🧬 منشا زندگی
◀️ قسمت اول: زمین و سوپ بنیادین حیات
🔹 شواهد علمی نشان میدهند زمین و دیگر سیارات منظومه شمسی در حدود ۴/۶ میلیارد سال قبل، از طریق متراکم شدن ابر گستردهای از گرد و غبار و سنگها تشکیل شدهاند که خورشید جوان را احاطه کرده بودند.
🔸این مطلب که حیات در طی صد ملیون سال اول شکل گرفته و حفظ شده باشد، غیرمحتمل به نظر میرسد. زیرا در این زمان، هنوز سیاره توسط قطعات بسیار بزرگی از سنگها و یخهای باقی مانده از هنگام شکل گیری منظومه شمسی، بمباران میشد. این برخوردها گرمای کافی برای بخار کردن تمامی آب در دسترس را فراهم کرده و از تشکیل دریاها جلوگیری میکردند.
🔹احتمالا این مرحله در حدود ۳.۹ تا ۴.۲ میلیارد سال قبل پایان یافت. هنگامی که بمباران زمین اولیه رو به کاهش نهاد، شرایط موجود در سیاره با آنچه که تاکنون وجود دارد، بسیار متفاوت بود.
🔸احتمالا اتمسفر اولیه غلیظی از آب بخار تشکیل شد و ترکیبات متنوعی شامل نیتروژن و اکسیدهای آن، کربن دی اکسید، متان، آمونیاک، هیدروژن و هیدروژن سولفید از طریق فورانهای آتش فشانی در آن آزاد شدند. با سرد شدن زمین بخار آب متراکم شد و به صورت اقیانوسهایی در آمد، و بیشتر هیدروژن به سرعت در فضا پراکنده شد.
🔹در دهه ۱۹۲۰، شیمیدان روسی آپارین و دانشمند انگلیسی هالدین به طور مستقل چنین فرض کردند که اتمسفر اولیه زمین دارای یک محیط کاهنده (الکترون دهنده یا احیایی) بوده است که در آن ترکیبات آلی میتوانستند از مولکولهای ساده تشکیل یابند. انرژی مورد نیاز برای این سنتز آلی میتوانست از آذرخش و تابش شدید اشعه فرابنفش (UV) فراهم شود. به گمان هالدین، اقیانوسهای اولیه محلولی از مولکولهای آلی یا یک «سوپ بنیادین» بودند که حیات از آنها سرچشمه گرفت.
🔸در سال ۱۹۵۳ استنلی میلر و هارولد یوری، از دانشگاه شیکاگو، فرضیه آپارین-هالدین را از طریق ایجاد شرایط آزمایشگاهی مشابه با آنچه که به تصور دانشمندان آن دوره، در زمین اولیه وجود داشت، آزمودند.محصول دستگاه آنها، آمینواسیدهای متنوعی بود که امروزه در موجودات زنده یافت میشود و در کنار آنها نیز ترکیبات آلی دیگری به دست آمد. تاکنون محققین در آزمایشگاههای زیادی، با استفاده از اتمسفرهای متفاوتی، این تجربه را تکرار کردهاند. در برخی از مدلهای تعدیل شده آنها نیز ترکیبات آلی تولید شدهاند.
ادامه 👇
◀️ قسمت اول: زمین و سوپ بنیادین حیات
🔹 شواهد علمی نشان میدهند زمین و دیگر سیارات منظومه شمسی در حدود ۴/۶ میلیارد سال قبل، از طریق متراکم شدن ابر گستردهای از گرد و غبار و سنگها تشکیل شدهاند که خورشید جوان را احاطه کرده بودند.
🔸این مطلب که حیات در طی صد ملیون سال اول شکل گرفته و حفظ شده باشد، غیرمحتمل به نظر میرسد. زیرا در این زمان، هنوز سیاره توسط قطعات بسیار بزرگی از سنگها و یخهای باقی مانده از هنگام شکل گیری منظومه شمسی، بمباران میشد. این برخوردها گرمای کافی برای بخار کردن تمامی آب در دسترس را فراهم کرده و از تشکیل دریاها جلوگیری میکردند.
🔹احتمالا این مرحله در حدود ۳.۹ تا ۴.۲ میلیارد سال قبل پایان یافت. هنگامی که بمباران زمین اولیه رو به کاهش نهاد، شرایط موجود در سیاره با آنچه که تاکنون وجود دارد، بسیار متفاوت بود.
🔸احتمالا اتمسفر اولیه غلیظی از آب بخار تشکیل شد و ترکیبات متنوعی شامل نیتروژن و اکسیدهای آن، کربن دی اکسید، متان، آمونیاک، هیدروژن و هیدروژن سولفید از طریق فورانهای آتش فشانی در آن آزاد شدند. با سرد شدن زمین بخار آب متراکم شد و به صورت اقیانوسهایی در آمد، و بیشتر هیدروژن به سرعت در فضا پراکنده شد.
🔹در دهه ۱۹۲۰، شیمیدان روسی آپارین و دانشمند انگلیسی هالدین به طور مستقل چنین فرض کردند که اتمسفر اولیه زمین دارای یک محیط کاهنده (الکترون دهنده یا احیایی) بوده است که در آن ترکیبات آلی میتوانستند از مولکولهای ساده تشکیل یابند. انرژی مورد نیاز برای این سنتز آلی میتوانست از آذرخش و تابش شدید اشعه فرابنفش (UV) فراهم شود. به گمان هالدین، اقیانوسهای اولیه محلولی از مولکولهای آلی یا یک «سوپ بنیادین» بودند که حیات از آنها سرچشمه گرفت.
🔸در سال ۱۹۵۳ استنلی میلر و هارولد یوری، از دانشگاه شیکاگو، فرضیه آپارین-هالدین را از طریق ایجاد شرایط آزمایشگاهی مشابه با آنچه که به تصور دانشمندان آن دوره، در زمین اولیه وجود داشت، آزمودند.محصول دستگاه آنها، آمینواسیدهای متنوعی بود که امروزه در موجودات زنده یافت میشود و در کنار آنها نیز ترکیبات آلی دیگری به دست آمد. تاکنون محققین در آزمایشگاههای زیادی، با استفاده از اتمسفرهای متفاوتی، این تجربه را تکرار کردهاند. در برخی از مدلهای تعدیل شده آنها نیز ترکیبات آلی تولید شدهاند.
ادامه 👇
فرگشت ، تحول گونهها
◀️ شبیهسازی سوپ بنیادین حیات در آزمایش میلر و یوری 🆔: @iran_evolution
🔹با این حال اینکه اتمسفر زمین جوان، متان و آمونیاک کافی برای کاهنده بودن را دارا بوده یا خیر، روشن نیست.
🔸براساس شواهد افزونتر، گمان میرود که اتمسفر اولیه اساساَ از نیتروژن و کربن دی اکسید تشکیل یافته بود و حالت کاهنده یا اکساینده (الکترون گیرنده) نداشته است. آزمایشهایی از نوع تجربه میلر-یوری که با بکارگیری چنین اتمسفرهایی «خنثی» انجام گرفتهاند نیز، منجر به به تولید مولکولهای آلی شدهاند.
🔹با این حال احتمالاَ «بستههای» کوچکی از اتمسفر اولیه -شاید نزدیک به دهانههای آتشفانی- حالت کاهندگی داشتهاند.
🔸ترکیبات آلی اولیه در زمین، شاید به جای تشکیل در اتمسفر، نزدیک آتشفشانهایی زیر آب و محافظ موجود در اعماق دریا، یعنی جایی که آب گرم و مواد معدنی جوشیده و به اقیانوس فوران میکردند، ساخته شدهاند.
🔹در آزمایشی که در سال ۲۰۰۸ برای آزمودن این فرضیه آتش فشانی اتمسفر انجام شد، محققان با استفاده از تجهیزات مدرن مولکولهایی که میلر در یکی از آزمایشات خود به دست آورده بود را دوباره بررسی کردند. این آزمایش نشان داد که آمینواسیدهای متعدد تحت شرایطی ساخته شده بود که مشابه با یک فوران انفجاری بود.
🔸آزمایشهایی از نوع آزمایشهای میلر-یوری ثابت میکنند که ساخت غیرزیستی مولکولهای آلی نیز امکان پذیر است.
🔹آنالیز ترکیب شیمیایی شهاب سنگها نیز این نظر را تایید میکنند. در بین شهابسنگهایی که بر زمین فرود آمدهاند، کندریتهایی کربنی هم وجود دارند.
🔸آنها سنگهایی هستند ۱ تا ۲ درصد جرم آنها را ترکیبات کربنی تشکیل میدهند. در سال ۱۹۶۹، در استرالیای جنوبی قطعاتی از یک کندریت ۴.۵ میلیارد ساله جمع آوری شد که حاوی بیش از ۸۰ آمینواسید بود و بعضی از آنها مقادیر فراوانی داشتند.
🔹نسبتهای این آمینواسیدها بطور جالب توجهی مشابه نسبتهایی بود که در آزمایش میلر-یوری حاصل شده بود. آمینواسیدهای کندریت نمیتوانند آلودگیهای زمینی باشند زیرا دارای نسبت برابری از ایزومرهای D و L هستند. موجودات زنده بجز چند مورد استثنا، همگی ایزومرهای L را ساخته و مورد استفاده قرار میدهند.
🔸وجود مولکولهای آلی کوچک، مانند آمینواسیدها، برای ظهور زندگیای که ما میشناسیم کافی نیست. هر سلول دارای یک مجموعه گسترده و منظم از درشت مولکولها، شامل آنزیمها و دیگر پروتئینها و نوکلئیک اسیدهایی است که برای خودهمانندسازی ضروری هستند. آیا چنین درشت مولکولهایی میتوانستند در زمین اولیه شکل گرفته باشند؟ محققین از طریق چکاندن محلولهای حاوی آمینواسیدها بر روی شن، خاک رس یا سنگ داغ، پلی مرهای آمینواسیدی ساختهاند. پلی مرها بدون کمک آنزیمها یا ریبوزومها بطور خودبخودی تشکیل شدند. اما بر خلاف پروتئینها، این پلی مرها مخلوط پیچیدهای از آمینواسیدهای با اتصال عرضی هستند، و هر پلی مر با سایرین متفاوت است. با این وجود، ممکن است چنین مولکولهایی برای انواع گوناگونی از واکنشها در سطح زمین اولیه، به عنوان کاتالیست ضعیف عمل کرده باشند.
✅ برگرفته از وبسایت روزداروین
📚 منبع: بیولوژی کمپبل
🆔: @iran_evolution
#ادامه_دارد
🔸براساس شواهد افزونتر، گمان میرود که اتمسفر اولیه اساساَ از نیتروژن و کربن دی اکسید تشکیل یافته بود و حالت کاهنده یا اکساینده (الکترون گیرنده) نداشته است. آزمایشهایی از نوع تجربه میلر-یوری که با بکارگیری چنین اتمسفرهایی «خنثی» انجام گرفتهاند نیز، منجر به به تولید مولکولهای آلی شدهاند.
🔹با این حال احتمالاَ «بستههای» کوچکی از اتمسفر اولیه -شاید نزدیک به دهانههای آتشفانی- حالت کاهندگی داشتهاند.
🔸ترکیبات آلی اولیه در زمین، شاید به جای تشکیل در اتمسفر، نزدیک آتشفشانهایی زیر آب و محافظ موجود در اعماق دریا، یعنی جایی که آب گرم و مواد معدنی جوشیده و به اقیانوس فوران میکردند، ساخته شدهاند.
🔹در آزمایشی که در سال ۲۰۰۸ برای آزمودن این فرضیه آتش فشانی اتمسفر انجام شد، محققان با استفاده از تجهیزات مدرن مولکولهایی که میلر در یکی از آزمایشات خود به دست آورده بود را دوباره بررسی کردند. این آزمایش نشان داد که آمینواسیدهای متعدد تحت شرایطی ساخته شده بود که مشابه با یک فوران انفجاری بود.
🔸آزمایشهایی از نوع آزمایشهای میلر-یوری ثابت میکنند که ساخت غیرزیستی مولکولهای آلی نیز امکان پذیر است.
🔹آنالیز ترکیب شیمیایی شهاب سنگها نیز این نظر را تایید میکنند. در بین شهابسنگهایی که بر زمین فرود آمدهاند، کندریتهایی کربنی هم وجود دارند.
🔸آنها سنگهایی هستند ۱ تا ۲ درصد جرم آنها را ترکیبات کربنی تشکیل میدهند. در سال ۱۹۶۹، در استرالیای جنوبی قطعاتی از یک کندریت ۴.۵ میلیارد ساله جمع آوری شد که حاوی بیش از ۸۰ آمینواسید بود و بعضی از آنها مقادیر فراوانی داشتند.
🔹نسبتهای این آمینواسیدها بطور جالب توجهی مشابه نسبتهایی بود که در آزمایش میلر-یوری حاصل شده بود. آمینواسیدهای کندریت نمیتوانند آلودگیهای زمینی باشند زیرا دارای نسبت برابری از ایزومرهای D و L هستند. موجودات زنده بجز چند مورد استثنا، همگی ایزومرهای L را ساخته و مورد استفاده قرار میدهند.
🔸وجود مولکولهای آلی کوچک، مانند آمینواسیدها، برای ظهور زندگیای که ما میشناسیم کافی نیست. هر سلول دارای یک مجموعه گسترده و منظم از درشت مولکولها، شامل آنزیمها و دیگر پروتئینها و نوکلئیک اسیدهایی است که برای خودهمانندسازی ضروری هستند. آیا چنین درشت مولکولهایی میتوانستند در زمین اولیه شکل گرفته باشند؟ محققین از طریق چکاندن محلولهای حاوی آمینواسیدها بر روی شن، خاک رس یا سنگ داغ، پلی مرهای آمینواسیدی ساختهاند. پلی مرها بدون کمک آنزیمها یا ریبوزومها بطور خودبخودی تشکیل شدند. اما بر خلاف پروتئینها، این پلی مرها مخلوط پیچیدهای از آمینواسیدهای با اتصال عرضی هستند، و هر پلی مر با سایرین متفاوت است. با این وجود، ممکن است چنین مولکولهایی برای انواع گوناگونی از واکنشها در سطح زمین اولیه، به عنوان کاتالیست ضعیف عمل کرده باشند.
✅ برگرفته از وبسایت روزداروین
📚 منبع: بیولوژی کمپبل
🆔: @iran_evolution
#ادامه_دارد
🧬 منشا زندگی
◀️ قسمت دوم: پروتوسلها
🔹 تولید مثل در وزیکولها که خودبهخود تقسیم میشوند.
🔸تمامی موجودات بایستی قادر به انجام تولید مثل و پردازش انرژی (متابولیسم) باشند. ادامه حیات بدون این دو عملکرد ممکن نیست.
🔹 مولکولهای DNA حامل اطلاعات ژنتیکی هستند، که شامل دستورالعملهای لازم برای همانندسازی دقیق خودشان، در طی همانندسازی، است. اما همانندسازی DNA به یک ماشین آنزیمی ماهر و در کنار آن به یک منبع غنی از واحدهای ساختمانی نوکلئوتیدی نیاز دارد که از طریق متابولیسم سلول فراهم میشود. این امر پیشنهاد میکند که احتمالاَ در پروتوسلهای ابتدایی، مولکولهای خودهمانندساز و یک منبع متابولیسمی از واحدهای ساختمانی، با یکدیگر ظهور پیدا کردهاند. چگونه چنین اتفاقی افتاد؟
🔸احتمالا این شرایط مورد نیاز در وزیکولها فراهم شده است. وزیکولها اجزای پر از مایعی هستند که توسط ساختاری شبه غشایی احاطه شده بودند.
🔹آزمایشهای اخیر نشان میدهند که وزیکولهای تولیدشده به روش غیر زیستی میتوانند بعضی از ویژگیهای مرتبط با حیات را نشان دهند، که شامل متابولیسم و تولید مثل ساده، و نیز حفظ تفاوت محیط شیمیایی داخلی با محیط شیمیایی اطراف است.
🔸به عنوان مثال، هنگامی که لیپیدها یا دیگر مولکولهای آلی به آب افزوده میشوند، وزیکولها میتوانند به طور خودبخودی تشکیل شوند.در این زمان، مولکولهای آبگریز در این مخلوط به صورت دولایه سازمان مییابند که شبیه به دولایه لیپیدی غشای پلاسمایی سلولهای امروزی است.
ادامه 👇
◀️ قسمت دوم: پروتوسلها
🔹 تولید مثل در وزیکولها که خودبهخود تقسیم میشوند.
🔸تمامی موجودات بایستی قادر به انجام تولید مثل و پردازش انرژی (متابولیسم) باشند. ادامه حیات بدون این دو عملکرد ممکن نیست.
🔹 مولکولهای DNA حامل اطلاعات ژنتیکی هستند، که شامل دستورالعملهای لازم برای همانندسازی دقیق خودشان، در طی همانندسازی، است. اما همانندسازی DNA به یک ماشین آنزیمی ماهر و در کنار آن به یک منبع غنی از واحدهای ساختمانی نوکلئوتیدی نیاز دارد که از طریق متابولیسم سلول فراهم میشود. این امر پیشنهاد میکند که احتمالاَ در پروتوسلهای ابتدایی، مولکولهای خودهمانندساز و یک منبع متابولیسمی از واحدهای ساختمانی، با یکدیگر ظهور پیدا کردهاند. چگونه چنین اتفاقی افتاد؟
🔸احتمالا این شرایط مورد نیاز در وزیکولها فراهم شده است. وزیکولها اجزای پر از مایعی هستند که توسط ساختاری شبه غشایی احاطه شده بودند.
🔹آزمایشهای اخیر نشان میدهند که وزیکولهای تولیدشده به روش غیر زیستی میتوانند بعضی از ویژگیهای مرتبط با حیات را نشان دهند، که شامل متابولیسم و تولید مثل ساده، و نیز حفظ تفاوت محیط شیمیایی داخلی با محیط شیمیایی اطراف است.
🔸به عنوان مثال، هنگامی که لیپیدها یا دیگر مولکولهای آلی به آب افزوده میشوند، وزیکولها میتوانند به طور خودبخودی تشکیل شوند.در این زمان، مولکولهای آبگریز در این مخلوط به صورت دولایه سازمان مییابند که شبیه به دولایه لیپیدی غشای پلاسمایی سلولهای امروزی است.
ادامه 👇
◀️ این وزیکول با ذرات خاک رس از نوع مونتموریلونیت همراه با آر.ان.ای(قسمتهای نارنجی) پوشانده شده است.
🆔: @iran_evolution
🆔: @iran_evolution
فرگشت ، تحول گونهها
◀️ این وزیکول با ذرات خاک رس از نوع مونتموریلونیت همراه با آر.ان.ای(قسمتهای نارنجی) پوشانده شده است. 🆔: @iran_evolution
🔸افزودن موادی مانند مونتموریلونیت (خاک رس معدنی نرمی که از طریق باد دادن خاکستر آتش فشانی به دست میآید)، سرعت خودگردایش گر وزیکولها را بسیار افزایش میدهد.
🔹این خاک رس که تصور میشود بر روی زمین اولیه وجود داشته است، سطحی را فراهم میآورد که مولکولهای آلی بر روی آن تجمع یافته و احتمال واکنش مولکولها با یکدیگر و تشکیل وزیکولها را افزایش میدهد.
🔸وزیکولهای تولید شده به روش غیرزیستی میتوانند به خودی خود «تولیدمثل» کنند. و میتوانند بدون رقیق شدن محتوایشان بزرگ شوند («رشد کنند») وزیکولها همچنین قادر به جذب ذرات مونتموریلونیت، از جمله ذرات پوشیده شده با RNA و دیگر مولکولهای آلی، هستند.
🔹در نهایت، آزمایشها نشان دادهاند که برخی وزیکولهای دولایه، نفوذپذیری انتخابی دارند و قادرند با استفاده از مواد خارجی، واکنشهای متابولیکی را انجام دهند که پیش نیاز مهم دیگری برای شکل گیری حیات است.
✅ برگرفته از وبسایت روزداروین
📚 منبع: بیولوژی کمپبل
🆔: @iran_evolution
🔹این خاک رس که تصور میشود بر روی زمین اولیه وجود داشته است، سطحی را فراهم میآورد که مولکولهای آلی بر روی آن تجمع یافته و احتمال واکنش مولکولها با یکدیگر و تشکیل وزیکولها را افزایش میدهد.
🔸وزیکولهای تولید شده به روش غیرزیستی میتوانند به خودی خود «تولیدمثل» کنند. و میتوانند بدون رقیق شدن محتوایشان بزرگ شوند («رشد کنند») وزیکولها همچنین قادر به جذب ذرات مونتموریلونیت، از جمله ذرات پوشیده شده با RNA و دیگر مولکولهای آلی، هستند.
🔹در نهایت، آزمایشها نشان دادهاند که برخی وزیکولهای دولایه، نفوذپذیری انتخابی دارند و قادرند با استفاده از مواد خارجی، واکنشهای متابولیکی را انجام دهند که پیش نیاز مهم دیگری برای شکل گیری حیات است.
✅ برگرفته از وبسایت روزداروین
📚 منبع: بیولوژی کمپبل
🆔: @iran_evolution
🧬 منشا زندگی
◀️ قسمت سوم: دنیای RNA
🔸نخستین ماده ژنتیکی احتمالا RNA بود، نه DNA. توماس چیس از دانشگاه کلرادو و سیدنی آلتمن از دانشگاه ییل، متوجه شدند RNA که دارای نقش اساسی در سنتز پروتئین است، میتواند چندین فعالیت کاتالیتیک شبه-آنزیمی نیز انجام دهد.
🔹چیس، این RNAهای کاتالیست را ریبوزیم نامید. برخی ریبوزیمها میتوانند به شرطی که بلوکهای ساختمانی نوکلئوتیدی برایشان فراهم باشد، نسخههای مکمل برای قطعههای کوتاه RNA بسازند.
🔸در آزمایشگاه، وقوع انتخاب طبیعی در سطح مولکولی، منجر به تولید ریبوزومهای خودهمانندساز گردیده است. چگونه چنین چیزی روی میدهد؟
🔹بر خلاف DNA دورشتهای که همیشه به شکل یک مارپیچ در میآید، مولکول RNA، اشکال سه بعدی متنوعی را که توسط نوکلئوتیدی آنها تعیین میشود، به خود میگیرند. در یک محیط معین، مولکولهای RNAیی که توالی بازی خاصی دارند، و در مقایسه با سایر توالیها سریعتر و با اشتباهات کمتری همانندسازی میکنند. با توجه به تنوع مولکولهای RNA، مولکولی که توالی آن بهترین تناسب را با محیط اطراف دارد و دارای فعالیت خود-کاتالیتیکی بیشتری است، اغلب همانندسازی بیشتری نیز خواهد داشت.
🔸زادههای حاصل از این مولکول RNA، همگی به یک «گونه» منفرد RNA تعلق نخواهند داشت بلکه شامل یک خانواده از مولکولهای RNA با خویشاوندی نزدیک به هم خواهند بود. علت این امر خطاهایی است که در طی کپی برداری رخ میدهند. یک اشتباه در کپی برداری میتواند منجر به ایجاد مولکولی شود که به علت شکل تاخوردگی خاص خود، پایداری بیشتر یا انطباق بهتری برای خودهمانند سازی، نسبت به توالی نیایی، دارد.
🔹شاید در زمین اولیه، رویدادهای انتخابی مشابهی انتخاب افتاده باشد. بر این اساس ممکن است یک «دنیای RNA» متفاوت با زیستشناسی مولکولی شناخته شده امروزی به وجود آمده باشد، که در آن مولکولهای RNA کوچکی که اطلاعات ژنتیکی را حمل میکردند، قادر به همانندسازی و ذخیر اطلاعات در پروتوسلهای حامل خود بودند.
🔸 یک پروتوسل دارای RNAی کاتالیتیک خودهمانندساز، با بسیاری از پروتوسلهای دیگر که حامل RNA نبوده و یا دارای RNAهای فاقد این قابلیتها بودند، متفاوت بود. در صورتی که این پروتوسل میتوانست رشد کند، تقسیم شود و مولکولهای RNA را به دخترهای خود انتقال دهد، دخترها دارای برخی ویژگیهای والد خود میشدند.
🔹اگر چه به احتمال زیاد اولین مورد از چنین پروتوسلهایی فقط مقدار کمی از اطلاعات ژنتیکی را که تعیین کننده تنها تعداد کمی خصوصیت بودند، حمل میکردند، اما همین مقدار کم هم به معنی شکل گیری وراثت در آنها بود و بنابراین میتوانستند تحت تاثیر انتخاب طبیعی قرار بگیرند.
🔸شمار پروتوسلهای موفق افزایش میافت زیرا میتوانستند مواد مورد نیاز خود را با کارایی بالاتری به دست آورند و تواناییهای خود را به نسل بعد انتقال دهند. شاید ظهور چنین پروتوسلهایی غیرممکن به نظر برسد، اما بخاطر داشته باشید که در حجم عظیم آب سطح زمین اولیه، هزاران میلیارد پروتوسل میتوانست وجود داشته باشد. حتی آنهایی که ظرفیت محدودی برای وراثت داشتند، نسبت به بقیه از امتیاز بسیار بزرگتری برخوردار بودند.
🔹زمانی که توالیهای RNAی حامل اطلاعات ژنتیکی در پروتوسلها ظاهر شدند بسیاری از تغییرات دیگر فراهم گردید. برای مثال RNA میتوانست الگویی باشد که نوکلئوتیدهای DNA از روی آن بهم متصل شوند. DNA دو رشتهای نسبت به RNA تک رشتهای شکننده و حساس، ذخیره بسیار پایدار تری برای اطلاعات ژنتیکی است.
🔸و با دقت بیشتری همانندسازی میکند. در کنار بزرگ شدن ژنوم از طریق مضاعف شدن ژنی و فرآیندهای دیگر و نیز با به رمز در آوردن بیشتر خصوصیات در پروتوسلها به صورت اطلاعات ژنتیکی، همانندسازی دقیق یک ضرورت میشد. شاید پس از ظهور DNA، مولکولهای RNA نقش امروزی خود را، به عنوان واسطههای ترجمه برنامههای ژنتیکی بر عهده گرفتند و «دنیای RNA» جای خود را به «دنیای DNA» داد.
✅ برگرفته از وبسایت روزداروین
📚 منبع: بیولوژی کمپبل
🆔: @iran_evolution
◀️ قسمت سوم: دنیای RNA
🔸نخستین ماده ژنتیکی احتمالا RNA بود، نه DNA. توماس چیس از دانشگاه کلرادو و سیدنی آلتمن از دانشگاه ییل، متوجه شدند RNA که دارای نقش اساسی در سنتز پروتئین است، میتواند چندین فعالیت کاتالیتیک شبه-آنزیمی نیز انجام دهد.
🔹چیس، این RNAهای کاتالیست را ریبوزیم نامید. برخی ریبوزیمها میتوانند به شرطی که بلوکهای ساختمانی نوکلئوتیدی برایشان فراهم باشد، نسخههای مکمل برای قطعههای کوتاه RNA بسازند.
🔸در آزمایشگاه، وقوع انتخاب طبیعی در سطح مولکولی، منجر به تولید ریبوزومهای خودهمانندساز گردیده است. چگونه چنین چیزی روی میدهد؟
🔹بر خلاف DNA دورشتهای که همیشه به شکل یک مارپیچ در میآید، مولکول RNA، اشکال سه بعدی متنوعی را که توسط نوکلئوتیدی آنها تعیین میشود، به خود میگیرند. در یک محیط معین، مولکولهای RNAیی که توالی بازی خاصی دارند، و در مقایسه با سایر توالیها سریعتر و با اشتباهات کمتری همانندسازی میکنند. با توجه به تنوع مولکولهای RNA، مولکولی که توالی آن بهترین تناسب را با محیط اطراف دارد و دارای فعالیت خود-کاتالیتیکی بیشتری است، اغلب همانندسازی بیشتری نیز خواهد داشت.
🔸زادههای حاصل از این مولکول RNA، همگی به یک «گونه» منفرد RNA تعلق نخواهند داشت بلکه شامل یک خانواده از مولکولهای RNA با خویشاوندی نزدیک به هم خواهند بود. علت این امر خطاهایی است که در طی کپی برداری رخ میدهند. یک اشتباه در کپی برداری میتواند منجر به ایجاد مولکولی شود که به علت شکل تاخوردگی خاص خود، پایداری بیشتر یا انطباق بهتری برای خودهمانند سازی، نسبت به توالی نیایی، دارد.
🔹شاید در زمین اولیه، رویدادهای انتخابی مشابهی انتخاب افتاده باشد. بر این اساس ممکن است یک «دنیای RNA» متفاوت با زیستشناسی مولکولی شناخته شده امروزی به وجود آمده باشد، که در آن مولکولهای RNA کوچکی که اطلاعات ژنتیکی را حمل میکردند، قادر به همانندسازی و ذخیر اطلاعات در پروتوسلهای حامل خود بودند.
🔸 یک پروتوسل دارای RNAی کاتالیتیک خودهمانندساز، با بسیاری از پروتوسلهای دیگر که حامل RNA نبوده و یا دارای RNAهای فاقد این قابلیتها بودند، متفاوت بود. در صورتی که این پروتوسل میتوانست رشد کند، تقسیم شود و مولکولهای RNA را به دخترهای خود انتقال دهد، دخترها دارای برخی ویژگیهای والد خود میشدند.
🔹اگر چه به احتمال زیاد اولین مورد از چنین پروتوسلهایی فقط مقدار کمی از اطلاعات ژنتیکی را که تعیین کننده تنها تعداد کمی خصوصیت بودند، حمل میکردند، اما همین مقدار کم هم به معنی شکل گیری وراثت در آنها بود و بنابراین میتوانستند تحت تاثیر انتخاب طبیعی قرار بگیرند.
🔸شمار پروتوسلهای موفق افزایش میافت زیرا میتوانستند مواد مورد نیاز خود را با کارایی بالاتری به دست آورند و تواناییهای خود را به نسل بعد انتقال دهند. شاید ظهور چنین پروتوسلهایی غیرممکن به نظر برسد، اما بخاطر داشته باشید که در حجم عظیم آب سطح زمین اولیه، هزاران میلیارد پروتوسل میتوانست وجود داشته باشد. حتی آنهایی که ظرفیت محدودی برای وراثت داشتند، نسبت به بقیه از امتیاز بسیار بزرگتری برخوردار بودند.
🔹زمانی که توالیهای RNAی حامل اطلاعات ژنتیکی در پروتوسلها ظاهر شدند بسیاری از تغییرات دیگر فراهم گردید. برای مثال RNA میتوانست الگویی باشد که نوکلئوتیدهای DNA از روی آن بهم متصل شوند. DNA دو رشتهای نسبت به RNA تک رشتهای شکننده و حساس، ذخیره بسیار پایدار تری برای اطلاعات ژنتیکی است.
🔸و با دقت بیشتری همانندسازی میکند. در کنار بزرگ شدن ژنوم از طریق مضاعف شدن ژنی و فرآیندهای دیگر و نیز با به رمز در آوردن بیشتر خصوصیات در پروتوسلها به صورت اطلاعات ژنتیکی، همانندسازی دقیق یک ضرورت میشد. شاید پس از ظهور DNA، مولکولهای RNA نقش امروزی خود را، به عنوان واسطههای ترجمه برنامههای ژنتیکی بر عهده گرفتند و «دنیای RNA» جای خود را به «دنیای DNA» داد.
✅ برگرفته از وبسایت روزداروین
📚 منبع: بیولوژی کمپبل
🆔: @iran_evolution
◀️ چرا میکروبها فرگشت مییابند تا ما رو بُکشند؟
🔹طبیعی است که میلی داشته باشیم فقط از نقطه نظر خودمان به بیماریها فکر کنیم: چه کاری میتوانیم انجام دهیم که خودمان را نجات دهیم و میکروبها را نابود کنیم؟ بگذار این بچههای شیطان را ساکت کنیم؛ گور پدر انگیزهشان! اما در طول زندگی به طورکلی، باید دشمن را شناخت تا بتوان او را شکست داد و این به ویژه در پزشکی صادق است. از این رو موقتاً تعصب انسانی خود را کنار میگذاریم و از منظر میکروبها به موضوع نگاه میکنیم.
🔸به هرحال، میکروبها همانقدر محصولی انتخاب طبیعی هستند که ما انسانها. میکروبها با بیمار کردن ما به شیوه های عجیب وغریب، مانند ایجاد زخم روی اندامهای تناسلی یا اسهال، چه نفع فرگشتی میبرند؟ و چرا میکروب ها فرگشت مییابند که ما را بکشند؟ این موضوع به نظر معما گونه میرسد و نتیجهی معکوس میدهد زیرا میکروبی که میزبان خود را میکشد خود را نیز میکشد.
🔹اساسا، میکروبها مانند سایر انواع دیگر موجودات فرگشت مییابند. فرگشت کارآمدترین شرایط را برای زادوولد افراد انتخاب و به آنها کمک میکند تا در مکانهای مناسب برای زندگی گسترش یابند. گسترش یک میکروب را از لحاظ ریاضی میتوان از تعداد قربانیان جدیدی تعیین کرد که توسط یک بیمار اولیه مبتلا میشوند. این تعداد به این بستگی دارد که هر قربانی تا چه زمان قادر به مبتلا کردن قربانیان جدید است و انتقالی مؤثر میکروب از یک قربانی به قربانی بعدی چگونه بوده است.
🔸میکروبها شیوههای متنوعی را برای گسترش خود از فردی به فرد دیگر، و از حیوانات به انسانها فرگشت بخشیدهاند. میکروبی که بهتر گسترش مییابد، زادوولد بهتری دارد و سرانجام انتخاب طبیعی آن را مطلوب تشخیصی میدهد. بسیاری از «نشانههای» بیماری ما عملاً بیانگر شیوههایی است که در آن چند میکروب باهوش بدن یا رفتار ما را به گونهایی تغییر میدهند تا ما انسانها برای پخش میکروب آمادهی خدمت شویم.
🔹بیدردسرترین روشی که میکروبی میتواند گسترش یابد، این است که فقط منتظر بماند تا به نحو منفعلانهیی به قربانی بعدی انتقال یابد. این استراتژییی است که میکروبها در پیش می گیرند: منتظر میمانند تا یک میزبان توسط میزبان دیگری خورده شود: مثلاً باکتری سالمونلا که با خوردن تخم مرغ یا گوشت آلوده به آن مبتلا میشویم؛ کرم تریشین به این شکل از خوکها به انسان میرسد که منتظر میماند خوکی را بکشیم و آن را بدون پخت مناسب بخوریم؛ و کرمی که عامل بیماری آنی ساکی یوسیز است، هرازگاه علاقهمندان ژاپنی و آمریکایی به غذای سوشی را با خام خوردن این ماهی آلوده میکند.
🔸این انگلها از خوردن حیوانی به انسان انتقال مییابند، اما ویروس عامل بیماری خنده (کورو) در ارتفاعات گینهی نو از فردی که خورده شده به فرد دیگر میرسد. انتقال این ویروس از طریق آدمخواری است: کودکان ارتفاعات این منطقه مرتکب این اشتباه مرگبار میشوند که انگشتان خود را پس از بازی با مغزهای خام میلیسند که مادرانشان تازه از قربانی مردهی کورو جدا و برای پختن آماده میکنند.
🔹برخی از میکروبها منتظر نمیمانند که میزبان قدیمی بمیرد و خورده شود، بلکه در بزاق حشرهیی که میزبان را گزیده سواری مجانی میگیرند و به این طریق به جستوجوی میزبان جدیدی میروند. سواری مجانی ممکن است توسط پشهها، ککها، شپش یا مگس تسهتسه که به ترتیب موجب سرایت مالاریا، طاعون، تیفوس یا بیماری خواب میشوند، انجام شود.
🔸کثیفترین حیله برای انتقالی منفعلانه توسط میکروبهایی تدارک دیده میشوند که از زنی به جنین آن انتقال مییابد و به این طریق نوزادان متولد نشده را مبتلا میکنند مثل میکروبهای عامل سیفلیس، سرخجه و اکنون ایدز. مجازاً باید گفت میکروبهای دیگر اوضاع را در اختیار خود میگیرند.
🔹آنها کالبد یا عادات میزبان خود را به طریقی تغییر میدهند که انتقالی خود را تسریع بخشند. از دیدگاه ما، زخمهای باز روی اندامهای تناسلی که ناشی از بیماریهای مقاربتی مانند سیفلیس هستند، یک بیحرمتی پنهان است. اما از منظر میکروبها، آنها فقط وسائل مفیدی هستند تا به کمک میزبان، میکروبها را به پیکر میزبان جدیدی تلقیح کند.
🔸ضایعات پوستی ناشی از آبله، میکروبها را با تماسی مستقیم یا غیرمستقیم پوست گسترش میدهد. (گاهی بسیار غیرمستقیم، مثلاً سفیدپوستان ایالات متحد که میخواستند سرخپوستان «جنگطلب» را نیست و نابود کنند، پتوهایی را به نشانهی هدیه نزد آنان میفرستادند که پیشتر بیماران مبتلا به آبله از آنها استفاده کرده بودند.)
🔹قویترین استراتژی را میکروبهای آنفلونزا، سرماخوردگی معمولی و سیاهسرفه به کار میگیرند: قربانی را وادار به عطسه یا سرفه میکنند و به این طریق ابری از میکروبها را به سمت میزبان جدیدی میفرستند.
ادامه 👇
🔹طبیعی است که میلی داشته باشیم فقط از نقطه نظر خودمان به بیماریها فکر کنیم: چه کاری میتوانیم انجام دهیم که خودمان را نجات دهیم و میکروبها را نابود کنیم؟ بگذار این بچههای شیطان را ساکت کنیم؛ گور پدر انگیزهشان! اما در طول زندگی به طورکلی، باید دشمن را شناخت تا بتوان او را شکست داد و این به ویژه در پزشکی صادق است. از این رو موقتاً تعصب انسانی خود را کنار میگذاریم و از منظر میکروبها به موضوع نگاه میکنیم.
🔸به هرحال، میکروبها همانقدر محصولی انتخاب طبیعی هستند که ما انسانها. میکروبها با بیمار کردن ما به شیوه های عجیب وغریب، مانند ایجاد زخم روی اندامهای تناسلی یا اسهال، چه نفع فرگشتی میبرند؟ و چرا میکروب ها فرگشت مییابند که ما را بکشند؟ این موضوع به نظر معما گونه میرسد و نتیجهی معکوس میدهد زیرا میکروبی که میزبان خود را میکشد خود را نیز میکشد.
🔹اساسا، میکروبها مانند سایر انواع دیگر موجودات فرگشت مییابند. فرگشت کارآمدترین شرایط را برای زادوولد افراد انتخاب و به آنها کمک میکند تا در مکانهای مناسب برای زندگی گسترش یابند. گسترش یک میکروب را از لحاظ ریاضی میتوان از تعداد قربانیان جدیدی تعیین کرد که توسط یک بیمار اولیه مبتلا میشوند. این تعداد به این بستگی دارد که هر قربانی تا چه زمان قادر به مبتلا کردن قربانیان جدید است و انتقالی مؤثر میکروب از یک قربانی به قربانی بعدی چگونه بوده است.
🔸میکروبها شیوههای متنوعی را برای گسترش خود از فردی به فرد دیگر، و از حیوانات به انسانها فرگشت بخشیدهاند. میکروبی که بهتر گسترش مییابد، زادوولد بهتری دارد و سرانجام انتخاب طبیعی آن را مطلوب تشخیصی میدهد. بسیاری از «نشانههای» بیماری ما عملاً بیانگر شیوههایی است که در آن چند میکروب باهوش بدن یا رفتار ما را به گونهایی تغییر میدهند تا ما انسانها برای پخش میکروب آمادهی خدمت شویم.
🔹بیدردسرترین روشی که میکروبی میتواند گسترش یابد، این است که فقط منتظر بماند تا به نحو منفعلانهیی به قربانی بعدی انتقال یابد. این استراتژییی است که میکروبها در پیش می گیرند: منتظر میمانند تا یک میزبان توسط میزبان دیگری خورده شود: مثلاً باکتری سالمونلا که با خوردن تخم مرغ یا گوشت آلوده به آن مبتلا میشویم؛ کرم تریشین به این شکل از خوکها به انسان میرسد که منتظر میماند خوکی را بکشیم و آن را بدون پخت مناسب بخوریم؛ و کرمی که عامل بیماری آنی ساکی یوسیز است، هرازگاه علاقهمندان ژاپنی و آمریکایی به غذای سوشی را با خام خوردن این ماهی آلوده میکند.
🔸این انگلها از خوردن حیوانی به انسان انتقال مییابند، اما ویروس عامل بیماری خنده (کورو) در ارتفاعات گینهی نو از فردی که خورده شده به فرد دیگر میرسد. انتقال این ویروس از طریق آدمخواری است: کودکان ارتفاعات این منطقه مرتکب این اشتباه مرگبار میشوند که انگشتان خود را پس از بازی با مغزهای خام میلیسند که مادرانشان تازه از قربانی مردهی کورو جدا و برای پختن آماده میکنند.
🔹برخی از میکروبها منتظر نمیمانند که میزبان قدیمی بمیرد و خورده شود، بلکه در بزاق حشرهیی که میزبان را گزیده سواری مجانی میگیرند و به این طریق به جستوجوی میزبان جدیدی میروند. سواری مجانی ممکن است توسط پشهها، ککها، شپش یا مگس تسهتسه که به ترتیب موجب سرایت مالاریا، طاعون، تیفوس یا بیماری خواب میشوند، انجام شود.
🔸کثیفترین حیله برای انتقالی منفعلانه توسط میکروبهایی تدارک دیده میشوند که از زنی به جنین آن انتقال مییابد و به این طریق نوزادان متولد نشده را مبتلا میکنند مثل میکروبهای عامل سیفلیس، سرخجه و اکنون ایدز. مجازاً باید گفت میکروبهای دیگر اوضاع را در اختیار خود میگیرند.
🔹آنها کالبد یا عادات میزبان خود را به طریقی تغییر میدهند که انتقالی خود را تسریع بخشند. از دیدگاه ما، زخمهای باز روی اندامهای تناسلی که ناشی از بیماریهای مقاربتی مانند سیفلیس هستند، یک بیحرمتی پنهان است. اما از منظر میکروبها، آنها فقط وسائل مفیدی هستند تا به کمک میزبان، میکروبها را به پیکر میزبان جدیدی تلقیح کند.
🔸ضایعات پوستی ناشی از آبله، میکروبها را با تماسی مستقیم یا غیرمستقیم پوست گسترش میدهد. (گاهی بسیار غیرمستقیم، مثلاً سفیدپوستان ایالات متحد که میخواستند سرخپوستان «جنگطلب» را نیست و نابود کنند، پتوهایی را به نشانهی هدیه نزد آنان میفرستادند که پیشتر بیماران مبتلا به آبله از آنها استفاده کرده بودند.)
🔹قویترین استراتژی را میکروبهای آنفلونزا، سرماخوردگی معمولی و سیاهسرفه به کار میگیرند: قربانی را وادار به عطسه یا سرفه میکنند و به این طریق ابری از میکروبها را به سمت میزبان جدیدی میفرستند.
ادامه 👇
🔹در واقع میکروب آنفولانزا، فرد بیمار را تبدیل به یک ماشین بیماریزا کرده و از طریق بیمار خود را پخش و منتشر میکند.
🔸به همین نحو، باکتری وبا قربانی خود را به اسهال شدیدی میاندازد تا باکتری را به منابع تامین آب انسانهای سالم (یعنی قربانیان بالقوه جدید) برساند، این در حالی است که ویروس عامل تب خونریزی کرهیی خود را از طریق ادرار موشها منتشر میسازد. در مورد تغییر رفتار میزبان، هیچ چیز با ویروس هاری قابل مقایسه نیست، چرا که نه تنها در بزاق سگ آلوده وارد میشود بلکه سگها را چنان از خودبیخود میکند که دیگران را گاز میگیرد و به این طریق بسیاری از قربانیان جدید را آلوده میکند.
🔹اما در مورد تلاش جسمانی از سوی میکروبها، مقام اولی هنوز در اختیار کرمهایی مانند کرم قلابدار و شیستوسوم است که فعالانه از طریق آب یا از راه خاک، که لارو آنها همراه فضولات قربانی قبلی در آنها دفع شده است، به پوست میزبان راه مییابند و در آن نقب میزنند.
🔸به این ترتیب، از دیدگاه ما، زخمهای اندام تناسلی، اسهال و سرفه «نشانه های بیماری» هستند. از منظر میکروبها، اینها استراتژیهای هوشمندانه تحولی برای انتقال میکروب است. همین است که میکروب علاقهمند است «ما را بیمار کند.»
🔹اما چرا میکروب آشکارا استراتژییی را در پیش میگیرد که نتیجهی معکوس میدهد و میزبان را میکشد؟ از منظر میکروب این امر فقط پیآمد یا عوارض جنبی و ناخواستهی نشانههایی در میزبان است که کار انتقال مؤثر میکروب را پیش برده است! بله، بیمار مبتلا به وبا، که معالجه نشده، شاید سرانجام از اسهالی شدید با سرعت چندین گالن در روز بمیرد.
🔸با این همه، دست کم برای مدتی، تا زمانی که بیمار هنوز زنده است، باکتری وبا از این که به طور گسترده به منابع آب قربانی بعدی انتقال داده میشود و سود میبرد در صورتی که هر قربانی از این طریق بتواند بهطور متوسط بیش از یک قربانی جدید را مبتلا کند، باکتری پخش خواهد شد حتی اگر نخستین میزبان بمیرد.
📚 منبع: کتاب اسلحه، میکروب و فولاد
✍ نویسنده: جرد دایموند
📄 مترجم: حسن مرتضوی
🆔: @iran_evolution
🔸به همین نحو، باکتری وبا قربانی خود را به اسهال شدیدی میاندازد تا باکتری را به منابع تامین آب انسانهای سالم (یعنی قربانیان بالقوه جدید) برساند، این در حالی است که ویروس عامل تب خونریزی کرهیی خود را از طریق ادرار موشها منتشر میسازد. در مورد تغییر رفتار میزبان، هیچ چیز با ویروس هاری قابل مقایسه نیست، چرا که نه تنها در بزاق سگ آلوده وارد میشود بلکه سگها را چنان از خودبیخود میکند که دیگران را گاز میگیرد و به این طریق بسیاری از قربانیان جدید را آلوده میکند.
🔹اما در مورد تلاش جسمانی از سوی میکروبها، مقام اولی هنوز در اختیار کرمهایی مانند کرم قلابدار و شیستوسوم است که فعالانه از طریق آب یا از راه خاک، که لارو آنها همراه فضولات قربانی قبلی در آنها دفع شده است، به پوست میزبان راه مییابند و در آن نقب میزنند.
🔸به این ترتیب، از دیدگاه ما، زخمهای اندام تناسلی، اسهال و سرفه «نشانه های بیماری» هستند. از منظر میکروبها، اینها استراتژیهای هوشمندانه تحولی برای انتقال میکروب است. همین است که میکروب علاقهمند است «ما را بیمار کند.»
🔹اما چرا میکروب آشکارا استراتژییی را در پیش میگیرد که نتیجهی معکوس میدهد و میزبان را میکشد؟ از منظر میکروب این امر فقط پیآمد یا عوارض جنبی و ناخواستهی نشانههایی در میزبان است که کار انتقال مؤثر میکروب را پیش برده است! بله، بیمار مبتلا به وبا، که معالجه نشده، شاید سرانجام از اسهالی شدید با سرعت چندین گالن در روز بمیرد.
🔸با این همه، دست کم برای مدتی، تا زمانی که بیمار هنوز زنده است، باکتری وبا از این که به طور گسترده به منابع آب قربانی بعدی انتقال داده میشود و سود میبرد در صورتی که هر قربانی از این طریق بتواند بهطور متوسط بیش از یک قربانی جدید را مبتلا کند، باکتری پخش خواهد شد حتی اگر نخستین میزبان بمیرد.
📚 منبع: کتاب اسلحه، میکروب و فولاد
✍ نویسنده: جرد دایموند
📄 مترجم: حسن مرتضوی
🆔: @iran_evolution
«من پیشنهاد میکنم ما اول به وضعیت بد سیارهٔ خودمان رسیدگی کنیم قبل از اینکه برای اثبات تکبرمان، تمدنهای به شدت ناقصمان را به سیارههای دیگر ارسال کنیم، حتی اگر این سیارهها کاملاً خالی از سکنه باشند».
پاتریک استوارت
🆔: @iran_evolution
پاتریک استوارت
🆔: @iran_evolution
Forwarded from کانال علمی بیگ بنگ
یک کرم احتمالا جد مشترک همه جانوران زمین است!
دانشمندان که این یافتهها را از روی فسیلی در استرالیا کشف کرده اند میگویند کرم “ایکاریا واریوتیا”نخستین دوسوئه یا ارگانیسم در جهان است که احتمالا نیای بیشتر جانوران از جمله دایناسورها است.
دوسوئیان به همه موجوداتی که به صورت متقارن از دو طرف ساختار بدن خود به شکل صعودی و نزولی برای حرکت استفاده میکنند، گفته میشود. این موجودات ممکن است از هر دو طرف بدن خود برای حرکت رو به جلو (داشتن دو سر) استفاده کنند. زیستشناسان فرگشتی با توجه به ژنتیک حیوانات مدرن پیشبینی میکردند که قدیمیترین جد همه دو سوئیان دارای اندام کوچک و سر راست با ارگانهای حسی ابتدایی بوده است.
دانشمندان با استفاده از یک اسکنر لیزری سه بعدی ساختار این جاندار قدیمی را بررسی کردند. آنها دریافتند این حیوان که در بستر دریا می زیسته است، بین ۲تا۷ میلی متر طول و حدود ۱ تا ۲/۵ میلیمتر عرض داشته و احتمالا به اندازۀ یک دانه برنج بوده است...
جزئیات بیشتر در سایت:
bigbangpage.com/?p=91120
🆔 @big_bangpage
دانشمندان که این یافتهها را از روی فسیلی در استرالیا کشف کرده اند میگویند کرم “ایکاریا واریوتیا”نخستین دوسوئه یا ارگانیسم در جهان است که احتمالا نیای بیشتر جانوران از جمله دایناسورها است.
دوسوئیان به همه موجوداتی که به صورت متقارن از دو طرف ساختار بدن خود به شکل صعودی و نزولی برای حرکت استفاده میکنند، گفته میشود. این موجودات ممکن است از هر دو طرف بدن خود برای حرکت رو به جلو (داشتن دو سر) استفاده کنند. زیستشناسان فرگشتی با توجه به ژنتیک حیوانات مدرن پیشبینی میکردند که قدیمیترین جد همه دو سوئیان دارای اندام کوچک و سر راست با ارگانهای حسی ابتدایی بوده است.
دانشمندان با استفاده از یک اسکنر لیزری سه بعدی ساختار این جاندار قدیمی را بررسی کردند. آنها دریافتند این حیوان که در بستر دریا می زیسته است، بین ۲تا۷ میلی متر طول و حدود ۱ تا ۲/۵ میلیمتر عرض داشته و احتمالا به اندازۀ یک دانه برنج بوده است...
جزئیات بیشتر در سایت:
bigbangpage.com/?p=91120
🆔 @big_bangpage
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔮 این یک کهکشان نیست، فعالیت شگفت انگیز سلول عصبی مغز است که با سرعت ۶۰ فریم بر ثانیه ثبت شده است.
🆔: @iran_evolution
🆔: @iran_evolution
🐒 فکر میکنید حیوانها کثیفند؟
🔸تحقیقی در دانشگاه نورث کارولینا میگوید لانه شامپانزهها از تختخواب انسان تمیزتر است.
🔹شامپانزهها هر روز با برگ تازه برای خودشان رختخواب تمیز درست میکنند.
https://www.nationalgeographic.com/news/2018/05/chimpanzee-animals-beds-health/
🆔: @iran_evolution
🔸تحقیقی در دانشگاه نورث کارولینا میگوید لانه شامپانزهها از تختخواب انسان تمیزتر است.
🔹شامپانزهها هر روز با برگ تازه برای خودشان رختخواب تمیز درست میکنند.
https://www.nationalgeographic.com/news/2018/05/chimpanzee-animals-beds-health/
🆔: @iran_evolution
🔴 ریش مردان بیشتر از موی سگ حاوی میکروب است
🔹پژوهشگران کلینیک «هیرس لاندن» در سوئیس با بررسی میزان باکتری در ریش ۱۸ مرد و موی ۳۰ سگ به این نتیجه رسیدند که ریش مردان باکتری بیشتری دارد.
🔸آنها این آزمایش را از طریق پویشگر ام آر آی انجام دادند و میزان آلودگی در پویشگری که توسط انسان و سگ استفاده شده را با آلودگی در دستگاهی که تنها توسط انسان استفاده شده مقایسه کرده اند.
🔹نتیجه آزمایش نشان داد تمامی مردان ریش دار حاوی میزان بالایی میکروب بودند، در حالی که تنها ۲۳ سگ از ۳۰ سگ آزمایش شده دارای باکتری بودند. حتی، میزان میکروب در ریش هفت تن از مردان به قدری بالا بود که احتمال داشت به بیماری فرد منجر شوند.
🔸پویشگری که تنها توسط انسان استفاده شده بود نیز میزان آلودگی بالاتری نسبت به پویشگری که سگ و انسان در آن آزمایش شده بودند داشت.
پژوهشگران پس از انجام این آزمایش به این نتیجه رسیدند که میزان باکتری موجود در ریش مردان به مراتب بیشتر از میزان میکروب در همان اندازه موی سگ هاست و این میکروب ها اغلب برای انسان بیماری زا است.
🔹آنها می گویند در آینده این آزمایش را با موی سر زنان تکرار می کنند، اما گمان می کنند به نتیجه ای مشابه دست پیدا کنند.
https://www.livescience.com/65293-beards-are-super-germy.html
🆔: @iran_evolution
🔹پژوهشگران کلینیک «هیرس لاندن» در سوئیس با بررسی میزان باکتری در ریش ۱۸ مرد و موی ۳۰ سگ به این نتیجه رسیدند که ریش مردان باکتری بیشتری دارد.
🔸آنها این آزمایش را از طریق پویشگر ام آر آی انجام دادند و میزان آلودگی در پویشگری که توسط انسان و سگ استفاده شده را با آلودگی در دستگاهی که تنها توسط انسان استفاده شده مقایسه کرده اند.
🔹نتیجه آزمایش نشان داد تمامی مردان ریش دار حاوی میزان بالایی میکروب بودند، در حالی که تنها ۲۳ سگ از ۳۰ سگ آزمایش شده دارای باکتری بودند. حتی، میزان میکروب در ریش هفت تن از مردان به قدری بالا بود که احتمال داشت به بیماری فرد منجر شوند.
🔸پویشگری که تنها توسط انسان استفاده شده بود نیز میزان آلودگی بالاتری نسبت به پویشگری که سگ و انسان در آن آزمایش شده بودند داشت.
پژوهشگران پس از انجام این آزمایش به این نتیجه رسیدند که میزان باکتری موجود در ریش مردان به مراتب بیشتر از میزان میکروب در همان اندازه موی سگ هاست و این میکروب ها اغلب برای انسان بیماری زا است.
🔹آنها می گویند در آینده این آزمایش را با موی سر زنان تکرار می کنند، اما گمان می کنند به نتیجه ای مشابه دست پیدا کنند.
https://www.livescience.com/65293-beards-are-super-germy.html
🆔: @iran_evolution
Live Science
Men's Beards Contain More Harmful Bacteria Than Dogs' Fur, Small Study Suggests
A small European study has found that the average man's beard is more replete with human-pathogenic bacteria than the dirtiest part of a dog's fur.
Forwarded from كاوه مدنى | Kaveh Madani
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در #روز_زمین یادمان باشد که این انسان ها هستند که برای بقا به زمین نیازمندند. زمین بدون ما هم می تواند به حیات خود ادامه دهد.
🌏 @KavehMadani
🌏 @KavehMadani
✅ نئاندرتالها خلاق بودهاند
📃منبع: روزنامه جامجم
📝 مترجم: آتنا حسنآبادی
🔹 مطالعات انجام شده توسط باستانشناسان دانشگاه لستر انگلیس نشان میدهد نئاندرتالها آنچنان که تصور میشده کندذهن و کودن نبودهاند.
🔸دکتر تری هاپکینسون، مدرس دانشکده باستانشناسی و تاریخ باستانی دانشگاه لستر میگوید: انسانهای نئاندرتال از تصویر کلیشهای که در ذهن همه ما هست فاصله زیادی داشته و نه تنها کودن نبوده بلکه انسانهای خلاق و نوآوری بودهاند.
🔹نئاندرتالها گونه خواهری انسانهای هوشمند یا همان گونه انسانهای امروزی بوده که در اروپا و اواسط دوره پالئولیتیک یا همان دوره پارینه سنگی که حدود ۳۰۰ هزار سال قبل آغاز شد، میزیستهاند.
🔸انسان نئاندرتالبسیاری بر این باورند که در این دوران به لحاظ فرهنگی و تکاملی شاهد رویداد قابل توجه و خاصی نبودهایم. در حال حاضر دکتر هاپکینسون این موضوع را به چالش کشیده و نشان داده این موضوع با یافتههای باستانشناسی او تناسب و تطابق چندانی ندارد.
🔹او معتقد است نئاندرتالهای اولیه، فناوریهای تولید ابزارهای سنگی جدید را ابداع کرده و پس از آن هم با چالشهای زیست محیطی که باعث از بین رفتن اجداد آنها یعنی انسان هایدلبرگی شد، مواجه بودهاند. تمرکز نظریههای متعارف کنونی بیشتر روی نوآوریهای ابزارهای پس از آن دوره، یعنی حدود ۴۰ هزار سال پیش است که
در نهایت به دورهای رسید که انسانهای مدرن امروزی جایگزین نئاندرتالها شدند.
🔸در رابطه با این موضوع که ذهن انسانهای مدرن امروزی همانند سوئیچی بود که حدود ۵۰ هزار سال قبل در آفریقا فعال شد، اتفاق نظر وجود دارد. بسیاری از صفات مدرن امروزی مانند استفاده از سنگ آسیاب یا بازی شکار بزرگ حدود ۳۰۰ هزار سال قبل در آفریقا شروع شد.
🔹این امر در اروپا و در مورد نئاندرتالها هم اتفاق افتاد و تجمع تدریجی فناوری کمکم آغاز شد. نئاندرتالها نهتنها فناوریهای قدیمی ابزار سنگی برای ایجاد روشهای جدید استفاده از ابزار را به شکلی خلاقانه با هم ترکیب کردند، بلکه از غرب اروپا به نواحی مرکزی و شرقی اروپا، مکانی که اجداد آنها قادر به سکونت در آنجا نبودند، مهاجرت کردند.
🔸گسترش نئاندرتالها به سمت شرق اروپا نشان میدهد آنها قادر به کنترل زندگی خود و زمینهای تحت تملکشان در محیطی بشدت فصلی بودهاند.
🔹تاکنون تصور عمومی بر این بود که نئاندرتالها فاقد قدرت نوآوری و خلاقیت که معمولا به انسانهای اندیشهورز امروزی نسبت داده میشود، بودهاند. با توجه به شواهدی که مبنی بر خلاقیت نئاندرتالها کشف شده بسیار سخت است آنها را از مفهوم بشریت مستثنا کرد و به دور دانست.
🆔: @iran_evolution
📃منبع: روزنامه جامجم
📝 مترجم: آتنا حسنآبادی
🔹 مطالعات انجام شده توسط باستانشناسان دانشگاه لستر انگلیس نشان میدهد نئاندرتالها آنچنان که تصور میشده کندذهن و کودن نبودهاند.
🔸دکتر تری هاپکینسون، مدرس دانشکده باستانشناسی و تاریخ باستانی دانشگاه لستر میگوید: انسانهای نئاندرتال از تصویر کلیشهای که در ذهن همه ما هست فاصله زیادی داشته و نه تنها کودن نبوده بلکه انسانهای خلاق و نوآوری بودهاند.
🔹نئاندرتالها گونه خواهری انسانهای هوشمند یا همان گونه انسانهای امروزی بوده که در اروپا و اواسط دوره پالئولیتیک یا همان دوره پارینه سنگی که حدود ۳۰۰ هزار سال قبل آغاز شد، میزیستهاند.
🔸انسان نئاندرتالبسیاری بر این باورند که در این دوران به لحاظ فرهنگی و تکاملی شاهد رویداد قابل توجه و خاصی نبودهایم. در حال حاضر دکتر هاپکینسون این موضوع را به چالش کشیده و نشان داده این موضوع با یافتههای باستانشناسی او تناسب و تطابق چندانی ندارد.
🔹او معتقد است نئاندرتالهای اولیه، فناوریهای تولید ابزارهای سنگی جدید را ابداع کرده و پس از آن هم با چالشهای زیست محیطی که باعث از بین رفتن اجداد آنها یعنی انسان هایدلبرگی شد، مواجه بودهاند. تمرکز نظریههای متعارف کنونی بیشتر روی نوآوریهای ابزارهای پس از آن دوره، یعنی حدود ۴۰ هزار سال پیش است که
در نهایت به دورهای رسید که انسانهای مدرن امروزی جایگزین نئاندرتالها شدند.
🔸در رابطه با این موضوع که ذهن انسانهای مدرن امروزی همانند سوئیچی بود که حدود ۵۰ هزار سال قبل در آفریقا فعال شد، اتفاق نظر وجود دارد. بسیاری از صفات مدرن امروزی مانند استفاده از سنگ آسیاب یا بازی شکار بزرگ حدود ۳۰۰ هزار سال قبل در آفریقا شروع شد.
🔹این امر در اروپا و در مورد نئاندرتالها هم اتفاق افتاد و تجمع تدریجی فناوری کمکم آغاز شد. نئاندرتالها نهتنها فناوریهای قدیمی ابزار سنگی برای ایجاد روشهای جدید استفاده از ابزار را به شکلی خلاقانه با هم ترکیب کردند، بلکه از غرب اروپا به نواحی مرکزی و شرقی اروپا، مکانی که اجداد آنها قادر به سکونت در آنجا نبودند، مهاجرت کردند.
🔸گسترش نئاندرتالها به سمت شرق اروپا نشان میدهد آنها قادر به کنترل زندگی خود و زمینهای تحت تملکشان در محیطی بشدت فصلی بودهاند.
🔹تاکنون تصور عمومی بر این بود که نئاندرتالها فاقد قدرت نوآوری و خلاقیت که معمولا به انسانهای اندیشهورز امروزی نسبت داده میشود، بودهاند. با توجه به شواهدی که مبنی بر خلاقیت نئاندرتالها کشف شده بسیار سخت است آنها را از مفهوم بشریت مستثنا کرد و به دور دانست.
🆔: @iran_evolution
#سوال
اول مرغ بوده یا تخممرغ؟
#پاسخ
این سوال غلط است . زیرا پاسخ دهنده را در بین دو انتخاب که هیچکدام درست نیستند قرار میدهد در حالی که سناریوهای دیگری برای پاسخ وجود دارد.
دراثر جابجائی ژنی بتدریج تخم گذاری هم درطول۳۵۰ ملیون سال ایجاد شد. دایناسورها هم تخمگذار بودند و پرندگان فرگشت یافته دایناسورها هستند.
اول دایناسورهایی فرگشت یافتند که تخم گذاری هم میکردند و بعد پرندگان از آنها منشعب شدند.
با تشکر از فرازتد
🆔: @iran_evolution
اول مرغ بوده یا تخممرغ؟
#پاسخ
این سوال غلط است . زیرا پاسخ دهنده را در بین دو انتخاب که هیچکدام درست نیستند قرار میدهد در حالی که سناریوهای دیگری برای پاسخ وجود دارد.
دراثر جابجائی ژنی بتدریج تخم گذاری هم درطول۳۵۰ ملیون سال ایجاد شد. دایناسورها هم تخمگذار بودند و پرندگان فرگشت یافته دایناسورها هستند.
اول دایناسورهایی فرگشت یافتند که تخم گذاری هم میکردند و بعد پرندگان از آنها منشعب شدند.
با تشکر از فرازتد
🆔: @iran_evolution
Forwarded from دانش، آگاهی
جناب دکتر حسام نوذری اخیرا و البته در دفعات متعدد در گفتگو های صوتی خود فرموده اند که رفتار های انسان ارتباطی به سیستم ژنتیک ندارد و به جای آن رفتارهای انسان را اینگونه تببین فرموده اند:
رفتارهای ما یک پیکر آسمانی هستند(1:04)
توانایی های انسان یک پیکر آسمانی هستند (5:17)
انعطاف پذیری در مغز به ایمجاناسیون (تصویر سازی) حیات داده و انسان به یک مقام خاص رسیده (5:56)
(زمان های صوت مشخص شده)
برای یک نمونه ساده از نقش سیستم ژنتیک در رفتار، به هورمون بسیار معروف اکسیتوسین اشاره می کنم.
اکسیتوسین (به انگلیسی: Oxytocin) یک هورمون است که در هیپوتالاموس تولید می شود و در رفتارهای اجتماعی و غیر اجتماعی بسیار زیادی تاثیر دارد. اکسیتوسین یکی از نمونه های بدیهی نقش یک ساختار مولکولی در رفتارهای انسان و پستانداران است. مقالات فراوانی در این مورد وجود دارد و جزء بدیهیات این حوزه محسوب میشود
https://scholar.google.co.uk/scholar?q=Oxytocin+and+behavior&hl=en&as_sdt=0&as_vis=1&oi=scholart
بدیهی است که نقشه تولید و کنترل این هورمون مانند سایر اجزاء بدن در سیستم ژنتیک نهفته است اما برای اینکه بیشتر به اشتباهات دکتر حسام نوذری پی ببرید کافیست نقش بیان ژن های مختلف را در شبکه مسیرهای اکسیتوسین در مغز انسان ببینید مقاله ای که در سال 2019 در نشریه نیچر منتشر شده است
یک مطالعه بسیار ساده بین این مطالب، نشان می دهد که نحوه بیان یک ژن و در حالت کلی ساختار ژنتیکی به عنوان دستورالعمل سازنده همه اجزاء بدن چگونه میتواند تاثیر مستقیم در رفتارها داشته باشد.
نقش این هورمون و تاثیر بیان ژن بر آن تنها یک نمونه بسیار معروف و شاخص برای رد این ادعای غلط بود.
https://bit.ly/35OtnwE
https://www.nature.com/articles/s41467-019-08503-8
@daneshagahi
رفتارهای ما یک پیکر آسمانی هستند(1:04)
توانایی های انسان یک پیکر آسمانی هستند (5:17)
انعطاف پذیری در مغز به ایمجاناسیون (تصویر سازی) حیات داده و انسان به یک مقام خاص رسیده (5:56)
(زمان های صوت مشخص شده)
برای یک نمونه ساده از نقش سیستم ژنتیک در رفتار، به هورمون بسیار معروف اکسیتوسین اشاره می کنم.
اکسیتوسین (به انگلیسی: Oxytocin) یک هورمون است که در هیپوتالاموس تولید می شود و در رفتارهای اجتماعی و غیر اجتماعی بسیار زیادی تاثیر دارد. اکسیتوسین یکی از نمونه های بدیهی نقش یک ساختار مولکولی در رفتارهای انسان و پستانداران است. مقالات فراوانی در این مورد وجود دارد و جزء بدیهیات این حوزه محسوب میشود
https://scholar.google.co.uk/scholar?q=Oxytocin+and+behavior&hl=en&as_sdt=0&as_vis=1&oi=scholart
بدیهی است که نقشه تولید و کنترل این هورمون مانند سایر اجزاء بدن در سیستم ژنتیک نهفته است اما برای اینکه بیشتر به اشتباهات دکتر حسام نوذری پی ببرید کافیست نقش بیان ژن های مختلف را در شبکه مسیرهای اکسیتوسین در مغز انسان ببینید مقاله ای که در سال 2019 در نشریه نیچر منتشر شده است
یک مطالعه بسیار ساده بین این مطالب، نشان می دهد که نحوه بیان یک ژن و در حالت کلی ساختار ژنتیکی به عنوان دستورالعمل سازنده همه اجزاء بدن چگونه میتواند تاثیر مستقیم در رفتارها داشته باشد.
نقش این هورمون و تاثیر بیان ژن بر آن تنها یک نمونه بسیار معروف و شاخص برای رد این ادعای غلط بود.
https://bit.ly/35OtnwE
https://www.nature.com/articles/s41467-019-08503-8
@daneshagahi