونه ها” را به خاطر ترس از تمسخر برای ۲۰ سال عقب انداخت افسانه ای بیش نیست.
🔹یک مورخ اهل کمبریج که به نوشته های داروین دسترسی دارد می گوید مطلقا هیچ نوع شاهدی وجود ندارد که نشان دهد این طبیعی دان انگلیسی نظریه فرگشت را برای سال های طولانی مخفی نگاه داشت.
🔸دکتر جان ون وای می گوید اشتغال شدید داروین به نگارش سایر آثارش و به علاوه بیماری های گهگاهی مانع از آماده شدن کتابش می شد.
🔹 تحلیل های او از وقایع آن زمان در نشریه “انجمن سلطنتی” چاپ شده است.
🔸 وی به سایت خبری بی بی سی گفت: “اگر نامه های او را از ‘سال های شکاف’، چنانکه من آن دوره را می نامم، بخوانید در آن خطاب به دوستان و اقوامش اشارات زیادی به اینکه قصد دارد با نظریه اش چه کار کند دارد – و آن این است که او قصد داشته کتاب را پس از اتمام کارهای دیگرش به چاپ برساند.”
🔹وی افزود: “مشکل این است که این ‘کارهای دیگر’ خیلی بیش از انتظار او طول کشید.”
🔸 کار دیگر مورد بحث از جمله شامل ثبت اوصاف دقیق حیوانات، گیاهان و صخره هایی بود که او در سفر سرنوشت ساز خود به جزایر گالاپاگوس با کشتی “اچ ام اس بیگل” انجام داد.
🔹کتاب پرنفوذ و اثرگذار چارلز داروین به نام “در باب سرمنشا گونه ها به شیوه انتخاب طبیعی” ابتدا در سال ۱۸۵۹ منتشر شد. وی در صفحات آغازین آن به این موضوع اشاره می کند که ایده های محوری نظریه در سال ۱۸۳۷ به ذهن او خطور کرد.
🔸 تاکنون توضیحات متفاوتی درباره اینکه چرا انتشار آن ایده ها ۲۲ سال طول کشید ارائه شده است.
🔹برخی می گویند که داروین انتشار کتاب را پشت گوش می انداخت چون نگران تحقیر آن از سوی جامعه علمی بود، سایرین بر این نظرند که او نگران بود از سوی کلیسا سرکوب شود و عده ای نیز حتی می گویند که احتمال دارد ایده های داروین همسر مذهبی اش را به خشم می آورد یا اینکه اصولا منعکس کننده یک نوع پریشانی عمیق روحی بوده است.
🔸اما دکتر ون وای از دانشگاه کمبریج از موقعیت خاصی برای داوری در مورد انگیزه های واقعی داروین برخوردار است.
🔹وی عمر حرفه ای خود را صرف مطالعه داروین کرده و شمار عظیمی از یادداشت ها، خاطرات و سایر اسناد داروین را برای یک کتابخانه اینترنتی جمع آوری کرده است.
🔸دکتر ون وای می گوید معاینه دقیق این متون نشان می دهد که عزم داروین برای انتشار کتاب هرگز خللی نپذیرفت.
🔹وی می گوید: “داروین آگاه بود که نظریه هایش مورد استهزاء قرار خواهد گرفت اما این به آن معنی نیست که او از بیان اعتقاداتش بیم داشت.”
🔸 “پروژه او بسیار بلندپروازانه و دارای ابعادی عظیم بود و او برای جمع آوری شواهد به زمان نیاز داشت. اما او همچنین درگیر پروژه های دیگر بود – کارهای مربوط به سفر با بیگل، سایر مطالعاتش – و همین موضوع باعث تاخیر زیادی شد تا اینکه کار بر نظریه گونه ها را آغاز کرد.”
🔹نظریه فرگشت داروین که می گوید گونه ها در طول نسل ها از طریق انتخاب طبیعی خصوصیات مطلوب، تحول پیدا می کنند به یکی از ارکان اساسی علم زیست شناسی بدل شده و بر رشته های دیگر علمی نیز اثر گذاشته است.
↩️ برگرفته از بی بی سی
🆔: @iran_evolution
✅ یک بررسی تاریخی می گوید این تصور که چارلز داروین انتشار کتاب “سرمنشا گونه ها” را به خاطر ترس از تمسخر برای ۲۰ سال عقب انداخت افسانه ای بیش نیست.
🔹یک مورخ اهل کمبریج که به نوشته های داروین دسترسی دارد می گوید مطلقا هیچ نوع شاهدی وجود ندارد که نشان دهد این طبیعی دان انگلیسی نظریه فرگشت را برای سال های طولانی مخفی نگاه داشت.
🔸دکتر جان ون وای می گوید اشتغال شدید داروین به نگارش سایر آثارش و به علاوه بیماری های گهگاهی مانع از آماده شدن کتابش می شد.
🔹 تحلیل های او از وقایع آن زمان در نشریه “انجمن سلطنتی” چاپ شده است.
🔸 وی به سایت خبری بی بی سی گفت: “اگر نامه های او را از ‘سال های شکاف’، چنانکه من آن دوره را می نامم، بخوانید در آن خطاب به دوستان و اقوامش اشارات زیادی به اینکه قصد دارد با نظریه اش چه کار کند دارد – و آن این است که او قصد داشته کتاب را پس از اتمام کارهای دیگرش به چاپ برساند.”
🔹وی افزود: “مشکل این است که این ‘کارهای دیگر’ خیلی بیش از انتظار او طول کشید.”
🔸 کار دیگر مورد بحث از جمله شامل ثبت اوصاف دقیق حیوانات، گیاهان و صخره هایی بود که او در سفر سرنوشت ساز خود به جزایر گالاپاگوس با کشتی “اچ ام اس بیگل” انجام داد.
🔹کتاب پرنفوذ و اثرگذار چارلز داروین به نام “در باب سرمنشا گونه ها به شیوه انتخاب طبیعی” ابتدا در سال ۱۸۵۹ منتشر شد. وی در صفحات آغازین آن به این موضوع اشاره می کند که ایده های محوری نظریه در سال ۱۸۳۷ به ذهن او خطور کرد.
🔸 تاکنون توضیحات متفاوتی درباره اینکه چرا انتشار آن ایده ها ۲۲ سال طول کشید ارائه شده است.
🔹برخی می گویند که داروین انتشار کتاب را پشت گوش می انداخت چون نگران تحقیر آن از سوی جامعه علمی بود، سایرین بر این نظرند که او نگران بود از سوی کلیسا سرکوب شود و عده ای نیز حتی می گویند که احتمال دارد ایده های داروین همسر مذهبی اش را به خشم می آورد یا اینکه اصولا منعکس کننده یک نوع پریشانی عمیق روحی بوده است.
🔸اما دکتر ون وای از دانشگاه کمبریج از موقعیت خاصی برای داوری در مورد انگیزه های واقعی داروین برخوردار است.
🔹وی عمر حرفه ای خود را صرف مطالعه داروین کرده و شمار عظیمی از یادداشت ها، خاطرات و سایر اسناد داروین را برای یک کتابخانه اینترنتی جمع آوری کرده است.
🔸دکتر ون وای می گوید معاینه دقیق این متون نشان می دهد که عزم داروین برای انتشار کتاب هرگز خللی نپذیرفت.
🔹وی می گوید: “داروین آگاه بود که نظریه هایش مورد استهزاء قرار خواهد گرفت اما این به آن معنی نیست که او از بیان اعتقاداتش بیم داشت.”
🔸 “پروژه او بسیار بلندپروازانه و دارای ابعادی عظیم بود و او برای جمع آوری شواهد به زمان نیاز داشت. اما او همچنین درگیر پروژه های دیگر بود – کارهای مربوط به سفر با بیگل، سایر مطالعاتش – و همین موضوع باعث تاخیر زیادی شد تا اینکه کار بر نظریه گونه ها را آغاز کرد.”
🔹نظریه فرگشت داروین که می گوید گونه ها در طول نسل ها از طریق انتخاب طبیعی خصوصیات مطلوب، تحول پیدا می کنند به یکی از ارکان اساسی علم زیست شناسی بدل شده و بر رشته های دیگر علمی نیز اثر گذاشته است.
↩️ برگرفته از بی بی سی
🆔: @iran_evolution
کشف آثار جدیدی در مورد همزيستی انسان نوین و نئاندرتالها در اروپا
🔸کشف باقیمانده آثار انسانی در غاری در نواحی مرکزی بلغارستان نشان میدهد که گونه انسان خردمند (هومو ساپینس، انسان نوین) در اروپا مدتی طولانی با گونه نئاندرتال در تماس بوده است.
🔹این کشفیات در عین حال سرنخهای جدیدی در مورد دلایل انقراض نئاندرتالها ارائه میکند.
🔸دانشمندان از مدتها پیش کشف کرده بودند که قبل از انقراض نسل نئاندرتالها، انسان نوین در آسیا و اروپا حضور داشته و با این گونه دیگر در تماس بودهاست. ولی در مورد مدت همزمانی این دو گونه انسانی و پیامدهای آن اختلاف نظر وجود دارد.
◀️ توضیحات بیشتر:
https://www.radiofarda.com/a/science/30609059.html
🆔: @iran_evolution
🔸کشف باقیمانده آثار انسانی در غاری در نواحی مرکزی بلغارستان نشان میدهد که گونه انسان خردمند (هومو ساپینس، انسان نوین) در اروپا مدتی طولانی با گونه نئاندرتال در تماس بوده است.
🔹این کشفیات در عین حال سرنخهای جدیدی در مورد دلایل انقراض نئاندرتالها ارائه میکند.
🔸دانشمندان از مدتها پیش کشف کرده بودند که قبل از انقراض نسل نئاندرتالها، انسان نوین در آسیا و اروپا حضور داشته و با این گونه دیگر در تماس بودهاست. ولی در مورد مدت همزمانی این دو گونه انسانی و پیامدهای آن اختلاف نظر وجود دارد.
◀️ توضیحات بیشتر:
https://www.radiofarda.com/a/science/30609059.html
🆔: @iran_evolution
رادیو فردا
کشف جدید در مورد همزيستی انسان نوین و نئاندرتالها
کشف باقیمانده آثار انسانی در غاری در نواحی مرکزی بلغارستان نشان میدهد که گونه انسان خردمند (هومو ساپینس، انسان نوین) در اروپا مدتی طولانی با گونه نئاندرتال در تماس بوده است.
Forwarded from پارینه/پالئوگرام (Erfan Khosravi)
بازی جعل و جهل
دوباره بهار آمد؛ مردم جانوری دیدند که برایشان عجیب بوده، پس شاهد گزارشهای ابلهانهای هستیم که یک سرش به بیسوادانی موسوم به «مدیر اداره فلان» میرسد و سر دیگرش به هالوهایی موسوم به «روزنامهنگار [مدعی علم، اما در حقیقت یاوه]» که مثل بز اخفش هرچه ژاژ است، نشخوار میکنند.
چرا این خبر مهمل است؟
۱ - خرچنگ نعل اسبی (که اصلا خرچنگ نیست، بلکه خویشاوند عنکبوتهاست) در آبهای شور و لبشور سواحل اقیانوسهای هند و آرام و آتلانتیک زندگی میکند. نه بعد مسافت اجازه میدهد، نه شرایط بومشناختی که این جانور دریایی سر از آبگیرهای رشتخوار خراسان درآورد.
۲ - زیستشناسی تولیدمثل خرچنگ نعلاسبی هیچ وابستگی به باران ندارد. خرچنگ نعلاسبی از دریا به ساحل میآید، در شنهای مرطوب مجاور آب تخمریزی میکند و تخمها فارغ از شرایط بارش، تفریخ میشوند و بچهها به دریا میروند؛ تقریبا شبیه لاکپشتهای دریایی.
۳ - جانوری که این ایام در سعدآباد رشتخوار (و بسیاری نواحی دیگر) دیده میشود، میگوی بچهقورباغهای است، سختپوستی ساکن آب شیرین که خویشاوندی نزدیکی با پریمیگوهای دریاچه ارومیه دارد.
۴ - میگوی بچهقورباغهای ربطی به خرچنگ نعلاسبی ندارد، جز شباهتهای بسیار سطحی و هالوپسند.
۵ - ولع مدیران فلان اداره برای مهم جلوهدادن کار و تخصص و جایگاه خود قابل درک است؛ شهوت خبرنویسان بیلیاقت و نادان نیز؛ حتی بقای توأمان جهل و جعل نیز بدیهی است؛ اما جعل این اخبار و تصاویر نه کسی را مهم میکند، نه سربلند؛ همانطور که #مستعان نکرد.
۶ - نادانهایی که دست به دست هم دادند و این خبر را جعل و منتشر کردند، اگر جستجوی سادهای میکردند، به راحتی توضیحات دقیق و واضحی به زبان فارسی درباره ماهیت این موجود و تفاوت آن با خرچنگ نعلاسبی پیدا میکردند؛ اما از همین اندک هم عاجزند.
۷ - این خبر هزارمین مشت نمونه خروار بیلیاقتی انباشتهشده در این کشور است؛ مملکتی که به شیوه تیولداری اداره میشود و سفرهاش نصیب سفلگان است.
۸ - اگر میخواهید بدانید موجودی که امسال و پارسال و سالهای قبل در فصل بهار زاده میشود و باعث وحشت مردم و سورچرانی خبری مسئولین میشود، نام میگوی بچهقورباغهای را جستجو کنید.
۹ - لُب کلام؛ این موجود:
الف: از ماقبل تاریخ نیامده،
ب: خرچنگ نعل اسبی یا تریلوبیت نیست،
ج: از دوره دایناسورها بیتغییر نمانده،
د: سود و زیان خاصی ندارد،
ه: قدیمیترین جانور زمین نیست (درواقع قدمت همه جانداران زمین یک اندازه است)،
و: تعبیر فسیل زنده تعبیری دقیق و علمی نیست.
دوباره بهار آمد؛ مردم جانوری دیدند که برایشان عجیب بوده، پس شاهد گزارشهای ابلهانهای هستیم که یک سرش به بیسوادانی موسوم به «مدیر اداره فلان» میرسد و سر دیگرش به هالوهایی موسوم به «روزنامهنگار [مدعی علم، اما در حقیقت یاوه]» که مثل بز اخفش هرچه ژاژ است، نشخوار میکنند.
چرا این خبر مهمل است؟
۱ - خرچنگ نعل اسبی (که اصلا خرچنگ نیست، بلکه خویشاوند عنکبوتهاست) در آبهای شور و لبشور سواحل اقیانوسهای هند و آرام و آتلانتیک زندگی میکند. نه بعد مسافت اجازه میدهد، نه شرایط بومشناختی که این جانور دریایی سر از آبگیرهای رشتخوار خراسان درآورد.
۲ - زیستشناسی تولیدمثل خرچنگ نعلاسبی هیچ وابستگی به باران ندارد. خرچنگ نعلاسبی از دریا به ساحل میآید، در شنهای مرطوب مجاور آب تخمریزی میکند و تخمها فارغ از شرایط بارش، تفریخ میشوند و بچهها به دریا میروند؛ تقریبا شبیه لاکپشتهای دریایی.
۳ - جانوری که این ایام در سعدآباد رشتخوار (و بسیاری نواحی دیگر) دیده میشود، میگوی بچهقورباغهای است، سختپوستی ساکن آب شیرین که خویشاوندی نزدیکی با پریمیگوهای دریاچه ارومیه دارد.
۴ - میگوی بچهقورباغهای ربطی به خرچنگ نعلاسبی ندارد، جز شباهتهای بسیار سطحی و هالوپسند.
۵ - ولع مدیران فلان اداره برای مهم جلوهدادن کار و تخصص و جایگاه خود قابل درک است؛ شهوت خبرنویسان بیلیاقت و نادان نیز؛ حتی بقای توأمان جهل و جعل نیز بدیهی است؛ اما جعل این اخبار و تصاویر نه کسی را مهم میکند، نه سربلند؛ همانطور که #مستعان نکرد.
۶ - نادانهایی که دست به دست هم دادند و این خبر را جعل و منتشر کردند، اگر جستجوی سادهای میکردند، به راحتی توضیحات دقیق و واضحی به زبان فارسی درباره ماهیت این موجود و تفاوت آن با خرچنگ نعلاسبی پیدا میکردند؛ اما از همین اندک هم عاجزند.
۷ - این خبر هزارمین مشت نمونه خروار بیلیاقتی انباشتهشده در این کشور است؛ مملکتی که به شیوه تیولداری اداره میشود و سفرهاش نصیب سفلگان است.
۸ - اگر میخواهید بدانید موجودی که امسال و پارسال و سالهای قبل در فصل بهار زاده میشود و باعث وحشت مردم و سورچرانی خبری مسئولین میشود، نام میگوی بچهقورباغهای را جستجو کنید.
۹ - لُب کلام؛ این موجود:
الف: از ماقبل تاریخ نیامده،
ب: خرچنگ نعل اسبی یا تریلوبیت نیست،
ج: از دوره دایناسورها بیتغییر نمانده،
د: سود و زیان خاصی ندارد،
ه: قدیمیترین جانور زمین نیست (درواقع قدمت همه جانداران زمین یک اندازه است)،
و: تعبیر فسیل زنده تعبیری دقیق و علمی نیست.
Instagram
ᴉʌɐɹsoɥʞ ɟɹǝ - عرڡاں حسروے
بازی جعل و جهل دوباره بهار آمد؛ مردم جانوری دیدند که برایشان عجیب بوده، پس شاهد گزارشهای ابلهانهای هستیم که یک سرش به بیسوادانی موسوم به «مدیر اداره فلان» میرسد و سر دیگرش به هالوهایی موسوم به «روزنامهنگار [مدعی علم، اما در حقیقت یاوه]» که مثل بز اخفش…
Forwarded from Nick Gorguin (Nick Gorguin)
در انقراضی که به دست ما انجام می شود چه اتفاقی برای خودمان خواهد افتاد؟ یک احتمال این است که ما هم بالاخره همراه با دگرگون ساختن طبیعت نابود شویم. با مختل کردن این نظام _نابود کردن جنگلهای بارانی، تغییر ترکیبات جوّی، اسیدی کردن اقیانوسها _ بقای خود را به خطر میاندازیم. وقتی انقراض گسترده به تحقق میپیوندد، قوی را به موقعيت ضعف میکشاند و ضعيف را نابود میکند. بشر با راندن گونههای دیگر به انقراض، شاخهای را که خود روی آن نشسته است، قطع میکند.
یک امکان دیگر این است که نبوغ انسانی بر هر فاجعهای که با نبوغ انسانی ایجاد شده چیره خواهد شد و بشر به بقای خود ادامه خواهد داد.
این کتاب در پی آن است که با گردآوری شواهد علمی از نقاط مختلف جهان نشان دهد که انقراض ششم چگونه سرنوشت حیات را رقم خواهد زد.
.
یک امکان دیگر این است که نبوغ انسانی بر هر فاجعهای که با نبوغ انسانی ایجاد شده چیره خواهد شد و بشر به بقای خود ادامه خواهد داد.
این کتاب در پی آن است که با گردآوری شواهد علمی از نقاط مختلف جهان نشان دهد که انقراض ششم چگونه سرنوشت حیات را رقم خواهد زد.
.
Forwarded from Nick Gorguin (Nick Gorguin)
از کتاب انقراض ششم
ترجمه نيک گرگين
واژۀ «آنتروپوسين» ابداع پاول کراتزن، شيمیدانان هلندی است.
«آنتروپوسين» نشان میدهد که عصر زمينشناسی کنونی از زوايای گوناگونی تحت تسلط بشر است».
تغييرات زمين از جمله شامل موارد زير میشود:
• فعاليت بشری بين يک سوم تا نيمی از سطح خشکی سياره را دگرگون کرده است.
• اغلب رودهای بزرگ جهان سدبندی يا منحرف شدهاند.
• نيتروژنی که کود گياهی توليد میکند بيشتر است از ميزان توليد طبيعی نيتروژن توسط تمام اکوسيستمهای خشکی.
• ماهيگيری بيش از يک سوم توليد اولية ماهی را از آبهای ساحلی اقيانوسها خارج میکند.
• بشر بيش از نيمی از آب تازة قابل دسترس را مصرف میکند.
مهمترين چيز اين است که انسانها ترکيب اتمسفر را تغيير دادهاند. به دليل ترکيب سوخت سنگوارهای و نابودی جنگلها، تمرکز دی اکسيد کربن در هوا طی دو قرن اخير بيش از چهل درصد افزايش داشته است، در حالیکه تمرکز گاز متان، که گاز گلخانهای باز هم قویتری است، بيش از ده برابر شده است.
شرايط اقليمی جهانی به دليل گازهايی که توسط بشر منتشر شده است، به ميزان برجستهای متفاوت از وضعيت طبيعی طی هزارههای بیشمار بوده است.
.
ترجمه نيک گرگين
واژۀ «آنتروپوسين» ابداع پاول کراتزن، شيمیدانان هلندی است.
«آنتروپوسين» نشان میدهد که عصر زمينشناسی کنونی از زوايای گوناگونی تحت تسلط بشر است».
تغييرات زمين از جمله شامل موارد زير میشود:
• فعاليت بشری بين يک سوم تا نيمی از سطح خشکی سياره را دگرگون کرده است.
• اغلب رودهای بزرگ جهان سدبندی يا منحرف شدهاند.
• نيتروژنی که کود گياهی توليد میکند بيشتر است از ميزان توليد طبيعی نيتروژن توسط تمام اکوسيستمهای خشکی.
• ماهيگيری بيش از يک سوم توليد اولية ماهی را از آبهای ساحلی اقيانوسها خارج میکند.
• بشر بيش از نيمی از آب تازة قابل دسترس را مصرف میکند.
مهمترين چيز اين است که انسانها ترکيب اتمسفر را تغيير دادهاند. به دليل ترکيب سوخت سنگوارهای و نابودی جنگلها، تمرکز دی اکسيد کربن در هوا طی دو قرن اخير بيش از چهل درصد افزايش داشته است، در حالیکه تمرکز گاز متان، که گاز گلخانهای باز هم قویتری است، بيش از ده برابر شده است.
شرايط اقليمی جهانی به دليل گازهايی که توسط بشر منتشر شده است، به ميزان برجستهای متفاوت از وضعيت طبيعی طی هزارههای بیشمار بوده است.
.
🥗 نئاندرتالها از سبزیجات پخته هم استفاده میکردند.
✍ نویسنده: پالاب گش
🔸 یک مطالعه روی بقایای نئاندرتال ها حاکیست که این موجودات گیاهان و سبزیجات را می پخته و مصرف میکردند.
🔹 محققان در آمریکا دانه های مواد گیاهی پخته را لای دندان های نئاندرتال ها یافته اند.
🔸 این اولین بار است که تایید می شود رژیم غذایی نئاندرتال ها فقط به گوشت محدود نمی شده و کاملتر از آنچه تاکنون تصور می شد بوده است.
🔹 تصور عمومی از نئاندرتال ها، به عنوان موجوداتی شدیدا گوشتخوار حاصل شواهد جسته گریخته بوده است. تحلیل شیمیایی استخوان های آنها حاکی از آن است که میزان مصرف سبزیجات توسط آنها کم یا صفر بوده است.
🔸این اتکای ظاهری بر گوشت از سوی برخی به عنوان علل انقراض انسان نئاندرتال مطرح شده است. براساس این نظریه با از میان رفتن ماموت ها با شروع عصر یخ، نئاندرتال از یک منبع مهم غذایی محروم شدند.
🔹اما تحلیلی از بقایای نئاندرتال ها از سراسر جهان، شواهد مستقیمی که ناقض این نظریه است یافته است. محققان دریافتند که دانه های فسیل شده مواد گیاهی لای دندان های آنها وجود دارد و بعضی از آنها پخته است.
🔸هرچند گردهای گیاهی قبلا در محل های زندگی و اجاق های نئاندرتال ها پیدا شده بود، اما تاکنون شواهد روشنی از تغذیه این انسان ها از مواد گیاهی به دست نیامده بود.
🔹 پروفسور الیسون بروکس از دانشگاه جورج واشنگتن به بی بی سی گفت: “ما قبلا گردهای گیاهی را در محل زندگی نئاندرتال ها پیدا کرده بودیم، اما نمی شد گفت که آیا آنها گیاهان را می خورده اند یا روی آن می خوابیده اند یا چه استفاده دیگری از آن می کردند.”
🔸“اما اینجا در این مورد می بینیم که مقدار کمی گیاه در دهان آنها هست بنابراین می دانیم که نئاندرتال ها آن را به عنوان غذا می خورده اند.”
🔹 سوالی که این مطالعه پیش می آورد این است که چرا مطالعات شیمیایی به روی نئاندرتال ها تا این حد به خطا رفته است. به گفته پروفسور بروکس، در این مطالعات میزان پروتئینی اندازه گیری می شد که به تصور محققان منبع آن گوشت بوده است.
🔸 او گفت: “ما مایل به این فرض بودیم که اگر ارزش زیادی برای پروتئین در رژیم غذایی قائل باشید، منبع این پروتئین باید گوشت باشد. اما … این امکان هست که بخشی از پروتئین موجود در رژیم این موجودات از گیاهان می آمده است.”
🔹 این مطالعه تحقیقی است که حکایت از آن دارد که نئاندرتال ها بیش از آنکه موجوداتی وحشی و بی رحم باشند، شبیه به ما بوده اند.
🆔: @iran_evolution
✍ نویسنده: پالاب گش
🔸 یک مطالعه روی بقایای نئاندرتال ها حاکیست که این موجودات گیاهان و سبزیجات را می پخته و مصرف میکردند.
🔹 محققان در آمریکا دانه های مواد گیاهی پخته را لای دندان های نئاندرتال ها یافته اند.
🔸 این اولین بار است که تایید می شود رژیم غذایی نئاندرتال ها فقط به گوشت محدود نمی شده و کاملتر از آنچه تاکنون تصور می شد بوده است.
🔹 تصور عمومی از نئاندرتال ها، به عنوان موجوداتی شدیدا گوشتخوار حاصل شواهد جسته گریخته بوده است. تحلیل شیمیایی استخوان های آنها حاکی از آن است که میزان مصرف سبزیجات توسط آنها کم یا صفر بوده است.
🔸این اتکای ظاهری بر گوشت از سوی برخی به عنوان علل انقراض انسان نئاندرتال مطرح شده است. براساس این نظریه با از میان رفتن ماموت ها با شروع عصر یخ، نئاندرتال از یک منبع مهم غذایی محروم شدند.
🔹اما تحلیلی از بقایای نئاندرتال ها از سراسر جهان، شواهد مستقیمی که ناقض این نظریه است یافته است. محققان دریافتند که دانه های فسیل شده مواد گیاهی لای دندان های آنها وجود دارد و بعضی از آنها پخته است.
🔸هرچند گردهای گیاهی قبلا در محل های زندگی و اجاق های نئاندرتال ها پیدا شده بود، اما تاکنون شواهد روشنی از تغذیه این انسان ها از مواد گیاهی به دست نیامده بود.
🔹 پروفسور الیسون بروکس از دانشگاه جورج واشنگتن به بی بی سی گفت: “ما قبلا گردهای گیاهی را در محل زندگی نئاندرتال ها پیدا کرده بودیم، اما نمی شد گفت که آیا آنها گیاهان را می خورده اند یا روی آن می خوابیده اند یا چه استفاده دیگری از آن می کردند.”
🔸“اما اینجا در این مورد می بینیم که مقدار کمی گیاه در دهان آنها هست بنابراین می دانیم که نئاندرتال ها آن را به عنوان غذا می خورده اند.”
🔹 سوالی که این مطالعه پیش می آورد این است که چرا مطالعات شیمیایی به روی نئاندرتال ها تا این حد به خطا رفته است. به گفته پروفسور بروکس، در این مطالعات میزان پروتئینی اندازه گیری می شد که به تصور محققان منبع آن گوشت بوده است.
🔸 او گفت: “ما مایل به این فرض بودیم که اگر ارزش زیادی برای پروتئین در رژیم غذایی قائل باشید، منبع این پروتئین باید گوشت باشد. اما … این امکان هست که بخشی از پروتئین موجود در رژیم این موجودات از گیاهان می آمده است.”
🔹 این مطالعه تحقیقی است که حکایت از آن دارد که نئاندرتال ها بیش از آنکه موجوداتی وحشی و بی رحم باشند، شبیه به ما بوده اند.
🆔: @iran_evolution